بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
ترجمه کلمه Pig به فارسی با مثالهای کاربردی
خوک حیوانی است که معمولاً در مزرعه نگهداری میشود و از گوشت آن استفاده میکنند. به گوشت خوک، «پورک» گفته میشود. محصولات مختلفی مانند بیکن، گوشتهای نمکسود، دنده، سوسیس و ژامبون از این حیوان به دست میآید. این فرآوردهها در خیلی از کشورهای دنیا طرفدار دارند، اما در فرهنگ اسلامی، خوردن گوشت خوک حرام است.
گاهی از کلمه «خوک» برای توصیف افراد هم استفاده میشود؛ مثلاً وقتی کسی کثیف است یا رفتار نامناسبی دارد.
مثالها:
– او مثل خوک غذا میخورد.
– از خودت خوک نساز! (یعنی زیادهروی نکن.)
– او در خوردن زیادهروی کرد.
– اتاقش بهقدری شلوغ و کثیف است که انگار طویلهٔ خوکهاست.
– ما در مهمانی با ولع پیتزا خوردیم (که کار بدی هم نیست!).
🔹 برخی اصطلاحات دیگر با کلمه خوک:
– عرقم مثل خوک دراومده! (یعنی خیلی عرق کردم.)
– میشود به خوک هم رژلب زد، اما در نهایت باز همان خوک است. (یعنی ظاهر چیزی را عوض کردن، ماهیتش را تغییر نمیدهد.)
– تظاهرات آرام بود تا اینکه پلیسها رسیدند. (در اینجا pigs به پلیس گفته شده.)
– رئیس ونسا یک مرد متعصب و تحقیرکننده زنان است.
🔹 کاربردهای دیگر:
– قلک، وسیلهای برای پسانداز پول است.
– گاهی به توپ فوتبال «پوست خوک» میگویند، چون در گذشته رویه آن از پوست خوک ساخته میشد.
– او خواهرش را کول کرده است. (یعنی خواهر روی پشت او سوار است.)
– خوکچه هندی در واقع خوک نیست، بلکه یک نوع جونده است که بعضیها آن را حیوان خانگی نگه میدارند یا در آزمایشهای علمی از آن استفاده میکنند.
– به انگشتان پای بچهها گاهی «پنجههای کوچولو» میگویند.
فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههای انگلیسی که با حرف A آغاز میشوند را ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

دیدگاهتان را بنویسید