دسته: آموزش های هنری

  • بهترین سن برای شروع موسیقی

    بهترین سن برای شروع موسیقی

    یک سوال رایج بین کسانی که می‌خواهند موسیقی یاد بگیرند، این است که چه زمانی برای شروع مناسب است.
    اگرچه هر کس با توجه به توانایی‌ها و شرایط خود می‌تواند در هر سنی آموزش موسیقی را شروع کند، اما به طور کلی بهترین زمان برای آغاز آن، بر پایه بررسی‌های انجام شده، مربوط به یک محدوده سنی خاص است.
    در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بهترین سن برای شروع یادگیری هر ساز را خواهید شناخت.

    بهترین سن شروع موسیقی:

    پژوهشگران دانشگاه برکلی سن ایده‌آل برای آشنایی اولیه با موسیقی را بین ۲ تا ۳٫۵ سال می‌دانند. آن‌ها معتقدند آموزش سازهای ساده از ۳٫۵ تا ۵ سالگی می‌تواند آغاز شود و یادگیری سازهای پیچیده‌تر از ۵ سالگی به بعد مناسب است. کلاس‌های موسیقی برای کودکان ۲ تا ۳٫۵ سال بیشتر با هدف آشنا کردن آن‌ها با دنیای موسیقی برگزار می‌شود و جنبه آموزش رسمی ندارد. بسیاری از متخصصان نیز بر این باورند که این آشنایی حتی می‌تواند از دوران جنینی و زمانی که کودک در رحم مادر است، شروع شود.

    فواید موسیقی روی کودکان:

    موسیقی مزایای زیادی دارد که یکی از آنها توانایی نواختن ساز است.
    – کمک به رشد روابط اجتماعی کودکان
    – تقویت اعتماد به نفس
    – افزایش کارایی و توانایی‌های ذهنی
    – گسترش ارتباطات بین بخش‌های مختلف مغز
    – پرورش خلاقیت

    بهترین سن برای شروع موسیقی

    بهترین سن یادگیری انواع موسیقی:

    پیانو:

    بهترین زمان برای آغاز آموزش پیانو، معمولاً حدود چهار یا پنج سالگی در نظر گرفته می‌شود.

    گیتار بیس:

    یکی از اصلی‌ترین نکاتی که سن مناسب برای شروع یادگیری گیتار بیس را تعیین می‌کند، اندازه و ابعاد این ساز است. طول یک گیتار بیس معمولی حدود ۹۰ سانتی‌متر است. با این حال، بعضی از شرکت‌ها برای هنرجویان خردسال و کسانی که جثه کوچکی دارند، گیتار بیس‌های کوچکتری می‌سازند که اندازه آن‌ها تقریباً سه‌چهارم مدل استاندارد است.

    علاوه بر اندازه ساز، قدرت دست و انگشتان هنرجو نیز موضوع بسیار مهمی است. نوازنده باید بتواند با انگشتانش به اندازه کافی فشار وارد کند تا سیم‌های ساز را به درستی بنوازد. به همین دلایل، به طور کلی سن توصیه شده برای آغاز آموزش گیتار بیس، حدود ۸ یا ۹ سالگی در نظر گرفته می‌شود. در مقایسه، سن شروع مناسب برای گیتار معمولی، ۶ یا ۷ سالگی است.

    این تفاوت عمدتاً به خاطر اندازه بزرگ‌تر و سیم‌های کلفت‌تر و سنگین‌تر گیتار بیس نسبت به گیتار است. البته این یک قاعده کلی است و همیشه استثناهایی وجود دارد. برای مثال، ممکن است یک کودک ۹ ساله با جثه ریز نتواند گیتار بیس بنوازد، در حالی که یک کودک ۷ ساله با قد بلند‌تر بتواند این کار را به راحتی انجام دهد.

    گیتار:

    بهترین زمان برای آغاز یادگیری گیتار، معمولاً از حدود شش سالگی است. مهم‌ترین نکته در این زمینه، آمادگی و توانایی دست‌های هنرجو می‌باشد. البته این یک قاعده‌ی عمومی است و ممکن است یک کودک پنج ساله از لحاظ جسمی برای نواختن گیتار آماده باشد، در حالی که کودک هفت ساله‌ای با جثه‌ی کوچک‌تر، هنوز توانایی لازم را نداشته باشد.

    درامز:

    برای شروع یادگیری درامز نمی‌توان سن دقیق و ثابتی را مشخص کرد. به طور معمول، حدود هفت سالگی زمان مناسبی برای آغاز این ساز است. اما مهم‌تر از سن، چند ویژگی دیگر است که نشان می‌دهد یک کودک آمادگی یادگیری درامز را دارد یا نه. اولین و اصلی‌ترین نکته، توانایی دست‌های کودک است. آیا دستان او به قدری قوی هست که بتواند چوب‌های درامز را به خوبی در دست بگیرد و کنترل کند؟ عامل مهم دیگر، سطح رشد و پختگی هنرجوی کوچک است.

    خوانندگی:

    گاهی پدر و مادرها، با دیدن اشتیاق فرزندشان به آواز و موسیقی، به این فکر می‌افتند که او را در کلاس‌های آموزش خوانندگی ثبت‌نام کنند. حتی برخی والدین می‌خواهند فرزند سه یا چهار ساله‌ی خود را به چنین کلاس‌هایی بفرستند. اما باید توجه داشت که شروع آموزش خوانندگی در این سنین، معمولاً نتیجه‌ی مطلوبی نخواهد داشت. بهترین زمان برای یادگیری اصولی خوانندگی، پس از سن بلوغ است. کیفیت صدا و توانایی‌های حنجره با گذشت زمان و رشد جسمی کامل‌تر می‌شود؛ به همین دلیل، خوانندگی در سال‌های بالاتر مناسب‌تر است.

  • با پدر سمفونی جهان آشنا شوید

    با پدر سمفونی جهان آشنا شوید

    موسیقی کلاسیک از سبک‌های بسیار مهم و پرطرفدار در دنیای موسیقی است. یوزف هایدن یکی از بنیانگذاران اصلی این سبک شناخته می‌شود. در این نوشته از وبلاگ آنبین، قصد داریم شما را با یوزف هایدن، که او را پدر سمفونی جهان می‌نامند، آشنا کنیم. همراه ما بمانید.

    یوزف هایدن

    یوزف هایدن در سی‌ویکم ماه مارس سال ۱۷۳۲ در یک روستای کوچک به نام روهرو در کشور اتریش به دنیا آمد. او را به عنوان خالق و بنیان‌گذار فرم‌های مهمی مانند سمفونی و قطعات چهارنوازی برای سازهای زهی می‌شناسند. هایدن آهنگساز و موسیقی‌دانی اتریشی بود که از پایه‌های اصلی موسیقی کلاسیک به شمار می‌رود. او همچنین یکی از پرکارترین و درخشان‌ترین چهره‌های موسیقی در دوران خود بود.

    پدر سمفونی

    در دنیای موسیقی، از یوزف هایدن با عنوان پدر سمفونی یاد می‌شود. دلیل این نامگذاری این است که او را پایه‌گذار اصلی این سبک موسیقی می‌دانند و در طول زندگی خود ۱۰۴ سمفونی خلق کرد. نگاه هنری هایدن کاملاً با جریان هنر کلاسیک هماهنگ بود. در آثار او، نغمه‌ها و درون‌مایه‌ها کوتاه و ساده بودند و با مهارتی استادانه و استفاده از همنوایی‌های هوشمندانه، به قطعه‌هایی کامل در قالب‌های مختلف تبدیل می‌شدند.

    هایدن از یک سو استاد و راهنمای آهنگساز بزرگی مانند بتهوون بود و از سوی دیگر، نسل‌های بعدی مانند فرانتس شوبرت، مندلسون و برامس را تحت تأثیر سبک موسیقایی خود قرار داد. او همچنین استاد و دوست صمیمی آهنگساز نامدار، موتسارت، بود. هایدن بیشتر عمر طولانی خود را در اتریش سپری کرد و در زمان درگذشتش، یکی از مشهورترین آهنگسازان در سراسر اروپا به شمار می‌رفت.

    پدرش که شغل ساده‌ای داشت، از روی اعتقادات مذهبی، او را به گروه خوانندگان کلیسای محل فرستاد. در آنجا بود که رهبر گروه موسیقی کلیسای بزرگ وین، استعداد و کار او را دید و او را با خود به وین، پایتخت اتریش، برد.

    هادن در سال‌های نوجوانی با آموزش خصوصی موسیقی امرار معاش می‌کرد تا اینکه برای اولین‌بار، یکی از اشراف وین به نام مورتسین، او را به عنوان معلم خصوصی همسرش استخدام کرد.

    ازدواج

    با پدر سمفونی جهان آشنا شوید

    یوزف هایدن در ۲۸ سالگی ازدواج کرد. یک سال بعد، در ۱۷۶۱، به عنوان رهبر ارکستر کاخ خانواده اشرافی «استره‌ازی» در شهر آیزنشتات مجارستان استخدام شد. این خانواده از ثروتمندترین اربابان منطقه بودند.

    حامی هایدن، شاهزاده نیکولاس، دانش خوبی از موسیقی داشت و به کار این آهنگساز بااستعداد احترام می‌گذاشت. هایدن خود در این مورد گفته است: «اعلی‌حضرت از تمام کارهای من راضی بودند و همیشه مرا دلگرم می‌کردند. من به عنوان رهبر ارکستر، آزادی کامل داشتم تا هر آزمایشی که برای سنجش توانایی‌های نوازندگان لازم بود انجام دهم. می‌توانستم هر کسی را تغییر دهم و هر ایده جسورانه‌ای را امتحان کنم؛ انگار که از دنیای بیرون جدا بودم. هیچ کس جز خودم نمی‌توانست در کارم مانع ایجاد کند، پس طبیعتاً می‌توانستم تمام وجود و استعدادم را نشان دهم.»

    تون کوپمان درباره ارکستر هایدن در کاخ استره‌ازی می‌گوید: «در ارکستر هایدن بیشتر از سه یا چهار نوازنده ویلون اول وجود نداشت و سالن کنسرت کاخ هم فقط ظرفیت ۳۰۰ تا ۴۰۰ نفر را داشت. اما با این حال، هم نوازندگان بسیار ماهر بودند و هم اجراها فوق‌العاده، اگرچه در ابعادی کوچک برگزار می‌شد.»

    آشنایی با موتزارت

    هایدن به مدت سی سال در قصر مجارستان زندگی می‌کرد و فقط در فصل زمستان به شهر وین سفر می‌نمود. در یکی از همین سفرهای زمستانی به پایتخت بود که با موتزارت آشنا شد. رابطه این دو آن‌چنان صمیمی و عمیق بود که به گفته تون کوپمان: «موتزارت به او «پدر هایدن» می‌گفت. از قرار، منظورش این بود که از هایدن بیش از پدرش آموخته است.»

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در آشنایی با علامت دیز، هشتگ نت ها پیدا کنید.

    در سال ۱۷۹۱، هایدن که ۵۹ سال داشت، از مجارستان به پایتخت اتریش رفت و با پیشنهاد یک تهیه‌کننده مشهور آلمانی ساکن لندن به نام یوهان پتر سالومون، مجموعه‌ای سمفونی برای اجرا در انگلستان ساخت.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله ویژگی های پیش درآمد در موسیقی سنتی چیست؟ را مطالعه کنید.

    دوازده سمفونی او که با نام سمفونی‌های لندن شناخته می‌شوند، نقطه عطف مهمی در تاریخ موسیقی به شمار می‌روند. اویگن یوخوم، رهبر ارکستر سرشناس آلمانی، در این باره گفته است: «شکی نیست که او با این ۱۲ سمفونی، قله بلندی در موسیقی را فتح کرده و قطعه‌ای به نام سونات را در شکل نهایی خود تثبیت نموده است.»

    با این حال، هایدن تا به امروز نیز در میان دوستداران موسیقی کلاسیک، به عنوان یک نوآور مبتکر و استادی خوش‌ذوق شناخته می‌شود که در آثارش همواره می‌توان نکات تازه‌ای کشف کرد. او هنرمندی بود که با وجود اوج گرفتن در قله‌های هنر ناب، واقعیت‌های زندگی را فراموش نمی‌کرد و جدیت کار، شوخ‌طبعی را از او نمی‌گرفت.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره قمرالملوک وزیری، ام کلثوم ایران بیابید.

    سمفونی خداحافظی

    یکی از آثار معروف او «سمفونی خداحافظی» است. این قطعه داستان جالبی دارد: حامی و ارباب هایدن، شاهزاده اِستِرهازی، برای مدت‌های طولانی به نوازندگان ارکستر اجازه نمی‌داد به خانه‌های خود برگردند. هایدن برای بیان این درخواست به شیوه‌ای هنرمندانه، این سمفونی را تصنیف کرد. در بخش پایانی این اثر، هر نوازنده به نوبت شمع روی پایه‌ی خود را خاموش می‌کند و در سکوت، سالن را ترک می‌کند تا در پایان فقط هایدن به عنوان رهبر ارکستر باقی می‌ماند.

  • با یانی ،موسیقدان زنده جهان آشنا شوید

    با یانی ،موسیقدان زنده جهان آشنا شوید

    آیا تا به حال دیده‌اید کسی همزمان روی دو صفحه کلید پیانو بنوازد؟ این صحنه‌ها واقعاً تماشایی و هیجان‌انگیز هستند. شاید یکی از به‌یادماندنی‌ترین چهره‌های موسیقی در دوران ما، یانی باشد! جالب است بدانید که یانی به عنوان یکی از سرشناسترین موسیقیدانان جهان شناخته می‌شود. در ادامه این نوشته، بیشتر با زندگی و کارهای او آشنا خواهیم شد.

    یانی از کجا آغاز نمود؟

    یانی نواختن پیانو را از شش سالگی شروع کرد، اما همانند ونگلیس، آهنگساز هم‌وطن یونانی‌اش، هرگز به کلاس‌های رسمی آموزش پیانو نرفت. استعداد او تنها به موسیقی محدود نمی‌شد. در چهارده سالگی به شنا علاقه‌مند شد و در سال ۱۹۶۹ موفق شد رکورد ملی کشورش در رشتهٔ پنجاه متر آزاد مردان را ثبت کند.

    یانی در هجده سالگی یونان را به قصد ادامهٔ تحصیل ترک کرد و راهی آمریکا شد. او در سال ۱۹۷۶ مدرک کارشناسی خود را در رشتهٔ روانشناسی دریافت کرد. نخستین آلبوم او با نام «اپتیمیستیک» در سال ۱۹۸۰ آماده شد، اما انتشار آن تا سال ۱۹۸۴ به طول انجامید. در سال ۱۹۸۶، او اولین گروه موسیقی خود را همراه با جان تش و چارلی آدامز تشکیل داد و در این سال‌ها چندین آلبوم تولید کرد.

    با یانی ،موسیقدان زنده جهان آشنا شوید

    دوره سازندگی یانی

    دوره اوج خلاقیت یانی از سال ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۳ بود. او علاوه بر آلبوم‌های شخصی‌اش، قطعاتی برای برنامه‌های تلویزیونی، فیلم‌ها و تبلیغات تجاری نیز خلق کرد.

    در سال ۱۹۹۰، همکاری با ارکستر سمفونیک دالاس، فصل تازه‌ای در کارهای منحصربه‌فرد این آهنگساز گشود.

    این هنرمند نامدار، تور جهانی خود را بین سال‌های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۶ برگزار کرد که شامل کنسرت‌هایی در مکان‌های شگفت‌انگیزی مانند آکروپلیس یونان، معبد توجی در کیوتوی ژاپن، مکزیک، نیویورک و سالن رویال آلبرت لندن بود. یانی نخستین هنرمند غربی شد که پروژه‌ای ویژه در دو کشور هند و چین را عملی کرد. آلبوم «تریبیوت» در پاییز ۱۹۹۷ منتشر شد؛ موسیقی متمایز این آلبوم، حاصل الهام‌گیری او از همین دو سرزمین بود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در پنج اشتباه رایج گیتاریست ‌ها پیدا کنید.

    این پروژه با یک ارکستر ۴۵ نفره اجرا شد که نوازندگانی چیره‌دست و همچنین رهبر و تنظیم‌کننده‌ای ارمنی به نام آرمَن آناسیان در آن حضور داشتند. این گروه با انگیزه‌ای صلح‌جویانه و در پی ایجاد هماهنگی، این برنامه ویژه را اجرا کردند که حدود ۲۵۰ میلیون نفر از طریق تلویزیون آن را تماشا کردند.

    در این مقاله سوئیت ،مجموعه‌ای از چند موومان الهام گرفته از رقص اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای مطالعه بیشتر، به آیا جنس فرت ها درگیتار از نقره است؟ سری سر بزنید.

    درآمد این کنسرت به دستور یانی به حفظ و مرمت تاج‌محل و کمک به نیازمندان اهدا شد. یانی درباره این تجربه گفته است: چند سال قبل وقتی اجرای این برنامه مطرح شد، من درباره انجامش تردید داشتم، اما راستش نتیجه به شکل شگفت‌انگیزی موفقیت‌آمیز بود.

    موسیقی یانی

    موسیقی یانی ترکیبی از سبک‌های مختلف مانند جاز، موسیقی کلاسیک، راک ملایم و موسیقی ملل است و بیشتر قطعه‌های او بدون کلام و با سازهای مختلف اجرا می‌شوند. یانی با کنسرت معروف خود در آکروپولیس به شهرت جهانی دست یافت. این آلبوم زنده با فروش بیش از ۷ میلیون نسخه، به عنوان دومین کنسرت تصویری پرفروش در تاریخ شناخته می‌شود.

    بیشتر موفقیت او مدیون اجرای خاطره‌انگیزش در آکروپولیس یونان است که از آن به عنوان یکی از دیدنی‌ترین و زیباترین کنسرت‌های موسیقی یاد می‌کنند. این اجرا در ۶۵ کشور جهان پخش شد و حدود یک میلیارد نفر بیننده داشت.

    همچنین یانی برای اجرا در مکان‌های تاریخی و مشهور جهان شناخته شده است. او در مکان‌هایی مانند تاج محل در هند، شهر ممنوعه در چین، برج خلیفه در امارات، کاخ کرملین در روسیه، قلعه ال مورو در پوئرتوریکو، شهر باستانی جبیل در لبنان، تئاتر رومی کارتاژ در تونس، کاخ لاکشمی ویلاز در هند، اهرام مصر و ابوالهول بزرگ جیزه و نیز جبل القلعه در اردن کنسرت برگزار کرده است.

    ۱۶ آلبوم در رتبهٔ نخست

    یانی، موسیقیدان نام‌آشنا، دستاوردهای چشمگیری در عرصه موسیقی داشته است. حداقل ۱۶ آلبوم از او مقام اول را در بخش «بهترین آلبوم موسیقی عصر نو» مجله بیلبورد کسب کرده‌اند. همچنین دو آلبوم او با عنوان‌های «در زمان من» و «شهامت رویاپردازی» نامزد دریافت جایزه گرمی شده‌اند.

    تا پایان سال ۲۰۱۱، یانی کنسرت‌های زنده خود را در مقابل بیش از دو میلیون نفر در بیست کشور مختلف جهان اجرا کرده و آلبوم‌هایش بیش از بیست میلیون نسخه در سراسر جهان به فروش رسانده است. قطعات موسیقی او بارها در برنامه‌های شبکه‌های تلویزیونی و به ویژه در پوشش رویدادهای ورزشی استفاده شده و همواره در جذب کمک‌های مردمی برای شبکه‌های تلویزیونی عمومی نیز نقش مؤثری داشته‌اند.

    او در زمینه ساخت موسیقی فیلم نیز فعالیت داشته و آهنگسازی یک تبلیغ تلویزیونی برنده جایزه برای شرکت بریتیش اِروِیز را بر عهده داشته است. یانی در آثار خود، تلفیق موسیقی الکترونیک سینث‌سایزر با صدای ارکستر سمفونیک کامل را رواج داد. او در خلق آثارش از هنرمندانی با ملیت‌های مختلف بهره برده و از انواع سازهای منحصر به فرد و جالبی استفاده کرده است.

    با توجه به تأثیرپذیری او از فرهنگ‌های گوناگون جهان، بسیاری او را یک «هنرمند بی‌مرز و جهانی» می‌نامند. موسیقی او که بازتابی از فلسفه شخصی‌اش تحت عنوان «یک جهان، یک مردم» دانسته می‌شود، اغلب به عنوان «ترکیبی برگزیده از ملودی‌های فولکلور ملل» توصیف شده است.

    بزرگترن و مشهورترین آهنگساز قرن ۲۱

    با توجه به کارهای ارزشمند و استعدادهای چشمگیری که یانی در طول فعالیت هنری خود نشان داده، بسیاری او را بزرگ‌ترین و نام‌آورترین آهنگساز سده بیست و یکم می‌دانند. به بیان دیگر، او را تنها موسیقیدان برجسته زنده در جهان می‌نامند.
     

  • با ثروتنمدترین افراد فعال در حوزه موسیقی جهان آشنا شوید

    با ثروتنمدترین افراد فعال در حوزه موسیقی جهان آشنا شوید

    کسانی که در دنیای موسیقی کار می‌کنند، معمولاً فکر نمی‌کنند که هنر با پول و موفقیت مالی همراه باشد. اما این نوشته دیدگاه متفاوتی را نشان می‌دهد! در این بخش از وبلاگ آنبین، می‌خواهیم شما را با چند نفر از ثروتمندترین افراد در عرصه موسیقی جهان آشنا کنیم که ثروت هر کدام از آن‌ها بیش از ۵۰۰ میلیون دلار است. تا پایان این مطلب همراه ما بمانید.

    ثروتنمدترین افراد فعال در حوزه موسیقی جهان

    اندرو لوید وبر

    ثروتمندترین آهنگساز دنیا اندرو لوید وبر نام دارد. دارایی خالص او حدود ۱.۲۸ میلیارد دلار برآورد شده است. او به عنوان یک موسیقیدان، چهره‌ای بسیار شناخته شده در تئاترهای معروف برادوی است و آثارش سبک فیلم‌های موزیکال امروزی را شکل داده‌اند. وبر علاوه بر این‌ها، موفق به دریافت جایزه گرمی و چندین نامزدی دیگر نیز شده است.

    پل کارتنی

    ثروتمندترین افراد فعال در عرصه موسیقی جهان

    در رده دوم فهرست ثروتمندترین موسیقی‌دانان جهان، پل مک‌کارتنی از بریتانیا، عضو گروه مشهور بیتلز، قرار گرفته است.

    او آلبوم‌های پرشماری منتشر کرده که ۳۲ ترانه از آنها در فهرست ۱۰۰ آهنگ پرفروش بیلبورد جای گرفته‌اند. علاوه بر این، او مالک حقوق انتشار بیش از ۲۵٫۰۰۰ قطعه موسیقی است و نزدیک به شش دهه است که در این صنعت فعالیت می‌کند. با در نظر گرفتن این موفقیت‌ها، جای تعجب نیست که این هنرمند پیشکسوت بیتلز، با دارایی بیش از ۱٫۲ میلیارد دلار، در جایگاه دوم ثروتمندترین موسیقی‌دانان جهان ایستاده است.

    جی زی

    ثروتنمدترین افراد فعال در حوزه موسیقی جهان

    ثروتمندترین ستاره‌های موسیقی دنیا
    جی‌زی با دارایی خالص حدود ۹۰۰ میلیون دلار، سومین موسیقیدان ثروتمند جهان به شمار می‌رود. او در طول کارنامه هنری خود، ۱۹ بار جایزه گرمی را دریافت کرده و آلبوم‌هایش بیش از ۱۰۰ میلیون نسخه در جهان فروش داشته‌اند.
    البته هیچ هنرمندی فقط از راه فروش آلبوم به چنین ثروت عظیمی نمی‌رسد. تنها یک فرد با ذهن هوشمند مانند جی‌زی می‌تواند با سرمایه‌گذاری‌های تجاری و اقتصادی، امپراتوری بزرگی از ثروت برای خود بسازد.

    مدونا

    مدونا که به او “ملکه موسیقی پاپ” هم می‌گویند، تا به حال هفت جایزه گرمی و دو جایزه گولدن گلوب دریافت کرده است. او علاوه بر خوانندگی، ترانه هم می‌سراید، در فیلم‌ها بازی می‌کند و یک بیزنس‌وومَن بین‌المللی است. مدونا در سن ۵۹ سالگی، با ثروتی حدود ۸۵۰ میلیون دلار، از پولدارترین خواننده‌های دنیا به شمار می‌رود.

    هرب آلپرت

    هرب آلپرت یک موسیقیدان بسیار مشهور است که با دارایی حدود ۸۵۰ میلیون دلار، در رده چهارم ثروتمندترین هنرمندان موسیقی جهان قرار دارد.
    او کار خود را به عنوان آهنگساز و نوازنده در گروه “هرب آلپرت و تیخوانا براس” آغاز کرد. تا به امروز، پنج قطعه از ساخته‌های او در فهرست ۱۰۰ ترانه پرفروش مجله بیلبورد جای گرفته و همچنین موفق شده ۹ بار جایزه گرمی را دریافت کند.

    شان جان کامبز

    شان جان کامبز که با نام «دیدی» شناخته می‌شود، فعالیت هنری خود را در زمینه رپ و تهیه‌کنندگی موسیقی شروع کرد. ترانه‌هایی که او در دهه نود میلادی و سال‌های آغازین قرن بیست و یکم ارائه داد، مسیر موفقیتش را هموار کرد. امروز او با ثروت خالص حدود ۸۲۵ میلیون دلار، به عنوان پنجمین موسیقیدان ثروتمند جهان شناخته می‌شود.

    سلون دیون

    سلین دیون، خواننده سرشناس، با دارایی خالص حدود ۸۰۰ میلیون دلار، به عنوان ثروتمندترین خواننده زن در جهان و ششمین موسیقیدان ثروتمند دنیا شناخته می‌شود. بیشتر مردم او را با ترانه ماندگار «قلب من ادامه خواهد داد» (My Heart Will Go On) از فیلم «تایتانیک» در سال ۱۹۹۷ به خاطر می‌آورند. با این حال، کارهای دیگر هنری و فعالیت‌های موسیقایی او در طول دوران حرفه‌ای‌اش نیز به همان اندازه مهم و تاثیرگذار بوده‌اند.

    دکتر دری

    دکتر دری کار خود در دنیای موسیقی را با عضویت در گروه رپ N.W.A شروع کرد. این گروه به خاطر ترانه‌های صریح و روایت‌های بی‌پرده از واقعیت‌های زندگی شهرت داشت. او اکنون با دارایی حدود ۷۴۰ میلیون دلار، در رده هفتم ثروتمندترین نوازندگان و خوانندگان جهان قرار دارد. البته بخش قابل توجهی از این ثروت، حاصل سرمایه‌گذاری‌ها و کارهای او در زمینه‌هایی خارج از موسیقی است.

    بونو

    ثروتنمدترین افراد فعال در حوزه موسیقی جهان

    ثروتمندترین هنرمندان فعال در صنعت موسیقی جهان

    بونو، خواننده اصلی گروه یو۲، از مشهورترین چهره‌های موسیقی در زمانه ماست. او ترانه‌هایی با درون‌مایه سیاسی و ماندگار سروده که گاه بحث‌برانگیز بوده‌اند، به ویژه آن‌هایی که به درگیری‌های دیرینه بین ایرلند و بریتانیا می‌پردازند؛ درگیری‌هایی که ریشه‌ای چندصدساله دارند و در دهه‌های اخیر شدت آن‌ها کمتر شده است.

    علاوه بر شهرت در دنیای موسیقی، بونو به خاطر کارهای انسان‌دوستانه و فعالیت‌های تجاری موفقش نیز شناخته می‌شود. او با دارایی خالص حدود ۷۰۰ میلیون دلار، به عنوان هشتمین فرد ثروتمند در میان موسیقی‌دانان جهان محسوب می‌گردد.

    جولیو ایگلسیاس

    جولیو ایگلسیاس خواننده و ترانه‌سرای اسپانیایی است. برآوردها نشان می‌دهد او در طول سال‌های فعالیت هنری خود، بیش از پنج هزار کنسرت اجرا کرده که بیش از شصت میلیون نفر در پنج کشور مختلف، مخاطب این اجراها بوده‌اند. جولیو ایگلسیاس امروز با دارایی خالصی حدود ششصد میلیون دلار، در رده نهم ثروتمند‌ترین خوانندگان جهان قرار دارد.

    ماریا کری

    ماریا کری با دارایی خالص حدود ۵۳۵ میلیون دلار، در رده دهم ثروتمندترین موسیقی‌دانان جهان قرار دارد. برخلاف بیشتر هنرمندان هم‌رده خود، او تقریباً همه این ثروت را از راه کارهای موسیقایی و فیلم‌هایش کسب کرده است. ماریا کری دارای گستره صوتی کم‌نظیر پنج اکتاو و تارهای صوتی ویژه‌ای است؛ بنابراین جای شگفتی نیست که صدای دلنشین و آرامش‌بخش او، میلیون‌ها هوادار در سراسر دنیا برایش به ارمغان آورده است.

    دالی پارتن

    دالی پارتن، ستاره مشهور موسیقی کانتری، ۷۲ سال سن دارد. او از سال ۱۹۶۴ کار خوانندگی را شروع کرد. این هنرمند با ثروتی حدود ۵۰۰ میلیون دلار، امروز یکی از ثروتمندترین خوانندگان جهان به شمار می‌رود.

    بیانسه

    بیانسه که نام کامل او بیانسه جیزل نولز-کارتر است، یک هنرمند آمریکایی با ریشه‌های کلمبیایی است. او در زمینه‌های گوناگونی مانند خوانندگی، ترانه‌سرایی، رقص و بازیگری فعالیت دارد. شروع کار حرفه‌ای او با رهبری گروه موسیقی دستینی‌ز چایلد بود. بیانسه تاکنون موفق شده ۲۲ جایزه گرمی دریافت کند و از این نظر، رکورددار بیشترین تعداد برد در تاریخ این جایزه معتبر است. همچنین او با دارایی خالصی حدود ۵۰۰ میلیون دلار، در زمره ثروتمندترین خوانندگان جهان قرار دارد.

    گلوریا استفان

    گلوریا استفان یک هنرمند آمریکایی-کوبایی است که در زمینه‌های خوانندگی، ترانه‌سرایی، بازیگری و تجارت فعالیت دارد. او توانسته است چندین جایزه معتبر گرمی را از آن خود کند. گلوریا استفان با دارایی حدود ۵۰۰ میلیون دلار، امروزه در زمره ثروتمندترین خوانندگان جهان قرار دارد.

  • پدر موسیقی ایران کیست؟

    پدر موسیقی ایران کیست؟

    اگر بخواهیم تأثیرگذارترین چهره در موسیقی ایران را معرفی کنیم، بدون تردید نام علینقی وزیری در صدر قرار می‌گیرد. او به دلیل تلاش‌های فراوان و آموزش‌هایی که ارائه داد، به عنوان پدر موسیقی ایران شناخته می‌شود. در ادامه این نوشته، بیشتر با پدر موسیقی ایران آشنا خواهید شد.

    پدر موسیقی ایران

    علینقی وزیری که با نام کلنل وزیری نیز شناخته می‌شود، یک آهنگساز برجسته ایرانی و از پیشروان ساخت موسیقی برای ارکستر به سبک ایرانی است. او در نهم مهرماه سال ۱۲۶۵ در تهران متولد شد. وزیری به خاطر تأثیرات عمیقی که بر موسیقی سنتی ایران گذاشت، مشهور است؛ از جمله ابداع روشی برای نوشتن نت‌های موسیقی و تنظیم ردیف‌های موسیقی ایرانی.

    بدون تردید می‌توان علینقی وزیری را پدر موسیقی نوین ایران دانست. او موسیقی را به شیوه‌ای علمی فراگرفت. ساخته‌های او بی‌همتا هستند و شاگردان نامداری را پرورش داد. او از نخستین کسانی است که به صورت آکادمیک موسیقی را آموخت و اگر افرادی مانند او در تاریخ موسیقی ایران حضور نداشتند، شاید این هنر سال‌ها پیش از رونق می‌افتاد و به شکل کاری تکراری، تقلیدی و بی‌هویت درمی‌آمد.

    پدر موسیقی ایران کیست؟

    زندگی نامه :

    پدر او موسی وزیری، یک افسر در بخش قزاقخانه بود. او از سنین جوانی به هنر روی آورد و به آموزش سازهای تار و ویلن مشغول شد. او از شاگردان برجسته‌ی استاد درویش خان به شمار می‌رفت.

    علینقی وزیری فرزند بی‌بی خانم استرآبادی است. مادرش نویسنده بود، اولین مدرسه دخترانه را بنیان نهاد و از پیشگامان نخستین جنبش حقوق زنان در ایران محسوب می‌شود. از دیگر خواهر و برادرهای علینقی می‌توان به حسنهلی وزیری، مولود وزیری، خدیجه افضل امیری و علیرضا وزیری اشاره کرد.

    وزیری به دلیل شغل پدرش، در سال‌های نوجوانی به ارتش پیوست و از همین راه با موسیقی نظامی آشنا شد. هرچند او برای سال‌ها در سمت‌های گوناگون نظامی خدمت کرد و حتی به درجه سرهنگی نیز رسید، اما در نهایت عشق او به موسیقی بر علاقه‌اش به امور نظامی پیروز شد و بخش عمده‌ی زندگی خود را وقف موسیقی کرد.

    او در سن سی و یک سالگی، به مدت پنج سال در شهرهای پاریس و برلین به آموختن و کسب تجربه در دانش رایج موسیقی غربی پرداخت.

    بازگشت به ایران

    علینقی وزیری در سال ۱۳۰۲ پس از بازگشت به ایران، مدرسه‌ای عالی برای آموزش موسیقی بنیان نهاد. او همچنین کتاب‌های بسیاری منتشر کرد، کنسرت‌های مختلفی برگزار نمود و آثاری را برای صفحه‌های گرامافون ضبط کرد.

    وزیری را می‌توان نخستین بنیان‌گذار و پدر موسیقی نوین ایران پس از انقلاب مشروطه دانست و نقش او در پایه‌ریزی موسیقی جدید ایران بسیار اساسی است.

    وی در ساخت و تنظیم نخستین سرود ملی جمهوری اسلامی ایران نیز مشارکت داشت و آهنگ‌هایی مانند «ای وطن، خاک ایران» و همچنین «مارش ظفر» را خلق کرد.

    استاد وزیری همچنین اولین کتاب آموزشی موسیقی ایرانی را با روش علمی، تحت عنوان «شیوه‌نامه تار» به رشته تحریر درآورد.

    پس از شهریور ۱۳۲۰، وزیری ریاست اداره موسیقی کشور و رادیو را بر عهده گرفت. او شاگردان بسیاری پرورش داد که هر یک در موسیقی ایران به استادی برجسته تبدیل شدند؛ از جمله آنان می‌توان به ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، موسی معروفی، جواد معروفی، حسین ملاح و فروتن راد اشاره کرد.

    او ۳۰۳ کلوپ موزیکال تأسیس کرد که در آن‌ها هر هفته به همراه شاگردانش کنسرت اجرا می‌کرد. همچنین در سال ۱۳۰۴، مجموعه‌ای از کنسرت‌ها و سخنرانی‌ها در زمینه هنر و زیبایی‌شناسی موسیقی برگزار نمود.

    پدر موسیقی ایران کیست؟

    پرسش جالبی است. بسیاری از کارشناسان و دوستداران موقی، استاد **علینقی وزیری** را پایه‌گذار موسیقی نوین ایران می‌دانند.

    او با تلاش‌های فراوان، تغییرات بزرگی در آموزش و ساختار موسیقی ایرانی به وجود آورد. پیش از او، یادگیری موسیقی بیشتر به صورت سینه به سینه و با حضور نزد استاد انجام می‌گرفت. استاد وزیری با پایه‌گذاری نخستین مدارس رسمی موسیقی، روش آموزش علمی و نت‌نویسی را رواج داد. همچنین، او با نوشتن کتاب‌های آموزشی و تئوری موسیقی، دانش موسیقی را منظم و قابل دسترس‌تر کرد.

    در زمینه آهنگسازی نیز ایده‌های تازه‌ای ارائه داد و با حفظ روح موسیقی اصیل ایرانی، آن را با فرم‌های جهانی آشنا ساخت. به همین دلایل، عنوان “پدر موسیقی جدید ایران” به او نسبت داده می‌شود.

    ریاست مدرسه موسیقی

    مدیریت مدرسه موسیقی در سال ۱۳۰۷ به او سپرده شد و حدود سال ۱۳۱۳، با پیگیری و تلاش فراوان در زمینه آموزش موسیقی، توانست درس سرود را در برنامه آموزشی دانش‌آموزان دبستانی قرار دهد.
    او تا شروع جنگ جهانی دوم به عنوان رئیس مدرسه عالی موسیقی فعالیت کرد و پس از آن از سمت خود کنار گذاشته شد. در این سال‌ها، او کتاب‌هایی در زمینه‌های گوناگون موسیقی نوشت و مدتی نیز به عنوان استاد برجسته در دانشگاه زیباشناسی هنر تدریس کرد.
    او یکی از استادان روح الله خالقی (خالق سرود ای ایران) بود و خودش نیز به مناسبت ملی شدن صنعت نفت ایران، آهنگ «نفت» را ساخت که در همان زمان یک بار از رادیو ایران پخش شد.

    آشنایی با موسیقی غربی و شروع فعالیت‌های سیاسی

    وزیری بعد از پایان سفرش، به دیدار «یاورآقاخان» رفت تا نت‌نویسی موسیقی را از او بیاموزد. او همچنین نزد حسین هنگ‌آفرین رفت و نواختن ویولن و اصول نت‌نویسی موسیقی غربی را فرا گرفت.
    در این دوره، وزیری پیشرفت زیادی کرد و نواختن سازهایی مانند کمانچه، سنتور و ماندولین را نیز به خوبی یاد گرفت. بعداً به کمک یکی از دوستانش به نام محمد حجازی که ویولن‌نواز بود، نزد کشیشی فرانسوی به نام “پِر ژِفرُوا” رفت. این کشیش از معلمان مدرسه سن لویی تهران بود و به وزیری تئوری موسیقی و هارمونی آموزش داد.
    پس از آنکه این کشیش ایران را ترک کرد، وزیری مدتی نزد «سلیمان‌خان ارمنی» ـ که خودش قبلاً شاگرد آلفرد لومر بود ـ به یادگیری ادامه داد و دانش خود را کامل‌تر کرد. سلیمان‌خان اصرار کرد که وزیری پیانو نیز بنوازد تا بتواند مفاهیمی مانند هارمونی، آکورد و مدولاسیون را بهتر درک کند.

  • آشنایی با موسیقی مازندرانی

    آشنایی با موسیقی مازندرانی

    ایران سرزمینی است با فرهنگ‌ها و قومیت‌های گوناگون که در کنار هم زندگی می‌کنند. این تنوع فرهنگی باعث شده تا موسیقی در این کشور نیز بسیار رنگارنگ و متنوع باشد. یکی از گونه‌های زیبا و دلنشین موسیقی ایرانی، متعلق به منطقه مازندران است. در این نوشته از وبلاگ آنبین، شما را بیشتر با موسیقی مازندرانی آشنا می‌کنیم.

    موسیقی مازندرانی

    موسیقی مازندران، مانند دیگر موسیقی‌های محلی ایران، با زندگی روزمره مردم پیوندی ناگسستنی دارد. این موسیقی در شالیزارها، جنگل‌ها، کنار دریا، در جشن‌ها و مراسم سوگواری و حتی در آیین‌های مذهبی حضوری پررنگ دارد. پس از انقلاب، این موسیقی رشد چشمگیری کرد و جایگاه ویژه‌ای در دل هنرمندان و مردم پیدا کرده است.

    این موسیقی در گستره وسیعی از دشت‌های شمالی کوه‌های البرز و کرانه‌های جنوبی دریای خزر رواج دارد. از دشت‌های کتول و گرگان در شرق که ترکمن‌نشین نیستند، تا دو سوی نشتارود در غرب مازندران، مردم با این موسیقی انس دارند و همین گستردگی جغرافیایی، باعث تنوع و گوناگونی آن شده است.

    موسیقی مازندران هم به صورت آواز و هم با ساز اجرا می‌شود. این موسیقی با موسیقی گیلکی در غرب و موسیقی خراسانی در شرق ارتباط و شباهت‌هایی دارد. همچنین در سال‌های اخیر، موسیقی پاپ نیز در میان مردم مازندران طرفداران زیادی پیدا کرده است.

    اشکال موسیقی

    موسیقی قدیمی مازندران به دو شکل اصلی اجرا می‌شود. یک نوع آن همراه با خواندن و شعر است و نوع دیگر، تنها با ساز و بدون خوانندگی اجرا می‌گردد.

    موسیقی آوازی

    موسیقی آوازی مازندران به سه گروه اصلی تقسیم می‌شود: عاشقانه، پهلوانی و مذهبی.

    ۱ – عاشقانه: آوازهایی مانند امیری، نجما و طالبا در همه‌جای مازندران، کتولی در بخش شرقی و ولگه‌سری در بخش غربی آن خوانده می‌شوند. محتوای این آوازها عشق است؛ چه عشق به معشوق و چه عشق به طبیعت، حیوانات و سرزمین.

    ۲ – پهلوانی: از شعرهای داستانی و پهلوانی رایج در مازندران می‌توان به «سوت» یا «سورت» اشاره کرد که بیشتر آن‌ها مربوط به دوره قاجار و پس از آن هستند.

    ۳ – آیینی: موسیقی مذهبی مازندران شامل مراسمی مانند نوروزخوانی، نواجش، موری، چاووش‌خونی، تعزیه و موارد مشابه است.

    علاوه بر این‌ها، آوازهای نیمه‌مقامی و مقام‌های کوچک‌تر مانند کیجاجان‌ها و لالایی‌ها، بخش مهمی از موسیقی آوازی این خطه را در بر می‌گیرند.

    آشنایی با موسیقی خطه مازندران

    دسته بندی

    موسیقی مازندران را در چهار گروه اصلی دسته‌بندی می‌کنند. این گروه‌ها اگرچه نقاط مشترکی با هم دارند، اما هر کدام مشخصات و ویژگی‌های منحصر به فرد خود را حفظ کرده‌اند:
    موسیقی بومی و اصیل تبری (که در مناطق کوهستانی و دشت‌های مرکزی مازندران رواج دارد)؛ موسیقی گُداری (که مرکز آن منطقه قنبرآباد در شهرستان بهشهر است)؛ موسیقی خنیایی شرق مازندران (در دشت‌های شرقی این استان، از محدوده کُردکوی در استان گلستان تا منطقه میان‌دورود در ساری)؛ و در نهایت موسیقی غرب مازندران (که از دو سوی رودخانه چالوس تا دو طرف رود نشتا و همچنین موسیقی منطقه کجوری را شامل می‌شود).

    موسیقی مرکز مازندران

    موسیقی بخش‌های مرکزی استان، که به‌نوعی ریشه و منشأ اصلی بیشتر ملودی‌ها و آهنگ‌های چهار ناحیه‌ی تبریزبان به شمار می‌رود، در همه‌ی نواحی کوهستانی و دشتی از منطقه‌ی هزارجریب تا شرق رودخانه‌ی چالوس رواج دارد. این موسیقی از یک سو بر دو مقام آوازی مهم این منطقه، یعنی امیری (تبری) و کتولی، و از سوی دیگر بر اساس قطعات سازی و آهنگ‌های چوپانی استوار است. مقام‌های امیری و کتولی به مرور زمان وارد موسیقی سازی نیز شده‌اند و بر غنا و تنوع آن افزوده‌اند.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت سر بزنید.

    موسیقی گُداری

    گُدارها که در نوشته‌های تاریخی و گفته‌های مردم مازندران با نام‌هایی مانند گُدَر، گودار، چوله و خی‌کِش شناخته می‌شوند، خود را چوله صدا می‌زنند. آن‌ها گروهی از نوازندگان و آوازخوانان هستند که در گذشته‌ای نامشخص از هندوستان کوچانده شده‌اند. زمان و چگونگی این کوچ دقیقاً روشن نیست، اما منابع تاریخی در سه مورد درباره آن‌ها هم‌نظرند: ریشه هندی دارند، به اجبار کوچ کرده‌اند و پیشه اصلی‌شان موسیقی و خنیاگری است. گدارها یک گروه کوچک و غیررسمی از کولی‌ها هستند که اکنون در زبان و آداب مردم مازندران حل شده‌اند و بیشتر در روستاها و محله‌های میان بهشهر و گرگان زندگی می‌کنند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی را حتماً بخوانید.

    موسیقی شرق مازندران

    موسیقی بخش شرقی مازندران، از نواحی شرقی شهر ساری تا نزدیکی شهر کُردکوی در استان گلستان رواج دارد. این موسیقی بر اساس روایت‌ها و داستان‌های آوازی شکل گرفته و گاهی نیز از موسیقی ترکمنی و خراسانی تاثیر پذیرفته است. سازهای اصلی در اجرای این موسیقی، دوتار و کمانچه به همراه آواز هستند و برخلاف مناطق مرکزی مازندران، در این نواحی از سازهایی مانند لَلِه‌وا، دِسَرکوتِن و سرنا استفاده نمی‌شود.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله آشنایی با دیوان،ساز کردی سر بزنید.

    دوتار منطقه شرق مازندران که کانون اصلی آن شهر بهشهر است، در مقایسه با دوتارهای دیگر مناطق ایران، ساده‌تر است. این دوتار معمولاً حداکثر هشت پرده دارد و روش نواختن آن نیز کمتر پیچیده است. نقش اصلی این ساز، همراهی کردن آوازها و نغمه‌های محلی این دیار است. در این منطقه، دوتارنوازان و خوانندگان محلی، به ویژه هنرمندان طایفه گُدار، جایگاه بسیار مهمی در پاسداری و اجرای موسیقی دارند.

    آشنایی با موسیقی خطه مازندران

    موسیقی غرب مازندران

    موسیقی بخش غربی مازندران، مجموعه‌ای از آوازها و نواهایی است که از شرق شهر نوشهر آغاز شده و تا غرب شهر تنکابن گسترده شده است. این موسیقی، مانند دیگر گونه‌های موسیقی مناطق مرزی، تحت تأثیر هر دو فرهنگ مازندرانی و گیلانی قرار دارد و در حالت‌ها و ریزمقام‌های آوازی و سازی آن، تلفیقی از موسیقی مناطق تبری، گیلکی، دیلمانی، اِشکِوری و طالقانی به چشم می‌خورد. هرچه از غرب این ناحیه به سمت شرق حرکت کنیم، نقش موسیقی تبری پررنگ‌تر می‌شود و در مناطق غربی، تأثیر موسیقی شرق گیلان (بیه‌پیش) بیشتر خود را نشان می‌دهد. در این محدوده جغرافیایی، هیچ نشانه‌ای از موسیقی گُداری و مناطق شرقی مازندران دیده نمی‌شود.

  • عاشیق ها به چه افرادی گفته می شود؟

    عاشیق ها به چه افرادی گفته می شود؟

    عاشیق‌ها نوازنده‌ها، خواننده‌ها و داستان‌گویانی هستند که باورها، رنج‌ها، آرزوها، دلاوری‌ها و قصه‌های پهلوانی مردم را روایت می‌کرده‌اند. گاهی هم مانند بزرگان و دانایان قوم خود، میان مردمان ترک از جایگاه بلند و احترام ویژه‌ای برخوردار بوده‌اند. آن‌ها با الهام از مفاهیم زیبا و انسانی زندگی و طبیعت، احساسات و آرزوهای خود و مردمشان را در قالب آواز و نوازنده بیان می‌کرده‌اند. در ادامه این نوشته در وبلاگ آنبین، بیشتر با عاشیق‌ها آشنا خواهیم شد.

    عاشیق ها به چه افرادی گفته می شود؟

    عاشیق یا آشیق، هنرمندی دوره‌گرد است که هم شعر می‌سراید و هم با ساز، آواز می‌خواند. او فردی آگاه و با دانش نسبت به مسائل دینی است، انسانی پاک‌طینت که نزد همه مردم محترم و گرامی است و در غم و شادی آنان شریک می‌شود.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب سی‌تار از سازهای زهی زخمه‌ای موسیقی هندی را بخوانید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در ساز پن فلوت ،سازدهنی سرخ‌پوستان پیدا کنید.

    عاشیق همواره به دنبال ایجاد فضای شاد و پرنشاط است و جشن‌ها و عروسی‌ها بدون حضور او، گرمی و جلوه‌ای ندارند. پیش از آن که واژه «عاشیق» رواج پیدا کند، این گروه از هنرمندان با نام ترکی «اوزان» شناخته می‌شدند. عاشیق‌ها معمولاً در خواندن بداهه مهارت زیادی دارند و گاهی شعر و ملودی تصنیف‌های خود را نیز خودشان می‌سازند.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آخرین سازی که در ارکستر سمفونی مورد استفاده قرار گرفت بیابید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه دوتار ،سازی با فقط دو تار.

    همچون عاشیق‌های آذربایجان، در میان دیگر مردمان ترکزبان نیز هنرمندانی مشابه با نام‌هایی مانند عاشوق، بامسی، باکسی و بخشی وجود دارند. برخی از اقوام غیر ترک نیز هنرمندانی با همین ویژگی‌ها دارند که گاه با همین نام و گاه با نام‌های دیگر شناخته می‌شوند؛ مانند بخشی‌ها و بخشوهای جنوب ایران و دیگر نواحی کشور.

    در تاریخ اقوام ترک، حکمرانان در سفرهای جنگی خود، اوزان‌ها را همراه می‌بردند تا با خواندن اشعار حماسی، روحیه و شجاعت جنگجویان را بالا ببرند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب سبک اکاپلا ، صدا سازی با دهان را بخوانید.

    عاشیق ها به چه افرادی گفته می شود؟

    معنای واژه عاشیق:

    برای واژه «عاشیق» چند دیدگاه مختلف مطرح شده است:
    ۱ – ممکن است از ریشه عربی «عاشق» به معنی دوستدار گرفته شده باشد.
    ۲ – شاید از مصدر ترکی «آشیلماق» (aşilmagh) به معنای تلقین کردن یا تزریق کردن آمده باشد.
    ۳ – احتمال دارد از واژه ترکی «ایشیق» (ışigh) به مفهوم نور و روشنایی ریشه گرفته باشد.
    معنای اول و سوم در شعرهای عاشیقی و میان مردم رواج دارند، اما نظریه دوم بیشتر در محافل دانشگاهی و پژوهشی مورد بحث قرار می گیرد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله آشنایی با دیوان،ساز کردی را مطالعه کنید.

    نشانه‌هایی از عاشیق‌ها در موزه ایران باستان و موزه لوور
    در موزه ایران باستان و موزه لوور، در بخش مربوط به تمدن ایلام، پیکره‌های کوچکی از نوازندگان دیده می‌شود که حدود دو هزار سال پیش از میلاد قدمت دارند. این پیکره‌ها در حالی که ایستاده‌اند و ساز خود را روی سینه نگه داشته‌اند، بسیار شبیه به عاشیق‌های امروزی هستند. وجود چنین نوازندگانی — که مشابه آن‌ها تنها در میان ترکان امروزی یافت می‌شود — نشانه‌ای از پیشینه کهن هنر موسیقی عاشیقی در میان ترکان به شمار می‌رود.

    امروزه هنر عاشیقی در میان مردم کشورهایی مانند ایران، جمهوری آذربایجان، ترکیه، ترکمنستان، قفقاز و دیگر مناطق ترکنشین زنده و رایج است. عاشیق‌های آذربایجانی، وارث یکی از پربارترین بخش‌های ادبیات و فرهنگ شفاهی آسیا به شمار می‌روند.

  • با پدر عود ایران آشنا شوید

    با پدر عود ایران آشنا شوید

    همانطور که در نوشته قبلی گفتیم، بربط یکی از سازهای کهن و ارزشمند است. این ساز که با نام‌های عود یا رود نیز شناخته می‌شود، شکلی مانند گلابی دارد و معمولاً از چوب درخت توت یا آبنوس ساخته می‌شود. کاسه صوتی آن بزرگ و دسته آن کوتاه است و از سازهای اصلی و پرکاربرد در موسیقی ایران باستان به شمار می‌رود. در این نوشته از وبلاگ آنبین می‌خواهیم شما را با پدر عود ایران آشنا کنیم؛ تا پایان این مطلب با ما همراه باشید.

    منصور نریمان پدر عود ایران

    منصور نریمان، استاد موسیقی، نوازنده‌ی بربط و آهنگساز، ردیف‌دان و پژوهشگر موسیقی ایرانی بود. او از چهره‌های تاثیرگذار و خلاق در تاریخ موسیقی ایران به شمار می‌رود و به پدر عود ایران معروف است.

    نریمان در دوره‌ای که ساز عود در ایران کمتر شناخته شده بود و بسیاری آن را سازی عربی می‌دانستند، توانست این ساز را دوباره زنده کند و جایگاه آن را به عنوان یکی از سازهای اصلی در موسیقی اصیل ایران تثبیت کند.

    بیوگرافی

    منصور نریمان با نام اصلی اسکندر ابراهیمی زنجانی، در بیستم اسفندماه سال ۱۳۱۴ در شهر مشهد چشم به جهان گشود. پدرش که در نواختن سازهای سه تار، تار و نی مهارت داشت، از زمان کودکی آموزش او را بر عهده گرفت. پدرش ردیف‌ها و گوشه‌های موسیقی سنتی ایران را به او شناساند و نواختن سه تار را نیز به وی آموخت.

    همانند بسیاری از موسیقیدانان ایرانی، او نیز فراگیری موسیقی را با سازهای تار و سه‌تار شروع کرد. در آن دوره، عود سازی بود که تعداد کمی از نوازندگان به سراغ آن می‌رفتند و اگر در گروه‌های موسیقی جایگاهی داشت، معمولاً نوازنده‌ی تار، مسئولیت نواختن آن را نیز بر عهده می‌گرفت. به طور کلی، عود در آن زمان به عنوان ساز دوم نوازندگان تار شناخته می‌شد.

    چهل و دو قطعه برای عود، مجموعه‌ای از ردیف‌های موسیقی ایرانی برای این ساز و همچنین کتاب روش بربط‌نوازی، از آثار آموزشی منصور نریمان هستند که امروزه در مراکز آموزش موسیقی تدریس می‌شوند.

    از دیگر توانایی‌های هنری نریمان می‌توان به شاعری، نقاشی، خوشنویسی، عکاسی، نوازندگی، آهنگسازی، سازسازی و خوانندگی اشاره کرد. او در سال ۱۳۳۶ ازدواج کرد و حاصل این پیوند یک پسر و سه دختر بود.

    با پدر عود ایران آشنا شوید

    اساتید نریمان و نحوه یادگیری ساز عود

    منصور نریمان خاطره‌ای از دوران جوانی خود این‌گونه تعریف کرده است: وقتی کلاس اول دبیرستان بودم، تا حدی با دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی آشنا شده بودم، اما چیزی از نت نمی‌دانستم. در آن زمان در مشهد کسی نبود که بتواند نت را به من یاد بدهد. به همین دلیل نامه‌هایی به هنرستان عالی موسیقی برای استاد خالقی نوشتم و مشکل خود را با ایشان در میان گذاشتم.

    در نامه‌هایی که برای این استاد گرامی فرستادم، پس از سپاسگزاری بسیار از مهربانی آن انسان هنرمند و علاقه‌مند به هنر، از او خواهش کردم که نت را از طریق نامه‌نگاری به من آموزش دهد.

    استاد نیز یک عکس امضا شده از خودشان همراه با دو جلد کتاب دستور تار و سه‌تار (دوره اول و دوم هنرستان) که توسط آقایان موسی معروفی و نصرالله زرین‌پنجه نوشته شده و با دقت کامل بر اساس نظریات استاد علینقی وزیری چاپ شده بود، برایم فرستادند. من هنوز هم آن کتاب‌ها و عکس را نگه داشته‌ام و برایم بسیار ارزشمند هستند. تا زنده‌ام، مدیون لطف این استاد بی‌نظیر و بزرگوار خواهم بود.

    درگذشت منصور نریمان
    منصور نریمان که به دلیل یک بیماری ریوی در بیمارستان بستری شده بود، صبح روز چهارشنبه، ۲۳ تیرماه ۱۳۹۴ در بیمارستان بهمن تهران دار فانی را وداع گفت.

    پیکر او صبح روز جمعه، ۲۶ تیرماه ۱۳۹۴ از مقابل تالار وحدت تشییع و در قطعه هنرمندان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

  • بیوگرافی پدر گیتار کلاسیک ایران

    بیوگرافی پدر گیتار کلاسیک ایران

    گیتار کلاسیک یکی از سازهای محبوب و شناخته‌شده در سراسر جهان است که در کشور ما ایران نیز طرفداران زیادی دارد. یکی از افراد تأثیرگذار در معرفی و گسترش این ساز در ایران، سیمون هاروتیونی آیوازیان است. او با تلاش‌های فراوان خود، نقش مهمی در شناساندن گیتار کلاسیک به ایرانیان ایفا کرده و به همین دلیل بسیاری او را پدر گیتار کلاسیک ایران می‌نامند. در ادامه این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با زندگی و کارهای این استاد بزرگ آشنا خواهیم شد.

    بیوگرافی پدر گیتار کلاسیک ایران

    سیمون هاروتیونی آیوازیان در سال ۱۳۲۳ در شهر بندر انزلی متولد شد. او استاد دانشگاه، معلم گیتار و معماری، نوازنده گیتار کلاسیک و فلامنکو و همچنین عکاس ایرانی‌تبار است. به دلیل تأثیر چشمگیرش در گسترش و پیشرفت ساز گیتار در ایران، از او به عنوان پدر گیتار کلاسیک ایران یاد می‌شود.

    او نواختن گیتار را نزد اساتید مشهور اسپانیایی مانند خوان آلبا، آلریو دیاز، جولیا بایزنتین و ژان دورینگ فرا گرفت و نیز موفق به دریافت مدرک دکترای معماری از دانشگاه سوربون فرانسه شد.

    از کارهای حرفه‌ای او می‌توان به این موارد اشاره کرد: تدریس معماری و موسیقی در دانشگاه تهران، عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران، اجرای گیتار کلاسیک و فلامنکو در جشنواره‌ها و مسابقات متعدد، ارائه سخنرانی در همایش‌ها و جشنواره‌های مختلف موسیقی، تألیف کتاب‌ها و مقاله‌های فراوان در حوزه معماری و نقاشی ایرانی و نیز حضور در بیش از ده نمایشگاه انفرادی و گروهی در زمینه نقاشی و عکاسی.

    پدر گیتار کلاسیک ایران

    شروع نوازندگی

    سیمون هاروتیونی آیوازیان نواختن ساز را از دوازده سالگی و با ماندولین شروع کرد. وقتی چهارده ساله شد، با گیتار آشنا شد و به مدت هفت سال، گیتار کلاسیک را به روش‌های علمی و به شکل خودآموز یاد گرفت.
    او در بیست و یک سالگی اولین استاد فلامنکوی خود، خوان آلبا، را ملاقات کرد و پنج «توکه» از قطعات مشهور اسپانیایی را نزد او آموخت. همزمان با یادگیری گیتار فلامنکو، به تمرین گیتار کلاسیک نیز ادامه می‌داد.
    او برای مدتی شاگرد خصوصی آلیریو دیاز، گیتاریست مشهور ونزوئلایی که بعدها دستیار سگوویا شد، بود. همچنین برای مدت کوتاهی از راهنمایی‌های تخصصی جولیان بایزنتین، از شاگردان برجسته جولیان بریم، بهره برد.
    مدتی نیز نزد آلیریو دیاز، گیتاریست نامدار ونزوئلایی که در سال‌های پایانی دستیار سگوویا بود، به صورت خصوصی آموزش دید.

    کسب چهار مدال طلای نوازندگی گیتار

    پس از آن، برای مدتی از راهنمایی‌های جولیان بایزنتین، که از شاگردان برجسته جولیان بریم بود، بهره برد. بین سال‌های ۱۳۴۵ تا ۱۳۴۸، چهار مدال طلای نوازندگی گیتار از مسابقات دانشگاه‌ها و آموزشگاه‌های عالی کشور دریافت کرد. همچنین موفق به کسب جایزه ویژه هیئت داوران در کنگره دانشجویی (مخصوص دانشجویان خارجی) در شهر مادرید شد.

    او در فاصله سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ نزد «ژان دورینگ» آموزش دید که خود از شاگردان «نارسیسو یپس» و از دانش‌آموختگان ممتاز کنسرواتوار پاریس بود. همچنین بین سال‌های ۱۳۴۳ تا ۱۳۵۴، بیش از ۱۳۴۳ کنسرت گیتار به صورت تکنوازی و همراهی با دیگر نوازندگان اجرا کرده است.

    ورود به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران

    پس از پایان دبیرستان، در رشته معماری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران پذیرفته شد و پس از فارغ‌التحصیلی، به عنوان استاد در همان دانشگاه مشغول به کار شد.
    چند سالی به تدریس پرداخت و سپس برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت. او دکترای خود را در رشته معماری و باستان‌شناسی از دانشگاه سوربون پاریس گرفت و دوباره به دانشگاه تهران بازگشت. در آنجا علاوه بر تدریس معماری، به آموزش عکاسی و موسیقی نیز پرداخت و در نهایت به درجه استادی رسید.
    «سیمون آیوازیان» در بسیاری از جشنواره‌ها و مسابقات نوازندگی گیتار کلاسیک و فلامنکو شرکت کرده و در جشنواره‌ها و همایش‌های مختلف به عنوان سخنران حضور فعالی داشته‌ است. در این مراسم‌ها که هر یک بخشی از تاریخ گیتار ایران را نمایندگی می‌کنند، بارها از او تقدیر شده است.
    از جمله این رویدادها می‌توان به جشنواره‌های فجر، جوان، مسابقات گیتار کلاسیک و فلامنکو ایران، همایش سراسری فلامنکو ایران و جشنواره گیتارنوازان اصفهان اشاره کرد.

  • موسیقی فیوژن چیست؟

    موسیقی فیوژن چیست؟

    موسیقی تلفیقی یا فیوژن، سبکی از موسیقی است که در آن، عناصر دو یا چند فرهنگ مختلف با هم ترکیب می‌شوند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، بیشتر با این سبک موسیقی آشنا خواهید شد.

    موسیقی فیوژن چیست؟

    موسیقی تلفیقی یا فیوژن، سبکی است که از ترکیب دو یا چند سبک موسیقایی با پیشینه‌های فرهنگی مختلف پدید می‌آید. نام “موسیقی فیوژن” در ابتدا به آمیختن موسیقی جز با فانک و راک اشاره داشت.
    در این سبک، هدف اصلی پیوند دادن گونه‌های مختلف موسیقی از گوشه و کنار جهان در یک فضای جهانی است. برای نمونه، می‌توان به آلبوم “مولانا و باخ” اثر داود آزاد اشاره کرد که در آن موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک غربی درهم آمیخته‌اند. نمونه دیگر، تلفیق موسیقی سنتی آذربایجان با موسیقی جز است که توسط عزیز مصطفی‌زاده اجرا شده است.

    فیوژن

    واژهٔ “فیوژن” در اصل به معنای درهم‌آمیختن و ترکیب کردن است. به نظر می‌آید اولین باری که این کلمه در دنیای موسیقی استفاده شد، مربوط به حدود پنجاه سال پیش باشد. در آن زمان، برخی از موسیقیدانان سبک جاز، بداهه‌نوازی و هارمونی مخصوص جاز را با عناصری از سبک‌های دیگر مانند راک، فانک و ریتم اند بلوز ترکیب کردند.
    به این سبک تازه، “جاز فیوژن” یا همان “فیوژن” گفته شد. در این نوع موسیقی، معمولاً خبری از سازهای قدیمی مانند پیانو یا کنترباس نیست و در عوض، سازهای الکتریکی نقش اصلی را ایفا می‌کنند. نحوه چیدمان و صدادهی سازها در این سبک، بسیار شبیه به موسیقی راک است.
    تا قبل از دهه ۱۹۶۰ میلادی، که هنوز سبک‌های موسیقی به این شکل با یکدیگر ترکیب نمی‌شدند، کسی احساس نیاز نمی‌کرد که واژه فیوژن را تعریف کند. در آن دوران، هر گروه موسیقی بیشتر به فکر فروش آثار خود و معروف شدن بود.
    اما پایان دهه ۶۰ میلادی، نقطه‌ای بود که جاز و راک نمی‌توانستند بدون توجه به یکدیگر به راه خود ادامه دهند. گروه بیتلز با آلبوم‌هایش، تعریف موسیقی راک را به عنوان یک “هنر” دگرگون کرده بود. گروه‌های موسیقی پس از آنان نیز تلاش می‌کردند تا حد ممکن آثار “هنری” خلق کنند. برای آنان، فقط فروش خوب کافی نبود.
    از سوی دیگر، موسیقی جاز نیز به مرحله‌ای سرنوشت‌ساز رسیده بود. در یک سو، هنرمندان سبک‌هایی مانند جاز آزاد و جاز آوانگارد بودند که بدون توجه به مسائل مالی، به کار خود ادامه می‌دادند. در سوی دیگر، موسیقیدانان سنتی‌تر جاز مانند مایلز دیویس قرار داشتند که احساس می‌کردند کارشان دیگر تازگی گذشته را ندارد.

    ایده‌ی اولیه موسیقی فیوژن

    ایده اصلی پشت موسیقی فیوژن، که به طور معمول به عنوان ترکیب جاز و راک شناخته می‌شود، در ابتدا یک فکر تجاری بود. این پیشنهاد را یکی از مدیران شرکت کلمبیا به مایلز دیویس ارائه کرد: که عناصری از موسیقی فانک و راک را وارد موسیقی جاز کند.

    ریتم‌های پرجزئیات و جذاب موسیقی فانک جیمز براون و گروه اسلای اند فمیلی استون، همراه با سولوهای طولانی و نوآورانه جیمی هندریکس در آلبوم الکتریک لیدی لند، مایلز دیویس را متقاعد کرد که راک و جاز می‌توانند اشتراکات بیشتری فراتر از ریشه‌های بلوز مشترکشان داشته باشند.