دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Disappoint به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disappoint به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disappoint به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “disappoint” وقتی به کار می‌رود که کسی از یک اتفاق یا رفتار، ناراضی و ناخشنود باشد. در چنین مواقعی، فرد انتظار یک نتیجه خوب را داشته یا باور داشته که اتفاق مثبتی خواهد افتاد، اما در نهایت نتیجه برعکس شده است.

    You really disappoint me.
    I’m very disappointed in you.
    Many Americans are very disappointed by the results of the election.
    Democrats are disappointed that so many Republicans supported a nominee with a pessimistic view of America.
    It’s very disappointing that a well-qualified candidate was beaten by someone who has no experience as an elected official and has very little knowledge of government or the U.S. Constitution.

    واقعا ناامیدم کردی
    من از شما بسیار ناامید هستم
    بسیاری از آمریکایی ها از نتایج انتخابات بسیار ناامید شده اند.
    دموکرات‌ها از اینکه بسیاری از جمهوری‌خواهان از نامزدی با دیدگاه بدبینانه نسبت به آمریکا حمایت کردند، ناامید هستند.
    بسیار ناامیدکننده است که یک نامزد واجد شرایط توسط فردی که تجربه ای به عنوان یک مقام منتخب ندارد و دانش بسیار کمی از دولت یا قانون اساسی ایالات متحده دارد مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

     

    واژه “disappointment” که به فارسی “ناامیدی” معنی می‌شود، یک اسم است:

    It’s a huge disappointment to learn that a large number of Americans supported a candidate who has a history of making unwelcome advances upon women.
    Disappointment with the election results will show in the faces of those who believe a great opportunity has been lost, and a huge mistake has been made.

    مایه ناامیدی بزرگ است که بدانیم تعداد زیادی از آمریکایی ها از نامزدی حمایت کردند که سابقه پیشرفت های ناخواسته در مورد زنان را دارد.
    ناامیدی از نتایج انتخابات در چهره کسانی نمایان خواهد شد که معتقدند فرصت بزرگی از دست رفته و اشتباه بزرگی مرتکب شده است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Disaster به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disaster به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disaster به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فاجعه” به یک وضعیت بسیار بد و وحشتناک اشاره دارد. می‌توانید از این کلمه برای توصیف اتفاقات ناگوار مثل تصادف‌ها، خسارت‌های طوفان، مشکلات ناشی از اشتباهات، رابطه‌های شکست‌خورده یا کارهای ضعیف استفاده کنید. گاهی هم از این کلمه برای نشان دادن بزرگی یک مشکل استفاده می‌شود.

    * حیاط پشتی آلفردو یک فاجعه است. (یعنی بسیار به هم ریخته و کثیف است.)
    * سخنرانی کاندیدا یک فاجعه بود. (یعنی سخنرانی بسیار بدی انجام داد.)
    * بعد از اینکه بچه‌ها یک بعدازظهر مشغول پختن کلوچه بودند، آشپزخانه غرق در فاجعه شد.
    * نگهداری از یک حیوان وحشی به عنوان حیوان خانگی، مانند یک فاجعه است که فقط منتظر است تا اتفاق بیفتد.
    * پلیس و آتش‌نشانی شهر ما برای رویارویی با حوادث و بلایا آماده هستند.
    * پس از زمین‌لرزه، سازمان‌های امدادی برای کمک به مردم هایتی رفتند.
    * ایالت اکلاهما پس از چندین گردباد بسیار شدید که سه شهر کوچک را کاملاً نابود کردند، درخواست کمک برای مدیریت بحران کرد.
    * ما در ده سال گذشته افزایش بسیار زیادی در تعداد بلایای طبیعی دیده‌ایم.
    * تمیزکاری و بازسازی پس از یک فاجعه بزرگ ممکن است هفته‌ها یا حتی ماه‌ها طول بکشد.

     

    کلمه “فاجعه‌بار” نیز که یک صفت است، برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که نتیجه‌ای بسیار بد و مصیبت‌بار دارند:

    * یک همه‌گیری فاجعه‌بار به سرعت روستای کوچکی را فراگرفت و صدها نفر را کشت.
    * چندین تصمیم فاجعه‌بار باعث ورشکستگی و تعطیلی شرکت کاغذسازی شد.
    * سارا در چند سال گذشته دو رابطه عاطفی فاجعه‌بار را تجربه کرده است.
    * اگر میزان انتشار کربن به افزایش خود ادامه دهد، پیامدهای آن فاجعه‌بار خواهد بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Discover به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Discover به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Discover به فارسی با مثالهای کاربردی

    کشف کردن یعنی پیدا کردن چیزی جدید. این چیز می‌تواند یک شیء، یک فرد، یک مکان، یک فکر، یک علاقه، یک راه‌حل یا یک روش تازه باشد. کلمه «کشف» اسم است.

    من یک راه تازه برای آموزش زبان انگلیسی به دانش‌آموزانم پیدا کردم. این یک کشف بود.
    جرمی فهمید که به نجوم علاقه‌مند است. او این را همین پارسال فهمید.
    جولی متوجه شده که در بسکتبال بازی کردن مهارت دارد. این یک کشف غیرمنتظره برایش بود.
    آیا شما هم اخیراً چیز جدیدی درباره خودتان کشف کرده‌اید؟
    در سفر اخیرمان به سنت پل، یک جای عالی برای خوردن پیتزای خوب پیدا کردیم.
    همسایه‌ام در حیاط پشتی خانه‌اش یک لانه پر از توله خرگوش پیدا کرد.
    مکس کپلر، بازیکن بیسبال تیم مینه‌سوتا توینز، وقتی در آلمان بزرگ می‌شد فهمید که به بازی بیسبال علاقه دارد. استعدادیاب‌ها او را دیدند و به او پیشنهاد دادند که در آمریکا بیسبال بازی کند.
    دانشمندان فهمیده‌اند که مقدار بسیار زیادی آب به شکل یخ در مریخ وجود دارد.
    آلبرت اینشتین قوانین مهمی درباره انرژی پیدا کرد که منجر به ساخت نیروی اتمی شد. کشف‌های او کمک بزرگی به دانش فیزیک کرد.
    ادوین هابل کشف کرد که جهان بسیار بزرگ‌تر از کهکشان راه شیری است.
    کشف‌های تازه در علم و فناوری، هر روز روش زندگی ما را تغییر می‌دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Discuss به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Discuss به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Discuss به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیایید در مورد معنای کلمه “بحث کردن” صحبت کنیم. وقتی می‌گوییم “discuss” یعنی می‌خواهیم با کسی در مورد یک موضوع حرف بزنیم و نظرهایمان را با هم در میان بگذاریم.

    **مثال‌هایی از کاربرد “بحث کردن”:**

    ما یک موضوع مهم برای گفتگو داریم.
    بیا درباره این موضوع با هم صحبت کنیم.
    معلم از دانش‌آموزان خواست تا درباره پرسش‌هایی که به آن‌ها داده بود، گفتگو کنند.
    دانش‌آموزان داستان را بین خودشان بررسی کردند.
    بهتر است این مسئله را با پزشک خود مطرح کنید.
    لازم است پیش از تصمیم‌گیری، درباره این موضوع گفتگو کنیم.
    آیا این مسئله‌ای است که باید با وکیل در میان بگذارم؟
    اعضای کنگره آمریکا امروز پشت درهای بسته درباره مسائل مهم ملی گفتگو می‌کنند. (یعنی در خلوت صحبت می‌کنند.)
    لیندا و تام در حال گفتگو درباره گزارشی هستند که نتایج سه‌ماهه شرکتشان را نشان می‌دهد.

     

    کلمه “discussion” به معنای “گفتگو” یا “بحث” است:

    بیایید با هم گفتگو کنیم.
    گفتگوی خوبی داشتیم.
    گفتگوی بسیار جالبی بود.
    معلم چند پرسش برای گفتگو درباره داستانی که در کلاس خوانده بودند، به دانش‌آموزان داد.
    دو نفر وارد یک گفتگوی داغ درباره یک موضوع سیاسی شدند.
    گفتگو درباره مسائل شخصی گاهی می‌تواند ناراحت‌کننده باشد.
    پزشک گفتگوی ناخوشایندی با بیمارش داشت.
    این روزها گفتگوی عمومی درباره موضوع کنترل سلاح در جریان است.
    اینکه آیا رئیس‌جمهور باید استیضاح شود یا نه، در هفته‌های اخیر تبدیل به یک موضوع گفتگو شده است.
    امروز گفتگوهای خصوصی زیادی بین جمهوری‌خواهانی که نمی‌دانند در مورد رئیس‌جمهور چه کنند، در جریان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Disease به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disease به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Disease به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیماری به مشکلات مختلف سلامتی گفته می‌شود. اگر یک بیماری واگیردار باشد، می‌توانید آن را از فرد دیگری بگیرید. اما همه بیماری‌ها واگیردار نیستند. بعضی از بیماری‌ها شایع هستند و خطرناک نیستند، در حالی که برخی دیگر بسیار جدی بوده و حتی ممکن است باعث مرگ شوند.

    سرطان بیماری است که میلیون‌ها نفر به آن مبتلا می‌شوند.
    افراد مسن ممکن است بیماری آلزایمر بگیرند. این بیماری واگیردار نیست.
    ویروسی که باعث بیماری می‌شود، عفونی است. (می‌توانید از دیگران بگیرید.)
    ایدز بیماری است که از ویروس اچ‌آی‌وی به وجود می‌آید.
    سرخک یک بیماری واگیردار است.
    ابولا بیماری بسیار خطرناکی است. می‌توانید آن را از دیگران دریافت کنید.
    سل یک بیماری معمول در برخی کشورهای در حال توسعه است.
    مالاریا بیماری است که توسط پشه‌ها پخش می‌شود.
    بیماری قلبی-عروقی عفونی نیست. (این بیماری بر قلب شما اثر می‌گذارد.)
    توجه کردن به اخبار مربوط به بیماری‌های جدید بسیار مهم است.
    برای جلوگیری از پخش شدن یک بیماری، همیشه باید دست‌هایتان را بشویید.
    مسواک زدن و استفاده از نخ دندان به پیشگیری از بیماری لثه کمک می‌کند.

     
    واژه diseased به معنای “بیمار” یک صفت است:

    یک درخت بیمار در حیاط جلوی خانه‌ام دارم. باید این درخت را قطع کنم.
    اگر کلیه‌هایتان بیمار باشد، ممکن است نیاز به درمان دیالیز داشته باشید.
    ریچارد به دلیل بیماری کبدش، در خطر مرگ قرار دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dish به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dish به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dish” (ظرف) یک واژه مهم و پرکاربرد هنگام غذا خوردن است. غذا را درون ظرف می‌گذاریم و سرو می‌کنیم. یک “dish” می‌تواند یک بشقاب، یک کاسه یا تقریباً هر وسیله دیگری باشد که برای خوردن غذا از آن استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    * این یک ظرف زیباست.
    * سلما یک ست کامل از ظروف با این طرح خرید.
    * ما به چند ظرف جدید نیاز داریم.

     
    اما وقتی در مورد غذایی که پخته شده صحبت می‌کنید، می‌توانید از “dish” به عنوان اسم استفاده کنید:

    * کیمچی یک غذای سنتی کره‌ای است که از سبزیجات تخمیرشده درست می‌شود.
    * تاجین یک غذای محبوب مراکشی است که با کوسکوس سرو می‌شود.
    * گواکاموله یک غذای جانبی خوشمزه مکزیکی است که می‌توانید با چیپس تورتیلا نوش‌جان کنید.

     
    بعد از تمام شدن غذا، معمولاً تعداد زیادی ظرف کثیف دارید که باید شسته شوند. شما می‌توانید ظرف‌ها را با دست بشویید یا آن‌ها را داخل ماشین ظرفشویی بگذارید.

    * این ماشین ظرفشویی پر از ظرف است.
    * وقتی ظرف‌ها تمیز شدند، می‌توان آن‌ها را از ماشین خارج کرد و در جای خود چید.
    * چه کسی در خانه شما مسئول شستن ظرف‌ها است؟ (عبارت “do the dishes” به معنای شستن ظرف‌ها است.)

     
    علاوه بر این، از کلمه “dish” برای اشاره به دیش ماهواره‌ای که روی پشت‌بام ساختمان‌ها می‌بینید نیز استفاده می‌شود:

    * من یک دیش روی پشت‌بام خانه‌ام دارم. این دیش برنامه‌های تلویزیونی را دریافت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dismal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dismal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dismal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دلگیر” یک صفت است که برای توصیف یک وضعیت ناخوشایند یا یک حس منفی به کار می‌رود. این کلمه معنایی نزدیک به “افسرده‌کننده” دارد.

    نتایج آزمایش ناامیدکننده بود.
    آلبرتو و اما در سفرشان به دالاس، تجربه‌ای بسیار ناخوشایند داشتند.
    تاد دیدگاه تاریکی نسبت به زندگی دارد. او آدم بسیار بدبین‌ای است.
    وضعیت واقعاً غم‌انگیز است.
    هوا امروز، گرفته و افسرده به نظر می‌رسد.
    در گذشته، مردم فکر می‌کردند ساختمان‌های قدیمی، غمگین و تاریک هستند، اما این روزها مردم بیشتر به ارزش معماری قدیمی پی برده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Display به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Display به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Display به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «display» به معنای نشان دادن یا به نمایش گذاشتن است.

    در این جمله‌ها، «display» به عنوان یک فعل (کارواژه) به کار رفته است:

    * فروشگاه، لباس‌های تازه مخصوص تابستان را نشان می‌دهد.
    * این موزه، آثار هنرمندان بومی را نمایش می‌دهد.
    * آمریکا با استقرار نیروهای نظامی خود در نقاط مختلف جهان، قدرت نظامی‌اش را به رخ می‌کشد.
    * ادیت دوست دارد دارایی‌هایش را به نمایش بگذارد تا دیگران را حسرتی کند.
    * رابرت دوست ندارد احساساتش را در میان مردم نشان دهد.
    * مسئولان المپیک در روسیه، مدال‌های تازه‌طراحی‌شده المپیک زمستانی ۲۰۱۴ را به نمایش گذاشتند.

     

    در این مثال‌ها، «display» به عنوان یک اسم (نامواژه) استفاده شده است:

    * لباس‌های جدید زیادی در فروشگاه برای دیدن گذاشته شده‌اند.
    * نمایشی که در فضای آزاد برپا شده بود، آنقدر مورد توجه قرار گرفت که باعث گرفتاری ترافیک شد.
    * یک نشان دادن قدرت نظامی، کره شمالی را راضی کرد که از موضع خود کوتاه بیاید. (back down = کنار کشیدن؛ عقب‌نشینی)
    * دیدن دخترانی با پوشش کم در ساحل، در تابستان منظرهٔ معمولی است. (scantily clad = پوشش کم)
    * قیمت گردنبندی که در ویترین است چقدر است؟
    * یک چیدمان زیبا از پارچه، خریداران را به خود جذب کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Distance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Distance به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Distance به فارسی با مثالهای کاربردی

    فاصله به مقدار جدایی در زمان یا مکان گفته می‌شود. معمولاً وقتی از فاصله حرف می‌زنیم، منظورمان فاصله فیزیکی بین دو نقطه است:

    نیویورک تا میامی چقدر فاصله دارد؟
    مسافت این مسابقه ۲۲ مایل است.
    او دونده‌ای است که در مسافت‌های طولانی می‌دود.
    از اینجا تا آنجا فاصله زیادی نیست.
    فاصله بین ستاره‌ها و کهکشان‌ها با واحد سال نوری سنجیده می‌شود.
    تلفن‌های همراه به مردم اجازه می‌دهند با هزینه کمی از راه دور با هم صحبت کنند.
    او نیاز دارد برای مدتی از همسر سابقش فاصله بگیرد.
    گذشت زمان و فاصله زیاد، دو دوست قدیمی را از هم بیگانه کرد.
    فاصله، دل را مهربان‌تر می‌کند. (این یک ضرب‌المثل است.)

     

    کلمه “دور” یک صفت است و برای توصیف چیزها یا کسانی به کار می‌رود که در زمان یا مکان از ما فاصله زیادی دارند.

    ستاره یک شیء بسیار دور است. (خیلی از ما فاصله دارد.)
    گلوریا رویای سفر به سرزمین‌های دور را در سر می‌پروراند.
    به نظر می‌رسد موضوعی او را نگران کرده. امروز خیلی در خودش فرو رفته و سرد برخورد می‌کند.
    یکی از بستگان دور چند روز پیش به باب زنگ زد تا در مورد شجره‌نامه خانواده صحبت کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Disturb به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Disturb به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Disturb به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای ایجاد مزاحمت یا مشکل برای کسی یا چیزی.

    گزارش‌های خبری مربوط به انفجار، همه را ناراحت کرد.
    صدای بلند مهمانی، خواب همه را به هم زد.
    مزاحمشان نشو. آن‌ها در حال کار هستند.
    ساخت‌وساز در منطقه طبیعی، محیط اطراف را به هم ریخت.
    رفتارت مرا آزار می‌دهد.

     
    کلمات disturbed به معنای «ناراحت» و disturbing به معنای «نگران‌کننده» صفت هستند:

    این شرایط بسیار نگران‌کننده است.
    این مشکل آزاردهنده در نهایت توسط پلیس و جامعه مورد رسیدگی قرار گرفت.
    یک فرد ناراحت وارد سالن سینمای شلوغ شد و شروع به تیراندازی به سمت مردم کرد.

     
    اسم این کلمه disturbance به معنای «آشفتگی» یا «اختلال» است.

    پلیس به یک مورد درگیری در آن خانه رسیدگی کرد.
    آن مرد به دلیل ایجاد آشوب دستگیر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.