دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Rage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rage به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “rage” به معنای “خشم” است و زمانی به کار می‌رود که فردی بسیار عصبانی باشد.

    در جمله‌های زیر، “rage” به عنوان یک اسم استفاده شده است:

    * وقتی آن مرد دید کسی خانه‌اش را تخریب کرده، به شدت خشمگین شد.
    * ونسا در نهایت خشم انباشته شده از چند روز بی‌برقی را تخلیه کرد.
    * مردم پس از حمله به شهرشان، خشم زیادی احساس کردند.
    * “خشم جاده‌ای” ممکن است وقتی پیش بیاید که یک راننده، راننده دیگر را در ترافیک تهدید کند.
    * راجر از شنیدن این که هم‌اتاقی‌اش کامپیوترش را شکسته، خشمگین شد. (فعل “to enrage” به معنای “خشمگین کردن” است.)

    کلمه “Raging” یک صفت است:

    * یک توفان بسیار شدید، چندین درخت در محله ما را شکست.
    * هلن سردرد بسیار بد و آزاردهنده‌ای دارد.
    * یک گاو نر خشمگین به سمت جمعیت دوید.
    * آخرین فیلم مرد آهنی، یک موفقیت بزرگ و چشمگیر بود. (گاهی صفت “raging” به این معنی است که چیزی بسیار خوب یا بسیار شدید است.)

    همچنین می‌توان از “rage” به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    * جمعیت علیه پلیس خشم و اعتراض شد.
    * باران‌های سنگین باعث شد رودخانه خروشان شود و از بستر خود بالا بیاید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rail به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rail به فارسی با مثالهای کاربردی

    راه‌آهن یک مسیر یا خط طولانی است که برای جابه‌جایی چیزها از جایی به جای دیگر به کار می‌رود. این کلمه معمولاً در ترکیب با واژه‌های دیگر هم دیده می‌شود.

    مرد موقع پایین رفتن از پله‌ها، دستش را به نرده گرفت.
    او نرده را نگه داشت. (rail = نرده)
    این شرکت برای حمل کالاها از ریل استفاده می‌کند.
    از راه‌آهن استفاده می‌کند.
    خیلی از مسافران در شهر ما از قطار سبک شهری استفاده می‌کنند. (light rail = قطار)
    بهترین روش برای سفر کردن در اروپا، استفاده از راه‌آهن است.
    شرکت‌ها در آمریکا با فرستادن بارهای سنگین* از طریق راه‌آهن، در هزینه‌های خود صرفه‌جویی می‌کنند.
    بارها را می‌توان با قطار فرستاد.
    او دارد نرده را می‌گیرد.
    او با اسکیت‌بردش از روی یک نرده سر می‌خورد.
    این علامت نشان می‌دهد که در اینجا ریل‌های راه‌آهن وجود دارد.

    * freight: حجم زیادی از کالا یا مواد که باید روی مسافت‌های طولانی حمل شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rain به فارسی با مثالهای کاربردی

    باران، قطره‌های آب هستند که از آسمان بر زمین می‌بارند. دیدن و حس کردن باران، تجربه‌ای آشنا برای انسان‌ها، گیاهان و حیوانات است.

    او در زیر باران ایستاده است.
    به خاطر باریدن باران، از چتر استفاده می‌کند.
    باران‌های رگ‌ریز در فصل‌های بهار، تابستان و پاییز معمول هستند.
    وقتی هوا سرد می‌شود، باران به برف تبدیل می‌گردد.
    گاهی اوقات باران با صدا و نور رعد و برق همراه می‌شود.
    وقتی باران شدید می‌آید، به صورت رگبار می‌بارد. توفان‌های همراه با رعد و برق، باران‌های شدید و ناگهانی به وجود می‌آورند.
    پوشیدن پالتوی بارانی نمی‌گذارد که خیس شوید.
    رنگ زرد، یک رنگ پرطرفدار برای پالتوهای بارانی است.
    بعضی وقت‌ها بهترین کار در روز بارانی، ماندن در خانه است.
    یک روز بارانی معمولاً تمام روز ادامه پیدا می‌کند.

     
    کلمه‌ی “بارانی” یک صفت است. با دقت گوش کنید چون کلمات “باریدن” و “بارانی” به هم شبیه هستند:

    It’s raining outside.
    It’s a rainy day.

    بیرون باران می بارد
    یک روز بارانی است

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Raise به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Raise به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Raise به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بالاتر بردن یا زیاد کردن چیزی، می‌توانید از واژه «raise» کمک بگیرید. این کلمه برای بیان رشد و پرورش گیاهان، جانوران و انسان‌ها نیز به کار می‌رود. جمله‌های نمونه زیر، روش استفاده از «raise» را به عنوان یک فعل نشان می‌دهند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    raise

    بالا بردن

    raised

    مطرح کرد

    raised

    مطرح کرده

    کشاورزانی که از حیوانات نگهداری می‌کنند، باید به آن‌ها غذا بدهند و از آن‌ها مراقبت کنند.
    وقتی مقدار بنزین کم شود، قیمت آن بیشتر می‌شود.
    رنه مسئولیت بزرگ کردن پنج فرزند را بر عهده دارد.
    بچه‌ها در مدرسه با فروش شیرینی و کیک، پول جمع می‌کنند.
    معلم ما وقتی از دست چند تا از دانش‌آموزان ناراحت شد، صدایش را بلند کرد.
    جان وقتی فهمید کارت‌های خوبی دارد، مقدار شرطش را در بازی پوکر بیشتر کرد.*
    کشت ذرت در شرایط خشکسالی کار بسیار سختی است.

    وقتی کلمه “raise” به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به معنای افزایش حقوق است:
    تمام کارگران کارخانه به خاطر رسیدن به اهداف تولیدی، افزایش حقوق گرفتند.
    تینا از رئیس خود درخواست افزایش حقوق کرد، چون احساس می‌کند در قبال کاری که انجام می‌دهد، به اندازه کافی پول دریافت نمی‌کند.
    در دوران رکود اقتصادی، گرفتن افزایش حقوق سخت است.

    *یک دست خوب: کارت‌های خوب

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rake به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rake به فارسی با مثالهای کاربردی

    وسیله‌ای به نام چنگک برای کارهای باغبانی و رسیدگی به چمن‌ها کاربرد دارد.

    در فصل بهار، صاحب‌خانه‌ها با استفاده از چنگک، چمن‌های خشک شده و بقایای جمع‌شده در زمستان را از زمین جمع می‌کنند.
    باغبان‌ها نیز هنگام آماده‌سازی خاک برای کاشت گیاهان، از چنگک در باغ خود استفاده می‌کنند.

     
    در جملات زیر از کلمه “rake” به عنوان فعل استفاده شده است:

    در فصل پاییز، لازم است برگ‌هایی که از درختان می‌افتند را با چنگک جمع کنید.
    این مرد برگ‌ها را با چنگک در یک جا جمع کرده است.

     
    این جمله هم “rake” را به صورت مفعولی به کار برده است:

    سواحل و مکان‌های شنی باید به طور مرتب با چنگک تمیز شوند تا خزه و زباله از آن‌ها زدوده شود.

     
    در ادامه چند مثال دیگر از کاربردهای کلمه “rake” را می‌بینید:

    شرکت ما در این فصل دارد پول زیادی به دست می‌آورد. (rake in = پول درآوردن)
    ما واقعاً داریم درآمد خوبی کسب می‌کنیم. (پولدار شدن)
    رئیس والتر به خاطر استفاده نادرست از وسیله نقلیه شرکت، او را به شدت دعوا کرد. (rake one over the coals = سرزنش و توبیخ کردن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ramp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ramp به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Ramp به فارسی با مثالهای کاربردی

    سطح شیب‌دار یا رَمپ، وسیله‌ای است که برای جابه‌جایی افراد یا وسایل از یک سطح به سطح دیگر به کار می‌رود. معمولاً در ساختمان‌ها، جاده‌ها و فضاهای عمومی از رمپ استفاده می‌شود تا رفت‌وآمد آسان‌تر شود.

    مثلاً یک مکانیک ممکن است از رمپ برای بلند کردن خودرو از زمین استفاده کند.
    وقتی به مرکز شهر می‌روید، ممکن است خودرویتان را در پارکینگ‌های چندطبقه که با رمپ طراحی شده‌اند، پارک کنید.
    افرادی که از ویلچر استفاده می‌کنند، به جای پله از سطح شیب‌دار برای ورود به ساختمان استفاده می‌کنند.
    برای ورود به بزرگراه یا خروج از آن، از رمپ ورودی یا خروجی استفاده می‌شود.
    هنگام سوار شدن به هواپیما نیز معمولاً از رمپ استفاده می‌کنیم.
    اسکیت‌بازها هم روی رمپ‌ها حرکات نمایشی انجام می‌دهند.

     

    عبارت “ramp up” نیز در زبان انگلیسی به معنی افزایش دادن یا شدت بخشیدن به چیزی است.

    مثلاً:
    شرکت ما تولید خود را افزایش داده است.
    آن‌ها باید تا زمان تعطیلات، استخدام نیروهای جدید را بیشتر کنند.
    ارتش نیز برای مقابله با یک حمله احتمالی، سطح آمادگی خود را بالا برد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Random به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Random به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Random به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک اتفاق به‌صورت تصادفی رخ می‌دهد، یعنی بدون نظم و الگوی مشخصی اتفاق می‌افتد و نمی‌توان آن را از قبل پیش‌بینی کرد. برنامه‌ریزی برای چنین رویدادی تقریباً غیرممکن است و تنها کاری که می‌توان کرد این است که خود را برای مواجهه با آن آماده کنیم.

    رعد و برق به طور تصادفی به مردم برخورد می‌کند.
    اگر در قرعه‌کشی شرکت کنید، ممکن است اعداد به‌صورت تصادفی برایتان انتخاب شوند.
    معلم به شکل تصادفی از دانش‌آموزان سؤال می‌پرسید و انتظار داشت جواب سوالاتش را بدانند.
    در هفته‌های اخیر، چند مورد تیراندازی بی‌دلیل و تصادفی در آمریکا گزارش شده است.
    سرپرست شرکت، برای انتخاب افرادی که در آخر هفته کار کنند، به‌صورت تصادفی از بین کارمندان انتخاب کرد.
    تصمیمات بی‌دقت و تصادفی که صاحب شرکت گرفت، در نهایت باعث تعطیلی آن شد.

    رم کامپیوتر شما چقدر است؟ RAM مخفف Random Access Memory است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rank به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rank به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «رتبه» (Rank) معنایی نزدیک به «موقعیت» دارد. این مفهوم، به چینش افراد یا چیزها بر پایه توانایی یا کیفیت اشاره میکند. مثلاً مشخص میکند که چه کسی بهترین است، چه کسی در جایگاه دوم قرار دارد و چه کسی پایین‌ترین رتبه را دارد. شما می‌توانید از این کلمه هم برای اشیا و هم برای افراد استفاده کنید:

    رتبه او در مقایسه با سایر ورزشکاران چگونه است؟ (این سوال از «رتبه» به عنوان فعل استفاده می‌کند.)
    رتبه او در بین دیگران چقدر است؟ (این سوال از «رتبه» به عنوان اسم استفاده می‌کند.)
    این هتل چه رتبه‌ای دارد؟
    رتبه‌بندی این هتل چگونه است؟ (کلمات «رتبه» و «رتبه‌بندی» بسیار به هم نزدیک هستند.)
    به این هتل رتبه بسیار بالایی داده شده است. (این جمله به صورت مفعولی ساخته شده است.)
    رتبه او در شرکت چیست؟
    او در شرکت از جایگاه و رتبه بسیار بالایی برخوردار است.
    رسیدن به درجه ژنرال در ارتش ایالات متحده کار آسانی نیست.
    شما چگونه توانایی‌های خود به عنوان یک دانش‌آموز را ارزیابی و رتبه‌بندی می‌کنید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Rant به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “rant” به معنی شکایت کردن با صدای بلند و حالت عصبی است. وقتی کسی “rant” می‌کند، معمولاً کنترل اعصاب خود را از دست داده و با عصبانیت در مورد یک مشکل صحبت می‌کند.

    او درباره چه چیزی در حال شکایت کردن است؟
    او شروع به غر زدن و اعتراض کردن کرده است. (go off on a rant = با عصبانیت و به طور طولانی در مورد چیزی حرف زدن)
    شخصی از اعتراضات خشمگینانه آن زن فیلم گرفت و آن را در یوتیوب قرار داد. (در این جمله، کلمه “rant” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    آن زن آرامش خود را از دست داد و شروع به اعتراض کردن کرد.
    ملیندا وقتی فهمید دوست پسرش ماشینش را بدون اجازه برداشته، شروع به اعتراض و غر زدن کرد.
    معلم شروع به صحبت طولانی و عصبانی در مورد دانش‌آموزانی کرد که به درسش توجه نمی‌کردند.
    یک مشتری با حالتی عصبانی وارد مغازه شد و از پرتقال‌های خرابی که قبلاً خریده بود شکایت می‌کرد.
    من واقعاً تمایلی ندارم به حرف‌های اعتراضی تو گوش دهم.

     
    کلمات “rant” و “rave” معمولاً با هم به کار می‌روند:

    همه در مورد وضعیت بد ترافیک در حال شکایت و اعتراض هستند.
    از آن سر خیابان صدای مردی را می‌شنیدیم که با عصبانیت درباره چیزی داد می‌زد، اما متوجه حرف‌هایش نمی‌شدیم.
    اگر در انتخابات شرکت نکرده‌اید، حق ندارید در مورد نتایج آن اینقدر عصبانی شوید و اعتراض کنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rare به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rare به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rare به فارسی با مثالهای کاربردی

    چیزهایی که پیدا کردنشان سخت است یا خیلی کم پیش می‌آیند را «نادر» می‌نامیم.

    دن یک سکه نادر پیدا کرد که قیمت خیلی بالایی دارد.
    کم پیش می‌آید در این فصل از سال، این همه غاز ببینیم.
    هفته پیش، گروه رولینگ استونز به طور نادری در کوبا اجرا کردند.
    اینکه یک زن پنج قلو به دنیا بیاورد، بسیار نادر است. (پنج قلو یعنی پنج نوزاد)
    اتفاقی به اسم «ماه آبی» بسیار نادر است.

     
    کلمه «rare» برای توصیف استیک گاوی هم به کار می‌رود که زیاد پخته نشده باشد.
    استیکی که به حالت «rare» سفارش داده شود، داخلش هنوز قرمز است.

    وینس یک استیک به حالت «rare» سفارش داد.
    همسرش استیک خود را به صورت «medium-rare» سفارش داد. (یعنی کمی بیشتر از «rare» پخته شده است.)

     
    اگر به انتهای کلمه «rare» حروف «ly» را اضافه کنیم، قید «rarely» ساخته می‌شود. این کلمه تقریباً معنای «تقریباً هیچ وقت» را می‌دهد.

    او به ندرت قبل از ساعت ۹ صبح بیدار می‌شود.
    ما به ندرت در ماه سپتامبر برف می‌بینیم.
    ناتانیل به ندرت در مدرسه حاضر می‌شود. او دانش‌آموز خیلی خوبی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.