دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Quiet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quiet به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Quiet به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساکت: به فرد یا چیزی گفته می‌شود که سر و صدای زیادی ندارد. این واژه معنایی نزدیک به کلمه silent دارد.

    در مثال‌های زیر، “آرام” به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    – من به کمی آرامش و سکوت نیاز دارم.
    – این هتل به مهمانانش آرامش و سکوت را تضمین می‌دهد.
    – سکوت شب به همه امکان داد خواب راحتی داشته باشند.
    – ما اینجا به سکوت نیاز داریم.

     

    واژه “quiet” معمولاً به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:

    – این یک محله آرام است.
    – فروشگاه تمام روز خلوت بود. (یعنی فعالیت تجاری کمی داشت)
    – ما دنبال جایی می‌گردیم که آرام باشد.
    – سعی کن بی‌صدا باشی. چیزی که گفتم را به کسی نگو.
    – ساکت باش.
    – در کتابخانه باید همه ساکت باشند.
    – ساکت باش!

     

    همچنین می‌توان این کلمه را به عنوان فعل هم به کار برد:

    – ساکت!
    – لطفاً ساکت باشید.
    – آرام بگیرید (ساکت شوید).

     

    با افزودن پسوند “–ly” به آن، قید “quietly” ساخته می‌شود:

    – او آرام از اتاق بیرون رفت.
    – آن‌ها خیلی بی‌سروصدا کار می‌کنند.
    – شرکت به سرعت و بدون سر و صدا ورشکست شد.
    – او در خواب و به آرامی از دنیا رفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quiver به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quiver به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Quiver به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Quiver” معنایی نزدیک به “لرزیدن”، “تکان خوردن” و “بلرزد” دارد. این کلمه نشان می‌دهد که یک حیوان یا فرد، عصبی یا ترسیده است.

    خرگوش با دیدن روباه از ترس به خود لرزید.
    وقتی پسر بچه فهمید که قرار است تنبیه شود، لب پایینش شروع به لرزیدن کرد.
    خانمی که در قرعه‌کشی برنده شده بود، از شدت خوشحالی می‌لرزید.
    آن مرد در جلسه مصاحبه، به خاطر استرس زیاد کمی میلرزید.
    لرزش بدن او، کمبود اعتماد به نفسش را نشان می‌داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quit به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Quit به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    ترک کردن ترک کرد ترک کرده

    کلمه **quit** به معنی کنار گذاشتن یا متوقف کردن یک کار است. این فعل معمولاً برای صحبت دربارهٔ ترک شغل یا عادت‌ها به کار می‌رود:

    – جودی از کارش استعفا داد.
    – باب به خاطر اختلاف با رئیسش، کار را رها کرد.
    – اگر قصد ترک شغل خود را دارید، باید حداقل دو هفته قبل اطلاع دهید.

    همچنین، استفاده از **quit** به همراه فعل با ing (gerund) بسیار رایج است:

    – این کار را متوقف کن.
    – لطفاً دیگر آن حرف را نزن.
    – بهتر است کمتر تلویزیون تماشا کنی.
    – آیا می‌خواهی خوردن گوشت را قطع کنی و گیاهخوار شوی؟
    – دارل سعی دارد سیگار را ترک کند.
    – ساوانا باید مصرف الکل* را کاهش دهد.
    – لیزا گفت دیگر دربارهٔ دیگران شایعه‌پراکنی نمی‌کند.

    *توجه: در این جمله، **drinking** به نوشیدن الکل اشاره دارد.

    به کسی که کاری را رها می‌کند، **quitter** گفته می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Quite به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “quite” معنایی نزدیک به “very” (خیلی) و “really” (واقعاً) دارد. این کلمه یک قید است و معمولاً برای توصیف صفت‌ها به کار می‌رود.
    مثلاً در جمله:
    She’s quite good at tennis.
    (او در تنیس کاملاً خوب است.)
    در اینجا “quite” نشان می‌دهد که سطح مهارت او در تنیس تا چه حد است و کلمه “good” را تعدیل می‌کند.

    در ادامه چند مثال دیگر آورده شده است:

    – امروز هوا کاملاً سرد خواهد بود.
    – تعداد قابل‌توجهی از افراد در آن رویداد حضور داشتند.
    – این کتاب بسیار جذاب است.
    – این پاسخ کاملاً مناسبی برای سؤال است.
    – این دقیقاً چیزی نیست که من می‌خواستم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Quiz به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quiz به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Quiz به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک «آزمون کوتاه» شبیه یک امتحان است، اما معمولاً تعداد سوالات آن کم است (بیست سؤال یا کمتر). معلمان از این آزمون‌های کوتاه استفاده می‌کنند تا بفهمند دانش‌آموزان چقدر از درس‌های تازه یادگرفته‌شان را به خاطر دارند. همچنین با کمک آن متوجه می‌شوند که آیا دانش‌آموز تکالیفش را برای کلاس انجام داده است یا نه.

    معلم به ما یک آزمون کوتاه دربارهٔ افعال بی‌قاعده داد.
    در این وب‌سایت، صدها آزمون کوتاه برای شرکت کردن وجود دارد.
    معلم از دانش‌آموزان دربارهٔ رویدادهای منتهی به جنگ جهانی دوم پرسش کرد. (این جمله از «quiz» به عنوان فعل استفاده کرده است.)
    آمادهٔ یک آزمون کوتاه هستی؟
    او در آزمون کوتاه‌اش نمرهٔ خوبی گرفت.
    یک خودکار و یک برگ کاغذ برای آزمون کوتاه بردار.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quota به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quota به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Quota به فارسی با مثالهای کاربردی

    سهمیه، یک مقدار مشخص است که به یک فرد یا گروه اختصاص داده می‌شود. این مقدار به دلایل خاصی تعیین می‌شود. کمتر یا بیشتر شدن از این سهمیه می‌تواند خوب یا بد باشد، اما این موضوع به هدف تعیین سهمیه بستگی دارد.

    باب تا الان بیش از سهمیه فروش ماه مارس خود فروخته است. این بسیار عالی است.
    به نظر می‌رسد تاد نمی‌تواند به سهمیه خود برسد. این نتیجه خوبی نیست.
    ما می‌توانیم خیالمان راحت باشد چون به سهمیه سالانه خود رسیده‌ایم.
    نادین ناراضی است و می‌گوید سهمیه‌هایی که شرکت تعیین کرده، غیرمنطقی و دست‌نیافتنی هستند.
    در بعضی شرایط، سهمیه‌بندی لازم است چون به کنترل یا محدود کردن رشد کمک می‌کند.
    به هر کشور در جهان یک سهمیه مشخص داده شده که تعداد افرادی که می‌توانند از آن کشور به آمریکا مهاجرت کنند را محدود می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quote به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quote به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Quote به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی عین حرف‌های یک فرد را می‌آوریم، به آن «نقل قول» می‌گوییم. این کار را با عنوان «گفتار مستقیم» نیز می‌شناسیم. برای نشان دادن این نوع گفتار از علامت « » استفاده می‌کنیم.

    در جمله‌های زیر، کلمه «نقل قول» به صورت فعل به کار رفته است:

    خبرنگارها در گزارش‌های خود از سخنرانی رئیس‌جمهور آمریکا، حرف‌هایش را نقل کردند.
    او گفت: «من با این پیشنهاد موافق نیستم. می‌توانید این حرف را از قول من بنویسید.»
    معلم ما به راحتی می‌تواند از نمایشنامه‌های شکسپیر نقل قول بیاورد.

    در این مثال‌ها نیز کلمه «نقل قول» نقش اسم دارد:

    حرف‌های به‌یادماندنی زیادی در آن سخنرانی گفته شد.
    معلم از ما خواست حداقل سه نقل قول در مقاله‌مان بیاوریم.
    «نشانه ذهن فرهیخته آن است که بتوان اندیشه‌ای را پذیرفت بدون آن که لزوماً آن را بپذیرد.» این جمله شناخته‌شده از ارسطو، می‌تواند برای رقیبان سیاسی هم قابل تأمل باشد.

    توجه: دو کلمه «quote» و «quotation» هر دو به عنوان اسم کاربرد دارند و بسیار به هم نزدیک هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Racism به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Racism به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Racism به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نژادپرستی” یک اسم است. این واژه به این معناست که فردی بر اساس نژاد، رنگ پوست یا ملیت دیگران، خود را برتر یا دیگران را پایین‌تر بداند. بیشتر مردم قبول دارند که نژادپرستی در هر کجا که باشد، یک مشکل جدی است و تعداد بسیار کمی از افراد آن را چیز خوبی می‌دانند یا از آن پشتیبانی می‌کنند.

    تقریباً همه مدارس در آمریکا با نژادپرستی مخالف هستند و آن را قبول ندارند.
    یک نمونه روشن نژادپرستی این است که کسی فکر کند توانایی‌ها یا ضعف‌های یک نفر فقط به رنگ پوستش بستگی دارد.
    برده‌داری برای صدها سال در ایالت‌های جنوبی آمریکا ادامه داشت و دلیل اصلی ماندگاری طولانی‌مدت آن، نگرش نژادپرستانه بود.
    اگر کسی فکر کند افرادی به خاطر محل تولد یا شکل ظاهری‌شان ارزش کمتری دارند یا برعکس، برتر هستند، این نژادپرستی است.
    نژادپرستی فقط محدود به یک کشور نیست؛ در بسیاری از کشورهای جهان دیده می‌شود.
    اگرچه بیشتر مردم آمریکا با نژادپرستی مخالفند، اما گروه کوچکی نیز آشکارا از آن حمایت می‌کنند.

     

    کلمه “نژادپرست” یک صفت است:

    او آشکارا یک آدم نژادپرست است.
    او باورهای نژادپرستانه دارد.
    باورهای نژادپرستانه معمولاً از فرهنگی که فرد در آن بزرگ شده، ناشی می‌شوند.
    نژادپرستان سعی می‌کنند عقاید خود را به فرزندانشان نیز منتقل کنند.
    کو کلوکس کلان (KKK) یک سازمان شناخته‌شده در آمریکاست. اعضای این گروه openly اعتراف می‌کنند که نژادپرست هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rack به فارسی با مثالهای کاربردی

    بار دیگر که برای خرید لباس بیرون می‌روید، احتمالاً یک بلوز یا یک شلوار را روی چوب‌لباسی یا همان «قفسه» می‌بینید. کار قفسه این است که وسایل را در خود نگه می‌دارد.

    لباس‌ها روی قفسه آویزان هستند.

    قفسه‌ها شکل‌ها و کاربردهای گوناگونی دارند:

    * قفسه مخصوص شراب، بطری‌های شراب را نگهداری می‌کند.
    * از قفسه مخصوص ظروف هنگام شستن ظرف‌ها استفاده می‌شود.
    * ممکن است روزنامه را روی یک قفسه مخصوص ببینید.
    * قفسه‌های حوله، برای نگهداری حوله‌ها هستند.
    * این یکی، قفسه کراوات‌های من است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Rag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rag به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rag به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “rag” به لباس‌های فرسوده و کهنه اشاره دارد که ظاهر مناسبی ندارند یا به پارچه‌هایی گفته می‌شود که برای پاک‌کردن و تمیزکاری از آن‌ها استفاده می‌کنیم.

    جو چند تکه‌پارچه از تی‌شرت‌های قدیمی درست کرد و با آن‌ها ماشینش را تمیز کرد.
    برای تمیز کردن آن ریخت‌و‌پاش، پارچه لازم داری؟
    حوله‌های قدیمی برای تبدیل شدن به پارچه‌ی تمیزکاری مناسب هستند.
    مرد سالخورده با لباس‌های مندرس و پاره، در خیابان راه می‌رفت.
    مارتا از این که فقط لباس‌های کهنه برای پوشیدن دارد شکایت می‌کند. او می‌خواهد لباس‌های جدیدی بخرد.
    این پیراهن تقریباً کهنه و پارچه شده، اما همچنان دوست دارم آن را بپوشم چون راحت است.

     
    اگر کسی درباره موضوعی مدام از شما شکایت کند یا غر بزند، می‌توان از کلمه “rag” به عنوان فعل نیز استفاده کرد:

    همسر تاد همیشه برای تمیز کردن گاراژ سرش غر می‌زند.
    معلم امروز صبح در کلاس درباره نمرات پایین امتحان غر زد.
    رئیس جینا مدام به او غر می‌زند تا کاری را که چند ماه پیش به او محول کرده بود تمام کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.