دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Push به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Push به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Push به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را از بدنتان دور کنید، از دست‌هایتان برای اعمال فشار استفاده می‌کنید. این کار دقیقاً برعکس عمل کشیدن است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    push

    فشار دادن

    pushed

    فشار داد

    pushed

    فشار داده

    هل دادن این توپ برفی هر لحظه دشوارتر می‌شود.
    او در حال هل دادن یک دستگاه تقویت‌کننده است.
    پسرک روی تاب، توسط پدربزرگش به جلو هل داده می‌شود. (این جمله به شکل مجهول در زمان حال استمراری است.)

    روش‌های دیگری هم برای استفاده از این واژه به عنوان فعل وجود دارد:
    والدین یوناس او را تشویق و ترغیب می‌کنند تا پزشک شود. (push = انگیزه دادن به کسی)
    سرپرست ما دوست دارد بر کارمندانش زورگیری کند و آنها را اذیت کند. (push around = قلدری کردن؛ سوءاستفاده از قدرت)
    رئیس‌جمهور در تلاش است تا برخی از ایده‌هایش را در کنگره به تصویب برساند. (push = پیش بردن و ترویج دادن)
    جامعه محلی برای ساخت یک زمین بازی جدید تلاش و پافشاری می‌کند.
    با این اتصال اینترنت شما چه مقدار داده می‌توانید انتقال دهید؟

    همچنین می‌توان از “push” به عنوان اسم نیز استفاده کرد:
    در این محله، یک تلاش جدی برای جمع‌آوری اسلحه از خیابان‌ها صورت گرفته است. (push = کوشش)
    بالاخره تلاش‌ها برای هزینه‌کرد بیشتر در بخش زیرساخت‌ها دارد به نتیجه می‌رسد.
    مخالفت‌های عمومی مردم آمریکا در مورد مسئله مراقبت‌های بهداشتی، منجر به ایجاد تغییراتی در طرح نهایی شد. (pushback = مخالفت و مقاومت)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Puzzle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Puzzle به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Puzzle به فارسی با مثالهای کاربردی

    پازل یک نوع سرگرمی و چالش فکری است. در بسیاری از پازل‌ها، شما باید قطعات مختلف اطلاعات را کنار هم بگذارید تا به جواب برسید یا یک مسئله را حل کنید.

    هم کودکان و هم بزرگسالان از پازل لذت می‌برند.
    ما یک پازل ۱۰۰۰ تکه را کامل کردیم.
    حل کردن جدول‌های کلمات متقاطع که در روزنامه‌ها چاپ می‌شوند، کار جالبی است.
    تمام روزم را صرف کردم تا جدول کلمات متقاطع روزنامه نیویورک تایمز را تمام کنم.
    پلیس نمی‌توانست بفهمد که دزدان آثار هنری چطور توانستند وارد موزه شوند. این یک معما بود.
    پلیس وقتی قطعه گمشده پازل را پیدا کرد، توانست جنایت را حل کند.
    یکی از همکاران ما برای همه یک معماست. هیچ‌کس نمی‌داند او کجا زندگی می‌کند یا بعد از ساعت کار چه کارهایی انجام می‌دهد.

     
    همچنین می‌توانید از کلمه «puzzle» به عنوان فعل استفاده کنید:

    ناپدید شدن هواپیما بر فراز اقیانوس، کارآگاهان را گیج کرد.
    بستن بند کفش می‌تواند برای یک کودک نوپا سخت و گیج‌کننده باشد.
    منشأ جهان، ذهن را به چالش می‌کشد.

     
    کلماتی مثل «puzzled» (متحیر) و «puzzling» (گیج‌کننده) صفت هستند:

    وقتی لورا سفارشش را دریافت کرد، چهره‌اش نشان می‌داد که متعجب است چون سفارشش اشتباه بود.
    چهره متحیر آن مرد جوان نشان می‌داد که نمی‌داند چطور از دستگاه بلیط‌فروشی فرودگاه استفاده کند.
    به نظر گیج می‌رسی. آیا سوالی داری؟
    شترمرغ یک موجود عجیب است که رفتار و ظاهرش در مقایسه با دیگر پرندگان، غیرمعمول است.
    این وضعیت واقعاً گیج‌کننده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Quack به فارسی با مثالهای کاربردی

    اردک چه صدایی از خودش درمیاره؟ میگه “قرق”.
    هر زبانی برای حیوانات صداهای خاصی داره و در زبان انگلیسی، صدای اردک رو “قرق” میگن.
    ما از کلمه “قرق” به عنوان یک اسم هم استفاده می‌کنیم که به دکتر خیلی بد یا پزشکی که مهارت کافی نداره، اشاره داره:

    گلوریا کم‌کم داره شک می‌کنه که دکترش یه دکترِ قلابیه، چون بیماریش رو اشتباه تشخیص داده.
    بعضی از مردم شهر می‌گن دکتر اسمیت یه دکترِ بی‌مهارته، ولی فقط همون رو دارن.
    همسایه ۹۳ ساله من می‌گه بیشتر دکترها تقلبیان، برای همین به ندرت پیش دکتر می‌ره.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Qualify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Qualify به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Qualify به فارسی با مثالهای کاربردی

    برآورده کردن شرایط یا انتظارات یک چیز یا یک شخص را “واجد شرایط بودن” می‌گوییم. برای مشخص شدن اینکه یک فرد واجد شرایط است یا نه، معمولاً معیارهایی مانند استانداردها، نیازها، توانایی‌ها، سابقه کار یا سطح تحصیلات در نظر گرفته می‌شود. این کلمه را هم می‌توان به صورت صفت به کار برد و هم به صورت فعل:

    – او برای این سمت واجد شرایط است.
    – سابقه کاری او، شایستگی‌اش را برای این موقعیت ثابت می‌کند.
    – همه دوندگانی که مجاز به شرکت در این مسابقه بودند، رقابت‌جو و آماده بودند.
    – چه ویژگی‌هایی او را شایسته می‌کند تا شهردار این شهر شود؟
    – شرکت ما برای تعمیر دستگاه‌های معیوب، به یک تکنسین ماهر و آموزش‌دیده نیاز دارد.

     
    یک کاربرد دیگر و تا حدودی پیچیده‌تر این واژه، زمانی است که برای محدود کردن یا مشخص‌تر کردن مفهوم یک سخن به کار می‌رود:

    – فرماندار بلافاصله توضیح داد که منظور او از لزوم افزایش مالیات، به چه صورت بوده است.
    – لازم است حرفی را که زدم روشن‌تر کنم تا از هرگونه سوءتفاهم جلوگیری شود.

     
    همچنین، صورت اسمی این کلمه، “صلاحیت” یا “مدارک” است:

    – او دارای توانایی‌ها و مدارک زیادی است که برای این شغل مناسب هستند.
    – برای این کار، چه نوع مهارت‌ها و صلاحیت‌هایی دارد؟
    – برای دریافت کمک از دولت، باید شرایط مشخصی را دارا باشید.
    – مدارک و شایستگی‌های او بسیار چشمگیر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به ترتیب الفبا، همراه با معنی و مثال مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quality به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quality به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Quality به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “کیفیت” برای نشان دادن خوب یا بد بودن چیزی استفاده می‌شود.

    این عینک‌ها کیفیت خیلی پایینی دارند. (یعنی این عینک‌ها خوب نیستند یا با مواد ارزان درست شده‌اند.)
    کیفیت بالای این پارچه کاملاً مشخص است. (یعنی خیلی خوب است.)
    این شرکت به خاطر کیفیت محصولاتش معروف است.
    خرید وسایل با کیفیت پایین، منطقی نیست.
    کیفیت این مبلمان اصلاً خوب نیست.
    کار این دانش‌آموز از سطح استانداردی که از او انتظار می‌رود، پایین‌تر است.
    مردم در این شهر از زندگی باکیفیتی برخوردارند.
    حفظ کیفیت خوب آب، مسئله بسیار مهمی است.

     
    همچنین، ما اغلب از این کلمه برای توصیف ویژگی‌های یک فرد استفاده می‌کنیم:

    او به عنوان یک کارگر، خصوصیات اخلاقی بسیار خوبی دارد.
    یک زن معمولاً در شوهر آینده‌اش به دنبال چه ویژگی‌هایی می‌گردد؟
    خصوصیات و توانایی‌هایش، او را برای شغل کشیشی مناسب می‌سازد.

     
    عبارت “زمان باکیفیت” هم داریم. این به زمانی گفته می‌شود که یک فرد پرمشغله، به طور کامل در اختیار خانواده یا دوستانش قرار می‌گیرد. ممکن است این زمان کوتاه باشد، اما بسیار ارزشمند و پربار است. فعالیت‌هایی مانند مسافرت، مراسم خاص، بازدید از موزه یا ورزش‌های دسته‌جمعی، نمونه‌هایی از “زمان باکیفیت” هستند.

    بروس همیشه سعی می‌کند وقت کافی و باکیفیتی را در کنار خانواده‌اش بگذراند.
    سارا اعتقاد دارد که گذراندن اوقات باکیفیت، همه آن شب‌هایی که دیر از سر کار برگشته را جبران می‌کند.
    مسافرت با اعضای خانواده، نمونه عالی “زمان باکیفیت” است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quarantine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quarantine به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Quarantine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “قرنطینه” زمانی استفاده می‌شود که یک شخص یا چیز، به خاطر یک بیماری مسری یا یک خطر احتمالی، از دیگران جدا شود.

    در جمله‌های زیر، “quarantine” به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    * آن مرد تا زمانی که درمان پزشکی مناسبی دریافت کند، در قرنطینه بود.
    * یکی از مسافران آن پرواز، به این دلیل که گمان می‌رفت به آنفلوانزای مرغی مبتلا باشد، قرنطینه شد.
    * دولت آن منطقه را قرنطینه کرد چون نگران بود که بیماری در آنجا شیوع پیدا کند.
    * آن افراد به مدت ۴۰ روز قرنطینه شدند تا بیماری سل آنان درمان و تحت کنترل درآید.

     

    در جمله‌های زیر، “quarantine” به عنوان یک اسم به کار رفته است:

    * این مرد تا زمانی که پزشکان مطمئن نشوند بیماری او واگیردار است، در وضعیت قرنطینه خواهد بود.
    * زندگی در شرایط قرنطینه، به خصوص وقتی در یک ساختمان بیمارستان محدود شده باشید، سخت است.
    * یک کشتی تحت قرنطینه قرار گرفت چون دولت آمریکا می‌ترسید که حاوی انواعی از گیاهان و حیوانات مهاجم باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Queasy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Queasy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Queasy به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه «queasy» استفاده می‌شود، منظور حالتی است که فرد احساس مریضی، سبکی سر یا حالت تهوع دارد.

    ونسا می‌گوید که حالش خوب نیست.
    تام بعد از خوردن آن همه پیتزا و آبجو، کمی در معده خود احساس ناراحتی می‌کند.
    او در دل خود احساس بی‌قراری دارد.
    سوار شدن وسیله تیلت اوویرل در شهربازی، باعث شد حالت تهوع بگیرم.
    پرواز پرتلاطم بر فراز اقیانوس اطلس، یولاندا را دچار حس ناخوشی و تهوع کرد. (کلمه “queasiness” به صورت اسم به کار رفته است.)
    معده او ناراحت است. شاید هم آنفولانزا گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Queen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Queen به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Queen به فارسی با مثالهای کاربردی

    ملکه به زنی گفته می‌شود که یک کشور یا گروهی از مردم را رهبری می‌کند. ممکن است او همسر یک پادشاه باشد یا خودش به تنهایی حکومت کند.

    ملکه انگلستان ملکه الیزابت است.
    او سال‌های بسیار طولانی است که ملکه آن کشور است.
    آیا در کشور شما هم ملکه وجود دارد؟

    در دنیای زنبورها، مهمترین زنبور در کندو، ملکه است.
    اگر ملکه نباشد، بقیه زنبورها هم نمی‌توانند به زندگی ادامه دهند.
    اگر کسی بخواهد زنبورداری کند، حتماً باید یک ملکه داشته باشد.

    در بازی شطرنج، مهمترین مهره روی صفحه، ملکه است.
    این مهره می‌تواند به آسانی در جهت‌های مختلف حرکت کند.
    اگر شطرنجباز ملکه خود را از دست بدهد، بردن بازی برایش بسیار سخت می‌شود.

    در ورق بازی، چهار ملکه وجود دارد: ملکه دل، ملکه خشت، ملکه گشنیز و ملکه پیک.
    در این بازی، ارزش ملکه از سرباز (جک) بیشتر است، اما از شاه کمتر.
    در بازی بلک جک، هر ملکه ده امتیاز دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Question به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Question به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Question به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “سوال” وقتی به کار می‌رود که کسی نیاز به دانستن پاسخ چیزی دارد. در مثال‌های زیر، این کلمه به عنوان یک اسم استفاده شده است:

    * من یک پرسش از شما دارم.
    * دانش‌آموزان پرسش‌های زیادی از معلمشان داشتند.
    * می‌توانم لطفاً یک پرسش بکنم؟
    * چه گونه‌ای از پرسش‌ها برایتان پیش آمده؟
    * آیا پرسشی وجود دارد؟

    همچنین می‌توان از این واژه به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد. اما وقتی به صورت فعل به کار می‌رود، معنایش این است که کسی نسبت به چیزی یا کسی شک دارد یا آن را مورد تردید قرار می‌دهد. پس در استفاده از آن به عنوان فعل دقت کنید.

    * پلیس، فرد مظنون را درباره آن جرم بازجویی کرد.
    * هلن، ضرورت برخی از کارهایی که روی خودرویش انجام شده بود را زیر سوال برد.
    * وقتی دیو، تصمیمات سرپرست خود را به چالش کشید، از کارش اخراج شد.
    * چرا دارید مرا مورد بازپرسی قرار می‌دهید؟ من هیچ کار اشتباهی انجام نداده‌ام.

    نشانه‌ای که در نوشتار برای مشخص کردن یک پرسش به کار می‌رود این است: ؟
    به این علامت، “علامت سوال” می‌گویند. هنگام نوشتن، همیشه مطمئن شوید که این علامت در پایان جمله پرسشی شما قرار گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Quick به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Quick به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Quick به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “quick” به معنی “سریع” است. این کلمه معمولاً به صورت صفت (برای توصیف یک اسم) یا قید (برای توصیف یک فعل) به کار می‌رود.

    او خیلی سریع است.
    او به سرعت کار می‌کند.
    آیا راه سریعی برای رسیدن به فرودگاه می‌دانی؟
    سریع‌ترین راه برای رسیدن به فرودگاه کدام است؟ (برای ساختن حالت عالی، “est” را به انتهای “quick” اضافه کنید.)
    من باید به سرعت خودم را به فرودگاه برسانم.
    این کامپیوتر نسبتاً سریع است.
    این کامپیوتر به نرمی و با سرعت کار می‌کند.
    متیو با سرعت یاد می‌گیرد.
    او از بقیه دانش‌آموزان سریع‌تر است. (شکل مقایسه‌ای)
    او چیزها را از دیگر دانش‌آموزان سریع‌تر یاد می‌گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.