دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Leg به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Leg به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Leg به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از پاهایمان برای ایستادن، راه رفتن، شنا کردن، لگد زدن و دویدن استفاده می‌کنیم.
    روش‌های مختلفی برای صحبت کردن درباره پاهای افراد وجود دارد. این کلمه هم معنای واقعی و هم معنای نمادین دارد.

    تام پاهای قدرتمندی دارد.
    سارا پاهای زیبایی دارد. (این جمله معمولاً در مورد زنی گفته می‌شود که فرم پاهایش زیبا است.)
    از زیاد دویدن، پایم گرفتگی گرفت.
    بعد از تمام کردن مسابقه ماراتن، پاهای زبدیا دیگر توان ایستادن نداشت و از کار افتاد.
    وقت می‌خواهید چیزی سنگین را بلند کنید، با کمر این کار را نکنید. از قدرت پاهایتان استفاده کنید.
    بعد از یک بیماری طولانی، مهم است که دوباره روی پاهای خود بایستید و قوی شوید.
    لباس شیلا بخش زیادی از پاهایش را نشان می‌دهد. (طراحی لباس به گونه‌ای است که پاهای او نمایان است.)

    کلمه “پا” برای چیزهایی هم به کار می‌رود که پاهای واقعی انسان نیستند، ولی شبیه پا عمل می‌کنند.

    یک میز معمولاً چهار پایه دارد.
    صندلی‌ها هم چهار پایه دارند.
    یک چهارپایه ممکن است سه پایه داشته باشد.
    در زمین گolf، برخی مسیرها به شکل خمیدگی و پیچ طراحی شده‌اند، شبیه پای سگ.
    اگر یک رشد مثبت در بازار سهام، قدرت و روند خوبی داشته باشد، می‌گویند “پا دارد”.
    اگر یک شرکت “پایی برای ایستادن نداشته باشد”، یعنی سرمایه کافی ندارد یا تمام پشتیبان‌های مالی خود را از دست داده است.
    آخرین بخش یک سفر یا مسابقه را “آخرین مرحله” می‌نامند.
    در مسابقه دو سه‌پا، هر دو نفر که با هم تیم هستند، یکی از پاهایشان به هم بسته می‌شود و با هم می‌دوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Legal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Legal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Legal به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “قانونی” برای کارها و فعالیت‌هایی به کار می‌رود که بر اساس قوانین یک کشور، مجاز و بدون مشکل هستند.

    مثلاً در آمریکا، داشتن اسلحه کاری قانونی است.
    افراد بالای ۲۱ سال می‌توانند قانوناً الکل بنوشند.
    اما داشتن بیشتر از یک همسر در یک زمان، قانونی نیست و کاری غیرقانونی محسوب می‌شود. (کلمه “غیرقانونی” نقطه مقابل “قانونی” است.)
    رانندگی با سرعتی بیشتر از حد مجاز، قانونی نیست.
    رشوه دادن به یک پلیس نیز کاملاً غیرقانونی است. (رشوه یعنی پولی که به طور پنهانی به مأمور دولتی داده می‌شود.)
    اگر در موقعیت سختی قرار گرفتید، ممکن است لازم باشد از یک وکیل، راهنمایی حقوقی بگیرید.
    اگر احساس کنید کسی حقوق شما را نقض کرده، می‌توانید علیه آن فرد یا گروه، اقدام قانونی انجام دهید.
    همه این مسائل حقوقی، نهایتاً در دادگاه بررسی و حل‌و‌فصل می‌شوند.

     
    کلمه “قانونی” می‌تواند به صورت قید نیز به کار رود.

    در بیشتر ایالت‌های آمریکا، شما در ۱۸ سالگی می‌توانید به طور قانونی ازدواج کنید. اگر ۱۶ ساله باشید، برای این کار باید رضایت والدین خود را داشته باشید.
    ورود قانونی به کشور آمریکا، با داشتن مدارک لازم، بسیار بهتر و بی‌خطرتر از ورود یا ماندن غیرقانونی در آنجاست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Legend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Legend به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Legend به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک افسانه، داستانی است درباره یک شخص یا یک چیز بزرگ و خارق‌العاده. این داستان‌ها سینه به سینه و از نسلی به نسل بعد منتقل می‌شوند. وقتی یک افسانه بارها تعریف می‌شود، معمولاً جزئیات آن بزرگنمایی شده یا کمی تغییر می‌کند. یک افسانه می‌تواند بسیار قدیمی باشد یا حتی درباره رویدادهای نزدیک به زمان ما ساخته شده باشد.

    داستان پادشاه آرتور انگلستان برای کسانی که تاریخ بریتانیا را می‌خوانند، بسیار آشناست.
    مقاومت شاه آرتور در برابر حمله ساکسون‌ها به انگلستان در قرن ششم، بسیار افسانه‌ای است. (کلمه «افسانه‌ای» یک صفت است.)
    آبراهام لینکلن به خاطر راستگویی و دوراندیشی‌اش در رهبری، هنوز هم در ایالات متحده یک اسطوره به شمار می‌آید.
    آل کاپون در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ میلادی در بین مردم شیکاگو به یک چهره افسانه‌ای تبدیل شد، حتی با اینکه یک گانگستر بی‌رحم بود.
    بسیاری از طرفداران ورزش، مایکل جردن، بازیکن بسکتبال، را یک اسطوره می‌دانند.
    او еще در دوران زندگی خودش به یک افسانه تبدیل شد.
    گلادیاتورهای موفق در دوران امپراتوری روم نیز به چهره‌های افسانه‌ای بدل شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Legible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Legible به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Legible به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «خوانا» باشد، یعنی می‌توان آن را به راحتی خواند. این واژه به کیفیت نوشته‌های دستی یا چاپی اشاره دارد.

    این یادداشت به سختی خوانده می‌شود. (به دلیل دست خط نامرتب، خواندن آن مشکل است.)
    کلماتی که آن پسر سه‌ساله نوشته بود، کاملاً واضح و خوانا بود.
    شما باید یاد بگیرید که خواناتر بنویسید. (کلمه «legibly» در زبان انگلیسی به صورت قید به کار می‌رود.)
    معمولاً پزشکان نسخه‌هایی می‌نویسند که چندان خوانا نیست.
    آیا این نوشته به اندازه کافی واضح است که بتوانی آن را بخوانی؟
    این نوشته ناخوانا است. (illegible = نقطه مقابل «خوانا»)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Leisure به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Leisure به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Leisure به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که زمان یا پول اضافی برای استراحت و تفریح دارد، می‌تواند از اوقات فراغت خود لذت ببرد.

    چقدر وقت آزاد دارید؟
    چه نوع فعالیت‌های فراغتی بیشتر مورد علاقه شماست؟
    گلف ورزشی است که معمولاً افرادی انجام می‌دهند که هم وقت آزاد کافی دارند و هم توان مالی برای پرداخت هزینه‌های آن.
    قایقرانی یک ورزش پرهزینه است که معمولاً در دسترس کسانی است که اوقات فراغت دارند.
    افراد بسیار ثروتمند اغلب می‌توانند زندگیِ بدون دغدغه کاری داشته باشند.
    چه خوب است که زندگی آرام و بی‌دغدغه‌ای داشته باشیم و مجبور نباشیم کار کنیم.
    فعالیت‌های اوقات فراغت می‌توانند به کاهش استرس کمک کنند.

     
    گاهی واژه «اوقات فراغت» فقط به معنای زمان آزاد یا وقت اضافی به کار می‌رود:

    می‌توانی این کار را در وقت آزادت انجام دهی.
    او این تکلیف را در زمان فراغتش انجام می‌دهد.
    او خوش‌شانس است که قبل از تصمیم‌گیری، وقت کافی دارد.

     
    واژه «آرام» یا «با آسودگی» می‌تواند به صورت صفت یا قید به کار رود.

    آنان بعدازظهری آرام را در منطقه خرید مرکز شهر سپری کردند.
    می‌توانی با زندگی کردن به شکلی آرام و بی‌عجله، استرس خود را کاهش دهی.
    آن زوج با آسودگی در کنار رودخانه شیکاگو قدم زدند.

     
    لباس‌های راحتی در دهه ۱۹۷۰ میان مردان و پسران محبوب بودند:

    او یک ست لباس راحتی طلایی رنگ پوشیده است.
    لباس راحتی او تقریباً صد درصد پلی‌استر است.
    یک بار یک ست لباس راحتی آبی آسمانی داشتم.
    برای ست لباس راحتی، زدن کراوات اختیاری بود. (هنگام پوشیدن این لباس، لازم نبود کراوات ببندید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lend به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lend به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Lend به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    lend

    قرض دادن

    lent

    قرض داد

    lent

    قرض داده

    کلمهٔ lend به معنای «قرض دادن» است و شبیه به give یعنی «دادن» عمل می‌کند، با این تفاوت که چیزی که قرض داده می‌شود، بعداً به صاحب اصلی برگردانده می‌شود. شما می‌توانید این فعل را برای پول یا وسایل دیگر به کار ببرید:

    – می‌تونی کمی پول به من قرض بدی؟ فردا پس می‌دم.
    – برتا ۵۰ دلار به خواهرش قرض داد.
    – بعضی از بانک‌ها مثل سابق پول قرض نمی‌دهند چون می‌ترسند پولشان را از دست بدهند.
    – ۲۰۰ دلار به دن قرض داده شد، اما او هنوز آن را پس نداده است. (جملهٔ مجهول)
    – کتابخانه‌ها برای یادگیری انگلیسی به شما کتاب، CD و DVD قرض می‌دهند.
    – بهتر است از قرض دادن پول به دوستانت خودداری کنی. این کار ممکن است به رابطه‌تان لطمه بزند. (کلمهٔ lending در این جمله مصدر با ing است.)
    – می‌شود یک دقیقه کمکم کنی؟ (Lend me a hand یعنی کمک کردن)

    اگر به انتهای lend، er اضافه کنید، کلمهٔ lender ساخته می‌شود که به معنای «قرض‌دهنده» است:

    – برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک، باید یک قرض‌دهنده پیدا کنیم. (lender یعنی بانک یا کسی که پول زیادی دارد و آن را قرض می‌دهد.)
    – بسیاری از وام‌دهندگان قبل از سال ۲۰۰۸ وام‌های بدی به متقاضیان دادند و این موضوع مشکلات زیادی برای اقتصاد به وجود آورد.
    – Neither a borrower nor a lender be. (پولونیوس در نمایشنامهٔ هملت اثر شکسپیر، پیش از فرستادن پسرش لائرت به دانشگاه، این توصیه را به او می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Length به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Length به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Length به فارسی با مثالهای کاربردی

    ونسا از اندازه موهایش راضی نیست و احساس می‌کند خیلی کوتاه هستند.
    رومیزی به اندازه تمام طول میز کشیده شده است. (یعنی هم‌اندازه خود میز است.)
    درازای قایق ۳۰ فوت است.
    مسافت این سفر ۴۰۰ مایل بود.

     
    وقتی کلمه «length» به عنوان اسم به کار می‌رود، می‌تواند معنی «میزان تلاش» یا «حد نهایی» نیز بدهد:

    او هر کاری می‌کند تا به موفقیت برسد.
    میزان تلاش‌هایی که برای ژیمناست شدن انجام داده، همه را متعجب کرده است.
    خورخه می‌گوید هر کاری از دستش بربیاید انجام می‌دهد تا انگلیسی را به خوبی یاد بگیرد.

     
    صفتی که از این کلمه ساخته می‌شود «lengthy» به معنی «طولانی» یا «دراز» است.

    معلم از هر دانش‌آموز خواست یک تحقیق مفصل و بلند بنویسد.
    این کتاب بیش از حد حجیم است و من نمی‌توانم آن را تمام کنم.
    اگر فیلمی خیلی طولانی باشد، بعضی از تماشاگران سالن سینما را زودتر ترک می‌کنند.
    سخنرانی او بسیار طولانی شد.
    جمله‌هایت بیش از حد بلند است. آن‌ها را کوتاه‌تر کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Less به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Less به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Less به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی از چیز دیگری کم‌تر است، از کلمه «less» استفاده کنید.

    وقتی «less» به عنوان صفت به کار می‌رود، معمولاً قبل از اسم‌های غیرقابل شمارش می‌آید:

    الان وقت آزادم از پارسال کمتر است.
    در زمستان، خیلی از مردم به دلیل ماندن بیشتر در خانه، تحرک کمتری دارند.
    اگر گوشت کم‌تر و میوه و سبزیجات بیشتری بخورید، احتمالاً سالم‌تر خواهید بود.
    آیا می‌توانید انرژی کم‌تری مصرف کنید؟
    کاهش بودجه معمولاً باعث خرج کردن کم‌تر می‌شود. (از «less» با مصدر ingدار استفاده کنید.)

    وقتی «less» نقش قید را دارد، فعل یا صفت را توصیف می‌کند:

    اگر موز را از مغازه دیگری بخرید، قیمت‌اش کم‌تر است.
    جو بعد از رفتن دوست‌دخترش به دانشگاه، کمتر او را می‌بیند.
    بعد از آتش‌سوزی خانه، آن‌ها کمتر نسبت به آینده مطمئن هستند.
    باب برای آن شغل انتخاب نشد، چون صلاحیت‌اش از بقیه متقاضیان کمتر بود.
    وقتی جوان‌تر بودم کمتر نگران بودم؛ اما حالا درباره همه چیز بیشتر نگرانم.

    «Less» گاهی به عنوان اسم هم استفاده می‌شود:

    می‌توانیم با چیز کم‌تری زندگی خود را بگذرانیم.
    هرچه کمتر درباره این موضوع حرف بزنید، بهتر است.
    درباره این ویروس کمتر از چیزی که مسئولان می‌گویند، اطلاعات داریم.
    حالا که بازنشسته شده‌اند، کارهای کم‌تری برای انجام دادن دارند.

    اگر به «less» پسوند «en-» اضافه کنید، فعل «lessen» ساخته می‌شود که به معنای «کم کردن» یا «کاهش دادن» است. (این را با «lesson» به معنی درس اشتباه نگیرید.)

    پیاده‌روی تا محل کار به جای رانندگی، می‌تواند استرس شما را کمتر کند.
    خوردن آسپرین ممکن است دردتان را کاهش دهد.
    دولت‌های جهان سعی می‌کنند تأثیر ویروس کرونا بر اقتصادشان را کم کنند.

    عبارت‌های رایجی هم هستند که در آن‌ها از «less» استفاده شده:

    می‌شود با کم‌تر، کارهای بیشتری انجام داد.
    کم‌تر یعنی بیشتر. (این عبارت زمانی به کار می‌رود که درباره ساده‌گرایی در چیزی صحبت می‌کنیم.)
    برایم اصلاً مهم نیست. / کم‌تر مهم نیست. (یعنی اهمیتی نمی‌دهم.)
    کمتر حرف بزن، بیشتر عمل کن. (عمل کردن بسیار بهتر و نتیجه‌بخش‌تر از حرف زدن است.)
    ما بدِ کوچک‌تر را از بین دو بد انتخاب کردیم. (یعنی از بین دو گزینه بد، آن که بهتر بود را برگزیدیم.)

    او راهی را رفت که کمتر کسی رفته بود. (این اشاره به شعر رابرت فراست با نام «راهی که کمتر کسی در آن پا گذاشته» دارد، شعری که در آن فردی باید تصمیم مهمی بگیرد. بر اساس بیشتر تفسیرها، این تصمیم چالش بزرگ‌تری ایجاد می‌کند و به همین دلیل تحسین‌برانگیزتر است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Lesson به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lesson به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Lesson به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد آموزش‌های رسمی صحبت می‌کنیم، از واژهٔ “درس” به عنوان یک اسم استفاده می‌کنیم. در ادامه چند نمونه آورده شده است:

    معلم برای دانش‌آموزان یک درس آماده کرد.
    ونسا در زمان درس، یادداشت برمی‌داشت.
    او چه چیزی از آن درس یاد گرفت؟
    تو از درس انگلیسی‌ات چه آموختی؟
    آیا موقع درس دادن توجه می‌کنی؟
    در این وب‌سایت صدها درس وجود دارد.
    اگر درس بگیری، نواختن یک ساز موسیقی آسان‌تر می‌شود.
    بچه‌هایی که آموزش پیانو می‌بینند، نواختن آن را یاد می‌گیرند.
    تام به خاطر علاقه‌اش به نواختن در یک گروه راک، درس گیتار می‌گیرد.

    همچنین، کلمهٔ “درس” برای هر تجربه‌ای به کار می‌رود که مربوط به مدرسه نیست، اما فرد از آن چیز جدیدی یاد می‌گیرد:

    رانندگی با سرعت خیلی بالا و سپس جریمه شدن، به دان یک درس داد.
    یادگیری آن درس سخت بود.
    درسش را یاد گرفتم!
    آن مرد قبل از این که پسرش را تنبیه کند، گفت می‌خواهد به او درس زندگی بدهد.
    وقتی یک نفر به خاطر کاری تنبیه می‌شود، چه درسی عایدش می‌شود؟
    درس‌هایی که در زندگی می‌آموزیم بسیار ارزشمندند.
    این یک درس باارزش بود.
    چه زمانی عاقبت یاد می‌گیرم؟ (این یک اصطلاح است و منظور این است که کسی کاری اشتباه را تکرار می‌کند، بدون این که از تجربه‌های قبلی خود عبرت بگیرد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Let به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Let به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Let به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه let در انگلیسی به معنای “اجازه دادن” است و برای دعوت کردن، درخواست کردن یا دادن مجوز به کار می‌رود.

    **مثال:**
    A: بیا امشب بریم بیرون.
    B: باشه. کجا می‌خواهی بروی؟
    در اینجا، “Let’s go” نوعی دعوت است.

    **ترکیب “let” با “go” معانی مختلفی دارد:**

    * وقتی یک شرکت می‌گوید: “The company let a lot of its employees go”، یعنی «شرکت بسیاری از کارکنانش را **اخراج کرد**».
    * در یک تماس تلفنی، اگر کسی بگوید: “I’ll have to let you go now”، معنایش این است: «باید الآن **خداحافظی کنم و تلفن را قطع کنم**».
    * اگر پلیس نخواهد کسی را آزاد کند، می‌گویند: “The police don’t want to let this man go” که یعنی «پلیس نمی‌خواهد این مرد را **آزاد کند**».

    **سایر کاربردهای let:**

    * “let” + “have” به معنای اجازه دادن یا دادن چیزی است. مثلاً: “Her parents let her have a dog” یعنی «پدر و مادرش به او اجازه دادند یک سگ داشته باشد».
    * “He’s letting his girlfriend win at pool” یعنی «او دارد اجازه می‌دهد دوست‌دخترش در بازی بیلیارد برنده شود» (یعنی عمداً باخته است).
    * “A goalie must not let the puck enter the net” یعنی «دروازه‌بان نباید اجازه دهد توپ وارد دروازه شود».
    * “They’re letting her get married at an early age” یعنی «آنها به او اجازه می‌دهند در سن پایین ازدواج کند».
    * “She always lets them go” یعنی «او همیشه آن‌ها را **رها می‌کند**» (مثلاً ماهی‌های صید شده را به آب برمی‌گرداند).
    * عبارت “To let oneself go” یعنی فردی دیگر به وزن و ظاهر خود رسیدگی نمی‌کند. مثلاً: “He has really let himself go over the years. Now he has to go on a diet” یعنی «او واقعاً در طول این سال‌ها از خودش غافل شده. حالا باید رژیم بگیرد».

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.