نویسنده: root

  • معنی ضرب المثل ” چوبکاری نفرمایید “

    معنی ضرب المثل ” چوبکاری نفرمایید “

    آشنایی با معنی و مفهوم ضرب‌المثل “چوبکاری نفرمایید” 🤭

    این ضرب‌المثل در زبان فارسی برای زمانی به کار می‌رود که کسی در حال انجام کاری است و فرد دیگری بی‌جا و نابجا وسط کار می‌پرد و با حرف یا عمل خود، کار او را خراب یا مختل می‌کند. در واقع به این معناست که وقتی یک نفر دارد به خوبی از عهدهٔ کاری برمی‌آید، دیگران نباید بی‌دلیل و بدون اجازه در کارش دخالت کنند.

    مقاله معنی ضرب المثل ” گاو نه من شیرده “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    تصور کنید یک نجار ماهر در حال ساختن یک صندلی زیباست. اگر فردی ناشیانه وسط کار او بپرد و با ابزارها کاری انجام دهد، ممکن است تمام زحمات نجار به باد برود. این ضرب‌المثل دقیقاً اشاره به همین دخالت‌های نابجا دارد.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” صبر ایوب داشتن “ سری سر بزنید.

    معنای دیگر این مثل، هشدار نسبت به “فضولی” و “وسط‌چینی” بی‌جا است. یعنی اگر کسی از شما نخواسته، خودتان را وسط ماجرا نیندازید و کار دیگران را به هم نریزید.

    این عبارت معمولاً با لحنی دوستانه و شوخ بیان می‌شود تا به طرف مقابل بفهماند که: “لطفاً کار مرا خراب نکن و بی‌جهت وسط کار من نیا!”

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” پسر کو ندارد نشان از پدر “ پیدا کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” گنجشک را رنگ میکنه جای قناری میفروشه “ سری سر بزنید.

    معنی چوبکاری نفرمایید

    در این نوشته، با معنا، پیشینه و مفهوم اصطلاح “چوبکاری نفرمایید” که یک ضرب‌المثل کهن ایرانی است، آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    معنی چوبکاری نفرمایید چیست؟

    معنی اصلی “چوبکاری نفرمایید” این است که کسی را با چوب نزنید یا با چوب تنبیه نکنید.

    پیشینه این اصطلاح به زمانی برمی‌گردد که افراد خاطی را با چوب مجازات می‌کردند. این نوع مجازات به طور رسمی از دوران فتحعلی شاه قاجار تا زمان ناصرالدین شاه رواج داشت. در واقع، اگر کسی برخلاف قانون عمل می‌کرد، با چوب کتک می‌خورد.
    گاهی این تنبیه آنقدر سخت بود که حتی باعث آسیب‌های جدی می‌شد. این، خلاصه‌ای از ریشه اصلی کلمه بود. اما آنچه امروزه رایج شده، معنای دیگری دارد و بیشتر به مفهوم مجازی آن توجه می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” گل پشت و رو ندارد “ را بخوانید.

    معنای کنایی این اصطلاح این است: وقتی فردی بلندمرتبه از کسی که جایگاه پایین‌تری دارد، تعریف و تمجید می‌کند و او را در نظر دیگران بزرگ می‌نماید، شخص مورد تعریف می‌گوید: “بزرگوار، چوبکاری نفرمایید… من لایق این همه تعریف نیستم.” (این عبارت معمولاً در موقعیت‌های تعارفی استفاده می‌شود.)

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” خاله زنک بازی در آوردن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” از سوراخ سوزن رد میشه اما از در دروازه رد نمیشه “ را از دست ندهید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” جنسش شیشه خرده دارد “ مراجعه کنید.

    بعضی افراد نیز “چوبکاری” را به چوب‌های حراج مرتبط می‌دانند. زیرا در گذشته، وقتی کسی کالایش را برای حراج می‌گذاشت، قیمت را روی تکه چوبی می‌نوشت و به تدریج قیمت را افزایش می‌داد تا کالا به بالاترین قیمت فروخته شود.
    در اینجا نیز مشابه آن حالت است؛ وقتی کسی از دیگری تعریف می‌کند، در واقع دارد ارزش او را بالا می‌برد و به اصطلاح، “چوبکاری” می‌کند!

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” زمین گرده “.

    گاهی نیز پیش می‌آید که فردی، شخصیت خوبی ندارد و کارهای نادرست زیادی انجام داده است. اگر کسی پیدا شود و بیش از اندازه به او محبت و احترام بگذارد – احترامی که سزاوار آن نیست – اطرافیان به او تذکر می‌دهند که: “زیاده‌روی نکن. با این همه چوبکاری که داری، کم‌کم پررو می‌شود و دیگر نمی‌توان او را کنترل کرد!”

    کاربرد مجازی و محاوره ای 

    در گفتگوهای روزمره، این عبارت در موقعیت‌های زیر به کار می‌رود:

    ۱. وقتی با محبت و مهربانی فراوان، کسی را شرمنده می‌کنید.
    ۲. وقتی بیش از حد معمول و انتظار، از کسی پذیرایی می‌کنید یا به او محبت می‌کنید.
    ۳. وقتی به کسی که به شما لطفی نکرده است، نیکی می‌کنید.
    ۴. وقتی هدیه یا محبتی را که وظیفه فرد دیگری بوده، شما انجام می‌دهید و در نتیجه او را شرمنده می‌کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” بشنو و باور نکن “ را از دست ندهید.

    در همه این موارد، طرف مقابل برای نشان دادن خجالت و شرمندگی خود، با عباراتی مانند این پاسخ می‌دهد:
    “چوبکاری نفرمایید”، “فلانی مرا چوب‌کاری می‌کند”، “خودم شرمنده هستم، دیگر چوبکاری نفرمایید” و موارد مشابه.

    معنی ضرب المثل چوبکاری نفرمایید

     

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” به بوی کباب آمدیم دیدیم خر داغ می کنند “.

    ریشه ی تاریخی و داستانی ضرب المثل چوبکاری نفرمایید

    تنبیه با چوب، همانطور که گفته شد، به معنای مجازات کردن فرد با ضربه زدن با چوب است. این روش از قدیمی‌ترین دوران تاریخ، حتی از زمانی که انسان‌های اولیه فقط از چوب درختان جنگل به عنوان ابزار استفاده می‌کردند، رواج داشته است. کودکان بازیگوش را با چوب‌های نازک به دست و پایشان تنبیه می‌کردند. در دوره‌ای که مردان قدرت بیشتری داشتند، گاهی مردان همسران خود را با چوب‌های کلفت، مخصوصاً چوب درخت انار که ضربه‌های آن بسیار دردناک بود و باعث تورم و خونریزی بدن می‌شد، مجازات می‌کردند. این نوع مجازات هنوز هم در برخی مناطق محروم جهان دیده می‌شود.

    به تدریج، استفاده از چوب برای تنبیه از محیط خانه فراتر رفت و به عرصه سیاست راه یافت و به عنوان روشی برای مجازات سیاستمداران خطاکار مورد استفاده قرار گرفت.
    اگر فرد گناهکاری به اعدام محکوم می‌شد، او را به پشت می‌خواباندند و با چوب‌های ضخیم آنقدر به شکمش می‌زدند که روده‌هایش پاره می‌شد و در اثر خونریزی داخلی به شکلی دردناک جان می‌سپرد.
    اگر جرم فرد به اندازه اعدام سنگین نبود، معمولاً افرادی مانند شاهزادگان، فرماندهان ارتش و حاکمان مناطق را با روش‌هایی مانند چوب زدن، جریمه نقدی یا تبعید مجازات می‌کردند تا برای دیگر کارمندان دولت درس عبرتی باشد و بدانند که باید به وظایف خود به خوبی عمل کنند.

    همانطور که اشاره شد، اگرچه چوب زدن از گذشته‌های دور رواج داشته، اما مجازات مقامات و سران با این روش از زمان فتحعلی شاه قاجار آغاز شد. به ویژه در اوایل حکومت ناصرالدین شاه و با برنامه‌ریزی میرزا تقی خان امیرکبیر، شاهزادگان، حاکمان و فرماندهانی که در انجام وظایف خود کوتاهی می‌کردند، با چوب تنبیه می‌شدند تا دیگران از آن‌ها عبرت بگیرند.
    بر اساس اسناد تاریخی، طبق برنامه امیرکبیر، علاوه بر حاکمان مناطق، حدود ۱۴ نفر از عموها، پسرعموهای شاه و حتی پسران فتحعلی شاه به دلیل اشتباهاتی که مرتکب شده بودند، چوب خوردند و جریمه شدند. اما پس از کشته شدن امیرکبیر، این روش به تدریج از بین رفت.
    امروزه وقتی در گفتگوهای روزمره می‌گوییم: «فلانی مرا چوب‌کاری کرد»، این عبارت از دوره قاجار و به ویژه از زمان صدارت امیرکبیر، که چوب زدن به مقامات رواج داشت، به یادگار مانده است.

    **پیشنهادی: معنی ضرب‌المثل «هندوانه زیر بغل کسی گذاشتن»**

     واقعه‌ی چوب خوردن چند تن از افراد بنام تاریخی 

    در دوران قاجار، نخستین کسی که مجازات چوب خوردن را تجربه کرد، الهیار خان آصف‌الدوله بود. او که صدراعظم فتحعلی شاه به شمار می‌رفت، در محافظت از شهر تبریز در برابر نیروهای روسیه کوتاهی کرده بود. به دستور شاه و عباس میرزا (نایب‌السلطنه)، او را به میدان مقابل کاخ شاه در تهران آوردند و روی سکویی که یک توپ بزرگ روی آن قرار داشت، به پاهایش چوب زدند.

    یکی دیگر از مقاماتی که چوب کاری شد، میرزا آقاخان نوری بود. او به همراه چند تن از شخصیت‌های مهم آن زمان — مانند میرزا نظر علی حکیم‌باشی، شاهزاده ملک قاسم میرزا و بهمن میرزا (برادر ناتنی محمد شاه) — قصد داشتند علیه محمد شاه قاجار اقدام کنند. اما حاج میرزا آقاسی، صدراعظم وقت، از این نقشه باخبر شد و هر یک از آنان را به شکلی مجازات کرد.

    میرزا آقاخان نوری به دستور محمد شاه در ملاء عام چوب خورد و ۵۰۰ ضربه شلاق دریافت کرد. سپس با پرداخت ۱۰ هزار تومان جریمه، به همراه خانواده‌اش به کاشان تبعید شد و تا آغاز پادشاهی ناصرالدین شاه در آن شهر زندگی کرد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” خر چه داند قیمت نقل و نبات “ را حتماً بخوانید.

    مورد دیگر میرزا هاشم، وزیر مازندران در زمان شاه سلیمان صفوی، است. او لباسی را که شاه به او هدیه داده بود نپذیرفت؛ به همین دلیل، در سرمای شدید و برف، هر روز ۴۰ چوب به کف پاهایش زدند و پس از ۹ روز، در اثر این مجازات درگذشت.

    یکی دیگر از کسانی که چوب خورد، سید علی محمد باب بود. او در حضور حسین خان نظام‌الدوله و گروهی از عالمان شیراز ادعا کرده بود: “اینک قرآن من فصیح‌تر از قرآن شما و نیکوتر از آن است و دین من ناسخ دین پیغمبر شماست”. نظام‌الدوله دستور داد او را به شدت چوب بزنند.

    در پایان، سخن را با شعری از یک درویش چوب‌خورده به پایان می‌بریم که پس از مجازات و از روی درد، چنین گفت:

    پایم که دویده بود در هر وادی
    چون بی‌ادبی نمود، دادش دادی
    از دولت تو رسید پایم به فلک
    و اکنون به زمین نمی‌رسد از شادی…

  • دو ضرب المثل در کتاب فارسی سال های گذشته

    دو ضرب المثل در کتاب فارسی سال های گذشته

    دو ضرب‌المثل از کتاب فارسی که در سال‌های قبل خوانده‌اید:

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” هر چه بگندد نمکش میزنند وای از آن روز که بگندد نمک “ را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” روی پای خود ایستادن “ به شما کمک خواهد کرد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” چانه اش گرم شد “ ادامه دهید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها “ ادامه دهید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” کبکش خروس میخونه “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خلایق هرچه لایق “ مراجعه کنید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” در همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد “ مراجعه کنید.

    ۱. **دانا چون چشمه‌ی آب زلال است، نادان چون برکه‌ی راکد.**
    این مثل می‌گوید انسان دانا مانند چشمه‌ای است که همیشه آب تمیز و تازه دارد و به دیگران سود می‌رساند، اما انسان نادان مانند برکه‌ای است که آب آن راکد و بی‌فایده است.

    ۲. **کوشش کن تا بتوانی، نومیدی نشانه‌ی ناتوانی است.**
    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که باید همیشه تلاش کنیم و از سختی‌ها ناامید نشویم، زیرا ناامیدی فقط باعث می‌شود نتوانیم به هدف‌هایمان برسیم.

    دو ضرب المثل در کتاب فارسی

    در این بخش، چند نمونه از ضرب‌المثل‌های کتاب نگارش پایه ششم به همراه مفهوم آن‌ها برای شما آماده شده است. امیدواریم از مطالعه آن‌ها لذت ببرید.

    ضرب المثل های کتاب فارسی با معنی

    برای پاسخ به این سوال درسی، می‌توانید هر ضرب‌المثلی را که در کتاب‌هایتان یاد گرفته‌اید و برایتان جالب بوده، انتخاب کنید. در اینجا چند نمونه برای شما آورده‌ام:

    ۱. نابرده رنج گنج میسر نمیشود
    معنی: بدون زحمت کشیدن و تلاش، نمی‌توان به موفقیت رسید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” باباش چی بود که بچه‌اش باشه “.

    ۲. هر که خربزه بخوره پای لرزش هم می‌شینه
    معنی: اگر کسی کار نادرستی انجام دهد، نتیجه بد آن را خواهد دید.

    ۳. کوه به کوه نمی‌رسد آدم به آدم می‌رسد
    معنی: دنیا آنقدرها هم بزرگ نیست؛ کسی که خطایی کرده و کسی که از آن آسیب دیده، روزی به هم می‌رسند و شخص خطاکار به نتیجه کارش می‌رسد و پشیمان می‌شود.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” آدم عاقل از یک سوراخ دوبار گزیده نمی شود “ را حتماً بخوانید.

    ۴. صلاح مملکت خویش خسروان دانند
    معنی: هر فردی بهتر از دیگران می‌داند چه چیزی به کار و زندگی خودش مربوط است.

    ۵. پا را از گلیم خود دراز کردن
    معنی: این عبارت به کسی گفته می‌شود که به داشته‌هایش قانع نیست و بیشتر از حق خود می‌خواهد.

    ۶. ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است
    معنی: اگر اراده کنی، در هر زمان می‌توانی به هدف‌هایت برسی.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” خواب دیدی خیر باشه “ بیابید.

    ۷. آشپز که دوتا شد غذا یا شور می‌شود یا بی‌نمک
    معنی: وقتی چند نفر بدون هماهنگی کاری را انجام می‌دهند، نتیجه خوبی نخواهد داشت.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” یارب مباد آنکه گدا معتبر شود “ پیدا کنید.

    ۸. کبوتر با کبوتر، باز با باز، کند همجنس با همجنس پرواز
    معنی: این ضرب‌المثل اشاره دارد که افراد معمولاً با کسانی ارتباط برقرار می‌کنند که شبیه خودشان هستند.

    پیشنهاد: سعی کنید ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید و یاد بگیرید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” سرکیسه را شل کردن “.

  • معنی کلمه Trust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Trust به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Trust به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی احساس می‌کنید فردی انتخاب‌های درستی انجام می‌دهد یا راستگو است، می‌توانید از واژه trust برای بیان این احساس استفاده کنید. در این نمونه‌ها، trust به صورت یک فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    trust

    اعتماد کردن

    trusted

    اعتماد کرد

    trusted

    اعتماد کرده

    ما با خیال راحت فرزندانمان را به پرستار بچه سپردیم. (به این باور داشتیم که او تصمیم‌های درستی می‌گیرد.)
    یولاندا به همسرش اطمینان ندارد. (چون او خیانت کرده، اعتماد یولاندا را از بین برده است.)
    آیا می‌توانم روی تو حساب کنم؟
    شما به چه کسی اطمینان دارید؟ (در این جمله، «شما» فاعل است و «چه کسی» مفعول.)
    هیچ‌کس حرفش را باور نمی‌کند. چون همیشه دروغ می‌گوید.
    مسافران هواپیما با اطمینان کامل، هدایت هواپیما در دل طوفان را به خلبان سپردند.
    به خدا توکل می‌کنیم. (این چهار کلمه روی پول رایج آمریکا نوشته شده است.)

    کلمه‌ی «اعتماد» به صورت اسم نیز به کار می‌رود:
    مسافران، اطمینان خود را به راننده‌ای که در آن طوفان رانندگی می‌کرد، نشان دادند.
    آن پسر جوان توانست اعتماد پدر و مادرش را به دست آورد.
    کارمندی که در حین کار خوابش برده بود، اعتماد مدیرش را از دست داد.

    از واژه‌های «Trusted»، «Trusting»، «Trusty» و «Trustworthy» به عنوان صفت نیز استفاده می‌شود:
    مشاوری که رئیس‌جمهور بیش از همه به او اطمینان داشت، پیشنهادهای مفیدی به او ارائه کرد.
    آن دختر جوان ساده‌دل، حرف مردی که ادعا می‌کرد می‌تواند به او کمک کند را باور کرد.
    هر وقت به چادرزدن می‌روم، چاقوی مطمئنم را حتماً همراه خود می‌برم. (منظور از «Trusty» وسیله‌ای است که همیشه می‌توان روی آن حساب کرد.)
    کندیس مطمئن‌ترین و قابل‌اعتمادترین کارمند در کل شرکت است. (کسی که «Trustworthy» است، شایستگی و قابلیت اعتماد خود را در عمل ثابت کرده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Truth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Truth به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Truth به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی باور دارد چیزی واقعی است و آن را بیان می‌کند، می‌گوییم دارد «حقیقت» را می‌گوید. معمولاً از فعل «گفتن» همراه با «حقیقت» استفاده می‌شود.

    آیا او راست می‌گوید؟
    لوری در مورد آن اتفاق، واقعیت را گفت.
    روزنامه‌ها وظیفه دارند حقیقت را منتشر کنند.
    آیا می‌دانی حقیقت چیست؟
    فکر نمی‌کنم او بتواند واقعیت را تحمل کند.
    ما باید بفهمیم حقیقت چیست.
    این راست است یا دروغ؟

     

    کلمهٔ «راستگو» یک صفت است.

    آیا فکر می‌کنی او صادقانه حرف می‌زند؟
    ما باور داریم که او راستگو است.
    کسی که honest و راستگو باشد، کارمند خوبی خواهد شد.

     

    کلمهٔ دیگری که به «حقیقت» مربوط می‌شود، «درست» یا «واقعی» است. این کلمه هم یک صفت است.

    آیا این درست است؟ آیا این حقیقت دارد؟
    فکر می‌کنی این واقعی است؟
    معلم یک داستان خیلی بامزه و واقعی از دوران دانش‌آموزی‌اش برایمان تعریف کرد.
    امتحانی که دادیم، به صورت درست یا غلط بود. (پاسخ سوالات فقط «درست» یا «غلط» بود.)
    آیا او به همسر و بچه‌هایش وفادار است؟ (آیا همسر و پدر خوبی است؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” چاقو دسته خودش را نمی برد “

    معنی ضرب المثل ” چاقو دسته خودش را نمی برد “

    این ضرب‌المثل در مورد موقعیتی صحبت می‌کند که یک وسیله یا یک شخص، به کسی که از او حمایت کرده یا خالق او بوده، آسیب نمی‌رساند.

    به عبارت دیگر، وقتی می‌گوییم “چاقو دسته خودش را نمی‌برد”، یعنی هیچ‌کس به فرد یا گروهی که منافعش به او وابسته است یا از او پشتیبانی می‌کند، خیانت یا صدمه نمی‌زند. این مثل بر پایه وفاداری و رابطه ناگسستنی است.

    مثلاً کارمندی را در نظر بگیرید که سال‌ها برای یک شرکت زحمت کشیده است. این کارمند هرگز علیه رئیس یا شرکتی که به او موقعیت داده، اقدام نمی‌کند، چون می‌داند موفقیتش به موفقیت آن شرکت بستگی دارد. درست مانند چاقویی که هرگز دسته‌ای که آن را نگه می‌دارد، نمی‌برد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” پا به سن گذاشتن “ را حتماً بخوانید.

    این مفهوم وفاداری، حمایت متقابل و درک وابستگی متقابل را به زیبایی نشان می‌دهد.

    معنی چاقو دسته خودش را نمی برد

    در این نوشته، به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های کهن و پرمعنی ایرانی رفته‌ایم. در ادامه، مفهوم، ریشه و داستان پشت این عبارت شنیدنی را با هم مرور خواهیم کرد.

    معنی چاقو دسته خودش را نمی برد چیست؟

    انسان هر چقدر هم بدجنس باشد و به دیگران آزار برساند، اما معمولاً کاری نمی‌کند که به خودش صدمه بزند.

    یک فرد خردمند، هرگز به ضرر خود عمل نمی‌کند.

    اگرچه گاهی میان مردم کینه و دشمنی پیش می‌آید، اما کمتر پیش می‌آید که به دوستان یا نزدیکان خود آسیب برسانند.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” هر که با بزرگان ستیز و خون خود ریزد “ پیدا کنید.

    چاقو خاصیت بریدن دارد، اما تنها چیزی که نمی‌برد، دسته‌ی خودش است. از این ویژگی، ضرب‌المثلی ساخته شده که می‌گوید: آدم شرور و بدطینت، حتی اگر به دیگران صدمه بزند، معمولاً کسی را که از خودش می‌داند (مانند دوست یا فامیل) آزار نمی‌دهد، زیرا پیوندهای دوستی و خویشاوندی مانع او می‌شود.

    مردم هم مانند چاقو هستند. چاقو هم می‌تواند مفید باشد، مثل وقتی که با آن میوه را پوست می‌کنی، و هم می‌تواند خطرناک باشد، مثل وقتی که در دست یک قاتل است. اما همین چاقو، هر کاری بکند، نمی‌تواند به دسته‌ی خودش آسیبی برساند.
    به همین شکل، آدم‌ها هم کسانی را که از خودشان می‌دانند، کنار نمی‌گذارند و به آنان صدمه نمی‌زنند.

    پیشنهاد: ضرب‌المثل‌های بیشتری بخوانید.

    اختصاصی-آنبین

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” رفت که ریش در بیاورد، سبیلش را هم باخت “.

  • معنی کلمه Try به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Try به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Try به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید کاری را برای اولین بار انجام دهید یا کاری که سخت است را امتحان کنید، از فعل try استفاده می‌کنیم. کسی که تلاش می‌کند، هرگز دست از کوشش برنمی‌دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    try

    سعی کردن

    tried

    سعی کرد

    tried

    سعی کرده

    دانش‌آموزان می‌کوشیدند همه تکالیفشان را تا پیش از زنگ پایانی کلاس تمام کنند.
    فرنوش بسیار تلاش می‌کند، ولی هنوز بعضی از فعل‌های زبان انگلیسی را به خوبی درک نمی‌کند.
    بهتر است این دوچرخه را تست کنی. خیلی راحت است. (try = استفاده از چیزی یا امتحان کردن آن برای نخستین بار)
    دوست داری این رستوران را امتحان کنیم؟
    وقتی به لس‌آنجلس رسیدی، سعی کن به من تلفن بزنی.
    به او زنگ زدم، اما کسی پاسخ نداد.
    هنریتا چندین کفش مختلف را در مغازه امتحان کرد.
    پزشکان هر کاری ممکن است انجام می‌دهند تا جان آن مرد را نجات دهند. (فعل try در این جمله به صورت مجهول استمراری به کار رفته است.)
    بیا امشب سعی کنیم زودتر بخوابیم.
    چارلز و دوریس همیشه کوشیده‌اند پدر و مادر خوبی برای فرزندانشان باشند.
    به اندازه کافی تلاش نمی‌کنی. ادامه بده!

    این کلمه به عنوان اسم هم کاربرد دارد:
    برو جلو و یک بار امتحانش کن.
    این تلاش خوبی بود.
    یک بار دیگر آزمایش کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” ریگ به کفش داشتن “

    معنی ضرب المثل ” ریگ به کفش داشتن “

    در مورد افرادی که مشکلی پنهان دارند یا در زندگی خود دردسری دارند که دیگران از آن بی‌خبرند، از ضرب‌المثل “ریگ به کفش داشتن” استفاده می‌کنیم.

    این مثل نشان می‌دهد که گاهی یک مشکل کوچک و نهان، مانند یک ریگ ریز در کفش، می‌تواند آرامش فرد را بر هم بزند و باعث ناراحتی و آشفتگی او شود، حتی اگر از بیرون همه چیز عادی به نظر برسد.

    این مشکل پنهان می‌تواند هر چیزی باشد؛ از یک نگرانی شخصی و مالی گرفته تا یک اختلاف خانوادگی یا دردسری کاری. نکته اصلی این است که دیگران از آن باخبر نیستند، اما وجود آن برای فرد آزاردهنده است و روی رفتار و حال او تأثیر می‌گذارد.

    این ضرب‌المثل به ما یادآوری می‌کند که در قضاوت درباره دیگران عجله نکنیم، زیرا ممکن است هر کسی “ریگی در کفش خود داشته باشد” که ما از آن بی‌اطلاعیم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” بخشش از بزرگ ‌تر است “ ادامه دهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” بخت یکبار در خونه آدم را می‌زنه “.

    ضرب المثل ریگ به کفش داشتن

    در این نوشته، می‌خواهیم ببینیم این ضرب‌المثل کهن ایرانی چه معنایی دارد و از کجا آمده است. در ادامه با ما همراه باشید تا با مفهوم اصلی آن بیشتر آشنا شوید.

    ریگ به کفش داشتن کنایه از چیست؟

    ۱- یعنی یک نقشه پشت پرده و فریب در جریان است.
    ۲- وقتی از این ضرب‌المثل استفاده می‌کنند که حس کنند طرف مقابل در حال پشت کردن به آن‌هاست. در واقع، همان‌طور که معمولاً می‌گوییم: یک جای کار ایراد دارد. ماجرا مشکوک به نظر می‌رسد.
    ۳- این عبارت خطاب به کسی گفته می‌شود که قصد دارد دیگران را گول بزند.

    ریشه ضرب المثل

    در قدیم، سربازی که می‌خواست سلاحش را از چشم دیگران پنهان کند، گاهی آن را در قسمتی از لباس یا حتی درون کفش خود جاساز می‌کرد. حالا اگر کسی اسلحه را در کفشش قایم می‌کرد، طبیعتاً هنگام راه رفتن لنگ‌لنگان حرکت می‌کرد. اگر کسی از او می‌پرسید: “چرا اینطور راه می‌روی؟” او برای اینکه رازش برملا نشود، می‌گفت: “چیز مهمی نیست، فقط یک ریگ کوچک توی کفشم است.”

    به همین خاطر، این داستان به مرور زمان به یک ضرب‌المثل تبدیل شد. هرگاه کسی کاری پنهانی انجام می‌دهد یا نیت واقعی‌اش را پنهان می‌کند، می‌گویند “ریگی در کفش دارد”.

    مقاله معنی ضرب المثل ” بدم، بمیر و بدم “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    مثلاً ممکن است کسی بگوید: “به این معامله اعتماد ندارم. رفتار طرف مقابل مشکوک است. انگار ریگی در کفشش دارد و قصد دارد این خانه را به قیمت کمتری از ما بخرد؛ اما محاسبه‌اش اشتباه است!”

  • معنی کلمه Tuck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tuck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Tuck به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “tuck” به معنی قرار دادن چیزی داخل یا زیر چیز دیگری است. معمولاً این کلمه با حرف اضافه “in” به کار می‌رود.

    بچه‌ها دوست دارند پدر و مادرشان قبل از خواب، پتو را دورشان بپیچند و محکم کنند.
    بابی نمی‌تواند بخوابد، مگر اینکه مادرش او را در رختخواب مرتب کند و پتو را اطرافش جمع کند.
    وقتی یک مرد کت و شلوار می‌پوشد، باید مطمئن شود که پیراهنش داخل شلوار قرار گرفته است.
    امروزه بعضی‌ها مد می‌دانند که پیراهن را بیرون از شلوار بپوشند، اما گاهی این کار ظاهری نامرتب ایجاد می‌کند.
    معلم به دانش‌آموز گفت: “پیراهنت را توی شلوارت بکن!”
    لاک‌پشت وقتی خطر را حس می‌کند، سر و پاهایش را زیر لاکش جمع می‌کند.
    اردک موقع خواب، سرش را زیر بال‌هایش پنهان می‌کند.
    وقتی تخت را مرتب می‌کنیم، معمولاً لبه‌های ملحفه را زیر تشک قرار می‌دهیم.
    بعضی جعبه‌ها درپوش‌هایی دارند که داخل جعبه تا می‌شوند تا مواد غذایی تازه بمانند.
    یک کلبه چوبی ممکن است در گوشه دنجی از جنگل قرار داشته باشد که کمتر کسی به آنجا سر می‌زند.
    داخل یک غار ممکن است خفاش‌ها یا حیوانات دیگری زندگی کنند که آنجا پنهان شده‌اند.

    توجه: در آمریکا، در مدارسی که لباس‌فرم обязаی است، ممکن است معلم به دانش‌آموز بگوید پیراهنت را توی شلوارت بکن. اما بیشتر مدارس سخت‌گیری زیادی در مورد پوشش ندارند. با این حال، اگر قرار باشد بچه‌ها برای یک مراسم رسمی لباس بپوشند، والدین به آن‌ها می‌گویند که پیراهنشان را مرتب داخل شلوار قرار دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Tug به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Tug به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Tug به فارسی با مثالهای کاربردی

    کشیدن چیزی با نیرو، که بیشتر با طناب یا لباس‌های گشاد به کار می‌رود؛ اما برای چیزهای دیگر هم می‌توان از آن استفاده کرد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    tug

    بزحمت کشیدن

    tugged

    کشیده شد

    tugged

    کشیده شده است

    پسر ریموند در حال کشیدن پیراهن پدرش است.
    آن قایق کوچک در حال کشیدن یک شناور بزرگ روی رودخانه است.
    تمایل شدید برای رفتن به دانشگاه، مداوم در ذهنش حضور دارد.
    به آن دست نزن! می‌افتد.
    گربه میز را کشید تا فنجان قهوه با صدای بلند به زمین خورد. (گربه شیطان!)

    یک مسابقه محبوب که نیاز به نمایش قدرت زیادی دارد، “طناب‌کشی” نامیده می‌شود. این بازی با یک طناب انجام می‌شود. دو تیم در این بازی شرکت می‌کنند. هر تیم یک سر طناب را محکم می‌گیرد و سعی می‌کند تیم مقابل را به سمت خود بکشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری

    ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری

    بین ضرب‌المثل «یک کلاغ و چهل کلاغ» و موضوع «امانت‌داری» چه رابطه‌ای هست؟

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” بیل‌زنی باغچه خودت را بیل بزن “ را از دست ندهید.

    این ضرب‌المثل معمولاً وقتی به کار می‌رود که یک خبر یا حرف، از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود و در هر بار نقل، چیزهایی به آن اضافه یا از آن کم می‌شود تا جایی که اصل ماجرا گم می‌شود. در واقع، این مثل نشان می‌دهد که وقتی کسی در انتقال پیام دقت نمی‌کند و آن را به درستی منتقل نمی‌کند، چه آشفتگی به وجود می‌آید.

    حالا اگر این موضوع را به امانت‌داری ربط دهیم، می‌توان گفت: امانت‌دار کسی است که نه تنها وسایل مادی، بلکه پیام‌ها و رازها را هم به درستی حفظ می‌کند و بدون کم و کاست به صاحبش برمی‌گرداند. پس کسی که شایعه پراکنی می‌کند یا حرف دیگران را تحریف می‌کند، در واقع به امانتی که به او سپرده شده (یعنی همان خبر یا پیام) خیانت کرده است.

    بنابراین، ارتباط این ضرب‌المثل با امانت‌داری این است: یک فرد امانت‌دار، مانند «یک کلاغ» است که پیام را درست و بدون تغییر می‌رساند؛ اما اگر مانند «چهل کلاغ» رفتار کند و حرف را دستکاری کند، دیگر قابل اعتماد نیست.

    ارتباط ضرب المثل یک کلاغ و چهل کلاغ با موضوع امانت داری

    در ادامه، رابطه این سخن پرمعنی و کهن را با موضوع در امانت بودن و امانتداری برای شما روشن می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    ارتباط ضرب المثل با امانت داری

    امانت به چیزی گفته می‌شود که برای مدتی به کسی داده می‌شود تا بعداً به صاحبش بازگرداند. این امانت ممکن است پول، کتاب، لباس یا هر چیز دیگری باشد. یکی از مهم‌ترین امانت‌هایی که دیگران به ما می‌سپارند، حرف‌هایشان است.

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می‌فرمایند:
    المجالس بالأمانة؛
    یعنی آنچه در یک جمع و گفت‌وگو مطرح می‌شود، امانت است. وقتی کسی با ما صحبت می‌کند، باید رازدار باشیم و حرف‌هایش را نزد خود نگه داریم. اگر آن را به دیگران بگوییم، آن شخص نیز به افراد دیگری منتقل می‌کند و این زنجیره ادامه پیدا می‌کند. ممکن است در این میان، حرف تغییر کند و تبدیل به سخن نادرستی شود.

    این اتفاق دقیقاً شبیه داستان “یک کلاغ، چهل کلاغ” است. اگر حرفی که بین دو نفر رد و بدل می‌شود، فقط نزد خودشان بماند و پخش نشود، نه سخن‌چینی پیش می‌آید و نه شایعه‌ای ساخته می‌شود. در این صورت کسی از حرف دیگری ناراحت نمی‌شود.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” خودم کردم که لعنت بر خودم باد “ مراجعه کنید.

    سخنان دیگران نزد ما مانند یک امانت است و اگر در حفظ آن کوتاهی کنیم، در واقع به این امانت خیانت کرده‌ایم.

    داستان یک کلاغ چهل کلاغ

    در روزگاران گذشته، کلاغی در یک جنگل زندگی می‌کرد که جوجه‌ای داشت. با گذشت زمان، جوجه بزرگ شد، اما هنوز پرواز را به خوبی یاد نگرفته بود.

    یک روز بهاری، مادر کلاغ برای پیدا کردن غذا از لانه بیرون رفت. قبل از رفتن به جوجه‌اش گفت: «از آنجا که هنوز پرواز را به طور کامل بلند نیستی، وقتی من نیستم از لانه خارج نشو.»

    اما جوجه که فکر می‌کرد پرواز کردن ساده است، از لانه بیرون پرید و خواست پرواز کند. اما نتوانست و روی شاخه‌های درخت افتاد و آسیب دید.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” خروس بی محل ” + داستان مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی ضرب المثل ” به ما که رسید وا رسید “ سر بزنید.

    جوجه از درد ناله می‌کرد. کلاغ دیگری او را دید و سعی کرد کمکش کند، اما موفق نشد. پس به خود گفت: «بهتر است بروم و این اتفاق ناگوار را به دیگران اطلاع دهم.»

    در راه، گروهی کلاغ را دید که روی زمین راه می‌رفتند. به آن‌ها گفت: «جوجه‌ای روی شاخه‌ها افتاده و بال‌هایش شکسته. نمی‌تواند پرواز کند.» آن کلاغ‌ها هم بلافاصله به سمت او پرواز کردند تا به بقیه نیز خبر دهند.

    خیلی زود، همه کلاغ‌های جنگل از ماجرا باخبر شدند. دور هم جمع شدند و هر کسی نظر خود را گفت: یکی گفت نوکش شکسته، دیگری گفت بالش آسیب دیده، و بعضی هم گفتند که جوجه مرده است. در نهایت، همه تصمیم گرفتند برای نجات جوجه اقدام کنند.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” چوب لای چرخ کسی گذاشتن “ را از دست ندهید.

    اما وقتی به آنجا رسیدند، دیدند که جوجه زنده است و مادرش با دقت او را از میان شاخه‌ها نجات می‌دهد.

    از آن زمان به بعد، وقتی خبری نادرست میان مردم پخش شود و هر کسی چیزی به آن اضافه کند، از اصطلاح «یک کلاغ، چهل کلاغ» استفاده می‌کنند.

    پیشنهادی: راه‌های مقابله و جلوگیری از شایعه‌پراکنی

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” بی‌مایه فطیره “ ادامه دهید.

    اختصاصی-آنبین