معنی ضرب المثل ” عطایش را به لقایش بخشیدم “

ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم

در فرهنگ ما ضرب‌المثل‌های زیادی وجود دارد که هر کدام درسی کوچک و پرمعنا در خود دارند. یکی از این جمله‌های شناخته‌شده، این است: «عطایش را به لقایش بخشیدم». شاید این عبارت به گوشتان خورده باشد، اما داستان پشت آن را ندانید.

**معنای اصلی ضرب‌المثل**

در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” خر بیار و باقالی بار کن ” + داستان را از دست ندهید.

این ضرب‌المثل زمانی به کار می‌رود که ما چیزی را می‌خواهیم بگیریم یا کاری را انجام دهیم، اما در نهایت، به خاطر مشکلات و دردسرهای زیادی که دارد، به طور کامل از آن صرف‌نظر می‌کنیم. در واقع، می‌گوییم: «همان ابتدا که فهمیدم چقدر سخت است، کل قضیه را رها کردم». این جمله نشان می‌دهد که گاهی ارزش یک خواسته یا هدف، به زحمت و هزینه‌ای که برایش می‌کشیم، نمی‌ارزد.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” از بی کفنی زنده ایم “.

اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد “ به شما کمک خواهد کرد.

**داستان پشت ضرب‌المثل**

در گذشته، مرد کشاورز ساده‌ای زندگی می‌کرد. یک روز که در مزرعه مشغول کار بود، چشمش به سایه‌ای روی زمین افتاد. وقتی بالا را نگاه کرد، یک لک‌لک بزرگ را دید که در آسمان پرواز می‌کرد. کشاورز با خودش فکر کرد که گوشت این پرنده باید بسیار خوشمزه باشد. پس تصمیم گرفت آن را شکار کند.

او برای فریب لک‌لک، شروع به پاشیدن دانه‌های گندم روی زمین کرد. مدتی بعد، لک‌لک که گرسنه بود، نزدیک شد و شروع به خوردن دانه‌ها کرد. کشاورز کم‌کم به او نزدیک شد تا بتواند پرنده را بگیرد. اما لک‌لک هر بار که احساس خطر می‌کرد، کمی دورتر می‌پرید و دوباره به خوردن دانه‌ها ادامه می‌داد.

برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” روزی افتاده دست قوزی “ سری سر بزنید.

این قایم‌موشک بازی مدت‌ها ادامه پیدا کرد. کشاورز مدتی را دوید و خسته شد، اما نتوانست لک‌لک را بگیرد. در پایان، با ناامیدی و خستگی زیاد، دست از تلاش کشید و با خود گفت: «برو، گندم‌هایی که خوردی را هم به تو بخشیدم. دیگر دنبالت نمی‌آیم!»

از آن روز به بعد، این جمله میان مردم رایج شد و زمانی به کار می‌رود که کسی از رسیدن به چیزی ناامید شود و به طور کلی، هم هدف و هم هزینه‌ای که برایش کرده است را رها کند.

ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم

در این بخش، به بررسی معنی، مفهوم و داستان پشت این ضرب‌المثل ایرانی می‌پردازیم. در ادامه با ما همراه باشید.

معنی ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم چیست؟

۱- یعنی وقتی دیدم ضرر و زیانش بسیار زیاد است، از سود کم آن چشم پوشیدم و کنار کشیدم.

۲- معمولاً این ضرب‌المثل را زمانی به کار می‌برند که چیزی هم جنبه‌ی خوب و هم جنبه‌ی بد داشته باشد. انسان خردمند وقتی ببیند ضرر چیزی از سودش بیشتر است، از آن می‌گذرد و آن را رها می‌کند.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” تعارف شاه عبدالعظیمی “ بیابید.

توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” به گرد پا نرسیدن “ را مطالعه کنید.

اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” جوجه را آخر پاییز می شمارند ” + داستان را بخوانید.

معنی کلمات

عطا: به معنای بخشیدن و هدیه دادن است.
لقا: به معنای ملاقات و دیدار است.
◊ در زبان عربی، وقتی افراد می‌خواهند با هم خداحافظی کنند یا بگویند “به امید دیدار دوباره”، از عبارت “إلی اللِّقاء” استفاده می‌کنند.

این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” توبه گرگ مرگ است ” + داستان.

حدیث امام علی علیه السلام

امیرمؤمنان علی علیه السلام در این زمینه جمله‌ی بسیار پرمعنایی دارد. ایشان می‌فرمایند:
**فَوْتُ الْحَاجَةِ أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَيْرِ أَهْلِهَا**
یعنی: از دست دادن خواسته‌ات، آسان‌تر از این است که آن را از افراد ناشایست درخواست کنی.

درست مثل همان ضرب‌المثلی که می‌گوید: بهتر است آدم لطف چنین افرادی را به خودشان واگذار کند و دست نیاز به سوی کسانی دراز نکند که شایستگی کمک کردن ندارند.

داستان ضرب المثل عطایش را به لقایش بخشیدم

مرد دانا و پرهیزگاری که اهل دانش بود، روزگارش به سختی و تنگدستی گذشت. یکی از دوستانش به او پیشنهاد داد: “در این شهر، مرد پولدار بزرگی زندگی می‌کند که همه نیازمندان نزد او می‌روند و مشکلات خود را با او در میان می‌گذارند. بیا ما هم به دیدنش برویم، شاید گره از کار تو هم باز شود.”

پیرمرد، که راه دیگری پیش رو نداشت، همراه او به خانه ثروتمند رفت. وقتی وارد کاخ مجلل او شدند، چهره متکبر و پر از غرور مرد ثروتمند را دید که با نیازمندان و اطرافیانش مانند برده رفتار می‌کرد؛ گویی آن‌ها بنده‌ی او هستند و او صاحب اختیارشان!

این رفتار باعث رنجش عمیق پیرمرد شد. با قلبی آزرده به همراه خود گفت: “بیا برگردیم، من بخشش او را به خودش بخشیدم!” یعنی از هر سود و کمکی که ممکن بود از او بگیرد، در برابر خفت و خواری که باید تحمل می‌کرد، چشم پوشید.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” سر کسی را شیره مالیدن “ مراجعه کنید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” سر کسی را گرم کردن “ بیابید.

به بیان دیگر: عزت نفس من آن‌قدر ارزشمند است که برای کمک خواست از فردی ناشایست، آن را خدشه‌دار کنم.

برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” سزای گرانفروش نخریدن است “ مراجعه کنید.

در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” به خون کسی تشنه بودن “ بیابید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *