هم خانواده کلمه ساحل
واژههای همخانواده «ساحل» شامل «سواحل» و «ساحلی» میشوند. برای تشخیص واژههای همخانواده، ابتدا باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. در زبان عربی، ریشهٔ واژه معمولاً سه حرفی است و این سه حرف در کلمات همخانواده تکرار میشوند.
در فارسی، اگر بن ماضی و بن مضارع یک کلمه یکسان باشند، آن کلمات با هم همخانواده محسوب میشوند. واژههای همخانواده از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و ارتباط مفهومی دارند.
مترادفهای کلمهٔ ساحل عبارتاند از: کرانه، کنار، شاطی، عراق، کنار دریا و کنارهٔ رود بزرگ. شما میتوانید در نوشتههای خود از این کلمات به جای ساحل استفاده کنید.
یادگیری همخانوادهها و مترادفهای یک واژه، دایرهٔ لغات شما را گستردهتر میکند و این کار، یکی از آسانترین راهها برای تقویت زبان فارسی است. معادلهای فارسی ساحل نیز شامل کرانه، کنار، دریابار، کران، کناره و گدار است که ممکن است بعضی از آنها برایتان تازگی داشته باشد.
برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی کلمات بوعلی و بهمنیار فارسی ششم صفحه ۸۰ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.
برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس دوازدهم فارسی ششم دوستی و مشاوره ✅ متضاد و هم خانواده را مطالعه کنید.
مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.
حالا که با مترادفها و همخانوادههای ساحل آشنا شدید، خوب است معنی این واژه را نیز در فرهنگهای معتبر فارسی بدانید. در لغتنامهٔ دهخدا، ساحل به معنای کنار، کران، کرانه، کناره و سواحل آمده است. در لغتنامههای معین و عمید نیز ساحل به «کنارهٔ رود یا دریا» و «زمین مجاور دریا» تعریف شده است.
بیشتر بخوانید:
همخانوادهٔ کلمهٔ عروس

دیدگاهتان را بنویسید