بلاگ

  • معنی کلمه Pale به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pale به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pale به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر پوست کسی بیش از حد معمول سفید یا روشن به نظر برسد، می‌گویند که آن فرد “رنگ‌پریده” است. واژه “pale” همچنین برای توصیف رنگ‌هایی به کار می‌رود که روشن و کم‌رنگ هستند.

    آن خانه با رنگ زرد روشن نقاشی شده است.
    ونسا چشمان آبی روشن و زیبایی دارد.
    رنگ‌پریده به نظر می‌رسی. حالَت خوب است؟
    بعضی افراد برنزه می‌کنند چون دوست ندارند پوستشان رنگ‌پریده دیده شود.
    پوست روشن مولی اگر زیاد زیر آفتاب بماند، به سرعت می‌سوزد.
    وقتی سیدنی فهمید هزاران دلار از دست داده، رنگ از صورتش پرید.
    باب، آبجوی روشن را به آبجوی معمولی ترجیح می‌دهد. (آل نوعی آبجو است).

     
    واژه “pale” به عنوان فعل نیز در عبارت خاصی به نام “pale in comparison” استفاده می‌شود.
    اگر چیزی “در مقایسه کمرنگ شود”، یعنی در برابر چیز دیگری کم‌اهمیت یا کم‌ارزش به نظر می‌رسد.

    درآمد فعلی هنری در مقایسه با شغل قبلی‌اش ناچیز است. (یعنی الآن درآمد بسیار کمتری دارد.)
    هوندا آکورد ماشین خوبی است، اما در برابر مرسدس کم‌می‌آورد.
    عملکرد تیم در این فصل، در مقایسه با فصل قهرمانی سال گذشته، بسیار ضعیف‌تر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • لیوان به آلمانی: هر آنچه که باید بدانید

    لیوان به آلمانی: هر آنچه که باید بدانید

    سلام به همه دوستانی که در حال یادگیری زبان آلمانی هستید! اگر شما هم دوست دارید دایره واژگان خودتان را بیشتر کنید، این نوشته دقیقاً برای شماست. امروز سراغ یک کلمه پرکاربرد و روزمره می‌رویم: «لیوان». در این مقاله به طور کامل یاد می‌گیرید که «لیوان» در زبان آلمانی چه می‌شود و چطور می‌توانید از آن در جمله‌های مختلف استفاده کنید. همراه من باشید تا این کلمه و نکات مربوط به آن را با هم مرور کنیم.

    اگر قصد دارید زبان آلمانی را برای ادامه تحصیل یا مهاجرت شروع کنید، پیشنهاد می‌کنیم بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در یاسوج را از دست ندهید!

    در این نوشته می‌خوانید:
    – معنی و کاربرد کلمه لیوان در آلمانی (Glas)
    – حرف تعریف و حالت‌های مختلف (Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv)
    – نحوه جمع بستن Glas در آلمانی
    – انواع لیوان در آلمانی (Glasarten) و کاربرد هر کدام
    – اصطلاحات و عبارت‌های کاربردی با کلمه Glas
    – تفاوت Glas با Tasse و Becher
    – فرهنگ نوشیدنی‌ها در آلمان
    – نتیجه‌گیری
    – پرسش و پاسخ متداول (FAQ)
    – آیا Glas معنی دیگری هم دارد؟
    – چطور می‌توانیم Glas را در جمله به کار ببریم؟
    – لیوان‌های مخصوص چه نامیده می‌شوند؟

    لیوان به آلمانی معنی و کاربرد آن (Glas)

    خب، بیایید بدون مقدمه شروع کنیم. کلمه‌ای که در زبان آلمانی به معنای «لیوان» است، **Glas** می‌باشد. این کلمه از نظر دستوری «خنثی» محسوب می‌شود و به همین دلیل، حرف تعریف مشخصه آن **das** است. در نتیجه، اگر بخواهید بگویید «یک لیوان»، باید بگویید: **ein Glas**. و زمانی که قصد دارید به لیوان خاصی اشاره کنید، می‌گویید: **das Glas**.

    کلمه آلمانی معنی فارسی حرف تعریف
    das Glas لیوان / ظرف شیشه‌ای das
    die Tasse فنجان die
    der Becher لیوان یک‌بارمصرف / لیوان بدون دسته der
    die Flasche بطری die
    das Messer چاقو das
    die Gabel چنگال die
    der Löffel قاشق der

    این واژه فقط به معنی “لیوان” نیست و در بعضی مواقع به ماده‌ی شفاف و سخت به نام “شیشه” هم اشاره دارد. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود “پنجره از جنس شیشه است”، از همین کلمه استفاده می‌کنیم. اما جای نگرانی نیست! در بیشتر مواقع با توجه به جمله و موضوع صحبت، به سادگی می‌توان فهمید که منظور گوینده “لیوان” است یا “شیشه”.

    حرف تعریف و حالت‌های مختلف (Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv)

    همانطور که می‌دانید، در زبان آلمانی حرف تعریف اسامی بسته به نقش کلمه در جمله تغییر می‌کند. کلمه‌ی “لیوان” (das Glas) نیز از این قاعده پیروی می‌کند.

    حالت فاعلی:
    Das Glas steht auf dem Tisch.
    (لیوان روی میز است.)

    حالت مفعولی مستقیم:
    Ich möchte ein Glas Wasser.
    (من یک لیوان آب می‌خواهم.)

    حالت مفعولی غیرمستقیم:
    Ich gebe dem Glas einen neuen Platz.
    (من به لیوان یک جای جدید می‌دهم.)
    – البته این جمله برای کلمه‌ی لیوان کمی غیرمعمول است و کمتر به کار می‌رود. این حالت بیشتر برای اسامی مربوط به افراد استفاده می‌شود.

    حالت مالکیت:
    Der Rand des Glases ist kaputt.
    (لبه‌ی لیوان شکسته است.)

    همانطور که مشاهده می‌کنید، در حالت فاعلی و مفعولی مستقیم، حرف تعریف “das” برای کلمه‌ی لیوان بدون تغییر باقی می‌ماند. این موضوع، یادگیری این کلمه را کمی آسان‌تر می‌کند.

    لیوان به آلمانی

    جمع Glas به آلمانی

    یادگیری جمع اسامی در زبان آلمانی می‌تواند برای زبان‌آموزان چالش‌برانگیز باشد. به عنوان مثال، کلمهٔ das Glas در حالت جمع به صورت die Gläser نوشته می‌شود. در این تغییر، حرف “a” در وسط کلمه به “ä” تبدیل شده و سپس پایان “er” به آن اضافه می‌گردد.

    حالت مفرد جمع
    Nominativ das Glas die Gläser
    Akkusativ das Glas die Gläser
    Dativ dem Glas den Gläsern
    Genitiv des Glases der Gläser

    من دو تا لیوان خریدم.
    لیوان‌ها کجان؟
    لطفاً لیوان‌ها را از آب پر کنید.

    بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در کرج می‌تواند گزینه مناسبی برای یادگیری این زبان باشد. یادگیری این واژه‌ها به شما کمک می‌کند تا محیط اطرافتان را بهتر توصیف کنید و بتوانید درباره علاقه‌مندی‌های خود صحبت کنید.

    انواع لیوان به آلمانی (Glasarten) و کاربردهای آن‌ها

    حالا که معنی کلمه اصلی را یاد گرفتیم، بیایید یک قدم جلوتر برویم و ببینیم هر کدام از لیوان‌های مختلف در زبان آلمانی چه نامی دارند. در این زبان، برای هر نوشیدنی و هر موقعیتی، ممکن است لیوان مخصوصی وجود داشته باشد.

    Wasserglas (das Wasserglas): لیوان آب. این ساده‌ترین و معمولی‌ترین نوع لیوان برای خوردن آب است.

    Könnten Sie mir bitte ein Wasserglas bringen? (میشه لطفاً یک لیوان آب برایم بیاورید؟)

    Weinglas (das Weinglas): لیوان مخصوص شراب. این نوع لیوان‌ها معمولاً پایه بلند و یک کاسه گشاد دارند.

    Sie hat ihr Weinglas fallen lassen. (او لیوان شرابش را انداخت.)

    Bierglas (das Bierglas): لیوان آبجو. این لیوان‌ها در شکل‌های مختلفی ساخته می‌شوند؛ مثل لیوان‌های قد بلند و نازک (Pilsglas) یا لیوان‌های دارای دسته (Bierkrug).

    Er bestellte ein großes Bierglas. (او یک لیوان آبجوی بزرگ سفارش داد.)

    Sektglas/Champagnerglas (das Sektglas / das Champagnerglas): لیوان نوشیدنی‌های گازدار مثل شامپاین. این لیوان‌ها اغلب قد بلند و کشیده هستند.

    Die Sektgläser stehen schon bereit. (لیوان‌های سکت از قبل آماده هستند.)

    Cocktailglas (das Cocktailglas): لیوان کوکتل. این مدل لیوان در طرح‌ها و اندازه‌های گوناگونی برای ارائه نوشیدنی‌های ترکیبی وجود دارد.

    Ich brauche ein Cocktailglas für diesen Drink. (من برای این نوشیدنی به یک لیوان کوکتل نیاز دارم.)

    Teeglas (das Teeglas): لیوان چای. ممکن است در جاهای مختلف دنیا شکل‌های متفاوتی داشته باشد، ولی در کل منظور لیوانی است که برای نوشیدن چای از آن استفاده می‌کنند.

    Möchtest du einen Tee im Teeglas? (چای در لیوان چای می‌خواهی؟)

    توصیه می‌کنیم این مطلب سبزی شوید به آلمانی: معنی و کاربرد آن را حتماً بخوانید.

    Kaffeeglas (das Kaffeeglas): لیوان قهوه. بعضی از قهوه‌ها مانند لاته یا کاپوچینو در لیوان‌های شیشه‌ای سرو می‌شوند.

    Das Kaffeeglas ist noch warm. (لیوان قهوه هنوز گرم است.)

    همانطور که مشاهده کردید، در بیشتر این مثال‌ها، کلمه Glas به اسم نوشیدنی اضافه شده و یک کلمه جدید ساخته است. این روش، یک قاعده معمول و پرکاربرد در زبان آلمانی محسوب می‌شود.

    اصطلاحات و عبارات کاربردی با Glas

    برای اینکه راحت‌تر بتوانید از کلمه «لیوان» در گفتگوهای آلمانی استفاده کنید، یادگیری چند عبارت و جمله پرکاربرد می‌تواند کمکتان کند.

    Ein Glas Wasser, bitte. (یک لیوان آب، لطفاً.) – این یکی از معمول‌ترین درخواست‌هاست.
    Möchten Sie noch ein Glas? (آیا لیوان دیگری میل دارید؟)
    Füllen Sie das Glas. (لیوان را پر کنید.)
    Das Glas ist leer/voll. (لیوان خالی/پر است.)
    Ich habe mein Glas zerbrochen. (لیوانم را شکستم.)
    Stoßen wir auf deine Gesundheit an! (بیایید به سلامتی شما بزنیم!) – در این عبارت، «بزنیم» معمولاً به معنای برخورد کردن لیوان‌ها با هم است.
    Glasfaserkabel (das Glasfaserkabel): کابل فیبر نوری. (این یک کلمه کلیدی مرتبط با مفهوم دیگر Glas است).
    Glasklar (صفت): شفاف مانند شیشه. (مثال: Glasklares Wasser – آب زلال و شفاف)

    تفاوت Glas و Tasse و Becher

    گاهی ممکن است در معنی کلمات Glas، Tasse و Becher کمی گیج شوید. هر سه به نوعی لیوان یا فنجان اشاره می‌کنند، اما کاربردهای متفاوتی دارند:

    Das Glas: معمولاً از جنس شیشه است و برای نوشیدنی‌های خنک یا نوشیدنی‌هایی که رنگ و ظاهرشان مهم است (مثل آبجو یا شراب) به کار می‌رود. همچنین برای نوشیدن آب یا دیگر مایعات بدون دسته از آن استفاده می‌شود.

    Die Tasse: اغلب از جنس چینی، سفال یا سرامیک است و حتماً دسته دارد. بیشتر برای نوشیدنی‌های داغ مانند چای و قهوه مناسب است.

    Der Becher: از جنس‌های مختلفی مثل پلاستیک، فلز یا کاغذ ساخته می‌شود و معمولاً بدون دسته است. از آن برای نوشیدنی‌های گرم یا سرد، مخصوصاً در شرایط سریع یا بیرون از خانه (مثل فست‌فودها) استفاده می‌شود. حتی ظرف ماست خوری نیز اغلب Becher نام دارد.

    مثال:
    Ich trinke Wasser aus dem Glas. (من آب را با لیوان شیشه‌ای می‌نوشم.)
    Ich trinke Kaffee aus der Tasse. (من قهوه را با فنجان می‌نوشم.)
    Ich habe einen Joghurt im Becher gekauft. (من یک ماست در لیوان پلاستیکی خریدم.)

    برای اینکه این تفاوت‌ها را خوب یاد بگیرید، بهترین راه این است که به موقعیت جمله و نحوه استفاده از این کلمات در زندگی روزمره دقت کنید.

    فرهنگ نوشیدنی‌ها در آلمان

    حالا که درباره لیوان و نوشیدنی‌ها صحبت کردیم، بد نیست نگاهی هم به فرهنگ نوشیدنی‌ها در آلمان بیندازیم. آلمان سرشار از چشمه‌های آب معدنی و آب گازدار است و مردم این کشور مقدار زیادی آب معدنی مصرف می‌کنند. وقتی در یک رستوران آب سفارش می‌دهید، معمولاً به شما آب گازدار (Mineralwasser mit Kohlensäure) می‌دهند. اگر آب بدون گاز میل دارید، باید به صراحت بگویید “stilles Wasser”. برای بیشتر آلمانی‌ها، یک لیوان آبجو (Bier) بخش مهمی از دورهمی‌ها و روابط اجتماعی است که معمولاً در لیوان‌های مخصوص آبجو (Bierglas) نوشیده می‌شود. در مراسم و جشن‌ها هم از لیوان‌های سکت (Sektgläser) برای نوشیدن نوشیدنی‌های گازدار استفاده می‌کنند. جالب است بدانید که برای چای و قهوه هم اگرچه فنجان (Tasse) معمول‌تر است، اما بعضی کافه‌های امروزی قهوه را در لیوان‌های شیشه‌ای شیک (Kaffeeglas) سرو می‌کنند تا بتوان لایه‌های مختلف قهوه را دید.

    اگر به دنبال بهترین آموزشگاه‌ها برای تقویت مهارت‌های زبانی در تهران هستید، حتماً سری به صفحه بهترین آموزشگاه زبان آلمانی در تهران ما بزنید.

    لیوان به آلمانی

    نتیجه‌گیری

    امیدوارم این نوشته توانسته باشد به شما کمک کند تا معنی کلمه «لیوان» در زبان آلمانی، یعنی **Glas**، و شیوه‌های مختلف استفاده از آن را به خوبی فرا بگیرید. از **das** به عنوان حرف تعریف آن گرفته، تا شکل جمع آن یعنی **die Gläser** و انواع مختلف لیوان‌ها، تلاش کردم تمام نکات مهم را برایتان بیان کنم. اگر این واژه‌ها و عبارت‌ها را در جمله‌های روزمره به کار ببرید و مرتب تمرین کنید، به تدریج این مطالب به خوبی در ذهنتان تثبیت خواهد شد. فراموش نکنید که یادگیری واژه‌های جدید فقط به دانستن معنی آن‌ها ختم نمی‌شود، بلکه باید بتوانید از آن‌ها به درستی در جمله استفاده کنید و تفاوت‌های ریز آن‌ها با کلمات مشابه را نیز بشناسید. بنابراین، از چالش‌های یادگیری نترسید و با شوق و علاقه به مسیر آموزش خود ادامه دهید!

    پرسش و پاسخ متداول (FAQ)

    آیا Glas به معنای دیگر هم هست؟

    بله، واژه “Glas” در زبان آلمانی علاوه بر معنای “لیوان”، به ماده‌ای که از آن شیشه ساخته می‌شود هم اشاره دارد. برای نمونه، “Fensterglas” به معنای “شیشه پنجره” به کار می‌رود. در بیشتر مواقع، با توجه به جمله‌ای که این کلمه در آن قرار دارد، می‌توان فهمید که منظور گوینده “لیوان” است یا “شیشه” به عنوان ماده.

    چگونه Glas را در جملات استفاده کنیم؟

    می‌توانید کلمه Glas (لیوان) را با حرف تعریف “das” در جمله به عنوان نهاد یا مفعول استفاده کنید.

    **نهاد:** Das Glas ist voll. (لیوان پر است.)
    **مفعول:** Ich brauke ein Glas Wasser. (من یک لیوان آب نیاز دارم.)

    علاوه بر این، شما می‌توانید این کلمه را با اسم نوشیدنی‌ها ترکیب کنید؛ برای مثال کلمه “Wasserglas” به معنای “لیوان آب” است.

    لیوان‌های مخصوص چه نام دارند؟

    برای هر نوشیدنی، لیوان مخصوصی وجود دارد. در اینجا به چند نمونه از پرکاربردترین آن‌ها اشاره می‌شود:
    Wasserglas: لیوان آب
    Weinglas: لیوان شراب
    Bierglas: لیوان آبجو
    Sektglas/Champagnerglas: لیوان شامپاین/سکت
    Cocktailglas: لیوان کوکتل
    معمولاً برای نام این لیوان‌ها، نام نوشیدنی را با کلمه “Glas” ترکیب می‌کنند.
    اگر می‌خواهید اطلاعات بیشتری درباره واژه لیوان در زبان آلمانی به دست آورید، می‌توانید به یک فرهنگ لغت مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” آش را با جاش بردن “

    **آش را با ظرفش بردن: وقتی کسی همه چیز را با خود می‌برد!**

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” رفت که ریش در بیاورد، سبیلش را هم باخت “ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” دنیا را آب ببرد فلانی را خواب ببرد “ را حتماً بخوانید.

    حتماً تا به حال شنیده‌اید که در مورد یک موقعیت خاص می‌گویند: “فلانی آش را با ظرفش برد!” این ضرب‌المثل یک مفهوم مشخص دارد. در ادامه با هم معنی و کاربرد آن را با مثال‌های ساده بررسی می‌کنیم.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” هر که با بزرگان ستیز و خون خود ریزد “.

    **معنی اصلی این ضرب‌المثل چیست؟**

    مقاله معنی ضرب المثل ” موش دواندن “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” چشم هایش چهار تا شدن “ را از دست ندهید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” رنگش مثل گچ سفید شد “.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” ماست مالی کردن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” روده بزرگه روده کوچیکه رو خورد “.

    این عبارت در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که یک نفر، چیزی را به طور کامل و بدون باقی گذاشتن هیچ چیز برای دیگران برمی‌دارد. یعنی نه تنها محتویات (خود آش)، بلکه ظرف و جای آن را هم با خود می‌برد. این کار نشان‌دهنده‌ی حرص و طمع زیاد یا رفتار ناشایست است.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” نان به نرخ روز خوردن “ سری سر بزنید.

    **یک مثال ساده از زندگی روزمره:**

    فرض کنید یک سینی شیرینی برای مهمانان آورده‌اند. یک نفر می‌آید و نه تنها همه‌ی شیرینی‌ها را برمی‌دارد، بلکه سینی خالی را هم با خود می‌برد! در این شرایط به او می‌گویند: “آقا، مگه آش رو با جاش می‌برن؟!” این حرف کنایه از این است که “چرا همه چیز را کامل و بدون گذاشتن چیزی برای دیگران برمی‌داری؟”

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” آفتابه دزد “ را بخوانید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی ضرب المثل ” طوطی وار یاد گرفتن “ بیابید.

    **کاربردهای دیگر این ضرب‌المثل:**

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی “ ادامه دهید.

    این جمله فقط برای غذا و خوراکی نیست. می‌تواند در موقعیت‌های مختلفی استفاده شود، مثلاً:

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” گاو بی شاخ و دم “ ادامه دهید.

    * در یک پروژه‌ی کاری، اگر یک همکار تمام اعتبار کار را فقط برای خودش بخواهد.
    * وقتی کسی در یک معامله، سود زیادی به دست می‌آورد و چیزی برای طرف مقابل باقی نمی‌گذارد.

    مقاله معنی ضرب المثل ” مثل کبک سرش را زیر برف کرده است “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” دزد نادان می زند کاهدان “.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” آمدم ثواب کنم، کباب شدم “ مراجعه کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” بی خبری خوش خبری “ را از دست ندهید.

    در همه‌ی این موارد، این ضرب‌المثل بیانگر selfishness (خودخواهی) و بلندپروازی بیش از اندازه است.

    **نتیجه‌گیری:**

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” کلاغ که از باغ قهر کنه “ را بخوانید.

    پس دفعه‌ی بعد که کسی را دیدید که می‌خواهد همه‌ی مزایا و سودها را به تنهایی تصاحب کند و چیزی برای دیگران باقی نگذارد، به راحتی می‌توانید بگویید: “گویی می‌خواهی آش را با ظرفش ببری!”

    آش را با جاش بردن

    در این نوشته، به بررسی مفهوم و معنای ضرب‌المثل معروف ایرانی «آش را با جاش بردن» می‌پردازیم. در ادامه، همراه ما باشید تا این عبارت را بهتر بشناسید.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” پا به سن گذاشتن “ را از دست ندهید.

    معانی ضرب المثل آش را با جاش بردن

    1- یعنی اینکه آدم بخواهد همه چیز را یکجا برای خودش داشته باشد؛ مثل کسی که وقتی برایش آش می‌آورند، علاوه بر خود آش، ظرف آن را هم می‌خواهد!

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” حرف‌های گنده تر از دهنش می‌زنه “ را از دست ندهید.

    2- این ضرب المثل به آدم طمعکار اشاره دارد. در ظاهر یعنی وقتی کسی برایت آش می‌آورد، به ظرفش هم چشم داشته باشی. اما در اصل کنایه از هر نوع زیاده‌خواهی و افزون‌طلبی است.

    3- این ضرب المثل را معمولاً وقتی به کار می‌برند که کسی به دیگری محبتی می‌کند، اما طرف مقابل نه تنها تشکر نمی‌کند، بلکه آن لطف را حق خودش می‌داند و باز هم توقع بیشتری دارد؛ آنقدر که ممکن است به دارایی‌های دیگر فرد هم چشم بدوزد.

    4- مثال: کسی که خودپرداز را همراه با تمام پول‌های داخلش بدزدد، یا صندوق صدقه را با خود صندوق برباید.

    برداشت از این ضرب المثل:
    این ضرب المثل برای کسی به کار می‌رود که آنقدر حریص و طمعکار است که هیچ چیز او را راضی نمی‌کند و میان اطرافیان به زیاده‌خواهی معروف است. به قول سعدی:
    چشم تنگ دنیا دوست را، یا قناعت پر کند یا خاک گور!

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” برو آنجا كه عرب نی انداخت “ مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pan به فارسی با مثالهای کاربردی

    از تابه برای آشپزی استفاده می‌شود.

    می‌توانید با یک تابه چیزهای مختلفی درست کنید؛ مثل نیمرو، بیکن، ماهی یا ساندویچ پنیر گریل شده.
    من دیشب با تابه برنج سرخ‌کرده پختم.
    خیلی‌ها تابه‌های نچسب را ترجیح می‌دهند چون به راحتی تمیز می‌شوند.
    اگر به آشپزی علاقه دارید، خوب است که در آشپزخانه‌تان چند مدل قابلمه و تابه داشته باشید.

     
    اما تابه فقط برای آشپزی نیست:

    وقتی می‌خواهید روغن ماشین را عوض کنید، به یک «ظرف روغن» نیاز دارید.
    وقتی خانه را جارو می‌زنید، برای جمع‌آوری خاک‌ها از «شانه» استفاده می‌کنید.
    اگر کسی بیمار باشد و نتواند از تخت بلند شود، برای دستشویی کردن از «لگن بیمار» استفاده می‌کند.

     
    کلمه «پن» به عنوان فعل هم کاربرد دارد:

    وقتی دوربین فیلم‌برداری را از چپ به راست حرکت دهید، به آن «پن راست» می‌گویند.
    اگر دوربین را از راست به چپ بچرخانید، به آن «پن چپ» گفته می‌شود.
    کسی که در رودخانه طلا جست‌وجو می‌کند، از یک تشتک استفاده می‌کند.
    می‌گویند او مشغول «طلا شویی» است.
    اگر کسی یا چیزی را «پن» کنید، یعنی از آن بدگویی کرده‌اید یا آن را بی‌ارزش دانسته‌اید.
    مثلاً منتقدان، آخرین فیلم آرنولد شوارتزنگر را به شدت نقد کردند.
    اگر رستورانی باز کنید و مردم از آن بدشان بیاید، ممکن است ورشکست شوید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” آب در هاون کوبیدن “

    معنی ضرب المثل ” آب در هاون کوبیدن “

    ضرب‌المثل “آب در هاون کوبیدن” به کاری اشاره دارد که هیچ فایده‌ای ندارد و فقط وقت و انرژی را هدر می‌دهد.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” شمشیر از رو بستن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    هاون وسیله‌ای سنگی یا فلزی است که معمولاً برای کوبیدن و خرد کردن مواد جامد مانند ادویه استفاده می‌شود. حالا تصور کنید کسی بخواهد آب را که مایع است و قابلیت کوبیده شدن ندارد، در هاون بکوبد. چنین کاری کاملاً بی‌نتیجه است و هیچ تغییر یا سودی ایجاد نمی‌کند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” تا نباشد چوب تر فرمان نبرد گاو و خر “ مراجعه کنید.

    بنابراین، وقتی کاری بیهوده، بی‌ثمر و بدون نتیجه انجام می‌دهیم، می‌گوییم مانند “آب در هاون کوبیدن” است. این مثل برای هشدار دادن به کسانی به کار می‌رود که بدون فکر، انرژی خود را صرف کارهای غیرممکن یا بی‌فایده می‌کنند.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” روزی افتاده دست قوزی “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله معنی ضرب المثل ” آب پاکی روی دست کسی ریختن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    معنی آب در هاون کوبیدن

    در این نوشته، شما با مفهوم و پیام این ضرب‌المثل ایرانی آشنا خواهید شد. در ادامه با ما همراه باشید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی ضرب المثل ” آه در بساط نداشتن “ به شما کمک خواهد کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” باد به غبغب انداختن “.

    معنی ضرب المثل آب در هاون کوبیدن چیست؟

    آب در هاون کوبیدن یعنی وقت خود را صرف کاری بیهوده کردن. یعنی کاری که هیچ سودی ندارد و فقط انرژی و زمان آدم را هدر می‌دهد.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد “ ادامه دهید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” به گرد پا نرسیدن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” اجاره نشین خوش نشینه “ را مطالعه کنید.

    این کار ممکن است دو معنی داشته باشد:
    معنی ساده و مستقیم آن این است که کسی هاون بردارد و با آن شروع به کوبیدن آب در یک ظرف کند.
    اما معنی اصلی و پنهان این ضرب‌المثل این است که آدم کاری انجام دهد که هیچ فایده‌ای ندارد و فقط خودش را خسته و بی‌حاصل کرده باشد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” قسم حضرت عباس را باور کنم یا دم خروس را “ مراجعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” چوبکاری نفرمایید “ ادامه دهید.

    توضیحات کلی در مورد ضرب المثل:

    هاون که با نام هونگ هم شناخته می‌شود، یک ابزار آشپزخانه است که معمولاً برای خرد کردن و نرم کردن ادویه‌ها و دانه‌های گیاهی به کار می‌رود.
    این ضرب‌المثل می‌گوید: “هر چه آب را در هاون بکوبی، همان آب است” و معنی آن این است که بعضی کارها کاملاً بی‌فایده و بی‌نتیجه هستند و هیچ تغییری در اوضاع ایجاد نمی‌کنند.

    شعر عاشقانه این ضرب المثل

    سنگ روی یخ گذاشتن است
    اینکه من غزل بسرایم و
    تو در فنجان نجویی.
    چرا که پایان همه سروده‌های من
    تو پدیداری؛
    و در ژرفای همه جام‌های تو
    من نهانم !

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی ضرب المثل ” چو به گشتی طبیب از خود میازار “ پیدا کنید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” خوشا چاهی که آب از خود برآرد “ سری سر بزنید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله تفاوت ضرب المثل و کنایه چیست؟ سر بزنید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” ترک عادت موجب مرض است “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    پیشنهادی: گوش خر یاسین خواندن
    اختصاصی-آنبین

  • معنی کلمه Panic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Panic به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Panic به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی به شدت می‌ترسد، ممکن است دچار “وحشت” شود. حالت وحشت خوب نیست، چون ترس شدید باعث می‌شود فرد نتواند درست فکر کند و تصمیم‌های نامناسبی بگیرد. اگر گروه بزرگی از مردم ناگهان دچار وحشت شوند، ممکن است شرایط خطرناکی پیش بیاید.

    با شنیدن صدای آژیر، همه وحشت کردند. (توجه کنید که برای ساختن زمان گذشته، “k” و “ed” به کلمه اضافه شده است.)
    آتش‌سوزی در سالن باعث شد تماشاگران وحشت کنند. در نتیجه، چند نفر زیر دست و پا له شدند. (trample = له شدن زیر وزن دیگران)
    لطفا وحشت نکنید. ما راهی برای حل این مشکل پیدا خواهیم کرد.
    اگر وحشت کنید، فقط شرایط را بدتر می‌کنید.
    دانش‌آموزان وقتی فهمیدند یک تیرانداز در داخل مدرسه است، وحشت کردند.

    به عنوان اسم، کلمه “panic” این طور به کار می‌رود:

    وقتی آب به داخل قایق نفوذ کرد، احساس وحشت بین مسافران به وجود آمد.
    بعد از اینکه مردم فهمیدند کشورشان مورد حمله قرار گرفته، وحشت همه‌گیر شد.

    همچنین می‌توانید از کلمه panicky به معنای “وحشت‌زده” به عنوان صفت استفاده کنید:

    وقتی شیلا در یک اتاق شلوغ قرار می‌گیرد، کمی احساس وحشت می‌کند. او ترس از فضاهای بسته دارد.
    بچه‌ها قبل از رسیدن گردباد کمی وحشت‌زده شدند.
    سعی کنید وحشت‌زده نشوید. پلیس به زودی می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pant به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pant به فارسی با مثالهای کاربردی

    نفس‌نفس زدن به تنفس سریع و کوتاهی گفته می‌شود که معمولاً بعد از ورزش یا فعالیت بدنی سنگین اتفاق می‌افتد. گاهی هم این حالت می‌تواند نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی باشد.

    تونی به خاطر بالا رفتن از پنج ردیف پله، نفس‌نفس می‌زند.
    دایان هر بار که می‌دود، نفس‌نفس می‌زند.
    سگ به دلیل گرمایش نفس‌نفس می‌زند.
    مردی با صورت عرق‌کرده و در حال نفس‌نفس زدن به بیمارستان آمد. او نمی‌دانست مشکلش چیست.
    چرا نفس‌نفس می‌زنی؟

     
    کلمه “پانت” (Pant) به صورت مفرد نیز برای اشاره به “شلوار” (Pants) استفاده می‌شود. همچنین به عنوان صفت برای توصیف شلوار هم کاربرد دارد.

    پای چپ این شلوار سوراخ است.
    این شلوار مشکل دارد: یک لنگه آن از لنگه دیگر بلندتر است.
    سایز شلوارتان چند است؟
    بسیاری از زنان شاغل، هنگام کار کردن، کت و شلوار را به لباس‌های دیگر ترجیح می‌دهند. (کت و شلوار زنانه معمولاً شامل یک کت و یک شلوار است.)
    هیلاری کلینتون را اغلب با کت و شلوار می‌بینیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” شب دراز است و قلندر بیدار “

    معنی ضرب المثل ” شب دراز است و قلندر بیدار “

    ضرب‌المثل «شب دراز است و قلندر بیدار» چه معنایی دارد؟ 🌙

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” ریش در آسیاب سفید کردن “.

    این ضرب‌المثل زیبا می‌گوید که وقتی مشکلی پیش می‌آید یا شرایط سخت می‌شود، افراد بااراده و قوی هرگز ناامید نمی‌شوند. آن‌ها با صبر و هوشیاری منتظر می‌مانند تا راه حلی پیدا کنند.

    در گذشته، به عارفان و مردان روحانی بزرگی که از تعلقات دنیوی آزاد بودند و سختی‌ها را به راحتی تحمل می‌کردند، «قلندر» می‌گفتند. این افراد به خاطر ایمان و اراده قوی خود شناخته می‌شدند.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” رادیو شکسته “ را حتماً بخوانید.

    معنای کلی این مثل این است:
    شب‌های طولانی و تاریک همیشه پایان می‌یابند و صبح روشن از راه می‌رسد. درست مثل این شب‌های سخت، مشکلات زندگی نیز همیشگی نیستند. افراد مقاوم و باهوش، مانند آن قلندر بیدار، در همین زمان‌های دشوار است که فرصت‌ها را می‌بینند و برای رسیدن به موفقیت تلاش می‌کنند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی ضرب المثل ” گرهی که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد “.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” هیچ گرانی بی‌حکمت نیست، هیچ ارزانی بی‌علت “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی ضرب المثل ” طلا که پاکه چه منتش به خاکه “ ادامه دهید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه “ مراجعه کنید.

    این جمله به ما یادآوری می‌کند که در برخورد با چالش‌های زندگی، شکیبایی و هوشیاری خود را از دست ندهیم و مطمئن باشیم که هر مشکلی، سرانجامی دارد.

    شب دراز است و قلندر بیدار

    شب، زمان طولانی و تاریکی است و یک قلندر (عارف آزاده) در آن بیدار می‌ماند. این ضرب‌المثل قدیمی ایرانی به این معناست که وقتی زمان زیادی پیش رو باشد و شرایط سخت باشد، افراد باهوش، توانا و با تجربه از فرصت استفاده می‌کنند و برای رسیدن به هدف خود تلاش می‌کنند. آن‌ها مانند همان قلندر هستند که در شب دراز بیدار می‌ماند و از وقت خود به خوبی استفاده می‌کند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی ضرب المثل ” دیگران کاشتند و ما خوردیم ” + شعر را از دست ندهید.

    معنی شب دراز است و قلندر بیدار یعنی چه؟

    1- به طور کلی، وقتی برای انجام کاری زمان کافی داریم و لازم نیست عجله کنیم.
    2- یعنی در هیچ کاری شتابزده عمل نکنیم و کارهایمان را با آرامش و حوصله انجام دهیم.
    3- با این روش، احتمال خطا و شکست کمتر می‌شود و در نهایت نتیجه بهتری می‌گیریم.
    4- قصه های شب دراز است.
    5- این ضرب‌المثل قدیمی بر اهمیت عجله نکردن و صبور بودن تأکید دارد.
    6- در ظاهر یعنی درویش تمام شب را بیدار می‌ماند و به عبادت و راز و نیاز مشغول است. از این حالت عبادت شبانه، ضرب‌المثلی ساخته شده که کنایه از این دارد که شب طولانی است و ما هنوز فرصت کافی برای انجام کارمان داریم. هر وقت کسی بخواهد بگوید وقت کافی وجود دارد و نباید عجله کرد، این مثل را به کار می‌برد.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی ضرب المثل ” نعل وارونه می زند “ مراجعه کنید.

    معنی کلمه قلندر

    انسان پاکدل، آزاده و وارسته، فردی بزرگ و بی‌قید است.
    پیشنهاد: بیشتر ضرب‌المثل مطالعه کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” اول برادریت را ثابت کن “ را حتماً بخوانید.

  • معنی کلمه Paper به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Paper به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Paper به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاغذ از چوب درختان تولید می‌شود.
    در این مثال‌ها، کلمه «paper» به عنوان اسم به کار رفته است:

    – آیا امروز روزنامه را خوانده‌ای؟ (paper = روزنامه)
    – کاغذمان تمام شده. باید برای پرینترمان کاغذ جدید بخریم.
    – بیشتر کتاب‌ها از جنس کاغذ هستند.
    – بازیافت کاغذ کار آسانی است.
    – یک قرارداد، یک برگهٔ مهم محسوب می‌شود.

     
    می‌توان از کاغذ برای کارهای مختلفی استفاده کرد:

    – در آشپزی و آماده‌سازی غذا از کاغذ روغنی استفاده می‌کنیم.
    – از دستمال توالت در سرویس بهداشتی استفاده می‌شود.
    – کاغذ دیواری برای تزیین خانه به کار می‌رود.
    – کودکان در پروژه‌های مدرسه از دستمال کاغذی استفاده می‌کنند.
    – کاغذ کادو برای بسته‌بندی هدیه کاربرد دارد.

     
    همچنین کلمه «paper» در مورد اسناد مهم، امور کاری، دولتی و درسی نیز زیاد شنیده می‌شود:

    – تمام سود آن‌ها روی کاغذ است. (سود یا زیان تا زمانی که چیزی فروخته نشود، واقعی محسوب نمی‌شود.)
    – مری چند سند را امضا کرد که طلاقش را نهایی کرد. (توجه کنید که در این جمله «paper» به صورت قابل شمارش استفاده شده است.)
    – سومیترا برای فردا یک تحقیق کلاسی باید تحویل دهد. (منظور از «paper» یک تکلیف معمولاً چند صفحه‌ای است.)
    – معلم ما یک مقاله تحقیقاتی ۱۰ صفحه‌ای به ما داده است.
    – چندین مقاله منتشر شده که کاهش گونه‌های جانوری در جهان را نشان می‌دهد.

     
    در این مثال‌ها «paper» به صورت صفت یا بخشی از یک اسم مرکب ظاهر شده است:

    – خولیو حجم زیادی کار اداری دارد که باید در شغلش انجام دهد.
    – کودکان دوست دارند در پروژه‌هایشان با کاغذ ماشه (خمیر کاغذ) کار کنند.
    – آن‌ها همچنین دوست دارند هواپیمای کاغذی درست کنند.
    – پسر روزنامه‌فروش، روزنامه‌ها را با دوچرخه پخش می‌کند.
    – من در دفترم یک دستگاه خردکن کاغذ دارم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Parent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Parent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Parent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پدر و مادر» (Parent) به معنای مادر یا پدر است. وقتی به صورت جمع می‌آید، منظور هر دوی آن‌ها، یعنی والدین است.

    او پدر یک نوزاد دختر است.
    پدر و مادر دانش‌آموزان برای دیدار با معلمان به مدرسه آمدند.
    جیل، یک مادر مجرد است که دو فرزند دارد. او از همسرش جدا شده است.
    بعد از حادثه سرویس مدرسه، بلافاصله به خانواده‌ها خبر داده شد و به آن‌ها اطمینان دادند که بچه‌هایشان سالم هستند.
    نیک باید مهارت‌هایش در تربیت فرزند را تقویت کند. او در مدیریت رفتار بچه‌هایش موفق نیست.
    خانواده‌هایی که فرزندان زیادی دارند، هزینه‌های بیشتری هم متقبل می‌شوند.
    پدر و مادر این پسر بچه کجا هستند؟ او تنها است و همینطور اطراف را می‌گردد.
    آیا دوست دارید در آینده صاحب فرزند شوید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.