بلاگ

  • معنی کلمه Ouch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ouch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Ouch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اوچ” یک عبارت کوتاه است که وقتی شخصی درد می‌کشد یا چیزی ناخوشایند را احساس می‌کند، از آن استفاده می‌کند. این کلمه در واقع نوعی بیان احساسی و شگفتی است و به همین دلیل کاربرد آن با دیگر انواع کلمه‌ها که در دستور زبان معرفی می‌شوند، تفاوت دارد. معمولاً بعد از این کلمه علامت تعجب قرار می‌گیرد.

    اوه! درد داره!
    اوه! این داغ است!
    اوه! این خیلی گران است!
    وقتی پرستار سوزن را در بازوی پسر فرو کرد، او گفت: اوه.
    اوه!

    گاهی ممکن است این کلمه به شکل‌های دیگری نیز به کار رود، اما در این حالت دیگر به عنوان یک کلمه رسمی و پذیرفته‌شده محسوب نمی‌شود. برای مثال، ممکن است از کودکان یا والدین آن‌ها بشنوید که می‌گویند:

    من چند تا جا درد دارم. (اسم، جمع)
    این گیاه باعث شد درد داشته باشم. (اسم، مفرد)
    آن کاکتوس به نظر دردآور می‌رسد. مراقب باش. (صفت)

    کلمه دیگری که شبیه به “اوچ” است، “او” می‌باشد.

    اوه! درد داره!
    اوه! انجام این کار را متوقف کن!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Outcome به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outcome به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Outcome به فارسی با مثالهای کاربردی

    نتیجه، یعنی آنچه در پایان یک رویداد به دست می‌آید.

    من پایان بازی را ندیدم. نتیجه چه شد؟
    همه از نتیجه بسیار متعجب شدند.
    ما هنوز در انتظار جواب آزمایش هستیم.
    تمام پولی که برای این کار هزینه شد، نمی‌توانست قول یک پایان خوب را بدهد.
    دستاورد این پروژه‌ها، وابسته به زمانی است که برایشان می‌گذاریم و تلاشی که می‌کنیم.
    در نظام آموزشی، موفقیت‌ها را می‌توان با امتحان اندازه گرفت.
    با تحصیل در دانشگاه، چه دستاوردی را به دست می‌آوری؟
    بین «فرصت‌های یکسان» و «نتایج یکسان» تفاوت هست.
    همیشه این امکان وجود ندارد که پایان کار، خوب و رضایت‌بخش باشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی ضرب المثل ” دروغگو، دشمن خداست ” + داستان

    دروغ گفتن یکی از کارهای بسیار ناپسند است و در فرهنگ ما ضرب‌المثلی وجود دارد که می‌گوید: «دروغگو دشمن خداست». این جمله به ما یادآوری می‌کند که دروغ نه تنها به دیگران آسیب می‌زند، بلکه گناهی بزرگ در پیشگاه خداوند محسوب می‌شود.

    در روایتی از پیامبر اکرم (ص) آمده است:
    **«إِنَّ الصِّدْقَ یَهْدِی إِلَی الْبِرِّ، وَإِنَّ الْبِرَّ یَهْدِی إِلَی الْجَنَّهِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَیَصْدُقُ حَتَّی یُکْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ صِدِّیقًا، وَإِنَّ الْکَذِبَ یَهْدِی إِلَی الْفُجُورِ، وَإِنَّ الْفُجُورَ یَهْدِی إِلَی النَّارِ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَیَکْذِبُ حَتَّی یُکْتَبَ عِنْدَ اللَّهِ کَذَّابًا»**
    این حدیث نشان می‌دهد که راستگویی انسان را به نیکی و بهشت می‌رساند، اما دروغ به گناه و عذاب جهنم منجر می‌شود.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی ضرب المثل ” شتر دیدی ندیدی ” + داستان و شعر را مطالعه کنید.

    داستانی نیز در این زمینه نقل می‌شود:
    روزی پدری به پسرش گفت: «اگر یک بار دروغ بگویی، دیگر کسی حرف تو را باور نمی‌کند، حتی اگر راست بگویی.»
    پسر این هشدار را جدی نگرفت و یک روز برای سرگرمی فریاد زد: «گرگ آمد! گرگ آمد!»
    اهالی روستا به کمک او دویدند، اما وقتی فهمیدند که دروغ گفته است، ناراحت برگشتند.
    چند روز بعد، گرگ واقعاً به گلهٔ او حمله کرد. پسر با ترس فریاد زد، اما این بار هیچ کس به کمک او نیامد، چون همه فکر می‌کردند باز هم دروغ می‌گوید. در نتیجه، گرگ چندین گوسفند را درید.
    این داستان به ما می‌آموزد که دروغگویی اعتماد دیگران را از بین می‌برد و باعث می‌شود در زمان نیاز، تنها بمانیم.

    پس بهتر است همیشه راستگو باشیم تا هم اعتماد مردم را حفظ کنیم و هم رضایت خداوند را به دست آوریم.

    معنی ضرب المثل دروغگو دشمن خداست

    در این نوشته، به بررسی داستان، مفهوم و معنای ضرب‌المثل ایرانی ”دروغگو دشمن خداست“ می‌پردازیم که در کتاب فارسی پایهٔ پنجم نیز به آن اشاره شده است. امیدواریم این مطلب برایتان مفید باشد.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” وقت طلاست “ را حتماً بخوانید.

    معنی ضرب المثل دروغگو دشمن خداست

    1. فردی که دروغ می‌گوید، ایمان واقعی به خدا ندارد، زیرا خداوند کسانی را که دروغ می‌گویند دوست ندارد.
    2. دروغگو در این دنیا و آخرت خوار و شرمسار خواهد بود؛ همان‌طور که پیامبر (ص) فرموده‌اند: از دروغ بپرهیزید، چون دروغ باعث ننگ و رسوایی است.
    3. دروغگو از رحمت و بخشش خدا دور است.
    4. دروغگویان معمولاً به پیامدهای منفی و آسیب‌های دروغ در زندگی خود و جامعه فکر نمی‌کنند. آن‌ها دروغ را نشانه هوش و زرنگی می‌دانند و راستگویی را نشانه سادگی و بی‌سیاستی می‌پندارند. اما غافل از این هستند که دروغ گفتن برخلاف سرشت پاک و ارزش‌های انسانی است و نمی‌دانند که دروغ، در حقیقت دشمنی با خداست و با فلسفه آفرینش که بر پایه راستی و حقیقت است، در تضاد است.
    5. دروغ از گناهان بزرگ محسوب می‌شود و کسی که دروغ بگوید از رحمت خدا دور می‌ماند؛ امام عسگری(ع) فرموده‌اند: تمام پلیدی‌ها و گناهان در خانه‌ای گرد آمده‌اند و کلید آن خانه، دروغ است.
    6. فرد دروغگو با گفتن دروغ مرتکب گناهی بزرگ می‌شود؛ زیرا فرمان خدا را که دوری از دروغ است، نادیده گرفته است.
    7. بر اساس روایات، دروغگو مورد خشم و نفرین خداوند قرار دارد.
    8. اگر کسی به دروغگویی عادت کند و پیوسته آن را تکرار نماید، از جرگه مؤمنان خارج شده و در زمره منافقان قرار می‌گیرد و چنین کسی دشمن خدا به شمار می‌آید.

    داستان ضرب المثل دروغگو دشمن خداست – شماره 1

    در کتاب «حبیب السیر» داستان آموزنده‌ای دربارهٔ دروغ و پیامدهای آن نقل شده که شنیدنش مفید است:

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” صد رحمت به دزد سرگردنه “ را مطالعه کنید.

    می‌گویند سلطان حسین میرزای بایقرا، که فرمانروای خراسان و زابلستان بود، امیر حسین ابیوردی را به عنوان سفیر نزد سلطان یعقوب میرزا، پادشاه آذربایجان و عراق، فرستاد. هدایای زیادی همراه او کرد و دستور داد چند جلد کتاب نیز به عنوان پیشکش ببرند؛ از جمله کتاب «کلیات جامی» که در آن زمان تازه‌چاپ و بسیار ارزشمند بود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً معنی ضرب المثل ” با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه “ را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” جلوی ضرر را از هر جا بگیری منفعت است “ را مطالعه کنید.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” قصه حسین کرد شبستری تعریف کردن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اما کتابدار به اشتباه، به جای کلیات جامی، کتاب «فتوحات مکی» را به او داد. امیرحسین هم بدون اینکه کتاب‌ها را وارسی کند، آنها را همراه سایر هدایا نزد سلطان یعقوب برد. سلطان از او با احترام بسیار پذیرایی کرد و گفت: «در این مسافت طولانی، زحمت زیادی کشیده‌ای و حتماً خسته شده‌ای.» امیرحسین در پاسخ گفت: «در راه، همدم خوبی داشتم؛ کتاب کلیات جامی که برای شما آورده‌ام. در هر توقفگاه با خواندن آن، خستگی‌ام برطرف می‌شد و با آن انس می‌گرفتم.»

    سلطان از شنیدن این حرف، مشتاق شد و گفت: «بگو کتاب را بیاورند.» وقتی کتاب را آوردند و باز کردند، متوجه شدند که کلیات جامی نیست، بلکه فتوحات مکی است. دروغ امیرحسین که ادعا کرده بود در راه آن را مطالعه می‌کرده، آشکار شد. سلطان با ناراحتی گفت: «آیا از گفتن چنین دروغی شرم نکردی؟»

    ابیوردی آنقدر شرمسار شد که نتوانست پاسخی بدهد. با خجالت از دربار خارج شد و بی‌درنگ به سوی خراسان حرکت کرد، بی‌آنکه برای دریافت پاسخ نامهٔ سلطان صبر کند. بعدها می‌گفت: «وقتی دروغم فاش شد، آرزو کردم کاش مرده بودم و آن صحنه را نمی‌دیدم.»

    حدیثی از حضرت صادق (علیه السلام) است که «از مجازات دروغگو آن است که خداوند، فراموشی را بر او مسلط می‌گرداند» به همین دلیل است که می‌گویند: دروغگو کم‌حافظه است!

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” نوکر ما نوکری داشت نوکر‌ او چاکری “ را مطالعه کنید.

    داستان ضرب المثل دروغگو دشمن خداست – شماره 2

    یک سارق به خانه یکی از ثروتمندان نفوذ کرد و خودش را به اتاقی رساند که صندوق امن در آن قرار داشت. ناگهان متوجه تابلویی شد که روی آن نوشته بود: «دسته کوچک کنار صندوق را به آرامی بکشید تا درب آن باز شود.»

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی ضرب المثل ” هلو برو تو گلو “ را حتماً بخوانید.

    مقاله معنی ضرب المثل ” به هر سازی رقصیدن “ حاوی اطلاعات جامعی است.

    در این مقاله معنی ضرب المثل ” کاسه چه کنم در دست داشتن “ اطلاعات مفیدی آمده است.

    اما به محض اینکه دزد آن دسته را کشید، ناگهان همه چراغ‌ها روشن شد و زنگ هشدار بسیار بلندی در خانه به صدا درآمد. در همان لحظه که قصد فرار داشت، صاحب خانه را با اسلحه در مقابل خود دید.

    دزد با نگاه به صندوق گفت: «کار ما که مشخص است، اما این صندوق راستش را بخواهید دروغگویی دشمن خداست!»

    نکته: مراقب باشید این داستان به این معنا برداشت نشود که دزدی گناه ندارد! هرگز اینطور نیست. دزدی نیز از گناهان بزرگ است، اما هدف اصلی این روایت کوتاه، نشان دادن زشتی دروغگویی است، وگرنه دزد هم دشمن خداست!

    دروغ در قرآن، آیات و روایات

    امام خمینی (ره) از امام باقر (علیه السلام) روایت می‌کنند که: شراب کلید همه بدی‌ها است، اما از آن هم بدتر، دروغ گفتن است.
    مرحوم شیخ مرتضی انصاری نیز دروغ را به طور کامل حرام می‌دانستند؛ چه به شوخی گفته شود و چه به جدی، چه کوچک باشد و چه بزرگ.

    در کتاب معراج السعاده آمده که با هر دروغ، فرشته‌ای ۷۰ هزار سال از انسان فاصله می‌گیرد و بوی بدی از دهان دروغگو بیرون می‌آید که حتی فرشتگان آسمانی را ناراحت می‌کند.
    در مورد بزرگان و عالمانی مانند علامه طباطبایی و آیت‌الله قاضی (ره) نیز نقل شده که اگر در جایی حاضر بودند و دروغی گفته می‌شد، ناراحت و آزرده خاطر می‌شدند.

    امام سجاد (علیه السلام) فرموده‌اند: از دروغ، چه به شوخی و چه به جدی، دوری کنید؛ زیرا دروغ کوچک، شما را به دروغ بزرگ می‌کشاند.
    خداوند متعال نیز می‌فرماید: وای بر دروغگو. یعنی کسی که در دروغ گفتن حرفه‌ای شده باشد.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” حرف خود را به کرسی نشاندن “ را بخوانید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی ضرب المثل ” جانماز آب کشیدن “ را مطالعه کنید.

    برای زبان، هفتاد نوع گناه شمرده شده است، در حالی که دیگر اعضای بدن به این اندازه توانایی گناه کردن ندارند! طوری که گفته شده: هر صبح، همه اعضای بدن به زبان می‌گویند: “مواظب باش که ما را به خاطر کارهایت در آتش جهنم نیندازی.”

    پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سه بار فرمودند: وای بر کسی که برای خنداندن مردم، دروغ بگوید.
    امام معصوم (علیه السلام) نیز فرموده‌اند: همین قدر که کسی هر چه می‌شنود را بازگو می‌کند، برای دروغگو بودنش کافی است.

    امیرالمومنین علی (علیه السلام) می‌فرمایند: دروغگویی در این دنیا باعث بی‌آبرویی می‌شود و در آخرت نیز عذاب و بدبختی به دنبال دارد.
    دروغ، چهره را تاریک و سیاه می‌کند.
    امام صادق (علیه السلام) نیز فرموده‌اند: دروغ نگو و آبرویت را نریز.
    ایشان همچنین تأکید کرده‌اند که دروغ، روزی را کم می‌کند. با دروغ گفتن، برکت از مال و زندگی می‌رود؛ در حالی که برخی افراد برای کسب درآمد بیشتر، دست به دروغ می‌زنند.

    دروغ زیاد، باعث فساد در دین می‌شود.
    امیرالمومنین (علیه السلام) می‌فرمایند: دروغگو و مرده با هم برابرند؛ زیرا ارزش انسان زنده به این است که به او اعتماد شود، اما به دروغگو نمی‌توان اعتماد کرد.
    دروغگو با دروغ گفتن سه چیز از خدا دریافت می‌کند: ۱- خشم خداوند، ۲- بی‌اعتباری میان مردم، ۳- نفرین فرشتگان.
    اعتیاد به دروغ، فقر و تنگدستی به دنبال دارد.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” هر سخنی جایی و هر نکته مکانی دارد “ مراجعه کنید.

    **جواز دروغ گفتن (دروغ مصلحتی):**
    تنها در چند مورد خاص می‌توان دروغ گفت:
    ۱- حفظ اسرار در جنگ و جهاد،
    ۲- دروغ بین زن و شوهر، آن هم تحت شرایط خاص،
    ۳- برای اصلاح بین مردم.
    پس می‌بینیم که بسیاری از چیزهایی که ما به عنوان دروغ مصلحتی می‌شناسیم، در واقع جزو این دسته‌ها نیست و بیشتر دروغ‌های ما برای منافع خودمان است!

    بدترین نوع دروغ، دروغ گفتن به خدا، پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام) است. زیرا در نماز می‌گوییم: “ایاک نعبد و ایاک نستعین”. آیا واقعاً فقط خدا را عبادت می‌کنیم و فقط از او کمک می‌خواهیم؟!
    یا وقتی می‌گوییم: “خدایا دوستت دارم”، آیا راست می‌گوییم؟ خود خداوند در قرآن فرموده: “اگر خدا را دوست دارید، از من پیروی کنید”. اگر از دستورات خدا اطاعت نمی‌کنیم، پس به دروغ نگوییم: “خدایا دوستت دارم!”

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی ضرب المثل ” این به اون در “ را از دست ندهید.

    حجت‌الاسلام قرائتی در تفسیر نور، آیه ۲۸ سوره انعام اینگونه بیان کرده‌اند: “وقتی دروغگویی عادت انسان شود، حتی در قیامت نیز دروغ می‌گوید. چنانکه در آیه ۲۳ همین سوره خواندیم که مشرکان در قیامت به دروغ سوگند می‌خورند و می‌گویند: ‘به خدا سوگند، ما مشرک نبودیم’.”
    “وَیلٌ یومَئِذٍ لِلمُکَذِّبینَ”
    وای، در آن روز بر دروغگویان.

    مقاله معنی ضرب المثل ” سر پیری و معرکه گیری “ منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

  • معنی کلمه Outdo به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outdo به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Outdo به فارسی با مثالهای کاربردی

    بهتر عمل کردن، یعنی کاری را به شکلی انجام دهیم که از دفعات قبل موفق‌تر و کارآمدتر باشد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    outdo

    پیشی گرفتن

    outdid

    پیشی گرفت

    outdone

    پیشی گرفته

    والتر و گابریل مدام در رقابت هستند و هر کدام می‌خواهند بهتر از دیگری باشند.
    سیمون آرزو دارد که اجرای جدیدش از اجرای قبلی‌اش بهتر باشد.
    جف در نواختن ساز خودش را شکست داد و عملکرد فوق‌العاده‌ای داشت.
    ما در تمام زمینه‌ها از رقبای خود بهتر هستیم. (این جمله احتمالاً در دنیای کسب‌وکار و برای نشان دادن برتری نسبت به سایر شرکت‌ها به کار می‌رود.)
    تیم ما امیدوار است در مسیر رسیدن به مسابقات نهایی، از سایر تیم‌ها عقب نماند.
    دانش‌آموزان ما این بار هم با گرفتن نمرات عالی، از انتظارات فراتر رفتند.

    گاهی کلمه “outdo” برای بیان ناامیدی یا سرزنش نیز استفاده می‌شود، یعنی وقتی کسی کار بد یا ناخوشایندی انجام داده است. مثال‌های زیر این مفهوم را نشان می‌دهند:

    تو واقعاً از خودت پیشی گرفتی! (یعنی کار بدی کردی.)
    باورکردنی نیست که باز هم از خودش پیشی گرفت. (یعنی دوباره کار نادرستی انجام داد.)
    درست وقتی فکر کردیم دیگر نمی‌توانند از خودشان پیشی بگیرند، باز هم کارشان را تکرار کردند. (یعنی کار بسیار بدی انجام دادند.)

    توجه: کلمه “outdo” معمولاً با ضمایر انعکاسی (مثل: خودم، خودت، خودش) همراه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outer به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outer به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outer به فارسی با مثالهای کاربردی

    واژه “بیرونی” برای توصیف قسمتی به کار می‌رود که در خارج از یک چیز یا یک مکان قرار گرفته است:

    پوست بیرونی هلو نرم و کرک‌دار است.
    قسمت بیرونی گوش به بخش داخلی آن کمک می‌کند تا صدا را بگیرد.
    بعضی افراد باور دارند که موجودات فضایی از بیرون از زمین به سیاره ما آمده‌اند.
    مناطق بیرونی و اطراف شهر شیکاگو تا ایالت‌های ویسکانسین و ایندیانا ادامه پیدا می‌کند.
    ما در یک کنسرت راک در ساحل بیرونی رودخانه شرکت کردیم. (ساحل بیرونی رودخانه به بخش بلند و دور از آب گفته می‌شود.)
    کسانی که در لبه‌های بیرونی جامعه زندگی می‌کنند، ممکن است نگاه متفاوت و ویژه‌ای به جهان داشته باشند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outfit به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outfit به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Outfit به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “outfit” به معنای لباس یا ست کامل لباس است.

    مارتا یک ست لباس بارداری پوشیده است.
    بعضی از خانم‌های همکارش در دفتر به او گفتند که با آن لباس بسیار زیبا به نظر می‌رسد.
    این یک ست لباس بسیار قشنگ است.
    فروشگاه میسی این هفته ست‌های لباس زنانه را حراج می‌کند.
    پزشکان و پرستاران در بیمارستان، هنگام کار، لباس‌های مخصوص و یکسانی می‌پوشند.
    ست لباس مورد علاقه ونسا، یک لباس زرد رنگ است.

     
    معمولاً خانم‌ها بیشتر از کلمه “outfit” برای صحبت درباره لباس‌های زنانه استفاده می‌کنند. آقایان کمتر از این کلمه برای لباس‌های خود استفاده می‌کنند، اما گاهی این کار را می‌کنند.

    رونالدو می‌گوید که در حال پیدا کردن یک ست لباس جدید برای پوشیدن در محل کارش است.
    او از خرید لباس‌های جدید به همراه دوستانش لذت می‌برد.
    بعضی وقت‌ها دوست دخترش به او کمک می‌کند تا یک ست لباس برای رفتن به سر کار انتخاب کند.

     
    علاوه بر این، کلمه “outfit” یک معنای تخصصی دیگر هم دارد که به گروه‌های نظامی یا تجهیزات ورزشی اشاره می‌کند.

    یک گروه نظامی کوچک به منطقه‌ای دورافتاده در افغانستان فرستاده شد تا بر بازسازی یک فرودگاه نظارت کند.
    قبل از حرکت، به آنها سلاح، وسایل کمپینگ و پوشاک داده شد. (در این جمله، “outfit” به صورت فعل به کار رفته است.)
    یک پیست اسکی می‌تواند تمام وسایل لازم را در اختیار هر کسی که بخواهد اسکی کند، قرار دهد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی ضرب المثل ” قدر عافیت، کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید ” + داستان

    سلامتی و آسایش را تنها کسی می‌فهمد که یک بار گرفتار درد و رنج شده باشد.

    قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    در این نوشته به سراغ یکی از ضرب‌المثل‌های معروف فارسی می‌رویم: ”قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید“. این مطلب بر اساس درس‌های کتاب فارسی پایهٔ پنجم تنظیم شده است. امیدواریم با هم همراه شوید و از آن بهره ببرید.

    معنی ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    1- نعمت‌ها، روزهای خوش و دوران شادکامی و سلامتی، برای همیشه پایدار نمی‌مانند. معمولاً انسان زمانی ارزش واقعی این موهبت‌ها را درک می‌کند که آن‌ها را از دست داده و دچار سختی و مشکل شود.

    2- این ضرب‌المثل به انسان‌های راحت‌طلب و بی‌خبری گفته می‌شود که طعم رنج و غم دیگران را نچشیده‌اند.

    3- کسانی که در میان مشکلات بزرگ شده‌اند و با تلاش و مشقت به موفقیت و دارایی رسیده‌اند، بهتر می‌دانند جایگاه خود را چقدر ارزشمند است.

    4- آن که در زندگی درد کشیده و سختی دیده، آرامش و راحتی را بسیار بیشتر از کسانی که همیشه در رفاه بوده‌اند، می‌داند.

    5- این ضرب‌المثل با سخن پرمعنای امام حسن (ع) هم‌خوانی دارد که می‌فرمایند: «تُجْهَلُ النِّعَمُ ما اَقامَتْ، فَاِذا وَلَّتْ عُرِفَتْ؛ نعمت‌ها تا هستند ناشناخته‌اند و همین که رفتند شناخته می‌شوند».

    داستان ضرب المثل قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید

    پادشاهی همراه با یک خدمتکار خارجی در یک کشتی سفر می‌کرد. آن خدمتکار تا به حال دریا را ندیده بود و رنج سفر با کشتی را تجربه نکرده بود. او شروع به گریه و زاری کرد و ترس بر وجودش چیره شد. آنقدر که همه سعی کردند او را آرام کنند، اما فایده‌ای نداشت و این مسئله آرامش پادشاه را برهم زده بود. هیچ راه چاره‌ای به نظر نمی‌رسید.

    دانشمندی در همان کشتی بود. او به پادشاه گفت: “اگر اجازه دهید، من می‌توانم او را ساکت کنم.” پادشاه گفت: “این کار لطف بزرگی خواهد بود.”

    پس دستور دادند تا خدمتکار را به دریا بیندازند. او چند بار در آب غوطه خورد، تا اینکه موهایش را گرفتند و به کنار کشتی آوردند. او با دو دست به سکان کشتی چسبید. وقتی به داخل کشتی برگشت، گفت: “قبلاً درد غرق شدن را نمی‌دانستم و ارزش امنیت کشتی را نمی‌فهمیدم.”

    به همین صورت، کسی قدر سلامتی و آسایش را می‌داند که بلای سختی به سراغش آمده باشد.

    ای سیر، تو را نان جوین خوش ننماید
    معشوق من است آن که به نزدیک تو زشت است
    حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف
    از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست
    فرقست میان آن که یارش در بر
    تا آن که دو چشم انتظارش بر در

    «سعدی»

    نمونه ی دیگری از داستان این ضرب المثل

    در روزگاران گذشته، بازرگانی زندگی می‌کرد که قصد داشت کالاهای فراوانی را با کشتی به سرزمین‌های دوردست بفرستد تا با فروش آن‌ها سود خوبی به دست آورد. او بارهای خود را به اسکله‌ای در کنار دریا برد و همهٔ اجناس را درون کشتی قرار داد. شاگردی که بازرگان به او اعتماد کامل داشت نیز همواره همراه او بود و در انجام کارها کمک می‌کرد.

    پس از آنکه همهٔ بارها در انبار کشتی چیده شد، بازرگان و شاگردش با خوشحالی سوار کشتی شدند. بازرگان بارها با کشتی‌های باری و مسافری به سفر رفته بود، اما این اولین بار بود که شاگردش پا به یک کشتی می‌گذاشت. تا وقتی کشتی در بندر بود و حرکت نکرده بود، شاگرد حال خوبی داشت و از عرشه کشتی برای کسانی که آنان را بدرقه می‌کردند دست تکان می‌داد و در رویاهایش به سفر پرماجرایی که در پیش داشت فکر می‌کرد.

    به محض اینکه کشتی راه افتاد و از ساحل فاصله گرفت، شاگرد به اطراف نگاه کرد و ترس وجودش را فراگرفت. دیگر هیچ ساحلی دیده نمی‌شد؛ تا چشم کار می‌کرد، فقط آب بود و آب. گاهی موج بزرگی کشتی را تکان می‌داد و گاه باد تندی می‌وزید و کشتی چنان حرکت می‌کرد که مسافران مجبور بودند به نرده‌ها یا ستون‌ها بچسبند تا تعادل خود را از دست ندهند.

    ناگهان ترس تمام وجود شاگرد را گرفت. با خودش گفت: «چه کار اشتباهی کردم؟ چرا سوار این کشتی شدم؟ کاش همین جا می‌ماندم.» بازرگان که متوجه ترس شاگرد شده بود، نزدیک او رفت و با مهربانی گفت: «سفر دریایی خیلی جذاب و لذت‌بخش است. هر کسی که اولین بار با کشتی سفر می‌کند، ممکن است در ابتدا بترسد یا حالش بد شود، ولی کم‌کم به زیبایی‌های دریا و سفر روی آب پی می‌برد و از آن لذت می‌برد.»

    اما رنگ رخسار شاگرد پریده بود، چشمانش به دریا دوخته شده بود و آن‌قدر به یک ستون کشتی چسبیده بود که حرف‌های بازرگان را اصلاً نمی‌شنید. بازرگان وقتی دید حال شاگردش بهتر نمی‌شود، تصمیم گرفت او را به حال خود بگذارد. فکر کرد شاید اگر به ترس او توجهی نکند، شاگرد کم‌کم با شرایط کنار بیاید. اما اینطور نشد.

    هنوز یک ساعت از حرکت کشتی نگذشته بود که فریادهای شاگرد توجه همهٔ مسافران را جلب کرد: «نجاتم بدید! من اشتباه کردم که سوار کشتی شدم. لطفاً مرا به ساحل برگردانید!» بازرگان پیش رفت، شاگردش را تکانی داد و گفت: «این قیل و قال را تمام کن. مگر عقلت را از دست داده‌ای؟ کمی صبر کن تا به تکان‌های کشتی عادت کنی.»

    حرف‌های بازرگان به گوش شاگرد نرفت. او همچنان فریاد می‌زد و التماس می‌کرد که کشتی را برگردانند تا او پیاده شود. مسافران دور او جمع شده بودند و بعضی مسخره‌اش می‌کردند. بازرگان که دید شاگردش دارد باعث شرمندگی می‌شود، نقشه‌ای کشید. او به یکی از نجات‌غریق‌های کشتی گفت: «آماده باش تا شاگردم را نجات دهی.» سپس با حالتی عصبانی به شاگرد نزدیک شد و با صدای بلند گفت: «من به چنین شاگرد ترسویی نیاز ندارم. همین حالا تو را به دریا می‌اندازم، خودت شنا کن و به ساحل برو!»

    برای مطالعه بیشتر، به معنی ضرب المثل ” برو کشکت را بساب “ سری سر بزنید.

    بازرگان در حالی که با شاگردش بحث می‌کرد، او را هل داد و به درون آب انداخت. شاگرد بیچاره که هیچ انتظار چنین اتفاقی را نداشت، حس کرد مرگ به او نزدیک شده است. شروع به گریه و التماس کرد که او را نجات دهند. کمی بعد، نجات‌غریق به آب پرید، شاگرد را گرفت و به روی عرشه کشتی برگرداند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی ضرب المثل ” بدتر از کوری بی‌شعوری “ مراجعه کنید.

    شاگرد که حالا فهمیده بود روی کشتی امن‌تر از داخل آب است، در سکوت در گوشه‌ای نشست. مسافران که به هوشمندی بازرگان پی برده بودند، دور او جمع شدند و پرسیدند: «این چه فکری بود که به ذهن ما نرسید؟» بازرگان پاسخ داد: «وقتی او را به آب انداختم، مطمئن بودم که می‌فهمد کشتی چقدر امن‌تر از غرق شدن در آب است. تا وقتی درد را حس نکرد، ارزش نعمت را درک نکرد.»

    از آن پس، در مورد کسانی که سختی را تجربه نکرده‌اند و قدر نعمت‌های خود را نمی‌دانند، می‌گویند: «قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید».

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی ضرب المثل ” با یک غوره سردیش می‌کنه با یک مویز گرمیش “ را بخوانید.

  • معنی کلمه Outgrow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outgrow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outgrow به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی از مرحله‌ای عبور کند و بزرگ‌تر، بالغ‌تر یا داناتر شود، می‌گوییم از آن “فراتر رفته” یا “رشد کرده” است.

    مثلاً بچه‌ها با بزرگ شدن، دیگر در لباس‌های قدیمی جا نمی‌شوند.
    خانواده‌ها وقتی تعدادشان بیشتر می‌شود، ممکن است خانهٔ کوچک قدیمی برایشان کافی نباشد.
    یک نفر ممکن است عادت‌های ناپسندش — مثل ناخن جویدن یا زیاد خوردن — را با گذشت زمان کنار بگذارد.
    یک گیاه ممکن است آنقدر بزرگ شود که گلدان اولیه برایش کوچک باشد.
    یک شرکت نیز ممکن است پس از گسترش، به جایی بزرگ‌تر از محل فعلی‌اش نیاز پیدا کند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Outrage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Outrage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Outrage به فارسی با مثالهای کاربردی

    خشم، همان احساس شدید ناراحتی است که وقتی به وجود می‌آید که مردم باور کنند یک وضعیت ناعادلانه است یا بی‌عدالتی رخ داده است.

    این خشم نسبت به نتایج انتخابات بود که باعث شد در سراسر کشور اعتراض‌هایی شکل بگیرد.
    مقداری از این خشم توسط بسیاری از مردم در کشور احساس می‌شود.
    یک زن در نامه‌ای که در بخش نظرات خوانندگان روزنامه چاپ شد، خشم خود را بیان کرد.
    مصرف‌کنندگان با خودداری از خرید محصولات شرکت، خشمشان را نشان دادند.
    سیاست‌های دولت باعث برانگیخته شدن خشم مردم شد.
    این یک بی‌عدالتی آشکار است!

     
    کلمه «outrageous» یک صفت است.

    این رفتار غیرقابل قبول است.
    مردم از رفتار زننده و غیرقابل باور آن مرد ناراحت شدند.
    رفتار آن مرد به‌طور تکان‌دهنده‌ای زننده بود. (کلمه “outrageously” یک قید است.)
    قیمت‌ها در بعضی از مغازه‌های لباس‌فروشی واقعاً سرسام‌آور است.
    این رستوران هر روز یک مقدار باورنکردنی غذا را دور می‌ریزد.
    آن‌ها با دریافت پول بیش از حد از مشتریانشان، یک مقدار فوق‌العاده زیاد پول درمی‌آورند. (یعنی آن‌ها درآمد بسیار زیادی دارند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Over به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Over به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Over به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاو از روی ماه پرید. (کلمه “over” شبیه به “بالا” است، اما معمولاً با کلماتی به کار می‌رود که حرکت را نشان می‌دهند، مثل “رفتن”، “دویدن”، “پرواز کردن” یا “پرتاب کردن”.)
    به محض اینکه خورشید درآمد، یک رنگین‌کمان در بالای خط افق پدیدار شد.
    مأمور آتش‌نشانی به سمت خانه‌ی در حال سوختن دوید تا افرادی را که داخل بودند نجات دهد. (در این جمله، “run over” به معنای “رفتن به یک مکان” است. در اینجا “over” بخشی از فعل محسوب می‌شود و به تنهایی یک حرف اضافه نیست.)

    **اصطلاحات**

    من عاشق صدای آب هستم که روی سنگ‌های یک نهر جاری می‌شود.
    او کرم ضد آفتاب را به تمام پشت دوست‌پسرش مالید.
    دودی که بالای خانه به چشم می‌خورد، نشان می‌دهد که کسی داخل آن است.
    آرزویشان این است که با کشتی به همه‌ی جای دنیا سفر کنند.
    آیا تا به حال روی آتش چادرگاهی غذا پخته‌ای؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.