دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه اطراف + مترادف و معنی کلمه اطراف

    هم خانواده کلمه اطراف + مترادف و معنی کلمه اطراف

    هم خانواده کلمه اطراف

    کلمه‌ی «اطراف» یک واژه‌ی عربی است که در زبان فارسی به صورت جمعِ کلمه‌ی «طرف» به کار می‌رود. معادل این کلمه در فارسی «پیرامون» است. ما در صحبت‌های روزمره زیاد از این واژه استفاده می‌کنیم و در کل، جایگاه مهمی در زبان فارسی دارد.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم را حتماً بخوانید.

    این کلمه، هم‌خانواده‌هایی مانند «طرف» و «طرفین» دارد که در ریشهٔ سه‌حرفی با «اطراف» مشترک هستند. واژه‌های هم‌خانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند و می‌توانید از آن‌ها به جای واژهٔ اصلی استفاده کنید.

    آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف، به تقویت زبان فارسی شما کمک می‌کند. با به کار بردن این واژه‌ها، راحت‌تر می‌توانید جمله بسازید و متن‌های زیباتی بنویسید.

    برخی از مترادف‌های کلمهٔ اطراف عبارت‌اند از: پیرامون، حواشی، نواحی، دور و بر، گرداگرد، حوالی، جوانب، محیط و کران‌ها. همان‌طور که می‌بینید، همهٔ این کلمات تقریباً یک معنا دارند و به نواحیِ پیرامون یک چیز اشاره می‌کنند.

    در لغتنامهٔ دهخدا، برای واژهٔ اطراف معنی «گوشه و کنار» نوشته شده است. در فرهنگ معین نیز آن را به معنای «پیرامون، گوشه‌ها و کناره‌ها» آورده‌اند. دیگر فرهنگ‌های لغت فارسی هم این کلمه را با معناهایی مانند سوی‌ها، گوشه و کناره و پیرامون تعریف کرده‌اند.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ پیش

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر را مطالعه کنید.

    ۳.۵/۵ – (۱۳ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه احترام + مترادف ، متضاد و معنی کلمه احترام

    هم خانواده کلمه احترام + مترادف ، متضاد و معنی کلمه احترام

    هم خانواده کلمه احترام

    کلمه «احترام» ریشه عربی دارد و به معنای بزرگداشت و ارزش گذاشتن است. این واژه در زبان فارسی بسیار رایج است. حتماً شنیده‌اید که احترام به بزرگترها وظیفه همه ماست. اگر می‌خواهید فارسی شما قوی‌تر شود، بهتر است واژه‌های هم‌خانواده و مترادف را خوب یاد بگیرید.

    هم‌خانواده‌های کلمه احترام از یک ریشه گرفته شده‌اند و شامل این واژه‌ها می‌شوند: ترحم، محترم، حرمت و حریم. این کلمات از نظر معنایی به احترام نزدیک هستند و می‌توانید در جمله‌ها به جای آن به کار ببرید.

    مترادف‌های احترام نیز کلماتی هستند که معنای یکسانی دارند؛ مانند: بزرگداشت، پاس، حرمت، رعایت، تجلیل، تعظیم، تکریم، آبرو، اعتبار، اعزاز، اکرام، توقیر، کرنش، عز و عزت. این واژه‌ها جایگزین‌های خوبی برای احترام در نوشته‌ها و گفتارهای فارسی هستند و مطمئناً در کتاب‌های درسی با آن‌ها برخورد کرده‌اید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات و متن درس چهاردهم ادب از که آموختی فارسی چهارم + هم خانواده و مخالف پیدا کنید.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در خلاصه و معنی کلمات بخوان و بیندیش هفت مروارید سرخ + هم خانواده و مخالف پیدا کنید.

    حالا که با مترادف و هم‌خانواده‌های احترام آشنا شدید، خوب است معادل‌های فارسی آن را نیز بدانید. بزرگداشت، ارج، آزرمیدن، بزرگداری، گرامیداشت، پاس، سنایش و شکوهیدن، معادل‌های فارسی کلمه احترام هستند. در مقابل، کلماتی مانند احتقار و خوارداشت، نقطه مقابل احترام محسوب می‌شوند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق فارسی چهارم + هم خانواده مخالف و خلاصه درس.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه ارتباط + مترادف و معانی کلمه ارتباط

    هم خانواده کلمه ارتباط + مترادف و معانی کلمه ارتباط

    هم خانواده کلمه ارتباط

    واژه‌های هم‌خانواده «ارتباط» شامل رابطه، ربط، ارتباطات و مرتبط می‌شوند که همه به مفهوم پیوند و اتصال دلالت دارند. ارتباط در اصل واژه‌ای عربی است که امروزه به‌طور گسترده در زبان فارسی به کار می‌رود.

    معادل‌های فارسی این کلمه عبارت‌اند از: پیوستگی، پیوند و پیوستار. همچنین این روزها ارتباط به معنای تماس نیز استفاده می‌شود؛ برای مثال به جای «ارتباط تلفنی» معمولاً می‌گوییم «تماس تلفنی».

    برقراری ارتباط و داشتن رابطه در جامعه انسانی بسیار معمول است. انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و برای داشتن زندگی سالم و پویا، نیازمند تعامل با دیگران هستند. در واقع، پیوندهای خانوادگی و اجتماعی به حفظ سلامت روحی و روانی ما کمک شایانی می‌کنند.

    برخی از مترادف‌های کلمه ارتباط عبارت‌اند از: پیوند، پیوستگی، وفاق، وابستگی، تماس، دلبستگی، مناسبت و مراوده. این واژه‌ها هم‌معنی با ارتباط هستند و در گفتار و نوشتار فارسی کاربرد دارند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در فرهنگ معین، معنی ارتباط به صورت بستگی، رابطه و ربط دادن آمده است. لغتنامه دهخدا نیز آن را به معنای بستن، اتصال، تعلق، ربط و پیوند بیان کرده و فرهنگ عمید، ارتباط را همان رابطه داشتن، رفت‌وآمد و برقراری تماس با دیگران معنا کرده است.

    آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های واژه ارتباط، هم به درک بهتر معنای آن کمک می‌کند و هم دایره لغات شما را گسترش می‌دهد. این کار باعث می‌شود جمله‌سازی برایتان ساده‌تر شود و در نوشتن، تواناتر شوید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه مرتبط

  • هم خانواده کلمه شهادت + مترادف و معنی کلمه شهادت

    هم خانواده کلمه شهادت + مترادف و معنی کلمه شهادت

    هم خانواده کلمه شهادت

    کلماتی مانند شاهد، شهدا و شهید، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ شهادت هستند. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیکند و در نوشته‌ها و گفتارهای فارسی کاربرد دارند.

    برای پیدا کردن هم‌خانواده‌های یک کلمه، باید به بخش اصلی و ریشهٔ آن توجه کنید. کلمات هم‌خانواده معمولاً چند حرف مشترک دارند که در همهٔ آنها دیده می‌شود. علاوه بر این، می‌توانید معنای همانند (مترادف) کلمات را نیز بیاموزید.

    مترادف‌های کلمهٔ شهادت عبارتند از: گواهی، تأیید کردن، تصدیق، اظهار، شهید شدن و جان باختن در راه خدا. شما می‌توانید از این واژه‌ها در جمله‌نویسی و انشا استفاده کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را حتماً بخوانید.

    معادل‌های دیگر شهادت در زبان فارسی، گواه، گواهی دادن و جانباختگی است. شهادت در واقع به معنای گواهی دادن و تأیید کردن یک موضوع، یا فدا کردن جان در راه خداست. برای نمونه، قاضی در دادگاه از شاهد می‌خواهد که شهادت دهد. شاهد با این کار، گفته‌های قاضی را تأیید و گواهی می‌کند.
    ما در دین اسلام به یگانگی خداوند شهادت می‌دهیم و این موضوع را در نمازهای روزانه نیز بازگو می‌کنیم. شهادت در آیین ما از جایگاه بلندی برخوردار است و هر کسی لایق رسیدن به آن نیست.

  • هم خانواده کلمه ربط + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ربط

    هم خانواده کلمه ربط + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ربط

    هم خانواده کلمه ربط

    کلمه «ربط» به معنای رابطه، پیوند و اتصال است. این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و ریشه‌ی کلماتی مانند «مربوط» و «ارتباط» به حساب می‌آید. این کلمه در زبان فارسی بسیار کاربرد دارد و مفهوم برقراری پیوند را می‌رساند. معمولاً این واژه همراه با فعل «دادن» (یعنی ربط دادن) در جمله‌ها به کار می‌رود.

    برای یافتن کلمات هم‌خانواده، توجه به ریشه اصلی کلمه کمک زیادی به شما می‌کند، زیرا معمولاً این کلمات سه حرف مشترک دارند. کلمات هم‌خانواده «ربط» عبارت‌اند از: ارتباط، مرتبط و مربوط.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه پیدا کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    از آنجایی که کلمات هم‌خانواده معنای نزدیک به هم دارند، می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها به عنوان جایگزین استفاده کنید. حالا که با هم‌خانواده‌های «ربط» آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز بشناسید.

    مترادف‌های این واژه عبارت‌اند از: وصل، وفاق، پیوند، اتصال، ارتباط، پیوستگی، عطف، اقتران و مناسبت. آشنایی با کلمات هم‌خانواده و مترادف به شما کمک می‌کند تا راحت‌تر جمله‌سازی کنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    متضادهای کلمه ربط، همان طور که احتمالاً حدس می‌زنید، عبارت‌اند از: بی‌ربط، بی‌ارتباط، بدون وابستگی، ناپیوسته و بی‌پیوند. واژه «ربط» در زبان فارسی به معنای پیوستگی، وابستگی و پیوند است. درست مانند کاری که حرف ربط انجام می‌دهد و بین دو جمله پیوند ایجاد می‌کند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در فرهنگ لغت معین، معنای این کلمه «بستن» ذکر شده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز معناهای بربستن، وابستگی، پیوند، رابطه، ارتباط و رباط برای آن آمده است. فرهنگ عمید هم آن را به معنای پیوستگی، بستگی و ارتباط معرفی کرده است.

  • هم خانواده کلمه غرق + مترادف و معانی کلمه غرق

    هم خانواده کلمه غرق + مترادف و معانی کلمه غرق

    هم خانواده کلمه غرق

    کلمه «غرق» یک واژه با ریشه عربی است که در فارسی به معنای خفه شدن یا مردن در آب به کار می‌رود. واژه‌هایی که هم‌خانواده این کلمه هستند، ریشه مشترکی دارند؛ مانند غریق، مستغرق، غرقاب و مغروق.
    هم‌خانواده‌های هر واژه معمولاً از نظر معنی به هم نزدیک هستند. در مورد کلمه غرق نیز می‌بینیم که همه این واژه‌ها به نوعی به مفهوم فرو رفتن در آب یا خفه شدن در آن اشاره دارند.
    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های هر کلمه در دوران تحصیل، به تقویت زبان فارسی که زبان مادری ماست کمک می‌کند. این کار دایره واژگان دانش‌آموزان را گسترش می‌دهد و باعث می‌شود در ساختن جملات بهتر و دقیق‌تر توانمند شوند.

    مترادف‌های کلمه غرق شامل این موارد است: خفه، غوطه‌ور، غرقه، غریق، فرورفته، گرفتار، مستغرق، شیفته و مجذوب.
    این کلمه فقط برای خفه شدن در آب استفاده نمی‌شود، بلکه در جمله‌های مختلف برای بیان معانی گوناگون نیز کاربرد دارد.
    به عنوان مثال، اگر کسی با تمرکز زیاد مشغول مطالعه باشد، می‌گوییم «غرق درس خواندن شده است». همچنین از این واژه برای اشاره به حالت گرفتار یا مجذوب شدن نسبت به چیزی استفاده می‌شود. در ادبیات فارسی گاهی کلمه غرق به صورت کنایه‌ای برای بیان شیفتگی یا جذب شدن به کار می‌رود.
    در لغت‌نامه دهخدا معنی غرق این‌گونه آمده: خفه شدن، در آب فرو رفتن، مستغرق شدن، آب از سر گذشتن و مردن در آب.
    فرهنگ عمید نیز این واژه را به معنای فرو رفتن در آب، غوطه‌ور شدن، خفه شدن در آب و مجذوب شدن معنی کرده است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غریق

    ۳.۵/۵ – (۲۶ امتیاز)

  • هم خانواده کلمه ارزش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ارزش

    هم خانواده کلمه ارزش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه ارزش

    هم خانواده کلمه ارزش

    کلمات هم‌خانواده «ارزش» شامل ارزشمند و باارزش می‌شوند. خود کلمه ارزش در اصل از مصدر «ارزیدن» گرفته شده و به قیمت و بهای یک چیز اشاره دارد. این واژه به همراه خانواده‌اش معنای سزاوار بودن و شایستگی داشتن را می‌رساند.

    واژه ارزش در زبان فارسی معمولاً با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌هایش به کار می‌رود. این کلمه در فارسی به معنای ارج، شایستگی و قیمت است و می‌تواند برای هر چیزی به کار رود.
    به عنوان مثال، در موقعیت‌های خرید و فروش، کلمه ارزش به معنای قیمت و بهاست. در شرایط دیگر، ممکن است بر اهمیت یک کار یا موضوع دلالت کند. وقتی برای توصیف انسان از این واژه استفاده می‌شود، نشان‌دهنده لیاقت و شایستگی فرد است. با یادگیری مترادف‌های این کلمه، درک کاربردهای آن برای شما آسان‌تر خواهد شد.

    مترادف‌های کلمه ارزش عبارت‌اند از: بها، مظنه، نرخ، ثمن، قیمت، ارج، سندیت، اهمیت، اعتبار، شایستگی، استحقاق، منزلت، قابلیت و لیاقت. حتماً این کلمات را در متون فارسی دیده‌اید.

    اکنون که با خانواده کلمه ارزش آشنا شدید، خوب است مترادف‌های آن را نیز به خاطر بسپارید. این کار به شما کمک می‌کند در ساختن جمله‌ها تواناتر شوید و بهتر انشا بنویسید. همان‌طور که حدس می‌زنید، متضادهای کلمه ارزش عبارت‌اند از: بی‌ارزش، بی‌اهمیت، بدون ارج، کم‌ارزش و بی‌لیاقت.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مهم

  • هم خانواده کلمه خوش + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خوش

    هم خانواده کلمه خوش + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خوش

    هم خانواده کلمه خوش

    کلمه “خوش” یک واژه پرکاربرد در زبان فارسی است که حالت یا شرایطی دلپذیر و مطلوب را بیان می‌کند. برای نمونه، وقتی می‌گوییم “حال خوش”، منظورمان احساس شادی، رضایت و آسودگی است.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر به شما کمک خواهد کرد.

    واژه‌های هم‌خانواده “خوش” مانند خوشی، خوشنود و خوشحالی، تقریباً معنای یکسانی دارند و در بسیاری از مواقع می‌توان آن‌ها را به جای هم به کار برد.

    یادگیری مترادف‌های کلمه “خوش” به شما کمک می‌کند زبان فارسی را بهتر و غنی‌تر استفاده کنید. همچنین باعث می‌شود بتوانید جملات متنوع‌تری بسازید و نوشته‌هایتان روان‌تر و زیباتر شود.
    افزایش دایره واژگان، تأثیر مستقیمی روی توانایی نوشتاری شما دارد و به کار بردن کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده در یک متن، نشان‌دهنده مهارت نویسندگی است.

    برخی از مترادف‌های “خوش” که حالتی مثبت و دلنشین را نشان می‌دهند، عبارت‌اند از:
    نیکو، خوب، خشنود، خوشحال، خوشدل، شاد، نیک، شادمان، باصفا، خرم، مصفا، نزه، شیرین، مسرور، بی‌خیال، سرحال، نغز، آسوده، مرفه، مبتهج، بدیع، مهنا و زیبا.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم مراجعه کنید.

    علاوه بر مترادف‌ها، آشنایی با متضادهای “خوش” نیز مفید است. کلماتی مانند ناخوش، ناشاد، بد، بی‌صفا، ناآسوده و بی‌طراوت، نقطه مقابل معنای “خوش” را نشان می‌دهند.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نشاط

    2.9/5 – (7 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه خوردن + مترادف و معنی کلمه خوردن

    هم خانواده کلمه خوردن + مترادف و معنی کلمه خوردن

    هم خانواده کلمه خوردن

    واژهٔ «خوردن» یک کلمهٔ فارسی است و مصدر فعل «خور» می‌باشد. این واژه معانی گوناگونی دارد، اما مفهوم اصلی آن، خوراندن و نوشیدن است که حتماً با آن آشنا هستید.

    هم‌خانواده‌های این کلمه عبارت‌اند از: خوردنی، خوراندن، خور، خوراک و خورش. این واژه‌ها در اصل و ریشه با «خوردن» مشترک هستند و همگی به معنای تناول کردن به کار می‌روند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی حکایت عمر گران مایه ششم فارسی صفحه ۹۲ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    همان‌طور که اشاره شد، معنی «خوردن» بسته به جمله و شرایط استفاده می‌تواند تغییر کند. برای نمونه، در عبارت‌هایی مانند «شکست خوردن» یا «برخوردن»، دیگر به معنای خوردن غذا نیست؛ بلکه به ترتیب به معنای پذیرفتن شکست و روبرو شدن با چیزی است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی درس چهاردهم فارسی ششم (راز زندگی) ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    آشنایی با این معانی مختلف به شما کمک می‌کند جمله‌های بهتری بسازید و مهارت انشا نویسی خود را تقویت کنید. همچنین این واژه گاهی به معنای سازگاری و جور بودن نیز به کار می‌رود؛ مثلاً وقتی می‌گوییم: «آن دو به هم می‌خورند» یعنی با هم سازگارند.

    مقاله معنی شعر شیر خدا فارسی ششم صفحه ۸۸ ✅ هم خانواده متضاد خلاصه و پیام درس منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برخی از واژه‌های هم‌معنی یا نزدیک به «خوردن» عبارت‌اند از:
    تغذیه کردن، صرف کردن، تناول کردن، اکل، جویدن، نوشیدن، آشامیدن، نوش کردن، میل کردن، تحلیل بردن، نابود کردن، تلف کردن، سوء استفاده کردن، بالا کشیدن، بر باد دادن، واپس ندادن، فرسوده شدن، سائیده شدن و هدر دادن.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را بخوانید.

    در فرهنگ لغت دهخدا، معنی «خوردن» به بلعیدن غذا، فروبردن خوراک از گلو، تناول، جویدن خوراکی جامد، اوباریدن و خائیدن بیان شده است.
    فرهنگ معین نیز برای این واژه معانی زیر را آورده: نوشیدن، تناول کردن، شکست خوردن، مغلوب شدن، مناسب بودن، جور بودن، مقارن شدن، اصابت کردن و همزمان شدن.
    در فرهنگ عمید نیز معناهای گوناگونی برای «خوردن» ذکر شده، از جمله: گذاشتن چیزی در دهان، فروبردن از گلو، نوشیدن، کتک خوردن، اصابت کردن، هماهنگ و منطبق بودن، برخورد کردن و ساییدن.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانوادهٔ کلمهٔ مصرف

  • هم خانواده کلمه خطر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خطر

    هم خانواده کلمه خطر + معنی ، مترادف و متضاد کلمه خطر

    هم خانواده کلمه خطر

    کلمه “خطر” یک واژه عربی است که در زبان فارسی هم بسیار رایج است. حتماً شما این کلمه یا علامت هشدار آن را روی تابلوهای راهنمایی رانندگی یا روی محصولاتی مثل مواد شوینده و شیمیایی دیده‌اید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه معمول + مترادف و معنی کلمه معمول.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    واژه‌هایی مانند خطرناک، خطیر، خطرات و مخاطره هم‌خانواده کلمه خطر به شمار می‌روند. همه این کلمات ریشه یکسانی دارند و معنی نزدیک به هم دارند. در واقع، برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده باید به ریشه اصلی کلمه توجه کنید. در این مورد، خود کلمه “خطر” به عنوان ریشه اصلی به کار رفته است.

    همچنین کلمات دیگری مانند تهدید، ریسک، کار سخت، بیم، ترس، مخاطره، زیان و مهلکه معانی نزدیک به خطر دارند. شما می‌توانید از این واژه‌ها به جای کلمه خطر در جمله‌های خود استفاده کنید.

    معنی کلمه خطر در فارسی شامل ترس، بیم، پیشامد ناگوار و مرگ‌آور است. نقطه مقابل آن نیز واژه‌های سالم و سلامت است. یادگیری کلمات هم‌خانواده، مترادف و متضاد به تقویت زبان فارسی کمک می‌کند و دایره لغات شما را گسترش می‌دهد. معادل فارسی خطر را می‌توان مهلکه یا بیم دانست که معنای ترسیدن می‌دهد.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه تجمل + مترادف و معنی کلمه تجمل را مطالعه کنید.

    در فرهنگ لغت دهخدا برای این واژه معانی خطرناک، خرامنده، خطیر و حریص نوشته شده است. در فرهنگ عمید نیز خطر به معنای هلاک کردن کسی یا چیزی آمده است. در فرهنگ معین هم اخطار و بیم از بین رفتن به عنوان معنی خطر ذکر شده است. این کلمه معانی مختلفی دارد و شما بسته به موقعیت می‌توانید از آن در جمله‌های گوناگون استفاده کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده کلمه تابان + مترادف و معنی کلمه تابان ادامه دهید.