دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه سخت + متضاد ، مترادف و معانی کلمه سخت

    هم خانواده کلمه سخت + متضاد ، مترادف و معانی کلمه سخت

    هم خانواده کلمه سخت

    کلمه “سخت” برای همه ما شناخته شده است و به شرایط یا کارهای دشوار و طاقت‌فرسا اشاره دارد. در ادامه، برای اینکه بهتر با این واژه آشنا شوید، هم‌خانواده‌ها و کلمات هم‌معنی آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    برای پیدا کردن هم‌خانواده‌های کلمات عربی، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، برای یافتن هم‌خانواده باید بن ماضی یا مضارع آن‌ها یکسان باشد. بر این اساس، هم‌خانواده‌های کلمه “سخت” عبارت‌اند از: سختی و سختی‌ها.

    واژه “سخت” کلمات هم‌معنی زیادی دارد. این کلمات شامل موارد زیر می‌شوند: دشوار، پیچیده، توان‌فرسا، طاقت‌سوز، صعب، عسیر، دشخوار، شاق، درشت، سفت، صلب، غامض، معقد، مغلق، جامد، اکید، مشکل، ناملایم، حاد، خطرناک، معضل، بسیار، زیاد، شدید، هرفت، خطیر، مخاطره‌آمیز، قایم، قرص، محکم، وخیم و استوار.

    شما با بسیاری از این کلمات که به عنوان معادل‌های “سخت” معرفی شدند، آشنا هستید. یادگیری این واژه‌ها و افزودن آن‌ها به دایره لغاتتان، به شما کمک می‌کند تا سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های خلاقانه‌تر و روان‌تری بنویسید.

    در پایان، برای درک بهتر معنای واژه “سخت”، خوب است به معنی آن در فرهنگ‌لغت فارسی نیز نگاهی بیندازیم. معانی این کلمه شامل موارد زیر است: دشوار، محکم، استوار، درشت، صعب‌العلاج، خسیس و سنگدل. همانطور که احتمالاً می‌دانید، متضاد کلمه “سخت” نیز “آسان” یا “سهل” است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

  • هم خانواده کلمه ناظم + مترادف و معنی کلمه ناظم

    هم خانواده کلمه ناظم + مترادف و معنی کلمه ناظم

    هم خانواده کلمه ناظم

    واژه‌های هم‌خانواده «ناظم» عبارتند از: تنظیم، منظم، نظام، منظوم و نظم. همانطور که مشاهده می‌کنید، این کلمات از یک ریشه مشترک گرفته شده‌اند و معنای آن‌ها نیز به واژه ناظم نزدیک است.

    در ادامه برای اینکه بیشتر با معنی کلمه «ناظم» آشنا شوید، واژه‌های هم‌معنی آن را بیان می‌کنیم و معانی مختلف آن را در لغت‌نامه‌های فارسی مرور خواهیم کرد. با ما همراه باشید.

    ناظم یک واژه با ریشه عربی و یک صفت ادبی است که حتماً آن را شنیده‌اید. واژه‌های هم‌معنی ناظم عبارتند از: ترتیب‌دهنده، نظم‌دهنده، به‌نظم‌آورنده، شاعر، معاون، نظم‌پرداز و شعرباف.

    این کلمات هم‌معنی ناظم هستند و می‌توانید به جای ناظم در جمله‌های خود از آن‌ها استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند. یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، مهم‌ترین فایده‌ای که دارد، افزایش دایره واژگان شماست. در نتیجه به شما کمک می‌کند بهتر صحبت کنید و متن‌های زیباتی بنویسید.

    در پایان بد نیست به معانی واژه ناظم در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز نگاهی بیندازیم تا با مفهوم این کلمه بیشتر آشنا شوید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت.

    در لغت‌نامه دهخدا، ناظم به معنای شاعر آمده است. فرهنگ عمید، ناظم را به کسی گفته که کاری یا چیزی را مرتب و منظم می‌کند. همچنین در فرهنگ واژه‌های سره فارسی، ناظم به معنی یارسالار و آراینده به کار رفته است.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    مقاله هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم حاوی اطلاعات جامعی است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه نظامی

  • هم خانواده کلمه ثابت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه ثابت

    هم خانواده کلمه ثابت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه ثابت

    هم خانواده کلمه ثابت

    واژه‌های هم‌خانواده «ثابت» شامل ثبت، ثبوت، اثبات و تثبیت می‌شوند. این کلمات از یک ریشه مشترک می‌آیند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. شما می‌توانید با استفاده از این واژه‌ها در جمله‌نویسی و نگارش انشا، نوشته‌های خود را زیباتر و جذاب‌تر کنید.

    در ادامه برای اینکه بیشتر با معنی واژه «ثابت» آشنا شوید، مترادف‌ها و متضادهای آن را توضیح می‌دهیم. با ما همراه باشید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث بیابید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر به شما کمک خواهد کرد.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید به شما کمک خواهد کرد.

    ثابت، واژه‌ای پرکاربرد در زبان فارسی است که ریشه عربی دارد. بدون شک این کلمه را بارها در گفت‌وگوهای روزمره شنیده‌اید. هرگاه این واژه با فعلی همراه شود، به آن معنی استحکام و پایداری می‌بخشد؛ مانند ترکیب «ثابت قدم». این کلمه مترادف‌های زیادی دارد که درک معنای آن را برای شما آسان‌تر می‌کند.

    واژه‌های هم‌معنی ثابت عبارت‌اند از: بادوام، سخت، مسلم، مدلل، قائم، ایستا، پایدار، پابرجا، استوار، پایا، واثق، پادار، جایگیر، یقین، برقرار، جایگزین، محقق و قرص. حتماً برخی از این کلمات برای شما آشنا هستند.

    در مقابل، متضادهای کلمه ثابت، سست و ناپایدار هستند که دقیقاً معنای مخالف آن را می‌رسانند. در پایان، علاوه بر هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های ثابت، خوب است معانی این واژه را در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز بدانید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سر بزنید.

    در فرهنگ دهخدا، واژه ثابت به معنی ایستاده، برقرار، پایدار، محکم، استوار، مقرر و سجین آمده است. فرهنگ معین نیز آن را به معنای محقق، پایدار، مدارم، مدلل، پابرجا و مثبت معرفی کرده است. همچنین در فرهنگ عمید، این واژه پابرجا، تغییرناپذیر، استوار و همیشگی معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مقاوم

  • هم خانواده کلمه ظرف + مترادف و معنی کلمه ظرف

    هم خانواده کلمه ظرف + مترادف و معنی کلمه ظرف

    هم خانواده کلمه ظرف

    کلمه‌های هم‌خانواده «ظرف» شامل واژه‌هایی مثل ظروف، مظروف، ظریف و ظرافت می‌شوند. همه این کلمات از ریشه اصلی «ظرف» به وجود آمده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده‌های کلمه ظرف، خوب است که معانی و واژه‌های مترادف آن را هم بررسی کنیم.
    ظرف یک کلمه ساده اما پرکاربرد در زبان فارسی است که احتمالاً در گفت‌وگوهای روزمره زیاد از آن استفاده می‌کنیم. ظرف یک وسیله توخالی است که معمولاً برای خوردن غذا یا نگهداری مواد به کار می‌رود.

    واژه‌های مترادف ظرف عبارت‌اند از: کاسه، آوند، در طی، بشقاب و در خلال. تمام این کلمات از نظر معنایی به ظرف نزدیک هستند و می‌توانند جایگزین آن شوند. استفاده از این واژه‌ها در جمله‌نویسی و انشا می‌تواند به زیبایی و روان‌تر شدن متن شما کمک کند.

    در فرهنگ عمید، ظرف این‌گونه تعریف شده است: هر چیزی که بتوان چیزی در آن قرار داد؛ وسیله‌ای گود و فرورفته که برای پختن غذا، خوردن یا نگهداری چیزهایی مانند بشقاب، لیوان، قابلمه و ماهیتابه به کار می‌رود. در لغتنامه دهخدا نیز برای کلمه ظرف معناهایی مانند آوند، ظریف و فاصله زمانی ذکر شده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه ظریف

  • هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز

    هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز

    هم خانواده کلمه بارز

    کلمه «بارز» در زبان فارسی از ریشه «برز» گرفته شده و به معنی برجسته بودن و اهمیت داشتن یک چیز یا یک شخص است. مثلاً وقتی می‌گوییم «زهرا در بین دانش‌آموزان از نظر درسی بارز است»، یعنی او در درس از بقیه بهتر و شناخته‌شده‌تر است.

    هم‌خانواده‌های کلمه بارز شامل برزنده، برازنده و برزگر می‌شوند. یادگیری هم‌خانواده‌ها و واژه‌های هم‌معنی، راهی ساده برای تقویت زبان فارسی و بهبود مهارت‌های نوشتاری شماست.

    واژه‌های مترادف بارز عبارت‌اند از: پیدا، آشکار، هویدا، روشن، فوق‌العاده، استثنایی، برجسته، چشمگیر، مشهود، طراز اول، ممتاز، مبرز، واضح، مشخص و صریح. همه این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و مفهوم بارز را می‌رسانند.

    معادل‌های دیگر بارز در فارسی هویدا، پدیدار و نمایان است و کلمه «نامعلوم» نیز متضاد آن به شمار می‌رود. برای درک بهتر این واژه، در ادامه معنی آن را در دو لغتنامه معروف فارسی بیان می‌کنیم.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    در لغتنامه دهخدا، بارز به معنای «نمایان‌شونده»، «ظاهر» و «پیداشونده» آمده است. در لغت‌نامه معین نیز این کلمه با معانی «آشکار» و «هویدا» تعریف شده است. یادگیری معانی مختلف یک واژه، به خاطرسپاری آن را آسان‌تر می‌کند و دایره لغات شما را گسترش می‌دهد.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه واضح

  • هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما

    هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما

    هم خانواده کلمه راهنما

    کلمهٔ راهنما یک واژهٔ فارسی است که از ریشهٔ «راه» ساخته شده است. هدایت نیز به معنای نشان دادن مسیر درست و راهنمایی کردن است.

    در این مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه اطلاعات مفیدی آمده است.

    واژه‌های هم‌خانوادهٔ راهنما عبارت‌اند از: راهنمایی، راه و راهنمود. همهٔ این کلمات از ریشهٔ «راه» آمده‌اند و از نظر معنایی به هم پیوند دارند. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده باید ریشهٔ اصلی کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    در مورد واژه‌های فارسی، کلمات هم‌خانواده دارای بن ماضی یا بن مضارع یکسانی هستند و تنها در این صورت می‌توان گفت که آن‌ها با هم هم‌خانواده محسوب می‌شوند. در ادامه، برای اینکه بهتر با معنای واژهٔ راهنما آشنا شوید، مترادف‌های آن را نیز بیان می‌کنیم.

    مترادف‌های راهنما شامل این کلمات هستند: بلد، هادی، هدایتگر، قافله‌سالار، امام، پیشوا، دلیل، راهبر، رهنما، مربی، رهبر، دفترچهٔ راهنما و هادی. برای درک بهتر این واژه، خوب است معنی آن را در فرهنگ‌های لغت فارسی نیز بررسی کنیم.

    فرهنگ دهخدا واژهٔ راهنما را به معنای پیشوا، راه‌بلد، هادی، بلد و کسی که مسیر را می‌شناسد معنا کرده است. در فرهنگ عمید نیز معنی راهنما عبارت است از: نشان‌دادن راه به دیگری، عمل راهنمایی، نظارت بر عبور و مرور وسایل نقلیه، رهبری و هدایت.

  • هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه

    هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه

    هم خانواده کلمه انبوه

    کلمه «انبوه» برای بیان مقدار بسیار زیاد و گسترده یک چیز به کار می‌رود. مثلاً وقتی می‌گوییم «انبوهی از مردم در سالن حاضر شدند»، یعنی تعداد بسیار زیادی از افراد در آنجا جمع شده‌اند. این واژه، یک کلمه فارسی است که از ریشه «نبوه» گرفته شده و در زبان فارسی کاربرد فراوانی دارد.
    در ادامه، می‌خواهیم هم‌خانواده‌ها و معانی مختلف این واژه را به شما معرفی کنیم تا بهتر با آن آشنا شوید.

    هم‌خانواده‌های کلمه انبوه شامل واژه‌هایی مانند «انبوهی» و «انبوه‌سازی» می‌شود. در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها یکسان باشد و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود؛ اما در فارسی، اگر بن ماضی و مضارع کلمات مشابه باشند، آن‌ها را هم‌خانواده در نظر می‌گیریم.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    واژه‌های مترادف انبوه عبارت‌اند از: پرپشت، توده، بسیار، متراکم، فراوان، کثرت و متعدد. آشنایی با مترادف‌های یک واژه به درک بهتر معنای آن کمک می‌کند.

    همچنین بد نیست بدانید که کلمه انبوه در مقابل واژه‌هایی مانند تنک، کم و ناچیز قرار می‌گیرد و معنای متضاد دارد. برای شناخت دقیق‌تر این واژه، می‌توانید به فرهنگ‌های مختلف فارسی مراجعه کنید.
    در فرهنگ عمید، معانی مختلفی برای انبوه ارائه شده است: پر، بسیار، پیچیده، جمع‌شده در یک جا و درهم‌پیچیده.
    فرهنگ هوشیار نیز آن را به معنی بسیار، متعدد و کثیر معرفی کرده است.
    در لغت‌نامه‌های معین و دهخدا هم انبوه به معنای بسیار زیاد، پر، مملو و فراوان به کار رفته است.

    مقاله هم خانواده قشنگ + دو هم خانواده برای کلمه قشنگ و مترادف و متضاد کلمه قشنگ حاوی اطلاعات جامعی است.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله هم خانواده قاضی + 3 هم خانواده برای کلمه قاضی و مترادف کلمه قاضی ادامه دهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه عمده

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده عشق + معرفی 3 هم خانواده برای کلمه عشق و مترادف کلمه عشق را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه غنی + معنی ، مترداف و متضاد کلمه غنی

    هم خانواده کلمه غنی + معنی ، مترداف و متضاد کلمه غنی

    هم خانواده کلمه غنی

    کلمه “غنی” به معنای ثروتمند و دارا است و در زبان فارسی بسیار کاربرد دارد. این واژه، مانند بسیاری از کلمات دیگر، دارای کلمات هم‌خانواده و مترادف است که یادگیری آن‌ها به درک بهتر معنای اصلی کمک می‌کند. در ادامه، این کلمه را از جنبه‌های مختلف بررسی می‌کنیم.

    کلمات هم‌خانواده “غنی”، “اغنیا” و “مستغنی” هستند. این واژه‌ها از نظر معنی و ریشه به هم نزدیک‌اند. به کلماتی که حداقل سه حرف مشترک دارند و معنای مشابهی دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف، بخش مهمی از درس زبان و ادبیات فارسی است. برخی از معادل‌های فارسی کلمه “غنی” عبارت‌اند از: بی‌نیاز، توانگر، سرمایه‌دار، سرشار و توانگری.

    علاوه بر این، مترادف‌های این واژه نیز به شما کمک می‌کنند تا نوشته‌های خود را متنوع‌تر کنید. مترادف‌های “غنی” شامل این کلمات می‌شوند: ثروتمند، مالدار، بی‌نیاز، پولدار، متعین و توانگر.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    همچنین خوب است بدانید که متضاد کلمه “غنی”، “فقیر” است.

    در پایان، به معنی این واژه در فرهنگ‌های معروف می‌پردازیم. در لغتنامه دهخدا، “غنی” به معنای درخور، شایسته، سزاوار و لایق آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این کلمه به معنای توانگری و بی‌نیازی تعریف شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه ثروتمند

  • هم خانواده کلمه غریب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غریب

    هم خانواده کلمه غریب + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غریب

    هم خانواده کلمه غریب

    کلمه “غریب” ریشه عربی دارد و در فارسی هم بسیار به کار می‌رود. این واژه معانی گوناگونی دارد. کلماتی مانند غربت، غریبه، غرایب و غرابت هم‌خانواده‌های غریب به شمار می‌روند.

    همان‌طور که مشاهده می‌کنید، این کلمات از یک ریشه مشتق شده‌اند و سه حرف مشترک دارند. کلمات هم‌خانواده معمولاً معنای نزدیک به هم دارند و می‌توانید از آن‌ها برای نوشتن متنی شیوا و روان استفاده کنید.

    یکی از راه‌های تقویت زبان فارسی که معلمان هم常常 توصیه می‌کنند، یادگیری مترادف‌ها، متضادها و کلمات هم‌خانواده برای هر واژه جدید است. با این کار، معنای کلمه را بهتر می‌فهمید و راحت‌تر آن را به خاطر می‌سپارید.

    مترادف‌های کلمه غریب عبارت‌اند از: ناشناس، بیگانه، ناآشنا، عجیب، شگفت‌آور، غیرعادی، بیکس، فقیر، نامحرم، خارجی، تازه، نو، بدیع، حیرت‌انگیز، دور از وطن، و دورافتاده. حتماً با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید.

    اکنون که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های غریب آشنا شدید، بد نیست متضادهای آن را نیز بدانید. کلماتی مانند آشنا، خودی، معمولی، عادی و شناخته‌شده متضاد غریب هستند و معنای مخالف آن را می‌رسانند.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در پایان، برای درک بهتر این واژه، به معانی آن در فرهنگ‌های مختلف نگاهی می‌اندازیم. در لغتنامه دهخدا، غریب به معنای “نادر و نو” آمده است. در فرهنگ معین، “بیگانه” و در فرهنگ عمید، “دورافتاده از وطن” معنی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه واضح

  • هم خانواده کلمه غربت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غربت

    هم خانواده کلمه غربت + معنی ، مترادف و متضاد کلمه غربت

    هم خانواده کلمه غربت

    واژه‌های هم‌خانواده برای غربت، شامل غریب، غربه و غربتی می‌شوند. این کلمه ریشه عربی دارد و از غربه گرفته شده است. از نظر معنا، غربت به احساس دوری از خانه، شهر یا وطن اشاره دارد.

    حتماً تا به حال در صحبت‌های روزمره این واژه را زیاد شنیده‌اید و کم و بیش با آن آشنا هستید. اگر دوست دارید معانی دیگر و واژه‌های هم‌معنی آن را نیز بدانید، در ادامه با ما همراه باشید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    معادل‌های فارسی غربت عبارت‌اند از: کولی، ناشناختگی و دوری. همچنین متضاد آن انس و شناسایی است. اکنون وقت آن است که با واژه‌های هم‌معنی غربت بیشتر آشنا شوید.

    مترادف‌های غربت شامل این کلمات می‌شوند: دوری، غریبی، بیگانگی، قرشمال، غربتی، لولی و کولی. احتمالاً برخی از این واژه‌ها را می‌شناسید. با یادگیری آن‌ها می‌توانید دایره لغات خود را گسترش دهید، سریع‌تر جمله‌سازی کنید و نوشته‌های زیباتر و خلاقانه‌تری داشته باشید.

    در پایان، برای این که بهتر با معنی غربت آشنا شوید، تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی را نیز مرور می‌کنیم. در فرهنگ معین، غربت به معنای دوری از دیار و شهر آمده که روشن‌ترین تعریف این واژه است.

    در لغتنامه دهخدا، دور بودن از وطن، دوری از جای خود و جدا ماندن از خانمان و دیار به عنوان معنی غربت بیان شده است. همچنین در فرهنگ عمید، ناشناختگی معادل این کلمه معرفی شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه غریب