دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه پایتخت + مترادف و معنی کلمه پایتخت

    هم خانواده کلمه پایتخت + مترادف و معنی کلمه پایتخت

    هم خانواده کلمه پایتخت

    پایتخت، مهم‌ترین و پرجمعیت‌ترین شهر هر کشور به شمار می‌رود و معمولاً مراکز اصلی حکومت و سیاست در آن قرار دارند. همان‌طور که می‌دانید، پایتخت ایران تهران است که یکی از کلان‌شهرهای کشور محسوب می‌شود. در ادامه، برای اینکه بیشتر با معنی واژهٔ پایتخت آشنا شوید، به معرفی کلمات هم‌خانواده و مترادف آن می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    برای یادگیری پیشرفته، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    کلمات هم‌خانوادهٔ پایتخت شامل «پایتخت‌ها» و «پایتختی» می‌شوند. این واژه‌ها از نظر ریشه به هم مرتبط هستند و معنی نزدیک به هم دارند. در زبان فارسی، به کلماتی که معنای مشابهی دارند و حداقل سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف، بخش مهمی از درس ادبیات فارسی است. این کار به شما کمک می‌کند تا معنی واژه‌ها را بهتر بفهمید و دایرهٔ لغات خود را گسترش دهید. در نتیجه، می‌توانید جملات بهتر و روان‌تری بنویسید.

    مترادف‌های کلمهٔ پایتخت نیز عبارت‌اند از: پاتخت، تخت‌گاه، دارالاماره، دارالسلطنه، دارالملک، شاه‌نشین و عاصمه. این واژه‌ها با پایتخت هم‌معنی هستند، اما کمتر استفاده می‌شوند و ممکن است با برخی از آنها آشنایی نداشته باشید.

    در پایان، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های مختلف می‌پردازیم. لغت‌نامهٔ دهخدا پایتخت را به معنی قُطب، حاکم‌نشین، کرسی، کرسی مملکتی، دارالملک و پادشاهی آورده است. فرهنگ معین، پایتخت را شهری معرفی می‌کند که مرکز حکومت است. فرهنگ عمید نیز پایتخت را شهری می‌داند که مرکز سیاسی کشور بوده و محل زندگی پادشاه یا رئیس‌جمهور است.

  • هم خانواده کلمه ثمره + مترادف و معنی کلمه ثمره

    هم خانواده کلمه ثمره + مترادف و معنی کلمه ثمره

    هم خانواده کلمه ثمره

    کلمه “ثمر” یک واژه با ریشه عربی است و “ثمره” از آن گرفته شده است. در زبان فارسی، ثمره به معنای “نتیجه یک کار” است. برای نمونه، وقتی گفته می‌شود دانش‌آموزان ثمره تلاششان را در پایان سال می‌بینند، یعنی آن‌ها نتیجه زحمت‌های خود را در آن زمان مشاهده می‌کنند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله معنی کلمات درس آوای گنجشکان فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد و خلاصه را مطالعه کنید.

    واژه‌های هم‌خانواده ثمره عبارتند از: ثمر، ثمار و ثمرات. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ابتدا ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. این ریشه معمولاً از سه حرف تشکیل می‌شود که در همه کلمات هم‌خانواده دیده می‌شوند. این کلمات از نظر معنایی به هم نزدیک هستند و استفاده از آن‌ها در جمله‌نویسی می‌تواند به روان‌تر و زیباتر شدن نوشته شما کمک کند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر نیایش فارسی ششم صفحه 114 ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    همچنین، مترادف‌های کلمه ثمره شامل این موارد می‌شود: نتیجه، بار، حاصل، میوه، ماحصل، بر و ثمار. یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، روشی آسان برای تقویت زبان فارسی است. با این کار، معنای واژه را بهتر می‌فهمید و در نتیجه، بهتر در خاطرتان می‌ماند.

    معادل‌های فارسی ثمره نیز عبارتند از: دستاورد، سود، بار، میوه، پی‌آمَد، بازدهی، بهره و فرجام. شما می‌توانید از هر کدام از این واژه‌ها به جای ثمره در نوشته‌های خود استفاده کنید، بدون اینکه مفهوم جمله تغییر کند.

    در پایان، برای روشن‌تر شدن معنای ثمره، به تعریف آن در چند فرهنگ معروف نگاهی می‌اندازیم. در لغتنامه دهخدا، ثمره به معنای سود، فایده و نفع آمده است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز معنی‌هایی مانند نتیجه، حاصل، نسل و فرزند برای این کلمه ذکر شده است.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در معنی درس هفدهم فارسی ششم ستاره روشن ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه پیدا کنید.

  • هم خانواده کلمه اعلامیه + مترادف و معانی کلمه اعلامیه

    هم خانواده کلمه اعلامیه + مترادف و معانی کلمه اعلامیه

    هم خانواده کلمه اعلامیه

    کلماتی مانند اعلامات، اعلامی، علم، تعلیمات، علوم و تعلم، هم‌خانوادهٔ کلمهٔ «اعلامیه» محسوب می‌شوند. به واژه‌هایی که معنای نزدیک به هم دارند و دست‌کم سه حرف مشترک دارند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    یادگیری این گروه از واژه‌ها به شما کمک می‌کند معنای لغات را بهتر بفهمید و دایرهٔ واژگانی که بلدید را گسترش دهید. در ادامه، برای اینکه بیشتر با واژهٔ «اعلامیه» آشنا شوید، مترادف‌های آن را نیز توضیح می‌دهیم.

    مترادف‌های «اعلامیه» کلماتی مانند اطلاعیه، آگهی و بیانیه هستند. این واژه‌ها تقریباً هم‌معنی «اعلامیه» هستند و اگر آن‌ها را به خاطر بسپارید، می‌توانید سریع‌تر جمله‌سازی کنید و متن‌های زیباتی بنویسید.

    احتمالاً بسیاری از این کلمات را از قبل می‌شناسید و می‌توانید از آن‌ها به‌جای هم استفاده کنید. همچنین خوب است با معادل‌های فارسی واژهٔ اعلامیه آشنا شوید که عبارت‌اند از: پخش‌نامه، جارنامه، آگاهی‌نامه و بانگ‌نامه. علاوه بر این‌ها، با توضیح معنای اعلامیه در فرهنگ‌های مختلف فارسی، به شما کمک می‌کنیم این کلمه را بهتر درک کنید.

    در لغت‌نامهٔ دهخدا آمده است: اعلامیه نوشته‌ای است برای آگاه کردن مردم، و همچنین به آن اعلان‌نامه و بیان‌نامه هم گفته می‌شود. در فرهنگ‌های عمید و معین نیز معنی اعلامیه به صورتِ اطلاعیه، اعلان، آگهی و یا مطلبی که به صورت نوشتاری یا گفتاری به عموم مردم اعلام می‌شود، ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه اعلام

  • هم خانواده کلمه صنع + مترادف و معانی کلمه صنع

    هم خانواده کلمه صنع + مترادف و معانی کلمه صنع

    هم خانواده کلمه صنع

    کلمه «صنع» ریشه عربی دارد و در فارسی هم بسیار استفاده می‌شود. واژه‌های هم‌خانواده آن مانند صنعت، مصنوع، صنعتکار، مصنوعی و صنایع همگی از این ریشه مشتق شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترکند.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی یکسان دارند و از یک ریشه گرفته شده‌اند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای اینکه بهتر با معنای صنع آشنا شوید، می‌توانید کلمات مترادف آن را نیز بدانید.

    مترادف‌های صنع شامل این واژه‌هاست: ابداع، خلقت، آفرینش، صنعت، ساخت و ساخته. این کلمات تقریباً هم‌معنی با صنع هستند و می‌توان در جمله به جای یکدیگر به کار برد، بدون اینکه مفهوم اصلی تغییر کند.

    در پایان، برای درک دقیق‌تر واژه «صنع»، خوب است به لغتنامه‌های معتبر فارسی مراجعه کنیم و معنی آن را در منابع مختلف مقایسه کنیم. در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، معناهایی مانند آفرینش، احسان، نیکویی کردن، آفریدن و ساختن برای صنع آمده است. فرهنگ عمید نیز آفریدن، عمل، کار، آفرینش، احسان و نیکی کردن را به عنوان معادل‌های این کلمه ذکر کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه آفریده

  • هم خانواده کلمه صفا + مترادف و معنی کلمه صفا

    هم خانواده کلمه صفا + مترادف و معنی کلمه صفا

    هم خانواده کلمه صفا

    واژه “صفا” دارای گروهی از کلمات هم‌خانواده است. این گروه شامل کلماتی مانند صاف، صفار، اصفاء، اصفاد و منصفانه می‌شود. همه این واژه‌ها با کلمه صفا هم‌خانواده هستند و در سه حرف اصلی ریشه خود مشترک‌اند.

    حالا که با کلمات هم‌خانواده صفا آشنا شدید، خوب است برای درک بهتر معنای آن، به مترادف‌های این کلمه در فرهنگ‌های لغت فارسی نیز نگاهی بیندازیم.

    مترادف‌های کلمه صفا عبارت‌اند از: طراوت، صلح، آشتی، نزهت، پاکیزگی، قدس، نظافت، لطافت، طهر، پاکی و طهارت. هرکدام از این واژه‌ها تقریباً معنای یکسانی با کلمه صفا دارند.

    یادگیری این کلمات به شما کمک می‌کند تا دایره لغات خود را گسترش دهید. در نتیجه می‌توانید در نوشته‌های خود از واژه‌های متنوع‌تری استفاده کنید و متنی زیبا و روان بنویسید.

    اکنون که با مترادف‌ها و هم‌خانواده‌های صفا آشنا شدید، زمان آن است که معنی این کلمه را در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی بررسی کنیم.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    در فرهنگ عمید، واژه صفا این‌گونه معنی شده است: صفا داشتن، خوشی و شادمانی، پاکی دل، پاک و پاکیزه بودن، سازش کردن، آشتی کردن، صفا دادن، تفریح، پاک و روشن بودن، یکرنگی، خالص شدن، صمیمیت، روشنی، داشتن لطف و تازگی، شاد بودن، صلح کردن، نام گوشه‌ای در دستگاه موسیقی شور، پاک کردن چیزی و جلوه و درخشش دادن به آن.

    در لغت‌نامه دهخدا نیز صفا به معنای خوشی، تازگی، یکدلی، پاکیزگی، خلوص و پاک و بی‌ریا بودن آمده است. لغت‌نامه معین هم همین معانی را برای این واژه تأیید می‌کند.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه پاک

    3.1/5 – (23 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه حرمت + مترادف و معانی کلمه حرمت

    هم خانواده کلمه حرمت + مترادف و معانی کلمه حرمت

    هم خانواده کلمه حرمت

    واژه‌های هم‌خانواده «حرمت» شامل رحمت، تحریم، محرمیت، احترام، محرمات، ترحم و محترم می‌شوند. پس از آشنایی با این کلمات، بهتر است نگاهی به مترادف‌های حرمت بیندازیم.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه راهنما + مترادف و معنی کلمه راهنما را حتماً بخوانید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله هم خانواده کلمه بارز + معنی ، مترادف و متضاد کلمه بارز را مطالعه کنید.

    مقاله معنی کلمات درس یازدهم شهدا خورشیدند فارسی ششم ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه حاوی اطلاعات جامعی است.

    حرمت به معنای احترام گذاشتن و ارزش قائل شدن برای افراد یا کارهاست. به عنوان مثال، وقتی می‌گوییم: «دوستم فاطمه همیشه حرمت دوستی‌مان را حفظ می‌کند»، یعنی او در روابط دوستانه‌اش به من احترام می‌گذارد.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی حکایت درخت علم کلاس ششم صفحه ۷۷ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده کلمه انبوه + معنی ، مترادف و متضاد کلمه انبوه.

    مترادف‌های کلمه حرمت عبارت‌اند از: عظمت، آبرو، احترام، بزرگداشت، تعظیم، اعزاز، پاس، مهابت، اعتنا، تحریم، حرام، مراعات، عزت، رعایت، کرنش، تکریم و عز. این واژه‌ها از نظر معنایی کاملاً با حرمت یکسان هستند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید.

    در ادامه، معنی واژه حرمت را در فرهنگ‌های معروف فارسی بررسی می‌کنیم. در لغتنامه دهخدا، حرمت به معنای عزت، آبرو و چیزی که نگهداری و احترام به آن واجب است، تعریف شده است. در فرهنگ عمید نیز به مفاهیمی مانند احترام گذاشتن، ارجمند شمردن، پرهیز از کارهای حرام، عزت و فروتنی در برابر دستورات الهی اشاره شده است. همچنین در فرهنگ معین، کلماتی مانند آبرو و عزت به عنوان معادل حرمت آورده شده‌اند.

    همه این تعاریف معنای نزدیک به هم دارند و استفاده از هر یک از این کلمات به جای حرمت، مفهوم مورد نظر شما را به خوبی منتقل می‌کند. به کارگیری این واژه‌ها در جملات و متن‌های انشا می‌تواند به زیبایی و روان‌تر شدن نوشته‌هایتان کمک کند.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی کلمات درس دهم فارسی ششم ( عطار و جلال الدین محمد) ✅ هم خانواده و مخالف را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه معروف

  • هم خانواده کلمه جذاب + مترادف و معانی کلمه جذاب

    هم خانواده کلمه جذاب + مترادف و معانی کلمه جذاب

    هم خانواده کلمه جذاب

    کلمات هم‌خانوادهٔ واژهٔ “جذاب” عبارتند از: جذب، جاذبه، مجذوب، جاذب و جذبه. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشهٔ کلمه را پیدا کنید. این کلمات معمولاً در سه حرف پایه با هم مشترک هستند.

    در مورد کلماتی که ریشهٔ فارسی دارند، هم‌خانواده‌ها معمولاً بخش پایهٔ یکسانی در زمان گذشته یا حال دارند. این روش، راهی ساده برای تشخیص ارتباط معنایی بین کلمات است. در ادامه، برای درک بهتر معنای واژهٔ “جذاب”، معادل‌ها و کلمات هم‌معنی آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

    کلمات مترادف با “جذاب” شامل این موارد می‌شوند: خوشایند، زیبا، تودل‌برو، ملیح، دلپذیر، دلربا، دلکش، فریبنده و گیرا.

    اکنون که با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های “جذاب” آشنا شدید، خوب است به تعریف این کلمه در کتاب‌های واژه‌شناسی نیز نگاهی بیندازیم. در فرهنگ عمید، “جذاب” به معنای دوست‌داشتنی، گیرا و دلربا آمده است. در لغتنامهٔ دهخدا، برای این واژه معناهایی مانند کشنده، گیرا، جلب‌کننده، جذب‌کننده و رباینده ذکر شده است.
    فرهنگ معین نیز “جذاب” را به صورت رباینده و جذب‌کننده معنی کرده است. یکی از آسان‌ترین روش‌ها برای یادگیری بهتر واژه‌ها، حفظ کردن هم‌خانواده‌ها، متضادها و مترادف‌های آن‌هاست. با این کار نه تنها معنای کلمه را بهتر یاد می‌گیرید، بلکه می‌توانید در نوشته‌های خود از جملات زیباتر و پرمعناتری استفاده کنید.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جاذبه

    3.2/5 – (5 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه همت + مترادف و معنی کلمه همت

    هم خانواده کلمه همت + مترادف و معنی کلمه همت

    هم خانواده کلمه همت

    کلمه “همت” به معنای تلاش و پشتکار است و احتمالاً این واژه را در صحبت‌های روزمره و میان اعضای خانواده زیاد شنیده‌اید. برای همت کردن در انجام یک کار، نیاز به انگیزه و کوشش دارید و افراد موفق معمولاً از این ویژگی بهره زیادی برده‌اند. اگر می‌خواهید با واژه‌های هم‌معنی و مرتبط با “همت” بیشتر آشنا شوید، در ادامه با ما همراه باشید.

    هم‌خانواده کلمه همت، “اهتمام” است که در واقع شکل جمعی از همت به شمار می‌رود. این دو کلمه ریشه مشترکی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند. برای درک بهتر معنی همت، خوب است که واژه‌های مترادف آن را نیز بشناسید.

    مترادف‌های کلمه همت شامل این موارد می‌شود: پشتکار، تلاش، تصمیم، خواست، فتوت، سعی، کوشش، آهنگ، عزم و اراده. احتمالاً بسیاری از این واژه‌ها را می‌شناسید و در کتاب‌های درسی خود با آن‌ها برخورد کرده‌اید.

    این کلمات هم‌معنی با همت هستند؛ یعنی شما می‌توانید در نوشته‌های خود، مثل جمله‌نویسی یا انشا، به جای همت از آن‌ها استفاده کنید. به کار بردن این واژه‌ها به جای همت، هیچ تغییری در مفهوم جمله یا متن شما ایجاد نمی‌کند.

    در ادامه، معنی واژه همت را در فرهنگ‌های مختلف فارسی بررسی می‌کنیم. در فرهنگ لغت دهخدا، همت به‌عنوان خواهش، اراده، آرزو و عزم معنی شده است. در لغت‌نامه معین، معانیی مانند خواستن، بلندنظری، عزم و جزم، اراده قوی، شجاعت و قصد کردن برای همت آورده شده است. همچنین فرهنگ عمید، اراده و عزم قوی، بلندطبعی و قصد را به عنوان معادل این کلمه ذکر کرده است.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه جهد

  • هم خانواده کلمه یار + مترادف و معنی کلمه یار

    هم خانواده کلمه یار + مترادف و معنی کلمه یار

    هم خانواده کلمه یار

    کلمه “یار” برای همه ما شناخته‌شده است، به‌ویژه در شعرهای فارسی که بسیار از آن استفاده شده. مانند هر واژه دیگری، این کلمه نیز هم‌خانواده و مترادف‌هایی دارد که با شناخت آن‌ها، بهتر می‌توانید معنی آن را درک کنید.

    هم‌خانواده‌های کلمه “یار” عبارت‌اند از: یاری، یاران، یارسان و یارها. این واژه‌ها ریشه یکسان دارند و سه حرف مشترک در همه آن‌ها دیده می‌شود. از نظر معنایی نیز کلمات هم‌خانواده معمولاً مفهوم نزدیک به هم دارند.

    برای اطلاعات بیشتر، به مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه مراجعه کنید.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی اهمیت زیادی دارد و شما در طول سال‌های تحصیل با آن سر و کار خواهید داشت. به همین دلیل، در تاپ ناب به این موضوع پرداخته شده است.

    مترادف‌های کلمه “یار” شامل این واژه‌ها می‌شود: جانان، دلبر، معین، ناصر، صحابه، مصاحب، دلداده، دلدار، همنشین، پشتیبان، محبوبه، محبوب، معشوق، نگار، حبیب، خلیل، دوست، رفیق، طرفدار، کمک، مددکار، صدیق، محب، هم‌بازی، هم‌تیمی، معاشر، همدم، همراه، هم‌صحبت، حامی، دستگیر، دستیار، معاون، نصیر، دوستدار، معاضد و یاور.

    در این مقاله هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش سری سر بزنید.

    این کلمات هم‌معنای “یار” هستند و می‌توانید در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید تا مفهوم مورد نظرتان را به خواننده برسانید. در ادامه، معنی این واژه در فرهنگ‌های لغت فارسی را مرور می‌کنیم.

    در لغتنامه دهخدا برای کلمه “یار” معانی مانند مددکار، اعانت‌کننده، معین، مدد، معاون و ناصر ذکر شده است. در دیگر فرهنگ‌های لغت فارسی نیز معانی مشابهی برای این واژه آمده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه حریف

    مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش حاوی اطلاعات جامعی است.

    3.1/5 – (8 امتیاز)

  • هم خانواده کلمه وظیفه + مترادف و معانی کلمه وظیفه

    هم خانواده کلمه وظیفه + مترادف و معانی کلمه وظیفه

    هم خانواده کلمه وظیفه

    کلمه “وظیفه” از زبان عربی وارد فارسی شده و به معنای “مسئولیت” است. حتماً این واژه را زیاد شنیده‌اید. برای مثال، معمولاً به دانش‌آموزان گفته می‌شود که “وظیفهٔ اصلی شما درس خواندن است.” در مفهوم کلی، وظیفه به معنای شغل و کاری است که بر عهدهٔ شماست.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    در ادامه، برای اینکه بهتر با این کلمه آشنا شوید، واژه‌های هم‌خانواده و هم‌معنی آن را بررسی می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    برای یافتن واژه‌های هم‌خانواده، باید به ریشهٔ کلمه توجه کرد. بر این اساس، کلماتی مانند “وظایف”، “موظف” و “وظیفه‌وند” با “وظیفه” هم‌خانواده هستند. این واژه‌ها ریشهٔ یکسانی دارند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک‌اند. شما می‌توانید از این کلمات در جمله‌نویسی و انشا استفاده کنید تا نوشته‌هایتان زیباتر و روان‌تر شود. همچنین، معادل‌های فارسی برای “وظیفه” عبارت‌اند از: “خویشکاری” و “بایستگی”.

    واژه‌های هم‌معنی و مترادف “وظیفه” نیز شامل این موارد می‌شوند: تکلیف، مسئولیت، فریضه، عمل، کار، خدمت، رسالت، ماموریت، شغل، نقش، ماهیانه، مستمری، حقوق، رستاد، شهریه، معاش، مقرری، گذران و مواجب.

    در پایان، برای درک بهتر معنای “وظیفه”، به تعریف آن در فرهنگ‌های معتبر فارسی می‌پردازیم. در لغت‌نامهٔ دهخدا، وظیفه به معنای انجام مسئولیتی است که از نظر شرع و عرف بر عهدهٔ فرد است. در فرهنگ‌های معین و عمید نیز این کلمه به معانیِ شغل، کار، تکلیف دینی، جیره و مستمری، خدمت و کاری که انسان موظف به انجام آن است، آمده است.
    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه تکلیف