دسته: هم خانواده

  • هم خانواده کلمه حروف + معنی و مترادف کلمه حروف

    هم خانواده کلمه حروف + معنی و مترادف کلمه حروف

    هم خانواده حروف

    کلمات هم‌خانواده برای «حروف» شامل حرف، حراف و انحراف می‌شوند. برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی نیز باید بن ماضی یا مضارع آن‌ها یکسان باشد تا بتوان گفت هم‌خانواده هستند.

    مترادف‌های کلمه حروف عبارت‌اند از: صورت لفظ، الفبا، نویسه، واژه، سخن، یاوه، بحث، دعوا، کلمه، کشمکش، لفظ، مشاجره، سخن بی‌اساس، تکلم، گفتار، عرض، کلام و گفت.
    شما با بسیاری از این واژه‌ها آشنا هستید و می‌توانید به جای کلمه «حروف» در نوشته‌های خود از آن‌ها استفاده کنید. از آنجا که کلمات مترادف معنی یکسانی دارند، این جایگزینی باعث تغییر مفهوم جمله نمی‌شود.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه ادامه دهید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده کلمه نعمت + مترادف و معنی کلمه نعمت را بخوانید.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه نظام + مترادف و معنی کلمه نظام مراجعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه نقش + مترادف و معانی کلمه نقش را مطالعه کنید.

    در فرهنگ لغت عمید برای کلمه «حروف» معانی زیر آمده است:
    – هر یک از واحدهای الفبا که کلمات از آن‌ها ساخته می‌شوند.
    – کلمه‌ای که معنی مستقل ندارد و برای پیوند دادن کلمات یا نشان دادن نقش آن‌ها در جمله به کار می‌رود.
    – سخن، گپ، حرف زدن، حرف پهلودار، سخن پهلودار.
    – نوعی گفتگو برای جلب توجه کسی.

    در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین نیز این معانی برای «حروف» ذکر شده است:
    حرف چسبیدن، انحراف، حرف، برگرداندن، میل، حرف‌ها، هر یک از قطعه‌های ریخته‌گری یا شکل‌های ترسیمی در حروف‌چینی و تایپ، الفبا، نشانه‌هایی که واژه‌های یک زبان با آن نوشته می‌شوند، و نوعی حروف چاپی فارسی به شکل خوابیده.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه طعن
    هم‌خانواده کلمه اقدام
    هم‌خانواده کلمه عنصر
    هم‌خانواده کلمه سرباز

  • هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر

    هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر

    هم خانواده مادر

    کلماتی مانند مادرانه، مادرزاد و مادری، هم‌خانوادهٔ واژهٔ «مادر» هستند. این واژه‌ها از یک ریشه مشترک می‌آیند و سه حرف اصلیشان یکی است. همچنین، کلمات هم‌خانواده معمولاً از نظر معنایی به هم نزدیک هستند. برای درک بهتر معنای این کلمه، در ادامه مترادف‌ها و واژه‌های هم‌خانوادهٔ آن را مرور می‌کنیم.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله هم خانواده تصمیم + مترادف و معنی کلمه تصمیم سر بزنید.

    مترادف‌های کلمهٔ مادر عبارت‌اند از: منشأ، اصل، ننه، باعث، جرثومه، ریشه، مامان، مام، والده و ام. آشنایی با مترادف‌ها نه‌تنها به درک معنای واژه کمک می‌کند، بلکه دامنهٔ لغات و توانایی شما در نوشتن را نیز افزایش می‌دهد.

    پس از آشنایی با هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های مادر، خوب است به سراغ لغتنامه‌های معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این فرهنگ‌ها ارائه شده، به شما کمک می‌کند تا معنای واژه را به‌طور کامل بیاموزید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب هم خانواده لذت + مترادف ، معنی و متضاد لذت برای تمامی پایه های تحصیلی را بخوانید.

    در فرهنگ عمید، معنای کلمهٔ مادر این‌گونه آمده است: انسان یا حیوان ماده که فرزند دارد، مادر فولاد زره، زمین، خاک، برانگیزنده و باعث. همچنین در لغتنامهٔ دهخدا و فرهنگ معین، این واژه به صورت‌های ماد، مام، زنی که فرزند دارد، والده، ام، زمین، خاک، فولاد زره (به کنایه از زن پیر و بدجنس)، اصلی، اولیه و نخستین معنی شده است.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه هم خانواده سعادت + متضاد و مترادف کلمه سعادت.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه حروف
    هم‌خانواده کلمه طعن
    هم‌خانواده کلمه اقدام
    هم‌خانواده کلمه عنصر

  • هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث

    هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث

    هم خانواده باعث

    کلمه‌های “مبعوث” و “بعثت” با واژه “باعث” هم‌خانواده هستند. به کلمه‌هایی هم‌خانواده می‌گویند که ریشه اصلی سه حرفی آن‌ها پشت سر هم بیاید و بخش اصلی گذشته و حال آن یکسان باشد. این گونه کلمات معمولاً از یک ریشه گرفته شده‌اند و معنی مشترکی دارند.
    واژه‌های هم‌خانواده از نظر مفهوم و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند. در ادامه، برای این که بهتر با معنی “باعث” آشنا شویم، کلمات هم‌معنی آن را بررسی می‌کنیم.

    کلمات مترادف و هم‌معنی “باعث” عبارتند از: مسبب، علت، موجب، انگیزه، محرک، سبب، برانگیزاننده، وسیله، بانی و مورث. شما می‌توانید از این کلمات به جای “باعث” در جملات خود استفاده کنید.

    یادگیری هم‌خانواده‌ها و مترادف‌های یک کلمه، دایره واژگان شما را بزرگ‌تر می‌کند و این کار، یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی است.
    حالا که با کلمات هم‌معنی و هم‌خانواده “باعث” آشنا شدید، خوب است معنی این کلمه در کتاب‌های لغت معروف فارسی را هم بدانید. در فرهنگ عمید، “باعث” به معنی انگیزه، علت، سبب و برانگیزنده آمده است.
    در لغتنامه دهخدا برای این واژه معنی‌هایی مانند غرض، موجب، برانگیزنده، جهت، داعی، علت و سبب نوشته شده است. فرهنگ معین نیز “باعث” را به معنای سبب، علت و برانگیزنده معرفی کرده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم خانواده کلمه مادر
    هم خانواده کلمه حروف
    هم خانواده کلمه طعن
    هم خانواده کلمه اقدام

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را از دست ندهید.

  • هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید

    هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید

    هم خانواده مفید

    کلمات هم‌خانواده، واژه‌هایی هستند که از یک ریشه مشتق شده‌اند و معمولاً حروف اصلی آن‌ها یکسان است. این کلمات اغلب در قالب‌های مختلفی مانند فاعل، مفعول، فعل و سایر وزن‌های دستوری ساخته می‌شوند و از نظر معنایی نیز به هم نزدیک هستند.
    به عنوان مثال، کلمه “مفید” با واژه‌هایی مانند “فایده” و “فواید” هم‌خانواده است.

    مقاله هم خانواده کلمه فتوا + مترادف و معنی کلمه فتوا حاوی اطلاعات جامعی است.

    مترادف‌های کلمه “مفید” نیز شامل مواردی مانند: سودمند، نافع، نتیجه‌بخش، مؤثر و سودبخش می‌شود. این کلمات از نظر معنی تقریباً یکسان هستند و با یادگیری آن‌ها می‌توانید دامنه لغات خود را گسترش داده و در جمله‌نویسی و نگارش، تواناتر عمل کنید.

    توصیه می‌کنیم این مطلب هم خانواده کلمه رشد + مترادف ، متضاد و معنی کلمه رشد را حتماً بخوانید.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه گواهی + مترادف و معانی کلمه گواهی سری سر بزنید.

    برای درک دقیق‌تر معنای “مفید” می‌توانید به فرهنگ‌های معتبر فارسی مانند لغتنامه عمید مراجعه کنید که در آن، “مفید” به معنای سودمند و فایده‌دهنده تعریف شده است. همچنین در فرهنگ‌های دهخدا و معین، این واژه به صورت‌های نافع، سودبخش و فایده‌دار معنا شده است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    سایت تاپ ناپ همواره تلاش می‌کند تا مجموعه‌ای از بهترین جملات و مطالب درسی را گردآوری کند و رفاه و سهولت یادگیری را برای شما فراهم نماید. برای دریافت راهنمایی و توضیحات بیشتر درباره موضوعات درسی، می‌توانید در این سایت با ما همراه باشید.

  • هم خانواده کلمه بنیان + معنی و مترادف کلمه بنیان

    هم خانواده کلمه بنیان + معنی و مترادف کلمه بنیان

    هم خانواده بنیان

    کلمات هم‌خانواده «بنیان» عبارتند از «بنیه» و «بنیانگذار». برای پیدا کردن کلمات هم‌خانواده، باید بخش اصلی و ریشه یک کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند. در مورد کلمات فارسی، هم‌خانواده‌ها معمولاً بخش اصلی گذشته یا حال یکسانی دارند و این، راه آسانی برای تشخیص آن‌هاست.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی بخوان و بیندیش هدهد فارسی ششم صفحه ۲۰ ✅ کلمات هم خانواده و مخالف سری سر بزنید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی حکایت محبت فارسی ششم ✅ معنی کلمات، هم خانواده و مخالف را از دست ندهید.

    یادگیری معنی کلمات پرکاربرد برای همه ما لازم است تا بتوانیم در موقعیت‌های درست از آن‌ها استفاده کنیم. کلمه «بنیان» معانی و کلمات هم‌معنی جالبی دارد که مطمئناً برای شما هم جذاب خواهد بود.

    مقاله معنی کلمات درس دوم پنجره های شناخت کلاس ششم ✅ هم خانواده ، مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    کلمات هم‌معنی «بنیان» شامل این موارد می‌شوند: پایه، مبنا، تاسیس، اساس، پی، بنیاد، مناط، شالوده، بن. یادگیری کلمات هم‌معنی علاوه بر اینکه به درک بهتر معنای یک کلمه کمک می‌کند، دایره لغات شما را گسترده‌تر کرده و توانایی شما در نوشتن را نیز افزایش می‌دهد.

    حالا که با کلمات هم‌خانواده و هم‌معنی «بنیان» آشنا شدید، خوب است به سراغ فرهنگ‌های معتبر فارسی برویم. توضیحاتی که در این فرهنگ‌ها ارائه می‌شود به ما کمک می‌کند تا معنای یک کلمه را به طور کامل و دقیق یاد بگیریم. در فرهنگ عمید برای واژه «بنیان» معناهایی مانند شالوده، بنیاد، پی و بنا نوشته شده است.
    در لغت‌نامه دهخدا، بنیان به معنای بیخ، پایه، اساس، شالوده آمده و در فرهنگ معین نیز با معانی بنیاد و بنا ذکر شده است.
    بیشتر بخوانید :
    هم خانواده کلمه مفید
    هم خانواده کلمه باعث
    هم خانواده کلمه مادر
    هم خانواده کلمه حروف

    5/5 – (2 امتیاز)

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

  • هم خانواده کلمه اقدامات + معنی و مترادف کلمه اقدامات

    هم خانواده کلمه اقدامات + معنی و مترادف کلمه اقدامات

    هم خانواده اقدامات

    کلمه‌های هم‌خانواده «اقدامات» شامل این موارد می‌شوند: اقدام، مقتدم، اقتدار و مقدم. برای تشخیص کلمات هم‌خانواده، باید ریشه اصلی کلمه را پیدا کنید. معمولاً این کلمات در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.

    برای مطالعه بیشتر، به هم خانواده کلمه فقط + معنی و مترادف کلمه فقط سری سر بزنید.

    در مورد کلمات فارسی، کلمات هم‌خانواده معمولاً بن ماضی یا بن مضارع یکسانی دارند و این روشی ساده برای تشخیص ارتباط آن‌ها با کلمه اصلی است.

    در این نوشته قصد داریم معنای کامل کلمه «اقدامات» را برای شما توضیح دهیم و برای درک بهتر آن، توضیحات بیشتری ارائه می‌کنیم. تا پایان با ما همراه باشید.

    مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه جوان + معنی و مترادف کلمه جوان را بخوانید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه آداب + معنی و مترادف کلمه آداب بیابید.

    مترادف‌های کلمه «اقدامات» شامل این موارد است: عملیات، کنش‌ها، شرح مذاکرات، راهکارها، مبادرت‌ها، نیازها، گام‌ها، کوشش‌ها و پیش‌نیازها. پس از آشنایی با مترادف‌های این کلمه، خوب است به معانی آن در فرهنگ‌های مختلف فارسی نیز نگاهی بیندازیم.

    در لغتنامه دهخدا و فرهنگ معین، واژه «اقدامات» به معنای جمعِ اقدام و گام‌ها آورده شده است. در فرهنگ عمید نیز معنای این واژه، «کارها» ذکر شده است.

    یادگیری مترادف‌ها و کلمات هم‌خانواده، دایره لغات شما را گسترده‌تر می‌کند. در نتیجه می‌توانید در جمله‌نویسی‌های خود از واژه‌های تازه و متنوع استفاده کنید و متنی زیبا و جذاب بنویسید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه باقی
    هم‌خانواده کلمه بنیان
    هم‌خانواده کلمه مفید
    هم‌خانواده کلمه باعث

  • هم خانواده کلمه انتقال + معنی و مترادف کلمه انتقال

    هم خانواده کلمه انتقال + معنی و مترادف کلمه انتقال

    هم خانواده انتقال

    واژه‌های هم‌خانواده «انتقال» شامل «منتقل»، «نقل» و «انتقالات» می‌شوند. این کلمات در سه حرف اصلی ریشه خود مشترک هستند. به کلماتی که در سه حرف بنیادی با هم یکسان یا نزدیک باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.
    یادگیری واژه‌های هم‌خانواده، قدمی مهم برای افزایش دایره واژگان در زبان فارسی است. در ادامه، برای شناخت بهتر معنی و مفهوم کلمه «انتقال»، مترادف‌های آن را نیز بررسی می‌کنیم.

    در این مقاله هم خانواده کلمه مهر + مترادف ، متضاد و معنی کلمه مهر اطلاعات مفیدی آمده است.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه تظلم + مترادف و معنی کلمه تظلم مراجعه کنید.

    مترادف‌های کلمه انتقال عبارتند از: جابجایی، نقل، واگذاری، احاله و سرایت.
    برای درک دقیق‌تر معنی این واژه، خوب است که به فرهنگ‌های لغت فارسی مراجعه کنیم و معانی مختلف آن را مقایسه نماییم.

    در فرهنگ عمید برای واژه «انتقال» معناهایی مانند واگذاری، نقل مکان، جابجایی، رفتن از جایی به جای دیگر، کوچ کردن و سرایت بیان شده است.
    در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین نیز این کلمه به معنای نقل مکان کردن، کوچیدن، واگذاری و حرکت از محلی به محل دیگر آمده است.

    ساده‌ترین راه برای یادگیری واژه‌ها، حفظ کردن هم‌خانواده‌ها، مترادف‌ها و متضادهای آن‌هاست. با این روش علاوه بر این که معنای واژه را بهتر می‌آموزید، می‌توانید زبان فارسی خود را نیز تقویت کنید و نوشته‌های روان‌تر و زیباتی بنویسید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، معنی کلمات بخوان بیندیش دوستان همدل فارسی ششم ✅ هم خانواده و متضاد را از دست ندهید.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه اقدامات
    هم‌خانواده کلمه باقی
    هم‌خانواده کلمه بنیان
    هم‌خانواده کلمه مفید

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه بیابید.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی همه از خاک پاک ایرانیم کلاس ششم فارسی صفحه ۵۶ ✅ هم خانواده و مخالف سری سر بزنید.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب معنی شعر ای وطن کلاس ششم صفحه ۵۰ ✅ هم خانواده و مخالف را بخوانید.

  • هم خانواده کلمه اقامت + معنی و مترادف کلمه اقامت

    هم خانواده کلمه اقامت + معنی و مترادف کلمه اقامت

    هم خانواده اقامت

    کلمات هم‌خانواده برای «اقامت» عبارت‌اند از: مقیم، اقامه، مقام، قیم، قامت، قدمت و اقامتگاه. همه این واژه‌ها از یک ریشه اصلی مشتق شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.
    در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم قرار گیرند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای درک بهتر معنای «اقامت»، در ادامه به مترادف‌های این کلمه نیز اشاره می‌کنیم.

    برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

    مترادف‌های کلمه اقامت شامل این موارد است: اتراق، توقف، سکونت، ماندن، زیستن، ماندگاری، سکنا و ماندگار شدن.
    در پایان، برای آشنایی بیشتر با معانی گوناگون این واژه، خوب است معانی ذکرشده در فرهنگ‌های لغت فارسی را نیز مرور کنیم.

    در فرهنگ معین، اقامت به معنای به‌جا آوردن، جای‌گزیدن و زیستن آمده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز همانند فرهنگ معین، این معانی بیان شده‌اند.
    فرهنگ عمید، اقامت را با تعریف‌هایی مانند برپا داشتن نماز، برپا داشتن، در جایی ماندن و اجازهٔ یک کشور خارجی برای اقامت در آن معنا کرده است.
    همه این تعاریف، مفاهیم نزدیک به هم دارند و استفاده از هرکدام در نوشته‌هایتان می‌تواند به زیبایی متن کمک کند و دایره واژگان شما را گسترش دهد.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه انتقال
    هم‌خانواده کلمه اقدامات
    هم‌خانواده کلمه باقی
    هم‌خانواده کلمه بنیان

  • هم خانواده کلمه پیوند + معنی و مترادف کلمه پیوند

    هم خانواده کلمه پیوند + معنی و مترادف کلمه پیوند

    هم خانواده پیوند

    کلمه “پیوند” با واژه‌هایی مانند پیوندی، پیوست و پیوستن هم‌خانواده است. برای تشخیص این گروه از کلمات، باید چند نکته ساده را بدانید. هم‌خانواده‌ها معمولاً از نظر معنا و ساختار با کلمه اصلی شباهت دارند. همچنین، حروف اصلی آن‌ها در بیشتر موارد یکسان است. پیدا کردن ریشه یک کلمه، آسان‌ترین روش برای شناسایی هم‌خانواده‌های آن است. در ادامه، برای درک بهتر معنای “پیوند”، به توضیح معانی و کلمات هم‌معنای آن در فرهنگ‌های لغت فارسی می‌پردازیم. با ما همراه باشید.

    برای یادگیری پیشرفته، به هم خانواده کلمه آثار + مترادف و معانی کلمه آثار مراجعه کنید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه مفید + معانی و مترادف کلمه مفید منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره هم خانواده کلمه باهوش + مترادف ، متضاد و معنی کلمه باهوش بیابید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله هم خانواده کلمه آفرینش + مترادف و معنی کلمه آفرینش را مطالعه کنید.

    مقاله هم خانواده کلمه مادر + معنی و مترادف کلمه مادر حاوی اطلاعات جامعی است.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، حتماً هم خانواده کلمه باعث + معانی و مترادف کلمه باعث را بخوانید.

    واژه‌های هم‌معنای “پیوند” عبارت‌اند از: ارتباط، وصال، اتصال، بستگی، خویشی، بند، رابطه، مواصلت، ربط، نکاح، ازدواج، پیوستگی، انتساب، وصل، نزدیکی و اتحاد.

    یکی از آسان‌ترین راه‌ها برای تقویت زبان فارسی و افزایش دایره واژگان، یادگیری کلمات هم‌معنا و هم‌خانواده است. با این کار می‌توانید متن‌های روان‌تر و جذاب‌تری بنویسید و در نتیجه نمرات بهتری کسب کنید.

    در پایان، برای آشنایی بیشتر با معنی “پیوند”، به تعریف این واژه در فرهنگ‌های معتبر فارسی توجه کنید. در فرهنگ عمید، پیوند به معنای پیوستن، همبستگی، عهد، پیمان، وصله، ازدواج، وصلت، اتصال، دوستی، رشته اتصال، به‌هم‌بستگی، خویشی، پیوستگی، وصلت، قرار دادن عضو سالم به جای عضو آسیب‌دیده، متصل کردن و وصل کردن آمده است.

    در لغت‌نامه دهخدا و فرهنگ معین، معانی این کلمه شامل خویشاوند، قوم، خویش و تبار، نسب، پیوستگی، خاندان، دوده، نزدیک نسبی، عشیرت، پیوستن، همبستگی، اتصال، بستگی، وصلت، ترکیب، رشته‌هایی که ماهیچه‌ها را به هم وصل می‌کنند، و نیز وصل کردن شاخه یک درخت به درخت دیگر از همان نوع برای بهبود کیفیت میوه‌ها ذکر شده است.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه اقامت
    هم‌خانواده کلمه انتقال
    هم‌خانواده کلمه اقدامات
    هم‌خانواده کلمه باقی

  • هم خانواده کلمه سرخ + معانی و مترادف کلمه سرخ

    هم خانواده کلمه سرخ + معانی و مترادف کلمه سرخ

    هم خانواده سرخ

    کلماتی مانند سرخابی، سرخک و سرخاب با واژهٔ سرخ هم‌خانواده هستند. این کلمات از ریشهٔ اصلی «سرخ» ساخته شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک‌اند. به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم بیایند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود.

    یادگیری کلمات هم‌خانواده و مترادف در زبان فارسی بسیار مهم است و به شما کمک می‌کند دایرهٔ واژگان خود را گسترش دهید. در ادامه، برای آشنایی بیشتر با معنی کلمهٔ سرخ، مترادف‌ها و تعریف‌های آن را در لغت‌نامه‌های معتبر فارسی مرور می‌کنیم. با ما همراه باشید.

    مترادف‌های کلمهٔ سرخ شامل این موارد است: گلگون، لاله‌گون، کمونیست، گلرنگ، آل، قرمز و حمرا. این واژه‌ها هم‌معنی با سرخ هستند و می‌توانید از آن‌ها به‌جای هم در جمله‌ها استفاده کنید.

    برای درک بهتر و دقیق‌تر معنی واژهٔ سرخ، خوب است که به لغت‌نامه‌های فارسی سر بزنیم و معانی مختلف آن را مقایسه کنیم.
    در فرهنگ عمید، برای کلمهٔ سرخ این معانی آمده است: قرمزرنگ، گلگون، یکی از سه رنگ اصلی، و هر چیزی که به رنگ خون باشد.
    در لغت‌نامهٔ دهخدا و فرهنگ معین نیز این واژه به صورت‌های دیگری مانند شنجرف، خرمایی، دارچینی، حنایی و قرمز معنی شده است.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه به شما کمک خواهد کرد.

    بیشتر بخوانید:
    هم‌خانواده کلمه پیوند
    هم‌خانواده کلمه اقامت
    هم‌خانواده کلمه انتقال
    هم‌خانواده کلمه اقدامات