هم خانواده کلمه اقامت + معنی و مترادف کلمه اقامت

هم خانواده کلمه اقامت

هم خانواده اقامت

کلمات هم‌خانواده برای «اقامت» عبارت‌اند از: مقیم، اقامه، مقام، قیم، قامت، قدمت و اقامتگاه. همه این واژه‌ها از یک ریشه اصلی مشتق شده‌اند و در سه حرف اصلی با هم مشترک هستند.
در زبان عربی، به کلماتی که حروف اصلی آن‌ها پشت سر هم قرار گیرند و از یک ریشه گرفته شده باشند، هم‌خانواده گفته می‌شود. برای درک بهتر معنای «اقامت»، در ادامه به مترادف‌های این کلمه نیز اشاره می‌کنیم.

برای مطالعه بیشتر، به معنی شعر ستایش فارسی هفتم صفحه ۹ ✅ هم خانواده مخالف و خلاصه سری سر بزنید.

مترادف‌های کلمه اقامت شامل این موارد است: اتراق، توقف، سکونت، ماندن، زیستن، ماندگاری، سکنا و ماندگار شدن.
در پایان، برای آشنایی بیشتر با معانی گوناگون این واژه، خوب است معانی ذکرشده در فرهنگ‌های لغت فارسی را نیز مرور کنیم.

در فرهنگ معین، اقامت به معنای به‌جا آوردن، جای‌گزیدن و زیستن آمده است. در لغت‌نامه دهخدا نیز همانند فرهنگ معین، این معانی بیان شده‌اند.
فرهنگ عمید، اقامت را با تعریف‌هایی مانند برپا داشتن نماز، برپا داشتن، در جایی ماندن و اجازهٔ یک کشور خارجی برای اقامت در آن معنا کرده است.
همه این تعاریف، مفاهیم نزدیک به هم دارند و استفاده از هرکدام در نوشته‌هایتان می‌تواند به زیبایی متن کمک کند و دایره واژگان شما را گسترش دهد.

بیشتر بخوانید:
هم‌خانواده کلمه انتقال
هم‌خانواده کلمه اقدامات
هم‌خانواده کلمه باقی
هم‌خانواده کلمه بنیان

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *