دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Past به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Past به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Past به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنها از کنار پارک پیاده روی کردند، اما به داخل آن نرفتند.
    او در مسیرش به سمت دریا، با ماشین از کنار کوه‌ها گذشت.
    اگر از جلوی مغازه رد شدی، می‌شود لطفاً بایستی و کمی گوجه فرنگی بخری؟
    ساعت، پنج دقیقه از یازده گذشته است.
    خیلی بیشتر از ساعت خوابش گذشته، اما او می‌خواهد بیدار بماند و تلویزیون تماشا کند.
    او امشب باید تا پس از نیمه‌شب کار کند.
    اگر به یادگیری چیزهای تازه ادامه دهید، ذهن شما حتی پس از ۷۰ سالگی هم شاداب خواهد ماند.
    نوشیدن یا استفاده از شیری که تاریخ مصرف آن گذشته است، کار درستی نیست.
    هدف اصلی در فوتبال این است که توپ را از حریفان عبور دهی و به داخل دروازه برسانی.

     
    نکته: کلمات past و passed دقیقاً یکسان هستند و گاهی اوقات به شکل های مشابهی به کار می روند. به عنوان مثال:
    She is past the age of retirement. (“Past” is used as a preposition to indicate the passage of time.)
    او از سن بازنشستگی گذشته است. (“past” به عنوان حرف اضافه برای نشان دادن گذشت زمان استفاده می شود.)
    She has passed the age of retirement. (The verb “pass” is in the form of the present participle in the present perfect tense.)
    سن بازنشستگی را پشت سر گذاشته است. (فعل “pass” به صورت فعل در زمان حال کامل است.)
    He got the ball past the goalkeeper. (The word “past” is used as a preposition along with the verb “get.”)
    او توپ را از کنار دروازه بان عبور داد. (کلمه “past” به عنوان حرف اضافه همراه با فعل “get” استفاده می شود.)
    The ball passed by the goalkeeper. (The verb “pass” is in the past tense in this sentence.)
    توپ از دروازه بان عبور کرد. (فعل “pass” در این جمله در زمان گذشته است.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Paste به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Paste به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Paste به فارسی با مثالهای کاربردی

    خمیر یک ماده نیمه جامد است که در بسیاری از محصولات بهداشتی، مصالح ساختمانی و وسایل هنری دیده می‌شود.

    بچه‌ها در مدرسه معمولاً از خمیر برای چسباندن کاغذ و مقوا استفاده می‌کنند. وقتی خمیر خشک می‌شود، سفت و محکم می‌گردد.
    مثلاً بوندو نوعی خمیر است که برای پر کردن قسمت‌های فرورفته بدنه خودرو به کار می‌رود و پس از خشک شدن، بسیار سفت می‌شود.
    اسپکلی نیز یک نوع خمیر است که برای پر کردن حفره‌های دیوار استفاده می‌شود.
    اگر به آرد آب اضافه کنیم و آن را مخلوط کنیم، یک خمیر ساده درست می‌شود.
    همچنین همه ما هر روز از خمیردندان برای مسواک زدن استفاده می‌کنیم.

     
    کلمه Paste به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    بچه‌ها تکه‌های کاغذ رنگی را با خمیر به هم چسباندند.
    اطلاعیه‌هایی که روی دیوارها و ساختمان‌های سطح شهر چسبانده شده بود، اخبار مربوط به انتخابات آینده را به مردم می‌داد.

     
    همچنین paste به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:

    هوموس یک مخلوط خمیرمانند از نخود و روغن زیتون است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Patch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Patch به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Patch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک پَچ یا وصله، یک قسمت کوچک یا یک پوشش است.
    توت‌فرنگی‌ها در قطعه‌زمین‌های مخصوصی پرورش می‌یابند. به این زمین‌ها، تکه‌زمین توت‌فرنگی می‌گویند.
    کدوهای حلوایی نیز در قطعه‌زمین‌های مخصوص به خود، که به آنها تکه‌زمین کدو می‌گویند، رشد می‌کنند.
    کلم‌ها هم در زمین‌هایی به نام تکه‌زمین کلم کاشته می‌شوند.
    عروسک‌های معروف به “پچ کلم” در دهه ۱۹۸۰ بسیار پرطرفدار بودند.
    گاهی یک نشان یا پَچ روی آستین لباس فرم افراد دوخته می‌شود که نشان می‌دهد آنها عضو کدام سازمان هستند.
    شلوارهای جین آبی ممکن است برای تزیین یا رفوکاری، پَچ داشته باشند.
    یک چشم‌بند، چشمی که آسیب دیده یا نیاز به محافظت دارد را می‌پوشاند.
    اگر سگ یا گربه‌ای یک لکه تیره رنگ روی یکی از چشم‌هایش داشته باشد، می‌گویند آن حیوان پَچ دارد.
    او یک لکه سیاه روی یک چشمش دارد.
    وقتی بخشی از یک جاده نیاز به تعمیر پیدا می‌کند، آن قسمت را با مصالح پر می‌کنند. به این کار، وصله کردن جاده می‌گویند و به آن قسمت، یک وصله بتنی گفته می‌شود.
    واژه “patch” را می‌توان به عنوان یک فعل نیز به کار برد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    patch

    وصله کردن

    patched

    وصله شد

    patched

    وصله شده

    جاده را تعمیر کردند.
    روی جاده را با سیمان پوشاندند.
    او قسمت زانوی شلوارش را وصله زد.
    من سوراخ‌های دیوار خانه‌ام را که پرندگان به آن نوک می‌زدند، درست کردم.

    ادگار و روندا قبلاً با هم مشکل داشتند، اما در نهایت توانستند مشکلاتشان را حل کنند و حالا رابطه آنها کاملاً خوب است. (اصطلاح “patch things up” به معنای درست کردن یک رابطه خراب است.)
    آنها توانستند اختلافاتشان را برطرف کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Path به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Path به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Path به فارسی با مثالهای کاربردی

    مسیر، راه باریکی است که با گذشت زمان و با پای پیاده یا دویدن مردم روی زمین شکل می‌گیرد. این راه‌ها معمولاً در فضاهای باز مانند جنگل‌ها و کشتزارها دیده می‌شوند. کلمه “trail” نیز معنایی مشابه “مسیر” دارد.

    واندا و بندر هر روز از مسیری که به مدرسه‌شان می‌رسد، عبور می‌کنند.
    این مسیر، شما را به مقصد مورد نظرتان می‌رساند.
    اگر از مسیر خارج شوید، احتمال گم شدن شما وجود دارد. پس بهتر است در مسیر بمانید.
    یک مسیر مخصوص دوچرخه‌سواری نیز وجود دارد که دورتادور دریاچه امتداد دارد.
    این مسیر، شما را از میان جنگل عبور می‌دهد.
    این راه، شما را از دل جنگل می‌گذراند.

     
    گاهی کلمه “مسیر” به‌صورت نمادین برای نشان دادن جهت زندگی یک فرد به کار می‌رود.

    نمرات خوب در دوره دبیرستان، راه ورود به دانشگاه را هموار می‌کند.
    خواندن علم شیمی، شما را به سمت یک شغل مناسب راهنمایی می‌کند.
    اگر در مسیر درست قدم بگذارید، به موفقیت دست پیدا خواهید کرد.
    او راه اشتباهی را در پیش گرفت و در نهایت به زندان افتاد.
    ماریا برای مدت زیادی فقط بر روی مسیر شغلی خود تمرکز کرد و وقتی به فکر تشکیل خانواده افتاد، دیگر خیلی دیر شده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Patient به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Patient به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Patient به فارسی با مثالهای کاربردی

    فردی که صبور است، می‌تواند در شرایط سخت شکیبایی کند و منتظر بماند.

    باید صبور باشید و صبر کنید تا نوبتتان شود.
    بچه‌ها الان زیاد صبور نیستند و می‌خواهند هرچه زودتر کیک را بخورند.
    یک سگ صبور در خانه منتظر بود تا خانواده‌اش برگردند.
    معلم ما خیلی با حوصله است و با دانش‌آموزان سخت‌گیری هم کنار می‌آید.
    هنری باید یاد بگیرد که چطور صبور باشد. او آدم بی‌طاقتی است (کلمه impatient «بی‌صبر» نقطه مقابل patient «صبور» است.)

     
    کلمه patiently «صبورانه» یک قید است:

    مردم با صبر و حوصله منتظر ماندند تا اسمشان را صدا بزنند.
    دنیز با آرامش و حوصله با بچه‌ها کار می‌کند.
    تماشاگران تا شروع نمایش، با صبر در سالن تئاتر نشستند.

     
    کلمه patience «صبر» یک اسم است:

    آنها هیچ صبری ندارند و نمی‌توانند منتظر بمانند.
    معلم ما وقتی پای رفتارهای نادرست در کلاس می‌رسد، کم‌طاقت می‌شود. (او رفتار بد را تحمل نمی‌کند.)
    این شرایط در حال آزمودن صبر و تحمل من است.

     
    گاهی کلمه «patient» برای اشاره به کسی که تحت درمان پزشکی قرار دارد به کار می‌رود:

    دکتر در حال معاینه بیمار است.
    او بیماران زیادی دارد که منتظر ویزیت هستند. (توجه: تلفظ کلمات “patients” و “patience” یکسان است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pattern به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pattern به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pattern به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک الگو، طرحی است که به صورت تکراری دیده می‌شود.

    طرح شطرنجی برای رومیزی و لباس بسیار پرطرفدار است.
    این گونه طرح‌ها را معمولاً می‌توان روی فرش‌ها و تابلوهای تزئینی مشاهده کرد.
    الگویی که در بالا می‌بینید از تکرار دایره‌ها به وجود آمده است.
    خطوط راه‌راه نیز از طرح‌های محبوب هستند. این خطوط می‌توانند به صورت افقی، عمودی یا اریب باشند. الگوی بالا دارای خطوط اریب است.
    علاوه بر این، الگوها در دنیای طبیعت نیز دیده می‌شوند. سرخس‌های موجود در این تصویر، یک طرح عمودی و متقارن را پدید آورده‌اند. (متقارن = دو طرف کاملاً یکسان و برابر)

     
    واژه «الگو» برای توصیف رفتارها هم به کار می‌رود:

    پلیس توانست با بررسی الگوی رفتاری مجرم، او را دستگیر کند.
    فروشگاه‌ها می‌دانند چه زمانی شلوغ خواهند شد، زیرا خرید مشتریان از یک الگوی مشخص پیروی می‌کند.
    الگوهای ساختار جملات در زبان انگلیسی برای تقویت مهارت نوشتاری، مطالعه و بررسی می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pave به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pave به فارسی با مثالهای کاربردی

    سنگ‌فرش کردن یعنی پوشاندن سطح زمین با موادی مثل آسفالت، بتن یا سنگ تا محکم و صاف شود.

    کارگران ساختمانی در حال آسفالت‌ریزی بزرگراه هستند.
    بزرگراه با آسفالت پوشانده شد.
    در بعضی از شهرهای آمریکا، خیابان‌ها با آجر یا سنگ‌فرش پوشیده شده‌اند.
    حیاط خلوت ما با بلوک‌های سنگ‌فرش پوشیده شده بود. این بلوک‌ها معمولاً مستطیلی و از جنس بتن هستند.

     
    واژه‌ی «سنگ‌فرش‌شده» به عنوان صفت هم استفاده می‌شود:

    بیشتر جاده‌های کوچک در مناطق روستایی آسفالت هستند، اما جاده‌های شنی هم در آن مناطق زیاد دیده می‌شوند. (شن مخلوطی از سنگ ریزه و ماسه است)
    یک جاده‌ی تازه آسفالت‌شده، بسیار صاف و مناسب است.
    سطحی که با بتن سنگ‌فرش شده باشد، در مقایسه با آسفالت، دوام و ماندگاری بیشتری دارد.

     
    «سنگ‌فرش» یک اسم است و به سطح سخت شده‌ای گفته می‌شود که از بتن یا آسفالت ساخته شده است.

    هوای سرد زمستان به سنگ‌فرش خیابان‌ها آسیب می‌زند.
    در تابستان، سنگ‌فرش‌ها بسیار داغ می‌شوند.
    گاهی روی آسفالت، جای لاستیک خودروها دیده می‌شود؛ وقتی که راننده به سرعت ترمز کرده و جای لاستیک روی زمین باقی مانده است.

     
    واژه‌ی «سنگ‌فرش کردن» گاهی به صورت کنایه‌ای هم در گفتگوها استفاده می‌شود:

    راه جهنم با نیت خیر هموار شده است.
    نمی‌توان یک مشکل اساسی را نادیده گرفت و از کنار آن به سادگی گذشت. باید مستقیماً با آن روبه‌رو شد.
    حزب جمهوری‌خواه توانست اختلافات داخلی را کنار بگذارد و به صورت متحد به فعالیت خود ادامه دهد.
    جکی رابینسون راه را برای حضور دیگر بازیکنان سیاه‌پوست در لیگ‌های اصلی بیسبال باز کرد.
    او مسیر را برای کسانی که پس از او آمدند، هموار کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pay به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pay به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید درمورد پولی که برای خرید چیزی می‌پردازید صحبت کنید، یا وقتی می‌خواهید دستمزد کسی را برای کاری که انجام داده توصیف کنید، می‌توانید از کلمه “pay” استفاده کنید.
    در مثال‌های زیر، “pay” به معنای پرداخت برای کار به‌کار رفته است. همچنین توجه داشته باشید که این فعل معمولاً به صورت مجهول (مفعولی) استفاده می‌شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    pay

    پرداخت کردن

    paid

    پرداخت شد

    paid

    پرداخت شده است

    کریستین در آخر هفته حقوقش را دریافت می‌کند.
    آن شرکت به کارکنانش حقوق خوبی نمی‌دهد.
    به خوزه ساعتی ۱۰ دلار پرداخت می‌شود تا به عنوان سقاف کار کند.
    به شما در هفتهٔ آینده پرداخت خواهد شد.
    بسیاری از رستوران‌های فست‌فود به کارمندان تازه‌کارشان حداقل دستمزد را می‌پردازند.

    این جملات از «پرداخت کردن» برای خرید استفاده می‌کنند:
    جان بابت ماشینش پول زیادی داد.
    بیایید صورتحسابمان را پرداخت کنیم و برویم.
    برای ژاکتت چقدر پول دادی؟
    چقدر پول به آنها می‌دهی تا خانه‌ات را رنگ کنند؟

    همچنین می‌توانید از «دستمزد» به عنوان اسم استفاده کنید:
    دستمزد در آن شرکت خیلی خوب است.
    تینا کارش را دوست دارد، اما از دستمزدش راضی نیست. او احساس می‌کند سزاوار درآمد بیشتری است.
    به نظر شغل خوبی می‌رسد. دستمزدش چقدر است؟
    آیا از درآمدت راضی هستی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Peace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Peace به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Peace به فارسی با مثالهای کاربردی

    صلح به معنای نبودن جنگ، نزاع و خشونت است. این مفهوم دقیقاً نقطهٔ مقابل جنگ قرار می‌گیرد. در مثال‌های زیر، کلمهٔ peace به صورت اسم به کار رفته است:

    – مریم از سکوت و آرامش بامداد لذت می‌برد.
    – پس از یک شب درگیری با پلیس، آرامش دوباره به شهر بازگشت.
    – مردم آن کشور ویران‌شده توسط جنگ، تنها خواستار زندگی در صلح هستند.
    – آن جوان که به صلح معتقد بود و با جنگ مخالفت وجدانی داشت، از خدمت در ارتش سر باز زد.
    – جان لنون برای گسترش پیام صلح، رویدادهای عمومی زیادی برگزار کرد.

     

    جمله‌ها و نقل قول‌های مشهور زیادی وجود دارند که در آن‌ها از کلمهٔ «صلح» استفاده شده است:

    Peace begins with a smile. — Mother Teresa
    Peace is its own reward. — Mohandas Gandhi
    There never was a good war or a bad peace. — Benjamin Franklin
    It isn’t enough to talk about peace. One must believe in it. And it isn’t enough to believe in it. One must work at it. — Eleanor Roosevelt
    I was a drum major for peace. — Martin Luther King, Jr.
    It is an unfortunate fact that we can secure peace only by preparing for war. — John F. Kennedy

    آرامش با یک لبخند شروع می‌شود. – مادر ترزا
    صلح پاداش خودش است. – مهاتما گاندی
    هیچ‌گاه جنگ خوب یا صلح بد وجود نداشته است. – بنجامین فرانکلین
    حرف زدن از صلح کافی نیست. باید به آن باور داشت. و فقط باور داشتن هم کافی نیست. باید برای آن تلاش کرد. – النور روزولت
    من پیشگام صلح بودم. – مارتین لوتر کینگ جونیور
    این واقعیت تلخی است که ما فقط با آماده‌باش برای جنگ می‌توانیم صلح را حفظ کنیم. – جان اف. کندی

     

    واژه‌های «peace» و «peaceful» همچنین به صورت صفت نیز استفاده می‌شوند:

    – تظاهرکنندگان یک گردهمایی در حمایت از صلح برگزار کردند.
    – آن مراسم بسیار آرام و منظم بود.
    – شما می‌توانید با جدا کردن انگشت اشاره و وسط به شکل V، علامت صلح را درست کنید.

    توجه: گاهی ممکن است بشنوید کسی، به ویژه جوان‌ترها، از اصطلاح «Peace out» برای خداحافظی استفاده کند. مانند: بعداً می‌بینمت. Peace out.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Peek به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Peek به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Peek به فارسی با مثالهای کاربردی

    معنی کلمه “peek” نگاه کردن به چیزی است. اما این نگاه کردن معمولاً به صورت مخفیانه، با احتیاط یا از یک جایگاه خصوصی انجام می‌شود.

    در مثال‌های زیر، کلمه “peek” به عنوان یک فعل به کار رفته است:

    * لیندا تمام روز از پنجره بیرون را نگاه می‌کرد، در حالی که همسایه‌های جدیدش در حال اسباب‌کشی به خانه کناری بودند.
    * پسر بچه موقعی که داشت مخفیانه به یک مجله پلی‌بوی نگاه می‌کرد، دستگیر شد.
    * تا قبل از شروع رسمی آزمون، به سوالات آن نگاه نکن.
    * بچه‌ها هفته‌ها قبل از کریسمس، مخفیانه به هدایایشان نگاهی انداخته بودند.

    گاهی اوقات نیز این کلمه به عنوان اسم استفاده می‌شود:

    * اشکالی ندارد اگر من یک نگاه سریع به گزارش بیندازم؟ (یعنی می‌خواهم خیلی سریع آن را ببینم.)
    * همه می‌خواستند وقتی جنیفر لوپز از هتل خارج می‌شد، نگاهی سریع به او بیندازند.
    * یک نگاه از روی نرده بینداز و ببین همسایه‌ها چه کار می‌کنند.
    * بیا سعی کنیم یک نگاه اجمالی بیندازیم.

    توجه: یک بازی محبوب برای سرگرم کردن نوزادان “Peek-a-boo” (دالی موشه) نام دارد. در این بازی، شما چشمانتان را با دست‌هایتان می‌پوشانید و سپس به سرعت دست‌ها را برمی‌دارید تا چشمانتان را نشان دهید. این حرکت بارها و بارها تکرار می‌شود و کودک را می‌خنداند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.