دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Peel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Peel به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Peel به فارسی با مثالهای کاربردی

    پوست کندن به معنای جدا کردن پوسته بیرونی میوه‌ها و سبزیجات است. وقتی این کار را انجام می‌دهیم، از این کلمه به عنوان یک فعل استفاده می‌کنیم:

    بابی پوست موز را قبل از خوردنش کند.
    برای درست کردن پای، باید پوست این سیب‌ها را بکنم.
    برای خوردن پرتقال، اول باید پوست آن را جدا کنی.
    برنیس توی آشپزخانه مشغول پوست کندن سیب‌زمینی‌ها است.
    برای پوست گرفتن سیب‌زمینی می‌توانی از پوست‌کن استفاده کنی.
    پوست کندن سیب لازم نیست؛ اما وقتی می‌خواهی با آن غذا بپزی، معمولاً پوستش را می‌کنی.
    من موقع پوست کندن سیب از این چاقوی کوچک خمیده استفاده می‌کنم.
    برای پوست کندن پرتقال، بیشتر افراد از دست‌هایشان کمک می‌گیرند.

     
    اگر پوست بدن در اثر آفتاب‌سوختگی آسیب ببیند یا رنگ سطوح مختلف بلند شود، باز هم می‌توان از کلمه «پوست کندن» یا «کنده شدن» استفاده کرد:

    ورا چند روز پیش خیلی آفتاب سوخته و الآن پوست بدنش در حال کنده شدن است.
    رنگ آن خانه قدیمی در حال ور آمدن و جدا شدن است.
    رنگ ماشینم دارد می‌رود. شاید لازم باشد دوباره رنگش کنم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Penalize به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Penalize به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Penalize به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «جریمه کردن» معمولاً برای اشاره به تنبیهی نه چندان شدید به کار میرود که ممکن است از سوی دولت، یک شرکت، یا فردی صاحب‌اختیار مانند معلم، داور یا قاضی اعمال شود. تلفظ این کلمه در هجای اول هم با «ای» کوتاه و هم با «ای» کشیده امکان‌پذیر است.

    بازیکن به خاطر برخورد غیرمجاز با بازیکن حریف روی زمین جریمه شد.
    شرکت به دلیل رعایت نکردن مقررات ایمنی برای کارکنانش جریمه شد.
    معلم، احمد را برای دیر تحویل دادن تکالیفش جریمه کرد.
    کریستین احساس میکند در محل کار به او بی‌عدالتی میشود، چون نظری داده که رئیسش از آن خوشش نیامده.
    اگر تا ۱۵ آوریل مالیاتتان را پرداخت نکنید، دولت شما را جریمه خواهد کرد.

     
    کلمه «جریمه» یک اسم است.

    در صورت پرداخت نکردن به‌موقع مالیات، باید جریمه بپردازید.
    جریمهٔ فردی که بیمه درمانی ندارد چقدر است؟
    تیم‌های فوتبال آمریکایی به خاطر رفتار ناشایست در زمین، جریمهٔ ۱۰ یاردی می‌گیرند.
    یک پنالتی در فوتبال ممکن است به صورت یک ضربهٔ آزاد اعلام شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه People به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه People به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه People به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “People” یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در زبان انگلیسی است. وقتی در مورد گروهی از مردان، زنان یا کودکان صحبت می‌کنید — به‌ویژه وقتی تعداد آن‌ها زیاد است — از این کلمه استفاده می‌شود. این کلمه همیشه به صورت جمع به کار می‌رود و شکل مفرد ندارد.

    افرادی که غذای سالم می‌خورند و مرتب ورزش می‌کنند، می‌توانند زندگی باکیفیتی داشته باشند.
    ساکنان این محله بسیار مهربان و خوب هستند.
    این ساختمان دولتی، مال مردم است. (منظور از “the people” همه افراد جامعه است.)
    آن نامزد سیاسی ادعا می‌کند که مردی مردمی است. (یعنی فردی که از مردم است و به خوبی آن‌ها را نمایندگی می‌کند.)
    به نظر می‌رسد بعضی افراد هرگز در زندگی پیشرفت نمی‌کنند.
    تاد با دیگران رابطه خوبی ندارد. او تقریباً یک گوشه‌نشین است. (منظور از “hermit” کسی است که خود را از دیگران دور می‌کند.)
    گروهی از افراد در حال هل دادن قایق به داخل آب هستند.

     
    شکل مالکیت این کلمه “people’s” است. دقت کنید که در این حالت، علامت آپاستروف قبل از حرف “s” قرار می‌گیرد.

    میلتون جانسون، انتخاب مردم برای فرمانداری ایالت ماست.
    کم‌اعتمادی مردم به نمایندگانشان، به دموکراسی آسیب می‌زند.
    نام رسمی چین، جمهوری خلق چین است.

     
    این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:

    تایرون آدم معاشرتی‌ای است. (یعنی به راحتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کند.)
    اصالت شما به کجا برمی‌گردد؟ (یعنی اجداد یا قومیت شما چیست؟)
    دوریس و باب از خانواده‌های خوب و اصیلی هستند.
    مردم نظر خود را گفتند. (این عبارت معمولاً پس از انتخابات به کار می‌رود.)
    مردم بریتانیا نظر خود را اعلام کردند. (بر اساس نتایج همه‌پرسی، اکثر مردم موافق خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بودند. مردم حرف خود را زدند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Perceive به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Perceive به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Perceive به فارسی با مثالهای کاربردی

    درک کردن چیزی یعنی از نگاه خودتان به آن فکر کنید. شما یک نظر یا ایده دارید که شاید درست باشد یا نباشد، اما این روشی است که شما آن چیز را می‌بینید یا در مورد یک شرایط فکر می‌کنید.

    هنرمندان، دنیای اطرافشان را جور دیگری نسبت به بقیه مردم می‌بینند.
    نگاه جوانان به دنیا، با نگاه افراد مسن‌تر فرق دارد.
    کسی که به سیاست علاقه دارد، انتخابات را طور دیگری می‌بیند تا کسی که اصلاً به سیاست اهمیتی نمی‌دهد.
    کارمندان یک شرکت، نگاهشان به مدیرانشان کاملاً با نگاه همان مدیران به آنها تفاوت دارد.
    شما شرایط خودتان را چطور می‌بینید؟
    شما به دنیا چطور نگاه می‌کنید؟
    حالا که استر در دهه هشتاد زندگی‌اش است و به خاطر سرطان در حال مرگ است، می‌فهمد که زندگی‌اش نزدیک به پایان است.
    رالف که یک جوان فارغ‌التحصیل دانشگاه است، فرصت‌های پیش روی زندگی‌اش را بی‌پایان می‌داند.

     
    کلمه **ادراک** یک اسم است.

    نادیا دوازده ساله است. ادراک او از دنیا به خاطر کمبود تجربه‌اش محدود است.
    دانیل به خاطر اینکه دانش‌آموز خیلی خوبی نیست، نگاه منفی به خودش دارد.
    ادراک پاملا از خودش در طول سال‌ها تغییر کرده، چون به یک نوازنده پیانوی accomplished تبدیل شده است.

     
    کلمه **فهیم** یک صفت است:

    تماشاگران فهیم متوجه شدند که بازیگر در حین اجرای نمایش رومئو و ژولیت، بعضی از دیالوگ‌هایش را اشتباه گفت.
    یک راننده فهیم یاد گرفته است که چطور هنگام رانندگی در هوای بد، شرایط خطرناک را از قبل پیش‌بینی کند.
    نظرات تو نشان می‌دهد که به عنوان یک دانش‌آموز چقدر فهیم هستی.
    این نگاه خیلی فهیمانه‌ای است

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Perfect به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Perfect به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Perfect به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “perfect” به این مفهوم است که یک چیز یا یک شرایط، واقعاً عالی و بی‌نقص است. از نظر معنی، خیلی شبیه به واژه “ideal” یا “ایده‌آل” است.
    این واژه معمولاً به صورت صفت به کار می‌رود:

    – او صدایی ایده‌آل برای گروه کر دارد.
    – اجرای او بی‌عیب و نقص بود.
    – او تلاش می‌کند که در همه چیز کامل باشد.
    – هیلدا در امتحانش نمره کامل گرفت. (یعنی حتی یک پاسخ هم غلط نداشت.)
    – امروز روز بسیار مناسبی برای پیک‌نیک است. هوا گرم است و هیچ ابری در آسمان دیده نمی‌شود.

     

    قید این کلمه “perfectly” است:

    – این پنیر با وجود کمی کپک، به‌طور کامل برای خوردن بی‌خطر است.
    – تونی در طول مسابقه، فوق‌العاده بازی کرد.
    – همه چیز به بهترین شکل ممکن پیش رفت.

     

    واژه “perfection” نیز به معنای “کمال” است و به عنوان اسم استفاده می‌شود:

    – هوای امروز واقعاً بی‌نقص است.
    – رسیدن به کمال کار دشواری است.
    – او فقط کمال و بهترین حالت را می‌پسندد.

     

    این کلمه می‌تواند به عنوان فعل هم به کار رود، اما در این حالت تأکید روی بخش دوم آن است: perfect

    – او با تمرین روزانه، تلفظ انگلیسی خود را بهبود بخشید.
    – او در تلاش است که اجرایش را بی‌نقص کند.
    – کامل کردن این کار غیرممکن به نظر می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Perk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Perk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Perk به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “perk” بسته به اینکه اسم باشد یا فعل، معانی مختلفی دارد.

    وقتی “perk” به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنای با انرژی کردن یا سرحال آوردن است. این کلمه معمولاً با “up” استفاده می‌شود.

    * یک فنجان قهوه صبحگاه تو را سرحال می‌آورد.
    * باب امروز کمی بی‌حال به نظر می‌رسد. چه کار کنیم تا حالش را بهتر کنیم؟
    * کمی آب، گیاه پژمرده روندا را دوباره شاداب کرد.
    * آب در قهوه‌ساز در حال جوشیدن است. (در این جمله، “perk” به فعالیت و صدای داخل قهوه‌ساز اشاره دارد.)

    اما وقتی “perk” به عنوان اسم به کار می‌رود، به یک امتیاز یا مزیت اضافی گفته می‌شود:

    * داشتن ماشین شرکت، یک امتیاز خوب است.
    * شرکت‌های بزرگ فناوری معروف هستند به دادن مزایای خوب به کارمندان، مثل ناهار رایگان و اتاق استراحت.
    * کارمندان به خاطر همه مزایایی که دریافت می‌کنند، در این شرکت می‌مانند.

    اگر حرف “y” را به انتهای “perk” اضافه کنید، صفت “perky” ساخته می‌شود که برای توصیف فردی باانرژی، سرزنده و فعال به کار می‌رود.

    * در لابی، یک مسئول پذیرش پرانرژی از ما استقبال کرد.
    * دستیار باانرژی آقای یونکرز، محوطه شرکت را به ما نشان داد.
    * بچه‌گربه‌ها حیوانات کوچک پرجنب‌وجوشی هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Person به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Person به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Person به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “شخص” اسمی است که برای اشاره به هر انسانی به کار می‌رود. معمولاً از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که نخواهیم جنسیت فرد را مشخص کنیم، چه مرد و چه زن. برای نمونه، امروزه به جای “فروشنده” ممکن است بگوییم “فروش-person” (salesperson) تا جنسیت را در نظر نگیریم.

    در ادامه چند نمونه از کاربرد کلمه “person” را می‌بینید:

    – یک نفر پشت در است.
    – دیدیم یک فرد غریبه داخل ساختمان رفت.
    – کسی که برای این شغل با او مصاحبه کردیم، صلاحیت‌های لازم را نداشت.
    – فردی که مسئول نگهداری از انبار بود، امروز صبح استعفا داد.
    – پلیس فردی را شناسایی کرده که در پرونده مورد توجه است. (person of interest = یک مظنون احتمالی)

     

    وقتی بخواهیم کلمه “person” را به صورت جمع به کار ببریم، به “persons” تبدیل می‌شود. با این حال، در بیشتر مواقع استفاده از کلمه “people” طبیعی‌تر و بهتر است:

    – چند نفر داخل ساختمان رفتند.
    – چند نفر کنار در ایستاده‌اند.
    – بعضی از فروشندگان، از کارمزد خود درآمد بسیار خوبی به دست می‌آورند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Personal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Personal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Personal به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد خدمات یا چیزهایی صحبت می‌کنیم که متعلق به یک فرد است یا از آن استفاده می‌کند، از کلمه «شخصی» استفاده می‌کنیم. همچنین برای اشاره به ویژگی‌های مربوط به خودمان هم این واژه را به کار می‌بریم.

    مثلاً:
    – نقاط قوت شخصی شما کدام‌اند؟
    – برای بهبود و رشد فردی خود چه اقداماتی انجام می‌دهید؟
    – رشد شخصی از طریق تجربه کردن موقعیت‌های گوناگون به دست می‌آید.
    – ماتیلدا پس از یک تصادف رانندگی، با یک وکیل متخصص در زمینه خسارت‌های شخصی تماس گرفت.
    – افراد، دیدگاه‌های شخصی خود را در ستون‌های روزنامه‌ها یا فضای اینترنت بیان می‌کنند.
    – وارن یک دستیار شخصی دارد که در انجام کارهای روزمره به او کمک می‌کند.
    – وارن یک آشپز مخصوص به خودش هم دارد. او بسیار ثروتمند است.

     

    علاوه بر این، وقتی درباره مسائل خصوصی یا علایق فردی صحبت می‌کنیم، باز هم از کلمه «شخصی» استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    – ویکتور با مسائل شخصی زیادی روبرو است.
    – این موضوع، یک مسئله شخصی است و ترجیح می‌دهم درباره آن صحبت نکنم.
    – این قضیه برای من کاملاً شخصی است و ربطی به مسائل مالی ندارد.

     

    کلمه «شخصاً» یک قید است و معمولاً در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد می‌خواهد نظر یا احساس خود را صریح بیان کند.

    مثلاً:
    – لطفاً این حرف را به خودتان نگیرید، اما به نظرم اشتباهی از شما سر زده است.
    – راجر امیدوار بود که دوستش از نقد او درباره تغییرات آب‌وهوایی نرنجد.
    – رجینا گفت که از اظهارات همسایه‌اش sincerely ناراحت شده است.
    – این رفتار، به طور شخصی برای من توهین‌آمیز است.

     

    واژه «شخصی‌سازی‌شده» یک صفت است و زمانی به کار می‌رود که چیزی به طور خاص برای یک فرد یا گروه خاص طراحی یا سفارش داده شده باشد.

    مثلاً:
    – تزئینات کریسمس که با نام افراد شخصی‌سازی می‌شوند، از هدایای پرطرفدار هستند.
    – بسیاری از هدایای نوزادان، با اسم کودک روی آن‌ها، به صورت اختصاصی درست می‌شوند.
    – تی‌شرت‌های شخصی‌سازی‌شده معمولاً برای تیم‌های ورزشی یا گروه‌های مختلف طراحی می‌شوند تا حس همبستگی و یکپارچگی ایجاد کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Pest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pest به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pest به فارسی با مثالهای کاربردی

    آفت، به حیوان یا حشره‌ای گفته می‌شود که برای انسان‌ها، گیاهان یا حیوانات دیگر دردسر ایجاد می‌کند. آفت می‌تواند جثه بزرگی داشته باشد یا بسیار کوچک باشد.

    پشه‌ها از جمله آفاتی هستند که انسان را نیش می‌زنند.
    بعضی از آفات، مثل کرم‌ها، گیاهان و محصولات کشاورزی را که انسان برای خوردن پرورش می‌دهد، می‌خورند. کشاورزان ممکن است برای نابودی آفات از آفت‌کش استفاده کنند.* (اما آفت‌کش‌ها برای انسان هم ضرر دارند!)
    مگس‌ها هم آفت محسوب می‌شوند. اگر نمی‌خواهید آن‌ها غذای شما را بخورند، می‌توانید با مگس‌کش آن‌ها را از بین ببرید.

     
    گاهی اوقات ما از واژه “آفت” برای توصیف یک انسان نیز استفاده می‌کنیم.

    اون پسر کوچولو داره آفت میشه.
    اون بچه خیلی آفتیه.
    ساندرا فکر می‌کند برادر کوچکش یک آفت است.
    دست از آفت بودن بردار.
    اگر من یک آفت هستم، فقط به من اطلاع دهید. من نمی‌خواهم شما را اذیت کنم.

     
    کلمه “pester” به صورت فعل به کار می‌رود.

    دست از اذیت کردن من بردارید.
    خبرنگاران این سیاستمدار را با سوالاتی آزار می‌دادند تا اینکه او سرانجام به آنها پاسخ داد.
    مانوئل همیشه معلم را درباره نمراتش آزار می‌دهد.

    * pesticide: یک ماده شیمیایی که برای از بین بردن آفات استفاده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Pet به فارسی با مثالهای کاربردی

    حیوان خانگی، حیوانی است که انسان‌ها آن را در خانه نگهداری می‌کنند تا همدم آن‌ها باشد یا به این دلیل که بودن در کنارش لذت‌بخش است. معمولاً از این حیوانات به عنوان منبع غذایی استفاده نمی‌شود.

    سگ و گربه از حیوانات خانگی پرطرفدار هستند.
    برای خرید یک حیوان خانگی، می‌توانید به فروشگاه مخصوص حیوانات مراجعه کنید.
    من در دوران کودکی یک همستر به عنوان حیوان خانگی داشتم.
    بهتر است از نگهداری حیوانات وحشی در خانه خودداری کنید.

     
    اما اگر از این کلمه به عنوان فعل استفاده شود، به معنای نوازش کردن و محبت کردن با حرکت دست است.

    کودکان علاقه زیادی به نوازش حیوانات دارند.
    آیا می‌توان یک مار یا مارمولک را نوازش کرد؟
    سگ‌ها دوست دارند که نوازش شوند. (این جمله به شکل مجهول ساخته شده است.)
    در بسیاری از باغ‌وحش‌ها، بخشی به نام “باغ‌وحش تماسی” وجود دارد که در آن بازدیدکنندگان می‌توانند حیوانات کوچک و آرام را نوازش کنند یا به آن‌ها غذا بدهند.

     
    علاوه بر این، کلمه “pet” در برخی اصطلاحات رایج انگلیسی نیز به کار می‌رود.

    همه دانش‌آموزان کلاس می‌گویند که آنجلیکا، دانش‌آموز مورد علاقه معلم است. (یعنی دانش‌آموزی که نسبت به بقیه توجه و محبت بیشتری از معلم دریافت می‌کند.)
    کوتاه کردن ناخن در جمع، یکی از رفتارهای آزاردهنده رایج است. (منظور از “pet peeve” رفتارهایی است که به شدت دیگران را می‌رنجاند.)
    پروژه ساخت قطار سریع‌السرعت در این ایالت، به اولویت شخصی فرماندار تبدیل شده است. (“pet project” به پروژه‌ای گفته می‌شود که نسبت به سایر کارها اهمیت بیشتری دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی» مراجعه کنید.