دسته: معنی کلمات انگلیسی به فارسی

  • معنی کلمه Panic به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Panic به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Panic به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی به شدت می‌ترسد، ممکن است دچار “وحشت” شود. حالت وحشت خوب نیست، چون ترس شدید باعث می‌شود فرد نتواند درست فکر کند و تصمیم‌های نامناسبی بگیرد. اگر گروه بزرگی از مردم ناگهان دچار وحشت شوند، ممکن است شرایط خطرناکی پیش بیاید.

    با شنیدن صدای آژیر، همه وحشت کردند. (توجه کنید که برای ساختن زمان گذشته، “k” و “ed” به کلمه اضافه شده است.)
    آتش‌سوزی در سالن باعث شد تماشاگران وحشت کنند. در نتیجه، چند نفر زیر دست و پا له شدند. (trample = له شدن زیر وزن دیگران)
    لطفا وحشت نکنید. ما راهی برای حل این مشکل پیدا خواهیم کرد.
    اگر وحشت کنید، فقط شرایط را بدتر می‌کنید.
    دانش‌آموزان وقتی فهمیدند یک تیرانداز در داخل مدرسه است، وحشت کردند.

    به عنوان اسم، کلمه “panic” این طور به کار می‌رود:

    وقتی آب به داخل قایق نفوذ کرد، احساس وحشت بین مسافران به وجود آمد.
    بعد از اینکه مردم فهمیدند کشورشان مورد حمله قرار گرفته، وحشت همه‌گیر شد.

    همچنین می‌توانید از کلمه panicky به معنای “وحشت‌زده” به عنوان صفت استفاده کنید:

    وقتی شیلا در یک اتاق شلوغ قرار می‌گیرد، کمی احساس وحشت می‌کند. او ترس از فضاهای بسته دارد.
    بچه‌ها قبل از رسیدن گردباد کمی وحشت‌زده شدند.
    سعی کنید وحشت‌زده نشوید. پلیس به زودی می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pant به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Pant به فارسی با مثالهای کاربردی

    نفس‌نفس زدن به تنفس سریع و کوتاهی گفته می‌شود که معمولاً بعد از ورزش یا فعالیت بدنی سنگین اتفاق می‌افتد. گاهی هم این حالت می‌تواند نشان‌دهنده یک مشکل سلامتی باشد.

    تونی به خاطر بالا رفتن از پنج ردیف پله، نفس‌نفس می‌زند.
    دایان هر بار که می‌دود، نفس‌نفس می‌زند.
    سگ به دلیل گرمایش نفس‌نفس می‌زند.
    مردی با صورت عرق‌کرده و در حال نفس‌نفس زدن به بیمارستان آمد. او نمی‌دانست مشکلش چیست.
    چرا نفس‌نفس می‌زنی؟

     
    کلمه “پانت” (Pant) به صورت مفرد نیز برای اشاره به “شلوار” (Pants) استفاده می‌شود. همچنین به عنوان صفت برای توصیف شلوار هم کاربرد دارد.

    پای چپ این شلوار سوراخ است.
    این شلوار مشکل دارد: یک لنگه آن از لنگه دیگر بلندتر است.
    سایز شلوارتان چند است؟
    بسیاری از زنان شاغل، هنگام کار کردن، کت و شلوار را به لباس‌های دیگر ترجیح می‌دهند. (کت و شلوار زنانه معمولاً شامل یک کت و یک شلوار است.)
    هیلاری کلینتون را اغلب با کت و شلوار می‌بینیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Paper به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Paper به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Paper به فارسی با مثالهای کاربردی

    کاغذ از چوب درختان تولید می‌شود.
    در این مثال‌ها، کلمه «paper» به عنوان اسم به کار رفته است:

    – آیا امروز روزنامه را خوانده‌ای؟ (paper = روزنامه)
    – کاغذمان تمام شده. باید برای پرینترمان کاغذ جدید بخریم.
    – بیشتر کتاب‌ها از جنس کاغذ هستند.
    – بازیافت کاغذ کار آسانی است.
    – یک قرارداد، یک برگهٔ مهم محسوب می‌شود.

     
    می‌توان از کاغذ برای کارهای مختلفی استفاده کرد:

    – در آشپزی و آماده‌سازی غذا از کاغذ روغنی استفاده می‌کنیم.
    – از دستمال توالت در سرویس بهداشتی استفاده می‌شود.
    – کاغذ دیواری برای تزیین خانه به کار می‌رود.
    – کودکان در پروژه‌های مدرسه از دستمال کاغذی استفاده می‌کنند.
    – کاغذ کادو برای بسته‌بندی هدیه کاربرد دارد.

     
    همچنین کلمه «paper» در مورد اسناد مهم، امور کاری، دولتی و درسی نیز زیاد شنیده می‌شود:

    – تمام سود آن‌ها روی کاغذ است. (سود یا زیان تا زمانی که چیزی فروخته نشود، واقعی محسوب نمی‌شود.)
    – مری چند سند را امضا کرد که طلاقش را نهایی کرد. (توجه کنید که در این جمله «paper» به صورت قابل شمارش استفاده شده است.)
    – سومیترا برای فردا یک تحقیق کلاسی باید تحویل دهد. (منظور از «paper» یک تکلیف معمولاً چند صفحه‌ای است.)
    – معلم ما یک مقاله تحقیقاتی ۱۰ صفحه‌ای به ما داده است.
    – چندین مقاله منتشر شده که کاهش گونه‌های جانوری در جهان را نشان می‌دهد.

     
    در این مثال‌ها «paper» به صورت صفت یا بخشی از یک اسم مرکب ظاهر شده است:

    – خولیو حجم زیادی کار اداری دارد که باید در شغلش انجام دهد.
    – کودکان دوست دارند در پروژه‌هایشان با کاغذ ماشه (خمیر کاغذ) کار کنند.
    – آن‌ها همچنین دوست دارند هواپیمای کاغذی درست کنند.
    – پسر روزنامه‌فروش، روزنامه‌ها را با دوچرخه پخش می‌کند.
    – من در دفترم یک دستگاه خردکن کاغذ دارم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Parent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Parent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Parent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پدر و مادر» (Parent) به معنای مادر یا پدر است. وقتی به صورت جمع می‌آید، منظور هر دوی آن‌ها، یعنی والدین است.

    او پدر یک نوزاد دختر است.
    پدر و مادر دانش‌آموزان برای دیدار با معلمان به مدرسه آمدند.
    جیل، یک مادر مجرد است که دو فرزند دارد. او از همسرش جدا شده است.
    بعد از حادثه سرویس مدرسه، بلافاصله به خانواده‌ها خبر داده شد و به آن‌ها اطمینان دادند که بچه‌هایشان سالم هستند.
    نیک باید مهارت‌هایش در تربیت فرزند را تقویت کند. او در مدیریت رفتار بچه‌هایش موفق نیست.
    خانواده‌هایی که فرزندان زیادی دارند، هزینه‌های بیشتری هم متقبل می‌شوند.
    پدر و مادر این پسر بچه کجا هستند؟ او تنها است و همینطور اطراف را می‌گردد.
    آیا دوست دارید در آینده صاحب فرزند شوید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Park به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Park به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Park به فارسی با مثالهای کاربردی

    پارک به جایی گفته می‌شود که طبیعت در آن نگهداری می‌شود یا مردم برای تفریح و گذراندن وقت به آنجا می‌روند.

    ما به پارک رفتیم و در آنجا پیک‌نیک برگزار کردیم.
    پارک‌های ایالتی در ویسکانسین محل بسیار مناسبی برای کمپینگ هستند.
    پارک‌های ملی در آمریکا از مهم‌ترین سرمایه‌های این کشور به شمار می‌روند.
    پارک شکار، منطقه‌ای است که در آن شکارچیان اجازه دارند حیوانات را شکار کنند.
    بچه‌ها عاشق پارک محل ما هستند چون تاب و سرسره‌های جدید دارد.
    تماشای مسابقه بیسبال در استادیوم مخصوص آن، بسیار سرگرم‌کننده است.

    وقتی کلمه “پارک” به عنوان فعل به کار می‌رود، به معنی گذاشتن ماشین یا وسیله نقلیه در جایی است که برای مدتی در آنجا بماند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    park

    پارک کردن

    parked

    پارک کرد

    parked

    پارک کرده

    ماشین را داخل گاراژ پارک کن.
    ما ماشینمان را کنار خیابان، نزدیک یک پارکومتر، متوقف کردیم.
    طبق مقررات شهرداری، پارک کردن در این سمت از خیابان مجاز نیست. (در این جمله، کلمه «پارک کردن» به صورت مصدر به کار رفته است.)
    تعدادی خودرو در محل‌های ممنوعه پارک شده بودند و در نهایت با یدککش برداشته شدند.

    کاربردهای دیگر کلمه «پارک» به این صورت است:
    جان تصمیم گرفت پول نقدش را در یک حساب بانکی پارک کند. (یعنی پول یا دارایی را در جایی امن و مطمئن برای استفاده در آینده قرار دهد.)
    حتماً قبل از خاموش کردن ماشین، اهرم دنده را روی حالت پارک قرار بده. (پارک در اینجا به معنای وضعیت ثابت و بدون حرکت خودرو است.)
    اسکار و لوئیز خودشان را پشت یک میز کنار بوفه محکم کردند و ساعتها همانجا نشستند. (یعنی در یک محل ثابت و برای مدت طولانی ماندند.)
    راجر با ارائهٔ خود، همه را شگفت‌زده کرد. (این عبارت از بیسبال گرفته شده است و به معنای انجام کاری به‌صورت فوق‌العاده و موفقیت‌آمیز است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Part به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Part به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Part به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «قسمت» به یک بخش یا ناحیه از یک چیز بزرگ‌تر اشاره دارد.

    **به عنوان اسم:**
    کدام بخش فیلم را بیشتر دوست داشتید، قسمت اول یا قسمت پایانی؟
    شما در کدام ناحیه از کشور زندگی می‌کنید؟
    آیا در بخش جنوبی ساکن هستید یا بخش شمالی؟
    بخش عمده‌ای از آزمون بر روی زبان انگلیسی تمرکز دارد.
    این قسمت، بخش آسان ماجراست.
    قسمت آخر دشوار است.
    امروز در یک بخش از ایالت ما برف سنگینی خواهد بارید، در حالی که بخش دیگر هوایی خشک دارد.
    در جلسه‌مان، بخشی از وقت را به بحث درباره توسعه کسب‌وکارمان اختصاص دادیم.
    جونا در بخش‌های مختلفی از شرکت کار کرده است.
    وقتی دوستم «شیلا» در لاتری برنده شد، بخشی از پول را به امور خیریه بخشید.
    وقتی افراد حقوق دریافت می‌کنند، بخشی از درآمدشان صرف پرداخت مالیات می‌شود.
    یک بخش از خودروی خانه‌گرد ما به محلی برای خواب تبدیل می‌شود.

     
    این کلمه همچنین برای اشاره به نقش، مشارکت یا مسئولیت یک فرد به کار می‌رود:

    شما نقش مهمی در زندگی یک فرد جوان دارید. (یعنی مسئولیت مهمی بر عهده دارید)
    ادگار چه نقشی در به پایان رساندن کار داشت؟
    ساندرا از انجام سهم خود در تمیز کردن آپارتمان سر باز می‌زند.
    او واقعاً باید وظیفه خود را انجام دهد.
    تونی نمی‌خواهد در هیچ نوع خشونتی شرکت کند. (یعنی در آن مشارکت نکند)
    کوین در یک نمایش نقش گرفت. (یعنی به عنوان بازیگر در آن ایفای نقش کرد)
    او باید نقش خود را تمرین کند و آن را از بر شود.

     
    وقتی «قسمت» به عنوان فعل به کار می‌رود، معنای «جدا کردن» یا «ترک کردن» می‌دهد:

    جوزف و ماریا وقتی فهمیدند چیز مشترک چندانی ندارند، راهشان را از هم جدا کردند.
    سخت است از چیزهایی که تو را به یاد دوران کودکی می‌اندازند جدا شوی. (یعنی آن‌ها را رها کنی)
    جری موهایش را با شانه از وسط باز می‌کند. (یعنی خطی مشخص در موهایش ایجاد می‌کند)
    موسی دریای سرخ را شکافت. (خروج ۱۴:۲۱)

     
    کلمه «تا حدی» یک قید است:

    امروز هوا نیمه‌ابری است. (یعنی کمی ابر دارد)
    فردا هوا نیمه‌آفتابی خواهد بود. (یعنی کمی آفتاب می‌تابد، اما بیشتر روز ابری است)
    ماری تا حدی از همسرش ناراضی است، چون کاری را که قول داده بود برایش انجام دهد، انجام نداده است.
    تمام این بی‌نظمی تا حدی تقصیر من است.
    دیگران نیز تا حدی مقصر هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Partner به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Partner به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Partner به فارسی با مثالهای کاربردی

    شریک به فرد یا گروهی گفته می‌شود که با دیگری همکاری و کمک می‌کند. معمولاً این رابطه بر پایهٔ برابری است. ما شریک‌ها را در کسب‌وکار، دولت، سازمان‌ها، آموزش و حتی زندگی مشترک می‌بینیم.

    آلیس و تام در یک کسب‌وکار که مالک آن هستند و با هم آن را اداره می‌کنند، شریک یکدیگرند.
    بیل و استیو در یک شرکت حقوقی با هم شریک هستند.
    دولت فدرال و دولت ایالتی در ارائهٔ آموزش به مهاجران تازه‌وارد، با مدرسهٔ ما همکاری می‌کنند.
    یک کارخانهٔ تولیدی محلی، با یک گروه محیط‌زیستی که قصد دارد زباله را به سوخت خودرو تبدیل کند، شریک شده است.
    پیدا کردن شرکای مناسب برای همکاری می‌تواند برای کسب‌وکارها بسیار مفید باشد.
    ماریا و خوزه در زندگی مشترک با هم شریک هستند. آن‌ها در رسیدن به اهداف شخصی و خانوادگی‌شان از یکدیگر حمایت می‌کنند.
    به جای استفاده از واژه‌های همسر یا شوهر، ماریا و خوزه یکدیگر را شریک خطاب می‌کنند.
    معلم از دانش‌آموزان خواست تا با شریک خود روی یک پروژهٔ علمی کار کنند.
    دانش‌آموزان وقتی با یک شریک کار می‌کنند، یاد می‌گیرند چگونه با دیگران همکاری داشته باشند.

     
    در مورد روابط در سازمان‌های تجاری و غیرانتفاعی، گاهی کلمهٔ «شریک» به صورت فعل نیز به کار می‌رود:

    چندین شهر در ایالت مینه‌سوتا در یک پروژهٔ ساختمانی بزرگ با دولت فدرال همکاری می‌کنند.
    یک شرکت بیمهٔ سلامت و یک مرکز ورزشی محل، برای فراهم کردن فرصت‌های بیشتر برای فعالیت بدنی کارمندان در محیط کار، با هم شریک شده‌اند.
    مدرسهٔ ما با یک شرکت حسابداری محلی که به نیروی پشتیبانی اداری نیاز داشت، شراکت کرد. نتیجه این شد که چهار نفر از دانش‌آموزان ما در آن شرکت استخدام شدند.
    همکاری با شرکت‌های دیگر همیشه موفقیت‌آمیز نیست، به‌ویژه وقتی یکی از شرکت‌ها فقط به موفقیت خودش فکر می‌کند و نه موفقیت شرکت دیگر. (در این جمله، کلمهٔ «همکاری» به صورت مصدر به کار رفته است.)

     
    در انگلیسی روزمرهٔ آمریکایی، گاهی از کلمهٔ partner برای سلام و احوال‌پرسی استفاده می‌شود (این کاربرد در مناطق جنوبی آمریکا رایج‌تر از شمال است).

    درود شریک!
    چطوری شریک؟
    هی شریک!

     
    کلمهٔ partnership به معنای «شراکت» یک اسم است و شباهت زیادی به کلمهٔ «رابطه» دارد. شراکت به معنی توافق برای کار کردن با فرد یا گروه دیگری است:

    دو شرکت فناوری یک شراکت تشکیل داده‌اند.
    آن‌ها امیدوارند این شراکت به نوآوری بیشتر و بازدهی بالاتر منجر شود.
    یک شرکت باتری‌سازی با یک شرکت خودروسازی برای تولید خودروهای برقی که با انرژی خورشیدی کار می‌کنند، وارد یک مشارکت شده است.
    آن‌ها باور دارند که این همکاری به توسعهٔ فناوری‌های جدید برای خودروهای برقی خواهد انجامید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Pass به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Pass به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Pass به فارسی با مثالهای کاربردی

    گاهی اوقات از واژه «پاس» استفاده می‌شود که به معنای انتقال چیزی از شخصی به شخص دیگر است:

    خورخه توپ را به هم‌تیمی‌اش پاس داد. (این واژه معمولاً در ورزش‌هایی مانند بسکتبال، فوتبال و فوتبال آمریکا به کار می‌رود.)
    اعضای خانواده در حین خوردن شام، غذا را بین خودشان دور میز می‌چرخاندند.
    دولت اطلاعات بسیار مهمی را در اختیار شرکت ما قرار داد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    pass

    گذشتن

    passed

    گذشت

    passed

    گذشته

    همچنین می‌توانید از کلمه “pass” برای موقعیت‌هایی استفاده کنید که از کنار چیزی یا کسی رد می‌شوید.

    مثلاً:
    ماشینی در بزرگراه از کنار ما رد شد و سرعتش بیش از ۸۵ مایل در ساعت بود.
    اگر از جلوی سوپرمارکت رد شدید، لطفاً یک شیر بخرید.
    یک عقاب از بالای سرمان گذشت.

    وقتی دانش‌آموزی حداقل نمره لازم برای قبولی را بگیرد، می‌گوییم “pass” کرده است. البته قبول شدن در یک کلاس همیشه به معنای موفقیت کامل نیست.
    مثلاً:
    هنری امسال با نمرات کم همه درس‌هایش را پاس کرد.
    ناتالی در درس ریاضی قبول نشد و باید سال آینده دوباره آن را بردارد.
    کسانی که در آزمون وکالت قبول شوند، می‌توانند وکیل بشوند.

    کلمه “pass” گاهی برای اشاره به پایان زندگی هم به کار می‌رود:
    الیزابت تیلور چند سال پیش درگذشت.
    آیا وصیت‌نامه‌ای دارید که مشخص کند پس از فوت شما، دارایی‌تان به چه کسی می‌رسد؟
    پس از من، این وب‌سایت یادگاری از من خواهد بود.

    وقتی چیزی – مثل یک شیء یا یک فکر – از نسلی به نسل دیگر منتقل شود، از این کلمه استفاده می‌کنیم:
    در خانواده‌مان چند دستور پخت غذا داریم که نسل به نسل به ما رسیده است.
    آنجلا چند گردنبند طلای ارزشمندش را به نوه‌اش داد.

    در نهایت، اگر کسی سعی کند توجه عاشقانه‌اش را به دیگری نشان دهد، ممکن است از “pass” به شکل اسم استفاده کند:
    مثلاً:
    او سعی کرد با آن زن ارتباط برقرار کند، اما زن پیشنهادش را نپذیرفت.
    دختری سعی کرد با باب ارتباط بگیرد، اما او متوجه قضیه نشد.
    اگر مدیر به یکی از کارمندانش پیشنهاد نامناسب بدهد، ممکن است مشکل قانونی پیش بیاید.

    * نکته: بین “pass” و “past” در املای انگلیسی تفاوت وجود دارد. “past” معمولاً به عنوان حرف اضافه به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Passage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Passage به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Passage به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “passage” برای اشاره به مسیر یا راهی برای عبور و گذر به کار می‌رود.

    عبور از برخی مناطق افغانستان می‌تواند بسیار خطرناک باشد.
    کارگران یک راهروی سرپوشیده بین دو ساختمانی که در حال ساخت بودند، درست کردند.
    به گیلدا توصیه شد که در سفرش به قاهره، از رفتن به کوچه‌های تنگ و باریک پرهیز کند. (معمولاً به جای “passage” از کلمه “passageway” هم استفاده می‌شود.)
    کانال پاناما برای ایجاد یک مسیر آسان برای کشتی‌ها در آمریکای مرکزی ساخته شد.
    پرواز صدراعظم مرکل بر فراز ایران با تأخیر مواجه شد.
    “گذری به هند” نام یک رمان مشهور نوشته ئی. ام. فورستر است.

    همچنین، کلمه “passage” می‌تواند به یک بخش از یک نوشته، مثل قسمتی از یک کتاب، مقاله یا متن مذهبی اشاره کند.

    معلم بخشی از یک رمان را در کلاس برای همه بلند خواند.
    از دانش‌آموزان خواسته شد که آن بخش از متن را در گروه‌های درسی خود با هم بررسی کنند.
    احمد و ساموئل در وقت ناهار در مورد بخشی از قرآن گفتگو کردند.
    من چند روز پیش یک قطعه خواندنی جالب در مورد دوستی در انجیل پیدا کردم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Passion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Passion به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Passion به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که به چیزی یا کسی “اشتیاق” دارد، در واقع باانگیزه، الهام‌گرفته، علاقه‌مند و هیجان‌زده است. گاهی می‌توانید به جای واژه “عشق” از “اشتیاق” استفاده کنید.

    احمد به هنر علاقه دارد. او عاشق هنر است.
    علاقه هیلدا به موسیقی، باعث شد پیانو زدن را یاد بگیرد.
    آری به آشپزی بسیار علاقه‌مند است.
    سفر کردن، عشق و علاقه بئاتریس است.
    اگر به یک شغل خاص علاقه دارید، در دانشگاه در همان زمینه درس بخوانید و سعی کنید در آن حوزه کار پیدا کنید.
    ونسا و تام علاقه شدیدی به یکدیگر دارند.
    یلن عشق و علاقه‌ی رمانتیک زیادی در دل دارد، اما هنوز کسی را پیدا نکرده که با او سهیم شود.

     
    واژه “پرشور” یک صفت است:

    وقتی ایان از باغبانی حرف می‌زند، بسیار پرشور و هیجان‌زده می‌شود.
    کارل با سخت‌کوشی در کلاس درس، عشق و علاقه عمیق خود را به تدریس نشان می‌دهد.
    سیندی قبل از جدا شدن از دوست‌پسرش در فرودگاه، او را با احساس بسیار بوسید.
    کانر نامه‌ای پراحساس برای دوست‌دخترش نوشت و از او خواهش کرد رابطه‌شان را تمام نکند.

     
    واژه “پرشور” به صورت قید نیز به کار می‌رود:

    وکیل با تمام وجود از موکل خود دفاع کرد.
    طرفداران با احساس زیاد در مورد تأثیر موسیقی این گروه بر زندگی خود صحبت می‌کنند.
    گلندا پس از بازگشت همسرش از یک سفر چهارهفته‌ای، او را با شور و علاقه بوسید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.