دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Dead به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dead به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dead به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر موجود زنده‌ای که زندگی را متوقف کند، “مرده” نامیده می‌شود. در مقابل “مرده”، کلمه “زنده” قرار دارد.

    آن مرد دیگر زنده نیست. او مرده است.
    یک کلاغ مرده در حیاط جلوی خانه‌ام است.
    قبرستان پر از افرادی است که مرده‌اند.
    باید به مردگان احترام گذاشت. (در این جمله، “مرده” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    پلیس یک جسد در داخل آپارتمان پیدا کرد. آن شخص چند روز بود که مرده بود.

     
    این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود. مثلاً وقتی کسی بسیار خسته است، یا وقتی وسیله‌ای کار نمی‌کند، می‌توان از این واژه استفاده کرد.

    ماشینم مرده است. (دیگر کار نمی‌کند.)
    باتری تلفنم تمام شده.
    ترافیک کاملاً از حرکت ایستاد.
    من خستهِ مرده‌ام.
    اگر این کار را به موقع تمام نکنیم، به دردسر بزرگی افتاده‌ایم.
    اوه اوه، کارت تمام است. (یعنی در وضعیت بدی قرار داری.)

     
    واژه “کشنده” معمولاً به عنوان قید استفاده می‌شود، اما گاهی نقش صفت نیز دارد. وقتی چیزی کشنده باشد، می‌تواند باعث مرگ شود.

    آن زن جوان یک سم کشنده نوشید.
    او درباره کارش بسیار جدی است.
    دو دختر نوجوان در آخر هفته در یک سانحه رانندگی مرگبار گرفتار شدند.

     
    علاوه بر این‌ها، کلمه “dead” در ترکیب‌های دیگری نیز استفاده می‌شود:

    “ضرب‌الاجل” به زمان مشخصی گفته می‌شود که یک کار باید حتماً تا آن موقع تمام شود. نمی‌توان از ضرب‌الاجل عبور کرد.
    “بن‌بست” به انتهای یک مسیر گفته می‌شود. در این حالت، یا به خاطر یک مانع نمی‌توان ادامه داد، یا راه دیگری وجود ندارد.
    “بن‌بست” همچنین به موقعیتی گفته می‌شود که فرد نمی‌تواند پیشرفت کند یا وضعیت را بهبود بخشد. وقتی به بن‌بست می‌رسی، باید راه جدیدی را در پیش بگیری.
    مأموران قانون گاهی می‌گویند که می‌خواهند یک فرد خطرناک را به هر شکل ممکن، چه زنده و چه مرده، دستگیر کنند.
    حیوانات شب‌زی در دل شب و هنگامی که هوا کاملاً تاریک و ساکت است، بیرون می‌آیند. (دل شب یعنی نیمه‌شب، وقتی که همه چیز تاریک و آرام است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deaf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deaf به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deaf به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی ناشنوا باشد، به این معنی است که توانایی شنیدن ندارد و این یک ویژگی جسمی است.

    من شخصی را می‌شناسم که از زمان تولد ناشنواست.
    بعضی از افراد با افزایش سن، شنوایی خود را از دست می‌دهند.
    گاهی اوقات، استفاده از سمعک می‌تواند به کسانی که کم‌شنوا یا ناشنوا هستند کمک کند.
    همچنین ممکن است فردی به دلیل شغلی که برای سال‌ها در معرض صداهای بسیار بلند قرار داشته، ناشنوا شود.
    افراد ناشنوا می‌توانند برای صحبت کردن و ارتباط برقرار کردن از زبان اشاره استفاده کنند.

    گاهی از کلمه “ناشنوا” به صورت اغراق‌آمیز استفاده می‌شود، مثلاً وقتی صدا خیلی بلند است.

    صدای کنسرت آنقدر بلند بود که گوش‌ها را کر کرد.
    حاضران از شدت صدای موسیقی، شنوایی خود را از دست دادند. (در این جمله، “کر شده” یک فعل است.)
    صدای موسیقی را کم کن! گوشت کر می‌شود!
    لازم نیست بلند حرف بزنی، من ناشنوا نیستم.

    عبارت “در گوش ناشنوا افتادن” به این معناست که حرف‌ها یا توصیه‌ها توسط کسی جدی گرفته نمی‌شود و نادیده می‌ماند.

    وقتی در مورد خطرات تغییرات آب‌وهوایی صحبت می‌شود، اطلاعات علمی و آماری برای کسانی که باور ندارند انسان می‌تواند بر آب‌وهوا تأثیر بگذارد، نادیده گرفته می‌شود.
    پزشک به الروی هشدار داد که مراقب وزنش باشد، اما او به این توصیه‌ها توجهی نکرد.
    معلم به دانش‌آموزانش درباره اهمیت درس خواندن توضیح داد، اما حرف‌هایش مورد توجه قرار نگرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deal به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Deal به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه «دیل» (deal) به صورت اسم به کار می‌رود، معمولاً به معنای یک توافق یا قرارداد است:

    جو با همسایه‌اش توافق کرد که یک نرده در مرز بین ملکشان بسازند و از آن با هم استفاده کنند.
    دولت آمریکا یک توافقنامه برای پایان دادن به جنگ عراق تنظیم کرد.
    ما روی یک خانه به توافق رسیدیم. (یعنی قرارداد خرید آن را امضا کردیم.)
    مدیران تیم برای خرید چند بازیکن جدید با هم توافق کرده بودند، اما در نهایت قراردادشان لغو شد. (یعنی معامله انجام نشد.)

    همچنین می‌توانید از «دیل» به عنوان اسم استفاده کنید، وقتی چیزی با قیمت مناسب یا تخفیف خوبی فروخته می‌شود:

    یک ماشین با قیمت خیلی خوبی خریدیم.
    الان می‌توانید تلویزیون‌های بزرگ‌ابعاد را با قیمت‌های بسیار مناسب پیدا کنید.
    این رستوران پیشنهاد دو پرس غذا به قیمت یک پرس را دارد. این واقعاً معامله خوبی است.

    اما اگر کلمه «دیل» به عنوان فعل استفاده شود، معانی مختلفی پیدا می‌کند:

    ساده گذشته فعل ماضی
    deal

    معامله کردن

    dealt

    معامله شد

    dealt

    معامله شده

    در بازی پوکر، به هر بازیکن پنج ورق داده می‌شود. (deal یعنی تقسیم کردن کارت‌ها)

    فکر می‌کنند عقلش کامل نیست. (اگرچه کلمات “deal” و “deck” به بازی ورق مربوط می‌شوند، اما معنای این اصطلاح اشاره به کسی دارد که تا حدی دیوانه است.)

    او نتوانسته است با مرگ همسرش به خوبی کنار بیاید. (deal with یعنی سازگار شدن و مدیریت احساسات)

    یاسمین هر روز باید با مشتریان زیادی سر و کار داشته باشد. (deal with یعنی همکاری کردن و کمک رساندن)

    خوب، مرا هم شریک کن. (این اصطلاح وقتی به کار می‌رود که کسی بخواهد در کاری مشارکت داشته باشد.)

    هوای گرم، ضربه‌ی سختی به برنامه‌های کشاورز وارد کرد. (deal یعنی ایجاد کردن یک موقعیت)

    تاد در حال فروش مواد مخدر دستگیر شد. (deal یعنی فروش مواد مخدر غیرقانونی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dear به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dear به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dear به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در مورد کسی صحبت می‌کنید که به شما نزدیک است، می‌توانید از کلمه “عزیز” استفاده کنید.

    همسر عزیزم در آشپپزخانه مشغول درست کردن شام است.
    او دوست بسیار عزیز من است.
    او از گرامی‌ترین دوستانم بود.
    هیچ چیز در دنیا برای من از این عزیزتر نیست.
    این سازمان برای من بسیار ارزشمند و دوست‌داشتنی است.

     
    در موقعیت‌های رسمی و غیررسمی، وقتی مستقیماً خطاب به کسی صحبت می‌کنیم، از “عزیز” استفاده می‌شود.

    آقای اسمیت عزیز: این نامه را در پاسخ به نگرانی‌های شما می‌نویسم. (این یک شروع معمول برای یک نامه رسمی است.)
    مادربزرگ عزیز، چطوری؟ امیدوارم حالت خوب باشد. (این شروع یک نامه به یکی از اعضای خانواده است.)
    حتماً عزیزم، این آخر هفته در کارهای خانه کمکت می‌کنم.
    ممنون که اینقدر دوست‌داشتنی و عزیز هستی! (استفاده از کلمه “عزیز” به عنوان اسم، در گفتار بانوان رایج‌تر است و اگر مردی اینطور صحبت کند، ممکن است حالتی زنانه به نظر برسد.)

     
    کلمه “dearly” که به صورت “عزیزان” یا “عزیز از دست رفته” ترجمه می‌شود، معمولاً در موقعیت‌های رسمی و احساسی مانند مراسم عروسی یا خاکسپاری به کار می‌رود:

    عزیزان عزیز، ما امروز در اینجا گرد هم آمده‌ایم تا در پیوند ازدواج دو نفر که…
    مادر عزیز از دست رفته‌مان، کسی بود که خانواده ما را یکپارچه نگه می‌داشت.

     
    نکته نهایی: کلمه “عزیز” یک عبارت محبت‌آمیز است که برای بیان علاقه و توجه به دیگران استفاده می‌شود. در بسیاری از موقعیت‌ها، معنایی مشابه کلماتی مانند “عزیزم”، “جانم” یا “گلم” دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Death به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Death به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Death به فارسی با مثالهای کاربردی

    پایان زندگی، با مرگ فرا می‌رسد. وقتی موجودی از حرکت و زندگی بازمی‌ایستد، می‌میرد.

    همه انسان‌ها مرگ را تجربه خواهند کرد.
    بسیاری از افراد از مرگ می‌ترسند.
    آیا زندگی پس از مرگ حقیقت دارد؟
    یولاندا در حال کنار آمدن با فقدان مادرش است.
    برای هیچ پدر یا مادری، تحمل مرگ فرزند آسان نیست.
    افراد در سوگ از دست دادن عزیزانشان، اندوه عمیقی را احساس می‌کنند.
    درگذشت خواهرم کاملاً غیرمنتظره بود.
    نبودن پسر سه‌ساله‌اش، سوفیا را به شدت ترساند. (این یک اصطلاح رایج است و به معنی ترس بسیار زیاد است.)
    او وحشت‌زده شده بود.
    مرگ، از موضوعات پرطرفدار در فیلم‌ها، کتاب‌ها و اشعار است.
    مرگ بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی است.
    هیچ چیزی نمی‌تواند از چنگال مرگ بگریزد.

     
    واژه‌ای که برای توصیف حالت مردن به کار می‌رود، “مرده” است.
    کلمه “death” با صدای “ث” بی‌صدا پایان می‌یابد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Debt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Debt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Debt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “debt” به معنای بدهی است و به پولی گفته می‌شود که فردی از دیگری قرض می‌گیرد و باید در آینده آن را پس بدهد. نکته جالب در مورد این کلمه این است که حرف “b” در آن نوشته می‌شود اما هنگام تلفظ، خوانده نمی‌شود. در ادامه چند مثال از نحوه استفاده از این کلمه را می‌بینید:

    راجر مقدار زیادی بدهی دارد.
    در حال حاضر چاندرا و تیم بدهی بسیار کمی دارند. (آنها معمولاً از کارت‌های اعتباری استفاده نمی‌کنند و بیشتر خریدهایشان را با پول نقد انجام می‌دهند.)
    بعضی از افراد نگران هستند که بدهی زیادی روی دوششان بیفتد.
    در آمریکا، وام مسکن یکی از رایج‌ترین انواع بدهی به شمار می‌رود.
    کنترل کردن اعتبار و بدهی‌ها، بخش مهمی از مدیریت یک کسب‌وکار کوچک است.
    بدهی ملی آمریکا به چندین تریلیون دلار می‌رسد.
    ما به آتش‌نشانانی که خانه ما را از سوختن نجات دادند، بدهی سپاس‌گزاری داریم. (عبارت “بدهی سپاس‌گزاری” زمانی به کار می‌رود که کسی کاری برایتان کرده باشد و شما بخواهید قدردانی خود را نشان دهید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decade به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decade به فارسی با مثالهای کاربردی

    دهه به یک دوره ده‌ساله گفته می‌شود. این کلمه وقتی درباره زندگی افراد یا رویدادهای تاریخی صحبت می‌کنیم، بسیار کاربردی است.

    من در دهه ۱۹۶۰ به دنیا آمدم. یعنی پنج دهه قبل.
    پاتریشیا در دهه ۱۹۷۰ به دبستان و دبیرستان رفت. این مربوط به چهار دهه گذشته است.
    دهه ۱۹۸۰، دهه‌ای شاد و مفرح بود.
    از سال ۲۰۰۱، یک دهه جنگ و ناآرامی در نقاط مختلف جهان شروع شد.
    بیش از دو دهه است که تیگیست به کشورش، اتیوپی، سفر نکرده است.
    حداقل یک دهه دیگر یا حتی بیشتر زمان لازم است تا انسان بتواند به مریخ سفر کند.
    دهه‌ای که اکنون در آن زندگی می‌کنیم، دهه ۲۰۱۰ است.
    دهه بعدی، دهه ۲۰۲۰ خواهد بود.
    هر ده دهه برابر با یک قرن است. (یک قرن معادل ۱۰۰ سال است.)

     
    عدد رومی برای ۱۰، حرف X است. گاهی اوقات سال‌ها را با اعداد رومی می‌نویسند که شبیه حروف الفبا هستند. مثلاً سال ۲۰۱۶ به صورت MMXVI نوشته می‌شود.
    حرف M نشان‌دهنده ۱۰۰۰ سال است. X برابر با ده سال است. V نشان‌دهنده پنج سال است. I هم نماد یک سال است. اگر همه این‌ها را کنار هم بگذارید، عدد ۲۰۱۶ به دست می‌آید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decay به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decay به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decay به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی دچار «پوسیدگی» میشود، یعنی از حالت خوب به وضعیت بد میرود. برای جلوگیری از این اتفاق یا نجات آن چیز، باید اقدام کنیم، وگرنه مجبوریم آن را دور بیندازیم. این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار میرود.

    ساختمان‌های قدیمی اگر مرمت نشوند، به تدریج خراب و فرسوده میشوند. (فعل)
    پیشگیری از فرسودگی ساختمان‌های قدیمی، از نظر اقتصادی به صرفه است. (اسم)
    بعضی از محله‌های شهرهای آمریکا به خاطر بی‌توجهی، رو به نابودی رفته‌اند. (این فعل در زمان حال کامل است.)
    محله‌هایی که در حال فرسوده شدن هستند و کسی به فکرشان نیست، برای ساکنانشان دردسرساز میشوند. (در اینجا «در حال فرسوده شدن» نقش صفت دارد.)
    فرسودگی شهری باعث افزایش آمار جرم و جنایت میشود.
    پوسیدگی دندان به ایجاد سوراخ و حفره در آن منجر میشود.
    دندان‌هایی که خیلی پوسیده باشند، شاید لازم باشد کشیده شوند.
    برای اینکه دندان‌هایتان پوسیده نشوند، باید هر روز مسواک بزنید و از نخ دندان استفاده کنید.
    اگر چوب همیشه در معرض آب باشد، ممکن است کمکم پوسیده و فاسد شود.
    برای محافظت از چوب در برابر پوسیدگی، باید آن را خشک نگه داشت و با مواد مخصوصی پوشش داد.
    بعضی قسمت‌های خانه من شروع به خراب شدن کرده و باید تعویض شوند.
    بعضی افراد معتقدند دموکراسی در آمریکا رو به زوال است.
    دموکراسی‌ها وقتی رو به نابودی میروند که مردم به رهبرانشان اجازه میدهند آشکارا دروغ بگویند، تقلب کنند و دزدی کنند.
    آموزش و آگاهی عمومی میتواند مانع از زوال دموکراسی شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Decent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “decent” معنایی نزدیک به “خوب” یا “قابل قبول” دارد. از این کلمه برای توصیف رفتار افراد، کیفیت وسایل و همچنین چیزهایی که ارزش یا قیمت مناسبی دارند استفاده می‌شود.

    **مثال‌ها:**
    – به نظر می‌رسد او جوان خوب و قابل احترامی است.
    – آن خانه قدیمی هنوز هم وضعیت قابل قبولی دارد.
    – ما به چند تا وسیله و مبلمان خوب نیاز داریم.
    – او از یک خانواده محترم می‌آید.
    – ایستادن و کمک کردن به آن زن که لاستیک ماشینش پنچر شده، کار درست و پسندیده‌ای بود.
    – مردم ایالت آیووا به این معروف هستند که راستگو، مهربان، خوش‌رفتار و پرکار هستند.
    – بسیاری از مهاجران برای پیدا کردن شغلی با درآمد خوب به آمریکا می‌روند.
    – کار کردن به عنوان یک برقکار می‌تواند زندگی خوبی برایتان فراهم کند.
    – سوفیا از شغلش درآمد مناسبی به دست می‌آورد.
    – به جای خرید یک ماشین نو، برای خودت یک ماشین دست‌دومِ خوب و مناسب بخر.

     
    گاهی اوقات از این کلمه برای اشاره به این که فرد لباس پوشیده است یا نه استفاده می‌شود.

    – می‌تونم بیام داخل؟ حالت مناسب است؟ (یعنی: لباس پوشیده‌ای؟)
    – وارد نشو! من آماده نیستم. (یعنی: لباس کامل به تن ندارم.)

     
    کلمه مقابل آن، “indecent” است که برای اشاره به رفتار زشت یا ناپسند به کار می‌رود.

    – یک گزارشگر تلویزیون بعد از پخش یک حرف زشت و ناپسند از کار اخراج شد.
    – آن مرد عجیبی که در ساختمان ما زندگی می‌کرد، به خاطر “برهنگی در ملاء عام” دستگیر شد. (یعنی در جمع و بدون لباس ظاهر شده بود. این کار در تمام ایالات متحده غیرقانونی است.)

     
    مراقب باشید که کلمه “decent” را با کلمه “descent” که به معنای “پایین آمدن” یا “نزول” است اشتباه نگیرید. کلمه “descent” یک اسم است و برای اشاره به جهت رو به پایین استفاده می‌شود.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Decide به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Decide به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Decide به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی در ذهن خود برای کاری برنامه‌ریزی می‌کنید، از کلمه «تصمیم گرفتن» استفاده می‌کنید. یعنی می‌خواهید کاری را انجام دهید یا انجام ندهید. این کلمه بیشتر مواقع به شکل گذشته به کار می‌رود:

    الف: در مورد آن شغل چه تصمیمی گرفتی؟
    ب: تصمیم گرفتم آن را بپذیرم.

    توجه کنید که بعد از «تصمیم گرفتن» معمولاً یک مصدر (مانند انجام دادن، پذیرفتن) می‌آید.

    لانا تصمیم گرفت یک گوشی تلفن جدید بخرد.
    ما تصمیم گرفتیم به تگزاس نقل مکان کنیم.
    تو تصمیم گرفتی انگلیسی یاد بگیری.
    جرمی تصمیم گرفته با آن پسرهای دیگر بازی نکند.

    وقتی کسی هنوز تصمیمی نگرفته است، معمولاً از کلمه «هنوز» استفاده می‌شود:

    هلن هنوز در مورد رنگ تصمیم نگرفته.
    شرکت هنوز تصمیم نگرفته کدام ساختمان را بخرد.
    معلم هنوز تصمیم نگرفته چه تنبیهی برای دانش‌آموزان بی‌انضباط در نظر بگیرد.

    همچنین توجه کنید که حرف اضافه «روی» (on) معمولاً با «تصمیم گرفتن» همراه می‌آید.

    نمی‌توانم تصمیم بگیرم کدام پیراهن را بخرم.
    آیا در مورد دانشگاه تصمیم گرفتی؟
    آنها چه زمانی در مورد محل عروسی‌شان تصمیم می‌گیرند؟
    آیا او بالاخره تصمیم می‌گیرد کدام ماشین را بخرد؟

    اسم «decide» در انگلیسی به صورت «decision» به معنای «تصمیم» است.

    تصمیم‌گیری برای او سخت است.
    این یک تصمیم آسان است.
    تصمیم تو چیست؟ می‌مانی یا می‌روی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.