دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Curious به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Curious به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Curious به فارسی با مثالهای کاربردی

    کنجکاوی به این معنی است که فرد دوست دارد درباره چیزهای جالب بیشتر بداند. چنین شخصی امیدوار است ایده‌های تازه کشف کند یا به شناخت افراد، مکان‌ها و موضوعات مختلف بپردازد.

    مریم آدم بسیار کنجکاوی است.
    توماس نسبت به هر چیزی که به علم مربوط می‌شود کنجکاو است.
    معلمان دوست دارند دانش‌آموزانی داشته باشند که کنجکاو هستند، چون آن‌ها سوالات خوبی می‌پرسند.
    برای این که دانش‌آموز بهتری باشید، خوب است نسبت به موضوعات جدید کنجکاو باشید.
    کسی که نسبت به هیچ چیز کنجکاوی نشان نمی‌دهد، ممکن است فرد بی‌حالی به نظر برسد.

    گاهی اوقات کلمه “کنجکاو” به شرایط غیرعادی اشاره دارد یا نشان می‌دهد که رفتاری مشکوک به نظر می‌رسد.

    به نظرم عجیب است که آن مرد جوان این همه وقت را با بز خود می‌گذراند.
    ادوینا علاقه‌ی غیرمعمولی به بیماری‌های پوستی دارد.
    علاقه‌ی آن پیرمرد به معاشرت با نوجوانان بسیار عجیب است.
    آیا به نظرتان عجیب نیست که در ایالات متحده محدودیت‌های سخت‌تری برای داشتن اسلحه وجود ندارد؟

    کلمه “کنجکاوی” یک اسم است.

    کنجکاوی پسر را به سمت مطالعه نجوم کشاند.
    کنجکاوی دختر در مورد کالبدشناسی توسط مادرش تشویق شد، چون مادرش می‌خواست دخترش دکتر شود.
    کنجکاوی انسان در طول چند هزار سال گذشته باعث به وجود آمدن بسیاری از اختراعات و ایده‌های جدید شده است.
    پسرها کنجکاوی طبیعی و سالمی نسبت به دخترها دارند.
    دخترها نیز کنجکاوی طبیعی و سالمی نسبت به پسرها دارند. (کنجکاوی سالم یعنی طبیعی و معمولاً مثبت)
    همسایه‌ها سوزان از کنجکاوی هستند که چرا پلیس به خانه بغلی سر زده است.
    افرادی که کنجکاوی ناسالمی درباره قاتلان سریالی دارند، مرا نگران می‌کنند.
    کنجکاوی یک نفر ممکن است برایش دردسرساز شود.
    کنجکاوی گربه را کشت. (این یک ضرب‌المثل معروف است. معنایش این است که کنجکاوی بیش از حد ممکن است به مشکل منجر شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Curtain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Curtain به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Curtain به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرده برای حفظ حریم خصوصی، ایجاد محافظت، پنهان کردن یا تزئین بخش‌های مختلف خانه یا محل کار به کار می‌رود. می‌توانید پرده‌ها را در جاهای گوناگونی ببینید.

    پرده‌ها معمولاً در خانه‌ها استفاده می‌شوند. آن‌ها علاوه بر زیبایی، حریم شخصی را نیز حفظ می‌کنند.
    پردهٔ حمام هم باعث می‌شود حریم خصوصی رعایت شود و هم از پاشیده شدن آب به کف حمام جلوگیری می‌کند.
    در اغلب سالن‌های نمایش، یک پردهٔ صحنه وجود دارد. وقتی برنامه شروع می‌شود، این پرده کنار می‌رود.
    گاهی از پرده به عنوان یک پس‌زمینه برای کسی که سخنرانی یا ارائه دارد استفاده می‌شود.
    در بسیاری از اداره‌ها نیز پرده به کار رفته است.
    گاهی به جای پرده از انواع کرکره یا شاتر برای پوشاندن پنجره‌ها استفاده می‌کنند.

    توجه داشته باشید که این کلمه را به دو شکل تلفظ می‌کنند. بعضی افراد هجای دوم را با صدای کوتاه «ای» بیان می‌کنند: پرده. اما بیشتر افراد هجای دوم را به صورت «شِوا» تلفظ می‌کنند: پرده (مثل curt’n).
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cut به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cut به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cut به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «برش» معمولاً وقتی به کار میرود که چیزی با ابزاری مثل چاقو یا قیچی کوچکتر یا کوتاهتر شود. همچنین وقتی کسی یا چیزی از یک گروه حذف میشود نیز از این کلمه استفاده میکنیم. این کلمه هم به صورت فعل و هم به صورت اسم کاربرد دارد.

    تاد از تیم بسکتبال کنار گذاشته شد چون به اندازه دیگران خوب نبود. (زمان گذشته، حالت مجهول)
    او در انتخاب نهایی پذیرفته نشد. (اسم مفرد)
    دولت بخشی از بودجه را کم کرد. (زمان گذشته)
    کاهشهایی در بودجه ایجاد شد. (اسم جمع)
    سارا در حال قاچ کردن یک طالبی است. (زمان حال استمراری)
    روی دستش یک بریدگی کوچک است. (اسم مفرد)
    یک آرایشگر حرفهای موهای مرا کوتاه میکند. (زمان حال)
    او همیشه یک کوتاهی موی خوب برایم انجام میدهد. (اسم)

    همچنین وقتی از «برش» به عنوان اسم استفاده میشود، معمولاً به معنای کاهش است:

    شرکت مجبور شد هزینههایش را کم کند.
    کاهش بودجه باعث شد کمتر خرج کنند.
    این یک کاهش بزرگ بود.
    ما برای پسانداز کردن، غذا خوردن در رستوران را کنار گذاشتیم.
    شرکتی که هارولد در آن کار میکند، در همه بخشها تعدیل نیرو انجام داد.

    عبارات و اصطلاحات زیادی هم هستند که از کلمه «برش» استفاده میکنند:

    هی، بس کن! (کاری را متوقف کن)
    اون مرد تو صف جلو زد. (بیادبانه خودش را جلوتر از بقیه گذاشت که زودتر منتظر بودند)
    این قضیه سرراست و روشن نیست. (واضح یا ساده نیست)
    اون دو بچه خیلی شبیه هم هستند. (شبیه هم رفتار میکنند یا به هم مربوطند)
    ببخشید، منظورم قطع کردن حرفتان نبود. (وقتی کسی حرف میزند یا تلفنی صحبت میکند، وسط حرفش پریدن)
    نمیتونی تو استخر شلوارک بپوشی. (شلوار جینی که دمپای آن را بریدهاند و به صورت شلوارک درآوردهاند)
    باشه، برو سر اصل مطلب. (به بخش اصلی و مهم حرف بپرداز)
    این کار قابل قبول نیست. (کیفیت کار خوب نیست)
    هی، چه کسی باد شکم رها کرد؟ (شوخی عامیانه)
    تحقیر و توهین، اون مرد را سر جایش نشاند. (کسی را با انتقاد کردن کوچک کردن)
    معلمان معمولاً تکالیفی که معلمهای دیگر درست کردهاند را کپی میکنند.
    کارگردان نما را از دوربین یک به دوربین دو تغییر داد. (در هنگام فیلمبرداری)
    قطع! (دستور توقف فیلمبرداری)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cute به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cute به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Cute به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ناز” شبیه به واژه‌های “زیبا” یا “قشنگ” است، اما بیشتر برای چیزهای کوچک یا بچگانه به کار می‌رود.

    همسایه‌های ما یک نوزاد کوچولوی ناز دارند.
    به توله سگ نگاه کن! چقدر ناز است.
    بچه‌گربه‌ها در دوران کوچکی ناز هستند، اما همه گربه‌های بزرگ ناز نیستند.

     
    واژه “ناز” به عنوان یک صفت، افراد یا چیزها را توصیف می‌کند:

    گلوریا و دیگو در یک خانه دلباز کنار اقیانوس زندگی می‌کنند.
    همه همکاران زن در محل کار گفتند که لباس ماریا ناز است.
    کودکان کارهای زیادی می‌کنند که دوست‌داشتنی و ناز به نظر می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cycle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cycle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cycle به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چرخه” برای چیزهایی به کار می‌رود که حرکت دایره‌وار دارند یا بارها و بارها تکرار می‌شوند.

    دوچرخه (که پیشوند “دو” در آن به معنای عدد دو است) دو چرخ دارد که با چرخش خود، rider را به جلو می‌برند. به کسی که دوچرخه سواری می‌کند، دوچرخه‌سوار می‌گویند. دوچرخه‌سواران معمولاً از این فعالیت لذت می‌برند.

    موتورسیکلت هم دو چرخ دارد و به فردی که آن را می‌راند، موتورسوار گفته می‌شود.

    ماشین لباسشویی هم هنگام شستشو، چرخه‌های مختلفی را طی می‌کند؛ مثل چرخه شستشو، چرخه آبکشی و چرخه خشک کردن.

    همچنین، وسایلی مانند قوطی، روزنامه و بطری شیشه‌ای را در “سطل بازیافت” می‌ریزیم تا بتوان از آن‌ها دوباره استفاده کرد یا آن‌ها را به محصولات جدید تبدیل کرد.

    در ادامه، چند نمونه دیگر از کاربرد کلمه “چرخه” را می‌خوانید:

    چیزی به نام چرخه زندگی وجود دارد. موجودات زنده زندگی را در اندازه‌ای کوچک شروع می‌کنند و سپس با گذر زمان بزرگ می‌شوند. در پایان، هر موجود زنده‌ای از دنیا می‌رود. این چرخه برای همه موجودات زنده اتفاق می‌افتد.

    اقتصاد آمریکا نیز چرخه‌هایی را تجربه می‌کند که در آن دوره‌های خوب و بد پیش می‌آید؛ گاهی رونق وجود دارد و گاهی رکود. به همین دلیل می‌گوییم بخش‌هایی از اقتصاد آمریکا یا کل آن، حالت چرخه‌ای دارد. (کلمه “چرخه‌ای” در اینجا یک صفت است.)

    علاوه بر این، چراغ‌های راهنمایی هم چرخه‌ای از رنگ‌های قرمز، سبز و زرد را هنگام کنترل ترافیک تکرار می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dabble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dabble به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dabble به فارسی با مثالهای کاربردی

    جری به تازگی شروع کرده به کشف هنرهای انتزاعی.
    در زمان دانشگاه، به صورت تفننی و غیرحرفه‌ای تئاتر کار می‌کرد.
    ساندرا کمی در زمینه خرید و فروش ملک فعالیت کرده، اما درآمد چندانی از این راه به دست نیاورده.
    من گاهی غذاهای هندی درست می‌کنم. کار سختی است، اما دیدن ویدیوهای آموزشی در یوتیوب کمک زیادی به من می‌کند.
    بینا به صورت سرگرمی باغبانی می‌کند و سعی دارد سبزیجات مورد نیازش را خودش پرورش دهد.
    معلممان می‌گوید هر از گاهی برای یادگیری زبان اسپانیایی وقت می‌گذارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Daily به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Daily به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Daily به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “daily” به معنی “روزانه” است و برای کارهایی به کار می‌رود که هر روز انجام می‌شوند.

    **مثال‌هایی از نحوه استفاده:**

    * همسایه من هر روز عصر پیاده‌روی می‌کند. (در این جمله، “روزانه” یک صفت است.)
    * او هر روز پیاده‌روی می‌کند. (در این جمله، “روزانه” یک قید است.)
    * باربارا در یک کلاس یوگا شرکت می‌کند که هر روز برگزار می‌شود.
    * او هر روز ورزش می‌کند.
    * دانش‌آموزان هر روز درس‌های خود را مرور می‌کنند.
    * برنامه روزمره آن‌ها به ندرت عوض می‌شود.
    * پلیس هر روز در این محله گشت‌زنی می‌کند.
    * رویدادهای روزانه روی تابلو اعلانات نصب می‌شوند.
    * معلم شما هر روز روی این وب‌سایت کار می‌کند.
    * این وب‌سایت هر روز به‌روزرسانی می‌شود.

     

    کلمه “daily” برای توصیف روزنامه هم به کار می‌رود.

    * آیا شما روزنامه روزانه دریافت می‌کنید؟
    * آیا اخبار روز را پیگیری می‌کنید؟
    * قیمت روزنامه بستگی به روز هفته دارد. روزنامه آخر هفته دو دلار است، اما روزنامه روزهای عادی (یک روزنامه روزانه) یک دلار قیمت دارد. (در این جمله، کلمه “daily” به عنوان یک اسم به جای “newspaper” استفاده شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dairy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dairy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dairy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “لبنیات” به محصولاتی گفته می‌شود که از شیر به دست می‌آیند.

    شیر را می‌توانید در قسمت مخصوص لبنیات هر سوپرمارکتی پیدا کنید.
    صنعت تولید لبنیات در ایالت‌های ویسکانسین و مینه‌سوتا بسیار گسترده است، چون تعداد زیادی گاو در این دو منطقه وجود دارد.
    شیر، پنیر، کره، خامه، بستنی و ماست همگی جزو محصولات لبنی هستند.
    اگرچه بیشتر فرآورده‌های لبنی از شیر گاو تولید می‌شوند، اما بزها نیز شیردهی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Damage به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Damage به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Damage به فارسی با مثالهای کاربردی

    آسیب زدن به معنای کم کردن ارزش یک چیز است. یعنی شرایط اولیه آن به شکلی منفی تغییر کرده است. کلماتی مانند خراب کردن، نابود کردن و از بین بردن معنایی نزدیک به آن دارند.
    واژه damage را می‌توان هم به عنوان اسم، هم فعل و هم صفت به کار برد تا مشکلات بزرگ و کوچک را توصیف کنیم.

    مثال‌ها:
    – ماشین من مقداری آسیب دیده. (اسم)
    – یک نفر به ماشین من آسیب زد. (فعل)
    – چراغ جلوی ماشین من خراب است. (صفت)
    – به همه خسارت‌هایی که طوفان به بار آورده نگاه کن. (اسم)
    – طوفان به چند ساختمان آسیب رساند. (فعل)
    – بعضی ساختمان‌ها آنقدر آسیب دیده‌اند که باید تخریب شوند. (صفت)
    – این مرد به شهرت خودش لطمه زیادی زده. (اسم)
    – او با بی‌دقتی و خودخواهی به آبروی خود آسیب زد. (فعل)
    – جبران یک شهرت آسیب‌دیده سخت است. (صفت)
    – این نیمکت کمی آسیب روی دسته‌اش دارد. (اسم)
    – موقع جابه‌جا کردن، نیمکت آسیب دید. (فعل)
    – بیشتر مردم یاد می‌گیرند با مبلمان آسیب‌دیده کنار بیایند. (صفت)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Damp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Damp به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Damp به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “damp” به معنی “نمدار” یا “مرطوب” است و وجود مقدار کمی رطوبت را نشان می‌دهد. این کلمه معمولاً برای چیزهایی مثل پارچه، زمین و هوا به کار می‌رود و معنایش نزدیک به کلمه “moist” است.

    مثال‌ها:
    – یک حوله نمدار روی جالباسی آویزان است.
    – زمین به خاطر باران دیشب، نمدار است.
    – هوای بیرون پس از باران، مرطوب احساس می‌شد.
    – خانه‌مان به دلیل رطوبت زیاد، نمدار است.
    – در زمستان بیرون رفتن با موهای خیس کار خوبی نیست.
    – موهایش به خاطر باران، نمدار شده است.

    همچنین کلمه “dampen” یک فعل است. “dampen” چیزی معمولاً به معنای خیس کردن آن نیست، بلکه به معنای کم کردن یا کاهش دادن است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dampen

    خیس کردن

    dampened

    مرطوب شد

    dampened

    مرطوب شده

    زن حوله را با آب خنک مرطوب کرد و آن را روی پیشانی خود قرار داد.

    با اکراه باید بگویم که تحقق اهداف سه‌ماهه ما بعید به نظر می‌رسد و این خبر ناامیدکننده‌ای است.

    امیدواری ما برای برگزاری یک مراسم موفق، تحت تأثیر شرایط جوی نامساعد کاهش یافت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.