دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Crop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crop به فارسی با مثالهای کاربردی

    محصول یا Crop به گیاهی گفته می‌شود که برای استفاده انسان، مانند خوراک یا تولید سایر چیزها، پرورش داده می‌شود.

    در منطقه غرب میانه آمریکا، ذرت یک محصول بسیار مهم است.
    سویا نیز از دیگر محصولات بااهمیت به شمار می‌آید.
    پنبه هم یک محصول اقتصادی است که بیشتر در نواحی جنوبی آمریکا کشت می‌شود. از پنبه برای تولید لباس استفاده می‌کنند. (محصول اقتصادی به محصولی گفته می‌شود که سودآور است و به عنوان ماده اولیه برای ساخت کالاهای دیگر به فروش می‌رسد.)
    کاشت محصولات معمولاً در فصل بهار انجام می‌شود.
    کشاورزان سعی می‌کنند پس از آنکه زمین از حالت یخزدگی خارج شد و نرم شد، کشت خود را آغاز کنند. (ذوب شدن یعنی خروج از حالت یخزده)
    بسیاری از محصولات پس از برداشت در فصل پاییز، در انبار نگهداری شده و سپس فرآوری می‌شوند.
    یک کشاورز که محصولات مختلفی را پرورش می‌دهد، برای گذران زندگی خود به شرایط آب و هوایی وابسته است.
    در کشور شما چه نوع محصولات کشاورزی کشت می‌شود؟

     
    وقتی از واژه «Crop» به عنوان فعل استفاده می‌شود، به معنای بریدن یا کوتاه کردن بخشی از یک چیز، مثل عکس، لباس یا مو است.

    من از نرم‌افزار فتوشاپ استفاده کردم تا چند عکسی که با تلفنم گرفته بودم را ببرم و اصلاح کنم.
    اگر یک عکس برای قرارگیری در قاب، بیش از اندازه بزرگ باشد، لازم است که آن را برش بزنیم.
    هریت برای اینکه سویشرتش مد روز و شیک‌تر به نظر برسد، آن را کوتاه کرد.
    سیندی نیز موهایش را به سبک فرانسوی و مدرن کوتاه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crowd به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crowd به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crowd به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “جمعیت” به گروه بزرگی از آدم‌ها اشاره دارد. بسته به موقعیت و دیدگاه شما، حضور یک جمعیت می‌تواند خوب یا بد باشد:

    برای تماشای رژه، آن قدر آدم جمع شده بود که ما نتوانستیم جای پارک پیدا کنیم.
    مالکان فروشگاه، از دیدن تعداد زیاد مشتریان در زمان حراجی، بسیار خوشحال شدند.
    برای این که از ازدحام مردم در امان بمانیم، باید خیلی زود به نمایشگاه برسیم.
    دورادور دو مردی که در خیابان در حال دعوا بودند، گروهی از مردم حلقه زدند.
    دیشب مهمان‌های زیادی برای شام به خانه‌مان آمدند.
    مردی که روی صحنه بود، گفت که تماشاچیانِ خوب و پرشماری دارد.
    سیاستمداران بلد هستند چطور با یک جمعیت ارتباط برقرار کنند. (یعنی در میان گروه بزرگی از مردم حاضر شوند و با آن‌ها صحبت کنند).

     
    واژه‌های “crowd” یا “crowded” را می‌توان به صورت صفت یا بخشی از یک ترکیب اسمی به کار برد:

    این پیش‌غذاها واقعاً مورد پسند همه هستند.
    بیا از اینجا برویم. خیلی شلوغ است.
    وقتی یک اتاق شلوغ می‌شود، به خاطر گرمای بدن افراد، دمای آن هم بالا می‌رود.
    بعد از مسابقه فوتبال، برای کنترل ازدحام، پلیس به محل فراخوانده شد.
    “کراودفاندینگ” یک روش تازه برای جمع‌آوری پول به صورت آنلاین و برای هدف‌های ویژه است.

     
    علاوه بر این، از کلمه “جمعیت” می‌توان به عنوان یک فعل نیز استفاده کرد:

    وقتی آن بازیگر سینما در خیابان راه می‌رفت، عده‌ای از مردم دورش را گرفتند.
    لطفاً به من اینقدر نزدیک نشو! زیادی به من چسبیدی.
    به آن مرد انقدر نزدیک نشوید. کمی به او فضا بدهید.
    توپ‌انداز بیسبال، تقریباً توپ را به سمت batter پرتاب کرد چون او داشت زیادی به “home plate” نزدیک می‌شد. (در بیسبال، “crowding the plate” یعنی ایستادن خیلی نزدیک به “home plate”).

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crumble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crumble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Crumble به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی در حال خراب شدن است، از هم پاشیدن است یا نزدیک است که فرو بریزد، می‌توانید از کلمه «crumble» استفاده کنید.

    آن ساختمان در حال فروریختن است و به تعمیرات اساسی نیاز دارد.
    این یک ساختمان قدیمی و در حال تخریب است.

     
    در جمله اول، «crumble» به صورت فعل به کار رفته و در جمله دوم به شکل صفت استفاده شده است. در ادامه چند مثال دیگر را ببینید:

    بسیاری از جاده‌ها و پل‌ها در سراسر آمریکا در حال فرسوده شدن هستند و باید جایگزین شوند.
    آن خانه قدیمی کم‌کم در حال خراب شدن است.
    این بیسکویت‌ها به راحتی تکه تکه می‌شوند.

     
    علاوه بر این، از «crumble» می‌توان برای توصیف روابط عاطفی نیز استفاده کرد:

    رابطه آن دو در حال از هم پاشیدن است. به نظرم به زودی از هم جدا می‌شوند.
    ازدواج بیل و سارا در حال نابودی است. آن‌ها تقریباً با هم صحبت نمی‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crummy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Crummy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “Crummy” یک صفت است که برای توصیف چیزها یا شرایط ناخوشایند و نامطلوب به کار می‌رود. این کلمه تقریباً هم‌معنی “بد” است. “Crummy” یک واژه محاوره‌ای و رایج است، اما بعید است آن را در کتاب‌های درسی رسمی انگلیسی ببینید.

    امروز هوا بد است. هوا سرد و بارانی است.
    بچه‌ها در مهمانی وقت خوبی نداشتند.
    لوسیندا از اینکه شغلش را ترک کرد پشیمان نبود، چون رئیس بداخلاقی داشت و حقوقش هم کم بود.
    قطع کردن رابطه با دوست‌پسرش از طریق تلفن، کار نادرستی بود.
    حالم خوب نیست. سردرد دارم و بینیم هم گرفته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Crumple به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crumple به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Crumple به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “crumple” یا “مچاله کردن” وقتی استفاده می‌شود که چیزی را فشار دهیم و شکل اولیه آن از بین برود و خراب شود. این کلمه معمولاً برای چیزهایی مثل کاغذ یا لباس به کار می‌رود. شما می‌توانید از این کلمه هم به عنوان یک فعل (کار) و هم به صورت صفت (چگونگی) استفاده کنید:

    I crumpled a piece of paper and threw it into the wastepaper basket. (verb–past tense)
    There are crumpled pieces of paper all around this computer. (adjective)
    The little boy pulled a few crumpled dollar bills out of his pocket to pay for the ice cream. (adjective)
    Franks’s suit was wrinkled and crumpled after being in his suitcase for a couple of days. (adjective)
    Sarah took off her scarf and left it in a crumpled heap beside the bed. (adjective)
    The back end of the car was crumpled in the accident. (verb)
    A crumple zone in the front of a car absorbs energy in an accident and can save passengers from life-threatening injuries. (adjective)

    یک تکه کاغذ را مچاله کردم و انداختم توی سبد آشغال. (فعل – زمان گذشته)
    دور و بر این کامپیوتر، کاغذهای مچاله شده ریخته. (صفت)
    پسر بچه چند تا اسکناس مچاله شده از جیبش درآورد تا پول بستنی را بدهد. (صفت)
    کت شلوار فرانک بعد از دو سه روز توی چمدان بودن، چروک و مچاله شده بود. (صفت)
    سارا روسریش را برداشت و به صورت یک توده مچاله شده کنار تخت گذاشت. (صفت)
    قسمت عقب ماشین در تصادف، مچاله شده بود. (فعل)
    قسمت مچاله‌شونده در جلوی خودرو، هنگام برخورد انرژی را به خود جذب می‌کند و می‌تواند سرنشینان را از آسیب‌های جدی نجات دهد. (صفت)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crunch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crunch به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Crunch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “crunch” می‌تواند هم به یک صدا اشاره کند و هم به یک عمل. این صدا یا عمل وقتی اتفاق می‌افتد که چیزی زیر فشار له شود، شکسته شود، روی آن راه بروند، خورده شود یا به آن ضربه وارد شود.

    وقتی روی برگ‌های خشک راه می‌روید، صدای خردشدگی می‌دهد.
    وقتی چیپس سیب‌زمینی می‌خورید، با بسته شدن دهانتان روی آن، صدای تردشدن به گوش می‌رسد.
    بیسکویت‌های خشک موقع خوردن صدا می‌دهند.
    وقتی روی یخ یا برف قدم می‌گذارید، زیر پایتان صدا می‌کند.
    خیلی از افراد دوست دارند صبح‌ها یک کاسه غلات صبحانه بخورند. بسیاری از این غلات موقع خوردن ترد هستند و صدای خاصی دارند.

     
    واژه “crunchy” در واقع شکل صفتی “crunch” است.

    من چیپس سیب‌زمینی را فقط در صورتی می‌خورم که ترد باشد.
    وقتی علف خشک می‌شود، رنگش قهوه‌ای شده و حالت شکننده پیدا می‌کند.
    برگ‌ها بعد از خشک شدن ترد می‌شوند.
    بیسکویت‌های خشک باید ترد باشند؛ اگر ترد نباشند، یعنی کهنه شده‌اند.
    هیچ چیزی لذتبخش‌تر از گاز زدن یک سیب سفت و ترد نیست.

     
    علاوه بر این، “crunch” گاهی در گفتگوهای روزمره برای اشاره به کمبود وقت یا محاسبات مالی هم به کار می‌رود:

    در پایان روز با کمبود وقت مواجه خواهیم شد. (یعنی زمان کافی نداریم.)
    ما واقعاً تحت فشار زمانی هستیم.
    این، زمان بحرانی است. این پروژه باید حتماً تا فردا تمام شود. (یعنی به زمان تحویل کار نزدیک شده‌ایم.)
    حسابداران ما در حال انجام محاسبات دقیق هستند تا بودجه جدید را تنظیم کنند. (یعنی در حال بررسی عددها و ارقام هستند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Crush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crush به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Crush به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید شکل چیزی را عوض کنید یا آن را صاف و یکدست کنید، یا چیزی را خرد کنید، از کلمهٔ «له کردن» استفاده می‌شود:

    اگر انگور را له کنید، می‌توانید شراب درست کنید.
    اگر چند پرتقال را له کنید، می‌توانید آبِ پرتقال بگیرید.
    جلوی ماشین من در یک تصادف له شد.
    قوطی‌های آلومینیومی به راحتی با پا یا دست له می‌شوند.
    یک نفر وقتی تصادفی روی موبایل تام نشست، آن را له کرد.
    وقتی برای خرید می‌روید، سعی کنید چیزهای نرم مثل نان یا میوه را در سبد خرید له نکنید.
    بادام‌زمینیِ له‌شده روی بستنی، خوشمزه است. (در این جمله از «له‌شده» به صورت صفت استفاده شده است.)
    مسافران در اتوبوس یا قطار شلوغ ممکن است احساس کنند دارند له می‌شوند.

     
    توجه: اگر از کلمهٔ «crush» به عنوان اسم استفاده شود، به معنای علاقهٔ عاشقانه‌ای است که معمولاً کوتاه‌مدت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Crust به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Crust به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Crust به فارسی با مثالهای کاربردی

    لایه بیرونی مواد غذایی که پخته می‌شود را پوسته می‌نامند. بعضی افراد به دلیل سفت بودن پوسته، آن را دوست ندارند، اما برای عده‌ای دیگر، این بخش بهترین قسمت غذا محسوب می‌شود:

    نان فرانسوی پوسته سفت دارد.
    پوسته پای سیب با سیب پر شده است.
    اگر پوسته پیتزا را بردارید، فقط سس گوجه‌فرنگی و پنیر موزارلا باقی می‌ماند.

    به بیرونی‌ترین لایه یک سیاره سنگی نیز پوسته گفته می‌شود. پوسته زمین بیش از چهار میلیارد سال عمر دارد. حتی کره ماه هم پوسته دارد.

    بعضی چیزها به مرور زمان روی سطحشان سفت می‌شوند. در این حالت می‌گوییم آن چیز «پوسته‌دار» شده است.

    معمولاً روی برف یک لایه سفت و پوسته‌like تشکیل می‌شود.
    اگر اجاق گاز مرتب تمیز نشود، روی آن ذرات سفت شده غذا جمع می‌شود.
    بعضی افراد هنگام صبح، دور پلک‌ها و مژه‌هایشان مواد خشک و پوسته‌مانندی مشاهده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cup به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cup به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Cup به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فنجان وسیله‌ای است که برای نوشیدن از آن استفاده می‌شود. فنجان‌ها کاربردهای مختلفی دارند:

    او در حال نوشیدن از یک فنجان است. فنجان درب دارد.
    من هر روز صبح دو فنجان قهوه می‌خورم.
    می‌توانید قهوه را از یک کافی‌شاپ بخرید. خیلی از مشتریان قهوه را برای بیرون بردن سفارش می‌دهند.
    چای را در فنجان مخصوص چای یا یک فنجان معمولی می‌ریزند. دوست داری یک فنجان چای بخوری؟
    اگر نمی‌خواهید یک کاسه بزرگ سوپ بخورید، می‌توانید سوپ را در یک فنجان سفارش دهید.
    وقتی هوای بیرون سرد است، یک فنجان شکلات داغ شما را گرم می‌کند.
    در مهمانی‌ها و بازی‌ها معمولاً از لیوان‌های یکبار مصرف استفاده می‌شود چون تمیز کردنشان راحت است.
    موقع پختن غذا، از فنجان اندازه‌گیری استفاده می‌کنند. هر فنجان اندازه‌گیری برابر با هشت اونس است.
    بعضی از جایزه‌ها و مدال‌ها به شکل جام هستند. برنده مسابقه این جام را به خانه می‌برد.
    کاپ‌کیک‌ها، کیک‌های کوچکی هستند که اندازه‌شان تقریباً به‌اندازه یک فنجان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cure به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cure به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Cure به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “cure” (که به فارسی “درمان” معنا می‌دهد و به صورت “کیور” تلفظ می‌شود) به شرایطی گفته می‌شود که فرد با کمک روش‌های پزشکی امروزی یا شیوه‌های قدیمی، از یک بیماری رهایی پیدا کند.
    برای مثال:
    دیوید بعد از یک‌ماه معالجه در بیمارستان، کاملاً بهبود یافت.
    پژوهشگران در تلاش هستند تا راهی برای درمان سرطان پیدا کنند.
    برای سرماخوردگی معمولی، هنوز درمان قطعی وجود ندارد.

    شما می‌توانید از واژه “درمان” هم به صورت اسم و هم به صورت فعل استفاده کنید. در نمونه‌های بالا، “درمان” در نقش فعل به کار رفته است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cure

    درمان شدن

    cured

    درمان شد

    cured

    درمان شده

    پزشک به کسانی که مریض هستند کمک می‌کند تا خوب شوند.
    دارو، بیماری آن مرد را از بین برد.
    او با کمک دارو بهبود پیدا کرد.
    این روش درمانی، شما را خوب خواهد کرد.
    آن مرد به شکل معجزه‌آسایی سالم شد.

    در این جمله‌ها، کلمه‌ی “cure” به معنای “درمان” به عنوان اسم به کار رفته است:
    پزشکان راهی برای درمان بیماری دختر جوان پیدا کردند و حال او الآن خوب است.
    روشی برای درمان این بیماری در دست بررسی است.
    برای بعضی از بیماری‌ها هیچ راه درمانی وجود ندارد.

    کلمه‌ی “cured” به عنوان صفت استفاده می‌شود:
    بیماری که بهبود یافته بود، از کسانی که از او پرستاری کرده بودند تشکر کرد.
    او از بیماری‌اش کاملاً رهایی یافته است.
    کسانی که از این بیماری نجات پیدا کرده‌اند، اکنون در برابر آن ایمن هستند و دیگر هرگز به آن مبتلا نمی‌شوند.

    کلمه‌ی “curative” که به معنای “شفابخش” است نیز یک صفت است:
    افراد ساکن در این ناحیه می‌گویند این گیاه، خاصیت درمانی دارد.
    روش‌های درمانی اثربخش، در معالجه‌ی برخی بیماری‌ها نتیجه‌ی موفقی داشته‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.