دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Brother به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brother به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Brother به فارسی با مثالهای کاربردی

    برادر به مردی گفته می‌شود که در کنار خواهر یا برادرهای دیگرش در یک خانواده متولد شده است. او هم مثل بقیه فرزندان خانواده است.

    آیا تو برادر داری؟
    چند برادر داری؟
    مادرم شش برادر دارد، بنابراین من شش دایی دارم.
    ویلیام همیشه می‌تواند وقتی به کمک نیاز دارد، روی برادرش حساب کند.

    وقتی پدر یا مادر یک نفر دوباره ازدواج می‌کند و فرزند پسر دارد، راه‌های مختلفی برای اشاره به آن پسرها وجود دارد. برادر ناتنی به مردی گفته می‌شود که هیچ رابطه خونی با فرد ندارد. برادر نیم‌ه (half-brother) نیز از طریق یکی از والدین (پدر یا مادر) به فرد مرتبط می‌شود.

    جرمی دو برادر ناتنی دارد که از خودش خیلی بزرگ‌تر هستند. پدرش با مادر آن‌ها ازدواج کرده است.
    ورونیکا یک برادر نیم‌ه دارد. مادرش با مرد دیگری ازدواج کرد و با هم صاحب یک فرزند شدند.

    کلمه «برادر» گاهی به صورت غیررسمی و برای اشاره به مردانی به کار می‌رود که احساس نزدیکی و صمیمیت زیادی با هم دارند:

    ماریو و پابلو آنقدر همدیگر را می‌شناسند که حس می‌کنند مثل برادر هستند.
    برت احساس می‌کند باید به برادران عراقی‌اش که در جنگ کنار هم جنگیده‌اند کمک کند.
    هی برادر، می‌شودی کمی پول خرد به من بدی؟

    کلمه «برادری» معمولاً وقتی استفاده می‌شود که گروهی از مردان تجربیات یا هدف مشترکی دارند:

    بین پلیس‌هایی که سال‌ها با هم کار کرده‌اند، حس برادری به وجود می‌آید.
    مالکوم ایکس به برادری انسان‌ها (شامل زنان و مردان) باور داشت.
    این مردان با اینکه پنج سال را در زندان گذرانده‌بودند، حتی ده‌ها سال بعد از آزادی هم هنوز حس برادری قوی بینشان وجود داشت.

    گاهی هم کلمه «برادر» را زمانی می‌شنویم که کسی از یک موقعیت ناراحت یا ناامید است:

    ای بابا! این چقدر طول می‌کشد؟
    دیگر کنسرتی در کار نیست چون همه میکروفون‌ها را دزدیده‌اند! واقعاً باورکردنی نیست!

    شکل کوتاه‌شده این کلمه در انگلیسی «برو» (bro) است. این عبارت ابتدا میان آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار رواج داشت، اما امروزه در بین بسیاری از جوانان آمریکایی، بدون در نظر گرفتن نژاد یا قومیت، استفاده می‌شود.

    هی برو! چه خبر؟
    آخر هفته را با دوستان صمیمی‌ام گذراندم.
    چطوری رفیق؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brunch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brunch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Brunch به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “برانچ” از ترکیب دو کلمه “صبحانه” و “ناهار” به وجود آمده است. وقتی آمریکایی‌ها برای خوردن صبحانه از خانه بیرون می‌روند، اغلب غذایی می‌خورند که ترکیبی از غذاهای مخصوص صبحانه و ناهار است. زمان معمول برای خوردن برانچ، بین ساعات ۱۰:۳۰ تا ۱۱ صبح است. این زمان دقیقاً در میانهٔ زمانی است که مردم معمولاً صبحانه می‌خورند (حدود ۸ صبح) و زمانی که ناهار می‌خورند (حدود ۱۲ ظهر).

    بسیاری از آمریکایی‌ها در روز مادر برای صرف برانچ از خانه بیرون می‌روند.
    ما هم بعد از پایان مراسم کلیسا به یک مهمانی برانچ می‌رویم.
    از غذاهای محبوب و رایج برای برانچ می‌توان به کیش، املت، پنکیک، سوسیس، بیکن، شیرینی‌ها، میوه و ساندویچ اشاره کرد.
    رستوران‌های بوفه مکان‌های مناسبی برای برانچ هستند چون آن‌ها انواع بسیار زیادی از غذاهای مختلف را آماده و سرو می‌کنند.
    وعده برانچ معمولاً از نظر غذایی بیشتر شبیه به ناهار است تا صبحانه. معمول است که افراد صبحانه معمولی خود را نخورند و در عوض، یک برانچ مفصل و بزرگ میل کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bubble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bubble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bubble به فارسی با مثالهای کاربردی

    حباب وقتی به وجود می‌آید که حباب‌های هوا درون یک مایع یا یک ماده نرم گیر بیفتند.

    بچه‌ها با استفاده از مایع مخصوص و یک حلقه، حباب درست می‌کنند.
    آیا شما هم تا به حال حباب درست کرده‌اید؟
    می‌دانید چطور با آدامس یک حباب بزرگ بسازید؟
    او دارد یک حباب خیلی بزرگ درست می‌کند.
    بچه‌ها خیلی دوست دارند در وان پر از کف و حباب حمام کنند.
    شما چطور، آیا تجربهٔ یک حمام کفی و حبابی را داشته‌اید؟
    در آب در حال جوشیدن هم معمولاً حباب تشکیل می‌شود.
    وقتی مایع ظرفشویی را به آب جاری اضافه می‌کنید، در سینک ظرفشویی حباب‌های صابونی زیادی پدیدار می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Buck به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Buck به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Buck به فارسی با مثالهای کاربردی

    در آمریکا وقتی صحبت از پول می‌شود، مردم معمولاً از کلمه «بَک» (buck) استفاده می‌کنند. هر «بَک» معادل یک دلار است و برای جمع آن هم از «بَکس» (bucks) استفاده می‌شود.

    برایانا در بازار مزرعهداران، ده دلار برای یک جعبه گوجهفرنگی پرداخت کرد.
    یادم می‌آید زمانی که قیمت بنزین کمتر از یک دلار برای هر گالن بود.
    میشه یک دلار بهم قرض بدی؟
    او به چند دلار نیاز دارد.
    هزینه اتوبوس یک دلار و پنجاه سنت است. (۱.۵۰ دلار)
    کفش‌های هرمان بیش از صد دلار برایش تمام شد.
    او درآمد خیلی زیادی دارد. (یعنی پول زیادی درمیآورد)
    آپارتمان پنت‌هاوسی که اجاره کرده، هزینه بسیار بالایی دارد.

    اما معمولاً وقتی می‌خواهیم درباره قیمت چیزی بپرسیم، از کلمه «بَک» استفاده نمی‌کنیم. مثلاً نمی‌گوییم: «این چند بَک قیمت دارد؟» یا «چند بَک پول داری؟» چون اینطور بیان، کمی غیرطبیعی و نامأنوس به نظر می‌رسد. در عوض بهتر است بپرسید: «قیمتش چقدره؟» یا «چقدر پول داری؟»

    علاوه بر این، کلمه «بَک» به معنای گوزن نر هم به کار میرود.

    برایان آخر هفته گذشته یک گوزن نر دهشاخ را شکار کرد.
    چند ساعت پیش، یک گوزن نر بزرگ در حال حرکت در جنگل دیده شد.

    buck = گوزن نر
    doe = گوزن ماده

    نکته پایانی: یک جمله معروف در آمریکا وجود دارد که می‌گوید: «The buck stops here».
    معنای این جمله این است که مسئولیت نهایی یک تصمیم، برعهده شخص تصمیم‌گیرنده است. روسای جمهور آمریکا معمولاً این عبارت را در مورد خود به کار می‌برند. این جمله برای اولین بار توسط هری ترومن، رئیس جمهور پیشین آمریکا گفته شد، اما امروزه هر فردی که در موقعیت مسئولیت و تصمیم‌گیری باشد — به ویژه در تصمیم‌های بسیار مهم — می‌تواند از آن استفاده کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bud به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bud به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Budبه فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “جوانه” بر روی گیاهان، درختچه‌ها و درختان، به شکل گل یا برگ ظاهر می‌شود. این واژه یک اسم است.

    جوانه‌های برگ در آغاز بهار، به برگ تبدیل می‌شوند.
    جوانه‌های گل، بعداً به گل تبدیل می‌گردند.
    درخت یاس بنفش معمولاً در ماه آوریل جوانه می‌زند.
    یکی از روش‌های مدیریت رشد یک گیاه، حذف کردن جوانه‌های آن است.

     
    بعضی از دوستان، یکدیگر را “بَد” (Bud) صدا می‌زنند. این واژه، شکل کوتاه‌شدهٔ کلمهٔ “بادی” (Buddy) به معنای “رفیق” است.

    من این آخر هفته با رفقایم بیرون می‌روم.
    خاویر و تونی، بهترین رفیق‌ها هستند.
    هی، رفیق. حالت چطوره؟

     
    وقتی از “بَد” (Bud) به عنوان یک فعل یا صفت استفاده می‌شود، معنایش این است که چیزی به آرامی در حال پدیدار شدن یا شروع کردن است.

    درختان سیب در حال جوانه زدن هستند.
    گیاهان گوجه‌فرنگی در طول تابستان جوانه می‌زنند.
    او یک گیتاریست تازه‌کار است. (این جمله از “جوانه زدن” به صورت صفت استفاده می‌کند. معنایش این است که او تازه کارش را شروع کرده، اما استعداد زیادی از خود نشان می‌دهد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Buddy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Buddy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Buddy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “رفیق” خیلی شبیه به “دوست” است، اما یک تفاوت کوچک دارد: رفیق به یک دوست خیلی صمیمی و خوب گفته می‌شود. معمولاً آقایان از این کلمه استفاده می‌کنند، ولی بعضی از خانم‌ها هم ممکن است آن را به کار ببرند. برای مثال:

    بیل رفیق من است.
    او یک رفیق خوب است.
    او یکی از رفیق‌های منه. (کلمه “Bud” در واقع شکل کوتاه‌شده “Buddy” است.)
    ما بهترین رفیق‌ها هستیم.
    امشب می‌رم بیرون با چندتا از رفیقام.
    چارلز یکی از رفیق‌هایم در محل کار است.
    سام قبلاً رفیق من بود. اما به خاطر حرفی که در مورد دوست‌دخترم زد، دیگه با هم رفیق نیستیم.


    گاهی اوقات کلمه “رفیق” به صورت تمسخرآمیز یا با عصبانیت به کار می‌رود. در این مواقع، طرف مقابل اصلاً دوست شما نیست، بلکه دقیقاً برعکس است:

    آهای رفیق، فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟
    بسیار خوب رفیق، مشکلت چیه؟
    گمشو رفیق.

    نکته: اگر در آمریکا زندگی می‌کنید، معمول است که بشنوید پدر و مادرها پسرشان را “رفیق” صدا می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Budge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Budge به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Budge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “budge” وقتی به کار می‌رود که چیزی کمی جابه‌جا شود. معمولاً این حرکت، کوچک و کم است. این واژه بیشتر در جملات منفی دیده می‌شود:

    من نمی‌توانم این مبل را تکانی بدهم. وزنش خیلی زیاد است.
    این کشو از جایش تکان نمی‌خورد. قفل کرده است.
    او هیچ حرکتی نمی‌کند. حالش خوب است؟
    آن گربهٔ تنبل تمام روز را تکان نخورده است.
    من به زور می‌توانم این پنجره را کمی حرکت دهم. هوای سرد باعث شده نچرخد.
    آقای اسمیت حاضر نیست از موضع خود در مذاکره کوتاه بیاید.
    ما نمی‌توانیم او را وادار کنیم که نظرش را عوض کند.
    به هل دادن ادامه بده. کمکم دارد حرکت می‌کند.
    آن سگ پیر فقط در صورتی جابه‌جا می‌شود که به او غذا بدهی.
    او نمی‌تواند این گلولهٔ برفی بزرگ را براند. دیگر از این جلوتر نمی‌رود.

     
    توجه: “budge it” را با کلمه “budget” (بودجه) اشتباه نگیرید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Budget به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Budget به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Budget به فارسی با مثالهای کاربردی

    بودجه یعنی یک برنامه ریزی برای خرج کردن و مدیریت پول.

    شرکت ما در حال برنامه‌ریزی بودجه برای سال مالی آینده است.
    اگر پول زیادی برای خرج کردن ندارید، اینجا جای خوبی برای خرید است.
    لودمیلا سعی می‌کند بر اساس برنامه مالی‌اش زندگی کند.
    شرکت بیشتر از میزانی که برای تبلیغات در نظر گرفته بود، خرج کرد.
    باید نگاهی به دخل و خرجمان بیندازیم.
    پولمان به این اندازه کفاف این هزینه بزرگ را نمی‌دهد.
    این خرید، برنامه مالی ما را به هم می‌ریزد. (یعنی برای ما خیلی گران است.)
    چه مقدار پول برای خرج کردن در نظر گرفته‌اید؟
    برنامه‌ریزی مالی، بخش مهمی از مدیریت یک کسب‌وکار است. (در این جمله، «برنامه‌ریزی مالی» یک مصدر است.)

     
    کلمه بودجه به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    آنها برای خرید یک ماشین جدید، پس‌انداز کرده‌اند.
    آیا آنها برای بیمه آن ماشین جدید پولی کنار گذاشته‌اند؟
    باید برای پول خرج کردنت برنامه داشته باشی تا بعداً به مشکل نخوری.

     
    از آنجایی که کلمه “بودجه” ارتباط نزدیکی با پول و خرید دارد، معمولاً در اسم بعضی مغازه‌ها و شرکت‌ها دیده می‌شود:

    شیلا همیشه از “انبار ارزان” خرید می‌کند.
    “ایرلاین اقتصادی” بعضی از ارزان‌ترین بلیط‌های پرواز را دارد.
    ما چند تا وسیله از “اجاره‌بهای مقرون‌به‌صرفه” کرایه کردیم و پول زیادی پس‌انداز کردیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bug به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bug به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bug به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “باگ” (Bug) در چندین معنی مختلف به کار می‌رود.

    **۱. معنی اصلی: حشره**
    در ساده‌ترین حالت، “باگ” به معنای هر نوع حشره‌ای است. لازم نیست اسم دقیق حشره را بدانید، می‌توانید به آن بگویید “باگ”.
    * حشرات وقتی هوا گرم می‌شود بیرون می‌آیند.
    * پشه‌ها حشرات کوچک و آزاردهنده‌ای هستند.
    * فکر کنم یک حشره قورت دادم! (این اتفاق معمولاً وقتی می‌افتد که پر از مگس‌های ریز هست.)
    * هی، یه حشره روی شونه‌ته!
    * یه نوع حشره تابستان گذشته برگ‌های درختان سیب من را خورد.
    * بسیاری از حشرات در واقع برای محیط‌زیست مفید و لازم هستند.
    * اگر توی خونه حشره دارید، بهتر است سعی کنید آن‌ها را از بین ببرید.
    * دستگاه دفع حشرات، حشرات بیرون را جذب کرده و از بین می‌برد.

    **۲. معنی دوم: یک بیماری خفیف**
    گاهی “باگ” به یک بیماری سبک مثل سرماخوردگی یا آنفولانزا اشاره دارد.
    * اوفلیا امروز نمی‌تواند سر کار بیاید چون می‌گوید یه مریضی گرفته. (باگ = سرماخوردگی یا آنفولانزا)
    * یه مریضی تو اداره در گردشه.
    * آدم‌ها می‌توانند با تزریق واکسن آنفولانزا، کمی در برابر این بیماری از خود محافظت کنند.
    * فکر کنم مریض شده‌م. (یعنی فکر می‌کنم سرماخورده‌ام یا آنفولانزا دارم.)

    **۳. معنی سوم: آزار دادن (به عنوان فعل)**
    وقتی “باگ” به عنوان فعل استفاده می‌شود، به معنای آزار دادن یا اذیت کردن کسی است.
    * یه چیزی داره اذیتم می‌کنه.
    * نمی‌تونم فکر کردن به این موضوعی که اذیتم می‌کنه رو متوقف کنم.
    * رئیسم مدام به خاطر اضافه کاری داره سرزنشم می‌کنه.
    * مادر جو همیشه به خاطر موهاش که به نظرش زیادی بلنده، سرش غر می‌زنه.
    * هیچ‌کس تاد را دوست ندارد چون مردم را اذیت می‌کند.
    * بچه‌های اندرو سال‌ها برای داشتن یک استخر شنا سرش غر زدند، تا اینکه بالاخره برایشان یک استخر خرید.
    * این همه سر و صدا داره دیوانه‌م می‌کنه.
    * چه چیزی این چند وقت اذیتت کرده؟
    * دارم اذیتت می‌کنم؟
    * الان سرت شلوغه؟ نمی‌خوام مزاحم بشم.

    **۴. معنی چهارم: مشکل فنی**
    در دنیای کامپیوتر، “باگ” به یک مشکل یا ایراد در یک برنامه یا نرم‌افزار گفته می‌شود.
    * توی این برنامه یه مشکل وجود داره. نمی‌تونم ازش استفاده کنم.
    * من اصلاً از اون نرم‌افزار استفاده نمی‌کنم. پر از ایراده.
    * این برنامه به نظر یه کم مشکل دار می‌آید.
    * آن‌ها مشکلات سیستم را برطرف کردند و حالا درست کار می‌کند.

    **۵. معنی پنجم: علاقه شدید**
    در نهایت، “باگ” می‌تواند به علاقه و اشتیاق بسیار شدید به چیزی، مخصوصاً طلا، اشاره کند.
    * علاقه‌مندان به طلا می‌توانند قیمت آن را بالا ببرند.
    * ونسا عاشق طلاست. (او مقدار زیادی طلا جمع می‌کند.)
    * او به طلا علاقه‌مند شد.
    * یونا علاقه شدیدی به جواهرات عتیقه دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Build به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Build به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Build به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای ساختن چیزی است. چیزهایی که ما می‌سازیم نیز به همان نسبت بزرگ‌تر می‌شوند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    build

    ساختن

    built

    ساخته شده است

    built

    ساخته شده است

    اسکار نجار است و خانه می‌سازد.
    سال پیش، او کابینت‌های آشپزخانه‌اش را درست کرد.
    ساخت این کابینت‌ها فقط چند هفته طول کشید.
    اسکار در سال‌های کاری طولانی‌اش، چیزهای زیادی ساخته است.
    او به این فکر می‌کند که سال بعد خانه‌ی خودش را بسازد.

    یک سازنده، خانه و ساختمان‌های دیگر می‌سازد.
    کسی که می‌خواهد پول زیادی دربیاورد، یک کسب‌وکار راه می‌اندازد.
    بچه‌ها دوست دارند با اسباب‌بازی چیزهای مختلف درست کنند.
    وزنه‌برداران با بلند کردن وزنه، عضلاتشان را قوی می‌کنند.
    کسانی که عاشق هستند، یک رابطه‌ی عاطفی می‌سازند.
    اعضای یک محله با همکاری هم، جامعه‌ای محکم و امن می‌سازند.
    می‌توانی با خواندن و نوشتن به انگلیسی، دایره‌ی لغاتت را گسترش بدهی.

    کلمه‌ی “build” می‌تواند به عنوان اسم هم به کار رود و در این حالت به شکل‌بدن فرد اشاره دارد:

    That woman has a nice build.
    A man who works out regularly can develop a strong build.
    a football player usually has a good build.

    اون زن هیکل خوبی داره
    مردی که به طور منظم ورزش می کند می تواند اندامی قوی داشته باشد.
    یک بازیکن فوتبال معمولاً هیکل خوبی دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.