دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Button به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Button به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Button به فارسی با مثالهای کاربردی

    دکمه وسیله‌ای است که با فشار دادن آن، کار خاصی انجام می‌شود. دکمه‌ها روی دستگاه‌های مختلفی دیده می‌شوند. همچنین از آن‌ها برای بستن لباس‌ها استفاده می‌شود. دکمه‌ها انواع گوناگونی دارند:

    با فشار دادن دکمه آسانسور به طبقه مورد نظرتان می‌روید.
    وقتی می‌خواهید اعداد را با هم جمع یا تفریق کنید، دکمه‌های ماشین حساب را فشار می‌دهید.
    دکمه روی این دستگاه، آن را روشن یا خاموش می‌کند. به آن دکمه پاور می‌گویند.
    کار این دکمه چیست؟
    علاوه بر این‌ها، روی لباس‌ها هم دکمه وجود دارد.

    اگر دکمه‌ای از لباستان کنده شد، می‌توانید بگویید: “یک دکمه گم شده است”.

    همهٔ انسان‌ها ناف دارند.

    توجه کرده‌اید که این کلمه را چطور تلفظ می‌کنیم؟ ما می‌گوییم (but’n) و صدای حرف دوم که «o» است شنیده نمی‌شود. بعضی افراد این کلمه را به صورت “button” (بو تین) ادا می‌کنند. اما بیشتر مردم در آمریکا آن را به شیوه‌ای که ما گفتیم تلفظ می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه By به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه By به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه By به فارسی با مثالهای کاربردی

    او کنار رایانه‌اش نشسته و در حال صحبت کردن با تلفن است.
    این ساختمان‌های زیبا در کنار آب قرار دارند. آیا دوست دارید کنار یک رودخانه یا دریاچه زندگی یا کار کنید؟
    این ساختمان‌های اداری نزدیک یک پارک هستند.
    آنها کنار یکدیگر نشسته‌اند و فیلم تماشا می‌کنند.
    می‌توانید با رفتن به اینترنت، زبان انگلیسی یاد بگیرید.
    می‌توانید با کمک یک تبر، چوب را تکه تکه کنید.
    او یک رباخوار است. با دادن وام‌های با بهره زیاد، او بسیار ثروتمند شده است.
    او یک موج‌سوار است. او با استفاده از یک تخته‌ی موج‌سواری، روی موج‌های دریا حرکت می‌کند.
    می‌توانید به راحتی و با اتوبوس در این شهر رفت‌وآمد کنید.
    سریع‌ترین راه برای جابجایی در این شهر، استفاده از مترو است.
    او باید تا قبل از ساعت ۵:۳۰ به جلسه‌اش برسد.
    این ساختمان‌ها تا قبل از فروریختن، در کنار یکدیگر قرار داشتند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cake به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cake به فارسی با مثالهای کاربردی

    cake “کیک” نوعی دسر است که با آرد، کره، شکر و تخم مرغ درست می شود. معمولاً پخته می شود و روی آن را با یک فراستینگ شکری می پوشانند.

    انواع مختلفی از کیک وجود دارد. در اینجا چند نمونه آورده شده است:

    1. A birthday cake is served during a birthday celebration.
    2. People eat slices of cake from a wedding cake at a wedding.
    3. A fruit cake contains dried fruit, and it is very heavy.
    4. A carrot cake is made partially with carrots.
    5. Chocolate cake has a chocolate flavored sponge and chocolate frosting. (The sponge is the inside of the cake.)
    6. An ice cream cake is made almost entirely from ice cream.
    7. People eat pancakes with syrup for breakfast.
    1. کیک تولد در جشن تولد سرو می شود.
    2. مردم در مراسم عروسی تکه هایی از کیک را از کیک عروسی می خورند.
    3. کیک میوه ای حاوی میوه های خشک است و بسیار سنگین است.
    4. کیک هویج تا حدی با هویج درست می شود.
    5. کیک شکلاتی اسفنجی با طعم شکلاتی و فراستینگ شکلاتی دارد. (اسفنج داخل کیک است.)
    6. یک کیک بستنی تقریباً به طور کامل از بستنی درست می شود.
    7. مردم برای صبحانه پنکیک با شربت می خورند.

     

    کلمه “cake” را می توان به عنوان یک فعل استفاده کرد که یک لایه ضخیم از مواد روی یک سطح ایجاد شود. (build up = افزایش ضخامت)

    1. Andrea’s eye lashes were caked with mascara.
    2. The face of the clown was caked with white make up.
    3. Mud cakes on to the tires and the wheel wells of a car when driving through a wet field.
    4. My shoes were caked with mud following a hiking trip.
    1. مژه های چشم آندریا با ریمل پر شده بود.
    2. صورت دلقک با آرایش سفید کیک شده بود.
    3. هنگام رانندگی در یک مزرعه خیس، گل و لای به لاستیک ها و چاه چرخ های ماشین می چسبد.
    4. کفش هایم بعد از یک سفر پیاده روی با گل آغشته شدند.

     

    عباراتی وجود دارد که شامل کلمه “cake” می شود.

    1. That takes the cake. (That is a bad situation.)
    2. This is a piece of cake. (This is easy.)
    3. You can’t have your cake and eat it, too. (You can’t have everything that you want.)
    4. He’s a fruitcake. (I doubt his mental stability or his judgment.)
    5. This is the frosting on the cake. (This is the best part of a good situation.)
    6. These are selling like hot cakes. (These things are selling very fast.)
    1. که کیک را می گیرد. (وضعیت بدی است.)
    2. این یک تکه کیک است. (این آسان است.)
    3. شما هم نمی توانید کیک خود را بخورید و بخورید. (شما نمی توانید هر چیزی را که می خواهید داشته باشید.)
    4. او یک کیک میوه است. (من به ثبات ذهنی یا قضاوت او شک دارم.)
    5. این همان فراست روی کیک است. (این بهترین بخش یک موقعیت خوب است.)
    6. اینها مثل هات کیک می فروشند. (این چیزها خیلی سریع می فروشند.)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Call به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Call به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Call به فارسی با مثالهای کاربردی

    در زمان صحبت کردن با دیگران، چه از طریق تلفن و چه رو در رو، می‌توانید از کلمه «تماس» استفاده کنید.

    در مثال‌های اول، «تماس» به معنای استفاده از تلفن است:

    * یک تماس تلفنی دریافت کردم.
    * باید این تماس را جواب بدهم.
    * شوندرا برای یک مصاحبه کاری تماس گرفتند.
    * لستر دارد سعی می‌کند یک تماس برقرار کند.
    * وقتی در حال رانندگی هستید، پاسخ دادن به تلفن ایده خوبی نیست.

    همچنین می‌توانید از «تماس گرفتن» یا «زنگ زدن» به عنوان فعل استفاده کنید تا عمل برقراری ارتباط تلفنی را توصیف کنید:

    * وقتی به خانه رسیدی به من زنگ بزن.
    * مادرت زنگ زد و گفت که یک خبر خوب دارد.
    * به چه کسی داری زنگ می‌زنی؟
    * چه کسی زنگ زد؟
    * کسی در مورد ماشین زنگ زده است؟

    موارد مختلف دیگری هم وجود دارد که از کلمه «تماس» یا «زنگ» استفاده می‌شود:

    * معلم از رزا خواست تا به سؤال جواب دهد.
    * بیل احساس می‌کند یک ندای درونی دارد تا به کسانی که از او کم‌بخت‌تر هستند کمک کند. (یک ندای درونی = یک انگیزه روحی)
    * محمد امشب باید حواسش به تلفنش باشد چون «آماده‌به‌کار» است. (آماده‌به‌کار = بلافاصله در دسترس بودن برای کار)
    * آتشنشانان داوطلب، همیشه و در هر ساعتی آماده‌به‌کار هستند.
    * فروشنده‌ها اغلب مجبورند «تماس سرد» بزنند. (تماس سرد = زنگ زدن یا مراجعه کردن به کسی که قبلاً شناختی از او ندارید تا چیزی به او بفروشید)
    * سندی به عنوان یک «دختر تماسی» کار می‌کند. (دختر تماسی = زنی که برای معاشرت با مردان پول دریافت می‌کند)
    * ساریتا در یک «مرکز تماس» کار می‌کند. (مرکز تماس = جایی که به تماس‌های تلفنی مشتریان پاسخ می‌دهند)
    * اسم این چیه؟
    * یک سرباز به «ندای وظیفه» پاسخ می‌دهد. (ندای وظیفه = فداکاری کردن برای یک هدف)
    * او به او حرف زشت زد. (حرف زشت زدن = گفتن چیزهای بد درباره یک نفر)
    * بد است که به آدم‌ها حرف‌های زشت بزنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Calm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Calm به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Calm به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “آرامش” برای توصیف حالتی از صلح و خونسردی، به ویژه در موقعیت‌های سخت یا خطرناک، به کار می‌رود. (توجه کنید که حرف “l” در “calm” معمولاً تلفظ نمی‌شود.)

    در مثال‌های زیر، “calm” به صورت صفت استفاده شده است:

    * دریاچه امروز بسیار آرام است. روی آن هیچ موجی دیده نمی‌شود.
    * همه در جریان آن وضعیت اضطراری، خونسردی خود را حفظ کردند. هیچ‌کس فریاد نمی‌زد.
    * معلم با رفتاری آرام و متین، با دانش‌آموزان شلوغ صحبت کرد.

    کلمه “calm” می‌تواند به عنوان فعل نیز استفاده شود:

    * بهتر است آرام باشی.
    * صدای مادر، نوزاد را آرام کرد.
    * موسیقی می‌تواند حتی حیوان وحشی را نیز آرام کند.

    کلمه “آرام” به صورت قید به کار می‌رود:

    * آن مرد جوان با آرامش کامل و بدون هیچ دودلی به پرسش‌ها پاسخ داد.
    * کشیش در طول مراسم مذهبی با لحنی بسیار آرام سخن گفت.
    * شنیدن صدای دریا اثر آرام‌کننده‌ای بر افراد دارد. (کلمه “آرام‌کننده” در اینجا نقش صفت دارد.)

    همچنین می‌توان از “آرامش” به عنوان اسم استفاده کرد:

    * پس از ناآرامی‌ها، فقط گذشت زمان می‌تواند دوباره آرامش را به جامعه بازگرداند.
    * مدیر ما به خاطر حفظ آرامش خود در شرایط پرفشار معروف است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای که کلمات رایج انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا دارد، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Can به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Can به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Can به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “can” معمولاً برای نشان دادن توانایی یا اجازه انجام کاری به کار میرود:

    او به خوبی میتواند انگلیسی صحبت کند. (توجه کنید که تلفظ حرف صدادار در اینجا شبیه به صدای “e” کوتاه است)
    آنها میتوانند رانندگی کنند.
    من فردا میتوانم گلف بازی کنم.
    میتوانی ماشینم را قرض بگیری. (در اینجا “can” و “may” معنای مشابهی دارند. توضیحات پایین را ببین)
    بچهها امروز نمیتوانند به بیرون بروند. هوا خیلی سرد است.

     
    گاهی هم “can” به عنوان یک فعل اصلی استفاده میشود:

    ریتا اخراج شد. (به او گفته شد که دیگر نیاید)
    کارمندان به خاطر شوخیهای بیجا در محل کار اخراج شدند. (شغل خود را از دست دادند)
    ما این آخر هفته گوجهفرنگیها را در شیشه نگهداری میکنیم. (یعنی آنها را برای استفاده در آینده در ظرف دربسته قرار میدهیم)
    اگر گوجهفرنگیهای خوبی برداشت کنم، آنها را برای زمستان کنسرو میکنم.

     
    “can” به عنوان اسم هم معانی مختلفی دارد:

    آن آشغال را در سطل بینداز. (can یعنی سطل زباله)
    تونی به دستشویی رفت. (can در اینجا به معنای توالت است)
    لورا آدم تنبلی است. تمام روز را بدون انجام کاری، فقط با تماشای تلویزیون یا حرف زدن با تلفن میگذراند. (can در اینجا به معنای نشیمنگاه است)
    این شرکت چند فیلم آماده دارد، اما آنها را تا سال آینده منتشر نمیکند. (عبارت “in the can” به معنای تمام شدن یک پروژه، معمولاً فیلمسازی است)

     
    توجه: وقتی صحبت از اجازه دادن یا بیان اینکه کاری مشکلی ندارد میشود، بعضی از معلمان و کارشناسان زبان انگلیسی استفاده از “may” را به “can” ترجیح میدهند.

    میتوانی ماشینم را قرض بگیری. (با استفاده از may)
    میتوانی ماشینم را قرض بگیری. (با استفاده از can)

     
    بعضی افراد هم در چنین موقعیتهایی همیشه از “can” استفاده میکنند. آنها فکر میکنند “may” بیش از حد رسمی به نظر میرسد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Cancel به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cancel به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Cancel به فارسی با مثالهای کاربردی

    لغو کردن یک کار، به این معنی است که از رخ دادن آن جلوگیری کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    cancel

    لغو کردن

    canceled

    لغو شد

    canceled

    لغو شد

    پرواز ما به خاطر آب و هوای نامساعد لغو شد.
    به دلیل تیراندازی در مدرسه، کلاس‌ها تعطیل شدند.
    من در حال لغو سرویس اینترنتم هستم چون شرکت ارائه‌دهنده خدمات بسیار بدی دارد.
    جرمی سفر تفریحی خود را لغو کرد چون کم‌کم متوجه شد پول کافی برای پرداخت هزینه‌های آن ندارد.
    ترزا نوبت دکترش را لغو کرد چون پای دیگرش درد نمی‌کرد – دردی که قبلاً اذیتش می‌کرد.
    بقیهٔ برنامهٔ سفر کمپینگ بعد از چند روز باران سنگین لغو شد.

    لغو (cancellation) یک اسم است:
    این هتل پس از انتشار خبر وقوع طوفان، با لغوهای زیادی روبرو شد.
    لغو ناگهانی پرواز به فرانسه، برنامه‌های تعطیلات تانیا را به هم ریخت.
    ما فقط در صورتی می‌توانیم در رستوران میز رزرو کنیم که یک لغو رخ دهد.

    کلمهٔ “cancelled” می‌تواند به عنوان صفت هم استفاده شود:
    آب و هوای بد باعث لغو چندین پرواز شد.
    بیماری میان هنرمندان، منجر به لغو تاریخ‌های کنسرت شد.
    سفارش‌های لغو شده، سود شرکت را آنقدر کم کرد که در نهایت ورشکست شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Candy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Candy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Candy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “آب نبات” برای خوراکی‌هایی به کار می‌رود که معمولاً از شکر درست می‌شوند و به صورت غیرقابل شمارش استفاده می‌شود.

    من سه تکه آب نبات دارم.
    دیشب در جشن هالووین به بچه‌ها مقدار زیادی آب نبات داده شد.
    آب نبات برای دندان‌ها ضرر دارد.
    آب نبات‌های سفت به خصوص برای دندان‌ها مضر هستند.
    خوردن مقدار زیادی آب نبات خوب نیست.
    چه نوع آب نباتی دوست داری؟
    بچه‌ها عاشق آب نبات هستند!
    این هم یک مجموعه از انواع آب نبات. (مجموعه یعنی انواع مختلف)

     
    کلمه candy در ترکیب با کلمات دیگر هم استفاده می‌شود:

    اسنیکرز یک نوع آب نبات است.
    ما یک بسته آب نبات توئیگز خریدیم و به بچه‌هایی که دیشب برای هالووین آمده بودند دادیم.
    در زمان کریسمس، خیلی از افراد دوست دارند خانه یا درخت کریسمسشان را با آب نبات‌های چوبی تزیین کنند.
    بازی Candy Crush یک برنامه محبوب موبایل است.
    فروشگاه‌های آب نبات‌فروشی فقط آب نبات می‌فروشند.

     
    کلمه “candy” گاهی به شکل جمع هم به کار می‌رود، اما به خاطر داشته باشید که معمولاً آن را به صورت غیرقابل شمارش و مفرد استفاده می‌کنند:

    آب نبات‌ها و شیرینی‌ها در زمان تعطیلات پرطرفدار هستند.
    در مرکز خرید محل ما، فروشگاهی وجود دارد که آب نبات را از کشورهای مختلف جهان وارد می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Cap به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “cap” می‌تواند به معنای کلاه یا هر نوع پوششی باشد که از چیزی محافظت می‌کند یا آن را می‌بندد.

    او همیشه کلاه بیسبال را برعکس روی سرش می‌گذارد.
    آیا در لوله خمیردندان را بستی؟
    در بطری شیر کجاست؟
    شرکت در شروع دوران رکود، استخدام نیروی جدید را محدود کرد. (cap به معنی یک سقف یا محدودیت است)
    هیچ وقت برای باز کردن در بطری از دندان‌هایت استفاده نکن.

    وقتی “cap” به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به این معناست که برای چیزی یک حد最高 در نظر بگیریم:

    تیم ورزشی، حقوق سالانه او را روی دو میلیون دلار ثابت کرد.
    شرکت، تعداد افرادی را که می‌توانست در آن سال استخدام کند، به بیست نفر محدود کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Capture به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Capture به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Capture به فارسی با مثالهای کاربردی

    capture به معنای گرفتن چیزی یا کسی است که فرار کرده یا باید پیدا شود. تلفظ این کلمه(cap shur) است.

    1. The police captured the man who robbed the bank.
    2. A little boy captured a butterfly with a net.
    3. Whitey Bulger escaped capture for decades. (This sentence uses “capture” as a noun.)
    4. His capture made national headlines. (This sentence uses “capture” as a noun.)
    5. The United States captured Sadam Hussein after an exhausting manhunt.
    6. It’s hard to capture a fish with your bare hands.
    7. The woman was captured by a monster.
    1. پلیس مردی را که از بانک سرقت کرده بود دستگیر کرد.
    2. پسر بچه ای پروانه ای را با تور گرفت.
    3. Whitey Bulger برای چندین دهه از دستگیری فرار کرد. (این جمله از “تسخیر” به عنوان اسم استفاده می کند.)
    4. دستگیری او خبرساز شد. (این جمله از “تسخیر” به عنوان اسم استفاده می کند.)
    5. ایالات متحده پس از یک تعقیب و گریز طاقت فرسا، صدام حسین را دستگیر کرد.
    6. گرفتن ماهی با دست خالی سخت است.
    7. زن توسط یک هیولا اسیر شد.

     

    در هنگام عکاسی یا استفاده از دوربین فیلمبرداری نیز می توان از کلمه “capture” استفاده کرد:

    1. Marta captured her son’s graduation on video.
    2. A cell phone does a good job of capturing images.
    3. A camera captured the exact moment when the horse crossed the finish line.
    1. مارتا فارغ التحصیلی پسرش را با ویدئو ضبط کرد.
    2. تلفن همراه در گرفتن تصاویر به خوبی عمل می کند.
    3. یک دوربین دقیقا لحظه عبور اسب از خط پایان را ثبت کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.