دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Blizzard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blizzard به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Blizzard به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک کولاک یا بوران زمانی رخ می‌دهد که باد بسیار سرد و شدید همراه با رطوبت زیاد هوا باعث بارش سنگین و مداوم برف طی یک یا چند روز شود.

    برای منطقه شمال شرقی ایالات متحده هشدار کولاک اعلام شده است.
    پیش‌بینی می‌شود این کولاک بیشتر از دو روز طول بکشد.
    بهترین کار در زمان وقوع کولاک، ماندن در خانه است.
    یک کولاک قدرتمند می‌تواند خودروها را کاملاً زیر برف دفن کند، به همین دلیل رفت‌وآمد معمولاً ممنوع می‌شود.
    پس از پایان کولاک، مردم با استفاده از بیل‌های برفی و ماشین‌های برف‌روب، راه ورودی خانه و پیاده‌روهای خود را پاک می‌کنند.
    وقتی کولاک می‌آید، مدارس تعطیل می‌شوند. بچه‌ها یک “روز برفی” دارند. (روز برفی یعنی به خاطر بارش زیاد برف، مدرسه تعطیل است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Block به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Block به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Block به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “block” معمولاً به عنوان یک فعل به کار میرود. معنی آن این است که جلوی چیزی را بگیری، آن را متوقف کنی یا مانع از انجام یک کار شوی.

    ساده گذشته فعل ماضی
    block

    مسدود کردن

    blocked

    مسدود شده است

    blocked

    مسدود شده است

    پلیس رفت و آمد خیابان را قطع کرد.
    یک جعبه بزرگ جلوی در را گرفته است.
    رئیس جیل اجازه پیشرفت شغلی به او نمی‌دهد.
    بستن راه خروج اضطراری برخلاف قانون است.
    چیزی راه آب را بند آورده و به همین خاطر آب تخلیه نمی‌شود.
    مامور امنیتی، گروهی از معترضان را که قصد ورود به ساختمان داشتند، متوقف کرد.
    دسترسی به این وب‌سایت از سوی دولت محدود شده است.

    وقتی کلمه “block” به عنوان اسم به کار می‌رود، معانی مختلفی دارد:

    در این محله، خانه‌ها و آپارتمان‌های خوبی وجود دارد. (یک بلوک می‌تواند به مجموعه‌ای از ساختمان‌ها در یک خیابان یا یک ناحیه شهری اشاره کند.)
    کودکان دوست دارند با قطعات ساختمان‌سازی بازی کنند.
    بسیاری از خانه‌ها و ساختمان‌ها با بلوک‌های سیمانی ساخته می‌شوند.
    ماشین روی بلوک‌ها قرار داده شده است.
    سیم خاردار یک مانع مؤثر در برابر ورود غیرقانونی است.
    رفتم مغازه تا یک قالب پنیر بخرم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Blur به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Blur به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Blur به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک عکس واضح نیست و جزئیات آن به خوبی مشخص نمی‌باشد، می‌توانید از واژه “blur” استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    blur

    محو کردن

    blurred

    محو شد

    blurred

    محو شده

    چهره کودک در عکس، برای حفظ هویت او، به صورت تار نشان داده شده بود.
    خاطرات روزهای قدیم، انگار که در ذهن با هم قاطی شده و محو می‌شوند.
    اگر موقع عکس گرفتن دستتان را تکان دهید، تصویر نهایی تار خواهد شد.

    کلمه “blur” می‌تواند یک اسم باشد.
    اتفاقات زمانی که چهارسالم بود، برایم مثل یک لکه تیره و نامشخص در حافظه است.
    وقتی همه رنگ‌ها را روی پالت با هم مخلوط کردیم، یک لکه تیره و گِلی‌رنگ درست شد.
    هارولد خاطره زیادی از شب قبل به یاد ندارد. او گفت: «همه‌چیز مثل یک مه تیره است.»

    کلمه “blurry” یک صفت است. متضاد این کلمه “sharp” است.
    بدون عینکم، همه چیز تار دیده می‌شود.
    این تصویر واضح نیست و خطوطش تار شده.
    اگر در زمان عکاسی دستتان بلرزد، عکس محو و ناواضح می‌شود.
    مجبور شدم چند تا از عکس‌ها را دور بریزم چون کیفیت خیلی پایین و تار بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Board به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Board به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Board به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “board” معناهای گوناگونی دارد. وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، به عمل سوار شدن به هواپیما یا کشتی اشاره دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    board

    سوار شدن

    boarded

    سوار شد

    boarded

    سوار شد

    بعد از اعلام شماره پروازمان، سوار هواپیما شدیم.
    برای ورود به هواپیما از داخل فرودگاه، باید از یک راهروی مسقف مخصوص که به درب هواپیما متصل می‌شود عبور کنید.
    برای سوار شدن به یک کشتی بزرگ نیز مسافران از روی یک سکو یا پل متحرک که اسکله را به کشتی وصل می‌کند، حرکت می‌کنند.
    سوار شدن به هواپیما معمولاً زمان‌بر است، چون مسافران باید جای صندلی خود را پیدا کنند و چمدان‌هایشان را در جاهای مخصوصی قرار دهند.

    علاوه بر معنای سوار شدن، کلمه «بورد» به معنای تهیه محل زندگی و غذا برای کسی نیز هست.
    به عنوان مثال، دانشجویانی که در خوابگاه زندگی می‌کنند، علاوه بر شهریه دانشگاه، باید هزینه خواب و غذا هم بپردازند.
    سامانتا مجبور است هر بار که به مسافرت می‌رود، سگ‌هایش را به یک محل مراقبت بسپارد چون کسی را ندارد که از آن‌ها نگهداری کند.
    یک خانه بسیار بزرگ در آن خیابان، به افراد اجاره اتاق همراه با غذا می‌دهد.
    جاناتان هم به طور موقت در خانه افرادی که به صورت اینترنتی شناخته، زندگی و غذا می‌خورد.

    وقتی «بورد» به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به یک سطح صاف و محکم اشاره دارد که برای کارهای مختلفی استفاده می‌شود.
    مثلاً سبزیجات یا گوشت را روی یک «تخته برش» خرد می‌کنید.
    لباس‌ها را روی «میز اتو» اتو می‌زنید.
    پنجره‌ها و درهای خانه‌های خالی از سکنه را اغلب با تخته می‌پوشانند.
    مردم مناطق ساحلی قبل از رسیدن توفان، پنجره‌های خانه‌های خود را با تخته می‌بندند تا از آسیب در امان بمانند.
    اسکیت‌برد یک تخته چوبی مستطیل شکل است که چهار چرخ زیرش دارد.
    تخته‌ی موج‌سواری هم یک وسیله بلند و باریک است که برای حرکت روی موج دریا از آن استفاده می‌شود.
    مقوا یک نوع کاغذ ضخیم و محکم است که برای درست کردن جعبه، بسته‌بندی و ساخت تابلوهای اعلانات به کار می‌رود.
    حتی می‌توانید با قرار دادن یک صفحه چوبی بزرگ روی دو کمد بایگانی، یک میز درست کنید.

    در نهایت، «بورد» می‌تواند به گروهی از افراد اشاره کند که مسئول راهنمایی و مدیریت یک شرکت یا سازمان بزرگ هستند.
    برای مثال، دیوید عضو «هیئت مدیره» یک شرکت بسیار معتبر و بزرگ است.
    «هیئت مدیره مدرسه» باید یک مدیر جدید برای مجموعه مدارس آن منطقه پیدا کند.
    اعضای هیئت مدیره معمولاً در یک سالن کنفرانس بزرگ و پشت یک میز طولانی جلسه می‌گذارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Boast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Boast به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که به خودش می‌بالد، مدام درباره موفقیت‌ها و توانایی‌هایش حرف می‌زند. این رفتار معمولاً جنبه منفی دارد. کلمه «boast» معنایی نزدیک به «فخر فروختن» دارد.

    جیسون همیشه از خودش تعریف می‌کند.
    مدام می‌گوید چقدر در ورزش مهارت دارد.
    دوستانش از این همه تعریف و تمجید او خسته شده‌اند.
    او خیلی به موفقیت‌هایش افتخار می‌کند. (کلمه «boastful» به صورت صفت به کار می‌رود.)

    جسیکا درباره موفقیت‌های درسی‌اش صحبت می‌کند.
    همیشه در حال تعریف از دستاوردهای خود است.
    با غرور از نتیجه امتحانش حرف زد. (کلمه «boastfully» به صورت قید استفاده می‌شود.)
    دوستانش از شنیدن حرف‌های مغرورانه او خسته شده‌اند.

    ریچل و تیم همیشه از بچه‌هایشان تعریف می‌کنند.
    دوستانشان آرزو می‌کنند که آن‌ها کمتر از خودشان تعریف کنند.
    بعضی وقت‌ها وقتی شروع به تعریف از فرزندانشان می‌کنند، بقیه آنجا را ترک می‌کنند.
    صحبت‌های پدر و مادرهای مغرور، خسته‌کننده و شنیدنش سخت است.

    آیا شما هم به چیزی افتخار می‌کنید؟
    درباره چه چیزی معمولاً صحبت می‌کنید؟
    اگر کمی از خودتان بگویید، مشکلی ندارد.
    اما اگر زیاد از خودتان تعریف کنید، کسی تمایلی به شنیدن ندارد.
    لطفاً دیگر از خودتان تعریف نکنید!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Boat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boat به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Boat به فارسی با مثالهای کاربردی

    قایق وسیله‌ای است که برای حرکت روی آب از آن استفاده می‌شود. این وسیله در فعالیت‌های گوناگون، هم برای کار و هم برای تفریح، کاربرد دارد.

    یک قایق روی آب شناور می‌ماند.
    اگر قایق نتواند روی آب بماند، به زیر آب فرو می‌رود (غرق می‌شود).
    قایق‌سواری تجربه‌ای لذت‌بخش است.
    خیلی از افراد برای ماهیگیری به دریا یا رودخانه می‌روند و از قایق استفاده می‌کنند.
    برای حرکت دادن قایق با دست، از پارو کمک گرفته می‌شود.
    قایق‌های بادبانی با استفاده از نیروی باد به حرکت درمی‌آیند.
    قایق موتوری یا تندرو، دارای موتور است.
    رافت نوعی قایق کوچک است که معمولاً برای گردش یا در شرایط اضطراری به کار می‌رود.
    کشتی یا یخت، یک قایق بسیار بزرگ محسوب می‌شود.
    قایق یدک‌کش، دیگر قایق‌ها را —چه بزرگ و چه کوچک— به دنبال خود می‌کشد.
    به کسی که روی قایق کار می‌کند، ملوان گفته می‌شود.

     
    بسیاری از افراد به قایقسواری علاقه دارند. کلمهٔ “boating” یا “قایقسواری” در مثال‌های زیر به کار رفته است:

    قایقسواری در تابستان بسیار لذت‌بخش است.
    این فعالیت، یکی از سرگرمی‌های پرطرفدار در دریاچه‌های بزرگ ایالت‌هایی مانند ویسکانسین و مینه‌سوتا است.
    قایقسواری با بادبان نیاز به کمی تمرین دارد، اما وقتی یاد بگیرید بسیار سرگرم‌کننده است.
    اگر می‌خواهید قایقسواری کنید، می‌توانید یک قایق اجاره کنید یا آن را بخرید.

     
    عبارات و اصطلاحات زیادی در زبان وجود دارد که از دنیای قایق‌ها و دریا آمده‌اند:

    قایق را تکان نده. (یعنی وضعیت موجود را به هم نریز و مشکل ایجاد نکن.)
    او تازه از قایق پیاده شده. (یعنی تازه از یک کشور دیگر آمده است.)
    همه ما در یک قایق نشسته‌ایم. (یعنی همه در یک شرایط مشابه هستیم.)
    قایق را از دست نده. (یعنی این فرصت را از دست نده.)
    هر چیزی که قایق تو را شناور نگه می‌دارد. (یعنی هر چیزی که تو را خوشحال می‌کند، قابل قبول است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bob به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bob به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bob به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی روی آب «تکان می‌خورد»، یعنی شناور است و بالا و پایین می‌رود.

    این یک شناور است. وقتی ماهیگیری می‌کنید، از این وسیله استفاده می‌کنید. شناور روی آب حرکت می‌کند و وقتی ماهی طعمه را می‌گیرد، به شما خبر می‌دهد.
    اگر چیزی روی آب تکان بخورد، یعنی با حرکت موج‌ها بالا و پایین می‌شود.
    پرندگان روی آب تکان می‌خوردند.

     
    همچنین، از کلمه «bob» برای اشاره به یک بازی سنتی استفاده می‌شود که معمولاً در مهمانی‌های پاییزی یا نزدیک به هالووین انجام می‌شود.

    آن‌ها مشغول بازی گرفتن سیب با دهان هستند.
    این بازی سرگرم‌کننده است، اما کار سختی است.
    در این بازی، فقط باید با دهان سیب‌ها را از آب بیرون بکشید و اجازه ندارید از دست‌هایتان کمک بگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Bobble به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bobble به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bobble به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “bobble” به عنوان یک فعل، زمانی به کار می‌رود که کسی در نگهداری یا کنترل چیزی دچار اشتباه شود و آن را رها کند یا از دست بدهد.

    بازیکن تلاش کرد توپ را بگیرد، اما نتوانست آن را به خوبی کنترل کند و توپ روی زمین افتاد.
    در لحظه پایانی یک مسابقه مهم فوتبال، کوارتربک وقتی توپ به سمتش پرتاب شد، نتوانست آن را مهار کند و این باعث شد توپ از دستش رها شود.
    توپ از کنترل خارج شد و تیم بازی را باخت.
    پیشخدمتی که چندین بشقاب را از روی میز جمع کرده بود، نتوانست تعادلش را حفظ کند. با این که سعی کرد از افتادن بشقاب‌ها جلوگیری کند، آن‌ها روی زمین خوردند و شکستند.
    وقتی یکی از شرکت‌کنندگان در یک مسابقه تلویزیونی، در پاسخ به یک سوال ساده دچار اشتباه شد، همه فهمیدند که بازنده خواهد شد.

     
    bobblehead نوعی اسباب‌بازی یا شیء تزئینی است که معمولاً توسط کودکان و بزرگسالان جمع‌آوری می‌شود.

    وقتی وارد ورزشگاه بیسبال شدیم، به ما کله‌گردهای یادگاری دادند که شبیه بعضی از بازیکنان بود.
    حاضران در جلسه طوری رفتار می‌کردند که انگار سرهای تکان‌خورنده هستند، چون بدون هیچ چون و چرایی با هر حرف رئیسشان موافق بودند.
    مجموعه bobbleheadهای جری شامل مدل‌های اوباما و کلینتون است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Bonus به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bonus به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bonus به فارسی با مثالهای کاربردی

    پاداش یا جایزه، مزیت اضافه‌ای است که یک فرد از محل کار یا یک کسب‌وکار دریافت می‌کند. این پاداش معمولاً به شکل پول است، اما می‌تواند هر نوع هدیه یا جایزه دیگری هم باشد.

    جولیو در پایان سال ۵۰۰ دلار پاداش گرفت.
    برتا به خاطر اینکه به هدف فروش سه‌ماهه خود رسید، یک چک پاداش دریافت کرد.
    امسال همهٔ کارکنان شرکت پاداش خواهند گرفت.
    چارلز برای برنامه‌هایش به پاداشش امید بسته است.
    پیتزای رایگان شب جمعه، یک امتیاز اضافی برای کارمندانی است که دیرتر در محل کار می‌مانند.
    معلم همیشه در امتحان، سوالات اضافه می‌گذارد. اگر به آن سوالات درست جواب بدهیم، نمرهٔ بیشتری می‌گیریم.
    مرخصی استعلاجی برای جورج یک مزیت غیرمنتظره بود، چون در حال بهبودی پس از یک حادثه به سر می‌برد.
    مشتریان تازهٔ بانک با باز کردن یک حساب پس‌انداز، نوعی هدیه یا جایزه دریافت می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Book به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Book به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Book به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کتاب” اسمی است که به مجموعه‌ای از نوشته‌ها اشاره دارد. هر کتاب معمولاً یک جلد دارد و درون آن صفحات کاغذی قرار گرفته است. انتشار کتاب‌ها اغلب بر عهده شرکت‌های انتشاراتی است و به فردی که محتوای کتاب را می‌نویسد، نویسنده گفته می‌شود.
    I read a great book last week. (past tense)
    How many books do you read every year? (present tense)
    This book is now available at the bookstore.

    هفته گذشته یک کتاب عالی خواندم. (زمان گذشته)
    سالانه چند کتاب می‌خوانید؟ (زمان حال)
    این کتاب هم‌اکنون در کتابفروشی موجود است.

    علاوه بر این، کلمه “book” می‌تواند به عنوان فعل نیز به کار رود و در این حالت معنای “رزرو کردن” می‌دهد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    book

    رزرو کردن

    booked

    رزرو شده است

    booked

    رزرو شده است

    امی بلیط پرواز از میامی به شیکاگو را رزرو کرد. او و خانواده‌اش هفتهٔ آینده راه می‌افتند.

    همچنین ایمی به صورت اینترنتی برای خانواده‌ چهارنفره‌شان در هتل پالمر هاوس جا رزرو کرد.

    آیا شما تا به حال رزرو اینترنتی انجام داده‌اید؟ این کار خیلی ساده است.

    من باید برای یک جمع بیست‌نفره در یک رستوران رزرو کنم.

    به عنوان یک فعل، کلمهٔ “book” در حسابداری شرکت‌ها هم کاربرد دارد:

    شرکت آن‌ها برای اولین بار سال گذشته سود خود را ثبت کرد.
    فروش تعدادی از سهام با زیان ۱۰٬۰۰۰ دلاری ثبت خواهد شد.

    کاربردهای دیگری هم برای کلمهٔ “book” وجود دارد:

    اگر اطلاعاتی روی کتاب‌ها باشد، یعنی چاپ شده و قابل خواندن است.
    اگر بگویید کسی “booking” است، یعنی با سرعت حرکت می‌کند یا کاری را خیلی تند انجام می‌دهد. (ببین چطور داره می‌ره! واقعاً داره تند می‌ره!)
    یک “bookie” کسی است که شرط‌های قمار را مدیریت می‌کند، معمولاً به شکل غیرقانونی.
    یک “bookworm” به کسی گفته می‌شود که زیاد کتاب می‌خواند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.