دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Uneasy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Uneasy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Uneasy به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که احساس «ناراحتی» می‌کند، معمولاً نسبت به یک چیز یا یک نفر، حس بی‌قراری یا اضطراب دارد.

    **مثال‌ها از حالت صفتی (uneasy):**

    * من از این موضوع احساس ناراحتی می‌کنم.
    * به نظر می‌رسی آشفته‌ای. چه اتفاقی افتاده؟
    * دیو می‌گوید از پرواز با هواپیما احساس نگرانی می‌کند.
    * ونسا به من گفت که در کنار آدم‌های خیلی تحصیل‌کرده، احساس راحتی ندارد.
    * ماریا به دکتر گفت به خاطر دردی که در شکمش داشته، حسابی نگران شده.
    * آن مرد غریبی که انتهای خیابان زندگی می‌کند، همه را عصبی می‌کند چون هم پرسر و صداست و هم کمی ترشرو.
    * هر وقت یک ماشین پلیس دقیقاً پشت ماشین آلبرت قرار می‌گیرد، او مضطرب می‌شود.
    * پلیس باعث می‌شود بعضی افراد کمی احساس ناآرامی کنند.
    * بروس هر بار که مجبور است با رئیسش درباره چیزی صحبت کند، احساس ناراحتی می‌کند.

     

    کلمات **”uneasiness”** و **”unease”** شکل اسمی این مفهوم هستند.

    **مثال‌ها از حالت اسمی:**

    * من کمی احساس ناآرامی می‌کنم.
    * ای کاش این حس نگرانی فقط از بین می‌رفت.
    * بعد از اینکه تمام قسط‌های کارت‌های اعتباری‌مان را پرداخت کردیم، نگرانی‌مان درباره بدهی‌ها از بین رفت.
    * وقتی مردی با یک اسلحه وارد سالن شد، حس ناآرامی به سرعت بین همه مردم حاضر پخش شد.
    * میان کسانی که به کشورهایی با آمار جرم بالا سفر می‌کنند، کمی احساس نگرانی وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Unfortunately به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Unfortunately به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Unfortunately به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «متأسفانه» برای بیان احساس ناراحتی یا تأسف درباره یک اتفاق یا موقعیت به کار می‌رود. معمولاً از این کلمه برای پیوند دادن دو جمله استفاده می‌شود تا نشان دهد اتفاقی ناخوشایند در حال رخ دادن است:

    لوئیس دلش می‌خواهد امروز در خانه بماند، اما متأسفانه باید به سر کار برود.
    هلن کارمند بسیار خوب و باانگیزه‌ای است. متأسفانه، شرکت به دلیل مشکلات مالی مجبور است او را از کار اخراج کند.
    متأسفانه، زمان بسیار کمی برای با هم بودنمان باقی مانده است.
    ما باید یک یخچال جدید بخریم، اما متأسفانه در حال حاضر توان مالی آن را نداریم.
    پدرو می‌خواست به پارک برود و با دوستانش بیسبال بازی کند، اما متأسفانه هوا بارانی است.

     
    اگر بخش «ـانه» را از انتهای این قید حذف کنیم، به یک صفت تبدیل می‌شود:

    این یک وضعیت بسیار ناگوار است.
    جای تأسف دارد که آن‌ها نمی‌توانند به مهمانی ما بیایند.
    دونا تصادف بسیار ناگواری داشت و بخشی از بینایی خود را از دست داد.
    از شنیدن خبر آتش‌سوزی متأسف شدیم. چقدر ناراحت‌کننده!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Uniform به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Uniform به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Uniform به فارسی با مثالهای کاربردی

    لباس فرم، نوعی پوشش است که افراد یک گروه یا سازمان خاص آن را می‌پوشند تا نشان دهند همه به یک مجموعه تعلق دارند. همه اعضای آن سازمان لباس‌های یکسانی می‌پوشند.

    ماریا در مدرسه‌ای درس می‌خواند که پوشیدن لباس فرم برای تمام دانش‌آموزان آن اجباری است.
    پسرها و دخترها هر دو کت و شلوار آبی با کراوات قرمز می‌پوشند. بیشتر دخترها دامن به تن می‌کنند، اما حالا بر اساس قوانین جدید، اگر بخواهند می‌توانند شلوار هم بپوشند.
    ماریا علاوه بر مدرسه، در یک تیم فوتبال هم بازی می‌کند. وقتی مسابقه می‌دهد، لباس مخصوص تیم را می‌پوشد تا همه بفهمند عضو کدام تیم است.
    خیلی از افراد سر کار هم لباس فرم می‌پوشند. مثلاً کارمندان رستوران‌ها، هتل‌ها و فروشگاه‌های بزرگ ممکن است مجبور باشند لباس یکسانی بپوشند.
    افراد نظامی نیز از یونیفرم استفاده می‌کنند تا جایگاه و درجه‌شان در ارتش مشخص شود.

     
    واژه uniform به عنوان صفت نیز به کار می‌رود و معنی «یکنواخت» یا «یکسان» می‌دهد؛ یعنی چیزی که در طول، کیفیت، رنگ، اندازه و… کاملاً شبیه هم باشد.

    این پیچ‌ها همگی از نظر نوع، اندازه و رنگ یکنواخت هستند.
    غذای بسته‌بندی شده زمانی که در جعبه یا هر نوع بسته‌بندی دیگری فروخته می‌شود از نظر شکل و اندازه یکنواخت است. این بیسکویت‌ها همه یکدست هستند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Union به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Union به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Union به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه «اتحاد» برای زمانی استفاده می‌شود که چیزها یا افراد مختلفی در کنار هم جمع می‌شوند.

    ازدواج، یک پیوند بین دو نفر است.
    ایالات متحده، اتحادی از پنجاه ایالت مختلف است.
    یک اتحادیه اعتباری، نوعی بانک است که اعضای آن می‌توانند در آن پول پس‌انداز کنند یا وام دریافت نمایند.

    این واژه معمولاً برای توصیف «سندیکای کارگری» هم به کار می‌رود. کارگران برای این که بتوانند در مورد حقوق و مزایای خود مذاکره کنند، با هم متحد می‌شوند و یک گروه تشکیل می‌دهند.

    اتحادیه کارگران خودروسازی (UAW) یک سندیکای بسیار بزرگ است که از منافع کارگران این صنعت دفاع می‌کند.
    اتحادیه AFL-CIO نیز یک اتحادیه بزرگ و قدرتمند دیگر است که نماینده کارگران در صنایع و حرفه‌های گوناگون است.
    گاهی یک اتحادیه، اعتصاب برگزار می‌کند تا خواستار دستمزد بهتر یا شرایط کاری مناسب‌تر شود.
    من عضو سندیکای معلمان هستم.
    من باید حق عضویت خود را به اتحادیه بپردازم.
    اتحادیه از طرف من و دیگر اعضا برای مذاکره وارد عمل می‌شود.
    وظیفه اتحادیه، دفاع از حقوق معلمان و کمک برای بهتر کردن محیط کار است.

    وقتی پیشوند «re» به ابتدای کلمه «union» اضافه شود، کلمه «reunion» ساخته می‌شود که به معنای «دیدار مجدد» است. این واژه به گردهمایی افرادی گفته می‌شود که قبلاً با هم رابطه داشته‌اند و دوست دارند دوباره یکدیگر را ببینند.

    یک گردهمایی خانوادگی، شامل دیدار اعضای خانواده از نسل‌ها و شهرهای مختلف می‌شود.
    گردهمایی فارغ‌التحصیلان، جشنی است برای کسانی که قبلاً با هم در یک دبیرستان یا دانشگاه درس خوانده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Unique به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Unique به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Unique به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک نفر یا یک چیز، با دیگران در یک گروه خیلی فرق دارد، از واژه “منحصربه‌فرد” استفاده می‌کنیم. در بعضی موقعیت‌ها، معنای آن نزدیک به کلمه “اصلی” یا “بی‌نظیر” است.

    این گروه، صدای منحصربه‌فردی دارد. (یعنی صدای اصلی و مخصوص خودشان را دارند.)
    مدل موی او واقعاً منحصربه‌فرد است. هیچکس دیگر چنین مدلی ندارد.
    تونی روش خاص و منحصربه‌فردی برای بازی فوتبال دارد.
    آن میز کاملاً منحصربه‌فرد است. فقط یک عدد از آن وجود دارد.
    شرکت آن‌ها، روش ویژه و منحصربه‌فردی برای حل مشکلات در پیش می‌گیرد.

     
    قید این کلمه هم “به‌طور منحصربه‌فرد” است.

    او به‌طور منحصربه‌فردی برای این سِمَت مناسب است.
    موقعیت این خانه به‌طور منحصربه‌فردی عالی است؛ هم نزدیک به مرکز شهر و هم در چند قدمی ساحل.
    این فروشگاه، جواهراتی ارائه می‌دهد که به‌طور ویژه برای افراد با وجدان اجتماعی طراحی شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Unite به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Unite به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Unite به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزها یا افراد مختلف را در کنار هم قرار دهید، می‌توانید از کلمه «unite» استفاده کنید. این کلمه معنایی نزدیک به «connect» دارد و بسیار شبیه «unify» است.

    ادوارد و ژوزفین در ازدواج مقدس با هم متحد شدند.
    اعضای تیم همگی در هدف شکست دادن حریف، یکدل و متحد بودند.
    اینترنت به افرادی که علایق مشترک دارند کمک می‌کند تا راحت‌تر با هم ارتباط برقرار کنند.
    متحد کردن کشورهای اروپا برای تشکیل یک اتحادیه اقتصادی، کار آسانی نبوده است.
    اعضای یک خانواده که به دلیل خشونت در کشورشان مجبور به فرار شده بودند، پس از چند ماه جدایی دوباره به هم پیوستند. (معمولاً از پیشوند «re» زمانی استفاده می‌شود که افراد دوباره به هم می‌پیوندند.)
    رالف امیدوار است پس از فرود در فرودگاه، دوباره همسر و فرزندانش را ببیند و به آنان ملحق شود.

    کلمه «united» معمولاً به صورت صفت به کار می‌رود و در نام بسیاری از شرکت‌های معروف دیده می‌شود:

    United Parcel Service (UPS) محموله‌ها را به سراسر کشور ارسال می‌کند.
    شرکت United Healthcare بیمه درمانی را برای افراد نیازمند به پوشش سلامتی فراهم می‌کند.
    United Airlines یکی از بزرگترین شرکت‌های هواپیمایی جهان است.
    ایالات متحده از ۵۰ ایالت مستقل تشکیل شده که تحت قانون اساسی این کشور با هم متحد هستند.

    کلمه «union» نیز یک اسم است:

    اتحادیه قصد دارد به دلیل درخواست افزایش دستمزد، اعتصاب کند. (اتحادیه = گروه سازمان‌یافته کارگری)
    اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰ از هم فروپاشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Unlike به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Unlike به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Unlike به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بر خلاف” زمانی استفاده می‌شود که بخواهیم نشان دهیم یک شخص یا چیز، با دیگری تفاوت زیادی دارد یا شباهتی به آن ندارد.

    یک سیب با یک پرتقال فرق دارد.
    او با بقیه دانش‌آموزان تفاوت دارد، چون همیشه درخواست تکلیف بیشتر می‌کند.
    این خانه در مقایسه با خانه‌های دیگر این خیابان، بسیار بزرگ است. (خانه‌های دیگر کوچک هستند.)
    طعم این غذا شبیه هیچ چیز دیگری که تا به حال خورده‌ام نیست.
    این ماشین بسیار نرم و خوب حرکت می‌کند – در حالی که ماشین‌های دیگری که امتحان کردیم این‌طور نبودند. (آن ماشین‌ها وضعیت خوبی نداشتند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Up به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Up به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Up به فارسی با مثالهای کاربردی

    آنها در حال بالا رفتن از پله‌برقی هستند.
    برای رسیدن به معبد، باید از پله‌ها بالا بروید.
    پیکان روی این تابلو به سمت بالا اشاره می‌کند.
    هلن عادت دارد نقاشی‌های بچه‌هایش را به دیوار آویزان کند. او این تصاویر را روی دیوار دفتر کارش نصب می‌کند. (کلمه «بالا» معمولاً همراه با فعل‌ها به کار می‌رود.)
    بعد از ده دقیقه کار، چادرشان کاملاً برپا شده است. («بالا» در این جمله نقش صفت دارد.)
    این بالن هوای گرم در آسمان بالا رفته است.
    نزدیک شدن به یک شیر، کار بسیار خطرناکی است. (نزدیک شدن: فاصله را بسیار کم کردن؛ حرکت به سوی چیزی)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Update به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Update به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Update به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را به‌روزرسانی می‌کنید، در واقع آن را از حالت قدیمی خارج کرده و جدیدش می‌کنید. این کار معمولاً برای خانه‌ها، لباس‌ها، ماشین‌ها، دفتر کار، فروشگاه‌ها، وب‌سایت‌ها و چیزهای دیگر انجام می‌شود.

    آنها در حال نوسازی دفترشان با فرش و مبلمان جدید هستند.
    آشپزخانه تانیا سال‌هاست که نو نشده است.
    جیم باید لباس‌هایش را نو کند. (یعنی به لباس جدید نیاز دارد.)
    من باید برنامه‌های تقویمم را جدید کنم.
    این وب‌سایت هر روز نو می‌شود.

     
    مثال‌های بالا از کلمه «به‌روزرسانی» به عنوان فعل استفاده کرده‌اند، اما این کلمه به صورت اسم هم به کار می‌رود:

    می‌توانید از آخرین وضعیت برایم بگویید؟ (یعنی هر اطلاعات تازه‌ای دارید به من بدهید.)
    کامپیوتر شما باید به طور مرتب به‌روزرسانی‌ها را بررسی کند.
    اگر دوست دارید، یک نسخه جدیدتر از این برنامه برای دریافت موجود است.
    یک خبر فوری، تازه‌ترین اطلاعات را درباره توفان بزرگی که به منطقه ما نزدیک می‌شود، ارائه کرد.

    download: یعنی دریافت اطلاعات، عکس، صدا، فیلم یا برنامه از اینترنت

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Upgrade به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Upgrade به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Upgrade به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «ارتقا» به معنای بهتر کردن چیزی است. این واژه در سال‌های اخیر خیلی رواج پیدا کرده، مخصوصاً وقتی یک شرکت یا یک فرد می‌خواهد چیزی را که در حال حاضر وجود دارد، بهبود ببخشد. همچنین، ارتقا می‌تواند به یک پیشنهاد بهتر برای مشتری اشاره داشته باشد، مثل این مثال‌ها:

    هتل به ما پیشنهاد داد که اتاقمان را ارتقا دهیم.
    شرکت هواپیمایی، بلیط پرواز به نیویورک را برایمان ارتقا داد.
    اگر بخواهیم ماشین اجاره‌ای شیک‌تری داشته باشیم، امکان ارتقا وجود دارد.
    برای این نرم‌افزار، یک ارتقای رایگان موجود است.
    ببینید چه نوع ارتقاهایی ارائه می‌شود.

    گاهی این کلمه به صورت فعل نیز به کار می‌رود:

    تاد واقعاً باید کمد لباس‌هایش را ارتقا دهد. (لباس‌هایش قدیمی شده‌اند و به لباس جدید نیاز دارد.)
    بهتر است سیستم عامل کامپیوترت را به نسخه جدیدتری ارتقا دهی.
    مبلمان اداره نیاز به ارتقا دارند.
    آیا مایلید رزرو خود را ارتقا دهید؟
    ما به کلاس اول ارتقا پیدا کردیم. (این اصطلاح معمولاً در پرواز استفاده می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.