دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Uphold به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Uphold به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Uphold به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای حمایت از چیزی، عمل کردن بر طبق آن یا محترم شمردن آن است. این کلمه معمولاً وقتی به کار می‌رود که درباره قوانین و قراردادها صحبت می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    uphold

    حفظ کردن

    upheld

    حفظ کرد

    upheld

    حفظ کرده

    مام متن بازنویسی شده:

    ماموران پلیس از قانون پیروی می‌کنند.
    اگر از قوانین پیروی نشود، مجرمان احساس می‌کنند که می‌توانند آزادانه جرم مرتکب شوند.
    پیروی از قانون در دادگاهی انجام می‌شود که یک قاضی یا گروهی از قضات بر آن نظارت دارند.
    ارتش یک کشور، از امنیت و دفاع مردمش محافظت می‌کند.
    اگر با کسی قراردادی می‌بندید، از شما انتظار می‌رود که به تعهدات خود عمل کنید.
    کسانی که به تعهدات خود عمل نکنند، ممکن است قرارداد را زیر پا گذاشته باشند.
    من با شخصی قرارداد بستم و به تمام تعهدات خودم عمل کردم.
    آیا شما حاضرید به تعهدات خود در یک قرارداد عمل کنید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Upkeep به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Upkeep به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Upkeep به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “upkeep” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود و معنایی نزدیک به “نگهداری” دارد.

    این خانه قدیمی به مراقبت و توجه زیادی نیاز دارد.
    هزینه نگهداری کلبه‌شان بیش از حد زیاد شد، به همین خاطر آن را فروختند.
    مخارج حفظ و نگهداری ساختمان‌های قدیمی معمولاً بالا است.
    شهرداری تمایلی به پرداخت هزینه‌های مربوط به نگهداری پارک نداشت، بنابراین آن را به یک سرمایه‌گذار خصوصی فروخت.
    اگر به حفظ و نگهداری بزرگراه‌ها، پل‌ها و جاده‌ها بی‌توجهی شود، در آینده مجبور خواهیم بود هزینه‌های بسیار بیشتری بپردازیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Uplift به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Uplift به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Uplift به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “uplift” زمانی استفاده کنید که می‌خواهید حال و هوای کسی را بهتر کنید و به او احساس خوبی بدهید. این کار معمولاً بعد از یک اتفاق ناراحت‌کننده یا در زمان‌های شاد مانند جشن‌ها انجام می‌شود.

    صفت این کلمه “uplifting” است و کاربرد زیادی دارد. از این کلمه وقتی استفاده می‌کنیم که یک شخص یا یک چیز، احساسات خوب و امیدوارکننده‌ای در دیگران ایجاد کند.

    مثال‌ها:
    این سیاستمدار برای طرفدارانش یک سخنرانی الهام‌بخش ایراد کرد.
    رویدادهای نزدیک به کریسمس، برای همه شرکت‌کنندگان، لحظات زیبا و به‌یادماندنی می‌سازد.
    کشیش برای جماعت حاضر، موعظه‌ای روح‌افزا بیان کرد.
    جمال و خانواده‌اش، عید امسال را با حال و هوایی معنوی و دلنشین سپری کردند.
    به نظر من، موسیقی بیتلز بسیار انرژی‌بخش و امیددهنده است.

     

    این کلمه را می‌توان به صورت فعل هم به کار برد، اما کمتر از شکل صفت آن رایج است.

    مربی بنسون کوشید پس از یک شکست سخت، روحیه بازیکنان تیم را تقویت کند.
    اجرای گروه کر، حال و هوای شنوندگان را عوض کرد و همه را برای تعطیلات شاد و آماده کرد.
    دل‌هایتان را شاد کنید و شادی نمایید!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Upper به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Upper به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Upper به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “upper” به معنی بالایی یا بالاتر است و معمولاً قبل از اسم می‌آید. نقطه مقابل آن “lower” است.

    – باقیمانده غذا روی طبقه بالایی یخچال است.
    – فروشگاهی که دنبالش می‌گردی در طبقه بالای مرکز خرید قرار دارد.
    – دانش‌آموزان مقاطع بالاتر در مدرسه، مثل سال سوم و چهارمی‌ها، امتیازاتی دارند که بقیه دانش‌آموزان ندارند.
    – او یک لهجه شبیه به طبقه مرفه دارد.
    – آنها خودشان را جزو قشر متوسط به بالا می‌دانند.
    – به نظرت در این موقعیت چه کسی برتری دارد؟ (upper hand = برتری)
    – اتاق‌های طبقات بالای هتل به خوبی اتاق‌های طبقات پایین نیستند.
    – خانه‌های این محله پردرآمد، هر کدام بیش از یک میلیون دلار فروش می‌روند.

    توجه: وقتی می‌خواهید از جایگاه اجتماعی افراد صحبت کنید، بهتر است به جای “upper class” از “upper income” استفاده کنید. همین موضوع برای مناطق “low income” نیز صادق است. سعی کنید از عبارت “lower class” استفاده نکنید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Upset به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Upset به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Upset به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “upset” به عنوان یک صفت، چندین معنی گوناگون دارد. این کلمه می‌تواند نشان دهد که فردی عصبانی، پریشان، نگران یا دردمند است.

    برتا ناراحت است چون کامپیوترش درست کار نمی‌کند. (یعنی او خوشحال نیست یا احساس ناامیدی می‌کند.)
    جان از این که بچه‌هایش به حرفش گوش نمی‌دهند، ناراحت است. (یعنی عصبانی است.)
    بازدیدکنندگان کمپ پناهندگان با دیدن کودکان گرسنه، بسیار ناراحت شدند. (یعنی این صحنه آن‌ها را آزار داد.)
    کن با شنیدن خبر فوت مادرش، بسیار ناراحت شد. (یعنی از نظر روحی به هم ریخت.)
    تغییر ناگهانی هوا، برنامهٔ ما برای رفتن به ساحل را به هم زد. (یعنی مجبور شدیم برنامه را عوض کنیم.)
    معده‌ام ناراحت است. (یعنی درد می‌گیرد یا مشکل دارد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A شروع می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Urge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Urge به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Urge به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اصرار” زمانی به کار می‌رود که یک حس یا انگیزه بسیار قوی در فرد وجود داشته باشد. در بعضی موقعیت‌ها، این کلمه معنایی نزدیک به “خواستن” یا “نیاز داشتن” پیدا می‌کند.

    در مثال‌های زیر، کلمه urge به عنوان اسم به کار رفته است:

    – او تمایل بسیار شدیدی برای عضویت در ارتش دارد.
    – دانش‌آموزان اشتیاق دارند که در امتحان‌هایشان نتیجه خوبی بگیرند.
    – کاترینا در حال مقابله با میل شدید به کشیدن سیگار است. (او سیگار می‌خواهد، اما سعی می‌کند در برابر اعتیادش مقاومت کند.)
    – باب احساس کرد دلتنگ بستنی شده و می‌خواهد بخرد.
    – اصرار به رانندگی با سرعت غیرمجاز در بزرگراه خلوت، باعث شد کریس جریمه شود.

     

    در جمله‌های زیر، کلمه urge به عنوان فعل استفاده شده است:

    – آقای جانسون به کارکنانش تأکید می‌کند که امسال واکسن آنفلوآنزا بزنند.
    – دولت از مردم درخواست می‌کند اگر تحت پوشش بیمه درمانی نیستند، هرچه سریع‌تر ثبت نام کنند.
    – پدر و مادر والی به او توصیه کردند که شغل پیشنهادی را بپذیرد.
    – ماریا همیشه به فرزندانش گوشزد می‌کند که در درس و مدرسه تمام تلاش خود را بکنند.
    – من به شما توصیه می‌کنم که تکالیف و درس‌هایتان را جدی‌تر دنبال کنید.

     

    کلمه urgent نیز یک صفت است و نشان‌دهنده فوریت و ضرورت است:

    – او نیاز فوری به استفاده از سرویس بهداشتی دارد.
    – صدای درخواست کمک فوری افرادی که در ساختمان گیر افتاده بودند، شنیده می‌شد.
    – با بیشتر شدن درد دندان، مراجعه به دندانپزشک برایش ضروری‌تر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Urgent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Urgent به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Urgent به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “فوری” صفتی است که برای توصیف چیزی به کار می‌رود که بسیار مهم و نیازمند اقدام سریع است. این کلمه معمولاً در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که باید بدون معطلی به آن‌ها رسیدگی کرد:

    – من از سوی مدیرم ایمیلی با عنوان “فوری” دریافت کردم، برای همین بلافاصله آن را باز کردم.
    – پسر بچه کوچک به شدت نیاز دارد که به دستشویی برود. (دقت کنید که در این جمله، کلمه “نیاز” نقش اسم دارد.)
    – آیا این کار واقعاً ضروری است؟ می‌شود آن را برای زمان دیگری گذاشت؟
    – مدیرعامل یک جلسه را لغو کرد چون یک مسئله شخصی مهم پیش آمده بود که باید فوراً به آن رسیدگی می‌کرد.
    – گروه یک پیام فوری فرستاد و از دیگران درخواست کمک کرد.
    – پس از طوفان سهمگین، مردم پورتوریکو به غذا و آب آشامیدنی نیاز مبرم دارند.

     

    شکل فعلی این کلمه “urge” است. ما از این فعل زمانی استفاده می‌کنیم که می‌خواهیم دیگران را به انجام کاری به‌طور جدی تشویق یا توصیه کنیم:

    – مارتا به پسرش اصرار کرد که از کالج انصراف ندهد.
    – من به شما توصیه می‌کنم که عایق‌بندی اتاق زیر شیروانی را بیشتر کنید. با این کار هزینه‌های گرمایش شما کمتر خواهد شد.
    – دولت به تمام ساکنان نزدیک رودخانه هشدار داده است که به مناطق مرتفع‌تر بروند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Urine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Urine به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Urine به فارسی با مثالهای کاربردی

    مایعی زردرنگ که هنگام دستشویی رفتن از بدنتان خارج می‌شود، ادرار نام دارد. برای این مایع واژه‌های دیگری مثل «پی» یا «پیس» هم به کار می‌رود، اما کلمه «ادرار» رسمی‌تر و محترمانه‌تر است و معمولاً در مطب پزشک یا بیمارستان از آن استفاده می‌شود.

    پزشک از بیمار خواست نمونه ادرار بیاورد.
    رنگ ادرار معمولاً زرد است، اما ممکن است با توجه به غذایی که فرد می‌خورد یا نوشیدنی که می‌نوشد، تغییر کند.
    آزمایش اعتیاد می‌تواند مقدار بسیار کمی از مواد مخدر غیرمجاز را در ادرار پیدا کند.
    ادرار ممکن است بوی تندی داشته باشد.
    اگر سرویس بهداشتی به طور منظم تمیز نشود، بوی ادرار می‌گیرد.

     
    کلمه «ادرار کردن» یک فعل است و «ادرار» یک اسم محسوب می‌شود:

    ادرار کردن کارکرد مهمی در بدن است. وقتی ادرار می‌کنید، مواد زائد از بدنتان دفع می‌شوند.
    والتر به پزشک گفت که موقع ادرار کردن درد دارد.
    ادرار همراه با درد ممکن است نشانه یک مشکل سلامتی باشد.
    در بیشتر شهرهای آمریکا، ادرار کردن در مکان‌های عمومی ممنوع و غیرقانونی است.
    بیشتر افراد داخل توالت ادرار می‌کنند.
    در سرویس‌های بهداشتی آقایان، معمولاً دستشویی‌های ایستاده در کنار دیوار نصب شده‌اند. این دستشویی‌های ایستاده مخصوص ادرار مردان و پسران است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Use به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Use به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Use به فارسی با مثالهای کاربردی

    در ادامه، چند نمونه از کاربردهای مختلف کلمه “use” را با هم مرور می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    use

    استفاده کردن

    used

    استفاده کرد

    used

    استفاده کرده

    من برای رسیدن به سر کار از خودروی شخصی‌ام استفاده می‌کنم.
    بعضی وقت‌ها هم سوار اتوبوس می‌شوم یا با دوچرخه می‌روم.
    شما برای جابجایی از چه وسیله‌ای استفاده می‌کنید؟

    این روزها خیلی از افراد برای تماس گرفتن یا گشتن در اینترنت از تلفن همراه بهره می‌برند.
    آیا شما در توییتر یا فیسبوک فعالیت دارید؟

    امروزه بسیاری از معلم‌ها در کلاس‌هایشان از کامپیوتر استفاده می‌کنند.
    من وقتی تدریس را شروع کردم، از تخته سیاه استفاده می‌کردم؛ اما حالا از وایت‌برد بهره می‌برم.

    در صحبت‌های مرتبط با آشپزی و خوردن غذا، کلمه “use” بسیار شنیده می‌شود:
    باب موقع خوردن سیب‌زمینی سرخ‌کرده، مقدار زیادی سس کچاپ می‌ریزد.
    زیاد نمک نزنید؛ برای سلامتی مضر است.
    سارا امروز صبح موقع درست کردن صبحانه، همهٔ تخم‌مرغ‌ها را تمام کرد. (use up = چیزی را کاملاً مصرف کردن)
    برای پخت کلوچه‌هایتان چه مقدار شکر به کار بردید؟
    من وقتی غذای چینی درست می‌کنم، دوست دارم از زنجبیل و سیر تازه استفاده کنم.

    علاوه بر این، کلمه “use” معمولاً در بحث‌های دستور زبان، املا و نشانه‌گذاری هم کاربرد دارد:
    آیا در به کار بردن فعل‌های بی‌قاعده مهارت دارید؟
    یادگیری روش صحیح استفاده از صفت‌ها و قیدها لازم است.
    وقت املای کلماتی که به “y” ختم می‌شوند، اگر جمع باشند یا زمان گذشته داشته باشند، به جای “y” از “i” استفاده کنید.
    همیشه در پایان جمله‌های خبری نقطه و در پایان پرسش‌ها علامت سؤال بگذارید.

    این کلمه وقتی به صورت اسم به کار می‌رود، تلفظش به صورت “use” است (مثل “یوز”). این تفاوت مهمی است.
    تلفن همراه کاربردهای گوناگونی دارد.
    آیا شما از تلفن همراه استفاده می‌کنید؟ (در این پرسش “use” یک فعل است. آیا تفاوت را می‌شنوید؟)
    من به کتاب انگلیسی نیازی نداشتم، بنابراین آن را به یکی از دانش‌آموزانم دادم.
    به کار بردن فرهنگ لغت هنگام درس خواندن کمکتان می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Useful به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Useful به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Useful به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر چیزی که مفید باشد، انجام کارها را برای ما ساده‌تر می‌کند.

    چکش یک وسیلهٔ مفید برای ساختن یا خراب کردن چیزهاست.
    داشتن ماشین‌حساب برای جمع و تفریق اعداد، کار را راحت می‌کند.
    برنامهٔ روزانه یا تقویم، برای سازماندهی قرارها یا آگاهی از رویدادهای ماه، بسیار مفید است.
    اگر کارت بانکی ندارید، پول نقد بسیار به کار می‌آید.
    از وردنه برای پهن کردن خمیر و پختن نان یا شیرینی استفاده می‌شود.
    دیسکت دیگر مانند گذشته کاربردی ندارد، چون امروزه افراد اطلاعات را روی رایانه یا فضای ابری ذخیره می‌کنند. دیسکت‌ها و فلاپی‌دیسک‌ها تقریباً بی‌استفاده شده‌اند. (کلمهٔ «بی‌فایده» نقطهٔ مقابل «مفید» است.)
    ضبط صوت برای ثبت صدا یا موسیقی مناسب است، اما امروزه می‌توان از تلفن همراه نیز برای این کار استفاده کرد.

     
    «سودمندی» یک اسم است.

    سودمندی یک اختراع به این بستگی دارد که چه تعداد از افراد واقعاً به آن نیاز دارند.
    هیچ شکی در مفید بودن تلفن همراه نیست؛ چرا که برنامه‌های کاربردی زیادی را در خود جای داده.
    وقتی یک وسیله یا دستگاه از دورهٔ سودمندی خود خارج شود، دیگر تولید نمی‌شود یا به یک شیء عتیقه تبدیل می‌گردد.
    ماشین‌تحریرها دیگر دوران کاربری خود را پشت سر گذاشته‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.