دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Smell به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smell به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Smell به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی را “بو می‌کنید”، در واقع دارید از حس بویایی خود در بینی استفاده می‌کنید.
    این فعل هم می‌تواند با مفعول به کار رود و هم بدون مفعول. وقتی یک مفعول پس از آن بیاید، به آن فعل متعدی می‌گوییم:

    – او می‌تواند گل‌های داخل اتاق را بو کند. (مفعول این جمله “گل‌ها” است.)
    – من بوی پیتزا را حس می‌کنم.
    – او هیچ بویی حس نمی‌کند.
    – به محض ورود به خانه، بوی غذای خوشمزه‌ای را احساس کردم که در آشپزخانه درست می‌شد.

     

    اما وقتی فعل “بو کردن” بدون مفعول می‌آید، به آن فعل ناگذر می‌گوییم:

    – این گل‌ها بوی خوبی می‌دهند. (کلمه‌ی “good” در اینجا یک صفت است.)
    – این بوی بد می‌دهد.
    – هوا بوی تازه‌ای دارد.
    – این گوشت بوی فاسدشدگی می‌دهد.

     

    نکته مهم: اگر کلمه “smell” به تنهایی و بدون اشاره به چیزی خاص استفاده شود، معمولاً به معنای بوی ناخوشایند است. پس بهتر است در استفاده از آن دقت کنید:

    – چه بویی می‌آید؟ (منظور بوی بد است. به حالت بیان جمله توجه کنید.)
    – این چه بویی است؟
    – چیزی بوی بد می‌دهد.
    – تو هم بویی حس می‌کنی؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Smoke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smoke به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Smoke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی می‌سوزد، دود تولید می‌شود. دود معمولاً از آتش یا از چیزی که خیلی داغ شده و در حال سوختن است بلند می‌شود. دود معمولاً بوی تندی دارد و بسته به نوع ماده‌ای که می‌سوزد، ممکن است غلیظ و قابل دیدن باشد.

    از آن آتش کمپ دود می‌آید.
    بوی دود می‌دهد. آیا شما هم بوی دود حس می‌کنید؟
    آن دود از کجا می‌آید؟
    دود زیادی از دودکش بیرون می‌آید.
    هر کجا دود باشد، حتماً آتش هم هست.
    وقتی از کمپ برگردید، معمولاً لباس‌هایتان بوی دود می‌گیرد.

    این کلمه معمولاً به عنوان فعل هم به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    smoke

    دود کردن

    smoked

    دود کرد

    smoked

    دود کرده

    او در حال سیگار کشیدن است.
    سیگار کشیدن برای سلامتی خوب نیست.
    سیگار کشیدن به سلامتی شما آسیب می‌رساند. (در این جمله، «سیگار کشیدن» یک مصدر با «ing» است.)
    کنار گذاشتن سیگار کار سختی است.
    آتش کمپ هنوز در حال دود کردن است. (یعنی هنوز کاملاً خاموش نشده است.)
    بعد از صید، ماهی‌ها را دودی کردیم. (دودی کردن، یک روش برای نگهداری مواد غذایی است.)
    آیا تمایل دارید مقداری ماهی سالمون دودی میل کنید؟ (در این پرسش، «دودی» یک صفت است.)

    کلمه‌ی «دودآلود» یک صفت است:
    چرا اینجا اینقدر دودآلود است؟
    آشپزخانه به خاطر درست کردن شام توسط همسرم، دودآلود شد. (او همیشه غذا را می‌سوزاند!)
    محل چادرزدن به خاطر آتش کمپ، کاملاً دودآلود شده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Smooth به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Smooth به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Smooth به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “صاف” برای توصیف یک سطح یا بافت یکنواخت و بدون ناهمواری به کار می‌رود. این واژه برای سطوح مختلف مثل میز یا جاده بسیار کاربردی است و همچنین برای توصیف غذا نیز استفاده می‌شود:

    این ماست بسیار لطیف است.
    بستنی موقع قورت دادن، سرد و نرم است.
    بزرگراه قبل از بازسازی، ناهموار و پر از دست‌انداز بود. اما حالا کاملاً صاف و هموار شده است.

     
    علاوه بر این، “صاف کردن” به عنوان یک فعل نیز کاربرد دارد:

    او با اتو، چین‌وچروک‌های پیراهنش را صاف کرد.
    دیپلمات‌ها کوشش کردند تا اختلافاتشان را از میان بردارند. (smooth over = حل کردن و رفع کردن)
    راجر توانست مشکلش را با دوست‌دخترش حل کند. (دوستم دخترش قبلاً از دستش عصبانی بود، اما او با حرف‌های دلنشینش توانست دوباره دل او را به دست آورد!)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Snack به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snack به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Snack به فارسی با مثالهای کاربردی

    میان‌وعده، به غذای کمی گفته می‌شود که بین وعده‌های اصلی مثل صبحانه، ناهار و شام خورده می‌شود.

    یک سیب، میان‌وعده‌ای سالم محسوب می‌شود.
    اما یک شکلات، میان‌وعده سالمی نیست.
    لیندا برای فرزندانش تنقلات خرید.
    چیپس تورتیلا از میان‌وعده‌های پرطرفدار است.
    پیش از آغاز جلسه، به کارمندان میان‌وعده داده شد.
    خوردن بیش از حد میان‌وعده، باعث افزایش سریع وزن می‌شود.
    در دستگاه‌های فروش میان‌وعده، معمولاً شکلات، چیپس و دونات فروخته می‌شود.
    بعضی از افراد فقط تنقلات می‌خورند.
    تام همیشه برای محل کارش تنقلات می‌آورد و آن‌ها را در میز خود نگه می‌دارد.

     
    همچنین، از واژه «میان‌وعده خوردن» می‌توان به عنوان یک فعل استفاده کرد:

    بچه‌ها موقع تماشای تلویزیون، چیپس سیب‌زمینی می‌خوردند.
    معمولاً افراد در سینما، هنگام تماشای فیلم پاپ‌کورن می‌خورند.
    اگر زیاد بین وعده‌های اصلی غذا بخورید، وزنتان زیاد می‌شود.
    تام تمام روز پشت میز کارش مشغول خوردن تنقلات است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Snag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snag به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Snag به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک “گیر” یا مشکل کوچک، چیزی است که به طور غیرمنتظره پیش می‌آید و کارها را کمی سخت می‌کند.

    مثلاً در برنامه‌های سفر ما یک مشکل کوچک پیش آمد.
    یک مشکل فنی باعث یک وقفه شد.
    یک پروژه ساخت‌وساز در بزرگراه ممکن است برای رانندگانی که از آن منطقه عبور می‌کنند، دردسرساز شود.
    مشکلات آب‌وهوایی نیز برای مسافران هوایی ایجاد مشکل می‌کنند.

    گاهی هم کلمه “snag” به یک پارگی کوچک در لباس اشاره دارد، مثلاً:
    ژاکت او یک جای پارگی دارد.

    اما خوشبختانه، این فقط یک مشکل کوچک است و به راحتی درست می‌شود.

    وقتی از این کلمه به عنوان فعل استفاده می‌شود، یعنی چیزی تصادفاً به چیزی دیگر گیر کند و پاره شود. لباس‌هایی مثل پیراهن، ژاکت یا شلوار ممکن است در اثر کشیده شدن روی یک شی تیز یا زبر، پاره شوند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    گیر کردن گیر کرد گیر کرده

    پیراهنش به یک میخ گیر کرد.
    وقتی کاناپه را به داخل خانه می‌بردند، یک قسمت کوچک از آن به در گیر کرد.
    خرده‌ریزهایی که با جریان آب پایین می‌رفتند، پشت درختی که در رودخانه افتاده بود، گیر کردند.
    من خیلی خوش‌شانس بودم که توانستم چند بلیت برای مسابقات جهانی بخرم. (گاهی اوقات از این کلمه برای موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که چیزی را به صورت غیرمنتظره و از روی شانس به دست می‌آوریم.)

    توجه: این کلمه را خیلی تند تلفظ نکنید، چون در این صورت شبیه کلمه «اسنک» به گوش می‌رسد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snap به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Snap به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “snap” می‌تواند به عنوان فعل، صفت یا اسم استفاده شود. این کلمه معمولاً برای توصیف صدای تند و تیزی مثل کلیک، یا برای نشان دادن کاری که به راحتی و سریع انجام می‌شود، به کار می‌رود.

    یکی از کاربردهای “snap” به حرکت شکستن یا به هم زدن انگشتان مربوط می‌شود. برای این کار، معمولاً انگشت وسط یا انگشت حلقه را روی شست قرار می‌دهند و سپس آن را رها می‌کنند تا به کف دست برخورد کند و صدا ایجاد شود.

    مثلاً:
    – نوازندگان در حالی که وزن موسیقی را نگه می‌داشتند، انگشتان خود را به هم زدند.
    – معلم با شکستن انگشتانش سعی کرد توجه همه را جلب کند.
    – هرچند اشاره با انگشت به سمت کارگر در رستوران یا هتل بی‌ادبانه است، اما بعضی افراد این کار را می‌کنند.
    – فردی که دستگاه را نشان می‌داد، با شکستن انگشتانش تأکید کرد که کار با آن بسیار ساده است.

    همچنین، دکمه‌هایی که روی لباس فشار داده می‌شوند تا بسته شوند، معمولاً صدای “snap” می‌دهند:
    – روبرتو دکمه‌های پیراهنش را فشار داد تا بسته شوند.
    – الیسا دکمه‌های شلوارش را محکم به هم چسباند.
    – دستکش‌های بچگانه معمولاً به پالتو زمستانی کودک متصل می‌شوند تا گم نشوند.
    – به این نوع دکمه‌ها اغلب “snaps” می‌گویند. مثلاً می‌گوییم: پالتوی او دکمه‌ی فشاری دارد، یا پیراهنش با دکمه‌های فشاری بسته می‌شود.

    بعضی از اسباب‌بازی‌ها یا وسایلی که باید در خانه سرهم شوند، معمولاً قطعاتی دارند که به راحتی در هم چفت می‌شوند:
    – جانی قطعات لگو را به هم فشار داد تا یک برج بسازد.
    – برای هواپیمای مدل لازم نبود از چسب استفاده شود، قطعاتش فقط در هم چفت می‌شدند.
    – ما یک میز از Ikea خریدیم که خیلی سریع و راحت قابل سرهم کردن بود.

    وقتی کاری بسیار ساده و آسان باشد، از “snap” به عنوان صفت استفاده می‌کنیم:
    – این کار بسیار راحت است.
    – این که کاری ندارد.
    – انجام این کار مثل آب خوردن خواهد بود.

    همچنین، “snap” برای توصیف یک دوره کوتاه از هوای بسیار سرد هم به کار می‌رود:
    – هفته پیش یک دوره سرمای ناگهانی داشتیم.
    – این هوا سرد حدود سه روز طول کشید و دما زیر صفر ماند.

    واژه “snappy” نیز یک صفت است و معانی مختلفی دارد:
    – بیا، سریع کارت را انجام بده. (یعنی عجله کن)
    – او خیلی شیک و باوقار لباس می‌پوشد.
    – دیالوگ‌های سریع و بامزه فیلم همه را به خنده انداخت.

    عبارات مختلفی هم هستند که در آن‌ها از “snap” استفاده شده:
    – بجنب و آماده شو.
    – او با عصبانیت جواب مادرش را داد.
    – آن مرد تحت فشار ناگهان کنترلش را از دست داد.
    – من تو را دو تکه می‌کنم. (یعنی به تو صدمه می‌زنم)
    – بازیکن مدافع بعد از دریافت توپ، آن را زمین انداخت. (در اینجا “snap” به حرکت شروع بازی در فوتبال آمریکایی اشاره دارد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sneak به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sneak به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Sneak به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد وقتی مخفیانه حرکت می‌کند که می‌خواهد بی‌صدا باشد یا کاری را بدون جلب توجه دیگران انجام دهد. این فعل در زبان انگلیسی هم به شکل قاعده‌مند و هم به شکل بی‌قاعده به کار می‌رود. شکل بی‌قاعده آن در انگلیسی استاندارد و محاوره‌ای رایج‌تر است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    sneak

    دزدکی کردن

    sneaked/snuck

    دزدکی کرد

    sneaked/snuck

    دزدکی کرده / دزدکی

    جری می‌خواست بی‌سروصدا و دیر به کلاس وارد شود تا معلم نفهمد.
    او آهسته و یواشکی به کلاس رفت.
    یک گربه هست که دورخانه ما پرسه می‌زند و دنبال موش می‌گردد.
    دیشب یک دزد مخفیانه به دفتر ما آمد و سه کامپیوتر را برد.
    دختربچه، بدون اجازه گرفتن از مادرش، یک بیسکویت از داخل ظرف شیرینی برداشت.
    راشل معمولاً شب‌ها بدون اینکه پدر و مادرش بفهمند، قایمکی از خانه بیرون می‌رود.
    یک جاسوس سیا، مخفیانه به ساختمان دولت یک کشور خارجی رفت و چند سند مهم را دزدید.
    گاهی بعدازظهرهای جمعه، کارمندان سعی می‌کنند زودتر از محل کار بیرون بروند تا تعطیلات آخر هفته را زودتر شروع کنند.

    وقتی کسی یا چیزی بی‌صدا و ناگهانی به شما نزدیک می‌شود، از «sneak up» استفاده می‌کنیم.
    The time really snuck up on me.
    We weren’t prepared for the meeting. It snuck up on us.
    Ahmed likes to sneak up on people in order to surprise them.
    Please, don’t sneak up on me like that!

    کلمه «sneaky» به معنی حیله‌گر و مخفی‌کار است:
    پیت آدم بسیار مکار و مخفی‌کاری است. تعداد کمی به او اعتماد دارند.
    به نظر می‌رسد خیلی آدم پنهان‌کاری است.
    سیندی دیگر با سامانتا وقت نمی‌گذراند چون او در همه کارهایش پنهان‌کار و موذی است.
    یک کایوت موذی، چند بچه خرگوش را کشت و خورد.
    این کار خیلی پنهانی و موذیانه بود.

    از «sneak» به عنوان یک اسم نیز استفاده می‌شود:
    آن مرد آدم مخفی‌کار و موذی‌ای است.
    او را استخدام نکن. او آدم پنهان‌کاری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Sneeze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Sneeze به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Sneeze به فارسی با مثالهای کاربردی

    عطسه یک واکنش ناگهانی و خودکار بدن است که معمولاً بینی و راه‌های تنفسی را درگیر می‌کند. متوقف کردن عطسه کار سختی است، اما غیرممکن نیست. معمولاً سرماخوردگی و حساسیت‌های مختلف باعث عطسه کردن می‌شوند.

    جیسون هر وقت کنار گربه‌ها قرار می‌گیرد عطسه می‌کند. او به گربه‌ها آلرژی دارد.
    یولاندا تمام روز در حال عطسه کردن بوده. او فکر می‌کند که در حال سرماخوردن است.
    عطسه و سرفه از نشانه‌های رایج سرماخوردگی هستند.
    عطسه گاهی می‌تواند باعث گرفتگی بینی شود.
    احساس می‌کنم یک عطسه بزرگ در راه است.
    عطسه کردم.
    معمولاً وقتی کسی عطسه می‌کند، اطرافیان به او می‌گویند «God bless you» یا «Gesundheit». (کلمه آلمانی gesundheit به معنای «سلامتی» است.)
    گاهی بعد از عطسه، لازم است بینی خود را پاک کنید، چون عطسه ممکن است باعث بیرون آمدن مخاط شود.
    بهتر است موقع عطسه کردن، بینی و دهان خود را با دستمال، دستمال کاغذی، یا در صورت نبودن چیزی دیگر، با دستان خود بپوشانید. این کار به این دلیل مهم است که عطسه می‌تواند میکروب‌ها را به دیگران منتقل کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Snooze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snooze به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Snooze به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی در حال چرت زدن یا خوابیدن باشد، می‌توانید از کلمه snooze استفاده کنید. این کلمه همچنین برای مواقعی به کار می‌رود که فرد حواسش به چیزی نیست.

    ماریا موقع چرت زدن پشت میزش گرفته شد. (این جمله به زمان گذشته گفته شده است.)
    من یک چرت کوتاه بعدازظهر زدم. (این جمله هم در زمان گذشته است.)
    یک نفر توی پارک دارد چرت می‌زند. (این جمله در زمان حال بیان شده است.)
    نصف افرادی که در جلسه بودند داشتند چرت می‌زدند چون جلسه خیلی کسل‌کننده بود. (یعنی آنها به موضوع جلسه توجهی نداشتند.)
    اگر حواس‌ت نباشد، باختی. (این یک اصطلاح رایج در آمریکاست و یعنی اگر دقت نکنی، فرصت را از دست می‌دهی.)
    دان دکمه چرت روی زنگ ساعتش را زد و دوباره خوابید. (دکمه snooze کمک می‌کند بعد از خاموش کردن آلارم، چند دقیقه بیشتر بخوابی.)
    اون فیلم واقعاً چرت‌آور بود. (snoozer یعنی چیزی که خسته‌کننده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Snore به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Snore به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Snore به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “خروپف” برای توصیف صدای بلندی است که بعضی افراد در هنگام خواب از خود تولید می‌کنند. البته همه افراد خروپف نمی‌کنند، اما این پدیده در بین بسیاری از مردم دیده می‌شود.

    شوهر او با صدای بسیار بلندی خروپف می‌کند، به طوری که همسرش نمی‌تواند شب‌ها بخوابد.
    گاهی اوقات خروپف کردن افراد به دلیل یک مشکل یا بیماری پزشکی است.
    چند روز پیش، در کتابخانه متوجه شدم که یک نفر در حال خروپف کردن است.
    آیا شما می‌دانید که در طول شب خروپف می‌کنید یا نه؟
    سگ من هم وقتی می‌خوابد، خروپف می‌کند.
    او به دلیل خروپف کردن فرد دیگری که آنجا هست، نمی‌تواند به خواب برود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.