دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Road به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Road به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Road به فارسی با مثالهای کاربردی

    جاده سطحی است که ماشین‌ها و وسایل نقلیه روی آن رفت‌وآمد می‌کنند. کلمه «جاده» با «خیابان» و «بزرگراه» کمی فرق دارد. خیابان‌ها معمولاً در شهرها و محله‌های مسکونی و تجاری هستند، و بزرگراه برای رانندگی با سرعت بالا ساخته شده است. اما ما به هر مسیری که ماشین‌ها از آن عبور کنند، می‌توانیم جاده بگوییم.

    جادهٔ بیرون خانه‌ام خلوت است.
    چند خودرو در کنار جاده پارک شده‌اند.
    وقتی ماشین پلیس چراغ و آژیرش را روشن می‌کند، رانندگان باید به کنار جاده بروند.
    شهر در حال برنامه‌ریزی برای احداث یک جاده جدید است تا ترافیک بیشتری را تحمل کند.
    کارهای راه‌سازی در تابستان، مسافرت در این فصل را دشوار می‌کند.
    پس از طوفان سنگین برف، چندین مسیر بسته شد. (مسیر بسته = جاده‌ای که به خاطر ساخت‌وساز یا آب‌وهوای نامساعد مسدود شده)
    وسط جاده نایست.
    به جای اینکه از جاده خارج شویم و بنزین بزنیم، تصمیم گرفتیم چند کیلومتر دیگر هم برویم.
    جاده‌ها معمولاً با آسفالت پوشیده می‌شوند، ولی در مناطق روستایی بسیاری از جاده‌ها شنی هستند. (جاده شنی = جاده‌ای که با سنگ‌ریزه و شن پوشیده شده)
    در داستان «جادوگر شهر اُز» به دوروتی توصیه می‌شود که «جاده آجری زرد» را دنبال کند.

    همچنین اصطلاحات و عبارت‌هایی وجود دارند که در آن‌ها از کلمه «جاده» استفاده می‌شود.

    فردا راه می‌افتیم. (راه افتادن = شروع یک سفر طولانی)
    می‌خواهیم یک سفر جاده‌ای برویم. (سفر جاده‌ای = سفری طولانی با ماشین در جاده‌ها)
    نوازندگان وقتی می‌خواهند موسیقی خود را معرفی کنند، به شهرهای مختلف سفر می‌کنند. (به سفر رفتن = رفتن به شهرهای متعدد در یک بازه زمانی طولانی)
    قبل از خرید ماشین، بهتر است آن را در یک آزمون رانندگی امتحان کنید. (آزمون رانندگی = رانندگی کردن با خودرو برای اولین بار به قصد آزمایش)
    میشل تصمیم گرفت راه درست را انتخاب کند و به توهین با توهین جواب ندهد. (راه درست را انتخاب کردن = رفتار اخلاقی و شایسته داشتن)
    دانی همیشه فرصت‌طلبانه و بدون توجه به دیگران، راه نادرست را پیش می‌گیرد. (راه نادرست را پیش گرفتن = رفتار ناشایست و غیراخلاقی داشتن)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Roast به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Roast به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Roast به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی که غذایی “برشته” می‌شود، یعنی برای مدت زیادی در فر یا روی زغال‌های داغ پخته شده است.

    خیلی از آمریکایی‌ها در جشن شکرگزاری، بوقلمون درست می‌کنند.
    آیا “قابلمه‌ای کباب‌شده” را دوست دارید؟ (این غذا از گوشت گاوی درست می‌شود که به‌آرامی و در طی چند ساعت پخته می‌شود.)
    تا به حال در مراسم کباب کردن یک خوک کامل شرکت کرده‌اید؟ (در این روش، یک خوک کامل در فضای باز و روی ذغال‌هایی که در یک گودال قرار داده شده، پخته می‌شود. این کار در مهمانی‌های بزرگ تابستانی خیلی معمول است.)
    خیلی از فروشگاه‌های مواد غذایی، مرغ‌های کاملی را می‌فروشند که از قبل کباب شده‌اند و شما می‌توانید آن‌ها را بخرید، به خانه ببرید و بلافاصله برای اعضای خانواده سرو کنید.
    یک قابلمه فر که درپوش دارد، برای پختن این گونه غذاها خیلی به کار می‌آید.

     
    از کلمه “roast” برای توصیف هوای خیلی گرم هم استفاده می‌شود:

    بیرون هوا آنقدر داغ است که آدم احساس می‌کند دارد کباب می‌شود.
    سه دختر که تمام بعدازظهر در ساحل در حال “کباب شدن” بودند، به شدت آفتاب‌سوختند.
    اینجا واقعاً گرم است (داریم کباب می‌شویم)!

     
    “Roast” همچنین می‌تواند به یک مراسم شاد و طنز برای تقدیر از زندگی یا کار یک نفر اشاره کند، یا ممکن است به معنای یک انتقاد تند و تیز باشد:

    رئیس دن، به خاطر این که فرم گزارش کارش را درست پر نکرده بود، او را به شدت مورد انتقاد قرار داد (او را کباب کرد).
    یک برنامه کمدی در تلویزیون، با شوخی و طنز، از دستاوردهای یک عمر فعالیت یک بازیگر مشهور تقدیر کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rock به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rock به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Rock به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “rock” معانی مختلفی دارد:

    وقتی به عنوان اسم به کار می‌رود، “سنگ” به یک ماده سخت طبیعی گفته می‌شود که میلیون‌ها سال قدمت دارد.
    در دنیای موسیقی، “راک” سبکی است که معمولاً با یک یا دو گیتار، درام و گاهی گیتار بیس نواخته می‌شود.
    وقتی نوزادی بی‌قرار است و گریه می‌کند، مادر او را در آغوش می‌گیرد و به آرامی تکان می‌دهد تا بخوابد. این حرکت آرام و رفت‌وبرگشتی را “rocking” می‌نامند.
    او بچه را تکان داد تا خوابش ببرد.
    خیلی از حرکت‌های رفت‌وبرگشتی با همین کلمه توصیف می‌شوند.
    مثلاً می‌شوی روی یک صندلی راحتی به جلو و عقب تکان بخوری.
    اما اگر در قایق با بی‌احتیاطی بایستی، همین حرکت تکان‌دهنده می‌تواند تعادلت را به هم بزند و در نهایت به داخل آب بیفتی.

    عبارات زیادی هم هستند که از این کلمه استفاده می‌کنند:

    “قایق را تکان نده” (یعنی مشکل ایجاد نکن)
    “این نان سفت شده مثل سنگ” (یعنی خیلی سفت است)
    “او از یک جعبه سنگ هم کندذهن‌تر است” (یعنی خیلی کم‌هوش است)
    “این ساختمان محکم است مثل سنگ” (یعنی پایه‌های محکمی دارد و نمی‌افتد)
    “تو عالی هستی!” (یعنی تو آدم فوق‌العاده‌ای هستی)
    “این غذای تایلندی خیلی خوب است” (یعنی طعم بسیار خوبی دارد)
    “باید برویم. فردا می‌بینمت.” (یعنی باید از اینجا برویم)
    “مهمانی تا پاسی از نیمه‌شب شاد و پرجنب‌وجوش بود” (یعنی جمعیت زیادی آنجا بودند و خوش می‌گذراندند)

    توجه: موسیقی راک اند رول در پنجاه سال گذشته تأثیر قدرتمندی بر فرهنگ آمریکایی و زبان انگلیسی گذاشته است. اگر قبلاً با این سبک موسیقی آشنا نشده‌اید، بهتر است کمی درباره‌اش یاد بگیرید. در گفتگوهای روزمره، کلمه “rock” اغلب به عنوان فعل یا صفت به کار می‌رود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Roll به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Roll به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Roll به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر وسیله‌ای که روی چرخ‌ها حرکت کند یا حرکت دورانی داشته باشد، می‌توان گفت که در حال «غلتیدن» است.

    ابول به توپ فوتبال ضربه زد و توپ به درون دروازه غلتید.
    ما توانستیم وسایل خانه را به راحتی داخل کامیون قرار دهیم، چون از یک چرخ‌دستی استفاده کردیم.
    ماشین از روی تپه پایین غلتید و به یک درخت برخورد کرد.
    من چرخ‌دستی‌ام را به باغ بردم و آن را از خاک پر کردم.
    دنیس لاستیک را در خیابان به جلو غلتاند.

     
    واژه «roll» در بسیاری از اصطلاحات و عبارت‌های دیگر نیز به کار می‌رود:

    امروز صبح چه ساعتی از تخت بلند شدی؟
    بیا، تاس بینداز.
    ویک و جان دیشب دیروقت به شهر رسیدند. (roll in = رسیدن)
    امشب کمی دیرتر توفان رعد و برق خواهد آمد.
    باید با شرایط سخت کنار بیایی. (یعنی یاد بگیری اوضاع دشوار را بپذیری.)
    باید کارها را تمام کنیم. (یعنی باید جمع و جور کنیم.)
    داری خوب پیش می‌روی! (یعنی اخیراً موفق بوده‌ای.)
    شرکت قصد دارد هفته آینده یک محصول جدید ارائه دهد. (roll out = معرفی کردن یا ارائه دادن)
    آیا به موسیقی راک اند رول گوش می‌دهی؟
    رنگ‌زدن با غلتک، راحت‌تر از استفاده از قلم‌مو است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Romance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Romance به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Romance به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “عاشقانه” معمولاً زمانی به کار می‌رود که دو نفر به طور خاصی جذب یکدیگر شوند.

    والری داستان‌های عاشقانه را دوست دارد.
    راجر دوست دارد رابطه‌اش با همسرش حال و هوای عاشقانه بیشتری داشته باشد.
    اولیویا و پیتر سه ماه است که یک رابطه عاشقانه پنهانی در محل کارشان دارند. (رابطه عاشقانه در محیط کار)
    یک رابطه عاشقانه گاهی ممکن است به ناراحتی عاطفی و دلشکستگی بینجامد.
    در شروع یک رابطه عشقی معمولاً احساسات عاشقانه زیادی در جریان است.
    یک زندگی مشترک بدون حال و هوای عاشقانه چه معنایی دارد؟
    کتاب‌های داستان عاشقانه بین خانم‌ها طرفداران زیادی دارد.
    بعضی افراد معتقدند که اهمیت موضوع عشق و عاشقی بیش از حد بزرگ شده است.

    کلمه “رمانتیک” به عنوان یک صفت شناخته می‌شود و می‌توان آن را برای توصیف افراد یا موقعیت‌ها استفاده کرد:

    ما سال گذشته از یک منطقه بسیار رمانتیک در فرانسه دیدن کردیم.
    نور رستوران فضایی عاشقانه ایجاد کرده بود.
    این موسیقی بسیار رمانتیک است.
    فیلم‌های کمدی عاشقانه بین کسانی که اهل سینما هستند، محبوبیت زیادی دارد.
    لحظات ناب عاشقانه می‌تواند پیوند بین دو نفر را محکم‌تر کند.
    کلودیا دوست دارد شوهرش رفتارهای عاشقانه بیشتری داشته باشد.
    ساموئل نگاه آرمان‌گرایانه و عاشقانه‌ای دارد و دوست دارد به افراد نیازمند کمک کند. (در اینجا “عاشقانه” به فردی اشاره دارد که ایده‌آل‌گرا است و به دنبال زیبایی، کمال یا ارزش‌های نجیبانه است.)

    کلمه “عاشقانه” به صورت قید نیز به کار می‌رود:

    آن دو نفر با یکدیگر رابطه عاشقانه دارند.
    آنها از نظر عاطفی و عاشقانه به هم علاقه‌مند هستند.
    سارا و آیزاک به طور عاشقانه‌ای جذب یکدیگر شده‌اند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Roster به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Roster به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Roster به فارسی با مثالهای کاربردی

    فهرست، یک لیست از اسم‌هاست. این کلمه را بیشتر معلم‌ها به کار می‌برند که اسم شاگردهایشان را در یک فهرست نوشته‌اند. اسم بازیکنان یک تیم ورزشی هم در یک فهرست ثبت می‌شود.

    من نام شما را در فهرست خود نمی‌بینم.
    معلم ۳۰ دانش‌آموز در فهرست خود دارد.
    چند نفر در این فهرست هستند؟
    مربی چند اسم دیگر به فهرست اضافه کرد.
    فهرست اعضای تیم به صورت آنلاین موجود است.
    ما فهرست را چک کردیم تا ببینیم چه کسی بازی می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Row به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Row به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Row به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “ردیف” به معنای چیدن منظم افراد یا چیزها در کنار هم است:

    سبزی‌ها به صورت ردیفی کاشته می‌شوند.
    در سالن سینما، تماشاگران در ردیف‌های پشت سر هم می‌نشینند. صندلی‌ها به شکل ردیفی چیده شده‌اند. او در کدام ردیف نشسته؟
    این سربازان به صورت ردیفی کنار هم ایستاده‌اند.
    در این خیابان، خانه‌ها پشت سر هم قرار گرفته‌اند.

     
    کلمه “row” به عنوان فعل نیز به کار می‌رود و به معنای حرکت دادن قایق با پارو است.

    آنها با قایق در حال پارو زدن در رودخانه هستند.
    آیا تا به حال قایق‌رانی کرده‌ای؟
    برای پارو زدن قایق، از پارو استفاده می‌کنی.

     
    کاربرد دیگر “row” در عبارت “in a row” است که برای بیان وقوع پشت سر هم یا متوالی چیزی به کار می‌رود.

    او پنج بار پشت سر هم توپ را در سبد انداخت.
    هفته گذشته، چهار روز متوالی باران آمد: چهارشنبه، پنجشنبه، جمعه و شنبه.
    یولاندا سه سال پیاپی این جایزه را برده است: سال‌های ۲۰۱۴، ۲۰۱۵ و ۲۰۱۶.

     
    توجه: در انگلیسی بریتانیایی، “row” به معنای بحث و جدل یا درگیری است، اما در انگلیسی آمریکایی کمتر با این معنا استفاده می‌شود.

    دو مرد بیرون بار با هم درگیر شدند.
    بین هواداران در مسابقه فوتبال نزاع درگرفت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rot به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Rot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه rot به معنای “پوسیدن” است و معمولاً برای چیزهای زنده و طبیعی به کار میرود؛ وقتی که آن چیز شروع به فاسد شدن میکند. این کلمه از نظر معنا شبیه به spoil است که به معنای “خراب شدن” یا “تباه شدن” است. وقتی از rot به عنوان یک فعل استفاده میکنیم، به همین شکل به کار میرود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    rot

    فاسد شدن

    rotted

    فاسد شد

    rotted

    فاسد شده

    سیب‌ها وقتی از درخت می‌افتند، خیلی زود شروع به فاسد شدن می‌کنند.
    وقتی غذا فاسد می‌شود، چاره‌ای جز دور ریختن آن نیست.
    گوشت اگر در یخچال یا فریزر نگهداری نشود، خراب و غیرقابل مصرف می‌شود.
    ما به گیاه بیش از حد آب دادیم و ریشه‌های آن پوسید.
    دندان‌های مت به خاطر مسواک نزدن مرتب، در حال خراب شدن هستند.
    وقتی چوب شروع به پوسیدن می‌کند، به محل مناسبی برای زندگی حشرات تبدیل می‌شود.

    همچنین می‌توانید از “rot” به عنوان اسم استفاده کنید:
    مقداری پوسیدگی روی این سیب دیده می‌شود.
    علائم پوسیدگی روی دیوارهای خارجی یک خانه چوبی باید سریعاً رسیدگی شود.
    آن لکه سبز رنگ روی نان مانده، کپک نام دارد.

    به عنوان صفت نیز می‌توانید از “rotten”، “rotted” یا “rotting” استفاده کنید:
    وقتی گوشت فاسد می‌شود، بوی بسیار بدی می‌گیرد.
    هیچ چیزی بدتر از بوی گوشت در حال گندیدگی نیست.
    وجود پوست موزهای پوسیده بیرون خانه نشان می‌دهد ساکنان آن، نظافت را رعایت نمی‌کنند.
    کاری که او با دوست دخترش کرد، واقعاً رفتار زشتی بود. (برای توصیف رفتارهای بسیار بد معمولاً از “rotten” استفاده می‌شود.)
    این یک شرایط بسیار بد است. (یعنی وضعیت ناخوشایندی است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Rough به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rough به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rough به فارسی با مثالهای کاربردی

    برعکس کلمه “صاف”، واژه “خشن” است. این کلمه برای توصیف سطوحی به کار می‌رود که ناهموار هستند یا دارای برآمدگی‌ها و قسمت‌های تیزی هستند که ممکن است باعث خراش شوند. در ادامه چند نمونه از این سطوح را می‌بینید:

    اگر از شهر خارج شوید و به مناطق روستایی بروید، جاده‌های بسیاری را می‌بینید که ناهموار و پر از سنگ‌ریزه هستند.
    سطح سنگ‌ها معمولاً ناهموار است.
    پوست فیل هنگام لمس کردن، زبر و خشن احساس می‌شود.
    وقتی چوب را با اره می‌بریم، سطح برش‌خورده معمولاً ناصاف می‌شود.
    می‌توان با استفاده از کاغذ سمباده، یک سطح ناهموار را صاف و هموار کرد.
    اگر من بیشتر از دو روز اصلاح نکنم، صورت‌م به خاطر موهای کوتاه و زبر، خشن به نظر می‌رسد.

     
    کلمه “rough” همچنین برای توصیف یک تجربه یا شرایط سخت نیز استفاده می‌شود و معنایی نزدیک به کلمه “دشوار” دارد. همچنین شبیه به کلمه “سخت” است.

    شاون هفته بسیار سختی را پشت سر گذاشته است. او الآن نیاز به استراحت دارد.
    این منطقه، جای امن و آرامی نیست. باید در رفت‌وآمدتان خیلی مراقب باشید.
    آقای ادواردز برخورد بسیار سخت‌گیری با دانش‌آموزانش دارد و آن‌ها را مجبور می‌کند بسیار سخت کار کنند.
    دوره آموزش پایگاه ارتش بسیار طاقت‌فرسا خواهد بود. تام مطمئن نیست که آمادگی لازم برای این تمرینات سخت را دارد یا نه.

     
    علاوه بر این، از این کلمه می‌توان به صورت فعل نیز استفاده کرد:

    بروس کمی از سوی پلیس مورد ضرب و شتم قرار گرفت. (rough up = کتک کاری، مشت و لگد زدن و…)
    پوست صورت آن مرد مسن، پس از هفته‌ها قرار گرفتن در معرض سرمای شدید، بسیار خشن و زمخت شده بود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Routine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Routine به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Routine به فارسی با مثالهای کاربردی

    روال یا “روتین” به کارهایی گفته می‌شود که به طور مرتب و معمول انجام می‌دهید. از این واژه اغلب برای توصیف فعالیت‌ها و برنامه‌های روزمره استفاده می‌شود.

    در مثال‌های زیر، کلمه routine به عنوان اسم به کار رفته است:

    برنامه روزانه شما چطور است؟
    آیا از روال روزمره خود راضی هستید؟
    برنامه صبحگاهی من شامل خوردن قهوه و مطالعه روزنامه است.
    ادوارد می‌گوید از کارهای تکراری سر کار خسته شده. او به یک تغییر نیاز دارد.
    بئاتریس دوست ندارد برنامه عادی خود را عوض کند. او شرایط فعلی را می‌پسندد.
    سارا مشغول طراحی یک روتین رقص جدید است. (روتین می‌تواند به یک اجرای تمرین‌شده و منظم نیز اشاره کند.)

     
    در جمله‌های زیر، کلمه “routine” به صورت صفت استفاده شده است:

    پزشک گفت این عمل، یک جراحی معمول و عادی است.
    پلیس به صورت عادی از آن محله بازدید کرد.
    پرستار پیش از ویزیت پزشک، لیستی از سوالات متداول را مرور کرد.
    او از انجام کارهای تکراری و یکنواخت در محل کارش خسته شده است.

     
    کلمه routinely که به معنای “معمولاً” یا “به طور عادی” است، نقش قید دارد:

    او معمولاً در محل کار غیبت می‌کند.
    او همیشه به موقع است.
    آن‌ها معمولاً در کلاس حاضر نمی‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.