دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Regret به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Regret به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Regret به فارسی با مثالهای کاربردی

    پشیمانی یعنی از کاری که قبلاً انجام داده‌ای یا تصمیمی که گرفته‌ای، حالا ناراحت باشی. یعنی فرد از عملی که مرتکب شده احساس نارضایتی می‌کند. این کلمه معمولاً برای زمان حال به کار می‌رود:

    میرنا از اینکه شغلش را رها کرد و به یک شرکت جدید رفت پشیمان است.
    ماریو از نقل مکان به کالیفرنیا پشیمان است. قبلاً فکر می‌کرد آنجا فوق‌العاده است، ولی الان از آنجا بدش می‌آید.
    آنها از تصمیمشان برای برگشتن به هندوراس پشیمان نیستند.
    ای کاش وقتی جوان‌تر بودم بیشتر سفر می‌کردم.
    بهتر است آن کار را نکنی، بعداً حسرت خواهی خورد. (این جمله آخر به زمان آینده اشاره دارد.)

     
    اگر این احساس ناراحتی و اندوه در گذشته اتفاق افتاده و بعد تغییر کرده، از شکل گذشته “regretted” استفاده می‌کنیم:

    در ابتدا آنها از تصمیم خود پشیمان بودند، اما کم‌کم به آن وضعیت عادت کردند.
    تونی از اینکه در آن سن کم ازدواج کرده بود پشیمان بود، اما حالا آن را پذیرفته است.
    الن هیچ‌وقت از داشتن فرزندان زیاد پشیمان نبود. او هشت بچه دارد.
    توری همیشه حسرت این را خورده که در بچگی نواختن پیانو را یاد نگرفته است. (این جمله در زمان حال کامل است و نشان می‌دهد که این پشیمانی هنوز ادامه دارد.)

     
    علاوه بر این، می‌توان از “regret” به صورت یک اسم نیز استفاده کرد:

    جیم بابت کار کردن در آن شرکت، حسرت‌های زیادی دارد.
    شیلا در مورد شغل پزشکی خود هیچ پشیمانی ندارد.
    آیا تو هیچ پشیمانی در زندگی داری؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Regular به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Regular به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Regular به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کاری همیشه به یک شکل و طبق یک برنامه مشخص انجام شود، می‌گوییم آن کار به‌طور «منظم» انجام می‌شود. این کلمه در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود:

    مدرسه ما هر روز طبق یک برنامه ثابت پیش می‌رود.
    اگر خودروی خود را به موقع سرویس کنید، همیشه بدون مشکل کار می‌کند.
    جو هر سال برای چکاپ به پزشک مراجعه می‌کند.
    ما هر روز در یک محل مشخص همدیگر را می‌بینیم.
    به نظر می‌رسد او آدم ساده و خوبی است. (یک آدم معمولی = فردی عادی و خوب)

     
    کلمه «به‌طور منظم» نیز یک قید پرکاربرد است. این کلمه چهار بخش دارد و گاهی تلفظ آن به خاطر وجود حروف «ر» و «ل» برای بعضی افراد سخت است:

    این کلاس طبق برنامه، هر دوشنبه و چهارشنبه برگزار می‌شود.
    ما معمولاً آخر هفته‌ها به ساحل می‌رویم.
    جو همیشه طبق برنامه به دکتر مراجعه می‌کند.
    نادیا بیشتر خریدهایش را از فروشگاه جول انجام می‌دهد، اما امروز به دنبالیک رفته است.
    آنها هر شب رأس ساعت شش عصر شام می‌خورند.

     
    برعکس این کلمه، «نامنظم» است.

    برنامه روزانه گلوریا ثابت نیست و هر هفته تغییر می‌کند.
    قیمت این پیراهن به خاطر اینکه ایراد داشت، کاهش پیدا کرد و پنج دلار قیمت‌گذاری شد. (کالای نامنظم = کالایی که مشکل دارد)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Reject به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Reject به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Reject به فارسی با مثالهای کاربردی

    رد کردن یعنی گفتن «نه» به یک چیز یا یک نفر. این واژه نقطهٔ مقابل پذیرش است.

    دانشگاه درخواست لنا را نپذیرفت. (به او «نه» گفتند.)
    ونسا به پیشنهاد ازدواج اد جواب منفی داد. (او گفت «نه».)
    چرا او را رد کرد؟
    ریچارد با این فکر که از پروژه دست بکشد، مخالف است. (او قصد دارد به کار روی آن ادامه دهد.)
    دستگاه خودپرداز کارت مرا نپذیرفت.

    واژهٔ «رد» به صورت اسم به کار می‌رود:

    اد با شنیدن «نه» به خوبی کنار نمی‌آید.
    اگر در کار فروش باشید، یاد می‌گیرید که هر روز با جواب منفی از سمت دیگران روبرو شوید.
    مواجهه با رد شدن چیزی است که همهٔ ما باید روش برخورد با آن را یاد بگیریم.

    واژه‌های «ردشده» و «رد» گاهی به صورت صفت استفاده می‌شوند.

    اد حس می‌کند که نپذیرفته‌اندش.
    سطل زباله از طرح‌ها و پیشنهادهای ردشده، انباشته بود.
    لی از شرکتی که برای کار در آن درخواست داده بود، یک نامهٔ rejection دریافت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Relapse به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Relapse به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Relapse به فارسی با مثالهای کاربردی

    عود کردن به معنای بازگشت به یک حالت یا شرایط قبلی است. این کلمه معمولاً وقتی به کار می‌رود که وضعیت دوباره بدتر شود.

    در اینجا نمونه‌هایی از نحوه استفاده از این کلمه به صورت فعل آورده شده است:

    جانت بعد از عمل جراحی حالش بهتر شده بود، ولی ناگهان بیماریش دوباره عود کرد.
    تونی سال گذشته سیگار را کنار گذاشته بود، اما اخیراً دوباره برگشته و حالا هر روز چند نخ سیگار می‌کشد.
    کارشناسان اقتصادی شک دارند که اقتصاد آمریکا به این زودی‌ها دوباره افت کند و وارد یک دوره رکود تازه شود.

    به این شکل هم می‌توان از کلمه “عود” به عنوان اسم استفاده کرد:

    بلافاصله بعد از عمل، حالش بهتر شد، اما الان دوباره کمی بیماریش برگشته است.
    بازگشت تانیا به افسردگی، به خاطر از دست دادن گربه‌اش بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Relative به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Relative به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Relative به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌گوییم چیزی یا کسی به چیز دیگری **وابسته** یا **مرتبط** است، از کلمه relative استفاده می‌کنیم. این واژه معمولاً برای اشاره به افرادی به کار می‌رود که از طریق ازدواج یا پیوند خانوادگی به هم مربوط می‌شوند.

    آیا از بستگانت کسی هست که نزدیک تو زندگی کند؟
    اگر کمکی لازم داشته باشی، شاید بتوانی روی پشتیبانی فامیلت حساب کنی.
    در مراسم تدفین مادربزرگم، خویشاوندان از شهرهای مختلف آمدند تا احترام خود را نشان دهند.
    فامیل های استیون شب شنبه برای شام به خانه‌شان می‌آیند.
    امروز قرار است مهمان داشته باشیم و بستگانمان را ببینیم.
    دور هم جمع شدن با فامیل و آشنایان معمولاً خوشایند و دلچسب است.

     

    کلمه **relative** گاهی به صورت صفت هم به کار می‌رود، آن هم وقتی چیزی را با موقعیت یا چیز دیگری مقایسه می‌کنیم.

    نکته‌ای که او می‌خواهد بگوید، به بحث **مربوط** است. (در چنین جمله‌ای، کلمه «relevant» معنایی نزدیک دارد.)
    بعضی‌ها معتقدند درک کامل اخلاقیات، **نسبی** است و به شرایط خاص بستگی دارد. (این دیدگاه با عنوان «نسبی‌گرایی اخلاقی» هم شناخته می‌شود.)
    معلم امروز در کلاس دربارهٔ **جمله‌های وابسته** توضیح داد. (جمله وابسته، بخشی از جمله است که اطلاعات لازم را دربارهٔ بخش دیگری از جمله بیان می‌کند.)

     

    واژه **relatively** به معنی «نسبتاً» است و وقتی از آن استفاده می‌کنیم که چیزی را با چیز دیگری مقایسه می‌کنیم:

    آن فیلم نسبتاً کوتاه بود. (یعنی در مقایسه با فیلم‌های دیگر.)
    امتحان نسبتاً آسان بود. (در سنجش با آزمون‌های مشابه.)
    در مقایسه با بعضی از نامزدهای دیگر انتخابات، جف جانسون نسبتاً باهوش به نظر می‌رسد. (این جمله ممکن است به دیگران اشاره‌ای تند داشته باشد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Release به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Release به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Release به فارسی با مثالهای کاربردی

    رها کردن چیزی معنای واژه “release” است. این کلمه یک فعل به شمار می‌آید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    release

    آزاد کردن

    released

    منتشر شد

    released

    منتشر شده

    اگر کسی یک ماهی را صید کند، ممکن است آن را به آب برگرداند.
    کسی که در زندان است، وقتی آزاد شود، از زندان بیرون می‌آید.
    دود و گازهای زیان‌آور دیگر توسط دودکش به بیرون فرستاده می‌شوند.
    اخبار و آگهی‌ها از طریق رسانه‌ها در دسترس همگان قرار می‌گیرند.
    بعد از اینکه یک فیلم ساخته شد، برای همه مردم پخش می‌شود. بعضی از افراد با اشتیاق فراوان منتظر اکران* یک فیلم می‌مانند.

    وقتی جرمی اتفاق می‌افتد، در پایان جزئیات آن جرم به مردم اطلاع‌رسانی می‌شود.
    دانش‌آموزان وقتی ساعت مدرسه تمام می‌شود، به خانه فرستاده می‌شوند.
    اگر کسی نخواهد دیگر پایبند یک قرارداد باشد، می‌تواند از آن خارج شود.

    *در جمله دوم release یک اسم است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Relief به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Relief به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Relief به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «تسکین» یک اسم است. این کلمه به شرایطی اشاره دارد که فرد پس از پشت سر گذاشتن یک مشکل، احساس خستگی شدید یا نیاز به کمک، آن را تجربه می‌کند.

    سازمان صلیب سرخ به قربانیان حوادث طبیعی کمک‌رسانی می‌کند.
    وقتی طوفان بالاخره تمام شد، حس آرامش و آسودگی در سراسر شهر پیچید.
    آتش‌نشانانی که ساعتها در یک ساختمان آتش‌گرفته مشغول کار بودند و خستگی مفرط داشتند، به استراحت و کمک نیاز پیدا کردند.
    دارو می‌تواند تا حدی از درد بکاهد.
    دولت به افرادی که برای مدت طولانی بیکار می‌مانند، کمک مالی ارائه می‌دهد.
    این قرص آسپرین تأثیر زیادی در کاهش سردرد من نداشت. (کلمه «تسکین» در اینجا یک اسم قابل شمارش است.)

     
    علاوه بر این، کلمه «تسکین» می‌تواند به صورت صفتی نیز به کار رود:

    سازمان‌های امدادی به آسیب‌دیدگان حادثه کمک می‌رسانند.
    شیر تخلیه فشار، میزان فشار در سیستم را کم می‌کند.

     
    همچنین معمول است که مردم پس از پایان یک کار سخت یا نجات از یک خطر جدی، عبارت «چه آرامشبخش!» را به کار می‌برند:

    چه آرامشبخش که تمام شد!
    مردم در امان هستند. چه حس خوبی!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Relieve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Relieve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Relieve به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کسی از بار نگرانی و اضطراب خلاص می‌شود، می‌توانید از فعل “relieve” استفاده کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    relieve

    تسلی دادن

    relieved

    تسلی داد

    relieved

    تسلی داده

    وقتی متوجه شدیم تمام اعضای خانواده‌مان پس از زمین‌لرزه سالم هستند، احساس آرامش کردیم.
    تام وقتی فهمید لازم نیست هفتهٔ بعد در جلسه حاضر شود، آسوده‌خاطر شد.
    لزلی زمانی که آتشنشان‌ها برای خاموش کردن آتش به خانه‌اش آمدند، احساس سبکی و آرامش کرد.
    بیماران دندانپزشکی نیز وقتی به مطب مراجعه می‌کنند و می‌فهمند هیچ پوسیدگی در دندان‌هایشان ندارند، خیالشان راحت می‌شود.

    واژهٔ “relieve” معمولاً برای افرادی به کار می‌رود که به دنبال راه‌حلی برای درد یا فشار روحی هستند.
    ایبوپروفن به کاهش درد سر کمک می‌کند.
    داروهای ضداسید می‌توانند مشکل سوءهاضمه یا سوزش معده را کمتر کنند.
    کسانی که مدیتیشن انجام می‌دهند، می‌گویند این کار باعث کاهش استرس می‌شود.
    گرما نیز به کم کردن درد در ماهیچه‌ها و مفاصل بدن کمک می‌کند.

    گاهی از کلمهٔ “relieve” زمانی استفاده می‌شود که فردی جایگزین فرد دیگری شود یا از او خواسته شود موقعیتی را ترک کند.
    در بیسبال، هنگامی که یک پرتاب‌کننده خسته می‌شود یا در پرتاب توپ دقت ندارد، بازیکن دیگری جای او را می‌گیرد.
    کارمندان یک شرکت نیز وقتی شیفت بعدی جای آن‌ها را می‌گیرد، احساس سبکی می‌کنند.
    در ارتش، اگر رفتار یک سرباز ناشایست باشد، ممکن است از موقعیت خود عزل شود.

    نکته: کلمهٔ «تسکین» یک اسم است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Religion به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Religion به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Religion به فارسی با مثالهای کاربردی

    دین مجموعه‌ای از باورهای منظم درباره جهان، طبیعت و جایگاه انسان در این جهان است. برای کسانی که زندگی پرتنشی دارند، آرامش به ارمغان می‌آورد و زمینه را برای گردهمایی و ایجاد حس اجتماعی میان افراد فراهم می‌کند.

    در ادامه، چند نمونه از نحوهٔ استفاده از کلمهٔ «دین» در جمله و پرسش را می‌بینید:

    دین فرناندو برایش بسیار اهمیت دارد.
    او نسبت به دین خود متعهد است.
    مسخره کردن دین دیگران کار درستی نیست.
    دین شما چیست؟ (اما در پرسیدن این سؤال محتاط باشید، چون دین برای بعضی افراد موضوعی کاملاً شخصی است.)
    آیا پیرو دین خاصی هستید؟
    بعضی کارها ممکن است برخلاف دین یک فرد باشد.
    من نمی‌توانم این کار را انجام دهم، زیرا با دین من در تضاد است.
    در ایالات متحده، متمم دوم قانون اساسی این کشور، از حق مردم برای انجام اعمال دینی حمایت می‌کند.
    آزادی دین در اینجا یک ارزش اساسی محسوب می‌شود.
    متمم دوم همچنین آزادی از دین را نیز به رسمیت می‌شناسد. (یعنی شما مجبور نیستید حتماً دینی داشته باشید.)

     

    کلمهٔ «مذهبی» یک صفت است.

    ماریا فرد بسیار مذهبی است.
    تمام خانواده‌اش مذهبی هستند.
    در مدارس کاتولیک، آموزش مذهبی بخشی از برنامهٔ روزانهٔ مدرسه است.
    معمولاً در مراسم تدفین، یک آیین مذهبی پیش از خاکسپاری برگزار می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Rely به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Rely به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Rely به فارسی با مثالهای کاربردی

    اعتماد کردن به یک چیز یا یک نفر، همان معنای عبارت “To reply on something or someone” است. این کلمه خیلی شبیه به “depend” به معنی وابسته بودن است. وقتی از این کلمه به صورت یک فعل استفاده می‌کنیم، تقریباً همیشه بعد از آن از حرف اضافه “on” استفاده می‌شود.

    مثلاً:
    می‌توانی روی بیل حساب کنی. او کارمند خیلی خوبی است و همیشه کارهایش را سر وقت تمام می‌کند.
    آیا می‌توانیم انجام این کار را به فرانسین بسپاریم؟
    آنها دیگر نمی‌توانند به جف اطمینان کنند. او آدم با مسئولیتی نیست.
    هلن هر روز برای رسیدن به سر کار، روی ماشینش حساب می‌کند.
    وقتی نیاز به کمک داری، به چه کسی اعتماد می‌کنی؟
    ما برای خرید میوه و سبزی تازه، به فروشگاه محلی خودمان اعتماد داریم.

     

    کلمه “reliable” که به معنی “قابل اعتماد” است، در واقع شکل صفتیِ “rely” می‌باشد.

    مثلاً:
    رالف یک کارمند بسیار قابل اطمینان است. او حتی یک روز هم غیبت نمی‌کند.
    برای اینکه هر روز به مدرسه برسی، نیاز به یک وسیله نقلیه مطمئن داری.
    ساندرا برای کارهای خیلی مختلفی به تلفن همراهش وابسته است – نه فقط برای برقراری تماس.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.