دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Front به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Front به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Front به فارسی با مثالهای کاربردی

    جلوی هر چیزی، همان سمتی است که رو به رویمان قرار دارد و به راحتی دیده می‌شود.

    بهترین جای کلاس، همان ردیف اول است.
    اگر در ردیف جلو بنشینید، دید بهتری دارید.
    اگر جلوی اتوبوس بنشینید، می‌توانید با راننده صحبت کنید.
    درِ ورودی خانه‌ها معمولاً در قسمت جلویی قرار دارد.
    در آمریکا، بیشتر خانه‌ها یک حیاط کوچک در جلوی خود دارند.
    خیلی از خانه‌های قدیمی در آمریکا یک ایوان جلویی دارند.
    ورودی ساختمان‌ها معمولاً در بخش جلوست.
    جیب‌ها و دکمه‌های یک پیراهن، روی بخش جلویی آن دوخته می‌شوند.
    کسی که اول صف ایستاده، معمولاً نوبت بعدی است.

     
    گاهی کلمه «فرانت» یا «جلو» به چیزی اشاره دارد که واقعی نیست و فقط ظاهرسازی است.

    کارواش والتر وایت فقط پوششی برای یک کار غیرقانونی بود.
    حرفشان را باور نکنید؛ آنها فقط دارند تظاهر می‌کنند.

     
    «جبهه» در هواشناسی به الگوی آب‌وهوایی گفته می‌شود که در یک منطقه جابه‌جا می‌شود.

    یک جبهه هوای سرد از سمت داکوتا به مینه‌سوتا در حرکت است.
    وقتی یک جبهه هوای سرد و یک جبهه هوای گرم به هم برسند، گاهی طوفان‌های گردابی به وجود می‌آورند.

     
    گاهی در اسم یک گروه یا جنبش سیاسی از کلمه «جبهه» استفاده می‌شود.

    جبهه آزادی‌بخش ملی در زمان جنگ الجزایر در دهه ۱۹۵۰ فعال بود.
    جبهه ملی یک جنبش مردمی راست‌گرا در فرانسه است که مارین لوپن رهبری آن را بر عهده دارد.

     
    وقتی «فرانت» به عنوان فعل به کار می‌رود، یعنی به کسی پول قرض بدهی یا پیش‌پرداخت کنی.

    تونی می‌خواهد یک کسب‌وکار راه بیندازد، اما نیاز دارد کسی پولی در اختیارش بگذارد.
    اگر امروز به من پول نقد قرض بدهی، فردا بهت پس می‌دهم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Frown به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frown به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Frown به فارسی با مثالهای کاربردی

    اخم کردن وقتی اتفاق می‌افتد که دو طرف دهان به سمت پایین کشیده می‌شود.
    این حالت برعکس لبخند زدن است.
    کلمه “frown” هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار می‌رود.

    پسر کوچولو به دلیل ناراحتی اخم کرده است.
    چرا در حال اخم کردن هستی؟
    مسئولان شهری با تصمیم ما برای ساختن یک قفس مرغ در حیاط پشتی مخالف بودند.
    وقتی دانش‌آموزان فهمیدند معلمشان مریض است و نمی‌تواند به کلاس بیاید، چهره‌های بسیاری در کلاس اخمو شد.
    چرا صورتت اخم کرده است؟
    او چهره‌ای درهم و اخم‌آلود دارد.
    این اخم را به لبخند تبدیل کن!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Frustrate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Frustrate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Frustrate به فارسی با مثالهای کاربردی

    ناامید کردن یعنی جلوگیری از رسیدن یک فرد به خواسته‌اش. این احساس می‌تواند باعث فشار عصبی و یأس شود. منبع این ناامیدی می‌تواند یک شخص یا یک چیز باشد.
    از این واژه همچنین می‌توان به صورت فعل استفاده کرد:

    – شغلش او را ناامید می‌کند.
    – آن‌ها از لغو پروازشان بسیار ناامید شدند. (این جمله به صورت مفعولی ساخته شده است.)
    – ناتوانی مری در کم کردن وزن، او را ناامید می‌کند.
    – روش‌های تدریس معلم، دانش‌آموزان را ناامید کرد. آن‌ها احساس می‌کردند چیزی یاد نمی‌گیرند.

     

    واژه‌های **ناامید کننده** (frustrating) و **ناامید** (frustrated) به صورت صفت به کار می‌روند:

    – کارش ناامید کننده است. او ناامید است.
    – لغو پرواز، اتفاقی ناامید کننده بود.
    – تلاش‌های مری برای کاهش وزن، ناامید کننده بوده است.
    – دانش‌آموزان در کلاس احساس ناامیدی می‌کنند، چون روش تدریس معلم بسیار گیج‌کننده است.

     

    واژه **ناامیدی** (frustration) یک اسم است:

    – شغل او، دلیل ناامیدی‌اش است.
    – ناامیدی آن‌ها به خاطر لغو پروازشان بود.
    – مری به دلیل کاهش وزن ناموفق، احساس ناامیدی زیادی می‌کند.
    – ناامیدی دانش‌آموزان از معلمشان باعث شد بعضی از آن‌ها کلاس را ترک کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Full به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Full به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Full به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی آنقدر پر است که دیگر جایی برای چیز دیگری ندارد، یا نیازی به افزودن چیزی نیست، از کلمه “پر” استفاده می‌کنیم:

    شکمم پر شده. دیگر نمی‌توانم چیزی بخورم.
    باک بنزین ماشین ریانا پر است. لازم نیست باز هم بنزین بزند.
    این کلاس پر است. هیچ جای خالی برای دانشجویان بیشتر وجود ندارد.
    کامیون هنوز پر نشده. می‌توانیم چیزهای بیشتری داخلش بگذاریم.

     
    اما وقتی می‌خواهید بگویید چیزی مقدار زیادی از یک چیز را در خود دارد (حتی اگر شاید کاملاً پر نباشد)، باز هم می‌توانید از “پر” استفاده کنید:

    سینک ظرفشویی پر از ظرف است.
    اتاق پر از آدم است.
    بانک پر از پول است.
    او پر از اعتماد به نفس است و حس خیلی خوبی نسبت به خودش دارد.

     
    کلمه “پر” را با فعل “پر کردن” اشتباه نگیرید. این دو با هم فرق دارند.

    من باک بنزینم را پر کردم. حالا دیگر پر است.
    کامیون را پر کنید تا کاملاً پر شود.
    کلاس خیلی سریع با آمدن دانش‌آموزان پر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fun به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fun به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fun به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fun” (سرگرم‌کننده) را می‌توان هم به عنوان اسم و هم به عنوان صفت به کار برد. از این کلمه زمانی استفاده می‌کنیم که یک فعالیت برایمان لذت‌بخش باشد و اوقات خوشی را سپری کنیم. این واژه بسیار پرکاربرد است، اما گاهی قواعد ساده‌ای ندارد؛ به همین دلیل، درک نحوه صحیح استفاده از آن اهمیت زیادی دارد.

    در مثال‌های زیر، “fun” نقش صفت دارد:

    That was fun.
    The party we went to last night was fun.
    This is fun.
    This is the most fun I’ve had in a long time.
    The rides at that amusement park are so much fun.
    We had more fun going on the roller coaster than on the tilt-o-whirl.

    این سرگرم کننده بود.
    مهمونی که دیشب رفتیم خیلی جالب بود.
    این سرگرم کننده است.
    این سرگرم کننده ترین لذتی است که در مدت طولانی داشته ام.
    سواری در آن شهربازی بسیار سرگرم کننده است.
    ما بیشتر از رفتن در ترن هوایی لذت بردیم تا در چرخش شیب دار.

    توجه کنید که برای ساخت حالت‌های مقایسه‌ای و عالی این صفت، از “er” یا “est” استفاده نمی‌شود. در عوض، باید از “more” و “most” کمک بگیرید. استفاده از “funner” یا “funnest” از نظر دستوری نادرست است (البته این موضوع بعضی افراد را از به کار بردن این شکل‌های نادرست بازنداشته است!).

    در جمله‌ها و پرسش‌های زیر، “fun” به عنوان اسم به کار رفته است:

    Do you want to have some fun?
    We had so much fun last night.
    What do you like to do for fun?
    I like to grow things in my garden. I do it for fun.
    You’re going to have fun if you go to Florida on vacation.

    آیا می خواهید کمی تفریح ​​کنید؟
    دیشب خیلی خوش گذشت
    دوست دارید برای تفریح ​​چه کاری انجام دهید؟
    من دوست دارم در باغم چیزهایی بکارم. من این کار را برای سرگرمی انجام می دهم.
    اگر در تعطیلات به فلوریدا بروید، از آن لذت خواهید برد.

    همانطور که در نمونه‌های بالا مشاهده می‌کنید، فعل “have” اغلب همراه با اسم “fun” استفاده می‌شود.

    کلمه “fun” در انگلیسی روزمره بسیار شنیده می‌شود. در ادامه چند نمونه از کاربردهای مثبت و منفی آن را می‌بینید:

    مثبت:

    How fun! (An activity sounds or looks fun.)
    What fun!
    That looks fun.
    Bye. Have fun. (Bye.)

    چقدر سرگرم کننده است! (یک فعالیت به نظر می رسد سرگرم کننده است.)
    چه جالب!
    به نظر سرگرم کننده است.
    خداحافظ خوش بگذره (خداحافظ.)

    منفی:

    This is not fun. (This is difficult.)
    Not fun.
    This is so fun. (Listen carefully. This is an example of sarcasm. When said this way, something is not fun.)
    She’s making fun of you. (make fun = laugh at or criticize)

    این سرگرم کننده نیست. (این مشکل است.)
    سرگرم کننده نیست.
    این خیلی سرگرم کننده است. (با دقت گوش کنید. این نمونه ای از طعنه است. وقتی اینطور گفته می شود، چیزی است نه سرگرم کننده.)
    او شما را مسخره می کند (make fun= خندیدن یا انتقاد کردن)

    نکته پایانی: کلمه “funny” (خنده‌دار) با “fun” (سرگرم‌کننده) تفاوت دارد. اگر چیزی “funny” باشد، احتمالاً باعث خنده شما می‌شود. اما اگر چیزی “fun” باشد، ممکن است شما را بخنداند یا نه، ولی در هر حال برایتان لذت‌بخش است.

    I have fun while I work on my website, but I’m not laughing while I do it–not usually.
    وقتی روی وب‌سایت خود کار می‌کنم لذت می‌برم، اما وقتی این کار را انجام می‌دهم نمی‌خندم – نه معمولاً.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های رایج انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Function به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Function به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Function به فارسی با مثالهای کاربردی

    این کامپیوتر به خوبی کار نمی‌کند.
    این چطور عمل می‌کند؟
    آیا آن تلویزیون قدیمی هنوز روشن می‌شود؟
    ایوا در شرایط سخت و پراسترس خوب عمل نمی‌کند.
    سرگئی هم نقش تهیه‌کننده و هم کارگردان فیلم را بر عهده دارد.

    وظیفهٔ معلم در کلاس این است که به دانش‌آموزان در یادگیری کمک کند.
    کار قلب در بدن چیست؟
    اسوالدو نقش خود را در شرکت نمی‌فهمد.
    مهمانی که در آن شرکت می‌کنیم، یک گردهمایی اجتماعی بزرگ است که پول زیادی جمع‌آوری می‌کند.
    کار کلمهٔ «او» در این جمله چیست؟ ما به او تا خانه سواری دادیم. (پاسخ: مفعول غیرمستقیم فعل است.)
    آن کلمه در جمله چه کاربردی دارد؟

    این کامپیوتر دیگر قابل استفاده نیست.
    پزشکی کاربردی سعی می‌کند دلیل اصلی مشکلات سلامتی را پیدا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fund به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fund به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fund به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «فاند» برای تأمین پول و هزینه‌های یک هدف مشخص به کار می‌رود.

    مثلاً:
    – آنها می‌خواهند برای ساخت یک بیمارستان جدید پول جمع‌آوری کنند. (در این جمله «فاند» به عنوان اسم به کار رفته)
    – تأمین مالی برای آن پروژه کار آسانی بود. (کلمه «فاندینگ» هم در اینجا نقش اسم دارد)
    – افراد خیّر، پروژه‌هایی را حمایت مالی می‌کنند که به نظرشان برای جامعه مفید است. (در این جمله «فاند» به عنوان فعل استفاده شده)

    🔹 مثال‌هایی از کاربرد «فاند» به عنوان فعل:
    – پول موجود در حساب بانکی‌اش، هزینه تحصیل دانشگاهش را تأمین می‌کند.
    – پول حاصل از فروش خانه‌شان، هزینه‌های دوران بازنشستگی آنان را پوشش می‌دهد.
    – چطور می‌خواهی هزینه‌های بازنشستگی خودت را تأمین کنی؟

    🔹 مثال‌هایی از کاربرد «فاند» به عنوان اسم:
    – این زوج در حال حاضر پول کافی برای خرید خانه ندارند.
    – بخشی از بودجه پروژه قطار را دولت مرکزی پرداخت می‌کند.
    – بودجه این سازمان از کجا تأمین می‌شود؟
    – او هر ماه ده درصد از حقوقش را در یک صندوق سرمایه‌گذاری مشترک قرار می‌دهد. (صندوق سرمایه‌گذاری مشترک، مجموعه‌ای از سهام و اوراق بهادار است. این نوع سرمایه‌گذاری در بین آمریکایی‌ها بسیار رایج است.)

    💡 نکته: جمع‌آوری کمک مالی در مدارس آمریکا فعالیتی معمول است و دانش‌آموزان در آن مشارکت می‌کنند. برای مثال، فروش شیرینی بسیار مرسوم است. بچه‌ها یا والدینشان کیک، کلوچه و شیرینی می‌پزند و برای فروش به مدرسه می‌آورند. تمام درآمد این فروش‌ها به مدرسه یا انجمن مدرسه تعلق می‌گیرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Funny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Funny به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Funny به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی “خنده‌دار” است، باعث می‌شود انسان بخندد یا سرگرم شود.

    فیلمی که دیشب دیدیم، واقعاً خنده‌دار بود.
    عمویم جیم، آدم بامزه‌ای است.
    سرپرست ما هم خیلی بامزه است؛ او همه را می‌خنداند.

     
    گاهی اوقات از کلمه “خنده‌دار” برای اشاره به یک مشکل یا چیز غیرعادی استفاده می‌کنیم:

    صدات یک جورایی عجیب است. حالت خوبه؟
    این آناناس مزه‌ی عجیبی داره. فکر کنم خراب شده.
    یک بوی غیرعادی میاد. این بوی چیه؟
    در مورد این معامله ملکی، حس خوبی ندارم. شاید بهتره انجامش ندهیم.
    من نسبت به این قضیه حس عجیبی دارم.

     
    عبارت “این عجیبه” معمولاً در موقعیت‌های غیرمنتظره یا تعجب‌برانگیز به کار می‌رود:

    عجیبه، چند دقیقه پیش دفترم رو اینجا گذاشتم و حالا گم شده.
    عجیبه، هیچ‌کدوم از این کامپیوترها کار نمی‌کنن.

     
    عبارت “حتی خنده‌دار هم نیست” برای توصیف موقعیت‌های جدی یا ناخوشایند استفاده می‌شود:

    آنقدر کار دارم که حتی خنده‌دار هم نیست.
    این فیلم آنقدر بد است که حتی خنده‌دار نیست.
    این کار حتی بامزه هم نیست. دیگه انجامش نده.
    این قضیه هیچ جنبه خنده‌داری ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fur به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fur به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Fur به فارسی با مثالهای کاربردی

    خز، موی بدن حیوانات است.

    گربه‌ها خز نرمی دارند.
    اما خز الاغ زبر و خشن است.
    بعضی از کت‌هایی که انسان‌ها می‌پوشند از خز حیوانات درست شده‌اند.
    خرس قطبی یک پوشش بسیار ضخیم از خز دارد که او را گرم نگه می‌دارد.
    حیواناتی که خز زیبا و باکیفیتی دارند، برای استفاده از پوست و خزشان شکار می‌شوند.
    البته بعضی از حیوانات هم اصلاً خز ندارند.
    بدن انسان‌ها هم خز ندارد؛ بلکه آنچه دارند «مو» نامیده می‌شود.
    پرندگان نیز به جای خز، بدنشان از پر پوشیده شده است.

     
    واژه «پشمالو» یک صفت است.

    همستر یک حیوان کوچک، بامزه و پشمالو است.
    خرگوش هم حیوانی نرم و پشمالو است.
    بعضی از حیوانات پشمالو، پوشش خیلی ضخیمی دارند که مانند یک عایق، آن‌ها را در برابر سرمای هوا محافظت می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Furious به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Furious به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Furious به فارسی با مثالهای کاربردی

    عصبانی بودن یعنی این که خیلی خشمگین یا خیلی تندخو باشی.

    مرد وقتی یک فرورفتگی بزرگ در بدنه ماشینش دید، خیلی عصبانی شد.
    بی‌مسئولیتی و بی‌توجهی مادر نسبت به رفتار پسرش، مدیر فروشگاه را خشمگین کرد.
    مردم شهر از افزایش تازه مالیات، بسیار عصبانی هستند.
    این موضوع مرا عصبانی می‌کند!
    من واقعاً خشمگینم!
    همین الان بادهای بسیار شدید و باران به سمت فلوریدا در حرکت است.

     
    واژه «Furiously» به صورت قید به کار می‌رود:

    مردی به طور خشمگینانه از سوی گروهی نوجوان مورد حمله و کتک کاری قرار گرفت.
    ونسا با خشم بر پلیس فریاد کشید تا از آسیب زدن به دوست پسرش جلوگیری کند.
    کارکنان شرکت تمام شب را با عجله و تلاش بسیار کار کردند تا کارشان را تمام کنند.
    یک گردباد با خشمی ویرانگر، چندین خانه را در هم کوبید و آن‌ها را کاملاً نابود کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ای با عنوان **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.