دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Devote به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Devote به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Devote به فارسی با مثالهای کاربردی

    وفاداری و فداکاری به این معناست که وقت، انرژی، دارایی‌ها و حتی زندگی خود را به چیزی که برایمان ارزشمند است اختصاص دهیم. یک فرد فداکار با انگیزه‌های درست، از خودگذشتگی می‌کند تا چیزی مهم بتواند ادامه پیدا کند.

    در این جمله‌ها، کلمه‌ی «اختصاص دادن» به عنوان فعل به کار رفته است:

    ونسا وقت آزاد خود را به یک پناهگاه برای افراد بی‌خانمان اختصاص می‌دهد.
    او وقف کمک به دیگران شده است. (توجه کنید که استفاده از مصدر بعد از «وقف … شده» مشکلی ندارد.)
    برای یک شرکت ضروری است که منابع کافی به آموزش و نگهداری کارکنان اختصاص دهد.
    بسیاری از راهبه‌های کاتولیک تمام عمر خود را صرف کمک به نیازمندان می‌کنند.
    ماموران پلیس زندگی خود را وقف خدمت به جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنند کرده‌اند.
    HiCafe به افرادی در سراسر جهان که می‌خواهند انگلیسی بیاموزند، اختصاص یافته است.

     

    کلمه‌ی «فداکار» به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:

    باب یک همسر و پدر فداکار است.
    بودجه‌ی مشخص‌شده برای مدرسه، به بورسیه‌های تحصیلی کمک می‌کند.
    لیو یک دختر فداکار است.

     

    کلمه‌ی «فداکاری» به عنوان اسم به کار می‌رود:

    معلمان آن مدرسه به خاطر فداکاری‌شان برای دانش‌آموزان شناخته شده‌اند.
    باب همه‌ی عشق و فداکاری خود را به خانواده‌اش تقدیم کرد.
    سال‌ها فداکاری و تلاش برای درس‌خواندن، در نهایت به دریافت مدرک کارشناسی ارشد برای او منجر شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Dial به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dial به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dial به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید با تلفن تماس بگیرید، شماره را “می‌گیرید”. این کلمه از صفحه‌ی گردی به نام شماره‌گیر در تلفن‌های قدیمی گرفته شده است؛ زمانی که هنوز تلفن‌های دکمه‌ای به وجود نیامده بودند.

    این صفحه سوراخ‌هایی داشت. برای شماره‌گیری، انگشت خود را داخل سوراخ مربوط به هر عدد می‌گذاشتید و صفحه را می‌چرخاندید تا به توقف‌گر فلزی برسد.

    با این که بیشتر تلفن‌های امروزی دکمه یا صفحه کلید دارند، هنوز هم وقتی می‌خواهیم با کسی تماس بگیریم، از کلمه “شماره گیری” استفاده می‌کنیم. این کلمه معمولاً به صورت فعل به کار می‌رود:

    – چه شماره‌ای گرفتید؟
    – آیا شماره درست را گرفتید؟
    – فکر می‌کردم شماره درست را گرفته‌ام، اما به نظرم اشتباه کردم.
    – متأسفم، شماره اشتباه گرفتم.
    – حتماً به جای شش، شماره پنج را گرفته است.
    – می‌شود لطفاً برای من شماره بگیرید؟
    – اگر با اپراتور تماس بگیرید، می‌توانید کمک بگیرید.

    نکته: این کلمه هم ممکن است با پیشرفت فناوری به تدریج کم‌کاربرد شود. اما در حال حاضر، خوب است آن را بدانید چون هنوز بسیاری از مردم از آن استفاده می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Die به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Die به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Die به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل “die” در زبان انگلیسی برای مواقعی به کار می‌رود که یک شخص یا یک چیز، دیگر زنده نباشد یا فعالیتش به پایان برسد. این واژه بسیار پرکاربرد و رایج است. در ادامه، چند نمونه از نحوهٔ استفاده از کلمهٔ “die” را مشاهده می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    die

    مردن

    died

    درگذشت

    died

    درگذشته

    پس از فوت پدر خانواده، دان مجبور شد شغل بهتری پیدا کند تا بتواند هزینه‌های زندگی خانواده را تأمین کند.
    اگر به سلامتی خود توجه نکنید، ممکن است خیلی زود از دنیا بروید.
    پرینس، خواننده معروف، در سال ۲۰۱۶ درگذشت.
    همه از شنیدن خبر فوت او ناراحت شدند.
    اگر به گیاه آب ندهید، خشک می‌شود و از بین می‌رود.
    مرگ سرانجام برای همه اتفاق می‌افتد.
    باتری ماشینم تمام شد.
    باتری گوشی‌ام در حال اتمام است.
    گوشی‌ام همین الان خاموش شد.

    از کلمه “مردن” گاهی در موقعیت‌هایی استفاده می‌شود که مربوط به مرگ واقعی نیست، اما نشان‌دهنده شرایط دشوار یا احساسات شدید است:
    داشتم از تشنگی می‌مردم.
    اون سگ عاشق جلب توجه است.
    ساندرا می‌گوید اگر در امتحانش موفق نشود، غصه‌دارش می‌کند.
    خیلی مشتاقیم بدانیم چه اتفاقی خواهد افتاد. (این عبارت را می‌توان برای فیلم، سریال، کتاب یا رویدادهای واقعی استفاده کرد.)
    با شنیدن آن خبر، شوکه شدم.
    بعضی بخش‌های صنعت فروشگاه‌داری به تدریج در حال از بین رفتن هستند، چون با رقابت شرکت‌هایی مثل آمازون روبرو شده‌اند.
    صنعت زغال‌سنگ یک صنعت رو به نابودی است، چون دیگر نمی‌تواند با انرژی خورشیدی و بادی رقابت کند. (در این جمله، “رو به نابودی” به عنوان صفت به کار رفته است.)
    این فوق‌العاده است! (این یک اصطلاح رایج است و به معنای جذابیت یا مطلوبیت بالای چیزی است. مثلاً می‌گوییم: این پیتزا واقعاً عالی است!)
    احساس می‌کنم در بهشت هستم. (این اصطلاح نشان می‌دهد که فرد از شرایط موجود بسیار راضی و خوشحال است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Diet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Diet به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Diet به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “رژیم غذایی” برای اشاره به برنامه خوردن و نوشیدن افراد به کار می‌رود. این کلمه هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل استفاده می‌شود.

    وقتی می‌گوییم شخصی “روی رژیم است” (To be on a diet)، یعنی برای حفظ سلامتی، نوع یا مقدار غذای خود را کنترل می‌کند:

    * پزشک به آلیشیا گفت که یک رژیم غذایی خاص را دنبال کند چون میزان سدیم بدنش خیلی بالا است.
    * ویکتور برای کم کردن وزنش، رژیم غذایی گرفته است.
    * من باید مراقب غذاخوردم باشم چون لباس‌هایم مثل سابق اندازه‌ام نیست.

    وقتی می‌گوییم شخصی “یک رژیم غذایی دارد” (To have a diet)، منظور این است که به طور معمول غذاهای خوب یا بدی می‌خورد و این موضوع تاثیر مستقیمی بر سلامت روزانه او می‌گذارد:

    * ادگار برنامه غذایی خوبی دارد. او هر روز میوه و سبزیجات می‌خورد و بسیار کم گوشت مصرف می‌کند.
    * لیلا برنامه غذایی مناسبی ندارد. او مقدار زیادی غذاهای بی‌فایده می‌خورد و اصلاً میوه و سبزیجات تازه مصرف نمی‌کند.
    * برای مردمی که نزدیک دریا زندگی می‌کنند، ماهی و سایر خوراک‌های دریایی، بخش اصلی غذای روزانه آن‌ها را تشکیل می‌دهد.
    * افرادی که گیاهخوار هستند، گوشت را از برنامه غذایی خود حذف می‌کنند.
    * شما برنامه غذایی خوبی دارید یا نه؟

    کلمه “رژیم گرفتن” (To diet) نیز به عنوان فعل به کار می‌رود و به معنای کنترل کردن مقدار یا نوع غذا برای کاهش وزن است:

    * والتر به خاطر اینکه بیست کیلو اضافه وزن دارد، در حال رژیم گرفتن است.
    * شارلین چند ماه past است که برای آماده شدن برای فصل شنا، هم ورزش می‌کند و هم رژیم غذایی دارد.
    * برای بعضی از افراد، کم کردن غذا و رژیم گرفتن کار بسیار سختی است. (در این جمله از کلمه “رژیم” به شکل مصدر استفاده شده است.)
    * آیا شما تا به حال رژیم گرفته‌اید؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Different به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Different به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Different به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “متفاوت” در زبان انگلیسی، مخالف کلمه “یکسان” است. زمانی که چیزی را متفاوت می‌دانیم، در واقع داریم آن را با چیز دیگری مقایسه می‌کنیم تا بفهمیم چه فرقی دارد.

    این جمله‌های نمونه به شما نشان می‌دهند که چطور از صفت “متفاوت” استفاده کنید:

    * یک سیب کاملاً با یک پرتقال فرق دارد.
    * آن دو مرد چه فرقی با هم دارند؟
    * این دختر با همه دخترانی که قبلاً بیل با آن‌ها رابطه داشته، کاملاً متفاوت است. (دقت کنید که معمولاً بعد از کلمه “متفاوت” از “از” استفاده می‌شود.)
    * من نمی‌دانستم که هرکدام به یک زبان جداگانه صحبت می‌کنند. او به زبان کانتونی صحبت می‌کند و دیگری به زبان ماندارین.
    * آن دو ایده چه تفاوتی با هم دارند؟
    * بهتر است روی صندلی دیگری بنشینی – مثلاً صندلی که به تخته کلاس نزدیک‌تر است.

     

    این جمله‌ها نیز نمونه‌هایی از اسم “تفاوت” هستند:

    * میان یک سیب و یک پرتقال، تفاوت‌های زیادی وجود دارد.
    * آن دو نفر هیچ فرقی با هم ندارند. آن‌ها کاملاً شبیه هم هستند.
    * دختری که بیل الآن با او است، با دختران گذشته‌اش خیلی فرق دارد.
    * تشخیص تفاوت بین زبان‌های کانتونی و ماندارین برای کسی که به هیچ‌کدام از این دو زبان آشنا نیست، سخت است.
    * برای من هیچ فرقی نمی‌کند که ایده‌های مرا دوست داری یا نه.
    * نشستن در ردیف جلوی کلاس، تأثیر زیادی روی نمره‌هایش گذاشت. الآن او یک دانش‌آموز ممتاز است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dim به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dim به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dim به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dim” برای توصیف نوری به کار می‌رود که کم و ضعیف است.

    وقتی خورشید غروب می‌کند، نور کم می‌شود.
    وقتی ابرهای طوفانی از آسمان گذشتند، ناگهان هوا تاریک شد.
    نور برای کارلا به اندازه‌ای کم بود که نمی‌توانست کتاب بخواند، برای همین چراغ را روشن کرد.
    نور کم در تقاطع، باعث یک تصادف شد.
    نور صفحه کامپیوترم خیلی زیاد بود، برای همین روشنایی آن را کم کردم.

     
    گاهی هم از کلمه “dim” برای صحبت درباره یک موقعیت استفاده می‌شود:

    آنها نظر چندان مثبتی به پیشنهاد او نداشتند. (یعنی ایده او را نپسندیدند.)
    به نظر می‌رسد شانس رسیدن به توافق برای جلوگیری از تعطیلی دولت، بسیار کم است.
    شانس مت برای گرفتن شغلی که می‌خواهد، روز به روز کمتر می‌شود.

     
    در بعضی مواقع، “dim” برای توصیف فردی به کار می‌رود که خیلی باهوش نیست:

    تاد آدم تیزهوشی نیست.
    او آدم جالبی نیست. در واقع، کمی کندذهن است.
    خیلی از مردم می‌گویند صاحب شرکت آدم کم‌هوشی است.

     
    دستگاهی که برای کم و زیاد کردن نور به کار می‌رود، “dimmer” نام دارد.

    با استفاده از دیمر، نور را کم کن.
    آیا اینجا کلید دیمر وجود دارد؟
    دیمر را روشن کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dine به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Dine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dine” به معنای غذا خوردن است و شبیه به کلمه “eat” می‌باشد، اما معمولاً به وعده‌های غذایی بسیار خوب و نسبتاً گران‌قیمت اشاره دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    dine

    شام خورن

    dined

    شام خورد

    dined

    شام خورده

    هلن و سائول، دیشب به دلیل جلساتی که در غروب داشتند، شام را دیروقت صرف کردند.
    امکان صرف غذا به طور مرتب در رستوران‌های لوکس برای همه فراهم نیست.
    امشب دوست داری کجا غذا بخوری؟
    همه در چه ساعتی غذا می‌خورند؟

    کلمه “dining” (غذا خوردن) را می‌توان هم به صورت صفت و هم به صورت اسم به کار برد:
    شهر نیویورک به ارائه طیف گسترده‌ای از تجربه‌های غذایی باکیفیت شناخته شده است.
    زمانی که تام سال گذشته با قطار از شرق به غرب کشور سفر کرد، هر شب در واگن مخصوص غذا خوری غذا می‌خورد.
    ما شام دیشب را در سالن غذاخوری خوردیم.
    صرف غذاهای دریایی و استیک در یک رستوران خوب، یک تجربه لوکس است که امروزه بسیاری از مردم توانایی مالی آن را دارند. (در این جمله، کلمه “dining” به صورت مصدر به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dip به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Dip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «dip» برای فرو بردن چیزی در یک ماده نرم یا مایع به کار می‌رود. معمولاً این کار به این صورت است که چیزی را پایین می‌بریم و دوباره بالا می‌آوریم:

    – مارتا قبل از خوردن چیپس تورتیلا، آن را در سالسا زد.
    – روی بستنی قیفی را با شکلات پوشاندند.
    – برای درست کردن پنیر سرخ شده، تکه‌های پنیر را در خمیر می‌زنند و بعد سرخ می‌کنند.
    – وقتی قلم مو را داخل رنگ می‌کنم، مواظب هستم که رنگ نچکد.
    – نوک پایت را داخل آب ببر تا ببینی آب چقدر گرم است.

    همچنین، از «dip» در موقعیت‌هایی که مربوط به مایع نیست هم استفاده می‌شود:

    – شب گذشته دما به زیر صفر افتاد و بوته‌های گوجه از بین رفتند.
    – ادوارد سعی می‌کند به پس‌اندازش دست نزند. (می‌خواهد پولش در بانک باقی بماند.)
    – استاد در بحث کلاس، با احتیاط به موضوع حساس سقط جنین پرداخت.
    – خورشید به آرامی در افق پایین رفت و پیش از تاریکی هوا کاملاً ناپدید شد.

    گاهی اوقات «dip» به عنوان اسم هم به کار می‌رود:

    – بریم توی دریاچه آب تنی کنیم. (برویم شنا کنیم.)
    – این سس پنیر خیلی خوشمزه‌است.
    – جلوتر یک فرورفتگی در جاده وجود دارد. (یعنی قسمتی از جاده که پایین‌تر از سطح بقیه جاده است.)
    – بی‌عقل نباش. (dip در اینجا یعنی آدم کم‌عقل یا احمق)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Direction به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Direction به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Direction به فارسی با مثالهای کاربردی

    «جهت» یا «مسیر» به اطلاعاتی گفته می‌شود که یک نفر برای کمک به دیگری ارائه می‌دهد تا بتواند یک مکان را پیدا کند یا راه درست را ادامه دهد. این کلمه معمولاً به صورت جمع به کار می‌رود.

    – در پمپ بنزین توقف کردم تا راهنمایی بگیرم.
    – راهنمایی‌های خوبی گرفتیم و به مقصد رسیدیم.
    – می‌توانید با تلفن همراه‌تان، مسیر یک محل را پیدا کنید.
    – اگر نمی‌دانید چطور به جایی بروید، می‌توانید از کسی راهنمایی بخواهید.
    – ببخشید، راه موزه را بلدید؟
    – ممکن است راهنماییم کنید؟
    – آیا داریم درست می‌رویم؟
    – باید توقف کنیم و از کسی آدرس بپرسیم.

     

    کلمهٔ «direction» همچنین برای اشاره به حرکت یا موقعیت به سمت جنوب، شمال، شرق یا غرب یا ترکیبی از این چهار جهت اصلی به کار می‌رود.

    – ما به سمت شمال در حرکتیم.
    – باید به کدام سمت برویم؟
    – آنها مسیر اشتباهی رفتند؛ به جای شمال، به سمت جنوب حرکت کردند.

     

    «Direction» در معنای دیگر به دستورالعمل‌ها یا روش‌های انجام یک کار گفته می‌شود:

    – باید دستورالعمل‌ها را دنبال کنید.
    – او در اجرای دستورات خیلی خوب نیست.
    – ما طبق راهنمای نصب، دوچرخه را سر هم کردیم.
    – فروشگاه ایکیا به مشتریانش راهنمای مونتاژ مبلمان را ارائه می‌دهد.
    – سرپرست به کارمندانش دستور داد.
    – اگر دستورات رئیستان را اجرا نکنید، ممکن است کارتان را از دست بدهید.

     

    همچنین از این واژه برای اشاره به مسیر زندگی یک فرد نیز استفاده می‌شود:

    – زندگی‌اش بی‌هدف و بی‌مسیر است.
    – او نیازمند هدف‌مندی بیشتری در زندگی است.
    – جوانان به دنبال یافتن مسیر زندگی خود هستند.
    – زندگی‌اش به مسیر اشتباهی کشیده شد و اکنون بسیار ناراحت است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Dirt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dirt به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dirt به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dirt” می‌تواند معناهای مختلفی داشته باشد. این کلمه ممکن است به خاکی اشاره کند که روی زمین می‌بینید. ممکن است به گرد و غبار و لکه‌هایی گفته شود که روی وسایل می‌نشینند. حتی می‌تواند به اطلاعات بد درباره یک فرد هم اشاره کند. در هر صورت، خوب است که با کاربردهای مختلف این کلمه آشنا باشید.

    وقتی پسربچه بودم، دوست داشتم در خاک بازی کنم.
    کودکان معمولاً از بازی کردن در خاک لذت می‌برند.
    وقتی دانه‌ها در خاک کاشته می‌شوند، کم کم به گیاه تبدیل می‌شوند.
    خاک سیاه بسیار ارزشمند است چون مواد غذایی زیادی دارد.
    دوده و خاکستری که از کارخانه‌ها بیرون می‌آید، نوعی کثیفی محسوب می‌شود.
    این دوده‌ها هوا را تیره و کثیف می‌کنند. (کلمه “کثیف” در اینجا یک صفت است.)
    وقتی خاک با آب مخلوط شود، گل به وجود می‌آید.
    این کفش‌ها روی خودشان خاک و گل دارند.
    کثیفی را می‌توان با آب و صابون پاک کرد.
    لباس‌های کثیف باید شسته شوند.
    این شلوار خیلی کثیف است.

     
    علاوه بر این، از کلمات “dirt” یا “dirty” می‌توان برای اشاره به حرف‌های زشت یا صحبت‌های غیراخلاقی هم استفاده کرد.

    ویلیام دهان کثیفی دارد.
    او دوست دارد جوک های کثیف بگوید.
    تاد مجموعه ای از مجلات کثیف دارد.
    او دوست دارد فیلم های کثیف ببیند.

     
    کلمه “dirt” گاهی به اطلاعاتی گفته می‌شود که باعث خراب شدن reputation یک فرد می‌شود، چه این اطلاعات درست باشند چه نادرست.

    سیاستمداران گاهی تلاش می‌کنند اطلاعات بدی درباره رقیبان خود پیدا کنند.
    مخالفان سیاسی جو بایدن تلاش کردند او را لو دهند اما موفق نشدند.
    کسانی که از روش‌های نادرست در سیاست استفاده می‌کنند، معمولاً رسوا می‌شوند و مردم از آن‌ها انتقاد می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.