دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Deliver به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deliver به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Deliver به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که چیزی را تحویل می‌دهد، آن را به دست فرد دیگری یا به جای دیگری می‌رساند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    deliver

    تحویل دادن

    delivered

    تحویل داده شد

    delivered

    تحویل داده شده

    خوزه با یک کامیون، بسته‌ها را به دست مشتریان می‌رساند.
    کندرا شغلش رساندن نامه‌هاست. او پست‌چی است.
    الکس در یک پیتزافروشی کار می‌کند و پیتزا را به خانه مردم می‌برد. شب گذشته تا ساعت یک بامداد مشغول پیتزارسانی بود.
    مبلمان و وسایل بزرگ خانه باید به آدرس صاحب خانه فرستاده شوند.

    کلمه **”تحویل”** (delivery) یک اسم است.
    یک مرسوله بیرون درِ خانه‌مان است.
    راننده کامیون شرکت، امروز صبح چندین محموله را جابه‌جا کرد.
    یولاندا امروز بعدازظهر منتظر یک محموله است.
    من باید یک مرسوله را دریافت کنم.

    از کلمه **”delivery”** برای زایمان نیز استفاده می‌شود. **”To deliver a baby”** به معنای به دنیا آوردن نوزاد است:
    زایمان این نوزاد کمی سخت بود.
    پس از ده ساعت درد زایمان، مادر دوقلو به دنیا آورد.
    برای اطمینان از یک زایمان موفق، بیش از یک پزشک حاضر بودند.
    دکتر تامپسون بیش از سی سال است که نوزادان را به دنیا می‌آورد.

    چند کاربرد دیگر از کلمه **”deliver”**:
    یک افسر پلیس آمد تا خبر بد را به ما برساند. (یعنی اطلاع‌رسانی کند)
    یک فروشنده از شرکت قول داد که این نرم‌افزار نتایج خوبی خواهد داشت. (یعنی فراهم می‌کند)
    اگر نتیجه‌ی خوبی ارائه ندهی، کارت را از دست می‌دهی. (یعنی کارت را خوب انجام بده)
    مرد به زانو افتاد و از خدا خواست که او را از شر نجات دهد. (یعنی رهایی بخشد)
    دانش‌آموزان در کلاس سخنرانی، روی نحوهی صحبت کردنشان تمرین می‌کنند. (یعنی روی لحن، بلندی صدا، سرعت و حالت بیان کار می‌کنند)
    پیچر (در بیسبال) باید روی نحوهی پرتابش کار کند. (یعنی روشی که توپ را به سمت بتَر پرتاب می‌کند)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dent به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dent به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Dent به فارسی با مثالهای کاربردی

    فرورفتگی یعنی یک گودی یا فرورونده‌ای کوچک روی یک سطح. در واقع وقتی چیزی به یک سطح صاف فشار وارد کند، ممکن است آن را کمی فرو ببرد و آسیب کوچکی ایجاد کند.

    مثلاً:
    ماشین من یک فرورفتگی دارد.
    روی در، یک فرورفتگی است.
    اون ماشین قدیمی، کلی فرورفتگی روی بدنه‌اش دارد.
    می‌توانید ماشینتان را به یک تعمیرگاه بدنه ببرید تا فرورفتگی‌ها را صاف کنند.
    هزینهٔ درست کردن فرورفتگی گلگیر، هزار دلار شد.
    وقتی این یخچال را خریدیم، به‌خاطر فرورفتگی کوچکی که روی درِ آن بود، تخفیف گرفتیم.
    در پرداخت بدهی‌هایمان، تقریباً هیچ پیشرفتی نداریم. (کلمهٔ “دنت” معمولاً برای نشان دادن پیشرفت در بازپرداخت وام‌ها هم استفاده می‌شود.)

     
    کلمهٔ “dent” به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    یک نفر ماشین من را فرورفته کرد.
    اگر حواس‌تان نباشد کجا ماشین را پارک می‌کنید، ممکن است بدنه‌اش فرورفته شود.
    یک نفر وسیلهٔ سنگینی را روی میز انداخت و سطح آن را فرورفته کرد.
    نمای آلومینیومی خانه به راحتی فرورفته می‌شود.
    سطل‌های زبالهٔ فلزی معمولاً به خاطر ضربه‌های پیاپی، فرورفتگی پیدا می‌کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Dental به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Dental به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Dental به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “dental” معمولاً برای توصیف چیزهای مربوط به دندان به کار می‌رود.

    جو لازم بود چند کار روی دندان‌هایش انجام دهد.
    آیا اخیراً کاری روی دندان‌هایت انجام داده‌ای؟
    سلامت دندان‌ها برای تندرستی کلی بدن شما اهمیت زیادی دارد.
    دستیار دندانپزشک به دندانپزشک کمک می‌کند تا درمان بیمار را انجام دهد.
    کسی که می‌خواهد دندانپزشک شود، باید در رشته دندانپزشکی درس بخواند و با تازه‌ترین روش‌های درمان دندان آشنا شود.
    متخصص بهداشت دهان و دندان کسی است که دندان‌های شما را تمیز و براق می‌کند و به سالم ماندن آن‌ها کمک می‌نماید.

     
    گاهی کلمه “dental” به عنوان یک اسم به کار می‌رود؛ مثلاً وقتی صحبت از پوشش بیمه دندانپزشکی است.

    شرکتی که قصد دارد جورج را استخدام کند، به او بیمه درمانی و دندانپزشکی پیشنهاد داده است.
    بیمه من، هزینه‌های پزشکی را پرداخت می‌کند، اما هزینه‌های دندانپزشکی را شامل نمی‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Deny به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Deny به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Deny به فارسی با مثالهای کاربردی

    «انکار کردن» به این معنی است که شما وجود چیزی را قبول نداشته باشید یا چیزی را نپذیرید.

    جیم می‌گوید که پول از صندوق برنداشته است. (با این که رئیسش گفته او این کار را کرده، اما جیم منکر این موضوع است.)
    کاترین یک پیشنهاد کاری را قبول نکرد، چون میزان حقوقش کافی نبود.
    بانک، درخواست وام مسکن ما را نپذیرفت.
    در آمریکا، غیرقانونی است که به خاطر جنسیت یا قومیت کسی، به او شغل ندهید.
    ریچارد باور ندارد که گرمایش جهانی وجود دارد. او حتی حاضر نیست احتمال آن را در نظر بگیرد.

     
    معمولاً از فعل «انکار کردن» یا «رد کردن» در حالت مجهول هم استفاده می‌شود:

    درخواست وام سارا از سوی بانک رد شد.
    به آن مرد جوان به خاطر رفتار بدش، آزادی مشروط داده نشد.
    وقتی عبدی کوچک بود، به خاطر شروع جنگ داخلی در کشورش، امکان تحصیل خوب از او گرفته شد.
    اتهام قتل توسط فرد مظنون، رد شد.

     
    اسم این کلمه «انکار» است.

    مارتا پس از تشخیص سرطان، در حالت انکار به سر می‌برد. (او نمی‌پذیرد که تشخیص پزشک درست است.)
    انکار کردنِ وجود تغییرات آب‌وهوایی جهانی، پدیده‌ای خطرناک در میان مردم کشورهای صنعتی — به‌ویژه در ایالات متحده — است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Describe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Describe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Describe به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی جزئیات چیزی را برای کسی توضیح می‌دهید، در واقع دارید آن را توصیف می‌کنید. این کار خیلی شبیه به “گفتن” است.

    سامانتا درباره سفرش به پاریس صحبت کرد. (او از تجربه سفرش به پاریس برای ما گفت.)
    می‌توانی بگویی خانه‌ات چه شکلی است؟
    سخت است که طعم قهوه را برای کسی که تا به حال آن را نچشیده توضیح داد.
    یک صفت، چگونگی یک اسم را نشان می‌دهد.
    یک قید، چگونگی انجام یک فعل، یا ویژگی یک صفت یا قید دیگر را بیان می‌کند.
    زیبایی دریاچه امروز آنقدر زیاد است که با کلمات نمی‌توان آن را بیان کرد.
    او چهره مهاجمش را برای پلیسی توصیف کرد که سپس صورت آن مرد را کشید.

     
    وقتی بخواهیم از describe به صورت اسم استفاده کنیم، به description تبدیل می‌شود:

    او توضیحاتی درباره فرد مهاجم به پلیس ارائه داد.
    این کتاب، تصویر خوبی از ظاهر استان کبک در تابستان را به تصویر می‌کشد.
    به فروشنده بگو چه چیزی می‌خواهی تا بتواند کمکت کند تا آن را پیدا کنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Desire به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Desire به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Desire به فارسی با مثالهای کاربردی

    کسی که چیزی را عمیقاً می‌خواهد، از کلمه‌ای استفاده می‌کند که نشان‌دهنده اشتیاق و آرزوی شدید است.

    چه چیزی می‌خواهی؟
    آیا این همان چیزی است که آرزویش را داری؟
    هنریتا آرزو دارد در زمینه پرستاری کار کند.
    یولاندا در جوانی دوست داشت خانواده‌ی بزرگی داشته باشد، اما الان هم از خانواده کوچکش راضی است.
    اگر چیزی هست که واقعاً آرزویش را داری، باید برای رسیدن به آن تلاش کنی.
    من دلم خیلی پیتزای پنیر و سوسیس می‌خواهد.

     
    در این جمله‌ها، «آرزو» به عنوان اسم به کار رفته است:

    آرزویت را به من بگو.
    بزرگترین آرزوی قلبی تو چیست؟ (این یک اصطلاح رایج است)
    در رستوران‌های بوفه می‌توانی هر چقدر دوست داری غذا بخوری.
    تلما رویاهای زیادی در سر دارد، اما آن‌ها را پنهان می‌کند.
    حسن علاقه زیادی دارد که انگلیسی را خیلی خوب یاد بگیرد.
    رزا اشتیاق فراوانی برای ازدواج دارد.
    علاقه به یک زندگی آرام، دلیل اصلی نقل مکان بالدو به آیووا بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Destroy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Destroy به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Destroy به فارسی با مثالهای کاربردی

    نابود کردن یعنی چیزی را به طور کامل از بین ببریم و اثری از آن باقی نگذاریم. روش‌های زیادی برای انجام این کار وجود دارد. کلماتی مانند کشتن، از میان برداشتن، شکست دادن، خراب کردن، ویران کردن، محو کردن و نابود کردن، همگی معنایی نزدیک به “نابود کردن” دارند.

    خانه‌ی رون کاملاً بر اثر یک گردباد از بین رفت.
    ما باید چند تا از مدارک را نابود کنیم، برای همین آن‌ها را با دستگاه کاغذخردکن پاره می‌کنیم.
    اغتشاش‌گران پس از دو شب شورش و دزدی، بخش مرکزی شهر را کاملاً ویران کردند.
    سگ را به خاطر اینکه برای مردم خطرناک بود، کشتند.
    مارتا با شنیدن خبر مرگ پسرش، از نظر روحی کاملاً شکست خورد.
    زندانی شدن برای مدت طولانی احتمالاً ویرژیل را نابود خواهد کرد. او از این شرایط جان سالم به در نخواهد برد.
    آتش‌سوزی به سرعت تمام شهر را نابود کرد.

     

    کلمه‌ی “تخریب” یک اسم است:

    خسارت ناشی از طوفان، میلیون‌ها دلار برآورد شد.
    ناتوانی آن زن در ترک قمار، باعث نابودی کامل زندگی‌اش شد.
    یک مرد به جرم تخریب اموال، وقتی که در حال شکستن شیشه‌ی یک ماشین بود، دستگیر شد.
    ویران شدن معبد، همه را غمگین و ناراحت کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Detail به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Detail به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Detail به فارسی با مثالهای کاربردی

    توجه به جزئیات، امری بسیار مهم و ضروری است.

    کارگران به نکات ریز توجه می‌کنند.
    نمی‌توان جزئیات مهم را نادیده گرفت.
    یک نکته پایانی باقی مانده بود که باید رسیدگی می‌شد.
    در این شغل، نمی‌توانی حتی یک جزئیات کوچک را نادیده بگیری.
    دیروز چه چیزی را از دست دادم؟ همه‌ی اطلاعات را به من بگو.
    من را در جریان همه‌ی اطلاعات قرار بده.
    نکات ریز زیادی وجود دارد که نمی‌توانم همه را به خاطر بسپارم.
    داستان روزنامه، آن حادثه را به طور کامل شرح داده بود.
    این وحشتناک است. نمی‌خواهم هیچ کدام از جزئیات را بشنوم.
    خوزه ماشینش را به صورت تخصصی و بسیار تمیز کرد.
    شاهد، توصیف کاملی از فرد مظنون به پلیس ارائه داد.

     
    در محیط کار، از کلمه «جزئیات» اغلب برای توصیف افراد و کارها استفاده می‌شود.

    این شرکت می‌خواهد فردی را استخدام کند که به جزئیات توجه دارد.
    آن‌ها به دنبال افرادی هستند که به نکات ریز دقت کنند.
    این یک وظیفه‌ی دقیق و با جزئیات است که نیازمند تمرکز کامل شماست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Determine به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Determine به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Determine به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “determine” به معنای پیدا کردن دلیل یا علت یک چیز است:

    پزشکان توانستند دلیل بیماری مرد را پیدا کنند.
    لوله‌کش سعی می‌کند بفهمد نشتی لوله از کجاست.
    مکانیک، بعد از نگاه کردن به ماشین من، فهمید چرا ماشین صدا می‌داد.
    میزان پولی که درمی‌آوری، مشخص می‌کند چقدر مالیات باید بپردازی.

     
    وقتی این کلمه به صورت صفت (determined) به کار می‌رود، یعنی یک نفر با اراده قوی و پشتکار می‌خواهد به هدفش برسد:

    تامی مصمم است که در مدرسه نمراتش را بهتر کند.
    شرکت قصد دارد امسال به سود برسد.
    همه ما جو را تحسین می‌کنیم چون او بسیار بااراده است و می‌خواهد در کارش موفق شود.

     
    اسم این کلمه “determination” به معنای “عزم” یا “اراده” است:

    نجات‌دهندگان فقط با تکیه بر اراده محکم خود، توانستند ده نفر را از خانه‌ای که در زمین‌لرزه آسیب دیده بود نجات دهند.
    برای موفق شدن در کسب‌وکار، به جسارت و عزم راسخ نیاز داری.
    با وجود مشکلات مالی و بحران‌های شخصی، اراده محکم آن زن جوان به او کمک کرد از دانشگاه فارغ‌التحصیل شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Develop به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Develop به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Develop به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید چیزی را توصیف کنید که در طول زمان تغییر کرده، رشد کرده یا بیشتر شده، می‌توانید از فعل “توسعه دادن” یا “رشد کردن” استفاده کنید.

    مثال‌ها:
    تری به خاطر نگاه کردن طولانی به صفحه کامپیوتر، سردرد گرفت.
    چند سال طول کشید تا درختان به طور کامل رشد کنند، ولی حالا بزرگ و سالم هستند.
    والتر دارد کمکم به یک جوان خوب و خوشرفتار تبدیل می‌شود.
    شهرداری در حال ساخت یک زمین خالی است تا آن را به پارک تبدیل کند.
    جزئیات و اطلاعات تازه درباره این خبر هنوز در حال آشکار شدن است.
    کولاک برف برای مسافران به مشکل بزرگی تبدیل شد.
    اگر این بلوط‌ها روی زمین بمانند، ممکن است روزی به درختان بلوط بزرگی تبدیل شوند.

     

    شما می‌توانید با اضافه کردن “ــمان” (‑ment) به “develop”، اسم آن را بسازید.

    مثال‌ها:
    برنامه‌ریزی برای یک پروژه مسکونی جدید در شهر انجام شده است.
    این یک پیشرفت تازه و جالب در پرونده قضایی علیه متهم است.
    هارونا دوره‌های رشد و تربیت کودک می‌گذراند چون دوست دارد با کودکان کار کند.

    نکته: در گذشته، کلمه “develop” بیشتر برای ظهور عکس در دوربین‌های قدیمی به کار می‌رفت، قبل از آنکه دوربین‌های دیجیتال رایج شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.