دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Catch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Catch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Catch به فارسی با مثالهای کاربردی

    ساده گذشته فعل ماضی
    catch

    گرفتن

    caught

    گرفتار شد

    caught

    گرفتار شد

    کلمه «catch» یک فعل پرکاربرد است که معمولاً وقتی چیزی را با دست‌هایمان می‌گیریم، از آن استفاده می‌کنیم:

    .He’s about to catch the ball
    .He’s going to catch the ball with his hands

    او در حال گرفتن توپ است.
    او می‌خواهد توپ را با دستانش بگیرد.

    اما این کلمه کاربردهای دیگری هم دارد:

    اگر خود را گرم نکنید، ممکن است سرما بخورید. (سرما خوردن = بیماری همراه با عطسه، سرفه و خستگی)
    ملیسا فکر می‌کند سرما خورده است.
    متوجه شدی آن مرد چه گفت؟ (catch = شنیدن و درک کردن)
    باید بیشتر تلاش کنی تا به سطح بقیه دانش‌آموزان برسی. (catch up = رسیدن به یک سطح مشخص)
    انگشتش لای در گیر کرد. (گیر کردن = در دام افتادن یا آسیب دیدن)
    محصول جدید آن‌طور که باید بین مردم محبوب نشده است. (catch on = معروف شدن)
    همه این علف‌های خشک به راحتی آتش می‌گیرند. (catch on fire = شعله‌ور شدن)
    او با چه وسیله‌ای توانسته این همه ماهی بگیرد؟ (catch fish = گرفتن ماهی از آب با تور یا چوب ماهیگیری)

    در بعضی از جمله‌ها هم «catch» به عنوان اسم به کار رفته است:

    واو! ببین این ماهی چقدر بزرگه! چه صید خوبی!
    لیندا خوشحال بود که یکی از حسابدارانش یک اشتباه در گزارش پیدا کرد. این کار شرکت را از ضرر بزرگی نجات داد. او گفت: «چه پیدا کردن خوبی!»
    تام فکر می‌کند برای هر زنی یک شانس عالی است، اما بیشتر افراد با این نظر مخالفند. (A good catch = کسی که برای ازدواج مناسب است)
    می‌توانی این محصول را با ۵۰٪ تخفیف بخری، اما یک شرط دارد: باید قبل از ۶ صبح برسی و در صف بایستی. (a catch = یک شرط یا مشکل پنهان)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cause به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cause به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cause به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “cause” به معنای “علت” است و برای توضیح دادن دلیل رخ دادن یک اتفاق به کار می‌رود. شما می‌توانید از این کلمه هم به صورت یک فعل (کاری که انجام می‌شود) و هم به صورت یک اسم (نام یک چیز) استفاده کنید. مراقب باشید که آن را با “because” که برای connecting دو جمله می‌آید اشتباه نگیرید.

    در ادامه، مثال‌هایی می‌بینید که نشان می‌دهند چطور از “cause” به عنوان یک فعل استفاده می‌شود:

    * آتش‌سوزی به خاطر بازی دو کودک با کبریت اتفاق افتاد. (آتش چطور شروع شد؟ دو بچه در حال بازی با کبریت بودند. آن‌ها باعث شدند این اتفاق بیفتد.)
    * چه چیزی رئیس ما را این قدر عصبانی می‌کند؟ (چه اتفاقی می‌افتد که او خشمگین می‌شود؟)
    * خشکسالی دارد باعث می‌شود چمن من رنگش قهوه‌ای شود. (اگر باران نبارد، این همان دلیلی است برای خشک و قهوه‌ای شدن چمن.)
    * چه چیزی باعث شد آن مردم دست به شورش بزنند؟
    * آن صدایی که از زیر ماشینم می‌شنوم، از چیست؟

    در مجموعه مثال‌های بعدی می‌بینید که چطور از “cause” به عنوان یک اسم استفاده می‌شود:

    * علت آتش‌سوزی چه بود؟ (چه چیزی آن را شروع کرد؟)
    * دلیل عصبانیت او چیست؟
    * خاک بیکیفیت و کمبود باران، دلایل اصلی خشک و قهوه‌ای شدن چمن هستند.
    * یک سوراخ در لوله اگزوز، دلیل ایجاد آن صدا است.

    یک کاربرد جالب دیگر “cause” به عنوان اسم، وقتی است که معنایی نزدیک به “خیریه” دارد:

    * آیا سازمان یا کار خیریه خوبی سراغ داری که بتوانم امسال به آن پول اهدا کنم؟
    * کمک‌های شما صرف یک هدف نیک خواهد شد. این پول به سیر کردن مردم گرسنه کمک می‌کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Cave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cave به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Cave به فارسی با مثالهای کاربردی

    غار یک فضای خالی و طبیعی زیرزمینی است. تشکیل یک غار به شکل کامل، هزاران سال زمان می‌برد و معمولاً در اثر فرسایش آب یا دیگر عوامل طبیعی به وجود می‌آید.

    بعضی از غارها بسیار طولانی و عمیق هستند.
    هوای درون غار اغلب خنک و مرطوب است.
    افراد زیادی دوست دارند به درون غارها بروند و آن‌ها را جستجو کنند، چون بسیار شگفت‌انگیز هستند.
    به کسی که به کاوش و مطالعه غارها می‌پردازد، غارشناس می‌گویند.
    معمولاً خفاش‌ها در غارها زندگی می‌کنند.
    در دوران پیش از تاریخ، انسان‌ها در غارها سکونت داشتند. ممکن است آن‌ها را با عنوان انسان‌های غارنشین بشناسید.

     
    واژه «cave» به عنوان یک فعل نیز به کار می‌رود و زمانی استفاده می‌شود که چیزی فرو بریزد یا شخصی از موضع خود عقب‌نشینی کند.

    سقف تونل ضعیف بود، بنابراین در نهایت فرو ریخت. (سقف تونل سقوط کرد.)
    مذاکره‌کنندگان برای آزادی گروگان‌ها، در نهایت به خواسته‌های آدم‌رباها تن دادند.
    سربازان وقتی پی به قدرت دشمن خود بردند، تسلیم شدند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ceiling به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ceiling به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Ceiling به فارسی با مثالهای کاربردی

    سقف، همان سطح صافی است که وقتی در یک اتاق ایستاده‌اید، بالای سرتان قرار دارد. در آمریکا، معمولاً ارتفاع سقف‌ها هشت فوت (حدود دو متر و چهل سانتیمتر) است.

    پنکه سقفی هوا را در اتاق به جریان می‌اندازد.
    در آشپزخانه‌ها معمولاً چراغ‌ها به سقف وصل می‌شوند.
    نوعی از چراغ به نام چراغ توکار، درون خود سقف جاسازی می‌شود.
    رنگ زدن سقف کار سختی است.
    معمولاً سقف‌ها را سفید رنگ می‌کنند.
    خیلی از افراد دوست دارند خانه یا آپارتمانشان سقف بلند داشته باشد.
    سقفی با ارتفاع ده فوت (حدود سه متر) یا دوازده فوت (حدود سه متر و شصت سانتیمتر)، بلند محسوب می‌شود.
    آیا شما می‌توانید سقف جایی که زندگی می‌کنید را با دست لمس کنید؟

     
    گاهی از کلمه «سقف» به شکل غیرواقعی و برای صحبت درباره محدودیت‌ها استفاده می‌شود.

    سقف شیشه‌ای مانعی نامرئی است که نمی‌گذارد بعضی از گروه‌های اجتماعی به اهدافشان برسند.
    بعضی از زنان می‌گویند یک سقف شیشه‌ای مانع از این می‌شود که در محل کارشان ترفیع بگیرند.
    وقتی می‌گویند برای قیمت‌ها یا نرخ‌ها یک «سقف» وجود دارد، یعنی دیگر امکان افزایش بیشتر ندارند.
    وقتی قیمت یک سهام به بالاترین حد ممکن می‌رسد (به سقف می‌خورد)، بعضی از سرمایه‌گذاران آن را می‌فروشند چون فکر می‌کنند دیگر قیمتش بالاتر نخواهد رفت.

     
    عبارت «To hit the ceiling» به معنای عصبانی شدن و از کوره در رفتن است:

    وقتی قبض اینترنتم را دیدم، واقعاً از عصبانیت منفجر شدم.
    وقتی پدر و مادر آماندا بفهمند که او در بعضی از درس‌های این ترم مردود شده، واقعاً عصبانی خواهند شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Ceremony به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ceremony به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ceremony به فارسی با مثالهای کاربردی

    مراسم یک رویداد ویژه است که نشان‌دهنده آغاز یا پایان یک اتفاق مهم در زندگی است. گاهی هم در مراسمی، برای قدردانی از یک کار خوب، جایزه یا هدیه‌ای اهدا می‌شود. جشن عروسی، خاکسپاری، جشن فارغ‌التحصیلی، مراسم شروع یک رویداد، مسابقات ورزشی، جشن بازنشستگی و مناسک مذهبی، همگی می‌توانند شکلی از مراسم باشند.

    لئوناردو دی‌کاپریو شب گذشته در مراسم اسکار، جایزه بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.
    مراسم افتتاحیه بازی‌های المپیک ۲۰۱۶ برزیل باید بسیار تماشایی باشد.
    مراسم افتتاحیه و اختتامیه بازی‌های المپیک ۲۰۰۸ پکن، بسیار چشمگیر و به‌یادماندنی بود.
    مراسم عروسی روندا و ند کمتر از یک ساعت طول کشید.
    بیل درخواست کرده بود برای بازنشستگی‌اش مراسمی برگزار نشود. او ترجیح داد به‌طور ساده و بی‌سروصدا از شرکت برود.
    مراسم کوتاهی برای گرامیداشت همسایه‌مان که به‌تازگی فوت کرده بود، برگزار شد.
    دانش‌آموزان در جشن فارغ‌التحصیلی از گرفتن مدرک خود بسیار خوشحال بودند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Certain به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Certain به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Certain به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بعضی از موقعیت‌های شغلی، شرایط و صلاحیت‌های ویژه‌ای لازم است.
    یک مکانیک برای تعمیر خودرو به قطعات مشخصی نیاز دارد.
    اگر در امتحان به یک سؤال، پاسخ دقیق و مشخص ندهید، آن پاسخ غلط محسوب می‌شود.
    آیا مطمئن هستی؟
    من مطمئن نیستم.
    او درباره‌ی هزینه‌ی تعمیرات مطمئن نیست (یعنی نمی‌داند هزینه چقدر خواهد شد).

     
    شکل قیدی این کلمه، معمولاً برای گفتن «بله» یا «حتماً» استفاده می‌شود. همچنین معنایی نزدیک به کلمه‌ی «خیلی» دارد.

    الف: می‌شود قلمتان را قرض بگیرم؟
    ب: حتماً. بفرمایید.
    حتماً بیرون هوا سرد است.
    او قطعاً صلاحیت لازم برای این سمت را دارد.
    دانش‌آموزان واقعاً در امتحان خوب عمل کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Challenge به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Challenge به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Challenge به فارسی با مثالهای کاربردی

    چالش به موقعیت‌های دشواری گفته می‌شود که معمولاً باعث رشد و تقویت کسی می‌شود که با آن روبه‌رو می‌گردد یا بر آن پیروز می‌شود. این واژه اغلب برای نشان دادن یک موقعیت سخت اما مثبت به کار می‌رود.

    در مثال‌های زیر، کلمه «چالش» به صورت اسم به کار رفته است:

    ویکی در شغل جدیدش با چالش‌های تازه و جذاب زیادی مواجه است.
    برای بعضی افراد، یادگیری زبان انگلیسی می‌تواند یک چالش جدی باشد.
    باب و لیندا بزرگ کردن شش فرزند را کاری چالشی می‌دانستند، اما از عهده آن برآمدند.
    مسابقه فوتبال امروز تیم آمریکا در برابر بلژیک، یک چالش مهم برای آن‌ها محسوب می‌شود.

     

    همچنین می‌توان از «چالش» به عنوان فعل نیز استفاده کرد:

    این معما ذهن هر کسی را که قصد حل آن را دارد به چالش می‌کشد.
    هوای گرم این روزها، سیستم برق را تحت فشار قرار داده است.
    ماریو یک نفر دیگر را به دوئل دعوت کرد.
    این امتحان، دانش‌آموزان را سخت محک خواهد زد.
    دانش‌آموزان با این آزمون به چالش کشیده خواهند شد. (جمله مجهول)

     

    اگر به انتهای این کلمه ing اضافه کنیم، به صفت تبدیل می‌شود:

    این کتاب، کتاب چالش‌برانگیزی است.
    آزمون دشواری بود.
    این‌ها مسائل پیچیده‌ای هستند که باید حل شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chance به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chance به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Chance به فارسی با مثالهای کاربردی

    شانس یعنی یک موقعیت مناسب یا یک امکان. گاهی هم این کلمه به معنای خطر یا شرط‌بندی به کار می‌رود.

    ممکن است هفتهٔ آینده برف ببارد. احتمال آن پنجاه-پنجاه است.
    به احتمال زیاد برف خواهیم داشت.
    احتمالاً این آخر هفته وقت نخواهم داشت که روی خانه‌ام کار کنم.
    شانس برنده شدن تیم کابز در فصل آینده چقدر است؟
    والتر دنبال فرصتی می‌گردد تا از رئیسش درخواست افزایش حقوق کند.
    لورا منتظر یک فرصت است تا با قایق تفریح برود.
    رئیستان به شما یک فرصت دیگر می‌دهد تا عملکردتان در کار را بهتر کنید.
    لنی از دوست‌دخترش یک بار دیگر فرصت می‌خواهد.
    فردا آخرین فرصت شماست تا از حراج بزرگ فروشگاه میسی استفاده کنید.
    وقتی وقت کردی، لطفاً به من زنگ بزن.
    اگر برایت ممکن بود، لطفاً هنگام برگشت از سر کار کمی شیر بخَر.
    بازیکنان بازی بینگو باور دارند که شانس برنده شدن و دریافت پول را دارند.
    لاتاری یک بازی شانسی است.
    وقتی پای سلامتی شما در میان است، هیچ چیزی را به شانس واگذار نکنید.
    آنا وقتی موضوع امنیت بچه‌هایش مطرح است، هیچ چیز را به شانس نمی‌سپارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به «کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chaos به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chaos به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Chaos به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی اوضاع کاملاً از کنترل خارج می‌شود و هیچ نظمی وجود ندارد، از کلمه “آشوب” استفاده می‌شود. در چنین شرایطی، اغلب یک حادثه ناگوار رخ داده و مردم سردرگم هستند و نمی‌دانند چه کار باید بکنند. هیچ سازمان و مدیریتی دیده نمی‌شود و ترس همه را فرا می‌گیرد، چون به نظر می‌رسد امکان بدتر شدنِ وضعیت وجود دارد.

    بعد از انفجار بمب، خیابان‌ها صحنه آشوب شد.
    وقتی تیم برنده شد و هواداران به زمین هجوم آوردند، همه‌جا آشوب به پا شد.
    با اعلام نتایج انتخابات، آشوب شروع شد.
    جلسه زمانی به پایان رسید که رئیس شرکت استعفای خود را اعلام کرد و فضای جلسه به کلی آشفته شد.
    بیل از اینکه مجبور است با این همه آشوبی که در محل کارش وجود دارد کنار بیاید، خوشش نمی‌آید.

     
    کلمه “آشفته” نیز یک صفت است:

    دارد کمکم به یک وضعیت آشفته تبدیل می‌شود.
    صحنه نبرد کاملاً آشفته بود و بسیاری از سربازان جان خود را از دست دادند.
    اگرچه مسابقه فوتبال گاهی اوقات کمی بی‌نظم و آشفته بود، اما تماشای آن هیجان‌انگیز بود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Chase به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chase به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Chase به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه «تعقیب» (Chase) هم به عنوان یک کار (فعل) و هم به عنوان یک نام (اسم) استفاده کنید. تقریباً همیشه معنای آن این است که یک نفر در حال دویدن به دنبال چیزی یا کسی است تا به آن برسد یا آن را بگیرد.

    **نمونه‌هایی از تعقیب به عنوان یک کار:**

    * پلیس، دزدی که یک ماشین را دزدیده است، تعقیب می‌کند.
    * یک پیشخدمت، مشتری را در خیابان دنبال کرد چون او گوشی موبایلش را در رستوران جا گذاشته بود.
    * این قرص‌ها را با آب قورت بده. این‌طوری خوردنشان راحت‌تر است. (در این جمله، «تعقیب کردن» به معنای نوشیدن مایع بلافاصله پس از قورت دادن چیزی است که به‌سختی پایین می‌رود.)
    * گربه‌ها دوست دارند موش‌ها را دنبال کنند.

    **نمونه‌هایی از تعقیب به عنوان یک نام:**

    * پلیس، دزد را در یک **تعقیب و گریز** سریع در سطح شهر دنبال کرد.
    * بچه‌ها در زمین بازی، بازی **تعقیب و گریز** انجام می‌دادند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده‌اند، مراجعه کنید.