دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Chat به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Chat به فارسی با مثالهای کاربردی

    قوانین اتاق گفتگو:

    با همه محترمانه رفتار کن.
    از کلمات نامناسب استفاده نکن.
    به دیگران انگیزه بده تا در گفتگو شرکت کنند.
    مکالمات باید به زبان انگلیسی باشد.
    شرکت برای افراد ۱۸ سال به بالا مجاز است.

    Be respectful of other people.
    Do not use bad language.
    Encourage other people to participate.
    Chat in English.
    Be 18 years old or older.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Cheat به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Cheat به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Cheat به فارسی با مثالهای کاربردی

    تقلب یعنی نادرست رفتار کردن یا بی‌صداقتی نشان دادن. این کار، از ارزش شخصیتی فردی که مرتکب آن می‌شود، می‌کاهد. تقلب همیشه کار نادرستی است، ولی با این حال بعضی افراد دست به این کار می‌زنند، چون فکر می‌کنند می‌توانند بدون اینکه مجازات شوند یا نتیجه‌ای ببینند، تقلب کنند.

    مثلاً بعضی از دانش‌آموزان در امتحان یا در انجام تکالیفشان تقلب می‌کنند. در این حالت، پاسخی که می‌دهند حاصل فکر و تلاش خودشان نیست.
    گاهی افراد برای اینکه نخواهند مالیات کامل را به دولت بپردازند، تقلب کرده و مبلغ کمتری پرداخت می‌کنند.
    اگر صندوقداری پول خورد را به طور کامل به مشتری پس ندهد، در واقع او را فریب داده و پولش را کم داده است.
    کسی که در یک بازی رقابتی تحت فشار است، ممکن است برای بردن حریف، تقلب کند.
    ممکن است زن یا مردی در رابطه‌ای خارج از ازدواج قرار بگیرد که در این صورت به همسر خود خیانت کرده است.

    به کسی که خیانت می‌کند، cheater «متقلب» می‌گویند.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Check به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Check به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Check به فارسی با مثالهای کاربردی

    نگاه کردن به یک شخص یا شیء را بررسی می‌گویند.
    گاهی برای درک بهتر یک موقعیت یا شرایط، لازم است آن را با دقت وارسی کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    check

    بررسی کردن

    checked

    بررسی شد

    checked

    بررسی شد

    پرستار قبل از اهدای خون، فشار شما را اندازه می‌گیرد.
    در بیمارستان، پزشک وضعیت بیمارانش را بررسی می‌کند.
    یک مادر از فرزندانش سرکشی می‌کند.
    معلم پیشرفت دانش‌آموزانش را پیگیری می‌کند.
    می‌توانید با نگاه کردن به اینترنت، وضعیت آب‌وهوا را ببینید.
    پاسخ‌های یک آزمون را می‌توانید در این وب‌سایت مشاهده کنید.
    یک مکانیک، خودرویی که قصد خریدش را داشتم را بازدید کرد.
    هواپیما قبل از پرواز بازرسی شد.
    تونی عملکرد سهامی که قصد فروشش را دارد زیر نظر دارد.
    تادئوس کمی پس از رسیدن به نیویورک، در هتل حاضر شد و ثبت‌نام کرد. (ثبت‌نام در هتل به این معنی است که با مراجعه به هتل، ورود خود را اعلام کنید.)

    کلمه “check” به عنوان اسم نیز کاربرد دارد:
    راشل سالی یک بار برای معاینهٔ کلی نزد پزشک می‌رود.
    مهندسان صدا پیش از اجرا، آزمایش صدا انجام دادند.
    معلم یک علامت تیک بزرگ بالای تکلیف گذاشت تا نشان دهد آن را دیده است.
    ما برای پرداخت هزینهٔ مبلمان، یک چک نوشتیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chew به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chew به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Chew به فارسی با مثالهای کاربردی

    دندان‌های پشتی دهان (دندان‌های آسیا) برای خرد و نرم کردن غذا به کار می‌روند. این کار با کاری که دندان‌های جلویی انجام می‌دهند فرق دارد. دندان‌های جلو برای گاز گرفتن تکه‌های غذا هستند، در حالی که دندان‌های عقب کار جویدن را انجام می‌دهند.

    بعضی از معلم‌ها اجازه نمی‌دهند دانش‌آموزان سر کلاس آدامس بجوند.
    آیا تو دوست داری آدامس بجویی؟
    من نمی‌توانم با سمت راست دهانم غذا بجوم چون آن طرف دندان درد دارم.
    سگ پای مبل را جویده بود.
    خیلی از بازیکنان بیسبال دوست دارند تنباکو بجوند. (بی‌سلیقه!)
    جویدن غذا یک حس فوق‌العاده لذتبخش است. (در این جمله از “جویدن” به عنوان مصدر استفاده شده.)

     
    برای ساختن صفت، حرف “ی” به انتهای کلمه اضافه می‌شود و کلمه‌ای مثل “جویدنی” ساخته می‌شود:

    این آب‌نبات چسبنده و جویدنی است.
    من نمی‌توانم آب‌نبات‌های جویدنی و چسبنده بخورم چون دندان‌هایم زیاد پر شده‌اند.
    گوشت این خورش گاو کمی سفت و جویدنی است.

     
    این صفت را می‌توان با پایانۀ “ـِنده” نیز ساخت:

    آدامس جویدنی داری؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Child به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Child به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Child به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “کودک” به فردی گفته می‌شود که کمتر از ۱۸ سال سن دارد. با این حال، قبل از رسیدن به بزرگسالی، مراحل مختلفی را پشت سر می‌گذارد. به عنوان مثال، به فرد زیر یک سال “نوزاد” می‌گویند. “کودک نوپا” به سنین یک تا دو سال اشاره دارد. یک “نوجوان” ممکن است حدود ده یا یازده ساله باشد، و “نوجوان” معمولاً به سنین ۱۲ تا ۱۹ سال گفته می‌شود. همه این افراد در دسته‌ی کودکان قرار می‌گیرند.

    او کودک زیبایی است.
    اتاق خواب کودک پر از عروسک و اسباب‌بازی است. (در این جمله، کلمه “کودک” به صورت مفرد و نشان‌دهنده مالکیت به کار رفته است.)
    در دوران کودکی، چه ویژگی‌هایی داشتی؟
    آیا دوران کودکی خوبی را پشت سر گذاشتی؟ (دوران کودکی به دوره‌ای گفته می‌شود که فرد در آن کودک است.)

    گاهی از کلمه “کودک” برای توصیف رفتارهای غیربالغ در بزرگسالان نیز استفاده می‌شود:

    بیل یک مرد کودک‌صفت است. او ۳۲ سال دارد، با والدینش زندگی می‌کند، عاشق بازی‌های ویدیویی است و از پذیرش مسئولیت دوری می‌کند.
    وقتی اوضاع مطابق میل گابریل پیش نمی‌رود، او عصبانی می‌شود و مانند یک کودک رفتار می‌کند. (این عبارت می‌تواند برای یک کودک یا یک بزرگسال به کار رود.)
    این بازی، بسیار ساده و کودکانه است. (یعنی انجام آن آسان است.)

    جمع کلمه “کودک”، “کودکان” است.

    آیا شما فرزندی دارید؟
    چند فرزند دارید؟
    جنیفر یک فرزند دارد.
    خواهرش، تریسی، دو فرزند دارد.
    محوطه بازی کودکان تحت نظارت یک بزرگسال است. (توجه کنید که برای نشان دادن مالکیت “کودکان” از “‘s” استفاده می‌شود.)
    لزلی از خواندن کتاب‌های کودکان برای پسرش لذت می‌برد.

    کلمه “کودک” معمولاً با کلمات دیگر ترکیب می‌شود و عبارات جدیدی می‌سازد:

    رشد کودک، حوزه‌ای از مطالعات دانشگاهی است که در آن دانشجویان یاد می‌گیرند کودکان چگونه بزرگ می‌شوند.
    مراقبت از کودک، زمانی ارائه می‌شود که پدر یا مادر در طول روز سر کار هستند و نیاز به کسی دارند که از فرزندانشان مراقبت کند.
    کودک‌آزاری به شرایطی گفته می‌شود که در آن یک کودک به طور مرتب توسط والدین یا سرپرست خود مورد آزار جسمی قرار می‌گیرد.
    نفقه فرزند، مبلغی است که پس از طلاق به همسری که حضانت فرزند را بر عهده دارد پرداخت می‌شود. معمولاً این مرد است که نفقه را می‌پردازد، اما ممکن است زنی که درآمد بالایی دارد نیز به همسر سابق خود نفقه پرداخت کند.

    کلمه “childish” یک صفت است.
    توجه داشته باشید: یک نوجوان دوست ندارد او را “کودک” صدا کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Childish به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Childish به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Childish به فارسی با مثالهای کاربردی

    او مثل یک بچه رفتار می‌کند.
    این شیوه‌ی رفتار کردن، کودکانه است.
    اینقدر بچه‌نفسی نکن و به سنت رفتار کن!
    به نظر می‌رسد آن بازی برای آن نوجوانان کمی بچه‌گانه است.
    شیوه‌ای که او درخواستش را مطرح کرد، کمی کودکانه بود.
    بزرگسالانی که مثل بچه‌ها رفتار کنند، پدر و مادرهای خوبی نمی‌شوند.
    او به شکل کودکانه‌ای عمل می‌کند.
    طرزی که دست‌هایش را روی هم می‌اندازد، خیلی بچه‌گانه به نظر می‌رسد.

     
    کلمه‌ی childishly «کودکانه» یک قید است. قیدها چگونگی انجام یک کار را توصیف می‌کنند.

    او دارد کودکانه رفتار می‌کند.
    او با رفتار بچه‌گانه‌ای از جواب دادن به سؤال خودداری کرد.
    بزرگسالانی که مشکلات را به شیوه‌ای کودکانه حل می‌کنند، الگوی خوبی برای بچه‌ها نیستند.

     
    کلمه‌ی «childishness» یک اسم است.

    این مرد به خاطر رفتارهای کودکانه‌اش معروف است.
    بچه‌صرفتی یک ویژگی شخصیتی خوب محسوب نمی‌شود.
    لطفاً این رفتارهای بچه‌گانه را تمام کن!
    کودکانه رفتار کردن در محیط کار، روش مناسبی برای جلبتوجه همکاران و مدیران نیست.

     
    نکته: بین «childish بودن» (رفتار کودکانه داشتن) و «young at heart بودن» (جوان‌دل بودن) تفاوت وجود دارد.
    being childish
    بزرگسالی که رفتارش کودکانه است.
    being young at heart
    بزرگسالی که در دل، جوان و شاداب است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chill به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chill به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز یک کلمه جدید انگلیسی یاد بگیریم!

     

    ترجمه کلمه Chill به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “chill” شبیه به “cold” (سرد) است، اما می‌توانید از آن هم به عنوان یک اسم و هم به عنوان یک فعل استفاده کنید:

    * وقتی می‌روید بیرون به یک کت نیاز دارید، چون یک سرمای واضح در هوا هست. (در این جمله “chill” به عنوان یک اسم به کار رفته است.)
    * لطفاً این دسر را در یخچال بگذارید. باید خنک شود قبل از این که سرو کنیم. (در این جمله “chill” به شکل مصدر به کار رفته است.)
    * وقتی به سمت در رفت و دو مأمور پلیس را دید که آنجا ایستاده بودند، یک لرز سرد از پشتش پایین رفت.


    خیلی اوقات می‌شنوید که از “chill” به صورت یک صفت استفاده می‌شود. برای این کار، حرف “y” به انتهای آن اضافه می‌کنیم:

    * مینا احساس سرما می‌کرد، بنابراین یک ژاکت پوشید.
    * بیرون کمی سرد است.
    * خانه ما کمی سرد است. بهتر است دمای بخاری را بیشتر کنیم.
    * او بسیار احساس سرما می‌کند.


    این روزها کلمه “chill” به یک اصطلاح عامیانه و پرکاربرد تبدیل شده که معنای آن “آرام گرفتن” یا “استراحت کردن” است:

    * ما قصد داریم چند ساعتی در خانه استراحت کنیم قبل از این که دوباره بیرون برویم.
    * بهتر است آن پسر آرام شود. او بیش از حد درباره این موضوع ناراحت است. (chill out = آرام شدن)


    اخیراً بعضی از افراد تصمیم گرفته‌اند کلمات “relax” (آرامش داشتن) و “chill” (آرام گرفتن) را با هم ترکیب کنند و کلمه جدید “chillax” را بسازند.

    * آروم باش. لازم نیست نگران پیدا کردن جا برای نشستن باشیم. جای زیادی برای نشستن وجود خواهد داشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chip به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Chip به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “چیپ” معانی و کاربردهای مختلفی دارد.

    چیپس سیب زمینی یک خوراکی محبوب است.
    خیلی از افراد در مهمانی‌ها چیپس را همراه با دیپ به عنوان پیش‌غذا سرو می‌کنند.
    چیپس ترتیلا با سالسا هم طرفداران زیادی دارد.
    پختن کلوچه‌های چیپس شکلاتی هم آسان است و هم لذتبخش.
    تکه‌های داخل این کلوچه‌ها از جنس شکلات هستند.
    در بازی‌هایی مثل پوکر و رولت، به جای پول واقعی از ژتون استفاده می‌شود.
    در رایانه‌ها و دستگاه‌های الکترونیکی، از قطعه‌ای به نام تراشه برای پردازش اطلاعات استفاده می‌شود که به آن ریزتراشه می‌گویند.
    همچنین، “چیپ” می‌تواند به معنای یک آسیب یا نقص کوچک باشد.
    مثلاً اگر روی یک چیز سفت گاز بگیرید، ممکن است دندانتان بشکند یا ترک بردارد.
    وقتی رنگ دیوار قدیمی می‌شود، ممکن است پوسته پوسته شده و بریزد.
    رنگ این دیوار ترک خورده و قسمت‌هایی از آن کنده شده است.
    کلمه “chip” معمولاً به عنوان یک فعل استفاده می شود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    chip

    تراشه کردن

    chipped

    خرد شد

    chipped

    خرد شده

    ادوارد دندانش روی یک جسم سخت، شکست.
    یک مجسمه‌ساز با چکش و قلم، تکه‌های سنگ مرمر یا سنگ را می‌تراشد تا یک مجسمه بسازد.
    اگر یک بشقاب چینی را با بی‌دقتی جابه‌جا کنید، ممکن است لبه آن بشکند.
    همه‌ی همکاران در اداره پول جمع کردند و یک هدیه عروسی برای ساندرا خریدند.
    دوست داری برای خریدن پیتزا پولت را با بقیه قاطی کنی؟

    چند عبارت دیگر که از کلمه “chip” استفاده می‌کنند:
    تانیا روی شانه‌اش یک تراشه بزرگ دارد. (یعنی رفتارش به خاطر یک اتفاق در گذشته، به شکل بدی تغییر کرده.)
    جان یک تراشه از همان تکه چوب قدیمی است. (یعنی خیلی شبیه پدرش است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Chirp به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Chirp به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Chirp به فارسی با مثالهای کاربردی

    پرندگان صداهای گوناگونی از خودشان درمی‌آورند. جغدها معمولاً صدایی شبیه “هووت” دارند، مرغ‌ها “قدقد” می‌کنند، اردک‌ها “بااص” می‌گویند و عقاب‌ها جیغ بلندی می‌کشند. بعضی از پرنده‌های کوچک هم صدای “جیک جیک” یا “چهچه” دارند.

    بیرون از پنجره، چند پرنده در حال جیک جیک کردن هستند.
    آیا صدای چهچه زدن آن‌ها را می‌شنوید؟
    من خیلی دوست دارم صدای جیرجیرک‌ها را در غروب‌های تابستانی بشنوم. (از این کلمه برای توصیف صدای بعضی حشرات دیگر هم استفاده می‌شود.)
    دخترم می‌تواند مثل یک پرنده چهچه بزند.
    به نظر شما چه حیوانات یا حشرات دیگری صدای جیرجیر یا چهچه دارند؟

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای مشاهده لیست تمام کلماتی که با حرف A شروع می‌شوند، به صفحه کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A مراجعه کنید. برای مشاهده فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، به صفحه کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Choke به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Choke به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Choke به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک تکه غذا یا چیزی در گلو گیر می‌کند و فرد نمی‌تواند نفس بکشد یا قورت بدهد، از کلمه “خفه شدن” استفاده می‌کنیم.

    بیل موقع خوردن هات داگ خفه شد.
    یک نفر در محل کارمان موقع ناهار خوردن، خفه شد. حالش الآن خوب است.
    یک خانم در رستوران نزدیک بود بر اثر خفگی از دنیا برود، تا اینکه یک نفر محکم به پشتش زد.
    اینقدر لقمه‌های بزرگ برندار، ممکن است خفه شوی.

     

    اگر کسی یا چیزی گردن یک نفر را فشار دهد و راه نفسش را ببندد، از فعل “خفه کردن” استفاده می‌کنیم:

    او دارد خفه می‌شود.
    کامپیوترش دارد او را خفه می‌کند.
    توی اینترنت، داستان زنی را خواندم که به خاطر خفه کردن همکارش، به زندان افتاد.
    اریک از پوشیدن کراوات خوشش نمی‌آید، چون حس می‌کند دارد خفه می‌شود.

     

    علاوه بر این، کلمه “خفه شدن” در زبان عامیانه برای توصیف زمانی به کار می‌رود که یک فرد یا تیم، در شرایطی که احتمال بردش زیاد است، ناگهان شکست می‌خورد:

    تیم ما تا آخر بازی جلو بود، ولی در پنج دقیقه پایانی خفه شد و باخت.
    دن همیشه وسط مسابقه تنیس خفه می‌شود.
    هلن کارمند خوبی است، چون تحت فشار کاری، هرگز خفه نمی‌شود.
    خب، من سه امتیاز جلوترم. امیدوارم خفه نشوم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.