دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Breath به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breath به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Breath به فارسی با مثالهای کاربردی

    نفس، همان هوایی است که از دهان وارد و خارج می‌شود. این کلمه یک اسم است و معمولاً در ترکیب با کلمات دیگر به کار می‌رود.

    **نفس بکش.** (یعنی آرام باش.)
    **باید یک نفس تازه کنم.** (یعنی خسته‌ام و به استراحت نیاز دارم.)
    **نفسم دارد بند می‌آید.** (یعنی باید از ورزش کردن یا تحرک دست بکشم.)
    **آن اجرا نفسم را بُرد.** (یعنی چیزی فوق‌العاده و شگفت‌انگیز دیدم.)
    **همه می‌گویند او مانند یک هوای تازه است.** (یعنی در مقایسه با چیزهای معمولی، جذاب و دلنشین است.)
    **آن مرد دهانش بوی بد می‌دهد.** (یعنی هوایی که از دهانش خارج می‌شود، بو دارد.)
    **می‌توانم نفس خودم را ببینم.**

     

    اگر پسوند «کم‌تر» یا «بی» را به کلمه «نفس» اضافه کنیم، صفت «بی‌نفس» ساخته می‌شود.

    **پدربزرگم بعد از بالا رفتن از پله‌ها بی‌نفس شده بود.** (یعنی نفسش بند آمده بود.)
    **آن نمایش ما را بی‌نفس کرد.** (یعنی بسیار عالی و گیرا بود.)
    **حالم از تعجب بی‌نفس شد.** (یعنی بسیار شگفت‌زده شدم.)

    به تفاوت تلفظ بین کلمات «نفس» و «نفس کشیدن» دقت کنید.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Breathe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breathe به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Breathe به فارسی با مثالهای کاربردی

    تنفس، یعنی عمل دم و بازدم. هوایی که تنفس می‌کنیم حاوی اکسیژن است و این اکسیژن برای زنده ماندن ما کاملاً ضروری است. اگر نفس نکشیم، زندگی ممکن نخواهد بود.

    هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده. هوا را فرو ببر. هوا را بیرون بده…
    او در حال نفس کشیدن است.
    او نفس نمی‌کشد. کسی باید یک پزشک خبر کند.
    همه افراد دوست دارند در هوای پاک و تازه نفس بکشند.
    با استفاده از تجهیزات غواصی (اسکوبا) می‌توان زیر آب نفس کشید.

     
    شکل اسمی این کلمه، “breathing” به معنای «تنفس» است.

    نفس کشیدنش برایش سخت و دشوار شده بود، به همین خاطر پیش دکتر رفت. (labored = سخت و دشوار)
    تنفس کردن در یک اتاق پر از دود، بسیار ناخوشایند و آزاردهنده است.
    عمل تنفس او تحت تأثیر دود قرار گرفت.

     
    شکل صفت این کلمه، “breathing” است.

    وقتی در بیمارستان بستری بود، به یک لوله تنفسی نیاز پیدا کرد.
    یک اژدهای آتش‌نفس، همه مردم شهر را به ترس انداخت.

     
    به تفاوت تلفظ بین کلمات “breathe” و “breath” دقت کنید.
    breathe / breath
    کلمه “breathe” دارای صدای “th” آوادار است.
    کلمه “breath” دارای صدای “th” بی‌آوا است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Breed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Breed به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Breed به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نژاد” به گروه خاصی از حیوانات اشاره دارد. همچنین به معنای جفت‌گیری حیوانات نر و ماده برای به دنیا آوردن فرزند است. انسان‌ها گیاهان و حیوانات را برای دستیابی به ویژگی‌های بهتر پرورش می‌دهند. برای نمونه، بعضی گاوها برای تولید شیر بیشتر، انتخاب و تکثیر می‌شوند. وقتی “breed” به عنوان یک فعل به کار می‌رود، باید به یاد داشته باشید که شکل گذشته آن قاعده معمول را دنبال نمی‌کند و نامنظم است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    breed

    پرورش دادن

    bred

    پرورش داده شده است

    bred

    پرورش داده شده است

    این گاو را به خاطر شیردهی خوبش پرورش داده‌اند.
    این نوع خاص از گاو، شیر باکیفیتی تولید می‌کند. (کلمه «نژاد» یک اسم است.)
    دانش پرورش و اصلاح گیاهان، باعث به وجود آمدن انواع مقاوم‌تر و محصولات پربارتر می‌شود.
    کشاورزان با استفاده از روش‌های انتخاب اصولی، سعی در افزایش میزان برداشت محصول دارند.

    سگ‌ها در طی قرن‌ها به گونه‌ای پرورش یافته‌اند که ویژگی‌های خاصی پیدا کنند:
    سگ‌های ژرمن شپرد را برای محافظت و نگهبانی تربیت می‌کنند. آن‌ها در مراقبت از افراد و اموال بسیار مهارت دارند.
    بعضی از نژادهای سگ، موهای بلندی دارند و برخی دیگر موهای کوتاه. طول مو یکی از مشخصه‌های هر نژاد به شمار می‌رود.
    بسیاری از نژادها برای انجام کارهای مشخصی نزد صاحبانشان به کار گرفته می‌شوند. این نژاد خاص از سگ در شکار عالی عمل می‌کند و در واقع برای همین هدف پرورش داده شده است.

    اگرچه ممکن است از واژه «نژاد» برای توصیف انسان‌ها هم استفاده شود، اما بسیاری از مردم این کار را نادرست و نامناسب می‌دانند. گفتن اینکه انسان‌ها در حال «تولید مثل» هستند، تا حدی آن‌ها را با حیوانات یکسان می‌کند. با این حال، در بعضی شرایط به کار بردن این کلمه برای توصیف افراد پذیرفته شده است:
    او بسیار شجاع بود. فقط افراد با خصوصیات استثنایی می‌توانند کاری را که او انجام داد انجام دهند.
    انسان‌های امروزی، از نظر ویژگی‌ها و شرایط، بسیار با نیاکان و اجداد خود متفاوت هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bribe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bribe به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Bribe به فارسی با مثالهای کاربردی

    رشوه دادن یعنی پیشنهاد پول یا چیزی باارزش به کسی، در عوض اینکه کار خاصی برایتان انجام دهد یا لطفی در حق شما بکند. این عمل، بسته به شرایط و موقعیت، ممکن است غیرقانونی باشد. در بیشتر مواقع، رشوه دادن کار درستی نیست، چون باعث می‌شود فردی که رشوه می‌دهد، به شکلی ناعادلانه برتری پیدا کند و این یک نوع فساد محسوب می‌شود.

    تاد به یک پلیس پیشنهاد رشوه داد و بلافاصله دستگیر شد. (در این جمله «رشوه» یک اسم است.)
    او فهمید که رشوه دادن به یک پلیس، برخلاف قانون است. (در این جمله «رشوه دادن» یک مصدر است.)
    مری آن با یک کارت هدیه به معلمش رشوه داد و این رشوه مؤثر واقع شد. او در کلاس انگلیسی نمره بهتری گرفت. (در این جمله کلمه «رشوه» هم به صورت فعل و هم به صورت اسم به کار رفته است.)
    آن فروشگاه با گذاشتن قیمت‌های پایین روی کالاهای پرطرفدار، به مشتریانش به نوعی رشوه می‌دهد!
    گاهی من مجبورم با یک خوراکی، به سگم رشوه بدهم تا از دنبال کردن خرگوش‌ها دست بردارد.
    آیا تا به حال کسی سعی کرده به شما رشوه بدهد؟

     
    کلمه «ارتشا» یا «رشوه‌خواری» یک اسم است و معمولاً وقتی استفاده می‌شود که پای جرم و قانون در میان باشد.

    آن وکیل به جرم ارتشا متهم شد.
    او احتمالاً باید به زندان برود، چون مبلغ رشوه در اتهامش بیش از یک میلیون دلار بوده است.
    رشوه و فساد در خیلی از نقاط دنیا نسبتاً رایج است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brief به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brief به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Brief به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «brief» باشد، یعنی کوتاه یا خلاصه است. این کلمه یک صفت است:

    پس از تأخیر کوتاهی، هواپیمای ما از فرودگاه پرواز کرد.
    معلم از ما خواست تا خلاصه‌ی کوتاهی از متن درس ارائه دهیم.
    جلسه کوتاه بود و فقط پانزده دقیقه طول کشید.
    می‌شود یک دقیقه صحبت کنیم؟ من مختصر صحبت می‌کنم.
    در میان برنامه، یک وقفه‌ی کوتاه وجود داشت. (وقفه: استراحت کوتاهی برای تماشاگران و اجراکنندگان)

     
    برای استفاده از این کلمه به صورت قید، «ly» به انتهای آن اضافه می‌شود:

    کامپیوتر من برای مدتی کوتاه از کار افتاد.
    رئیس ما به طور خلاصه دربارهٔ اتفاقات هفتهٔ گذشته در دفتر صحبت کرد.
    پخش فیلم برای مدت کوتاهی به دلیل مشکل پروژکتور قطع شد.

     
    علاوه بر این، از «brief» می‌توان به عنوان فعل نیز استفاده کرد. در این حالت، «brief» به معنای ارائهٔ اطلاعات مهم به صورت فشرده و خلاصه است:

    ژنرال‌ها قبل از برنامه‌ریزی برای اعزام نیروهای بیشتر، دربارهٔ وضعیت عراق توجیه شدند.
    سخنگوی شرکت، مطبوعات را در مورد ادغام آیندهٔ شرکت آگاه خواهد کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Bright به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bright به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bright به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای بیان موقعیت‌هایی که نور زیادی وجود دارد، می‌توانید از واژه **bright** استفاده کنید:

    امروز هوا خیلی آفتابی است. او به عینک آفتابی‌اش نیاز دارد.
    دفتر من در طول روز پر از نور است.
    ما آشپزخانه‌مان را زردِ روشن رنگ کردیم.
    اگر نور چراغ‌ها زیاد است، می‌توانید آن را کم کنید.

    همچنین، از **bright** برای توصیف افراد باهوش نیز استفاده می‌شود:

    ژاک مرد جوان باهوشی است. همیشه در حال خلق ایده‌های جدید است.
    دانش‌آموزان کلاس ما ایده‌های هوشمندانه‌ای برای مقابله با گرمایش جهانی ارائه کردند.
    کارکنان آن شرکت بسیار بااستعداد هستند. آن‌ها محصولات جدید زیادی اختراع کرده‌اند.
    شما آینده‌ی درخشانی در پیش دارید. (منظور از “آینده روشن”، آینده‌ای خوب و موفق است. این عبارت معمولاً برای جوانان بااستعداد به کار می‌رود.)

    گاهی **bright** به صورت طعنه‌آمیز و برای بیان برعکس معنای واقعی آن استفاده می‌شود:

    چه عالی بود! (در واقع کار عاقلانه‌ای نبود.)
    چه فکر نابی! (یعنی ایده‌ی بدی بود.)
    باز هم از این فکرهای نورانی داری؟ (یعنی ایده‌ی قبلی‌ات جواب نداد.)

    کلمه‌ی **brighten** نیز یک فعل است و به معنای روشن‌تر کردن رنگ چیزی یا افزایش نور یک محیط است:

    نور خورشید که از پنجره می‌تابد، تمام اتاق را روشن می‌کند.
    می‌توانید با نوارهای سفیدکننده، دندان‌هایتان را روشن‌تر کنید.
    کمی وایتکس کمک می‌کند تا رنگ لباس‌های سفیدتان شفاف‌تر شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brilliant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brilliant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Brilliant به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از کلمه “brilliant” استفاده می‌کنیم تا چیزها یا افرادی را توصیف کنیم که فوق‌العاده باهوش و استثنایی هستند.

    گوستاو یک استاد تاریخ بسیار باهوش و برجسته است.
    این نظریه جدید در مورد فیزیک کوانتومی واقعاً استثنایی و هوشمندانه است.
    اگر مغزهای متفکر و درخشان در شرکت ما نبودند، هیچ‌وقت به این موفقیت بزرگ دست پیدا نمی‌کردیم.
    مارلون براندو یک بازیگر فوق‌العاده بود. بعضی از نقش‌آفرینی‌های او واقعاً خارق‌العاده بودند.
    این واقعاً عالی و هوشمندانه است.
    این یک فکر عالی و ناب است!

     
    کلمه “brilliant” همچنین برای توصیف چیزهایی به کار می‌رود که نور بسیار زیادی دارند یا بسیار روشن و براق هستند:

    خورشید امروز بسیار درخشان و تابان است.
    این رنگ‌ها واقعاً روشن و زنده هستند.
    سوفیا یک گردنبند الماس بسیار براق و درخشان را به نمایش گذاشته است.
    باغ در ورودی ساختمان، نمایشی زیبا و رنگارنگ از گل‌ها را ارائه می‌دهد.

     
    کلمه “brilliance” به معنای “درخشش” یک اسم است:

    آلفرد انیشتین به خاطر هوش و نبوغ فوق‌العاده‌اش معروف بود.
    همه در مدرسه از استعداد درخشان استر در ریاضیات باخبرند.
    چه نبوغ و استعداد درخشانی!

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bring به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bring به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Bring به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل bring به معنای «آوردن» است و از نظر معنا به کلماتی مانند carry به معنی «حمل کردن» و have به معنی «داشتن» نزدیک است. وقتی چیزی نزد شماست و آن را از مکانی به مکان دیگر جابه‌جا می‌کنید، در واقع آن را bring می‌کنید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    bring

    آوردن

    brought

    آورده است

    brought

    آورده است

    دانش‌آموزان کتاب‌ها و دفترهای خود را سر کلاس با خود آوردند.
    آیا امروز ناهارت را به مدرسه آوردی؟
    لوک می‌خواهد دوست‌دخترش را به خانه بیاورد تا با پدر و مادرش آشنا کند.
    جریان جت، هوای گرم را از طرف اقیانوس آرام می‌آورد.
    پیش از آنکه سفر هوایی ممکن شود، کشتی‌های بزرگ، مهاجران را به ایالات متحده می‌آوردند تا در آنجا زندگی کنند.

    همچنین از فعل «bring» زمانی استفاده می‌شود که کسی چیزی غیرملموس مانند یک ایده یا یک توانایی را به موقعیت یا زمان جدیدی وارد کند.
    مارک سال‌ها تجربه خود را به شغل تازه‌اش در شرکت می‌آورد.
    دان، یک دیدگاه جالب به بحث اضافه کرد.
    برای کسانی که عید شکرگزاری را جشن می‌گیرند، بوی بوقلمون بریان شده می‌تواند خاطرات زیبای با خانواده و دوستان را دوباره زنده کند.
    امیدوارم سال جدید برایتان شانس و موفقیت به همراه بیاورد.

    واژهٔ «bring» در بسیاری از اصطلاحات به کار می‌رود:
    گراسیلا از سوی پدر و مادرش طوری تربیت شد که به سالمندان احترام زیادی بگذارد. (bring up = بزرگ کردن و پرورش دادن فرزند)
    ناظر جدید قول داد تغییرات لازم زیادی در شرکت ایجاد کند. (bring about = به وجود آوردن؛ محقق کردن)
    فروشندگان قیمت درخواستی خانه را پایین آوردند تا این‌که بالاخره یک نفر پیشنهاد خرید داد. (bring down = کاهش دادن)

    عبارت‌های «bring it» و «bring it on» بسیار رایج هستند. این‌ها زمانی به کار می‌روند که کسی با چالش یا تهدید روبرو شود:
    بعد از یک جر‌و‌بحث شدید، مایک به جو گفت «بیا ببینیم چی داری» و ناگهان آن دو مرد شروع به کتک‌کاری کردند.
    رئیس‌جمهور جورج بوش پس از حمله به عراق، به شورشیان عراقی گفت «حریصانه منتظرید؟» — و آن‌ها هم حمله کردند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Broad به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Broad به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Broad به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی «broad» باشد، یعنی پهن یا گسترده است. کلمه broad یک صفت است.

    جاده‌های این شهر بسیار پهن هستند.
    یک پیاده‌رو باید به اندازه‌ای عریض باشد که دو نفر بتوانند کنار هم راه بروند.
    معلم ما آگاهی گسترده‌ای در مورد ادبیات آمریکا دارد.
    پزشکان درک عمیقی از چگونگی کارکرد بدن انسان دارند.
    شانه‌های پهن، چه در مردان و چه در زنان، باعث می‌شود قوی‌تر به نظر برسند.
    وقتی آن زن فهمید برنده مسابقه شده است، یک لبخند بزرگ روی صورتش نقش بست.
    مردی در روز روشن ماشینش را دزدیده شد. (روز روشن یعنی در روشنایی روز، برخلاف شب)

    کلمه “broaden” یک فعل است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    broaden

    گسترش دادن

    broadened

    گسترش یافته است

    broadened

    گسترش یافته است

    سفر کردن روش فوق‌العاده‌ای برای افزایش اطلاعاتتان درباره دنیاست.
    با تحصیل در دانشگاه می‌توانید دیدگاه‌های خود را وسعت بخشید. (گسترش افق = قرار گرفتن در معرض شیوه های جدید تفکر)
    کار کردن با سالمندان می‌تواند دید شما را بازتر کند.
    بزرگراه را پهن‌تر کردند تا اتومبیل‌های بیشتری از آن عبور کنند. (بزرگراه عریض تر شد.)

    کلمه broad در بعضی از ترکیب‌های اسمی نیز دیده می‌شود:
    یک برنامه پخش زنده رادیو یا تلویزیون می‌تواند توجه میلیون‌ها نفر را جلب کند.
    برادوی محلی در نیویورک است که علاقه‌مندان به تئاتر می‌توانند در آن نمایش‌های زنده تماشا کنند.
    خیابانی به نام برادوی در بسیاری از شهرهای آمریکا وجود دارد.
    اینترنت پهن‌باند، سرعت بالایی در دریافت و ارسال اطلاعات ارائه می‌دهد.
    پرش طول یک رشته ورزشی است که در آن فرد برای رسیدن به بیشترین فاصله می‌پرد.
    قاصدک نوعی علف هرز با برگ‌های پهن است.

    نكته: كلمه broad نیز برای زن، موهن است. استفاده از آن از مد افتاده است، اما اگر فیلم‌های قدیمی آمریکایی را تماشا کنید، ممکن است از آن استفاده کنید:
    She’s a very smart broad
    او بسیار باهوش است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Broccoli به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Broccoli به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Broccoli به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلم بروکلی یک سبزی سبز رنگ است که قسمت خوراکی آن، سرگل‌های فشرده آن می‌باشد. این سبزی را قبل از آن که گل‌هایش کاملاً باز شوند، برداشت و مصرف می‌کنند. کلم بروکلی از نظر ظاهری شباهت زیادی به گل کلم دارد.

    آیا شما کلم بروکلی دوست دارید؟
    خیلی از افراد ترجیح می‌دهند بروکلی را به صورت تفت‌داده (استیر-فرای) میل کنند.
    روش‌های دیگر پخت آن، بخارپز کردن و یا جوشاندن سریع آن است.
    معمولاً میان کودکان این سبزی از محبوبیت چندانی برخوردار نیست.
    می‌توان بروکلی را به سالاد افزود یا در غذاهای ترکیبی فرپزی مانند کاسرول از آن استفاده کرد. (کاسرول نوعی غذای ترکیبی است که در ظرفی بزرگ با مواد مختلف تهیه شده و در فر پخته می‌شود.)
    همچنین می‌توان کلم بروکلی را به صورت خام و بدون پختن مصرف کرد.
    حتماً بروکلی بخورید! چون برای سلامتی شما بسیار مفید است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.