دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Boom به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boom به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Boom به فارسی با مثالهای کاربردی

    صدای «بوم» یک صدای بلند و قوی است. مواد منفجره معمولاً چنین صدایی ایجاد می‌کنند.

    وقتی آتش‌بازی روشن می‌شود، صدای «بوم» می‌دهد.
    یک صدای بلند «بوم» از خانه‌ای در انتهای خیابان به گوش رسید. آن خانه نشتی گاز داشت و منفجر شد.
    صدای انفجار یک بمب بزرگ را می‌توان از فاصله‌ای بسیار دور هم شنید و حتی لرزش آن را احساس کرد.

     
    از کلمه «بوم» برای وسایل دیگری که صدا تولید می‌کنند یا صدا را ضبط می‌کنند نیز استفاده می‌شود:

    یک «بوم‌باکس» یک دستگاه استریوی قابل حمل و بزرگ است.
    بوم‌باکس‌ها در دهه ۱۹۸۰ محبوب شدند، اما هنوز هم از آن‌ها استفاده می‌شود.
    از میکروفون بوم برای ضبط صدا در فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی استفاده می‌کنند.
    او یک میکروفون بوم در دستش گرفته است.

     
    کاربردهای دیگری هم برای کلمه «بوم» وجود دارد که ربطی به صدا ندارد. گاهی اوقات از «بوم» برای توصیف یک رشد و گسترش ناگهانی استفاده می‌کنیم.

    بسیاری از شهرهای ایالات متحده شاهد یک رونق اقتصادی هستند. پیدایش ناگهانی کسب‌وکارهای تازه، خانه‌های جدید و سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی، همگی نشانه‌های یک رونق هستند.
    رونق بازار مسکن معمولاً در دوران اقتصادی خوب پیش می‌آید. در این دوره‌ها مردم توانایی مالی برای خرید خانه‌های موجود یا ساختن خانه‌ی جدید را پیدا می‌کنند.
    رونق جمعیت در کشورهای فقیر می‌تواند باعث کمبود مسکن و فشار آمدن به منابع غذایی شود.
    رونق زاد و ولد در ایالات متحده، کمی پس از پایان جنگ جهانی دوم شروع شد و تا اوایل دهه ۶۰ میلادی ادامه داشت. به کسانی که در آن سال‌ها به دنیا آمده‌اند، «بیبی بومر» می‌گویند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Boost به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boost به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Boost به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “boost” به معنای تقویت کردن یا افزایش دادن است. معمولاً وقتی از چیزی استفاده می‌کنیم که باعث بالا رفتن سطح انرژی یا بهبود وضعیت می‌شود، این کلمه را به کار می‌بریم.

    یک فنجان قهوه غلیظ می‌تواند در شروع روز، انرژی لازم را به شما بدهد.
    هزینه کردن برای خرید هدیه در ایام تعطیلات، به رونق اقتصاد کمک می‌کند.
    در آخرین نیم مایل مسابقه ماراتن، دونده یک افزایش ناگهانی انرژی احساس کرد.
    جرمی پسر چهارساله‌اش را بلند کرد تا بتواند بهتر رژه را تماشا کند.
    مصرف میوه و سبزیجات باعث تقویت سلامت کلی بدن شما می‌شود.
    یک اسنیکرز در حین رانندگی به من انرژی داد و برای مدتی خستگیم را کم کرد.

     
    کلمه “boost” به عنوان فعل هم به کار می‌رود:

    جورج از فروشگاه بست بای وسیله‌ای خرید تا سیگنال وای‌فای خود را قوی‌تر کند.
    نمرات عالی در مدرسه، اعتمادبه‌نفس آن پسر جوان را بیشتر کرد.
    تسلط بر زبان انگلیسی، امکان کسب درآمد بهتر را برای کارگران در بیشتر کشورها بالا می‌برد.

     
    واژه “booster” به معنای “تقویت‌کننده” است و می‌تواند به عنوان اسم یا صفت استفاده شود. booster چیزی است که به یک شخص یا وسیله کمک می‌کند تا عملکرد بهتری داشته باشد یا بالاتر برود.

    یک موشک تقویت‌کننده، در پرتاب شاتل فضایی به مدار زمین نقش دارد.
    صندلی تقویت‌کننده در خودروها برای کودکانی به کار می‌رود که برای دیدن جلوی خود، قدشان کوتاه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Borrow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Borrow به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Borrow به فارسی با مثالهای کاربردی

    قرض گرفتن یعنی اینکه شما پول یا یک وسیله را برای مدت معینی از کسی بگیرید و بعداً آن را پس بدهید. فعل “borrow” معنایی نزدیک به “گرفتن” دارد. شما می‌توانید پول را از بانک یا از یک دوست قرض کنید. خیلی‌ها این کلمه را با “قرض دادن” اشتباه می‌گیرند.

    تری ۲۰ دلار از دوستش قرض گرفت.
    علی می‌خواهد برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار کوچک، مقداری پول قرض کند.
    اگر از بانک پول قرض بگیرید، باید علاوه بر اصل پول، سود آن را هم برگردانید.
    چه مقدار پول می‌خواهید قرض کنید؟
    دیدر نمی‌خواهد پول قرض کند چون از داشتن بدهی می‌ترسد.
    ممکن است یک دقیقه خودکارتان را قرض بگیرم؟
    همسایه‌مان به ما اجازه داد ماشین چمن‌زنی‌اش را قرض بگیریم چون مال خودمان خراب شده بود.
    او لازم داشت یک دوچرخه قرض کند تا امروز صبح به محل کار برسد.

     
    گاهی اوقات این کلمه به صورت صفت نیز به کار می‌رود (با اضافه کردن “ed” به انتهای آن به صورت borrowed به معنای “قرض گرفته‌شده”).

    پس از نجات از یک حمله قلبی، دنیس احساس می‌کند که به صورت قرضی و اضافی زندگی می‌کند.
    پول قرض‌گرفته‌شده باید به موقع بازگردانده شود.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا** مراجعه نمایید.

  • معنی کلمه Bother به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bother به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bother به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **bother** به معنی ایجاد ناراحتی یا مزاحمت است. این کلمه معمولاً به عنوان یک فعل به کار می‌رود و برای موقعیت‌هایی مناسب است که مشکل یا آزاری کوچک مطرح باشد:

    – ببخشید، آیا مزاحم شما می‌شوم؟
    – اجازه بدهید فقط این یک سوال را بپروم، بعد دیگر مزاحمتان نمی‌شوم.
    – یه مگس اینجاست و داره اذیتمون می‌کنه.
    – عطر و ادکلن بعضی از افراد مبتلا به آلرژی را اذیت می‌کند.
    – تام می‌گه معده‌اش ناراحتش می‌کنه. (یعنی در معده‌اش درد یا مشکل فیزیکی دارد.)
    – به دکتر گفتم که اخیراً کمرم اذیتم می‌کند.
    – نور آفتاب شدید ریتا را اذیت می‌کرد، برای همین یک عینک آفتابی زد.
    – سروصدای کلاس کناری، موقع امتحان دادن بچه‌ها را آزار می‌داد.
    – شرلی از کسانی که دور و برش سیگار می‌کشند ناراحت می‌شود.
    – مزاحمم نشوید، دارم سعی می‌کنم چرتی بزنم.
    – بعضی بوها من را اذیت می‌کنند.
    – صدای بلند موسیقی که از انتهای خیابان می‌آید داره آزارم می‌ده.

     

    گاهی اوقات **bother** به عنوان اسم هم استفاده می‌شود:

    – اگر می‌خواهید اینجا بنشینید و با لپ‌تاپ کار کنید، مشکلی نیست.
    – جان یک منشی استخدام کرد تا از زحمت جواب دادن به تلفن‌ها راحت شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bounce به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bounce به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bounce به فارسی با مثالهای کاربردی

    از کلمه “bounce” برای توپ‌ها و چیزهایی که پس از برخورد با یک سطح به بالا برمی‌گردند، استفاده می‌شود.

    وقتی توپ گلف به چمن زمین خورد، بالا پرید.
    برایان توپ بسکتبال را در طول زمین به زمین می‌زد و می‌پراند.
    لطفاً دیگر آن توپ را نپران. این کار آزاردهنده است!
    بچه‌ها روی مبل و صندلی در حال بالا و پایین پریدن هستند. (آنها روی مبلمان می‌پرند. حرکتشان بالا و پایین است.)

    این کلمه همچنین برای صحبت درباره مسائل مالی، سفر، بهبود یافتن پس از یک مشکل و موقعیت‌هایی که فردی از جایی اخراج می‌شود، به کار می‌رود.

    ادوارد مدام شغلش را عوض می‌کرد و از یک کار به کار دیگر می‌رفت.
    دنیس و برایان قبل از اینکه در نیویورک ساکن شوند، چند سالی را به سفر به شهرهای مختلف کشور گذراندند. (آنها به مکان‌های زیادی رفتند.)
    هی، می‌خواهم چند تا از نظراتم را با تو در میان بگذارم. (منظورم این است که به ایده‌هایم گوش بدهی و نظرت را به من بگویی.)
    ونسا بعد از جدایی از همسرش احساس افسردگی می‌کرد، اما حالا کم‌کم دارد حالش بهتر می‌شود.
    بازار سهام پس از افت شدید در سال ۲۰۰۹، دوباره رشد کرد و بهبود یافت.
    اگر پول بیشتری به حساب بانکی‌ام واریز نکنم، چک‌هایم برگشت می‌خورند. (یعنی پول کافی برای پرداخت در حسابم وجود ندارد.)
    جان به خاطر حرف‌های بی‌ادبانه‌ای که به مهماندار هواپیما زد، از پرواز اخراج شد.
    چند اوباش از بار اخراج شدند. (آنها را به زور از بار بیرون انداختند.)

    “bouncer” (که معمولاً یک مرد قوی‌هیکل است) کسی است که بیرون کلوب‌های شبانه می‌ایستد و اجازه ورود به افراد را می‌دهد. او همچنین مسئول برقراری امنیت است.

    مامور ورودی، قبل از اجازه ورود به مشتریان، کارت شناسایی آن‌ها را بررسی می‌کرد.
    جو به خاطر هیکل درشت و ترسناکی که داشت، به راحتی توانست شغل محافظ کلوب (bouncer) را پیدا کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Boy به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Boy به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Boy به فارسی با مثالهای کاربردی

    به پسر، «boy» می‌گویند.

    یک پسر در زمین بازی مشغول بازی است.
    آن پسرها در حال فوتبال بازی کردن هستند.
    سارا و همسرش آرزو دارند صاحب یک پسر شوند. آن‌ها الان سه دختر دارند.
    احمد و همسرش سه پسر کوچک دارند که همه زیر پنج سال سن دارند.
    هکتور دوست دارد به ارتش بپیوندد، اما هنوز یک پسر است. او باید تا ۱۸ سالگی صبر کند.
    دو پسر نوجوان در جنگل گم شدند؛ آن‌ها پیدا شدند و به خانواده‌هایشان برگردانده شدند.
    وقتی من پسر بودم، تقریباً هر روز تابستان با دوستانم بیسبال بازی می‌کردم.

     
    گاهی اوقات، کلمه «boy» برای اشاره به یک مرد بزرگ‌سال هم به کار می‌رود:

    پسرها در دفتر دارند شب‌کاری می‌کنند.
    خیله خوب پسرها، بیایید بریم یک چیزی بخوریم.
    بابی یه پسرخوب و بااصاله. (good old boy اصطلاحی است برای توصیف مردی که معمولاً در جنوب یا یک منطقه روستایی زندگی می‌کند.)
    می‌شود فهمید که کارل عضو شبکه قدیمی‌هاست. (The old boys network به گروهی از مردان گفته می‌شود که کنترل یک موقعیت، سازمان، کسب‌وکار و چیزهای مشابه را در دست دارند. این یک شبکه واقعی و فیزیکی نیست.)

     
    کلمه «boyfriend» به معنی «دوست‌پسر» برای یک رابطه عاشقانه استفاده می‌شود. این کلمه را می‌توان برای پسر یا مردی در هر سنی به کار برد.

    تریسی دوست‌پسر دارد.
    اولیویا دو سال پیش از همسرش طلاق گرفت، اما الان یک دوست‌پسر جدید دارد که ممکن است با او ازدواج کند.
    تا حالا چند تا دوست‌پسر داشته‌ای؟

     
    از کلمه «Boy» می‌توان به عنوان یک حرف ندا هم استفاده کرد.

    وای چه خبر! داریم یک توله سگ می‌گیریم.
    وای! یه چیزی بد بو می‌ده!
    وای وای! تو واقعاً به دردسر افتادی.

     
    این روزها استفاده از «bad boy» وقتی در مورد یک وسیله حرف می‌زنند، رایج شده. این یک جور اصطلاح عامیانه است، اما استفاده از آن ساده نیست.

    خیله خوب، بیایید روشنش کنیم و راه بیفتیم. (منظور از bad boy یک ماشین یا وسیله جالب است)
    کامپیوتر جدید خریدی. بذار یه نگاهی به این جنس باحال بندازیم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brace به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brace به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Brace به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “بریس” معمولاً به عنوان یک فعل به کار می‌رود. معنای آن این است که خود را آماده یا محکم کنیم. وقتی افراد برای رویارویی با یک موقعیت سخت یا خطرناک آماده می‌شوند، می‌گوییم خودشان را “بریس” می‌کنند.

    لئونارد قبل از تزریق آمپول توسط پرستار، خودش را محکم نگه داشت.
    ساکنان مناطق نزدیک به اقیانوس خود را برای رسیدن یک طوفان بزرگ آماده می‌کنند.
    کریستین سعی کرد در لحظه‌ای که ماشینش در حال برخورد با درخت بود، خود را稳住 کند.
    خودتان را برای هوای گرم امروز آماده کنید؛ امروز هوا بسیار گرم خواهد بود.
    بستگان مسافران هواپیمای سقوط‌کرده، خود را برای شنیدن اخبار ناگوار آماده کرده‌اند.

     

    کلمه “بریس” به عنوان اسم نیز کاربرد دارد. در این حالت، بریس به معنای یک وسیله یا قطعه‌ای است که برای استحکام و نگهداری چیزی به کار می‌رود.

    یک بریس در زیر ساختمان قدیمی نصب شد تا حمایت بیشتری برای پایه‌های آن ایجاد کند.
    بریس‌های روی پاهایش به راه رفتن او کمک می‌کنند.
    شیلا قرار است امروز بریس دندانش را بیرون بیاورد. او بسیار هیجان‌زده است.

     
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brag به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brag به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Brag به فارسی با مثالهای کاربردی

    لاف زدن یعنی تعریف کردن از خودت، کارهایی که انجام داده‌ای یا حتی افرادی که با آن‌ها رابطه نزدیک داری، مثل اعضای خانواده. معمولاً این کار را بی‌سلیقه و ناپسند می‌دانند، اما خیلی‌ها به طور طبیعی این کار را می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    brag

    لاف زدن

    bragged

    لاف زد

    bragged

    لاف زد

    جنیفر همیشه تعریف می‌کرد که چقدر آشپزی‌اش فوق‌العاده است.
    استیون مدام از درآمد بالایش صحبت می‌کند و به آن می‌نازد.
    دونالد ترامپ علاقه دارد از موفقیت‌هایش تعریف کند.
    تاریک همیشه می‌گوید که چقدر در فوتبال استعداد دارد.
    دونا هر فرصتی که پیدا کند، از پسرش که دکتر است تعریف و لاف می‌زند.
    همسایه‌های ما عاشق تعریف کردن از سگشان و هوش بالای او هستند. ما هم از سگ خودمان تعریف می‌کنیم.
    گاهی من هم از بچه‌هایم تعریف می‌کنم. بیشتر پدرها این کار را می‌کنند.
    دیگر لاف نزن! همیشه تعریف کردن از خودت، کار پسندیده‌ای نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Brave به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Brave به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Brave به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد شجاع در موقعیت‌های خطرناک دست به عمل می‌زند. راه‌های زیادی برای نشان دادن شجاعت وجود دارد.

    یک آتش‌نشان، مردم را از داخل ساختمان‌های آتش‌گرفته نجات می‌دهد. این کار بسیار شجاعانه است.
    یک مأمور پلیس، وقتی برای رسیدگی به یک جرم فراخوانده می‌شود، به موقعیت‌های پرخطر وارد می‌شود. این هم نوعی شجاعت است.
    سربازان زن و مرد ارتش ایالات متحده، هر روز در کشورهای مختلف جهان جان خود را به خطر می‌اندازند.
    کسانی که در کشورهای دارای حکومت‌های تمام‌خواه زندگی می‌کنند و علیه آن اعتراض می‌کنند، شجاع هستند.
    افرادی که در برابر فساد اداری و حکومتی می‌ایستند، شجاع محسوب می‌شوند.
    این نیز شجاعت است که فردی برخلاف عقیده عموم مردم، نظرات واقعی خود را بیان کند.
    یک کودک وقتی برای واکسن زدن به مطب دکتر می‌رود، شجاع است.
    یک زن جوان که وارد یک حوزه شغلی می‌شود که معمولاً در اختیار مردان است، شجاعت به خرج می‌دهد.
    شجاع باشید و نگذارید کسی شما را مورد آزار و زورگویی قرار دهد.

     
    کلمه «شجاعانه» یک قید است:

    چهار نفر از رهگذران، با شجاعت یک مرد را از خودروی آتش‌گرفته نجات دادند.
    پس از حمله یک مرد با جثه‌ای دو برابر خود، آن زن شجاعانه اسلحه‌ای از کیفش بیرون کشید و به شکم او شلیک کرد.
    مرد با شجاعت به داخل رودخانه رفت تا دخترش را نجات دهد، اما در جریان آب گرفتار شد و غرق گردید.

     
    کلمه «شجاعت» یک اسم است:

    به آن سرباز به پاس شجاعت‌اش مدال دادند.
    او در مواجهه با خطر، شجاعت نشان داد.
    معلمانی که در مدارس سخت مشغول به کار می‌شوند، نیاز به شجاعت دارند.
    نشان دادن شجاعت در برابر یک حریف قدرتمند، کار دشواری است.
    برای انجام کاری که از نظر جسمی دردناک است، شجاعت لازم است.

    یادداشت فرهنگ آمریکایی: کلمه «brave» همچنین به یک جنگجوی بومی آمریکایی اشاره دارد.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Break به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Break به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Break به فارسی با مثالهای کاربردی

    شکستن یعنی چیزی را خرد کردن یا از هم جدا کردن، به شکلی که دیگر سالم نباشد. این کار معمولاً باعث خرابی یا آسیب می‌شود و نتیجه‌ای ناخوشایند دارد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    break

    شکستن

    broke

    شکست

    broken

    شکسته

    پیشخدمت یک بطری شراب را انداخت و شکست.
    آن بطری الآن شکسته است. (در این جمله، کلمهٔ «شکسته» نقش صفت دارد.)
    یک توپ از پنجره رد شد و آن را شکست.
    تکه‌های شیشهٔ شکسته همه جا پخش شده بود.
    او دارد گیتارش را می‌شکند. (گاهی شکستن یک چیز، کار عمدی است.)
    دوست‌دختر ادوارد با او رابطه‌اش را قطع کرد. (یعنی رابطه را تمام کرد.)
    او یک قلب شکسته دارد. (در این جمله هم «شکسته» صفت است.)
    برناردو نزدیک است از پا دربیاید. او دیگر نمی‌تواند فشار شغلی‌اش را تحمل کند.

    برای درست کردن املت، باید چند تا تخم‌مرغ را بشکنی.
    وقتی یک اسکناس بزرگ مثلاً ۱۰۰ دلاری می‌دهی، ممکن است بعضی مغازه‌ها پول خرد کافی برای تعویض آن نداشته باشند. (یعنی اسکناس را خرد کنند.)
    در شروع بازی بیلیارد، بازیکن با زدن ضربه به توپ‌های چیده‌شده، بازی را آغاز می‌کند.

    اگر کسی بدون اجازه به خانهٔ شما وارد شود، می‌گویند break in کرده.
    تاد هنگام ورود غیرقانونی به خانهٔ یک نفر دستگیر شد.
    ورود غیرقانونی به محل، جرمی جدی است.
    بعد از دستگیری، محاکمه، محکومیت و حکم ده‌سال زندان، او از زندان فرار کرد.

    در این جمله‌ها «breaking» به صورت صفت به کار رفته است.
    در تازه‌ترین خبرها، دو طرف آتش‌بس اعلام کردند.
    لئونارد ورشکسته است. (یعنی پول ندارد.)
    رقص بریک نوعی رقص است که در مناطق شهری آمریکا به وجود آمد.
    سینتیا دستش شکسته. (یعنی استخوان دستش شکسته است.)
    کارمندان شرکت می‌توانند در اتاق استراحت غذا بخورند. (اتاق استراحت جایی برای استراحت کردن است.)

    کلمهٔ «break» به عنوان اسم هم معانی مختلفی دارد:
    من باید یک استراحت بکنم. (یعنی نیاز به وقفه دارم.)
    کلاس ما یک استراحت ده‌دقیقه‌ای داشت.
    خیلی از دانشجوها تعطیلات بهاری را در فلوریدا می‌گذرانند. (تعطیلات بهاری، یک هفته تعطیلی از دانشگاه است که بین دانشجوهای پولدار طرفدار دارد.)
    بالاخره بیل فرصت بزرگش را در بازیگری به دست می‌آورد. (break یعنی فرصت مهم.)
    هفتهٔ آینده تغییر محسوسی در هوا رخ خواهد داد. (break یعنی تغییر.)
    شیوع ناگهانی بیماری سرخک باعث شد کلاس‌ها لغو شوند. (break out یعنی شروع ناگهانی یک بیماری.)
    در جریان فرار از زندان، سه زندانی گریختند.

    عبارت‌های زیادی هستند که از کلمهٔ break استفاده می‌کنند:
    متأسفم، ولی باید یک خبر ناگوار به تو بدهم.
    این کشف، راه تازه‌ای در پژوهش‌های سرطان باز می‌کند.
    صدای تلفن همراهت قطع و وصل می‌شود. (یعنی ارتباط بی‌سیم ضعیف است.)
    بس کنید! (یعنی دعوا را تمام کنید.)
    خورشید کمکم از لابه‌لای ابرها در حال نمایان شدن است.
    پلیس مجبور شد یک درگیری را متفرق کند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.