دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Ban به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ban به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Ban به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **ban** به معنی این است که از کسی یا چیزی جلوگیری کنیم تا کاری را انجام ندهد. این واژه معمولاً به صورت یک فعل به کار می‌رود.

    ساده گذشته فعل ماضی
    ban

    ممنوع کردن

    banned

    ممنوع شد

    banned

    ممنوع شد

    امروزه در خیلی از رستوران‌ها و هتل‌ها، کشیدن سیگار ممنوع است. (یعنی شما اجازه ندارید در این مکان‌ها سیگار بکشید.)
    دولت استفاده از بعضی مواد شیمیایی را قدغن می‌کند چون این مواد بسیار پرخطر هستند.
    بیل به خاطر درگیری و دعواهای متعدد، از ورود به آن بار (کافه) محروم شد.
    بیشتر آمریکایی‌ها باور دارند که سلاح‌های جنگی باید ممنوع شوند.
    اگر در این چت‌روم بی‌ادبی کنی یا از کلمات زشت استفاده کنی، اخراج خواهی شد.

    این کلمه به صورت اسم هم خیلی کاربرد دارد:
    در تقریباً همه ساختمان‌های عمومی ایالات متحده، قانونی برای منع سیگار کشیدن وجود دارد.
    در زمان خشکسالی، آبیاری چمن‌ها ممنوع اعلام شد. (خشکسالی یعنی زمانی که باران نمی‌بارد.)
    در فاصله سال‌های ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۳، مصرف نوشیدنی‌های الکلی در آمریکا ممنوع بود. بیشتر آمریکایی‌ها به این دوره «دوره ممنوعیت» می‌گویند. در آن سال‌ها نوشیدن الکل غیرقانونی بود، ولی بسیاری از مردم این قانون را نادیده می‌گرفتند. به همین خاطر، جرم و جنایت سازمان‌یافته در آن دوره افزایش پیدا کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Banana به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Banana به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Banana به فارسی با مثالهای کاربردی

    موز یک میوه پرطرفدار مناطق گرمسیری است که مزه شیرین و خوشمزه‌ای دارد. این میوه در پخت انواع خوراکی‌ها کاربرد دارد:

    بعضی افراد تکه‌های موز را روی cereal صبحانه خود می‌ریزند.
    دسر banana split از بستنی وانیلی، سس شکلاتی، موز و میوه‌هایی مثل توت‌فرنگی و آناناس درست می‌شود.
    در دستور پخت نان موز از خود این میوه استفاده می‌شود.
    خیلی از مردم هم موز را به سادگی پوست می‌کنند و می‌خورند.

    عبارت “banana” یا “bananas” گاهی برای توصیف حالت ذهنی افراد هم به کار می‌رود:

    مردم از آیفون جدید خیلی هیجان‌زده شده‌اند. (going bananas)
    آن زن رفتار عجیب و غیرعادی دارد. (is bananas)
    این موضوع واقعاً اعصاب من را خرد می‌کند. (making me bananas)

    در گذشته اصطلاح “banana republic” برای اشاره به کشورهایی در آمریکای مرکزی و جنوبی به کار می‌رفت که اقتصادشان وابسته به صادرات یک یا دو محصول (مانند موز یا نفت) بود و ثبات سیاسی نداشتند:

    ونزوئلا را اغلب یک جمهوری موز می‌نامند.
    گواتمالا هم قبلاً با این عنوان شناخته می‌شد، اما شرایط سیاسی و اقتصادی آن بهتر شده است.
    بسیاری از این کشورها دوره‌هایی از کمونیسم یا نظامی‌گری را تجربه کرده‌اند.

    * توجه: اصطلاح “جمهوری موز” ممکن است توهین‌آمیز تلقی شود، اما هنوز در گفتگوهای روزمره برخی مردم — مثلاً در ایالات متحده — استفاده می‌شود. گاهی حتی به شوکی از زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ، به آمریکا نیز جمهوری موز گفته می‌شود، هرچند این توصیف ممکن است دقیق نباشد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، که بر اساس حروف الفبا مرتب شده، مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Band به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Band به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Band به فارسی با مثالهای کاربردی

    band (باند) گروهی از مردم است که برای یک هدف مشترک، معمولاً به منظور پخش موسیقی دور هم جمع می شوند. مردم در ایالات متحده می توانند به گروه های مختلفی تعلق داشته باشند.

    1. Musicians who like jazz can join a jazz band.
    2. High school students can choose to participate in a variety of brass bands that include trumpets, trombones, and saxophones.
    3. Marching bands play at football games and other events.
    4. An orchestra is a type of band composed of stringed instruments like violins, violas, and cellos.
    5. When I was in high school, I played bass in a rock band.
    6. Military parades feature military bands that play patriotic music.
    7. People in the 1940s and 1950s danced to popular big band music.
    1. نوازندگانی که جاز را دوست دارند می توانند به یک گروه جاز بپیوندند.
    2. دانش‌آموزان دبیرستانی می‌توانند در انواع گروه‌های برنجی که شامل ترومپت، ترومبون و ساکسیفون هستند، شرکت کنند.
    3. گروه های راهپیمایی در بازی های فوتبال و رویدادهای دیگر بازی می کنند.
    4. ارکستر نوعی گروه موسیقی است که از سازهای زهی مانند ویولن، ویولا و ویولن سل تشکیل شده است.
    5. وقتی دبیرستان بودم، در یک گروه راک بیس می زدم.
    6. در رژه‌های نظامی گروه‌های موسیقی میهن‌پرستانه پخش می‌شوند.
    7. مردم در دهه های 1940 و 1950 با موسیقی محبوب گروه بزرگ می رقصیدند.

     

    band همچنین وسیله ای است که اشیا را کنار هم نگه می دارد.

    1. A rubber band can be wrapped around a newspaper to keep all of the sections together.
    2. Plastic bands wrapped around caps on bottles snap when the cap is removed to indicate someone has opened the bottle.
    3. Arm bands and wrist bands are worn to show support for a particular cause.
    4. A wedding band is worn on the finger to indicate that a person is married.
    5. If you cut your finger, you can wrap a band aid around the cut to stop the bleeding.
    1. یک نوار لاستیکی را می توان دور یک روزنامه پیچید تا همه بخش ها را کنار هم نگه دارد.
    2. نوارهای پلاستیکی که دور درب بطری‌ها پیچیده شده‌اند، وقتی درب بطری‌ها برداشته می‌شود، می‌شکنند و نشان می‌دهند که کسی بطری را باز کرده است.
    3. نوارهای بازو و مچ بند برای نشان دادن حمایت از یک علت خاص پوشیده می شوند.
    4. نوار عروسی بر روی انگشت بسته می شود تا نشان دهد که فرد متاهل است.
    5. اگر انگشت خود را بریدید، می توانید یک نوار کمکی را دور بریدگی بپیچید تا خونریزی را متوقف کنید.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bang به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bang به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Bang به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک صدای بلند و ناگهانی می‌شنوید، می‌توانید از کلمه “bang” برای توصیف آن استفاده کنید.

    ترقه با یک صدای بلند منفجر شد.
    ده ثانیه بعد از آتش زدن فتیله، یک صدای انفجار بلند شنیده شد.
    آن صدای بلند را شنیدی؟
    آن صدا از کجا آمد؟
    صدای بلند شلیک یک اسلحه به گوش رسید.
    یک اسلحه صدای “بنگ بنگ” می‌دهد.
    دست از آن کوبیدن بردار!
    مراسم با یک شروع پرهیاهو و جذاب آغاز شد.

    وقتی این کلمه به عنوان یک فعل به کار می‌رود، معنای آن ضربه زدن یا برخورد کردن با چیزی است. این کار معمولاً باعث ایجاد صدا یا آسیب می‌شود.

    ماریا در پارکینگ به ماشین دیگری برخورد کرد.
    یک نفر دارد در را می‌کوبد.
    پلیس محکم به در کوبید و به افراد داخل دستور داد در را باز کنند.
    اگر خیلی محکم به شیشه پنجره بکوبی، ممکن است آن را بشکنی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bank به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bank به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bank به فارسی با مثالهای کاربردی

    معمولاً وقتی کلمه «بانک» را می‌شنویم، اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسد جایی است که پول در آن نگهداری یا مبادله می‌شود، یا از آن وام می‌گیریم:

    باب باید به بانک برود و پولش را واریز کند.
    اگر برای شروع یک کسب‌وکار به پول نیاز دارید، شاید بتوانید از بانک وام بگیرید.
    یک بانک ممکن است به شما پول قرض بدهد.
    خیلی از بچه‌ها پول‌هایشان را در قلک می‌گذارند.
    برادرزاده‌ام پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه، به شغل بانکداری فکر می‌کند.

     
    اما این کلمه معناهای دیگری هم دارد.

    کنارۀ رودخانه را «کرانه» می‌نامند. در این عکس می‌توانید سنگ‌های بزرگی را در کنار رودخانه ببینید.
    بازیکنان بسکتبال معمولاً توپ را به تخته می‌زنند تا وارد حلقه شود.
    آن‌ها که بیلیارد بازی می‌کنند، معمولاً بلدند چطور توپ را به دیوارۀ میز یا توپ‌های دیگر بزنند تا وارد یکی از حفره‌ها شود.

     
    در آخر، یک اصطلاح هم با این کلمه داریم که وقتی چیزی یا کسی قابل اطمینان است و می‌توان روی آن حساب کرد، به کار می‌رود:
    می‌توانی روی آن حساب کنی.

    تحصیل خوب در دانشگاه می‌تواند باعث شود در یک شرکت، شغل پردرآمدی پیدا کنید. می‌توانید روی این موضوع حساب کنید.
    امشب برای پیدا کردن جای پارک در مرکز شهر حساب نکنید. به احتمال زیاد همۀ پارکینگ‌ها پر هستند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bankrupt به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bankrupt به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Bankrupt به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی یک نفر نمی‌تواند بدهی‌هایش را پرداخت کند، یک راه معمول برای حل این مشکل، ورشکست شدن یا اعلام ورشکستگی است. شرکت‌ها هم ممکن است ورشکست شوند. این یک فرآیند قانونی است که در آن وکلا، یک قاضی و طلبکاران (یعنی کسانی که باید پولشان پرداخت شود) نقش دارند. ورشکستگی اتفاق خوبی نیست و برای کسانی که در آینده بخواهند وام بگیرند یا اعتبار دریافت کنند، مشکل‌ساز خواهد شد.

     
    نمونه‌هایی از کاربرد کلمه «ورشکسته» به صورت صفت:

    بیل و جان بعد از شکست خوردن کسب‌وکارشان ورشکست شدند. (دقت کنید که معمولاً از فعل «رفتن» همراه با «ورشکسته» استفاده می‌شود.)
    آن فروشگاه تعطیل است چون شرکتی که صاحب آن است، ورشکسته شده.
    اگر ورشکست شوند، احتمالاً مجبورند ماشینشان را بفروشند.

     
    نمونه‌هایی از کاربرد کلمه «ورشکستگی» به صورت اسم:

    جان به دلیل اینکه نمی‌توانست قبض‌هایش را پرداخت کند، ورشکستگی اعلام کرد.
    تقریباً هفت سال زمان لازم است تا سابقه اعتباری شما بعد از یک ورشکستگی، دوباره بهبود یابد.
    سو و آل تصمیم گرفتند که ورشکستگی تنها راه حل مشکلاتشان است.
    ورشکستگی چیزی است که باید به هر قیمتی از آن دوری کنید.*

    (*به هر قیمتی اجتناب کنید: یعنی تا جایی که ممکن است سعی کنید این وضعیت پیش نیاید چون می‌تواند بسیار بد باشد.)
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Baptize به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Baptize به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Baptize به فارسی با مثالهای کاربردی

    غسل تعمید به معنای پذیرفتن یا وارد کردن کسی به یک جمع است. این واژه معمولاً با آیین مذهبی تعمید یک نوزاد یا تعمید فردی که به یک دین جدید می‌گرود، همراه است. مراسم تعمید تقریباً همیشه با استفاده از آب بر روی پیشانی یا فروبردن کامل فرد در آب انجام می‌شود.

    یک کشیش، نوزاد را تعمید می‌دهد.
    نوزادان توسط کشیشان تعمید داده می‌شوند.
    بزرگسالان نیز هنگام گرویدن به دین جدید، تعمید می‌گیرند.
    بیشتر شاخه‌های دین مسیحیت، کودکان و بزرگسالان را تعمید می‌دهند.

     
    واژهٔ «تعمید» یک اسم است.

    مراسم تعمید توسط کشیش انجام می‌شود.
    ما باید در مراسم تعمید برادرزاده‌مان شرکت کنیم.
    برخی از متخصصان دینی معتقدند یحیی تعمیددهنده، عیسی را تعمید داد.

     
    گاهی از کلمهٔ «تعمید» به‌صورت غیرواقعی و نمادین استفاده می‌شود؛ یعنی وقتی کسی یک تجربهٔ سخت یا زندگی‌تغییر‌دهنده را پشت سر می‌گذارد.

    سربازان در میدان نبرد، مهارت‌های واقعی نظامی را یاد می‌گیرند. این یک «تعمید با آتش» است.
    پنج ماه کارآموزی دان در آن شرکت، مانند یک تعمید سخت و چالش‌برانگیز بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Bare به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Bare به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Bare به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “bare” به معنای خالی یا بدون پوشش است.

    با سر بدون کلاه در هوای سرد بیرون نرو. مطمئن شو که کلاهی می‌پوشی که گوش‌هایت را بپوشاند.
    ویکتوریا دوست دارد با پاهای لخت در خانه راه برود. (یعنی بدون کفش و جوراب)
    کابینت‌ها خالی هستند. باید برای خرید خوراکی برویم. (کابینت‌ها همان کمدهایی هستند که مواد غذایی در آن نگهداری می‌شود.)
    آیا تا به حال در فضای باز و روی زمین لخت خوابیده‌ای؟
    عکس‌های زنان لخت و برهنه، باعث شدند آن مرد جوان خجالت‌زده شود.
    شکارچی دلیر، ببر را با دستان خالی خودش کشت. (او از هیچ سلاحی استفاده نکرد.)

    شکل قیدی “bare”، کلمه “barely” است که معنای “به سختی” یا “خیلی کم” می‌دهد:

    من به زودی صدای تو را می‌شنوم.
    روی زمین به ندرت برف وجود دارد.
    ما خیلی کم گوشت قرمز می‌خوریم. معمولاً ماهی می‌خوریم. (بهتر است در این جمله به جای “به ندرت” از “خیلی کم” استفاده کنی.)
    آن زن وقتی که امدادگران به او رسیدند، به سختی نفس می‌کشید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Barely به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Barely به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!
     

    ترجمه کلمه Barely به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “barely” به معنای “به سختی” است و کاربرد آن شبیه به “نه خیلی” می‌باشد. این کلمه یکی از قیدهای پرکاربرد در زبان انگلیسی است.

    مثال:
    She can barely speak English.
    یعنی: او به سختی می‌تواند انگلیسی صحبت کند.
    (در واقع منظور این است که او نمی‌تواند خیلی خوب انگلیسی صحبت کند.)

    در این جمله، “barely” روی فعل‌های “can” و “speak” اثر می‌گذارد. اگر بخواهیم عکس این جمله را بگوییم، می‌گوییم:
    “She can speak English well.”

    در ادامه چند مثال دیگر با این قید آورده شده است:

    – He barely comes to class.
    (یعنی او زیاد به کلاس نمی‌آید. قید “barely” روی “comes” اثر گذاشته.)

    – I can barely hear you.
    (یعنی من صدایت را خیلی خوب نمی‌شنوم.)

    – They’re barely able to pay their rent.
    (یعنی آن‌ها در پرداخت اجاره مشکل دارند.)

    – Jimmy barely eats anything.
    (یعنی او زیاد غذا نمی‌خورد. بهتر است والدینش او را نزد دکتر ببرند!)

    – This computer barely works.
    (یعنی این کامپیوتر خیلی خوب کار نمی‌کند. وقت آن است که یک کامپیوتر جدید بخریم.)

    گاهی اوقات “barely” در انتهای جمله می‌آید. این حالت معمولاً برای تأکید یا ایجاد حس طنز به کار می‌رود:

    – She can speak English–barely.
    – We made it to class on time, barely.
    – My car still works–barely.

    ترجمه:
    او می‌تواند انگلیسی صحبت کند — به سختی.
    ما به موقع به کلاس رسیدیم — به سختی.
    ماشین من هنوز کار می‌کند — به سختی.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Barf به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Barf به فارسی با مثالهای کاربردی

    استفراغ به حالتی می‌گویند که محتویات معده از طریق مری بالا می‌آید و از دهان خارج می‌شود. این اتفاق برای تقریباً همه افراد می‌افتد، اما معمولاً صحبت کردن درباره‌ی آن خوشایند نیست. کلمه «barf» معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد واقعاً بیمار باشد:

    یک دانش‌آموز سر کلاس استفراغ کرد و به دلیل بیماری به خانه فرستاده شد.
    حتماً مریض است، چون استفراغ کرده.
    تاد بعد از اینکه تمام شب مشروب خورده بود، وقتی به خانه رسید استفراغ کرد.
    به نظر می‌رسد بوی استفراغ می‌آید.
    روی زمین پر از استفراغ است. (در این جمله کلمه «barf» به عنوان اسم به کار رفته است.)

     

    کلمه «barf» گاهی به صورت غیرواقعی و برای اغراق نیز استفاده می‌شود:

    با دیدن این حالم به هم خورد و دلم می‌خواست استفراغ کنم.
    طعم این غذا مثل استفراغ است.
    اه، چه حال به هم خوری!

     

    واژه‌های دیگری هم هستند که معنی مشابهی دارند، مثل puke، upchuck و spew. اما این کلمات نیز مودبانه محسوب نمی‌شوند. اگر بخواهیم مودبانه صحبت کنیم، بهتر است بگوییم آن شخص «حالش بد شد» یا «مریض شد».

    او توی کلاس استفراغ کرد. (بی‌ادبانه)
    حالش در کلاس بد شد. (مودبانه)
    گفت که نزدیک است استفراغ کند. (بی‌ادبانه)
    گفت که حس می‌کند حالش بد می‌شود. (مودبانه)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.