ترجمه آموزش به زبان انگلیسی training میشود.
دسته: آموزش زبان
-

معنی کلمه Avoid به فارسی با چند مثال
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم
ترجمه کلمه Avoid به فارسی با مثالهای کاربردی
اگر از چیزی پرهیز کنید، یعنی میکوشید آن کار را انجام ندهید. این به آن معنا نیست که آن را انجام نمیدهید، بلکه تلاش میکنید از انجام آن عمل، رفتن به مکانی خاص یا معاشرت با افراد مشخصی خودداری کنید:
جرمی از رفتن به آن بزرگراه پرهیز میکند چون همیشه شلوغ است.
هلن سعی میکند از خوردن سیبزمینی سرخکرده دوری کند چون برای رژیم غذایی او خوب نیست.
از کسانی که بر شما تأثیر منفی میگذارند، فاصله بگیرید.این واژه معمولاً با یک مصدر (فعلی که بعد از آن میآید) همراه میشود:
نیل از پرخوری کردن دوری میکند چون برای سلامتی مضر است.
پزشک به من گفت از سیگار کشیدن پرهیز کنم، اما من میخواهم آن را بهطور کامل کنار بگذارم.
بهتر است از رانندگی در آن قسمت از شهر خودداری کنید؛ چون بسیار خطرناک است.
برتا از کار کردن در آخر هفته پرهیز میکند چون دوست دارد در کنار خانوادهاش باشد.فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را که با حرف A آغاز میشوند ببینید، به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ «واژههای پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
-

معنی کلمه Awake به فارسی با چند مثال
امروز میخواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!
ترجمه کلمه Awake به فارسی با مثالهای کاربردی
کلمه “awake” به معنی بیدار بودن یا فعال شدن پس از خواب است. این کلمه میتواند هم به صورت صفت و هم به صورت فعل به کار رود.
در مثالهای زیر، “بیدار” به عنوان صفت استفاده شده است:
– او هنوز بیدار نشده. هنوز خواب است.
– آیا بیداری؟
– به نظر میرسد بچهها بیدار هستند.
– من هنوز حسابی بیدار نشدهام.
– به نظر نمیرسد که او بیدار باشد.
– پیتر به زور بیداره. باید بره بخوابه.
– خوردن قهوه عصرگاهی ممکن است شب مرا بیدار نگه دارد، برای همین فقط صبحها قهوه میخورم.
– یک فنجان قهوه غلیظ میتواند کمکتان کند بیدار بمانید.
– خروپف تاد دیشب همه را بیدار نگه داشت.وقتی “awake” به عنوان فعل به کار میرود، معمولاً برای گذشته یا زمانی است که شخصی از خواب برمیخیزد. با این حال، همیشه بهترین گزینه برای بیان این عمل نیست. گاهی اوقات استفاده از “woke up” (بیدار شدم) انتخاب مناسبتری است، چون دقیقاً همین معنا را میرساند.
ساده گذشته فعل ماضی awake بیدار شدن
awaked بیدار شد
awaked بیدار شد
امروز صبح خیلی زود از خواب بلند شدند.
امروز صبح زود بیدار شدند. (این جمله روانتر است.)
در نهایت از خواب بیدار شدند.
بالاخره چشمهایشان را باز کردند. (این جمله طبیعیتر است.)
ساعت چند از خواب پا شدی؟
چه ساعتی بیدار شدی؟ (این جمله بهتر است.)
بوی خوش صبحانهای که کسی درست میکرد، ما را از خواب بیدار کرد.
مردم شهر با شنیدن خبر ورود گردباد و خرابیهای گستردهای که به جا گذاشته بود، بیدار شدند.
بیدار شدن در یک صبح آفتابی و دلپذیر، حس فوقالعادهای دارد.فعل “awaken” شکلی دیگر از “awake” است. وقتی چیزی یا کسی “بیدار” میشود، معمولاً به این معنی است که آگاهی یا توانایی جدیدی پیدا کرده یا نیروی نهفتهای در آن آزاد شده است.
آتشفشان پس از صدها سال خاموشی، ناگهان فعال شد.
شانا تازه فهمید که با ورزش نکردن ممکن است به سلامتی خودش آسیب برساند.
بالاخره مردم محله متوجه شدند که به مسیرهای ایمنتری برای کسانی که با دوچرخه به سر کار میروند، نیاز است.
دختری که کنار بیل کار میکند، احساسات عاشقانه او را برانگیخته است.فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید. -

معنی کلمه Aware به فارسی با چند مثال
امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد میگیریم
ترجمه کلمه Aware به فارسی با مثالهای کاربردی
آگاهی به این معنی است که بدانیم چیزی درست است یا در حال رخ دادن است. این کلمه یک صفت محسوب میشود:
آیا شما از این شرایط خبر دارید؟
او از مشکل ماشین خود بیخبر بود.
آنها تا وقتی که کار از کار گذشته بود، متوجه آنچه در اطرافشان میگذرد نشده بودند.
باید در نظر داشته باشید که چند بزرگراه مهم این آخر هفته مسدود خواهند شد.
پلیس از کارهای خلاف قانون آن مرد مطلع است.
خبر داشتن از اتفاقات اطراف، موضوع مهمی است.
همه میدانستند که کیم و باب در زندگی مشترکشان به مشکل خوردهاند.
هنگام رانندگی، حواستان به دیگر رانندگان باشد.
من خبر نداشتم که او فوت کرده است.
واژهٔ آگاهی یک اسم است:همه وقتی ناگهان از بیماری آن مرد باخبر شدند، با مهربانی بیشتری با او رفتار کردند.
مردم کمکم بیشتر از قبل، از مشکلات ناشی از گرمایش زمین و تغییرات آبوهوایی آگاه میشوند.
برای کسی که در جایگاه او قرار دارد، اطلاع از رویدادهای جهان و اخبار کشور ضروری است.
اطلاعات مردم دربارهٔ اثرات درازمدت این دارو بسیار کم است.فرهنگ لغت ضروری انگلیسی
اگر میخواهید فهرست همهٔ واژههایی را ببینید که با حرف A آغاز میشوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، میتوانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.