دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Wait به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wait به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Wait به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “wait” برای بیان انتظار کشیدن در زمان استفاده می‌شود. در نمونه‌های زیر می‌توانید کاربرد آن را به عنوان یک فعل مشاهده کنید:

    ساده گذشته فعل ماضی
    wait

    منتظر ماندن

    waited

    منتظر ماند

    waited

    منتظر مانده

    او در انتظار است.
    منتظر رسیدن قطار است.
    ناچار است که شکیبایی کند.
    فقط صبر کن.
    تو هم باید صبر کنی.
    ما در انتظار پاسخ هستیم.
    جان در ایستگاه اتوبوس منتظر رسیدن اتوبوس بود.
    چقدر منتظر ماندی؟
    کسی که به ما کمک می‌کرد، مجبورمان کرد منتظر بمانیم.
    من واقعاً دوست ندارم مجبور به انتظار شوم.
    نمی‌توانم صبر کنم! یا بی‌تابم!

    این واژه می‌تواند به عنوان یک اسم هم به کار رود:
    ما انتظار طولانی‌ای داشتیم.
    مدت انتظار بیش از دو ساعت بود.
    پدرو مدت کوتاهی منتظر ماند.
    انتظار فقط پنج دقیقه طول کشید.
    مدت انتظار چقدر بود؟
    زمان انتظار چقدر است؟

    واژهٔ “انتظار” معمولاً به صورت صفت نیز استفاده می‌شود:
    وقتی به مطب پزشک مراجعه می‌کنید، گاهی در یک اتاق انتظار می‌مانید تا پزشک برای ویزیت شما آماده شود.
    فضاهای مخصوص انتظار برای کسانی که منتظر پرواز هواپیما هستند در نظر گرفته شده است.
    اگر به یک رستوران پررفتوآمد بروید، ممکن است نام شما در فهرست انتظار ثبت شود تا برای یک میز خالی منتظر بمانید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wake به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wake به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Wake به فارسی با مثالهای کاربردی

    بیدار شدن به معنای تمام کردن زمان خواب است. وقتی این کلمه به صورت فعل به کار می‌رود، معمولاً بعد از آن از “up” استفاده می‌شود.

    صبح ها چه ساعتی بیدار می‌شوی؟
    او را از خواب بیدار نکن!
    بچه دارد کم کم بیدار می‌شود.
    سعی کن او را بیدار نکنی.
    او هر روز ساعت ۶:۱۵ صبح از خواب بلند می‌شود.

    اما وقتی “wake” به عنوان اسم به کار می‌رود، معنی‌های دیگری دارد که با معنی فعل آن فرق می‌کند.

    یکی از معنی‌های آن، اثر موجی است که یک قایق روی آب به جا می‌گذارد.

    شناگر در موج‌های ایجاد شده توسط قایق بزرگی که از کنارش رد می‌شد، گیر افتاد.
    موج‌های ناشی از حرکت قایق به ساحل برخورد می‌کردند.
    این قایق تندرو در حال ایجاد موجی است که به وضوح دیده می‌شود.

    معنی دیگر “wake” به اثرات یا شرایطی اشاره دارد که یک فرد قدرتمند یا پرنفوذ پس از خود به جا می‌گذارد.

    رئیس شرکت پس از رفتنش، مشکلات زیادی برای دیگران به جا گذاشت.
    پس از عبور ارتش، صدها غیرنظامی کشته یا زخمی شدند.

    معنی سوم “wake” به مراسم شب زنده‌داری یا دیدار دوستان و آشنایان برای کسی که فوت شده است گفته می‌شود. به این مراسم معمولاً “visitation” هم می‌گویند.

    بیل مجبور بود در مراسم شب زنده‌داری عمویش که چند روز قبل فوت کرده بود، شرکت کند.
    این مراسم از ساعت ۶ تا ۹ شب ادامه داشت.
    افراد زیادی در آن مراسم حاضر بودند.
    روز بعد از مراسم شب زنده‌داری، یک مراسم در کلیسا و سپس تدفین برگزار شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wall به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wall به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Wall به فارسی با مثالهای کاربردی

    دیوار یک ساختار است که برای محافظت از یک ناحیه یا ایجاد حریم خصوصی و نظم‌دهی در ساختمان‌ها ساخته می‌شود.

    یک دیوار باربر، در داخل خانه از ساختمان نگهداری می‌کند.
    دیوارهای بیرونی برای حفظ ساکنان از سرمای هوا، عایق‌بندی می‌شوند.
    اگر دیواری که بین اتاق‌هاست نازک باشد، صدا از آن عبور می‌کند.
    خیلی از افراد دوست دارند روی دیوارهای خانه‌شان عکس یا تزئینات نصب کنند تا خالی و ساده نباشد.
    دیوار خالی به دیواری گفته می‌شود که چیزی روی آن نصب نشده باشد.
    در آمریکا، دیوارهای داخلی معمولاً از صفحات گچی یا گچ ساخته می‌شوند.
    بلندی معمول دیوار در خانه‌ها حدود هشت فوت است.
    در زندان‌ها دیوارهای بسیار مستحکمی می‌سازند تا از فرار زندانیان جلوگیری کنند.
    دونالد ترامپ گفته است که قصد دارد در مرز بین آمریکا و مکزیک دیواری بسازد و هزینهٔ آن را مکزیک پرداخت خواهد کرد.

    دیوارهای مشهور زیادی در دنیا وجود دارند:

    دیوار بزرگ چین برای محافظت از امپراتوری‌های کهن چین از قرن هفتم پیش از میلاد ساخته شد. این دیوار آنقدر طولانی است که از بیرون از زمین نیز دیده می‌شود.
    دیوار اریحا در سال ۸۰۰۰ پیش از میلاد در منطقه‌ای که امروزه اردن و لبنان نام دارد ساخته شد. گمان می‌رود که برای جلوگیری از سیل بوده است.
    دیوار غربی (یا دیوار ناله) در اورشلیم، مکانی مقدس برای یهودیان است که برای دعا به آنجا می‌روند.
    دیوار برلین در زمان جنگ سرد بین بخش شرقی و غربی برلین کشیده شد، اما مردم شهر در سال ۱۹۸۹ آن را ویران کردند.
    کسانی که در وال استریت نیویورک کار می‌کنند، از طریق خرید و فروش سهام و اوراق بهادار پول درمی‌آورند.
    آلبوم «دیوار» یک آلبوم موسیقی راک است که توسط گروه پینک فلوید در سال ۱۹۷۹ منتشر شد.
    «ترمیم دیوار» نیز نام شعری است از رابرت فراست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Wander به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wander به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی به دایره لغاتمان اضافه کنیم

    ترجمه کلمه Wander به فارسی با مثالهای کاربردی

    راه رفتن یا انجام دادن کاری بدون هیچ مسیر و هدف مشخصی را “سرگردان شدن” می‌گویند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    wander

    سرگردان شدن

    wandered

    سرگردان شد

    wandered

    سرگردان شده

    بچه‌های دبیرستانی هیچ کاری برای انجام دادن نداشتند، برای همین تمام روز بی‌هدف در پاساژ قدم می‌زدند.
    تاد به داخل جنگل رفت و سرگردان شد تا اینکه راهش را گم کرد.
    یک پسر بچه سه‌ساله پیدا شد که تنها در خیابان پرسه می‌زد. (کلمه “wandering” در این جمله یک جیروند است.)
    سرنشینان ماشین ناخواسته وارد یک منطقه کارگاهی شدند و به آن‌ها گفتند که باید آنجا را ترک کنند.
    پلیس مرد غریبی را دید که در محلۀ ما بی‌هدف این طرف و آن طرف می‌رفت، برای همین از او چند سوال پرسیدند.
    اجازه ندهید فرزندانتان از شما دور شوند. همیشه مراقب آن‌ها باشید.

    به شخصی که سرگردان است، wanderer “سرگردان” می‌گویند.
    توجه: بین “wander” و “wonder” تفاوت وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین، برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Wardrobe به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Wardrobe به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Wardrobe به فارسی با مثالهای کاربردی

    کمد لباس، به مجموعه‌ای از لباس‌های یک فرد گفته می‌شود. این مجموعه می‌تواند شامل لباس‌های روزمره یا لباس‌های مخصوص محل کار باشد.

    ساندرا برای کارش یک کمد لباس بسیار بزرگ دارد.
    تیم وقت زیادی برای انتخاب و چیدمان لباس‌هایش می‌گذارد.
    از آنجایی که ونسا قصد دارد در مرکز شهر کار کند، به لباس‌های جدید و مناسب‌تری نیاز دارد.
    شما برای محیط کارتان به چه نوع لباس‌هایی نیاز دارید؟
    همسرم معتقد است باید لباس‌هایم را به‌روز کنم. (لباس‌هایم قدیمی شده‌اند و باید عوض شوند.)
    در استودیوهای فیلم‌سازی و تلویزیون، بخشی به نام کمد لباس وجود دارد که مسئول تهیه و آماده‌سازی لباس‌های بازیگران و هنرمندان است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Warm به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Warm به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Warm به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “warm” یا “گرم” معمولاً برای توصیف دمایی بین ۱۵ تا ۲۶ درجه سانتیگراد به کار میرود. اما احساس گرما ممکن است برای هرکس متفاوت باشد.

    در شمال آمریکا، اواخر بهار، تابستان و اوایل پاییز هوا گرم است.
    پیاده‌روی در یک عصر تابستانیِ گرم، بسیار لذت‌بخش است.
    بیشتر افراد هوای گرم را به هوای خیلی داغ یا خیلی سرد ترجیح می‌دهند.
    آیا اینجا هوا گرم است یا فقط من این‌طور حس می‌کنم؟

     
    همچنین می‌توانید از کلمه “warm” برای توصیف افراد یا چیزها استفاده کنید:

    پیشانی‌اش گرم است. به نظرم تب دارد (احتمالاً مریض شده).
    ما دوست داریم نان را وقتی گرم است بخوریم.
    در یک روز سرد زمستانی، برگشتن به یک خانه گرم حس خوبی دارد.
    مردم در زمستان با پوشیدن لباس‌های ضخیم خود را گرم نگه می‌دارند.
    مریم شخصیت گرم و صمیمی دارد. (warm به معنای خوش‌برخورد و خوب است)
    او به دوستش یک لبخند گرم هدیه داد.

     
    علاوه بر این، “warm” به عنوان فعل هم کاربرد دارد:

    می‌توانید غذا را در مایکروویو گرم کنید.
    می‌توانید دست‌هایتان را کنار آتش گرم کنید.
    مردم برزیل به تدریج با ایده میزبانی بازی‌های المپیک تابستانی ارتباط برقرار می‌کنند. (warming up یعنی به چیزی عادت کردن یا حتی مشتاق شدن)
    قبل از ورزش سنگین، بازی یا اجرای موسیقی، گرم کردن بدن ایده خوبی است. (warm up یعنی عضلات را آماده و کشش دادن)

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Warn به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Warn به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Warn به فارسی با مثالهای کاربردی

    هشدار دادن یعنی به کسی دربارهٔ خطر یا نتیجهٔ کارش آگاهی بدهیم. واژهٔ “هشدار” یک فعل است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    warn

    هشدار دادن

    warned

    هشدار داد

    warned

    هشدار داده

    معلم به دانش‌آموز گفت اگر به رفتار نادرستش ادامه دهد، او را در مدرسه نگه می‌دارند.

    مامور پلیس به راننده هشدار داد که ممکن است به خاطر چراغ عقب شکسته، جریمه شود.

    انجام این کار را متوقف کن! این یک اخطار است!

    به ما گفته شد که به ساختمان وارد نشویم چون ایمن نبود.

    یک کارشناس هواشناسی در تلویزیون از یک طوفان برفی قریب‌الوقوع خبر داد، اما طوفان هرگز نیامد.

    ماشینی که می‌رانم، وقتی خیلی به خودروی دیگری نزدیک شوم به من هشدار می‌دهد.

    دستگاه نمایشگر ضربان قلب، در صورت وجود مشکل در قلب فرد، هشدار می‌دهد.

    کلمه “هشدار” یک اسم است:

    افسر پلیس راننده را فقط با یک اخطار آزاد کرد.

    وقتی پسر مارتا دیر به خانه آمد، به او یک اخطار داد.

    معلم به دانش‌آموز یک اخطار کتبی داد.

    این آخرین هشدار به شماست.

    سازمان ملی هواشناسی برای منطقه ما نسبت به طوفان‌های شدید و گردباد هشدار صادر کرد.

    چراغ‌های هشدار و نرده محافظ، زمانی که قطار در حال عبور از جاده است را نشان می‌دهند.

    یک چراغ هشدار روی صفحه نمایش خودرو می‌تواند به شما بگوید که بنزین یا روغن خودرو کم است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Waste به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Waste به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Waste به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **waste** وقتی به صورت اسم به کار می‌رود، معنایی نزدیک به “زباله” یا “پسماند” دارد.

    مثلاً:
    – مقداری زباله داخل سطل آشغال است.
    – هرگز نباید اجازه داد پسماندهای انسانی به منابع آب راه پیدا کنند.
    – نباید گذاشت آن غذا دور ریخته شود.

     
    اگر از چیزی به شکل کامل، درست یا عاقلانه استفاده نشود، می‌گوییم که **waste** به معنای “هدر دادن” یا “تلف کردن” است.

    مثلاً:
    – تمام تلاش‌هایمان کاملاً بی‌فایده بود.
    – زندگی‌اش به بطالت می‌گذرد.
    – هرگز نگذارید تحصیلاتتان بی‌استفاده بماند.
    – اگر از ذهنتان استفاده نکنید، توانایی‌هایش از بین می‌رود.
    – چه حیف!

     
    در این مثال‌ها، **wasted** به صورت صفت به کار رفته و معنی “هدررفته” یا “تباه‌شده” می‌دهد:

    – زندان‌ها پر از افرادی است که زندگی‌شان تباه شده.
    – پشت سوپرمارکت، در سطل زباله، مقدار زیادی غذای دورریز وجود دارد.
    – او خیلی از پا دراومده. (این یک اصطلاح است و معمولاً یعنی او شدیداً مست یا تحت تأثیر مواد مخدر است.)

     
    در این جمله‌ها هم **waste** به عنوان فعل استفاده شده است:

    – آنجلا دو سال از عمرش را با تونی تلف کرد تا اینکه بالاخره تصمیم گرفت رابطه را تمام کند.
    – پولی که برای این مبلمان خرج کردیم، هدر رفت. الان دارد از هم می‌پاشد.
    – ریک پولش را در کازینوها و ماشین‌های لوث تباه کرد. حالا چیزی برایش نمانده.
    – منابع طبیعی مثل آب و زمین را هدر ندهید؛ چون ارزش بسیار بالایی دارند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Watch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Watch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Watch به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی از کلمه “watch” به عنوان یک فعل استفاده می‌کنیم، منظور این است که فرد با دقت و توجه به چیزی نگاه می‌کند. این کلمه کمی با “look” یا “see” فرق دارد.

    مثال:
    * من یک فیلم در سینما **دیدم** (I saw a movie at the movie theater).
    * من یک فیلم از تلویزیون **تماشا کردم** (I watched a movie on TV).
    * من به تلویزیون **نگاه کردم** (I looked at the TV).

    به طور کلی، ما معمولاً از “see” برای دیدن فیلم در سینما و از “watch” برای تماشای برنامه‌های سرگرمی در تلویزیون استفاده می‌کنیم.

    در ادامه چند نمونه دیگر از کاربرد “watch” به عنوان فعل را می‌بینید:

    * وقتی شما خانه نیستید، چه کسی از بچه‌هایتان **مراقبت می‌کند**؟ (در اینجا “watch” به معنای مراقبت از کودک است)
    * سرمایه‌گذاران، تغییرات بازار سهام را **زیر نظر می‌گیرند**.
    * مصرف‌کنندگان **مراقب هستند** تا قیمت‌ها در حراجی‌ها کاهش پیدا کند.
    * یکی از راه‌های یادگیری بازی بیسبال، **تماشای** بازی دیگران است.
    * پلیس آن مردی که در خانه پایین خیابان زندگی می‌کند را **تحت نظر دارد** (در اینجا “watch” به معنای دنبال کردن و نظارت است).
    * دوست داری چه برنامه‌ای از تلویزیون **تماشا کنی**؟
    * شما باید **مراقب** دیگران باشید (در اینجا “watch out” به معنای توجه کردن به کارهای دیگران است).
    * سوپربول، پربیننده‌ترین برنامه تلویزیونی سال است (در این جمله “watched” به صورت صفت به کار رفته است).
    * دزدان دریایی **تماشا کردند** که کشتی‌شان در حال غرق شدن است (این جمله در زمان گذشته است).

    گاهی اوقات “watch” به عنوان یک حرف ندا به کار می‌رود:

    * هی، **مواظب باش**! (در اینجا “watch out” به معنای مراقب بودن است)
    * **حواست باشد**! (در اینجا “watch it” برای دادن اخطار است)
    * **تماشا کن** (در اینجا “watch” به معنای توجه کردن است).

    وقتی “watch” به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به وسیله‌ای اشاره دارد که زمان را نشان می‌دهد:

    * او یک **ساعت** مچی به دست دارد.
    * ماریا به **ساعتش** نگاه کرد تا ببیند ساعت چند است.
    * رولکس یک **ساعت** خوب است.
    * آیا تو **ساعت** مچی می‌پوشی؟

    همچنین، “watch” به عنوان اسم می‌تواند به یک اقدام گروهی برای مراقبت از چیزی اشاره کند:

    * چند دقیقه پیش، هشدار “احتمال وقوع گردباد” از تلویزیون اعلام شد (در اینجا “tornado watch” یعنی شرایط برای تشکیل گردباد مناسب است).
    * یک “گروه نگهبانی محله” توسط ساکنین نگران از وقوع جرم تشکیل شد.
    * افرادی که نامشان در “فهرست تحت نظر تروریست‌ها” قرار دارد، از سوار شدن به هواپیما منع می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Water به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Water به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Water به فارسی با مثالهای کاربردی

    آب مایع حیاتی است که زندگی در کره زمین به آن وابسته است. این ماده از ترکیب دو عنصر هیدروژن و اکسیژن به وجود می‌آید. ادامه زندگی بدون آب برای ما غیرممکن است. این کلمه را می‌توان به شکل‌های مختلف مانند اسم، فعل و صفت به کار برد.

    درختان و گیاهان برای ادامه زندگی به آب نیاز دارند.
    زندگی در نزدیکی یک منبع آب شیرین مانند رودخانه یا دریاچه، انتخاب عاقلانه‌ای است.
    بارش بیش از حد باران باعث وقوع سیل می‌شود.
    آب در دمای ۱۰۰ درجه سانتی‌گراد و ۲۱۲ درجه فارنهایت به جوش می‌آید.

     
    در مثال‌های زیر، کلمه “آب” به عنوان فعل استفاده شده است.

    او در حال آبیاری باغش است. (به گیاهان و گل‌هایش آب می‌دهد.)
    شما باید به گلدان‌هایتان آب بدهید.
    آنها چمن‌هایشان را آبیاری کردند.
    رستوران نوشیدنی‌ها را با آب مخلوط می‌کند. (برای کاهش هزینه، به نوشیدنی آب اضافه می‌کنند.)
    با فکر کردن به غذای هندی، دهانم آب می‌افتد. (با تصور غذای خوشمزه، بزاق دهان ترشح می‌شود.)
    به خاطر دود زیاد، چشمانم اشک آلود شده است.

     
    کلمات “آب” یا “آبکی” را می‌توان به عنوان صفت استفاده کرد.

    هنگام اردو، چند بطری آب همراه خود ببریم.
    بچه‌ها با آب بازی می‌کنند.
    سس این اسپاگتی بیش از حد رقیق است. (به خاطر آب زیاد، کیفیت مطلوبی ندارد.)
    این قهوه طعم ضعیفی دارد. (غلیظ نیست.)

     
    برخی عبارت‌های رایج وجود دارند که در آن‌ها از کلمه “آب” استفاده می‌شود.

    پیش از اجرای کامل برنامه، باید شرایط را بسنجیم. (آزمایش آب = ارزیابی شرایط)
    اکنون در موقعیت سختی قرار داری. (آب عمیق = مشکل)
    همه این‌ها گذشته و تمام شده است. (اتفاقات گذشته که دیگر اهمیت ندارند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.