دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Useless به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Useless به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Useless به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «بی‌فایده» است، یعنی دیگر به درد نمی‌خورد، کارایی ندارد، خراب شده یا خیلی کهنه است.

    اطلاعاتی که از کتاب قدیمی گرفتیم، دیگر به روز نبود و هیچ استفاده‌ای نداشت.
    چتر در یک توفان سخت همراه با بادهای شدید، هیچ فایده‌ای ندارد.
    این گوشی موبایل بدون باتری، کاملاً بی‌استفاده است.
    وقتی در اثر یک تصادف، آن مرد از کمر به پایین فلج شد، پاهایش دیگر کارایی نداشت.
    بعضی‌ها می‌گویند اطلاعات جزئی و کم‌اهمیت، دانش بی‌فایده‌ای است.

     
    واژهٔ «بی‌فایده» معمولاً برای توصیف یک موقعیت به کار می‌رود.

    حرف زدن با او فایده‌ای ندارد چون گوش نمی‌دهد.
    برف‌روبی در وسط یک کولاک، کار بیهوده‌ای است.
    تلاش برای نجات بازماندگان پس از زلزله، بی‌فایده به نظر می‌رسید، اما مردم همچنان تلاش کردند.
    وقتی سربازان اندازهٔ ارتش مقابل را دیدند، فهمیدند که جنگیدن بی‌نتیجه است، پس تسلیم شدند.

     
    «بی‌فایده‌بودن» یک اسم است:

    بی‌فایده‌بودن کندن زمین با بیل، وقتی به سنگ سخت خوردند، خیلی زود آشکار شد.
    آن زن پس از نابینا شدن، حس بی‌فایده‌بودن داشت، اما بعد یاد گرفت با شرایط تازه کنار بیاید.
    بی‌فایده‌بودن جنگ در سراسر تاریخ انسان آشکار است، با این حال کشورها همچنان به جنگیدن ادامه می‌دهند.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Vacant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vacant به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه **Vacant** به معنای «خالی» است. از این کلمه برای توصیف مکان‌هایی استفاده می‌کنیم که در آن‌ها کسی یا چیزی وجود ندارد:

    – اگر اتاق هتل شما خالی است، می‌توانید همین حالا به آن بروید. (اگر در هتل کار می‌کنید، دانستن این کلمه مهم است.)
    – خانه کناری ما خالی است. ساکنان قبلی چند ماه پیش رفتند.
    – در این ساختمان چند آپارتمان خالی وجود دارد.
    – یک میز خالی آنجاست. می‌توانیم آنجا بنشینیم.
    – آن موقعیت شغلی تدریس همچنان خالی است.
    – من ایده خوبی برای ارائه ندارم. ذهنم کاملاً خالی است.

     

    اسم این کلمه **Vacancy** است:

    – این هتل این هفته چند اتاق خالی دارد.
    – میچ از هیچ موقعیت شغلی خالی در شرکتی که کار می‌کند خبر ندارد. (منظور از موقعیت خالی، شغلی است که باید پر شود.)
    – بیرون هتل تابلوی «اتاق خالی نداریم» نصب شده، پس آن‌ها امشب مهمان جدید نمی‌پذیرند.

     

    فعل این کلمه **Vacate** است:

    – آن‌ها باید تا آخر ماه آپارتمانشان را تخلیه کنند.
    – همه باید ساختمان را ترک کنند. در طبقه چهارم آتش‌سوزی رخ داده. (اگرچه استفاده از «Vacate» در این جمله ممکن است، می‌توانید به جای آن از «Leave» یا «Exit» هم استفاده کنید.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Vacation به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacation به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vacation به فارسی با مثالهای کاربردی

    تعطیلات، زمانی برای استراحت و دوری از کار و مدرسه است. معمولاً در این زمان‌ها مردم به سفر می‌روند، اما نه همیشه.

    آن‌ها برای تعطیلات به فلوریدا رفته‌اند.
    جیم این هفته نیست؛ در تعطیلات به سر می‌برد.
    سوزان ماه آینده مرخصی می‌رود.
    هر سال چند روز مرخصی دارید؟ (در این جمله، “vacation” به صورت صفت به کار رفته است.)
    دوست داری برای تعطیلات به کجا سفر کنی؟
    کجا دوست داری در تعطیلات بروی؟
    بسیاری از افراد در تابستان برای گذراندن تعطیلات خود به مینه‌سوتا سفر می‌کنند. این ایالت به “سرزمین ۱۰٬۰۰۰ دریاچه” معروف است.

     
    این روزها بعضی‌ها کلمه “vacation” را به صورت “vaca” کوتاه می‌کنند. (به نظر می‌رسد این یک مد زودگذر باشد.)

    او برای یک استراحت کوتاه به آکاپولکو رفت.
    من به یک تعطیلات نیاز دارم.
    قصد داری تعطیلاتت را کجا بگذرانی؟

     
    در دوران رکود اقتصادی، کلمه “Staycation” به وجود آمد. استیکیشن به این معناست که تعطیلات خود را در خانه یا نزدیک آن بگذرانید، چون بودجه کافی برای سفر ندارید.

    تابستان گذشته تعطیلات خوبی در خانه داشتیم. هر روز استخر را پر می‌کردیم و بچه‌ها را تماشا می‌کردیم که از آب‌پاش می‌دویدند.
    اگر در فلوریدا زندگی کنید، گذراندن تعطیلات در خانه هم می‌تواند تجربه‌ای بسیار دلچسب باشد.

     
    توجه داشته باشید: بیشتر آمریکایی‌ها به جای کلمه “holiday” از “vacation” برای اشاره به یک استراحت طولانی یا یک سفر استفاده می‌کنند. کلمه “holiday” معمولاً برای روزهای خاصی مثل کریسمس یا چهارم ژوئیه به کار می‌رود. اما یک هفته استراحت در برمودا یک “vacation” محسوب می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vaccinate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vaccinate به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Vaccinate به فارسی با مثالهای کاربردی

    واکسن یک داروی ویژه است که بدن را در برابر یک بیماری مشخص ایمن می‌کند. هر واکسن از همان عامل بیماری ساخته می‌شود، اما به شکلی تغییر یافته که بی‌ضرر است. واکسن‌ها در سراسر جهان نقش بسیار مهمی در حفظ سلامت مردم دارند.

    واکسن آنفولانزا هر سال به روز می‌شود تا افراد را از ابتلا به این بیماری محافظت کند.
    واکسن آبله توانست یک بیماری بسیار کشنده را برای همیشه ریشه‌کن کند.
    دانشمندان در حال حاضر روی ساخت واکسنی برای ویروس ابولا تلاش می‌کنند.

     
    کلمه vaccinate (واکسن زدن) یک فعل است:

    افراد در مقابل بسیاری از بیماری‌های خطرناک واکسینه می‌شوند.
    اگر واکسن نزده باشید، خودتان و خانواده‌تان را در خطر بیماری قرار می‌دهید.
    بعضی از مردم نمی‌دانند که آیا باید به فرزندانشان واکسن بزنند یا خیر.

     
    کلمه vaccination (واکسیناسیون) یک اسم است:

    امیلی برای واکسیناسیون به مطب دکتر رفت.
    واکسیناسیون روشی کارآمد برای مقابله با این گونه بیماری‌ها است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vacuum به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vacuum به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Vacuum به فارسی با مثالهای کاربردی

    رایج‌ترین وسیله‌ای که با کلمه وکیوم شناخته می‌شود، جاروبرقی است. از این دستگاه برای تمیز کردن خانه و محیط‌های دیگر استفاده می‌شود. در واقع، وقتی هوا یا ذرات از یک فضا خارج شوند، حالت وکیوم یا خلاء به وجود می‌آید.

    He’s using a vacuum cleaner. or…
    He’s using a vacuum.
    He’s vacuuming the house.
    Vacuuming is one of those household chores that you must do if you have carpeting in your home.

    او از جاروبرقی استفاده می‌کند. یا…
    او از جاروبرقی استفاده می‌کند.
    او دارد خانه را جاروبرقی می‌کشد.
    جاروبرقی کشیدن یکی از کارهای روزمره خانه است که اگر در منزلتان فرش یا موکت داشته باشید، باید آن را انجام دهید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    vacuum

    جارو زدن

    vacuumed

    جارو زد

    vacuumed

    جارو زده

    دیروز تمام خانه را با جاروبرقی تمیز کردم.
    آخرین بار چه زمانی جاروبرقی کشیدی؟
    آپارتمان را خدمه منزل با جاروبرقی پاکیزه کردند.
    آنها در جاروبرقی کشیدن خیلی خوب عمل کردند.
    یک نفر مشغول جاروبرقی کشیدن است.
    جاروبرتی مشکل دارد و درست کار نمی‌کند. خاک را خوب جمع نمی‌کند.

    کلمه “خلاء” همچنین برای زمانی به کار می‌رود که کنترل یک منطقه یا سازمان از دست می‌رود:
    زمانی که اتحاد جماهیر شوروی افغانستان را ترک کرد، خلاء قدرت ایجاد شد.
    هنگامی که ایالات متحده عراق را ترک کرد، ارتش عراق سقوط کرد و خلاء قدرت ناشی از آن به سرعت توسط نیروهای شورشی پر شد.

    انواع دیگری از خلاء هم وجود دارد. وقتی تمام هوا یا گاز از داخل یک لوله شیشه‌ای خارج شود، یک “لوله خلاء” ایجاد می‌شود. از لوله‌های خلاء در دستگاه‌های الکترونیکی قدیمی مانند رادیوها و تقویت‌کننده‌ها استفاده می‌شد. حتی لامپ‌های معمولی رشته‌ای نیز نوعی لوله خلاء محسوب می‌شوند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Vague به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Vague به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Vague به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «مبهم» است، یعنی به وضوح توضیح داده نشده یا مشخص نیست. این کلمه معمولاً وقتی به کار می‌رود که ما از منظور دقیق فرد، حرفی که می‌زند یا کاری که انجام می‌دهد، مطمئن نیستیم.

    مثلاً:
    – معلم گفت جواب دانش‌آموز واضح نبود و مبهم است.
    – شما خیلی کلی حرف می‌زنید! دقیقاً چه منظوری دارید؟
    – وقتی از او پرسیدم کجا می‌رود، جوابش واضح نبود و به صورت مبهمی پاسخ داد.
    – پلیس فقط یک ایدهٔ کلی و مبهم از فرد مجرم دارد.
    – او کمی شبیه پدربزرگش است؛ یعنی یک شباهت مبهم بین آن‌ها وجود دارد.

    کلمهٔ «به‌طور مبهم» هم شکل قیدی کلمهٔ مبهم است و همان معنا را می‌رساند:
    – او کمی شبیه پدربزرگش است.
    – وقتی ماریا از کما بیدار شد، فقط یک آگاهی کلی و مبهم از اطراف خود داشت.
    – به نظرم کمی آشنا می‌رسی! (این یک عبارت رایج است؛ یعنی قبلاً تو را جایی دیده‌ام یا با هم ملاقات داشته‌ایم.)

    اسم این ویژگی هم «ابهام» است:
    – این استاد به خاطر صحبت‌های مبهمش معروف است.
    – چون نتایج آزمایش واضح نبود، دانشمندان مجبور شدند دوباره آزمایش را انجام دهند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Valet به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Valet به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Valet به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک خدمتکار یا پیشخدمت، کسی است که در هتل یا رستوران، خدمات مختلفی به مهمانان ارائه می‌دهد. اگرچه این شغل بیشتر برای کسی به کار می‌رود که ماشین‌ها را پارک می‌کند، اما یک خدمتکار می‌تواند مسئول رسیدگی به کارهای شخصی افراد ثروتمند نیز باشد.

    آقای جانسون هنگام آماده شدن برای یک شام رسمی، از کمک خدمتکار خود بهره‌مند شد.
    اگر در هتلی هستید و لازم است لباس‌هایتان تمیز شود، می‌توانید درخواست سرویس خدمتکار دهید.
    اگر به عنوان خدمتکار پارکینگ کار کنید، درآمد خوبی خواهید داشت؛ اما شرط آن این است که راننده‌ی ماهری باشید و بتوانید با ماشین‌های دنده‌ای نیز رانندگی کنید.
    هزینه‌ی استفاده از سرویس خدمتکار در این رستوران، پنج دلار است.
    خدمتکار، ماشین را چند خیابان آن‌طرف‌تر پارک کرد.
    بیل اصلاً دوست ندارد کسی ماشینش را برایش پارک کند. او ترجیح می‌دهد این کار را خودش انجام دهد.
    کوین شغلش خدمتکاری است.

    توجه: بسیاری از کلماتی که در انگلیسی به “er” ختم می‌شوند، طولانی هستند :valet, fillet, buffet, ballet.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Valid به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Valid به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Valid به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی می‌خواهید بگویید چیزی در یک دوره زمانی مشخص قابل قبول، درست یا خوب است، می‌توانید از صفت «معتبر» استفاده کنید. همچنین می‌توانید به جای «معتبر» از عبارت «خوب است» یا «مناسب است» استفاده کنید و تقریباً همان معنی را برساند:

    این برچسب پارکینگ ۲۴ ساعت اعتبار دارد. (برای مدت ۲۴ ساعت خوب است.)
    این کوپن ۵۰ درصد تخفیف دیگر معتبر نیست. (امکان استفاده از آن وجود ندارد. تاریخش گذشته است.)
    خورخه بدون گواهینامه رانندگی معتبر در شهر رانندگی می‌کرد.
    کارت شناسایی همراه عکس که شرکت صادر می‌کند، دو سال اعتبار دارد. پس از آن، باید یک کارت جدید بگیرید.
    این قرارداد معتبر نیست. باید یک توافقنامه جدید پیدا کنید تا همه امضا کنند.
    لیندا برای تاخیرش در کلاس، یک دلیل موجه داشت.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Value به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Value به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Value به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “value” به معنای اهمیت و ارزش یک چیز است. همچنین وقتی در مورد قیمت و ارزش مالی چیزی صحبت می‌کنیم، از این واژه استفاده می‌شود. این کلمه را می‌توان به صورت یک فعل نیز به کار برد.

    ساده گذشته فعل ماضی
    value

    ارزش گذاری کردن

    valued

    ارزش گذاری کرد

    valued

    ارزش گذاری کرده

    قیمت خانه‌شان بیش از ۳۵۰ هزار دلار برآورد شده بود.
    کارشناس اداره مالیات، ارزش خانه را به این مبلغ تعیین کرد.
    جف برای دوستی‌های زیادی که در طول سال‌ها به دست آورده، ارزش زیادی قائل است.
    من به نظر تو اهمیت می‌دهم. نظرت را با من در میان بگذار.
    ما در شرکت‌مان کارهای بی‌کیفیت را قبول نداریم. تو باید نهایت تلاشت را بکنی.
    جای تاسف است که مردم آن کشور برای هنر و ادبیات خود ارزشی قائل نیستند.

    همچنین می‌توانید از این کلمه به عنوان اسم نیز استفاده کنید:
    ارزش این گردنبند نزدیک به ۱۰٬۰۰۰ دلار است.
    این خودرو تقریباً هیچ ارزشی ندارد. خیلی قدیمی است و به تعمیرات اساسی نیاز دارد.
    ارزش خانه‌ها در این محله در حال افزایش است.
    جف برای رابطه دوستانه‌اش با دیگران اهمیت بالایی قائل است.
    کتی زنی بود که ارزش‌های شخصیتی‌اش از نظر همه در شرکت زیر سؤال بود. وقتی از سابقه مجرمانه او باخبر شدند، او را اخراج کردند.
    شکنجه دادن مردم برخلاف ارزش‌های آمریکایی است. (اگر کاری با ارزش‌های شما در تضاد است، هرگز نباید آن را انجام دهید.)

    شکل صفت آن “valuable” به معنای “ارزشمند” است:
    این الماس‌ها بسیار ارزشمند هستند. ارزش آن‌ها بیش از یک میلیون دلار است.
    تری یک کارمند ارزشمند است. او به تمام جزئیات نحوه کار شرکت تسلط دارد.
    پیشنهادات تو ارزشمند و مورد استقبال ماست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Valve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Valve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Valve به فارسی با مثالهای کاربردی

    دریچه وسیله‌ای است که مسیر عبور مایعات، گازها یا هوا را تنظیم می‌کند.

    وقتی دریچه باز است، مایع، گاز یا هوا به آسانی از داخل لوله‌ها عبور می‌کند.
    اما اگر دریچه بسته باشد، هیچ چیزی از آن رد نمی‌شود.
    شیرهای صنعتی در بسیاری از دستگاه‌ها، کارخانه‌ها و واحدهای تولیدی دیده می‌شوند.
    در سازهایی مانند ترومپت، دریچه‌ها توسط نوازنده کنترل می‌شوند تا با دمیدن هوا در ساز، نت‌های گوناگونی تولید شود.
    همچنین در قلب انسان نیز دریچه‌هایی وجود دارند که جریان خون را مدیریت می‌کنند. به این دریچه‌ها، دریچه‌های ریوی گفته می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.