دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Improve به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Improve به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Improve به فارسی با مثالهای کاربردی

    **بهبود (Improve)**

    کلمه “بهبود” به این معنی است که در کاری بهتر شوید. شاید شما هم با این کلمه آشنا باشید، اما در مثال‌های زیر می‌توانید ببینید این کلمه چطور با کلمات دیگر به کار می‌رود:

    * تمرین، باعث بهتر شدن عملکرد می‌شود.
    * راشل در نواختن گیتار بهتر شد.
    * آنتونیو در زمینه هنری پیشرفت کرده است.
    * حال او بهتر می‌شود.
    * حال آن زن که چند روز پیش سکته کرد، رو به بهبود است.
    * چطور می‌توانید سطح زبان انگلیسی خود را بالاتر ببرید؟
    * شما می‌توانید با تمرین روزانه، زبان انگلیسی خود را تقویت کنید.
    * اگر دانش‌آموزانم هر روز درس بخوانند، انگلیسی آن‌ها بهتر می‌شود.
    * شهرداری، سیستم حمل‌ونقل شهر را بهتر کرده است.
    * دانشمندان، اطلاعات خود را برای درمان بیماری‌ها بیشتر می‌کنند.
    * سازمان ملل می‌کوشد تا زندگی مردم جهان را بهتر کند.

    **بهبود (Improvement) – یک اسم است**

    * او امروز در کلاس پیشرفت خیلی خوبی داشت.
    * نمره‌ای که معلم می‌دهد، بر اساس میزان پیشرفت است.
    * او به عنوان یک دانش‌آموز، رشد زیادی از خود نشان داده است.
    * پیشرفت شما فوق‌العاده بوده است!
    * وضعیت سلامتی او چندان بهتر نشده است.
    * بهتر شدن وضعیت محله، باعث کم شدن جرم و جنایت می‌شود. (در این جمله از “improvement” به شکل یک اسم قابل شمارش استفاده شده است.)
    * آن‌ها در حال حاضر مشغول بازسازی و تعمیرات خانه هستند.

    **بهبود یافته (Improved) – می‌توان از آن به عنوان صفت استفاده کرد**

    * رانندگی روی یک سطح اصلاح‌شده، راحت‌تر است.
    * نرم‌افزار جدید برای کامپیوترهایمان، باعث کارایی بهتر آن‌ها شد.

    **نکته:** گاهی ممکن است بشنوید که فعل “بهبود” با ضمایری مثل “خودم” یا “خودش” به کار می‌رود. شاید این مدل استفاده در ابتدا کمی غیرعادی به نظر برسد، اما کاملاً درست است. این جمله‌ها نشان می‌دهند که یک فرد برای بهتر شدنِ شخصیت، دانش یا مهارت‌هایش تلاش می‌کند.

    * من سعی می‌کنم روی خودم کار کنم و بهتر شوم.
    * او در تلاش است که خودش را ارتقا دهد.
    * آن‌ها می‌خواهند خودشان را بهتر کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه In به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه In به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه In به فارسی با مثالهای کاربردی

    هر دو در یک جکوزی نشسته‌اند.
    این شیرینی در طعم‌های گوناگونی موجود است.
    او به سلامتی خود اهمیت می‌دهد و به همین دلیل همیشه ورزش می‌کند.
    آیا دکتر امروز بعدازظهر در مطب حاضر است؟ (منظور از “در” اینجا، آماده‌ی ویزیت بیماران بودن است.)
    او چیزی در دستش گرفته است.
    این عکس رنگی نیست؛ بلکه سیاه و سفید است.
    شرکت او بیش از ۲۰ سال است که فعال و پابرجاست.
    این گورخر در یک باغ‌وحش زندگی می‌کند. این باغ‌وحش در شهر سن‌دیگو قرار دارد.
    آنها شدیداً عاشق یکدیگرند.
    او در یک دفتر کار می‌کند و جایگاه شغلی بسیار خوبی در آن شرکت دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

     

  • معنی کلمه Inch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Inch به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Inch به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اینچ، یک واحد اندازه‌گیری است که برابر با ۲.۵۴ سانتیمتر می‌باشد. هر پا شامل ۱۲ اینچ و هر یارد از ۳۶ اینچ تشکیل شده است. (طول یک یارد تقریباً به اندازه یک متر است.)

    گلوریا یک تابه نُه اینچی برداشت و در آن نان پخت.
    صفحه نمایش یک گوشی موبایل بزرگ، معمولاً حدود پنج اینچ در سه اینچ است.
    آن جوانی که در مسابقه پرش ارتفاع شرکت کرده بود، فقط یک اینچ با شکستن رکورد مدرسه فاصله داشت.
    بعد از باران سنگین، چندین اینچ آب در زیرزمین خانه جمع شد.

     
    علاوه بر این، کلمه «اینچ» می‌تواند به عنوان فعل هم به کار رود و حرکت بسیار آهسته را توصیف کند.

    بچه‌ها به آرامی به سمت در حرکت می‌کنند، چون بی‌صبرانه می‌خواهند بروند بیرون و بازی کنند.
    خودروها در محدوده راه‌سازی، بسیار کند و آرام پیش می‌رفتند.
    یک لاک‌پشت را می‌بینیم که خیلی آهسته به سمت آب می‌خزد.
    کوهنوردان، قدم‌به‌قدم از یک مسیر باریک کنار کوه عبور می‌کردند.

     
    عبارت‌های رایجی هم هستند که در آن‌ها از کلمه «اینچ» برای اشاره به مقدارهای بسیار کم استفاده می‌شود:

    ذره‌ذره و به تدریج، دارد پیشرفت می‌کند.
    تکان هم نخور! یک زنبور روی سرت نشسته.
    اگر فقط کمی کوتاه بیایی، آن‌ها فرسنگ‌ها پیشروی می‌کنند. (یعنی اگر کمی سازش کنی، دیگران از آن سوء استفاده می‌کنند و بیشتر می‌خواهند.)
    حتی ذره‌ای هم کوتاه نیا. (سازش نکن و نگذار چیزی از تو بگیرند.)
    فقط یک قدم کوچک تا انجام قرارداد مانده است. (یعنی کار تقریباً تمام شده.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Include به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Include به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Include به فارسی با مثالهای کاربردی

    در خانواده ما پنج نفر زندگی می‌کنیم که من هم یکی از آن‌ها هستم.
    شرکت مورد نظر کوشید تا افراد زیادی را در روند تصمیم‌گیری خود مشارکت دهد.
    در مدرسه‌ی ما دانش‌آموزان بسیاری از شمال آفریقا حضور دارند.
    مبلغ نهایی خرید خودرو، مالیات را هم در بر می‌گیرد.
    هزینه‌های ماهانه‌ی خودرو شامل بنزین، بیمه و هزینه‌های نگهداری می‌شود.
    شغلی که برای آن اقدام می‌کنید، کار بدنی زیادی دارد.
    آیا این محصول باتری هم دارد؟ (یعنی آیا باتری هم همراه آن است؟)
    آیا راهنمای استفاده برای این وسیله موجود است؟
    در این دستور پخت شکر زیادی به کار رفته است. می‌توانید مقدار آن را کمتر کنید.
    اگر در برنامه غذایی‌تان نمک زیادی وجود داشته باشد، ممکن است به مشکلات سلامتی دچار شوید.
    خوب است که میوه و سبزیجات را در برنامه روزانه غذایی خود جای دهید.

     
    واژه “inclusive” یک صفت است.

    جامعه آمریکا می‌کوشد با دعوت از مردم برای شرکت در انواع فعالیت‌ها، محیطی فراگیر ایجاد کند.
    کلیسایی که ما به آن پیوسته‌ایم، بسیار گرمگیر و فراگیر است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Income به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Income به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Income به فارسی با مثالهای کاربردی

    درآمد به مقدار پولی گفته می‌شود که یک نفر از کار یا منابع مختلف به دست می‌آورد.

    استیو درآمد خوبی دارد.
    درآمد او زیاد است.
    او درآمد بالایی دارد.
    سالانه بیش از ۱۲۰,۰۰۰ دلار درآمد دارد.
    استیو علاوه بر این، چند ملک اجاره‌ای هم دارد که از آن‌ها هم پول به دست می‌آورد.
    ونسا از درآمدش راضی نیست.
    درآمد او کم است.
    درآمد سالانه‌اش فقط ۲۰,۰۰۰ دلار است.
    درآمد شما چقدر است؟
    درآمد خانواده شما چقدر است؟ (منظور از درآمد خانواده، پولی است که همسر، بچه‌ها و دیگر اعضای خانواده با هم کسب می‌کنند.)

     
    کلمه «درآمد» معمولاً با یک توصیف‌کننده برای بیان وضعیت یک فرد یا یک منطقه به کار می‌رود.

    این یک منطقه کم‌درآمد است. (استفاده از عبارت «کم‌درآمد» خیلی بهتر از گفتن «فقیر» است.)
    در همه جای شهر ما، خانه‌های مخصوص قشر پردرآمد در حال ساخت است.
    این روزها افرادی که درآمد متوسطی دارند، از حقوقشان راضی نیستند.
    در ساحل شرقی آمریکا، دریافت حقوق بالا بسیار معمول است.

     
    اگر در آمریکا زندگی کنید، ممکن است مجبور باشید بابت درآمدتان، مالیات بپردازید.

    مالیات بر درآمد سارا خیلی زیاد است.
    پارسال او مالیات زیادی پرداخت کرد، برای همین بخشی از پولش به او بازگردانده شد.
    فقط کسانی که بیشتر از مقدار لازم مالیات می‌دهند، می‌توانند بازپرداخت دریافت کنند.
    کسی که کمتر از میزان تعیین شده مالیات بپردازد، باید مابه‌تفاوت را به سازمان مالیات پرداخت کند.
    اگر کسی مالیاتش را به دولت نپردازد، باید جریمه هم بپردازد.

    توجه: کلمه «درآمد» برعکس کلمه «نتیجه» نیست.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Increase به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Increase به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Increase به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی چیزی «افزایش می‌یابد»، یعنی بیشتر و بالاتر می‌رود.

    دمای هوا معمولاً در طول روز بیشتر می‌شود. (در این جمله، «افزایش» نقش فعل را دارد.)
    یک بالا رفتن ناگهانی در دما اتفاق افتاد. (در این جمله، «افزایش» به عنوان اسم به کار رفته است.)
    سرعت‌های بالاتر در بزرگراه‌ها، دلیل بیشتر شدن تصادفات هستند. (اینجا «افزایش» به شکل صفت استفاده شده.)
    شانس سرگئی برای گرفتن شغل مورد علاقه‌اش، روزبه‌روز بیشتر می‌شود. (فعل در زمان حال استمراری)
    بانک‌ها، صاحب‌خانه‌ها را مقصر افزایش تعداد پرونده‌های حقوقی می‌دانند. (اسم)
    هدف اصلی شرکت امسال، بیشتر کردن میزان فروش است. (مصدر)
    بالا بردن فروش، هدف اصلی آن‌هاست. (اسم مصدر)
    ماریا متوجه یک رشد کوچک در حقوقش شد. (اسم)
    توانایی او در حرف زدن به انگلیسی، روزبه‌روز بهتر می‌شود. (فعل در زمان حال استمراری)

    توجه: این واژه بسیار پرکاربرد است و معمولاً هنگام گزارش دادن عددها و آمار از آن استفاده می‌شود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Incredible به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Incredible به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Incredible به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “incredible” معمولاً دو مفهوم اصلی دارد. می‌تواند به معنای چیزی بسیار عالی و فوق‌العاده باشد، یا به معنای چیزی که به سختی می‌توان آن را باور کرد.

    یوسین بولت در بازی های المپیک لندن عملکردی باورنکردنی داشت.
    سرعت او باورنکردنی بود.
    فراست روی این کیک باورنکردنی است. من آن را دوست دارم.
    لیام به همسرش داستانی باورنکردنی درباره محل حضورش در شب گذشته گفت، اما او حرف او را باور نکرد.
    من حجم باورنکردنی کار دارم. (کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.)
    باور نکردنی است که روزانه چند نفر به این وب سایت می آیند. (تعداد افرادی که به اینجا می آیند بسیار زیاد است.)

     
    کلمه incredibly “به طرز باور نکردنی” شکل قید این کلمه است:

    این کیک فوق العاده خوب است.
    او یک دونده فوق العاده سریع است.
    پرواز ما به لس آنجلس فوق العاده ناراحت کننده بود.
    آن ماشین فوق العاده سریع است.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indeed به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indeed به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Indeed به فارسی با مثالهای کاربردی

    ما از کلمه “indeed” برای تأکید بر یک موضوع مثبت استفاده می‌کنیم. این کلمه تقریباً معادل “حتماً” یا “واقعاً” در فارسی است.

    مثال‌ها:
    آن مرد بالاخره آنچه را که می‌خواست، واقعاً پیدا کرد.
    بله، قطعاً.
    من واقعاً قصد دارم به بازی بیایم.
    جفری واقعاً آدم بسیار خوشحالی است.
    این واقعاً یک خبر بسیار خوب است.

    گاهی اوقات از “indeed” برای تأیید یک حقیقت، پرداختن به یک واقعیت یا در نظر گرفتن امکان‌های مختلف استفاده می‌شود:

    شاهد ادعا می‌کند که واقعاً دیده متهم صحنه جرم را ترک کرده است.
    چطور می‌خواهیم پول لازم برای پروژه‌مان را جمع کنیم؟ واقعاً چطور؟
    شاید من بپرسم که آیا او واقعاً جدیت این موقعیت را درک کرده است یا نه.
    شما واقعاً حق دارید که شکایت خود را ثبت کنید.
    در حقیقت، این مرد یک فرد دوراندیش بود که اختراعاتش در دوران زندگیش نادیده گرفته شد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات رایج انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indicate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indicate به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Indicate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «indicate» به معنای «نشان دادن» یا «بیان کردن» چیزی است.

    فعل «be» در این جمله زمان فعل را مشخص می‌کند: «شام ساعت 6 سرو می‌شود.» (این جمله با استفاده از فعل «be» به شکل «is»، در زمان حال نوشته شده است.)

    در ادامه چند مثال دیگر می‌آوریم:

    این صورتحساب نشان می‌دهد که ما در این ماه بیشتر از ماه گذشته بدهی داریم.
    همه شواهد حاکی از آن است که این مرد گناهکار است.
    نمودار او نشان می‌دهد که فروش شرکت در حال بهتر شدن است.

     
    شکل اسمی این کلمه «indication» است.

    این ارقام فروش نشان‌دهنده رشد خوبی هستند.
    نتیجه آزمایش نشان می‌دهد که سطح کلسترول شما بسیار بالا است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Indoor به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Indoor به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Indoor به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی باران می‌بارد، مردم به فضای داخل ساختمان‌ها پناه می‌برند. (کلمه‌ی indoors در اینجا به عنوان یک اسم به کار رفته است.)

    اگر کودکان نتوانند در فضای بیرون بازی کنند، بازی‌های داخلی انجام می‌دهند. (کلمه‌ی “داخلی” در این جمله نقش صفت دارد.)

    مقابل فضای داخل، فضای بیرون یا باز است.

    دوست من، ویلسون، بیشتر وقتش را در محیط داخلی می‌گذراند.

    او در خانه‌اش یک استخر داخلی دارد.

    خیلی از هتل‌ها هم استخر داخلی دارند.

    بولینگ یک بازی داخلی محسوب می‌شود.

    این بازی در فضای سرپوشیده انجام می‌شود.

    من اصلاً دوست ندارم تمام روز در فضای بسته باشم. بودن در فضای باز را بیشتر می‌پسندم.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.