دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Ice به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ice به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Ice به فارسی با مثالهای کاربردی

    یخ وقتی به وجود می‌آید که دمای آب به زیر صفر درجه سانتی‌گراد برسد. معمولاً از کلمه «یخ» به عنوان یک اسم استفاده می‌شود.

    یخ باعث می‌شود چیزها سرد بمانند.
    آیا نوشیدنیتان را با یخ دوست دارید؟
    جیم نوشیدن پپسی با یخ زیاد را دوست دارد.
    مواظب باشید! روی جاده یخ وجود دارد.
    سندی بعد از زمین خوردن، یک کیسه یخ روی پایش گذاشت.

     
    کلمه «یخ» معمولاً با اسم‌های دیگر ترکیب می‌شود و کلمات جدید می‌سازد:

    او عاشق خوردن بستنی است.
    او به ماهیگیری روی یخ علاقه دارد.
    او کفش اسکیت به پا دارد و در حال اسکیت روی یخ است.
    او یک کیسه یخ روی سرش گذاشته است.

     
    کلمه «یخی» یا «یخ‌زده» شکل صفتیِ کلمه «یخ» است.

    امروز صبح جاده‌ها یخ‌زده هستند. (یعنی روی آن‌ها یخ وجود دارد.)
    اگر پیاده‌رو یخ‌زده باشد، امکان لیز خوردن و افتادن وجود دارد.
    مری وقتی آن مرد حرف نامناسبی زد، با نگاهی سرد و یخی به او نگاه کرد.

     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idea به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idea به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idea به فارسی با مثالهای کاربردی

    ایده، یک فکر است که در ذهنتان شکل می‌گیرد.

    * من یک فکر عالی به ذهنم رسیده!
    * آهان، این فکر خوبیه!
    * او همیشه فکرهای خیلی خوبی داره.
    * فکر خوبیه!
    * این فکرها از کجا به ذهنت می‌رسه؟
    * آدم‌های آن سازمان، فکرهای بسیار خوبی به ذهنشان رسیده.
    * شرکت ما از فکرهای تازه استقبال می‌کند.
    * ما همیشه در جستجوی فکرهای نو هستیم.
    * گاهی فکرهای قدیمی از فکرهای جدید بهتر هستند.

     
    این واژه همچنین می‌تواند برای بیان نظر منفی دربارهٔ درک یا دانش یک فرد به کار رود:

    * تو هیچ تصوری نداری. (تو چیزی دربارهٔ این موضوع نمی‌دانی.)
    * اصلاً می‌دانی این کار چقدر سخت است؟
    * باز هم فکرِ نابِ دیگری به ذهنت رسیده؟ (فکر قبلی‌ات نتیجهٔ بدی داشت.)
    * فکر بدیه.
    * هی، اینم یک فکر.
    * این فکر تازه‌ای نیست.
    * چه فکر فوق‌العاده‌ای. (وقتی با لحن مسخره‌آمیز گفته می‌شود، یعنی گوینده از این فکر خوشش نمی‌آید.)

    نکته: واژهٔ ideal با idea مرتبط است، اما معنای متفاوتی دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به **کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A** سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش **کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا** مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ideal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ideal به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ideal به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی را «ایده‌آل» بنامیم، یعنی آن چیز تقریباً بی‌نقص است یا فردی که آن را درک می‌کند، کامل است. همچنین از این واژه برای توصیف شرایط یا چیزهایی استفاده می‌کنیم که شاید فقط در ذهن و خیال وجود داشته باشند.

    دکتر به ویکی گفت که وزن ایده‌آل او ۱۱۰ پوند است.
    توافقی که دو طرف به آن رسیدند ایده‌آل نیست، اما چند مشکل را حل می‌کند.
    یافتن یک راه‌حل ایده‌آل برای این اختلاف، غیرممکن است.
    تام و ربکا باور دارند که ازدواجی ایده‌آل دارند. (آنها فکر می‌کنند ازدواجشان کامل است.)
    محل انتخاب‌شده برای ساخت ساختمان، کمتر از ایده‌آل است. (یعنی چندان خوب نیست.)
    سام تلاش کرد شوهر ایده‌آلی باشد، اما نتوانست انتظارات همسرش را برآورده کند، بنابراین از هم جدا شدند.
    بهترین روش برای یادگیری یک زبان جدید چیست؟

    واژه «ایده‌آلیست» اسمی است که برای اشاره به یک فرد به کار می‌رود. «ایده‌آلیست» یک صفت نیز محسوب می‌شود.

    جو یک ایده‌آلیست است. راضی کردن او سخت است، چون باورهای محکمی دارد.
    وقتی جنیفر کارش را به عنوان معلم شروع کرد، بسیار ایده‌آل‌گرا بود. حالا که بزرگ‌تر شده، نگاه واقع‌بینانه‌تری نسبت به نقش خود به عنوان معلم دارد.
    شرکت بسیار علاقه‌مند است که رهبری پیدا کند که هم ایده‌آل‌گرا و هم نوآور باشد.

    توجه: واژه ideal را با idea اشتباه نگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Identify به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Identify به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Identify به فارسی با مثالهای کاربردی

    برای نشان دادن، پیدا کردن یا تشخیص ویژگی‌های یک شخص یا چیز از کلمه «شناسایی» استفاده می‌کنیم:

    پلیس خودروی دزدیده شده را شناسایی کرد.
    شما چند نوع درخت متفاوت را می‌توانید تشخیص دهید؟
    آیا می‌توانید فعل اصلی این پرسش را پیدا کنید؟
    ما باید اولویت‌های اصلی خود را هنگام کار روی این پروژه مشخص کنیم.
    هر کودک در کلاس، کشوری را روی نقشه نشان داد که خانواده‌اش پیش از آمدن به آمریکا در آن زندگی می‌کردند.

     
    «همذات‌پنداری کردن با چیزی یا کسی» به این معناست که احساس یا درک شما شبیه به آن است:

    همه ما می‌توانیم با کسی که از دست دادن بزرگی را تجربه کرده همدلی کنیم.
    فرناندز می‌گوید به راحتی می‌تواند با افرادی که مجبور به کوچ کردن شده‌اند ارتباط برقرار کند.
    بلیندا می‌گوید خودش را شبیه اعضای آن گروه نمی‌داند.

     
    اسم این کلمه «شناسایی» است.

    پلیس شناسایی قطعی خودرو را انجام داد.
    تشخیص کلمات گوناگون در جمله و نقش دستوری آن‌ها، مهارت سودمندی برای دانش‌آموزان است.
    آیا مدرک شناسایی همراه خود دارید؟

    مخفف «شناسایی» در انگلیسی «I.D» است.
     

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idiom به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiom به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiom به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک اصطلاح، گروهی کوچک از کلمات است که یک مفهوم یا یک عمل را نشان می‌دهد. این عبارت‌ها آنقدر رایج و پرکاربرد هستند که بیشتر افراد آن‌ها را عجیب یا نامفهوم نمی‌دانند. با این حال، کسانی که در حال یادگیری زبانی هستند که در آن از این اصطلاحات استفاده می‌شود، معمولاً در درک آن‌ها دچار سردرگمی می‌شوند.

    بسیاری از اصطلاحات از یک فعل و یک حرف اضافه تشکیل شده‌اند:

    back up: پشتیبانی کردن
    do over: تکرار کردن
    get along with: رابطه خوب داشتن
    pick out: انتخاب کردن

    مثال‌ها:
    اگر به کمک نیاز داشته باشی، از تو پشتیبانی می‌کنم.
    لاشوندا از معلم پرسید آیا می‌تواند امتحان را دوباره انجام دهد.
    آیا با همکارانت رابطه خوبی داری؟
    از این فهرست، یک خوراکی برای خودت انتخاب کن.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “احمق” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف فردی نادان، بی‌دقت یا برای نشان دادن نارضایتی از انتخاب دیگران به کار می‌رود. این کلمه یک اسم است.

    اون احمق داره تو خیابون یک طرفه اشتباه رانندگی میکنه.
    رزا می‌گوید که رئیسش احمق است.
    او یک احمق است که بچه‌هایش را در یک روز گرم تابستان در ماشین رها می‌کند.
    چه نوع احمقی این کار را می‌کند؟
    یه احمقی تو خیابون هست که ساعت هفت صبح علفش رو می‌بره.
    همه می‌گفتند که ند به خاطر کاری که کرده یک احمق است.

     

    واژه “حماقت” نیز یک اسم است و به شرایطی اشاره دارد که در آن کار بی‌فایده یا زیان‌باری تکرار می‌شود:

    ادامه دادن به انجام کارها و بارها، با وجود پیامدهای منفی، حماقت محض است.
    به نظر می‌رسد که انسان‌ها نمی‌توانند حماقت جنگ را متزلزل کنند.

     

    کلمه “احمقانه” نیز یک صفت است و برای توصیف کارها یا ایده‌های نادرست استفاده می‌شود:

    این یک ایده احمقانه است.
    این تصمیم احمقانه کی بود؟
    عده‌ای احمق در خیابان سر و صدا می‌کنند.
    سارا دلیل احمقانه‌ای برای ترک زودهنگام کلاس داشت.
    این فیلم کاملا احمقانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idiot به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idiot به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “احمق” یک واژه پرکاربرد است که برای توصیف فردی نادان، بی‌دقت یا برای نشان دادن نارضایتی از انتخاب دیگران به کار می‌رود. (این کلمه یک اسم است.)

    اون احمق داره تو خیابون یک طرفه اشتباه رانندگی میکنه.
    رزا می‌گوید که رئیسش احمق است.
    او یک احمق است که بچه‌هایش را در یک روز گرم تابستان در ماشین رها می‌کند.
    چه نوع احمقی این کار را می‌کند؟
    یه احمقی تو خیابون هست که ساعت هفت صبح علفش رو می‌زنه.
    همه می‌گفتند که ند به خاطر کاری که کرده یک احمق است.

     

    واژه “حماقت” نیز یک اسم است و موقعیتی را توصیف می‌کند:

    انجام دادن کاری به شکل مکرر و پشت سر هم، با وجود نتایج منفی، حماقت محض است.
    به نظر می‌رسد انسان‌ها نمی‌توانند از حماقت جنگ رها شوند.

     

    کلمه “احمقانه” یک صفت است.

    این یک فکر احمقانه است.
    این تصمیم احمقانه مال کیه؟
    چند نفر احمق اون پایین خیابون دارن سر و صدا می‌کنند.
    سارا یک دلیل احمقانه برای بیرون رفتن زودهنگام از کلاس آورد.
    این فیلم کاملاً احمقانه است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Idle به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Idle به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Idle به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فرد یا چیزی که «بیکار» (Idle) است، حرکت نمی‌کند یا مشغول کاری نیست.

    وقتی مدیر فروشگاه دید چند نفر از کارکنانش کاری انجام نمی‌دهند، به آن‌ها کار محول کرد.
    در زمان رکود اقتصادی، این کارخانه تعداد زیادی نیروی بدون کار داشت، به همین خاطر آن‌ها را تعدیل کرد.
    کشاورزان گاهی زمین‌های کشاورزی را بدون کشت رها می‌کنند تا مواد مغذی خاک دوباره جایگزین شود.
    آن فروشگاه خالی سال‌هاست که تعطیل و بدون استفاده مانده است.
    کالاهایی که در انبار فروشگاه بدون خریدار مانده‌اند، معمولاً با قیمت کمتری فروخته می‌شوند تا در نهایت به فروش برسند.
    بی‌حوصلگی معمولاً از ذهن بدون فعالیت ناشی می‌شود.
    می‌گویند: «دست‌های بی‌کار، کارگاه شیطان هستند.» این ضرب‌المثل اشاره دارد به این که افراد بدون کار و مشغولیت، ممکن است به سمت کارهای نادرست کشیده شوند.

     
    وقتی کلمه «idle» به عنوان فعل به کار می‌رود، معمولاً به حالتی از خودرو اشاره دارد که موتور آن روشن است، ولی خودرو حرکت نمی‌کند.

    در زمستان، دن معمولاً پنج دقیقه اجازه می‌دهد ماشین درجا کار کند و بعد حرکت می‌کند.
    اگر خودروها برای مدت طولانی درجا کار کنند، پلیس برای راننده جریمه صادر می‌کند، چون این کار باعث آلودگی هوا می‌شود.
    یک سارق، خودرویی را که در بیرون یک پمپ بنزین درجا کار می‌کرد دزدید. دزدیدن آن راحت بود، چون سوئیچ داخل خودرو بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه If به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه If به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه If به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “اگر” برای بیان شرایط و موقعیت‌هایی به کار می‌رود که ممکن است اتفاق بیفتند یا نیفتند. این کلمه نشان‌دهنده احتمال است:

    میدونی امشب برف میاد یا نه؟
    اگر آن‌ها به هیوستون بروند، همه چیزشان را می‌فروشند.
    اگر رئیست به تو افزایش حقوق بدهد، بیشتر کار می‌کنی؟
    سونیا نمی‌داند که آیا الان می‌خواهد ازدواج کند یا نه.
    آژانس بلیط نمی‌دانست که قطار سر وقت می‌رسد یا نه.
    اگر بیشتر درس نخوانی، نمی‌توانم کمکت کنم.
    حمدی مطمئن نیست که بتواند به آمریکا مهاجرت کند یا نه.

    می‌بینید که “اگر” معمولاً قبل از یک جمله کامل (شامل نهاد و فعل) می‌آید. اما گاهی این کلمه به صورت اسم هم در گفتار شنیده می‌شود:

    مسئله این نیست که “اگر” بلکه “چه زمانی” است. (یعنی اتفاقی به احتمال خیلی زیاد خواهد افتاد.)
    اگر باز هم سر کار دیر کنی، هیچ بهانه و حرفی پذیرفته نیست. اخراج خواهی شد. (یعنی این اتفاق قطعاً خواهد افتاد.)

    همچنین ممکن است کلمه “iffy” را به عنوان صفت بشنوید. این کلمه در موقعیت‌های غیرقطعی به کار می‌رود و اگر در آمریکا زندگی کنید، زیاد می‌شنوید:

    آن‌ها در مورد رنگ دیوارهای اتاق نشیمن مطمئن نیستند.
    کارولین درباره زندگی در فلوریدا مردد است.
    خوزه و میرنا هنوز درباره ازدواج کردن نامطمئن هستند.
    اینکه امشب برف زیادی خواهد آمد یا نه، هنوز قطعی نیست.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Ignorant به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Ignorant به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Ignorant به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر کسی اطلاعات اولیه درباره موضوعی نداشته باشد یا از حقایق مهم بی‌خبر باشد، ممکن است به او برچسب «نادان» زده شود.

    راننده وقتی توسط پلیس جریمه شد، ادعا کرد که از آن قانون بی‌اطلاع بوده است.
    کشاورزان کم‌بضاعت و کم‌اطلاع می‌توانند از کمک سازمان‌هایی که برای پیشرفت آن‌ها فعالیت می‌کنند، بهره ببرند.
    بعضی از والدین نوجوانان ترجیح می‌دهند وقتی فرزندانشان شب‌ها بیرون می‌روند، نسبت به کارهایشان بی‌خبر بمانند.

     
    در استفاده از این کلمه دقت کنید. معمولاً وقتی به کسی می‌گویند نادان، ناراحت و آزرده می‌شود.

    اینقدر بی‌اطلاع نباش.
    آن افراد اطلاعات کمی دارند.
    هنری دوست ندارد با کسانی کار کند که آگاهی کمی دارند.
    وقتی یک نفر، دیگری را متهم به نادانی کرد، ناگهان بین آن‌ها درگیری شروع شد.

     
    کلمهٔ ignorance به معنای «نادانی» یک اسم است:

    نادانی‌ات دارد مشخص می‌شود.
    آن مرد با صدای بلند گفت که چقدر به نادانی خودش افتخار می‌کند.
    یک افسر پلیس به شما خواهد گفت که بی‌اطلاعی از قانون، توجیه قابل قبولی نیست.
    بعضی افراد می‌گویند: «نادانی خوشبختی است»، اما تقریباً همیشه بهتر است از حقایق و اطلاعاتی که به شما مربوط می‌شود، آگاه باشید.
    پسر جوان از کم‌اطلاعی پدرش شرمنده بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به بخش کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.