دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Harvest به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Harvest به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Harvest به فارسی با مثالهای کاربردی

    در فصل پاییز، کشاورزان محصولات خود را جمع‌آوری می‌کنند. آن‌ها مواد غذایی را که در زمین‌های کشاورزی پرورش داده‌اند، به بازار عرضه می‌کنند. از جمله محصولاتی که در این فصل برداشت می‌شوند می‌توان به ذرت، گندم، خیار، سیب و کدو اشاره کرد. به ویژه، سیب و کدو تنبل نمادهای شناخته‌شده این فصل از سال هستند.

    در ادامه چند نمونه از نحوه استفاده از کلمه «harvest» به عنوان فعل آورده شده است:

    The farmers are busy harvesting corn at this time of year.
    It takes a lot of people to harvest apples. They must be picked by hand. (The verb “pick” is a common substitute for “harvest.”)
    John plans to harvest most of his wheat this week.
    I’m going to have to harvest all of my apples this week because the birds are getting at them.

    کشاورزان در این فصل سال مشغول برداشت ذرت هستند.
    برای چیدن سیب به افراد زیادی نیاز است. این کار باید با دست انجام شود. (فعل «pick» معمولاً به جای «برداشت کردن» به کار می‌رود.)
    جان تصمیم دارد بیشتر گندمش را این هفته درو کند.
    من باید تمام سیب‌هایم را این هفته بچینم چون پرندگان دارند به آن‌ها آسیب می‌زنند.

     

    در اینجا نیز چند مثال از کاربرد «harvest» به عنوان اسم مشاهده می‌کنید:

    The farmers in this area had a good harvest this year. They made a lot of money.
    This year’s harvest made up for last year’s poor harvest.
    I had a bad apple harvest last year.
    The harvesting of corn is going well this year because the fields have been dry. (“Harvesting” is a gerund.)

    کشاورزان این منطقه امسال محصول خوبی داشتند و درآمد زیادی کسب کردند.
    برداشت امسال جبران کننده محصول کم سال گذشته بود.
    پارسال برداشت سیب من ناموفق بود.
    امسال برداشت ذرت به دلیل خشک بودن مزارع، به خوبی پیش می‌رود. (در اینجا «harvesting» به صورت مصدر با ing به کار رفته است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Haste به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Haste به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Haste به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “haste” به معنای “عجله” است و به انجام کاری با سرعت خیلی زیاد اشاره دارد؛ طوری که ممکن است باعث اشتباه شود.

    او به خاطر عجله‌اش فراموش کرد لپ‌تاپش را امروز صبح با خود به محل کار ببرد.
    وقتی متوجه شدند در خطر هستند، با عجله زیاد آن کشور را ترک کردند.
    بی‌دقتی در انجام کار، نتیجه بی‌احتیاطی و عجله بود.
    عجله کردن باعث از بین رفتن چیزها می‌شود. (این یک ضرب‌المثل رایج است. اگر کاری را خیلی سریع انجام دهید، احتمالاً یک اشتباه پرهزینه مرتکب خواهید شد.)

     
    شکل صفت این کلمه “hasty” به معنای “عجولانه” است.

    خیلی عجله به خرج نده.
    سعی کن تصمیم عجولانه نگیری. کمی آرام‌تر باش و در موردش فکر کن.
    او پس از دیدن دوست‌پسرش با یک زن دیگر، یک نتیجه‌گیری عجولانه کرد.
    سرباز از ترس جانش، یک عقب‌نشینی عجولانه انجام داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hatch به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hatch به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Hatch به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی کلمه “hatch” به عنوان یک فعل به کار می‌رود، منظور مرحله‌ای است که در آن جوجه یا نوزاد یک حیوان از درون تخم بیرون می‌آید.

    ساده گذشته فعل ماضی
    hatch

    هچ شدن

    hatched

    هچ شده

    hatched

    هچ شده

    جوجه‌ها پس از حدود سه هفته از تخم بیرون می‌آیند.
    تماشای لحظهٔ خروج جوجه از تخم، صحنه‌ای جذاب و دیدنی است.
    مارها هم از تخم متولد می‌شوند.
    لاک‌پشت‌ها نیز به همین شکل از تخم بیرون می‌آیند.

    اما کلمهٔ “hatch” معنی دیگری هم دارد. وقتی به عنوان فعل استفاده می‌شود، می‌تواند به معنای برنامه‌ریزی و طراحی یک نقشه باشد:
    شرکت ما یک طرح عالی برای تهیهٔ لوازم مدرسه و کمک مالی به دانش‌آموزان مدارس محروم ریخت.
    زندانیان نقشه‌ای برای فرار از زندان کشیدند.

    وقتی “hatch” به عنوان اسم به کار می‌رود، معمولاً به در یا دریچه‌ای گفته می‌شود که برای خروج از یک وسیلهٔ نقلیه یا قایق استفاده می‌شود.
    دریچهٔ فرار در هواپیما کاملاً بسته و مهر و موم شده است.
    دریچهٔ زیردریایی باید کاملاً محکم بسته شود، وگرنه آب به داخل نفوذ می‌کند.
    مطمئن شوید که دریچه بسته است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hate به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hate به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hate به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “نفرت” خیلی رایج است و معمولاً وقتی به کار می‌رود که کسی واقعاً چیزی را دوست ندارد:

    جسیکا از صبح زود بیدار شدن بدش می‌آید.
    ناتان از کار کردن در روزهای تعطیل بیزار است. (دقت کنید که بعد از این فعل می‌توان از مصدر یا اسم مصدر استفاده کرد.)
    بلا قبلاً گوجه‌فرنگی را دوست نداشت، اما الآن عاشق آن شده.
    وقتی بیل کوچک بود، پیاز برایش حس بدی داشت. اما الآن دیگر آن را می‌پسندد.
    با بی‌میلی این را به شما می‌گویم، اما مأمور پلیس در حال گذاشتن برگه جریمه روی ماشین شماست.

     
    گاهی هم کلمه “نفرت” برای بیان یک حس عمیق و واقعی به کار می‌رود:

    تاد از انسان‌های همجنس‌گرا بیزار است.
    آن می‌گوید از کسانی که مسلمان هستند نفرت دارد.
    نازی‌ها در جنگ جهانی دوم آنقدر از برخی گروه‌های اقلیت نفرت داشتند که اردوگاه‌های نابودی راه انداختند.
    آن زن از همسرش کینه داشت، به همین خاطر او را ترک کرد.

     
    کلمه “hatred” که به معنای “نفرت” است، یک اسم است:

    بیل سعی کرد احساس نفرت درون خود را بشناسد و کنار بگذارد.
    دلیل اصلی نقل مکان مارتا به روستا، بیزاری او از زندگی شهری بود.
    نفرت ژاک از آمریکایی‌ها کاملاً آشکار بود.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Haul به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Haul به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Haul به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “haul” معمولاً برای توصیف جابجایی و حمل چیزها از جایی به جای دیگر به کار میرود.

    من باید مقداری زباله به زبالهدانی ببرم.
    آن کامیون در حال حمل یک محموله مواد غذایی است.
    ماهیگیران یک صید بزرگ را به داخل کشیدند. (آنها ماهیهای زیادی گرفتند.)
    وقتی از نیویورک به کالیفرنیا نقل مکان کردیم، تمام وسایلمان را در طول کشور جابجا کردیم.
    نمیتوانی با آن ماشین یک تریلر بکشی. خیلی کوچک است.
    من قبلاً دوچرخه کنفرانسم را با یک تریلر کجشونده در شهر جابجا میکردم.

     
    اما وقتی “haul” به صورت اسم به کار میرود، معمولاً به مقدار زیادی چیز یا یک مسافت و زمان طولانی اشاره دارد:

    آخر هفته گذشته که به ماهیگیری رفتیم، صید خوبی داشتیم.
    جان و سوفیا مسیر طولانی در پیش دارند. (آنها مسافت زیادی باید رانندگی کنند.)
    ما برای یک مسیر طولانی آماده شده‌ایم. (این یک اصطلاح است. یعنی کسی برای رسیدن به یک هدف، حتی اگر زمان زیادی ببرد، متعهد است.)
    دزدان با مقادیر بسیار زیادی پول نقد و اشیاء قیمتی گریختند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Have به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Have به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Have به فارسی با مثالهای کاربردی

    فعل “have” از پایه‌ای‌ترین و پرکاربردترین کلمات در انگلیسی به شمار می‌رود. این فعل هم به صورت مستقل و هم به عنوان فعل کمکی در جمله ظاهر می‌شود. این کلمه در ساختارهای گوناگون زمانی کاربرد دارد و در بسیاری از عبارت‌های روزمره نیز دیده می‌شود. در ادامه نمونه‌هایی از حالت‌های مختلف استفاده از این فعل را مشاهده می‌کنید.

    **به عنوان فعل اصلی**

    I have a big appetite.
    Do you have anything to eat?
    What are you having for dinner?
    How much time do you have?
    Aimee has a stomach ache.
    We had a good time last night.
    The Nelsons have three cars in their driveway.
    What kind of furniture does Jenny have in her apartment?
    Charles has on a red shirt and jeans today.
    Yolanda had a great job until she lost it.

    من اشتهای زیادی دارم.
    چیزی برای خوردن داری؟
    شام چی میخوری؟
    چقدر وقت دارید؟
    ایمی معده درد دارد.
    دیشب بهمون خوش گذشت
    نلسون‌ها سه ماشین در مسیر خود دارند.
    جنی چه نوع مبلمانی در آپارتمان خود دارد؟
    چارلز امروز پیراهن قرمز و شلوار جین به تن دارد.
    یولاندا کار بزرگی داشت تا اینکه آن را از دست داد.

    به عنوان یک فعل کمکی

    فعل “have” در زبان انگلیسی نقش یک فعل کمکی را برای ساخت زمان‌های کامل ایفا می‌کند:

    * **مثال از زمان حال کامل:**
    “چه مدت است که در ایالات متحده زندگی می‌کنی؟”
    این جمله نشان می‌دهد کاری در گذشته شروع شده و تا حال حاضر ادامه دارد.

    * **مثال از زمان گذشته کامل:**
    “من تا قبل از اینکه شما در موردش به من بگویید، هرگز درباره آن نشنیده بودم.”
    این زمان برای بیان کاری به کار می‌رود که قبل از یک عمل دیگر در گذشته به پایان رسیده است.

    * **مثال از زمان آینده کامل:**
    “تا این زمان از سال آینده، من ۲۰ سال کار در شغلم را به پایان خواهم رساند.”
    این زمان برای اشاره به عملی است که قبل از یک نقطه مشخص در آینده به اتمام می‌رسد.

    * **یک کاربرد دیگر:**
    “I’ve got it.”
    این عبارت معمولاً به معنای “متوجه شدم” یا “آن را دریافت کردم” است.

    به عنوان مصدر: داشتن

    برای شام چه غذایی دوست داری؟
    تام علاقه دارد چند نفر از دوستانش را به یک دورهمی دعوت کند.
    برای تمام کردن این کار، به زمان بیشتری نیاز داریم.

    به عنوان یک جروند: داشتن

    بچه‌دار شدن یکی از زیباترین و عمیق‌ترین شادی‌های زندگی است.
    آنها همیشه از این که کسی به دیدنشان بیاید، خوشحال می‌شوند و این اتفاق برایشان تکراری نمی‌شود.
    گربه عاشق این است که کنار یک پنجره بزرگ و آفتاب‌گیر بنشیند و از نور خورشید لذت ببرد.

    به عنوان یک فعل اصطلاحی: باید

    یعقوب امروز باید در محل کارش حاضر شود.
    دانشجویان باید تکالیفشان را تمام کنند.
    امروز شما چه کاری لازم است انجام دهید؟
    شهرداری ناچار است要么 هزینه‌ها را کم کند،要么 مالیات‌ها را بیشتر کند.

    به عنوان فعل علّی

    تابستان گذشته، خانه‌مان را رنگ‌زدیم. (این کار را فرد دیگری برایمان انجام داد.)
    آیا شما هم مالیات‌تان را یک حسابدار انجام می‌دهد؟
    همسایه‌های ما تمیز کردن خانه‌شان را به یک خدمتکار خانگی می‌سپارند.

    به عنوان شکلی از زبان عامیانه

    دیگه از این وضع خسته شدم. (از این شرایط راضی نیستم.)
    بیا شروعش کنیم. (حالا دست به کار شویم.)
    بهت کلک زدن. (کسی گولت زده.)
    همینه که داری؟ (دیگه از این بیشتر نمی‌تونی کاری بکنی؟)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Hazard به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Hazard به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Hazard به فارسی با مثالهای کاربردی

    اگر چیزی یا کسی بتواند خطرناک باشد یا امکان ایجاد خطر داشته باشد، می‌توانید از کلمه «خطر» (hazard) به عنوان یک اسم استفاده کنید.

    آن ساختمان قدیمی، یک خطر آتش‌سوزی محسوب می‌شود و باید تخریب شود.
    اسکار به دلیل احتمال خودکشی و خطری که برای خودش داشت، در بیمارستان بستری شد.
    بارش شدید برف، شرایط خطرناکی برای رانندگان به وجود آورد.
    مصرف مواد مخدر غیرقانونی، خطری است که نوجوانان باید از آن دوری کنند.
    پس از زمین‌لرزه، نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما در ژاپن به یک منبع خطر تبدیل شد.
    سرنگ استفاده‌شده، یک خطر زیستی است.

     
    شکل صفتی این کلمه، «خطرناک» (hazardous) است.

    رانندگی در برف برای تعدادی از رانندگان خطرناک شد و آنها مجبور شدند کنار بکشند.
    سیگار کشیدن می‌تواند برای سلامتی شما زیان‌بار باشد.
    این مرد در محیطی کار می‌کند که با پسماندهای خطرناک و رادیواکتیو سر و کار دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Haze به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Haze به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم

    ترجمه کلمه Haze به فارسی با مثالهای کاربردی

    “مه” یک لایه یا پوشش نازک و نیمه شفاف است که باعث می‌شود چیزها کمی تار و کم‌وضوح به نظر برسند.

    امروز آسمان مه‌آلود است.
    این مه‌آلودگی به خاطر آتش‌سوزی جنگل به وجود آمده است.
    مه صبحگاهی، یک لایه مه‌آلود ملایم ایجاد می‌کند.
    یک دستگاه دودساز، فضای داخل کلوپ شبانه را مه‌آلود کرد.
    دود سیگار در کلوپ‌هایی که اجازه سیگار کشیدن می‌دهند، مه‌آلودگی ایجاد می‌کند.
    امروز صبح ذهنم کمی در مه است. (یعنی کمی سرگیجه دارم و نمی‌توانم واضح فکر کنم.)

     
    واژه “مه‌آلود” یک صفت است:

    داخل باشگاه ناگهان، وقتی پر از جمعیت شد، مه‌آلود گردید.
    خاطره من از آن شب کمی تار و مبهم است.
    شیلا خاطره‌ای گنگ و نامشخص از اتفاقی که چند هفته پیش در محل کارش افتاد، دارد.
    بعضی داروها می‌توانند باعث شوند فرد احساس گیجی و سبکی سر کند.

     
    علاوه بر این، کلمه “haze” برای تشریف‌سنجی یا مراسمی به کار می‌رود که طی آن اعضای جدید در یک گروه خاص پذیرفته می‌شوند. امروزه معمولاً این کار ممنوع است – اگرچه هنوز هم گاهی انجام می‌شود – زیرا این مراسم اغلب شامل آزار و اذیت جسمی و روانی است.

    تام وقتی خواست به یک انجمن دانشجویی در کالجش بپیوندد، مورد آزار و تحقیر قرار گرفت.
    کریستین وقتی سال گذشته به تیم والیبال پیوست، توسط سایر اعضای تیم مورد آزار قرار گرفت.
    یک حادثه مربوط به تشریفات سخت و آزاردهنده رخ داد که منجر به مرگ یک مرد جوان در مدرسه شد.
    مدرسه ما انجام هرگونه مراسم آزاردهنده برای پذیرش اعضای جدید را ممنوع کرده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Head به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Head به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی را یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه Head به فارسی با مثالهای کاربردی

    سر در بالاترین قسمت بدن، روی شانه‌ها قرار دارد:

    او کلاهی روی سرش گذاشته.
    کلاه، سرش را گرم نگه می‌دارد.
    آیا تو هم چیزی روی سرت می‌گذاری؟

     
    این کلمه کاربردهای جالب دیگری هم دارد.
    می‌توانید از «حرکت کردن به سمت» برای نشان دادن جهت استفاده کنید:

    یک توفان شدید به سمت سواحل شرقی آمریکا در حرکت است.
    شما به کدام سمت در حال رفتن هستید؟
    من به سمت جنوب می‌روم.
    اقتصاد جهانی به کدام سو می‌رود؟
    اگر آن پسر به رفتارش ادامه دهد، در آینده با مشکل مواجه خواهد شد.

     
    همچنین می‌توانید از این کلمه برای اشاره به فردی که در جایگاه رهبری و مدیریت است استفاده کنید:

    استیو جابز به دلیل مشکلات سلامتی، از مدیریت شرکت اپل کنار رفت.
    او حدود پانزده سال هدایت شرکت را بر عهده داشت.
    مدیر سازمان ما تصمیم گرفته کارمندان بیشتری استخدام کند.
    چه کسی سازمان بهداشت جهانی را رهبری می‌کند؟
    سرپرست خانواده شما چه کسی است؟ (چه کسی درآمدزایی می‌کند یا تصمیم‌های مهم خانه را می‌گیرد؟)

     
    وقتی درباره کاهو یا کلم صحبت می‌کنیم هم از این واژه استفاده می‌شود:

    باید یک سر کاهو بخرم.
    یک سر کلم قیمت زیادی ندارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Heal به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Heal به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Heal به فارسی با مثالهای کاربردی

    شفا دادن (Heal): وقتی فردی از نظر جسمی بهبود پیدا می‌کند، می‌گوییم شفا یافته است. این کلمه معنی‌ای نزدیک به “بهتر شدن” دارد.

    اگر بیمار شوید، بدن شما برای بهبودی به زمان نیاز دارد. (بدن شما برای بهتر شدن به زمان نیاز دارد.*)
    او هنوز در حال بهبودی پس از یک تصادف شدید است.
    باب باید به دکتر مراجعه کند چون زخم پایش هنوز خوب نشده است. (هنوز بهتر نشده است.)
    قرص‌های مخصوص سرفه، گلو درد را آرام کرده و درمان می‌کنند.
    او هنوز در حال بهبود احساساتش پس از یک جدایی سخت است. (کلمه «Heal» می‌تواند برای بهبودی روحی و روانی پس از پایان یک رابطه به کار رود.)
    چطور می‌توان یک قلب شکسته را درمان کرد؟
    پس از پایان جنگ داخلی، سال‌ها طول کشید تا کشور بهبود پیدا کند.
    یک “شفا دهنده ایمانی” فردی مذهبی است که ادعا می‌کند فقط با لمس بدن افراد می‌تواند بیماری‌های آنان را درمان کند.

     
    واژه Healing را می‌توان هم به صورت صفت و هم به صورت اسم استفاده کرد.

    بعضی از کسانی که کریستال‌های شفابخش خریدند، فریب خوردند و باور کردند که این کریستال‌ها می‌توانند دردشان را تسکین دهند.
    آب‌های درمانی در یک مرکز آب‌درمانی، به کاهش درد آرتریت کمک می‌کردند.
    دانشمندان و پزشکان نسبت به “شفای ایمانی” دیدگاه شکّاکانه‌ای دارند.
    بهبود یافتن نیاز به زمان دارد. (در این جمله، «Healing» به صورت مصدر به کار رفته است.)

     
    *توجه: بعضی افراد به جای «Heal» از «Get Better» استفاده می‌کنند. اما اگر بخواهید از «Get Better» به جای «Heal» استفاده کنید، باید بدانید که این فعل بدون مفعول به کار می‌رود.

    دستم دارد بهتر می‌شود. (درست)
    دکتر دارد بازوی مرا بهتر می‌کند. (نادرست!)
    دارو بیماری مرا درمان کرد. (درست)
    دارو بیماری مرا بهتر شد. (نادرست!)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.