دسته: موسیقی

  • ۱۶ تا از جملات بزرگان درباره پیانو که فراموش‌‌‌ نمی‌شوند!

    ۱۶ تا از جملات بزرگان درباره پیانو که فراموش‌‌‌ نمی‌شوند!

    پیانو یکی از سازهای بینظیر و جذاب دنیاست که توصیف زیبایی‌اش با واژه‌ها سخت به نظر می‌رسد. با این حال، نوازندگان و موسیقی‌دانان بزرگ در سراسر جهان کوشیده‌اند تا عظمت این ساز را در قالب کلام به تصویر بکشند. تلاش‌های آن‌ها باعث شده نقل‌قول‌های ماندگار و زیبایی درباره پیانو به یادگار بماند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، می‌خواهیم ۱۶ جمله از سخنان بزرگان موسیقی درباره پیانو را با شما به اشتراک بگذاریم. شما هم اگر جمله یا نظری درباره این ساز دارید، خوشحال می‌شویم در بخش نظرات آن را با ما در میان بگذارید.

    جملات بزرگان درباره پیانو

    ۱. کلیدهای پیانو به رنگ سیاه و سفید دیده می‌شوند؛ اما در ذهن انسان، گویی هزاران رنگ گوناگون را نمایش می‌دهند.
    – ماریا کریستینا منا

    ۲. پیانو می‌تواند ظریف‌ترین حقیقت‌های جهان را با استفاده از چوب، فلز و هوایی که به لرزه درمی‌آورد، بیان کند.
    – کنث میلر

    ۳. گاهی اوقات فقط می‌توانم شکایت کنم، رنج بکشم و ناامیدی‌ام را هنگام نشستن پای پیانو خالی کنم.
    – فردریک شوپن

    ۴. پیانو مانند یک هیولا است که وقتی دندان‌هایش را لمس کنید، فریاد می‌کشد.
    – آندره سگوویا

    ۵. هیچ چیز خاصی در مورد آن وجود ندارد. فقط باید کلید مناسب را در زمان مناسب فشار دهید؛ سپس ساز خودش نواخته می‌شود.
    – یوهان سباستین باخ

    ۶. حرف‌هایی که قبلاً به تو می‌زدم، حالا به پیانوم می‌گویم.
    – شوپن

    ۷. وقتی در حال نواختن هستید، مهم نیست چه کسی به صدای ساز شما گوش می‌دهد.
    – رابرت شومان

    ۸. پیانو فقط یک ساز است که از چوب، چکش، سیم و چیزهای دیگر ساخته شده؛ اما می‌توانید کارهای زیادی با آن انجام دهید. تنها راه فهمیدن این است که تلاش کنید و ببینید چطور می‌توانید از پیانو بیشترین بهره را ببرید.
    – جیمز بالدوین

    ۹. در نواختن پیانو، هیچ نتی اشتباه نیست.
    – تلانویس مانک

    ۱۰. زندگی مانند یک پیانوست؛ نتیجه‌ای که از آن می‌گیری، بستگی به نحوه نواختن تو دارد.
    – تام لهرر

    ۱۱. هنوز هم یکی از بزرگترین لذت‌های من این است که با گیتار یا پیانو بنشینم و ناگهان سعی کنم یک آهنگ جدید خلق کنم.
    – پل مک‌کارتنی

    ۱۲. بدون پیانو نمی‌دانم چطور بایستم، نمی‌دانم با دستانم چه کار کنم.
    – نورا جونز

    ۱۳. من مثل یک مترجم داستان‌ها هستم. وقتی می‌نوازم، مانند کسی هستم که پشت پیانو نشسته و افسانه‌های پریان را روایت می‌کند.
    – نَت کینگ کول

    ۱۴. من معتقدم که پیانو سازی است کامل که می‌تواند هر اندیشه موسیقایی را بیان کند.
    – اسکار پترسون

    ۱۵. وقتی چیزی نداشتم، مادرم و پیانویم را داشتم. فقط همین دو برایم کافی بودند.
    – آلیشیا کیز

    ۱۶. یک پیانو هشتاد و هشت کلید دارد و در دل خود، همه جهان را جای داده است.
    – جیمز رودز

  • کامل‌ترین بیوگرافی انوشیروان روحانی | آهنگساز سلطان قلب‌ها، تولدت مبارک، گل سنگ و…

    کامل‌ترین بیوگرافی انوشیروان روحانی | آهنگساز سلطان قلب‌ها، تولدت مبارک، گل سنگ و…

    انوشیروان روحانی یک موسیقیدان برجسته است که در نواختن پیانو، ارگ و آکاردئون مهارت دارد. او آهنگ‌های معروف و ماندگار زیادی مانند سلطان قلب‌ها، تولدت مبارک و گل سنگ را ساخته است. همچنین شنیده شده که او نخستین کسی بوده که در سال ۱۳۴۶ ساز ارگ را به ایران آورد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، می‌خواهیم نگاهی کامل به زندگی این هنرمند بیندازیم. برای خواندن زندگینامه دیگر استادان موسیقی، به وبلاگ ما مراجعه کنید.

    در این مقاله محبوب ترین ساز ها از نظر کودکان اطلاعات مفیدی آمده است.

    تولد و سال‌های ابتدایی زندگی انوشیروان روحانی

    انوشیروان روحانی در اولین روز از مردادماه سال ۱۳۱۸ در شهر رشت و در یک خانواده اهل هنر متولد شد. پدربزرگ او اهل نویسندگی بود و کتاب‌های متعددی نوشته بود و به «روحانی موید» معروف بود. پدر او، رضا، مهندس کشاورزی و از افراد ثروتمند استان گیلان به شمار می‌رفت؛ با این حال به نوازندگی ویولن و سرودن شعر هم علاقه‌مند بود.انوشیروان وقتی سه ساله بود، به همراه خانواده به تهران نقل مکان کرد. پدرش برایش یک ملودیکا خرید. در شش سالگی، با کمک پدرش نت‌های موسیقی را یاد گرفت و وارد هنرستان موسیقی شد. در آنجا نزد استادانی مانند جواد معروفی و روح‌الله خالقی آموزش دید. همچنین در همین سن، اولین قطعه تانگوی خود را با نام «تانگوی مامانی» ساخت.در هفت سالگی برای اجرا در برنامه کودک به رادیو دعوت شد. آنقدر کوچک بود که مجری برنامه، صبحی مهتدی، او را روی یک صندلی نشاند تا سازش به میکروفون نزدیک‌تر شود. وقتی نه سال داشت، با تشویق پدرش به جامعه باربد ـ که زیر نظر اسماعیل مهرتاش اداره می‌شد ـ پیوست و در برنامه‌های گوناگونی به اجرا پرداخت.

    تحصیلات

    انوشیروان روحانی پس از پایان دوره تحصیلات عالی خود در سال ۱۳۴۶، به عضویت رسمی انجمن آهنگسازان فرانسه درآمد. یک سال بعد، در کنار ادامه تحصیل در زمینه موسیقی، موفق به دریافت گواهینامه خلبانی نیز شد.

    فعالیت‌های حرفه‌ای و آثار انوشیروان روحانی

    اولین کار جدی انوشیروان روحانی در زمینه آهنگ‌سازی، قطعه‌ای به نام «اسرار ساز» بود. اما آهنگی که باعث معروفیت او شد، «پرستوی من» نام داشت. بین سال‌های ۱۳۴۷ تا ۱۳۵۴، او ۴۵ قطعه برای گروه کُر دختران نوشت. در مجموع، این هنرمند تا به حال بیش از ۵۰۰ اثر خلق کرده که حدود ۲۵۰ مورد از آن‌ها ضبط و پخش شده‌اند. او در ۲۵ سالگی به عضویت شورای موسیقی رادیو درآمد و همکاری گسترده‌ای با برنامه گلها داشت.

    مقاله با خالق اثر ماندگار مرغ سحر آشنا شوید منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    روحانی در عرصه جهانی نیز فعال بوده است. در سال ۱۹۶۷ میلادی، به خاطر اجرای نسخه فرانسوی آهنگ «سلطان قلب‌ها» در یک جشنواره آوازی در اسپانیا، توانست اولین جایزه جهانی خود را به دست آورد. همکاری با ارکستر سمفونیک چک در آلبوم «ملودی‌های عشق» و ساختن آهنگ «شاید من، شاید تو» برای گروه اسکورپیوز، از دیگر کارهای بین‌المللی او به شمار می‌روند.

    برای مطالعه بیشتر، به آشنایی با انواع سایز ها و مدل‌های مختلف یوکللی سری سر بزنید.

  • اصول یادگیری دو ساز همزمان + مزایا و معایب

    اصول یادگیری دو ساز همزمان + مزایا و معایب

    اگر به موسیقی علاقه‌مند هستید و در حال آموختن یک ساز هستید، احتمالاً این فکر به ذهنتان رسیده که همزمان دو ساز مختلف را یاد بگیرید! برخی افراد از همان ابتدا، هنگام انتخاب ساز، بین دو گزینه مردد می‌مانند و در نهایت تصمیم می‌گیرند هر دو را با هم آغاز کنند. برخی دیگر نیز ابتدا یادگیری یک ساز را شروع می‌کنند، ولی پس از مدتی احساس می‌کنند می‌خواهند سازی دیگر را نیز به صورت همزمان تجربه کنند. در هر دو حالت، نواختن دو ساز به طور همزمان می‌تواند همراه با دشواری‌ها، شیرینی‌ها، نکات منفی و مزایای گوناگونی باشد که در این نوشته از وبلاگ آنبین، به طور کامل به آن‌ها می‌پردازیم.

    اصول یادگیری دو ساز همزمان

    1. درک ابتدایی از یک ساز

    بهتر است پیش از آنکه بخواهید همزمان دو ساز مختلف را یاد بگیرید، ابتدا با یکی از آن‌ها آشنایی اولیه پیدا کنید. یادگیری اولین ساز، شما را با مفاهیم پایه‌ای موسیقی مانند خواندن نت‌ها، ریتم، ملودی و موارد مشابه آشنا می‌کند. به این ترتیب، شروع یادگیری ساز دوم برای شما ساده‌تر و با تسلط بیشتری همراه خواهد بود. نیازی نیست که حتماً نواختن ساز اول را به طور کامل و حرفه‌ای یاد گرفته باشید؛ بلکه همین که اصول اولیه آن را بلد باشید کافی است.

    2. فاصله زمانی بین تمرین‌ها

    برای یادگیری همزمان دو ساز، یک نکته بسیار مهم را همیشه به خاطر داشته باشید: بین زمان تمرین آن‌ها فاصله بگذارید. هرگز هر دو ساز را پشت سر هم و بدون وقفه کار نکنید، چون ممکن است مطالب آن‌ها در ذهنتان با هم قاطی شود. بهترین روش این است که در طول روز فقط روی یک ساز تمرکز کنید. مثلاً می‌توانید ساز اول را در ساعت‌های صبح و ساز دوم را در عصر یا شب تمرین کنید. توصیه می‌شود برای هر ساز، دست‌کم بین نیم ساعت تا یک ساعت وقت بگذارید.

    3. اجرای تکنیک‌های ساز اول روی ساز دوم

    برای اینکه مطالب مختلف با هم قاطی نشوند و از یادگیری دو ساز بیشتر لذت ببرید، می‌توانید روش‌های نواختن یک ساز را روی ساز دیگر هم امتحان کنید و با مقایسه این دو، چیزهای زیادی یاد بگیرید. این کار معمولاً برای کسانی راحت‌تر است که دو ساز مشابه می‌نوازند.

    فواید یادگیری دو ساز همزمان

    1. درک کامل از گروه نوازی

    می‌توان با اطمینان گفت کسانی که توانایی نواختن چند ساز گوناگون را دارند، از بهترین نوازندگان به شمار می‌روند. زمانی که شما به طور کامل با نقش و ویژگی‌های یک ساز آشنا باشید، ارتباط بهتری با آن برقرار خواهید کرد.

    2. پیشرفت در رهبری ارکستر

    اگر آرزوی شما این است که روزی رهبر یک ارکستر شوید، بهتر است از همون اول کار، یادگیری دو ساز را با هم شروع کنید و به مرور زمان تعداد سازهایی که بلد هستید را بیشتر کنید. یک رهبر ارکستر باید بداند هر سازی چه نقشی دارد و چطور نواخته می‌شود تا بتواند به خوبی منظور خودش را به نوازندگان برساند و از آن‌ها چیزی که در ذهن دارد را بخواهد.

    3. فرصت‌های بیشتر

    یادگیری دو ساز موسیقی در یک زمان، فرصت‌های بیشتری برای هنرنمایی و کار کردن در اختیار شما قرار می‌دهد. به این ترتیب، می‌توانید در برنامه‌های هنری بیشتری حاضر شوید و به عنوان مدرس، به تعداد بیشتری از هنرجویان آموزش بدهید.

    معایب

    1. کاهش تمرکز

    یادگیری همزمان دو ساز باعث می‌شود تمرکزتان بین هر دو پخش شود. در حالی که کسانی که فقط یک ساز می‌آموزند، تمام وقت و انرژی خود را روی همان یک ساز می‌گذارند. به همین دلیل، معمولاً پیشرفت آن‌ها هم سریع‌تر و هم محسوس‌تر خواهد بود. اگر برای شما سرعت پیشرفت اهمیت زیادی دارد، بهتر است تنها روی نواختن یک ساز تمرکز کنید.

    2. تداخل تکنیک‌ها

    روش نواختن دو سازی که با هم تفاوت زیادی دارند، کاملاً متفاوت است. این تفاوت‌ها گاهی اوقات برای نوازنده دردسرساز می‌شود و باعث سردرگمی او می‌گردد. به طور مثال، ممکن است برای نواختن یکی از سازها به دستان نرم و آرام نیاز باشد، اما برای ساز دیگر باید نیروی بیشتری به کار برد. برای اینکه هنگام نواختن این دو ساز، تمرکز و اطلاعاتتان با هم قاطی نشود، باید دقت و توجه زیادی به خرج دهید.

    مقاله ساز چنگ را بیشتر بشناسید منبع بسیار خوبی برای یادگیری بیشتر است.

    برای گسترش دانش خود، مقاله تفاوت تصنیف با سرود و آواز را مطالعه کنید.

    برای گسترش دانش خود، مقاله ملودی چیست و چه ویژگی هایی دارد؟ را مطالعه کنید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله تفاوت ملودی ساز و آهنگساز چیست؟ به شما کمک خواهد کرد.

    3. هزینه بیشتر

    یادگیری همزمان دو ساز، نیازمند وقت و هزینه زیادی است. با وجود فوایدی که دارد، این کار پرهزینه محسوب می‌شود. پس قبل از آغاز، مطمئن شوید که این مسیر برای شما مفید خواهد بود.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با ژانرهای محبوب موسیقی.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله منشاء موسیقی به کجا باز میگردد سر بزنید.

  • اولین پیانیست ایرانی مرد و زن چه کسانی بودند؟

    اولین پیانیست ایرانی مرد و زن چه کسانی بودند؟

    امروزه در کشور ما، مانند همه جای دنیا، پیانو یک ساز مهم و معروف است. اما همیشه وضعیت این‌طور نبوده است. وقتی برای اولین بار پیانو به ایران آمد، مدت زیادی طول کشید تا اولین نوازنده‌ی پیانو در ایران ظهور کند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، به گذشته سفر می‌کنیم تا ببینیم پیانو چگونه برای اولین بار به ایران آمد و اولین نوازندگان زن و مرد ایرانی چه کسانی بودند.

    ورود پیانو به ایران

    داستان ورود پیانو به ایران از زمان پادشاهی ناصرالدین شاه شروع می‌شود.
    سال‌ها قبل از آن، در سال ۱۸۰۶ میلادی، سفیر ناپلئون بناپارت یک پیانوی کوچک با پنج اکتاو به دربار فتحعلی شاه هدیه داد. این پیانو به مدت ۶۷ سال بدون استفاده، تنها به عنوان یک وسیله تزئینی در کاخ خاک می‌خورد.
    تا این که ناصرالدین شاه در سال ۱۸۷۳ در سفری به پاریس، از یک نمایشگاه پیانو بازدید کرد و چهار پیانوی دیگر برای دربار ایران سفارش داد.
    این پیانوها کمتر از دو ماه بعد به ایران رسیدند، ولی باز هم کسی بلد نبود چگونه آن‌ها را بنوازد و همچنان در نقش یک وسیله دکوری باقی ماندند.

    اولین پیانیست ایرانی مرد

    اولین فردی که برای نواختن پیانو تلاش کرد، رئیس دسته‌ی موسیقی دربار به نام «محمد صادق خان» بود. او که در نواختن سنتور مهارت داشت، فکر کرد از شباهت‌های میان سنتور و پیانو استفاده کند تا بتواند با این ساز جدید نیز بنوازد. کار او در ابتدا نتیجه‌ی مطلوبی نداشت و صدای پیانو بیشتر شبیه به سنتوری به نظر می‌رسید که کوک نبود. همین مسئله باعث شد محمد صادق خان متوجه شود می‌توان کوک پیانو را تغییر داد. او نه تنها نخستین کسی است که در ایران پیانو نواخت، بلکه اولین کسی بود که پیانو را به شیوه‌ی ایرانی کوک کرد. داریوش صفوت نیز محمد صادق خان را به عنوان نخستین پیانیست ایرانی تأیید کرده است.

    اولین بانوی پیانیست ایرانی

    عصمت‌الدوله، نخستین بانوی نوازنده‌ی پیانو در ایران، دختر ناصرالدین‌شاه قاجار بود. مادر او تاج‌الدوله، همسر دوم شاه محسوب می‌شد.
    او با کمک کنیزی به نام تبسم، آموزش پیانو را نزد محمدصادق‌خان شروع کرد. وقتی ناصرالدین‌شاه از این موضوع باخبر شد، از عصمت‌الدوله خواست که شب‌ها در اندرونی برایش قطعاتی با پیانو اجرا کند.
    تشویق‌های پادشاه باعث شد او بعدها آموزش خود را نزد همسر مسیو اتریشی و مادام کلمانتین ادامه دهد.

  • همه‌چیز درباره ساز چگور

    همه‌چیز درباره ساز چگور

    چگور که با نام‌های چوگور، چغور و قوپوز نیز شناخته می‌شود، یک ساز قدیمی و اصیل در منطقه آذربایجان است. این ساز از دسته سازهای زهی به شمار می‌رود که با زخمه زدن یا مضراب نواخته می‌شود و معمولاً عاشیق‌های آذری با آن موسیقی اجرا می‌کنند. چگور از نظر ظاهری شبیه سازهایی مانند باغلاما، دو تار و تنبور است؛ اما در عین حال خصوصیات ویژه و منحصربه‌فردی دارد که باعث می‌شود در میان سازهای مشابه، کاملاً متمایز باشد. در این نوشته از وبلاگ آنبین، به طور کامل به معرفی و بررسی ویژگی‌های ساز چگور می‌پردازیم.

    ساختار ساز چگور

    ساز چگور در مناطق گوناگونی مانند ساوه، قزوین، همدان، میان ایل قشقایی و آذربایجان، با کمی تفاوت در ساخت ساخته می‌شود؛ اما در کل، شکل اصلی آن در همه جا یکسان است. این ساز یک کاسه نیمه‌گلابیِ بزرگ‌تر از کاسه سه‌تار دارد که از چند قطعه چوب (ترکه) ساخته شده و حجم آن بیشتر است.
    عدد ۹ در فرهنگ سازهای عاشیقی جایگاه ویژه‌ای دارد و این اهمیت در ساخت چگور هم دیده می‌شود. در حالت سنتی، این ساز ۹ ترکه، ۹ سیم و ۹ دستان دارد. اما امروزه معمولاً تعداد ترکه‌ها و دستان‌ها به ۱۱ تا ۱۳ عدد و تعداد سیم‌ها به ۷ یا ۸ عدد تغییر یافته است.
    جنس کاسه و صفحه رویی چگور از چوب درخت توت است و دسته آن از چوب درخت زردآلو ساخته می‌شود. قطعه‌ای به نام شیطانک که در ساز به کار رفته، معمولاً از استخوان گاو درست می‌شود. دستان‌ها در نمونه‌های امروزی بیشتر پلاستیکی هستند و گوشی‌ها و سیم‌گیرها نیز از چوب درختان گردو و شمشاد ساخته شده‌اند.

    برای درک عمیق‌تر این موضوع، مطلب چه افرادی از کاپو استفاده می‌کنند؟ را بخوانید.

    نحوه نواختن ساز چگور

    ساز چگور معمولاً بین ۱۱ تا ۱۳ پرده اصلی یا نیم‌پرده دارد. پرده اول این ساز معمولاً کرن یا ربع‌پرده نامیده می‌شود. وقتی قرار است آهنگ‌های ترکی نواخته شود، معمولاً از پرده‌های اول، سوم، پنجم، هفتم، هشتم و دهم استفاده می‌کنند. در بعضی مقام‌های موسیقی، نوازنده با انگشت شست خود روی شش سیم بالایی (که به آن‌ها سیم‌های واخوان می‌گویند) پرده می‌گیرد. نوازندگان آذربایجانی که عاشیق نام دارند و نوازندگان ترکیه که اوزان خوانده می‌شوند، در نواختن سیم‌های چهارم به بعد مهارت بیشتری دارند. ریتم‌هایی که با چگور نواخته می‌شوند، شبیه به صدای تاخت و تاز اسب هستند. برخی از نوازندگان چگور، به ویژه عاشیق‌های همدان، در حین نواختن ساز، داستان‌هایی نیز تعریف می‌کنند. این کار بیشتر در جشن‌های عروسی دیده می‌شود.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در بالاترین عمل پرستش در کلیسای غرب با فرم مس پیدا کنید.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره فرت گیتار چیست؟ بیابید.

    توصیه می‌کنیم حتماً مقاله میکروفن‌ دینامیک چیست؟ را مطالعه کنید.

    توصیه می‌شود به مطالعه مقاله  راه های تقویت صدای ساز ویلون  ادامه دهید.

    برای گسترش دانش خود، به مقاله مهارت خود را در نوازندگی پیانو بالا ببرید سر بزنید.

  • کتاب هایی که هر موسیقیدان باید بخواند (موسیقی ایرانی + غربی)

    کتاب هایی که هر موسیقیدان باید بخواند (موسیقی ایرانی + غربی)

    در هر زمینه‌ای مانند هنر، علم یا جامعه، همیشه کتاب‌های مهم و تاثیرگذاری وجود دارند که خواندن آن‌ها برای کسانی که در آن زمینه فعالیت می‌کنند، بسیار ضروری است. این کتاب‌ها معمولاً از سوی استادان و متخصصان زیادی تایید شده‌اند و به عنوان منبع آموزشی معتبر استفاده می‌شوند. موسیقی هم از این قاعده مستثنی نیست و کتاب‌های ارزشمندی درباره‌ی آن نوشته شده است. اگر می‌خواهید یک نوازنده یا موسیقیدان موفق شوید، علاوه بر تمرین عملی، باید بخش تئوری موسیقی را نیز به طور جدی دنبال کنید. بهترین راه برای تقویت دانش تئوری موسیقی، مطالعه‌ی کتاب‌های مناسب است. به همین دلیل، در این نوشته می‌خواهیم کتاب‌هایی را معرفی کنیم که خواندن آن‌ها برای هر موسیقیدان مفید است. برای اینکه راحت‌تر باشید، این کتاب‌ها را در دو گروه «موسیقی ایرانی» و «موسیقی غربی» دسته‌بندی کرده‌ایم تا بتوانید کتاب‌های مرتبط با سبک مورد علاقه‌ی خود را سریع‌تر پیدا کنید. پس از خواندن این مطلب، پیشنهاد می‌کنیم به وبلاگ آنبین هم سر بزنید و مطالب بیشتری در زمینه موسیقی مطالعه کنید.

    لیست کتاب هایی که هر موسیقیدان باید بخواند

    موسیقی غربی

    مبانی بنیادی موسیقی | باربارا وارام

    کتاب “مبانی بنیادی موسیقی” اثر باربارا وارام با ترجمه ایلیا بهارلو، از آن دست کتاب‌هایی است که خواندنش برای هر علاقه‌مند به موسیقی ضروری است. باربارا وارام متولد شهر تورنتو در کانادا است و تحصیلات خود را در مدرسه برانکسون هال و سپس دانشکده موسیقی دانشگاه تورنتو به پایان رساند. او پس از فارغ‌التحصیلی، در زمینه تئوری موسیقی تحت راهنمایی اریک رولینسون به تحقیق پرداخت.
    ایلیا بهارلو، که پدرش محمد بهارلو نویسنده و روزنامه‌نگار بود، خود می‌گوید پیش از این کتاب‌های زیادی درباره موسیقی مطالعه کرده بود؛ اما وقتی در سال ۲۰۰۲ با کتاب مبانی بنیادی موسیقی آشنا شد، تازه احساس کرد که برای اولین بار تئوری موسیقی را به شکلی کامل و اصولی فرا گرفته است. محتوای کتاب از نظر اطلاعات جدید چیزی به دانش او اضافه نکرد، اما سادگی و روانی بیان آن باعث شد تصمیم بگیرد کتاب را به فارسی ترجمه کند.
    این کتاب به عنوان یک منبع درسی پایه در رویال کنسرواتوار موسیقی تورنتو نیز تدریس می‌شود. مهمترین ویژگی کتاب، پرداختن به تمام مفاهیم اولیه موسیقی مانند گام، فاصله، وزن، شیوه نت‌نویسی و آکوردهاست. همچنین در پایان کتاب، مجموعه‌ای از تمرین‌های نظری به همراه پاسخ ارائه شده که به درک بهتر و عمیق‌تر مبانی موسیقی کمک می‌کند.

    تاریخ موسیقی، آن‌طور که باید تدریس شود ( باخ، بتهوون، و باقی بروبچه ها)‬ | دیوید دبلیو باربر

    دیوید دبلیو باربر، یک موسیقی‌دان، نویسنده، روزنامه‌نگار و منتقد است که تا به حال بیش از ده کتاب در زمینه موسیقی نوشته است. سبک طنز و شوخ‌طبعانه‌ی او باعث شده تا آثارش با استقبال زیادی روبرو شوند. او که اکنون نویسنده‌ای شناخته‌شده در سطح جهان است، در شهر اتاوا بزرگ شده و مدرک دانشگاهی خود در رشته موسیقی را از دانشگاه کوئین در کینگستون دریافت کرده است.

    علاوه بر نوشتن، باربر در زمینه آهنگسازی نیز فعال بوده و آثاری مانند دو سمفونی، یک رکوئیم و قطعات فراوانی برای گروه‌های کر و موسیقی مجلسی خلق کرده است.

    حالا که بیشتر با نویسنده آشنا شدیم، بد نیست نگاهی هم به کتاب محبوبش بیندازیم. کتاب «باخ، بتهوون و باقی بروبچه‌ها» پرفروش‌ترین اثر دیوید باربر به شمار می‌رود و بسیاری معتقدند مطالعه آن برای هر کسی که به موسیقی علاقه دارد ضروری است. این کتاب به زندگی، شخصیت، موفقیت‌ها و ناکامی‌های بزرگ‌ترین آهنگسازان دنیا می‌پردازد. اگر از متون خشک و خسته‌کننده تاریخ موسیقی فراری هستید، این کتاب با نثر جذاب و شیرین خود، قطعاً نظرتان را تغییر خواهد داد.

    هارمونی | والتر پیستون

    کتاب دیگری که خواندن آن برای هر نوازنده و موسیقیدانی لازم است، کتاب هارمونی اثر والتر پیستون است. پیستون که یک آهنگساز موسیقی کلاسیک، نوازنده ویولن و پیانو، و همچنین استاد دانشگاه هاروارد بود، در زمینه موسیقی صاحب نظر شناخته می‌شد. او موفق به دریافت جوایز معتبری مانند جایزه پولیتزر و گوگنهایم نیز شده است.

    والتر پیستون در سال ۱۹۱۲ وارد مدرسه هنری ماساچوست شد و به مدت چهار سال در آنجا تحصیل کرد. سپس در سال ۱۹۲۰ در کالج هاروارد پذیرفته شد و در طول این دوره، اغلب رهبری ارکستر دانشجویی را بر عهده داشت.

    کتاب هارمونی پیستون نخستین بار در سال ۱۹۴۱ منتشر شد. این اثر یک مرجع آموزشی ارزشمند محسوب می‌شود که تمامی مباحث مربوط به هارمونی در قرن هجدهم و نوزدهم را به طور کامل شرح می‌دهد. همچنین برای درک بهتر و تمرین بیشتر، تمرین‌های کاربردی در کتاب گنجانده شده است.

    موسیقی ایرانی

    موسیقی ایران | روح‌الله خالقی

    روح‌الله خالقی، آهنگساز، موسیقیدان و نوازنده ویولن، از شاگردان برجستهٔ علینقی وزیری بود. او نقش بسیار مهمی در نگهداری و زنده‌نگاه‌داشتن موسیقی ایرانی داشت. خالقی در شهر کرمان به دنیا آمد و از کودکی تحت تأثیر پدر و مادرش که هر دو اهل موسیقی بودند، به این هنر علاقه‌مند شد. در جوانی به مدرسه‌ای رفت که علینقی وزیری اداره می‌کرد و از ۱۹ سالگی خودش به تدریس موسیقی پرداخت. او در سال ۱۳۲۸ انجمنی به نام «دوستداران موسیقی ملی» پایه‌گذاری کرد که بعدها به هنرستان موسیقی ملی تبدیل شد. همچنین، خالقی با نوشتن کتاب‌های ارزشمند، به عنوان نخستین کسی شناخته می‌شود که تاریخ موسیقی شهری ایران را به صورت مکتوب ثبت کرده است.

    در کتاب «موسیقی ایران» اثر روح‌الله خالقی، شما می‌توانید سرگذشت موسیقی ایران را از روزگاران قدیم تا زمان معاصر دنبال کنید. در این کتاب به دوره‌های تاریخی و افراد تأثیرگذاری مانند ساسانیان، خسرو پرویز و اردشیر بابکان که در شکل‌دهی به موسیقی ایرانی نقش داشته‌اند، پرداخته شده است.

    تئوری موسیقی | علینقی وزیری

    کتاب “تئوری موسیقی” نوشته علینقی وزیری است. او تأثیر چشمگیری در موسیقی سنتی ایران گذاشت و کارهای مهمی مانند ابداع روشی جدید برای نوشتن نت‌ها و تنظیم ردیفهای موسیقی انجام داد. وزیری دانش‌آموخته مدرسه سن لوئی تهران بود و در سن سی سالگی برای یادگیری موسیقی غرب به کشورهای آلمان و فرانسه سفر کرد. کتاب تئوری موسیقی او حدود یک قرن پیش نوشته شده، ولی هنوز هم منبعی معتبر و قابل اعتماد به شمار می‌رود. این کتاب چهارصد صفحه‌ای به بررسی هر دو سبک موسیقی ایرانی و موسیقی کلاسیک غربی می‌پردازد.

    کتاب مبانی نظری موسیقی ایرانی | جمعی از نویسندگان

    گروهی از هنرمندان موسیقی ایران مانند حسین علیزاده، هومان اسعدی، مینا افتاده، علی بیانی، مصطفی کمال پورتراب و ساسان فاطمی، از تابستان سال ۱۳۸۲ تا پایان مردادماه سال بعد، یعنی بیش از یک سال، با یکدیگر همکاری کردند تا کتاب “مبانی نظری موسیقی ایرانی” را تألیف کنند. این کتاب به طور تخصصی به موسیقی کلاسیک ایران، که به آن موسیقی ردیفی نیز می‌گویند، می‌پردازد.

    هدف اصلی از نوشتن این کتاب، ایجاد یک چارچوب نظری برای آموزش موسیقی ایرانی بود. یکی از ویژگی‌های برجسته این اثر، در نظر گرفتن تفاوت‌های بین موسیقی ایران در دوران گذشته و شکل کنونی آن است. از نکات مثبت کتاب این است که اصول و قواعد موسیقی را دقیقاً به شکلی که امروزه در اجراهای عملی به کار می‌رود، مورد توجه قرار داده است.

  • معنی رسیتال در موسیقی چیست و چه فرقی با کنسرت دارد؟

    معنی رسیتال در موسیقی چیست و چه فرقی با کنسرت دارد؟

    در دنیای موسیقی، برای هر گونه اجرا نام ویژه‌ای به کار می‌رود. یکی از این نام‌ها که بیشتر در محیط‌های آموزشی شنیده می‌شود، «رسیتال» است. رسیتال در واقع نوعی برنامه زنده است که اغلب با کنسرت اشتباه گرفته می‌شود؛ اما این دو تفاوت‌های اساسی با هم دارند. اگر دوست دارید بدانید رسیتال به چه معناست و چه فرقی با کنسرت دارد، در این نوشته از وبلاگ آموزشگاه موسیقی الهام همراه ما بمانید.

    معنی رسیتال در موسیقی چیست؟

    رسیتال در موسیقی به برنامه‌های اجرایی گفته می‌شود که معمولاً یک آموزشگاه یا مرکز موسیقی آن را برگزار می‌کند. در این برنامه‌ها هنرجویان به تنهایی یا در قالب گروه‌های کوچک قطعاتی را می‌نوازند. هدف اصلی رسیتال، نمایش دستاوردهای هنرجو و مهارت‌های نوازندگی اوست.

    این اجراها فرصتی است تا هنرجو بتواند ثمرهٔ ساعت‌ها تلاش و تمرین خود را روی صحنه ببیند. همچنین، با تماشای اجرای دیگران، انگیزه بیشتری برای بهتر شدن پیدا می‌کند. یکی دیگر از مزایای رسیتال، افزایش اعتماد به نفس و کاهش استرس اجرای روبروی جمع است.

    معمولاً تماشاگران رسیتال را اعضای خانواده و دوستان هنرجویان تشکیل می‌دهند که برای تشویق آنها در سالن حاضر شده‌اند. به همین دلیل این مراسم در سالن‌های کوچک و با فضایی دوستانه و صمیمی برگزار می‌شود.

    کنسرت و رسیتال چه تفاوتی با هم دارند؟

    کنسرت و رسیتال هر دو نوعی اجرای موسیقی هستند که به شکل رسمی برگزار می‌شوند. به همین دلیل، خیلی از افراد در تشخیص این دو از هم مشکل دارند. در ادامه سه تفاوت اصلی بین رسیتال و کنسرت را مرور می‌کنیم تا بتوانید به راحتی آن‌ها را از هم تشخیص دهید.

    1. کنسرت‌ها معمولاً در سالن‌های بزرگ و با جمعیت زیادی از تماشاگران برگزار می‌شوند. همچنین برای شرکت در آن‌ها باید بلیت تهیه کنید که هزینه آن معمولاً زیاد است.
    2. در یک کنسرت معمولاً یک گروه کامل موسیقی با نوازندگان متعدد به اجرا می‌پردازند؛ در حالی که رسیتال اغلب توسط یک نوازنده تنها یا یک گروه کوچک اجرا می‌شود.
    3. کنسرت یک رویداد عمومی است که حتی منتقدان هنری نیز در آن حضور پیدا می‌کنند؛ اما فضای رسیتال معمولاً خودمانی و حمایتی است و تماشاگران بیشتر برای تشویق و همراهی هنرجویان یا نوازندگان در آن شرکت می‌کنند.

  • اسماعیل ادیب خوانساری | نخستین خواننده مرد رادیو ملی ایران

    اسماعیل ادیب خوانساری | نخستین خواننده مرد رادیو ملی ایران

    اسماعیل نکیسا، که بعدها با نام ادیب خوانساری شناخته شد، نخستین خواننده مرد رادیو ایران و از استادان برجسته سبک آوازی اصفهان به شمار می‌رود. او در موسیقی اصیل ایرانی بسیار تأثیرگذار بود و خوانندگان بسیاری از سبک منحصربه‌فرد و توانایی‌های هنری او الهام گرفتند. در این نوشته از وبلاگ آنبین، زندگی‌نامه کامل این هنرمند را مرور خواهیم کرد.

    این موضوع را بهتر بشناسید با مطالعه آشنایی با آکوردهای چهارگانه.

    تولد، کودکی و نوجوانی ادیب خوانساری

    اسماعیل ادیب خوانساری در سال ۱۲۸۰ در شهر خوانسار در یک خانواده مذهبی متولد شد. پدرش «میرزا محمود بن ابی القاسم خوانساری» از روحانیون و خوشنویسان مشهور آن زمان بود. اسماعیل از کودکی و با تشویق پدر، آموزش مسائل دینی، اصول فقه و زبان عربی را شروع کرد.

    در سن ۱۴ سالگی (سال ۱۲۹۴) او لباس روحانیت پوشید و به دلیل داشتن صدای خوش، به عنوان موذن مسجد انتخاب شد. ادیب باور داشت که باید موسیقی را از راهی غیر از روضه‌خوانی دنبال کند؛ بنابراین برخلاف نظر پدر، در سال ۱۲۹۵ نزد عندلیب گلپایگانی (تولایی) ـ که خطیبی آشنا با موسیقی بود ـ رفت تا ردیف‌های آوازی را بیاموزد.

    او خیلی زود دریافت که خوانسار برای رسیدن به اهدافش جای کوچکی است. به همین دلیل در سال ۱۲۹۸ به اصفهان رفت و نزد استادان بزرگ آواز اصفهان، مانند عبدالرحیم اصفهانی، میرزا حبیب اصفهانی و نایب اسدالله (نوازنده نی) آموزش دید. همچنین در سال ۱۳۰۲ به دلیل علاقه به آهنگ‌های محلی لری و بختیاری، به مناطق بختیاری و جنوب ایران سفر کرد تا با نغمه‌ها، فرهنگ و زبان مردم آن نواحی آشنا شود.

    در صورت علاقه‌مندی، مطلب چگونه بهترین آموزشگاه موسیقی را انتخاب کنیم ؟ را از دست ندهید.

    اگر سوالاتی دارید، مقاله زایلوفون یک شروع عالی موسیقی کودک به شما کمک خواهد کرد.

    سفر به تهران در جوانی

    اسماعیل ادیب خوانساری در سن ۲۳ سالگی، یعنی سال ۱۳۰۳، به تهران رفت. این سفر تأثیر زیادی در زندگی هنری او گذاشت. در تهران، ادیب با استادان بزرگ موسیقی آشنا شد؛ افرادی مانند غلامحسین درویش خان، حسین خان اسماعیل زاده، حبیب سماعی، مرتضی محجوبی، موسی معروفی، علی اکبر شهنازی، عبدالحسین شهنازی و مرتضی نی داوود. او با راهنمایی این استادان، نواختن سازهای سه‌تار و پیانو را یاد گرفت و اطلاعات خود را در زمینه موسیقی بیشتر کرد. همچنین در همان سال اول حضورش در تهران، اولین صفحه گرامافون خود را با همراهی نی مهدی نوایی ضبط کرد.

    در سال ۱۳۰۹، او در شهرداری تهران (بلدیه) مشغول به کار شد. سپس در سال ۱۳۱۶ در تلفنخانه شمیران و دو سال بعد در شرکت نفت میهن، که زیرمجموعه شرکت نفت ایران و انگلیس بود، استخدام شد. با راه‌اندازی رادیو تهران در سال ۱۳۱۹، ادیب از نخستین خوانندگانی بود که با این رادیو همکاری کرد. او در رادیو با هنرمندان نامداری مانند ابوالحسن صبا، علی اکبر شهنازی، حسین یاحقی، حبیب سماعی، عبدالحسین شهنازی، مهدی خالدی و مرتضی محجوبی همکاری داشت تا اینکه در سال ۱۳۳۲ به دلایلی نامشخص از همکاری با رادیو کناره‌گیری کرد. دو سال بعد، در سال ۱۳۳۴، با دعوت برنامه گل‌ها دوباره به رادیو بازگشت.

    شاگردان ادیب خوانساری

    در دنیای هنر و موسیقی ایران، نام‌های بزرگی می‌درخشند که هر یک گنجینه‌ای بی‌همتا هستند. از جمله این استادان می‌توان به فخری ملک‌پور، محمدعلی گلپایگانی، هنگامه اخوان، احمد ابراهیمی، اکبر گلپایگانی و حسن کسایی اشاره کرد. این هنرمندان با صدای دلنشین و هنر والای خود، نقش ماندگاری در فرهنگ و موسیقی این سرزمین ایفا کرده‌اند و یاد و خاطره آنان همواره در دل مردم زنده است.

    سال‌های پایانی و مرگ

    متأسفانه استاد ادیب خوانساری در بیست سال آخر عمرش با یک بیماری ریوی دست و پنجه نرم می‌کرد. حال او آن‌قدر نامساعد بود که حتی در سال ۱۳۴۹، پیشنهاد تدریس در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی را به دلیل وضعیت سلامتی‌اش نپذیرفت. در سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ نیز دو عمل جراحی روی ریه‌هایش انجام شد. در نهایت، این هنرمند برجسته در ششم فروردین ماه سال ۱۳۶۱، در اثر همین بیماری، دیده از جهان فروبست.

    نقل‌قول‌های هنرمندان درباره ادیب خوانساری

    اکبر گلپایگانی می‌گوید: ادیب شعر را با وضوح کامل می‌خواند و تحریرهایش از عمق گلو بیرون می‌آمد، نه فقط با زبان. سبک آواز او کاملاً منحصر به فرد و ویژه خودش بود.

    در اینجا می‌توانید اطلاعات کامل‌تری درباره آکورد چیست؟ بیابید.

    اگر به این موضوع علاقه دارید، بهترین کلاس دف در شرق تهران را از دست ندهید.

    سید رضا طباطبایی، استاد آواز اصفهان، خاطره‌ای از استاد تاج نقل می‌کند و می‌گوید: «از تاج پرسیدم در لحظات خاص به صدای چه کسی گوش می‌دهی؟ گفت: ادیب. گفتم: مگر خودت صدای خوبی نداری؟ گفت: صدای ادیب ویژگی خاصی دارد؛ او به شکلی دلنشین می‌خواند و کلمات و شعر را آنچنان زیبا بیان می‌کند که مرا مسحور خود می‌سازد.»

    هوشنگ ابتهاج نیز معتقد است: سبک آواز ادیب مختص به خود او بود. به نظر من، او حتی بر خوانندگان بزرگی مانند بنان نیز تأثیر گذاشت.

    اطلاعات جامع‌تری در مورد این موضوع را در آموزش موسیقی کودک پیدا کنید.

  • علامت تنوتو در موسیقی چیست و چطور اجرا می‌شود؟

    علامت تنوتو در موسیقی چیست و چطور اجرا می‌شود؟

    در دنیای موسیقی، نشانه‌ها و نمادهای زیادی وجود دارد که آشنایی با مفهوم و روش اجرای هر یک برای هنرمندان و اهل موسیقی بسیار مهم است. یکی از این اصطلاحات، علامت تنوتو است که در این نوشته می‌خواهیم به طور کامل به بررسی آن بپردازیم. اگر به یادگیری مبانی تئوری موسیقی علاقه دارید، پیشنهاد می‌کنیم سری هم به دیگر مطالب آموزشی وبلاگ آنبین بزنید.

    علامت تنوتو در نت‌ها چطور مشخص می‌شود؟

    برای اینکه با علامت تنوتو در موسیقی کار کنیم، ابتدا باید بتوانیم آن را در نت‌ها تشخیص دهیم. این علامت معمولاً به سه شکل نشان داده می‌شود.

    در روش اول، کلمهٔ کامل «تنوتو» را در بالای نت‌های مربوطه می‌نویسند.
    روش دوم این است که به جای کلمهٔ کامل، از شکل کوتاه‌شدهٔ آن یعنی «تن» استفاده شود.
    اما روش سوم که متداول‌تر از دو روش قبلی است، به این شکل است: یک خط افقی، تقریباً به اندازهٔ عرض سرِ نت، در بالا یا پایین آن کشیده می‌شود.

    علامت تنوتو در موسیقی چیست و چگونه اجرا می‌شود؟

    ریشه واژه تنوتو از فعل ایتالیایی Tenere گرفته شده است. در نتیجه، این کلمه به معنای نگهدار، ثابت، پایدار، برجسته، پیوسته، متصل، صدای امتداد‌یافته، نگه‌داشته شده و ثابت‌مانده است.

    در موسیقی، علامت تنوتو نشان می‌دهد که یک نت باید به اندازه دقیق ارزش زمانی‌اش نواخته شود. همچنین، نت‌های دارای این علامت باید درخشان‌تر، پررنگ‌تر و مشخص‌تر از بقیه نت‌ها اجرا شوند؛ اما این تأکید نباید به حدی باشد که حالت ضربه‌ای آکسان به خود بگیرد.

    نکته مهم دیگر درباره نحوه اجرای تنوتو، مربوط به مواردی است که چند نت دارای این علامت پشت سر هم قرار می‌گیرند. در چنین موقعیت‌هایی، باید دقت کنید که نت‌ها را به صورت پیوسته و لگاتو ننوازید، بلکه هر یک را جداگانه و با فاصله زمانی بسیار کوتاه اجرا کنید. برای این کار لازم است برای لحظه‌ای کوتاه، دست خود را از ساز جدا کنید تا هر نت تنوتودار به شکل کامل و مستقل شنیده شود.

  • ۱۸ تا از جملات بزرگان موسیقی درباره گیتار

    ۱۸ تا از جملات بزرگان موسیقی درباره گیتار

    گیتار یکی از پرطرفدارترین سازها در سراسر جهان است و هنرمندان بسیاری در همه کشورها از آن استفاده می‌کنند. بسیاری از نوازندگان چیره‌دست و موسیقی‌دانان بزرگ جهان، سخنان زیبایی درباره این ساز بیان کرده‌اند که شنیدنشان خالی از لطف نیست. در این نوشته از وبلاگ آنبین، ۱۸ جمله از بزرگان موسیقی درباره گیتار را برای شما گردآوری کرده‌ایم. می‌توانید نظر خود را درباره جمله مورد علاقه‌تان در بخش نظرات با ما به اشتراک بگذارید.

    جملات بزرگان درباره گیتار

    ۱. تنها زمانی که گیتار در دستانم است، واقعاً خودِ واقعی‌ام هستم.
    **جورج هریسون**

    ۲. از نظر فنی، من یک گیتاریست حرفه‌ای نیستم؛ فقط حقیقت و احساساتم را با سازم بیان می‌کنم.
    **جیمی هندریکس**

    ۳. نواختن گیتار مانند یک سفر بی‌پایان است.
    **جان فوگرتی**

    ۴. من تنها مسیری را دنبال می‌کنم که گیتارم برایم مشخص می‌کند.
    **آنگوس یانگ**

    ۵. هیچ‌گاه مهم نیست یک گیتاریست چقدر معروف باشد؛ همیشه چیزهای تازه‌ای برای یادگیری وجود دارد. هرگز نمی‌توانید همه چیز را در مورد گیتار بدانید.
    **دیوید ادواردز**

    ۶. اگر به جای اسلحه، گیتار در دستان مردم باشد، دنیا به یک کنسرت بزرگ تبدیل می‌شود.
    **توماس ایان نیکلاس**

    ۷. هر بار که گیتار برمی‌داری، طوری بنواز که انگار آخرین فرصت تو برای نواختن است.
    **اریک کلاپتون**

    ۸. گاهی اوقات، بهترین کاری که می‌توانی با یک گیتار انجام دهی، این است که فقط به آن نگاه کنی.
    **تام یورک**

    ۹. گیتار مانند یک ارکستر کوچک است؛ هر سیم رنگ و صدای مخصوص به خود را دارد.
    **آندرس سگوویا**

    ۱۰. هدف من این بود که گیتارم را به احساسات و عواطف انسانی پیوند بزنم.
    **بی‌بی کینگ**

    ۱۱. وقتی گیتارم را آتش زدم، مانند یک قربانی بود. آدم چیزهایی را که دوست دارد قربانی می‌کند، و من گیتارم را دوست داشتم.
    **جیمی هندریکس**

    ۱۲. من باور دارم که هر نوازنده‌ای در درون خود چیزی منحصربه‌فرد برای ارائه دارد.
    **جیمی پیج**

    ۱۳. من با گیتارم خیلی راحت‌تر از حرف زدن، احساساتم را بیان می‌کنم.
    **جیمی پیج**

    ۱۴. گیتار من فقط یک وسیله نیست، بلکه بخشی از وجود من است.
    **جوآن جت**

    ۱۵. فقط یک گیتار، یک پیانو، یا حتی یک جارو و چند سیم به من بدهید، من هرگز حوصله‌ام سر نمی‌رود!
    **کیت ریچاردز**

    ۱۶. من به خاطر علاقه به جیمی هندریکس، قهرمانم، شروع به نواختن گیتار کردم. سبک نوازندگی من ریشه در کارهای او دارد.
    **جو ستریانی**

    ۱۷. فکر می‌کنم یادگیری گیتار برای کسانی که می‌بینند، می‌تواند بسیار سردرگم‌کننده باشد.
    **داک واتسون**

    ۱۸. اگر واقعاً عاشق گیتار باشید، در تمام ساعات بیداری، آن را در دستان خود خواهید داشت.
    **فرانک زاپا**