معنی کلمه Capture به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of capture word

بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!
 

ترجمه کلمه Capture به فارسی با مثالهای کاربردی

capture به معنای گرفتن چیزی یا کسی است که فرار کرده یا باید پیدا شود. تلفظ این کلمه(cap shur) است.

  1. The police captured the man who robbed the bank.
  2. A little boy captured a butterfly with a net.
  3. Whitey Bulger escaped capture for decades. (This sentence uses “capture” as a noun.)
  4. His capture made national headlines. (This sentence uses “capture” as a noun.)
  5. The United States captured Sadam Hussein after an exhausting manhunt.
  6. It’s hard to capture a fish with your bare hands.
  7. The woman was captured by a monster.
  1. پلیس مردی را که از بانک سرقت کرده بود دستگیر کرد.
  2. پسر بچه ای پروانه ای را با تور گرفت.
  3. Whitey Bulger برای چندین دهه از دستگیری فرار کرد. (این جمله از “تسخیر” به عنوان اسم استفاده می کند.)
  4. دستگیری او خبرساز شد. (این جمله از “تسخیر” به عنوان اسم استفاده می کند.)
  5. ایالات متحده پس از یک تعقیب و گریز طاقت فرسا، صدام حسین را دستگیر کرد.
  6. گرفتن ماهی با دست خالی سخت است.
  7. زن توسط یک هیولا اسیر شد.

 

در هنگام عکاسی یا استفاده از دوربین فیلمبرداری نیز می توان از کلمه “capture” استفاده کرد:

  1. Marta captured her son’s graduation on video.
  2. A cell phone does a good job of capturing images.
  3. A camera captured the exact moment when the horse crossed the finish line.
  1. مارتا فارغ التحصیلی پسرش را با ویدئو ضبط کرد.
  2. تلفن همراه در گرفتن تصاویر به خوبی عمل می کند.
  3. یک دوربین دقیقا لحظه عبور اسب از خط پایان را ثبت کرد.

 

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

 

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *