دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Lip به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Lip به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Lip به فارسی با مثالهای کاربردی

    لب‌ها از پوست تشکیل شده‌اند و قسمت بیرونی دهان را می‌سازند. ما دو لب داریم: لب بالا و لب پایین.

    گاهی افراد وقتی گرسنه هستند، لب‌هایشان را می‌لیسند.
    مردی همسر یا دوست‌دخترش را روی لب‌هایش می‌بوسد.
    بوسه بر روی لب‌های فردی گذاشته می‌شود.
    وقتی هیلدا از لیمو گاز زد، لب‌هایش را جمع کرد.
    لب‌های مارک بعد از خوردن بستنی یخی، قرمز روشن شد.
    بعضی از خانم‌ها روی لب‌هایشان رژلب می‌زنند.
    من موقع اصلاح، لب بالایم را بریدم.

     
    روش‌های دیگری هم برای استفاده از این واژه وجود دارد:

    سیاستمداران معمولاً حرف‌هایی در مورد کاهش مالیات یا انجام خواسته‌های مردم می‌زنند، اما عمل نمی‌کنند. (lip service = حرف بدون عمل)
    این فقط یک مشت حرف بی‌عمل است.
    خانمی روی صحنه، هنگام پخش آهنگ فقط لب‌هایش را تکان می‌داد، اما همه فکر می‌کردند واقعاً دارد می‌خواند. (در این حالت، صدا از دهان فرد بیرون نمی‌آید. لب‌ها با کلمات حرکت می‌کنند و فرد فقط تظاهر به خواندن می‌کند.)
    لبهٔ بطری، قسمتی است که در بطری روی آن قرار می‌گیرد.
    وقتی شنیدم چارلی مدام تعریف می‌کند که ایده‌اش چقدر عالی است، مجبور شدم جلوی حرف زدنم را بگیرم. (bite one’s lip = خودداری از بیان چیزی، حتی وقتی کسی دروغ می‌گوید یا اغراق می‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه List به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه List به فارسی با چند مثال

    امروز بیایید با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه List به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک فهرست، مجموعه‌ای از کارها یا چیزهایی است که می‌خواهیم به یاد داشته باشیم یا انجام دهیم. برای ساختن یک فهرست، معمولاً از کلماتی مثل «تهیه کردن»، «نوشتن» یا «درست کردن» استفاده می‌شود.

    قبل از خرید، خوب است که فهرستی از چیزهایی که لازم دارید، بنویسید.
    آیا قبل از رفتن به خرید، لیست خود را آماده کردید؟
    ما باید فهرستی از کارهایی که در سفر به کلمبیا می‌خواهیم انجام دهیم، بنویسیم.
    من همیشه یک لیست از کارهایم را در جیبم دارم.
    حامد فهرستی از ماشین‌هایی که قصد خریدشان را دارد، تهیه کرده است.
    دفترچه تلفن، شامل فهرستی از شماره‌های کسب‌وکارهای محلی است.
    مکانیک‌های هواپیما از یک چک‌لیست استفاده می‌کنند تا مطمئن شوند همه قسمت‌های هواپیما به درستی کار می‌کند.

     
    کلمه «لیست» می‌تواند به عنوان یک فعل هم به کار رود:

    ایده‌هایت را روی کاغذ فهرست کن.
    چیزهایی که از فروشگاه لازم داری، روی یک کاغذ لیست کن.
    دولت نام کسانی که قانون را شکسته بودند، منتشر کرد.
    چارلز نام و شماره تلفن دوستانش را در گوشی موبایلش ذخیره کرده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Listen به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Listen به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Listen به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “listen” به معنای “گوش دادن” است و وقتی استفاده می‌شود که کسی با دقت به یک صدا توجه می‌کند. این کلمه با “hear” که به معنی “شنیدن” است فرق دارد. وقتی کسی چیزی را می‌شنود، ممکن است از قبل منتظر آن صدا باشد یا نباشد. اما وقتی کسی به صدا گوش می‌دهد، به صورت فعال به آن توجه می‌کند و درباره‌اش فکر می‌کند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    listen

    گوش کن

    listened

    گوش داد

    listened

    گوش داد

    آیا از شنیدن برنامه‌های رادیو لذت می‌برید؟
    به چه سبکی از موسیقی علاقه دارید گوش کنید؟ (معمولاً بعد از فعل “listen” از حرف اضافه “to” استفاده می‌شود.)
    این روزها بیل زیاد به موسیقی کلاسیک گوش می‌دهد.
    بعضی از دانش‌آموزان وقتی معلم صحبت می‌کند، توجهی نمی‌کنند.
    گوش دادن کار مهمی است.
    آیا شما به حرف‌هایم توجه می‌کردید؟
    به نظرم شما گوش نمی‌دادید.
    چرا توجه نمی‌کنی؟
    ونسا احساس می‌کند که مدیرش به نظراتش گوش نمی‌دهد.
    سیاستمداران قبل از انتخابات به نظرات مردم توجه می‌کنند.
    قبل از انتخابات، به دغدغه‌های رای‌دهندگان گوش داده می‌شود. (جمله مجهول)
    داری گوش می‌کنی؟
    حتی در حال گوش دادن نبودی. (این جمله به زمان گذشته استمراری تعلق دارد.)
    تاد وقتی معلم اسمش را صدا زد، حواسش جای دیگری بود.
    گوش‌ها را تیز کنید! باید همه توجه‌تان پیش من باشد. (“listen up” یک اصطلاح برای جلب توجه است.)

    من عاشق شنیدن موسیقی هستم.
    اگر می‌خواهید انگلیسی را یاد بگیرید، گوش کردن به صحبت‌های انگلیسی‌زبانان تمرین مفیدی است.
    شنیدن سخنرانی کشیش، مردم کلیسا را تشویق کرد تا با دیگران مهربان‌تر و بردبارتر باشند.

    به فردی که گوش می‌دهد “شنونده” می‌گویند.
    جنیفر شنونده‌ی خوبی است. همیشه به صحبت‌های معلم‌هایش با دقت گوش می‌دهد.
    شنوندگان برنامه رادیویی، اجرای فوق‌العاده‌ای از یک موزیسین بااستعداد شنیدند.
    گوینده با پخش یک خبر بسیار ناراحت‌کننده، شنوندگانش را شوکه کرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید.
    همچنین، اگر می‌خواهید از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین استفاده کنید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Live به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Live به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Live به فارسی با مثالهای کاربردی

    زندگی کردن به معنای سکونت در یک جای خاص است. این کلمه بسیار پرکاربرد است و وقتی از محل زندگی فردی می‌پرسیم یا درباره آن صحبت می‌کنیم، از آن استفاده می‌کنیم.

    ساده گذشته فعل ماضی
    live

    زندگی کردن

    lived

    زندگی کرد

    lived

    زندگی کرده

    شما در کدام شهر یا منطقه ساکن هستید؟
    چه مدت است که در آنجا زندگی می‌کنید؟
    آیا از سکونت در محل زندگی خود راضی هستید؟
    چه کسانی همراه شما زندگی می‌کنند؟
    تعداد افرادی که با شما زندگی می‌کنند چند نفر است؟

    خاویر ساکن شهر شیکاگو است.
    او تنها در یک آپارتمان زندگی می‌کند.
    بیش از ۱۵ سال است که در آنجا سکونت دارد.
    او از زندگی در شیکاگو لذت می‌برد.

    جسیکا برای چند سال در تگزاس زندگی کرد.
    او به همراه خانواده‌اش در یک خانه ساکن بود.
    مدت اقامت او در آن منطقه کوتاه بود.
    او از زندگی در تگزاس رضایت نداشت.

    فعل “live” همچنین برای بیان زنده بودن فرد به کار می‌رود:
    به نظر شما او چقدر دیگر زنده خواهد ماند؟
    او فقط چند ماه فرصت زندگی دارد.
    عمه‌ی من با بیماری سرطان مغز زندگی می‌کند.
    پزشک اعلام کرد که بیمار زنده خواهد ماند.
    آیا پدربزرگ و مادربزرگ شما هنوز در قید حیات هستند؟

    یک کاربرد دیگر کلمه “live” مربوط به رویدادهای هم‌زمان و مستقیم است:
    این مسابقه به صورت زنده از تلویزیون پخش شد.
    هنرمندان در مقابل حضار زنده اجرا کردند.
    این کلوب هر شب برنامه‌های زنده و مستقیم ارائه می‌دهد.

    کلمه “life” به معنی زندگی یک اسم است و جمع آن “lives” می‌باشد:
    او زندگی بسیار طولانی داشته است.
    پیتر زندگی پرماجرا و جالبی داشته است.
    در حادثه آتش‌سوزی چندین نفر جان خود را از دست دادند.
    با استفاده از این واکسن می‌توان جان هزاران نفر را نجات داد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Load به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Load به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Load به فارسی با مثالهای کاربردی

    می‌توانید از کلمه “بار” هم به عنوان یک کار (فعل) و هم به عنوان یک نام (اسم) استفاده کنید. وقتی به عنوان کار به کار می‌رود، معنای آن نزدیک به “گذاشتن” یا “قرار دادن” است.

    ساده گذشته فعل ماضی
    load

    بارگیری کردن

    loaded

    بارگیری شد

    load

    بارگیری شده است

    او لباس‌های کثیف را داخل ماشین لباسشویی گذاشت.
    او ماشین لباسشویی را پر کرد. (وقتی از کلمهٔ “پر کردن” استفاده می‌کنید، معمولاً لازم نیست بگویید چه چیزی داخل دستگاه گذاشته شده است.)

    مامور پلیس اسلحه‌اش را از گلوله پر کرد.
    مامور پلیس اسلحه‌اش را پر کرد.

    لطفاً ظرفشویی را با ظروف پر کنید.
    لطفاً ظرفشویی را بارگیری کنید.

    کامیونتان را اینجا خالی نکنید. اینجا منطقهٔ بارگیری نیست. (خالی کردن = بیرون آوردن)

    آنها قبل از آمدن طوفان بزرگ برف، مقدار زیادی مواد غذایی خریدند. (بارگیری کردن = جمع‌آوری کردن؛ تهیه کردن)

    همانطور که می‌بینید، “بار” یک کلمهٔ بسیار کاربردی و ساده برای استفاده است.
    وقتی “بار” را به صورت اسم به کار می‌برید، به یک مقدار مشخص اشاره دارد:

    او یک توده لباس برای شستن دارد.
    یک محموله مبلمان داخل کامیون است.
    ما یک سبد خرید پر از مواد غذایی در ماشین داریم.
    در مهمانی بسیار به ما خوش گذشت. (در مهمانی بسیار به ما خوش گذشت.)

    می‌توانید “بار” را به صفتی با پایان “شده” تبدیل کنید. در این حالت، کلمهٔ “بارگیری‌شده” چندین معنای دیگر هم پیدا می‌کند.

    کامیون بارگیری شده است.
    ماشین من پر از مواد غذایی است.
    او یک اسلحه پر (آماده شلیک) با خود حمل می‌کند.
    آنها پولدار هستند. (آنها پول زیادی دارند.)
    آن مرد به نظر می‌رسد که مست است. (loaded = مست)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
    همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loaf به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loaf به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Loaf به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “loaf” به شکل نان پخته شده در فر اشاره دارد.

    این یک قرص نان است:

    این قرص نان تازه از فر بیرون آمده.
    مایلید یک برش از این نان داشته باشید؟
    من یک قرص نان از مغازه خریدم.
    شیلا سه قرص نان از نانوایی خرید.

     
    جمع این کلمه “loaves” است. دقت کنید که حرف “f” به “v” تغییر پیدا می‌کند.
     
    کلمه “loaf” همچنین می‌تواند به عنوان یک فعل برای توصیف رفتار تنبلانه و بی‌هدف به کار رود:

    او امروز فقط در خانه پرسه می‌زند و کاری نمی‌کند.
    داریل به خاطر تنبلی و کم‌کاری در محل کارش اخراج شد.
    دست از تنبلی بردار و کارت را انجام بده.
    تیم در نیمه دوم بازی، تنبلی کرد و در نهایت بازی را باخت.
    باب تمام روز مدرسه را به بطالت می‌گذراند و وقت همه، حتی وقت خودش را تلف می‌کود. (هنگامی که این کلمه به عنوان فعل به کار می‌رود، “f” به “v” تغییر نمی‌کند.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همه‌ی واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Loan به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Loan به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Loan به فارسی با مثالهای کاربردی

    وقتی به کسی پول میدهید و منتظر هستید که آن را پس بگیرید، در واقع به او **وام** دادهاید. این کلمه بیشتر برای پول به کار میرود، اما میتوانید برای هر چیزی که کسی از شما قرض میگیرد و بعد برمیگرداند هم از آن استفاده کنید.

    مثلاً:
    – دوستم ماشینش را برای چند روز به من قرض داد.
    – ممکن است بانک به کارل پول قرض بدهد تا یک کسب و کار جدید راه بیندازد.
    – میشه بیست دلار به من قرض بدی؟ فردا پس میدم.
    – پدر و مادر ونسا به او پول قرض میدهند تا خانه بخرد.

     

    همچنین میتوانید از **وام** به عنوان یک اسم استفاده کنید:

    – ما از بانک وام گرفتیم تا خانه‌مان را تعمیر کنیم.
    – این وام در پنج سال بازپرداخت شد.
    – اگر بتوانید از گرفتن وام خودداری کنید، مجبور نیستید سود بپردازید.
    – وام‌های دانشگاهی ممکن است باعث شوند یک جوان چند سال بعد از فارغ‌التحصیلی از نظر مالی تحت فشار باشد.

     

    **Loan shark** به کسی گفته میشود که با بهره بسیار بالا به دیگران پول قرض میدهد.

    توجه داشته باشید: کلمه **loan** در مقابل **borrow** قرار میگیرد. مراقب باشید این دو را با هم اشتباه نگیرید.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Location به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Location به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Location به فارسی با مثالهای کاربردی

    یک مکان، موقعیتی است که چیزی در آن قرار دارد.

    این، یک مکان بسیار زیباست.
    آن‌ها در یک منطقه خوب ساکن هستند.
    این شرکت در جست‌وجوی یک موقعیت جدید برای راه‌اندازی کسب‌وکار خود است.
    ما در حال نقل مکان به یک جای جدید هستیم.
    جایی که گنج در آن پنهان شده، کاملاً محرمانه است. این گنج در یک نقطه پنهان است.
    آنجا جای مناسبی برای باز کردن یک کافه نیست.
    آن مکان، رفت‌وآمد کافی ندارد.
    فیلم‌برداری این فیلم در خودِ همان محل واقعی انجام می‌شود. (یعنی صحنه‌های فیلم، دقیقاً در همان مکانی که داستان در آن رخ می‌دهد، فیلم‌برداری می‌شود.)
    همه مشاوران املاک می‌گویند: مهم‌ترین نکته در خرید خانه، “مکان، مکان، مکان” است. (این یک عبارت معروف برای تأکید بر اهمیت موقعیت مکانی در زندگی یا تجارت است.)

     
    کلمه «Locate» به معنای یافتن یا قرار داشتن در جایی است.

    خانه در یک محله خوب قرار دارد.
    هتل نزدیک فرودگاه واقع شده است.
    یک پمپ بنزین در کنار بزرگراه وجود دارد.
    شما در کدام منطقه هستید؟
    آیا در یک منطقه امن زندگی می‌کنید؟
    قلب در کدام قسمت از بدن انسان قرار دارد؟
    کلیه‌ها در کجای بدن هستند؟
    من سعی می‌کنم با تلفنم یک هتل نزدیک را پیدا کنم.
    پیدا کردن این مکان بسیار سخت است.
    شرکت من از من می‌خواهد که به محل دیگری نقل مکان کنم. (relocate به معنای جابه‌جایی به یک مکان جدید است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Log به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Log به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Log به فارسی با مثالهای کاربردی

    کنده یا شاخه‌ای ضخیم، قسمتی از یک درخت است که بریده شده. تا قبل از این که چوب آن برای مصارف مختلف آماده شود، به صورت یک تکه چوب بزرگ باقی می‌ماند.

    چوب‌بُر به فردی گفته می‌شود که درختان را قطع می‌کند و از آن‌ها کنده یا چوب تهیه می‌کند.
    این کنده‌ها معمولاً روی هم انباشته می‌شوند و بعداً برای ساختن خانه، تولید کاغذ و ساخت انواع محصولات چوبی به کار می‌روند.
    کلبه چوبی نوعی خانه ساده است که با استفاده از کنده‌های درخت ساخته می‌شود.
    آبراهام لینکلن، رئیس‌جمهور معروف آمریکا، در چنین کلبه‌ای بزرگ شد.
    وقتی این چوب‌ها خشک باشند، برای روشن کردن آتش نیز استفاده می‌شوند.
    مثلاً ممکن است کسی بگوید: «یک کنده دیگر روی آتش بگذار.»

     
    عبارت‌هایی هم هستند که از کلمه «کنده» یا «log» استفاده می‌کنند:
    مثلاً «یک برآمدگی روی کنده» کنایه از کسی است که هیچ کاری انجام نمی‌دهد.

    نگو: «فقط مثل یک برآمدگی روی کنده نشسته‌ای! بلند شو و کاری بکن!»
    یا: «هر وقت غریبه‌ای از جلوی خانه‌مان رد می‌شود، سگم دقیقاً مثل یک کنده بی‌حرکت می‌نشیند.»

    خوابیدن مثل کنده = خواب بسیار سنگین و راحت

    تام گفت دیشب مثل یک کنده خوابیده بود.
    اگر روز پرکاری داشته باشید، احتمالاً شب مثل کنده می‌خوابید.
    من هم دیشب خوابی بسیار سنگین داشتم.

     
    کاربردهای دیگری هم برای کلمه «log» وجود دارد. این کلمه می‌تواند به معنی ثبت و نگهداری اطلاعات هم باشد.

    مثلاً کاپیتان یک کشتی، دفترچه یا گزارشی دارد که مسیر و حرکت کشتی را در آن یادداشت می‌کند.
    کاپیتان کرک در مجموعه پیشتازان فضا، همیشه گزارش سفرهای فضاپیمای اِنتِرپرایز را به‌روز می‌کرد.
    یک وبلاگ هم در واقع نوعی گزارش اینترنتی است که مدیر سایت یا یک شرکت، برای اطلاع‌رسانی به بازدیدکنندگان یا انتشار اخبار از آن استفاده می‌کند. (واژه «بلاگ» از ترکیب دو کلمه web + log ساخته شده.)
    یک گزارش الکترونیکی می‌تواند نشان دهد بازدیدکنندگان یک سایت از کجا آمده‌اند و چقدر در سایت مانده‌اند.
    من معمولاً گزارش گفت‌وگوها را در اتاق چت این سایت بررسی می‌کنم.
    وقتی کسی نام کاربری و رمز خود را وارد می‌کند، در واقع دارد به سایت «ورود» می‌کند.
    مثلاً: «وارد حساب کاربری خود شوید.»

     
    نکته: برای فعل «ورود کردن» چند شکل رایج وجود دارد:
    – Log in to your account.
    – Login to your account.
    – Log into your account.

    همگی به یک معنا هستند و منظور وارد شدن به حساب کاربری است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Long به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Long به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Long به فارسی با مثالهای کاربردی

    خواستن عمیق چیزی را در انگلیسی می‌توان با کلمه «long» بیان کرد. این کلمه علاوه بر معنای «طولانی»، می‌تواند به عنوان یک فعل نیز به کار رود. وقتی شما برای چیزی «long» می‌کنید، یعنی اشتیاق و میل شدیدی به آن دارید.

    برتا عمیقاً آرزو دارد نزد خانواده‌اش در السالوادور بازگردد.
    کلیتون آرزوی یک زندگی بهتر برای بچه‌هایش را در دل دارد.
    حسنی مشتاق دیدار همسر و فرزندانش است.
    من شدیداً هوس یک پیتزای عالی و به سبک شیکاگو را کرده‌ام.
    لیودمیلا سال‌های زیادی آرزوی یک خانه را در سر می‌پروراند، اما وقتی در نهایت صاحب خانه شد، خیلی زود فهمید که چقدر کار و زحمت نیاز دارد.

     
    طبیعتاً، از کلمه «long» به عنوان یک صفت نیز برای توصیف اندازه و مدت چیزی استفاده می‌شود:

    او موهای بسیار بلندی دارد.
    او ساعت‌های زیادی کار می‌کند.
    این کتاب بسیار بلند است. (صفحه‌های زیادی دارد و خواندن آن مدت زمان زیادی طول می‌کشد.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.