معنی کلمه Free به فارسی با چند مثال

Meaning and usage of free word

بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

ترجمه کلمه Free به فارسی با مثالهای کاربردی

ما معمولاً کلمه “free” (رایگان) را به صورت صفت یا فعل به کار می‌بریم. این کلمه کاربردهای متنوع و جالبی دارد. احتمالاً بیشتر مواقع آن را به عنوان صفت می‌شنوید، وقتی چیزی کاملاً بدون هزینه است:

این کتاب‌ها رایگان هستند. (نیازی نیست برای آن‌ها پولی بپردازید.)
دیشب یک کنسرت رایگان تماشا کردیم.
می‌توانید از این وب‌سایت به رایگان استفاده کنید.

همچنین از “free” برای صحبت درباره شرایط زندگی و آزادی‌های فردی و اجتماعی استفاده می‌شود:

راحت باش و هر چه می‌خواهی بگو.
آیا در کشور محل زندگی‌ات، احساس آزادی در بیان عقاید خود داری؟
در طول کنفرانس، آزاد هستی که هر زمان خواستی بیایی یا بروی.
وقتی بازنشسته شوی، هر روز می‌توانی هر کاری که دوست داری انجام دهی.
امروز بعدازظهر وقت آزاد داری؟ (آزاد = وقت داشتن)
چه ساعتی وقت خالی داری؟

برای بیان نبودن چیزی نیز می‌توان “free” را به پایان یک اسم اضافه کرد:

این نوشابه بدون قند است. (قند ندارد.)
او زندگی بی‌دغدغه‌ای دارد. (هیچ نگرانی ندارد.)
او در نهایت از شر سرطان خلاص شد. (سرطان کاملاً از بین رفته است.)

به عنوان فعل، کلمه “free” به معنای آزاد کردن یا رها کردن چیزی است.

ساده گذشته فعل ماضی
free

آزاد شدن

freed

آزاد شد

freed

آزاد شده

تیم قفس خرگوش را باز کرد و به او آزادی داد. (او اجازه داد خرگوش از قفس بیرون بیاید.)
آن مرد بعد از هشت سال زندانی بودن، از زندان آزاد شد.
می‌توانی زمانی را خالی کنی تا هفتهٔ بعد همدیگر را ببینیم؟
تانیا با پرداخت کامل بدهی‌های کارت‌های اعتباری‌اش، خودش را از قید و بند بدهی‌ها رها کرد.
آبراهام لینکلن با صدور «اعلامیه آزادی بردگان»، برده‌ها را از اسارت نجات داد.

فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را که با حرف A آغاز می‌شوند ببینید، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید.
همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

دیدگاه‌ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *