دسته: آموزش زبان

  • معنی کلمه Flunk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flunk به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flunk به فارسی با مثالهای کاربردی

    لغت “flunk” به معنای شکست خوردن یا انجام ندادن کاری به شکلی که از شما انتظار می‌رود، است. این کلمه معمولاً برای صحبت دربارهٔ درس و مدرسه بین دانش‌آموزان به کار می‌رود، اما می‌توان از آن در موقعیت‌های دیگر زندگی هم استفاده کرد.

    * من در امتحانم شکست خوردم.
    * گابریل می‌ترسد در امتحان پایان‌ترمش مردود شود.
    * دایان به خاطر قبول نشدن از دانشکده پزشکی اخراج شد.
    * اگر نمی‌خواهی از مدرسه اخراج شوی، باید درس بخوانی.
    * یوسف در حال شکست خوردن در کلاس ریاضی‌اش است.
    * خانم رابرتز به این معروف است که شاگردانش را مردود می‌کند. (دانش‌آموز در امتحان شکست می‌خورد؛ معلم دانش‌آموز را مردود می‌کند.)
    * اگر در امتحان رانندگیت قبول نشوی، چه کار می‌کنی؟
    * رئیس شرکت در حال کوتاهی در انجام مسئولیت‌هایش است.

     

    همچنین، شکل صفتی این کلمه، “flunkey” است که برای توصیف کسی به کار می‌رود که کارهای پست و دون‌شأن را برای رئیس یا مافوق خود انجام می‌دهد.

    * به نظر می‌رسد رئیس‌جمهور بالاتر از قانون می‌ماند، در حالی که نوکرانش به زندان می‌روند.
    * دستورات حمل کالاهای دزدیده شده توسط نوکران رئیس اجرا شد.
    * استیون از این که نوکر رئیسش باشد خسته شده است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Flush به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Flush به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Flush به فارسی با مثالهای کاربردی

    سیفون کردن به معنای استفاده از آب برای پاک کردن و دور ریختن مواد برای رعایت بهداشت یا نگهداری است.

    وقتی در حمام صدای سیفون توالت را می‌شنوید، یعنی فرد استفاده از سرویس بهداشتی را تمام کرده است.
    اگر سیفون توالت درست کار نکند، شاید لازم باشد یک لوله‌کش بیاورید تا آن را تعمیر کند.
    توالت، آب را از داخل ساختمان به سیستم فاضلاب هدایت می‌کند.
    اگر کسی گوشش زیاد جرم بگیرد، ممکن است لازم باشد نزد پزشک برود تا جرم‌ها از مجرای گوشش شسته و پاک شود.
    اگر مواد شیمیایی خطرناک به چشمتان رفت، باید فوراً چشمانتان را با آب بشویید.
    شیرهای آتشنشانی را هم باید هر از گاهی سیفون کرد تا مواد زائد و رسوبات داخل لوله‌ها خارج شوند.
    قبل از انجام کولونوسکوپی، فرد باید با نوشیدن مایعات مخصوص، دستگاه گوارش خود را کاملاً پاک کند.

     
    گاهی هم از کلمه «فلاش» برای زمانی استفاده می‌کنیم که چیزی کاملاً در کنار چیز دیگری و در امتداد آن قرار گرفته باشد.

    مبل کاملاً چسبیده به دیوار است.
    صندلی کاملاً در کنار میز قرار دارد.
    در گوگل داکس می‌توانید از نوار ابزار استفاده کنید تا متن را کاملاً به چپ یا کاملاً به راست همراستا کنید.
    (کاملاً چپ = تمام متن به سمت چپ؛ کاملاً راست = تمام متن به سمت راست)
    یک پنکه سقفی که کاملاً به سقف چسبیده، یعنی هیچ فاصله‌ای با سطح سقف ندارد.

     
    کلمه «فلاش» در برخی از بازی‌های کارتی هم یک اصطلاح خاص است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی به‌همراه معنی و مثال، بر اساس ترتیب الفبایی مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fly به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fly به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fly به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه «پرواز» به معنای حرکت کردن در هوا است. خیلی چیزها هستند که در آسمان پرواز می‌کنند.

    ساده گذشته فعل ماضی
    fly

    پرواز کن

    flew

    پرواز کرد

    flown

    پرواز کرده

    پرنده‌ها در آسمان پرواز می‌کنند.
    خیلی از حشرات هم می‌توانند پرواز کنند.
    هواپیماها بین شهرها و کشورها جابه‌جا می‌شوند.
    آیا تو هم دوست داری پرواز کنی؟
    تا حالا سوار هواپیما شده‌ای؟
    آیا تا به حال بادبادک هوا کرده‌ای؟ بادبادک بازی یعنی اینکه بادبادک را به پرواز دربیاوری.
    یک بادکنک پر از گاز هلیوم می‌تواند خیلی بالا در آسمان برود.
    همین الآن یک هلیکوپتر از بالای خانۀ من به طرف بیمارستان پرواز کرد.

    گاهی از کلمۀ “پرواز” در موقعیت‌های دیگر هم استفاده می‌شود:
    زمان به سرعت می‌گذرد.
    سال‌ها خیلی تند می‌گذرند.
    وقتی پنجره باز شد، تندباد باعث شد کاغذهای روی میز من همه‌جا پراکنده شوند.
    وقتی ماشین خیلی تند حرکت می‌کند، انگار در حال پرواز است.
    یک ماشین پلیس با سرعت زیاد رد شد تا کسی را تعقیب کند.
    اجازه نده یک فرصت خوب از دست برود.
    الان باید بروم (یعنی باید سریع حرکت کنم).

    کلمۀ “flight” به عنوان اسم به کار می‌رود:
    پرنده وقتی می‌خواهد از جایی دور شود، پرواز می‌کند.
    قبل از اینکه پرواز به واقعیت تبدیل شود، انسان فقط آن را در رویاهایش می‌دید.
    آیرودینامیک، دانش مطالعه‌ی پرواز است.
    پرواز از آمریکا به اروپا تقریباً شش تا هفت ساعت طول می‌کشد، بستگی دارد از کجا بروی و به کجا برسی.

    وقتی “fly” به عنوان اسم استفاده می‌شود، معمولاً به معنای مگس یا زیپ شلوار است:
    هر جا غذا باشد، مگس‌ها هم پیدا می‌شوند.
    بعضی مگس‌ها بیماری‌ها را منتقل می‌کنند.
    یک مگس توی اتاق است و صدای وزوز می‌دهد.
    زیپ شلوارت را چک کن که بسته باشد.
    فکر کنم زیپ شلوارت باز است.
    زیپت را ببند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست کامل واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Foam به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Foam به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Foam به فارسی با مثالهای کاربردی

    فوم یا کف، ماده‌ای است که وقتی یک مایع خاص حباب درست می‌کند، به وجود می‌آید. این ماده معمولاً در جاهای طبیعی که آب فراوان است دیده می‌شود. علاوه بر این، در بعضی از شوینده‌ها و نوشیدنی‌هایی مثل آبجو هم کف پیدا می‌کنیم:

    – وقتی آبجو را داخل لیوان می‌ریزیم، روی آن کف تشکیل می‌شود. (در این جمله «کف کردن» به عنوان فعل به کار رفته است.)
    – بعد از ریختن آبجو در لیوان، یک لایه کف روی آن ظاهر می‌شود. (در اینجا «کف» نقش اسم دارد.)
    – اگر آبجو را درست نریزیم، ممکن است کف آن بیش از حد شود. (این جمله از صفت «کفی» یا پرکف استفاده کرده است.)
    – وقتی کوکاکولا را روی یخ بریزیم، کف می‌کند.
    – دیروز که برای شنا رفتیم، دیدیم کنار ساحل کف زیادی جمع شده بود.
    – وقتی موج‌های دریا یا دریاچه‌های بزرگ به ساحل برخورد می‌کنند،看上去 مثل این است که آب کف می‌کند.
    – اگر آب را داخل ظرفی پر از صابون اسپری کنید، روی آب کف تشکیل می‌شود.
    – اگر دهان سگ کف کند، ممکن است نشانه بیماری جدی باشد.
    – اگر انسانی از دهانش کف بیاید، ممکن است بسیار عصبانی یا دیوانه باشد. (عبارت «کف کردن از دهان» در مورد افراد، یک اصطلاح است و منظور این نیست که واقعاً کف از دهانشان خارج می‌شود.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحهٔ «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Follow به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Follow به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Follow به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “دنبال کردن” یک فعل است و زمانی به کار می‌رود که چیزی یا کسی، پشت سر چیز یا شخص دیگری حرکت کند یا بیاید.

    ماشین آبی در پیست، ماشین قرمز را دنبال می‌کند.
    بچه‌ها به دنبال معلمشان وارد مدرسه شدند.
    بعد از بهار، تابستان می‌آید و بعد از پاییز، زمستان.
    یک مظنون به جرم، برای چندین هفته تحت نظر پلیس بود.
    بلافاصله بعد از طوفان مخرب، فریادها برای کمک بلند شد.
    دختر به پسر گفت که دست از دنبال کردنش بردارد.

     
    گاهی اوقات، “follow” به معنای فهمیدن حرف‌های یک نفر یا عمل کردن به دستورات است:

    متوجه می‌شوی؟ (حرف‌های مرا می‌فهمی؟)
    او به دستورالعمل‌های معلم عمل نمی‌کند.
    اگر راهنما را قدم به قدم انجام ندهی، اشتباه خواهی کرد.
    با انجام دقیق مراحل یک دستور پخت، تقریباً می‌توان هر غذایی را درست کرد.

     
    گاهی حرف اضافه “up” به آن اضافه می‌شود و “follow up” می‌سازد. “Follow up on something” یعنی مطمئن شوی که یک کار به خوبی انجام شده یا مشکلی ندارد.

    بعد از جلسه، سرپرست ما برای یادآوری حرف‌هایمان به همه، یک ایمیل فرستاد.
    چند روز بعد از اینکه هریت از بیمارستان مرخص شد، دکتر به او سر زد تا از خوب بودن حالش مطمئن شود.
    ممنون که این موضوع را پیگیری کردی!

     
    کلمه “following” گاهی به صورت صفت به کار می‌رود:

    وقتی یخچال باب خراب شد، او هفته بعد یک یخچال جدید خرید. (یعنی هفته بعد از آن)
    بعد از اینکه از فوت مادرش باخبر شد، روز بعد رفت تا پیش اعضای خانواده باشد. (یعنی روز بعد از آن روز)

     
    بعضی وقت‌ها هم کلمه “follow” نشان‌دهنده علاقه و توجه زیاد به چیزی است:

    چه ورزش‌هایی را دنبال می‌کنی؟
    اخبار را پیگیری می‌کنی؟
    آیا اخیراً اتفاقات خاورمیانه را دنبال کرده‌ای؟
    هیلاری کلینتون طرفداران زیادی دارد که به او به عنوان یک رهبر ایمان دارند. (فردی که شخص دیگری را دوست دارد یا می‌ستاید.)
    او هواداران بسیار زیادی دارد. (جمعیت بزرگی از مردم که از کسی حمایت می‌کنند.)
    او یک علاقه‌مند واقعی به مد است.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ مربوط به کلمات پرکاربرد انگلیسی با حرف A سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ کلمات پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fog به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fog به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم!

    ترجمه کلمه Fog به فارسی با مثالهای کاربردی

    مه زمانی به وجود می‌آید که مقدار زیادی بخار آب نزدیک سطح زمین جمع شود. این پدیده معمولاً در دره‌ها و نزدیکی منابع آبی بزرگ دیده می‌شود.

    کلمه «مه» یک اسم است:

    – روی دریاچه مقداری مه وجود دارد.
    – وجود مه می‌تواند رانندگی را پرخطر کند.
    – مه معمولاً از سمت دریاچه‌های بزرگ یا اقیانوس‌ها به آرامی پیش می‌آید.

    کلمه «مه‌آلود» یک صفت است. از این کلمه هم برای توصیف هوای بیرون استفاده می‌شود و هم برای بیان حالت بخار گرفته‌ی سطوحی مثل آینه و شیشه:

    – بعضی وقت‌ها وقتی در روز سرد وارد خانه می‌شوم، عینکم کاملاً مه‌آلود می‌شود.
    – اگر دوش آب گرم و طولانی بگیرید، آینهٔ حمام مه‌آلود خواهد شد.
    – لندن به خاطر هوای مه‌آلودش معروف است.
    – امروز هوا بسیار مه‌آلود است.

    گاهی از «مه» به عنوان فعل نیز استفاده می‌شود:

    – در زمستان، اگر ماشینم را بیرون پارک کنم، شیشهٔ جلوی آن زیاد بخار می‌گیرد.
    – شیشهٔ جلوی آن مغازه کاملاً بخار گرفته، چون سیستم تهویه* آن خوب کار نمی‌کند.

    * تهویه: جابه‌جایی هوا و خارج کردن رطوبت از فضای داخلی به بیرون

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «کلمات کاربردی انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «کلمات پرکاربرد انگلیسی با معنی و مثال بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Folk به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Folk به فارسی با چند مثال

    بیایید همین امروز یک واژه تازه انگلیسی را با هم یاد بگیریم!

    ترجمه کلمه Folk به فارسی با مثالهای کاربردی

    آیا تا به حال سوار ماشین فولکس‌واگن شده‌اید؟ در زبان آلمانی، کلمه «فولک» به معنای «مردم» است. این کلمه در انگلیسی هم برای اشاره به افراد به کار می‌رود. حرف «L» در کلمه «فولک» خوانده نمی‌شود و معمولاً این کلمه به شکل جمع استفاده می‌شود.

    درود بر همه!
    حال و احوال همه چطوره؟
    امشب می‌رم شام با خانوادم. (گاهی از کلمه «فولکس» برای اشاره به پدر و مادر استفاده می‌شه.)
    والدینتون چطورن؟ (یعنی پدر و مادرت چطورن؟)
    همسایه‌هامون آدم‌های خیلی خوبی هستن. (فولکس یعنی مردم.)
    همه بابی و لیندا رو دوست دارن چون آدم‌های ساده و معمولی‌ای هستن.
    دلورس می‌گه بیشتر فامیل‌هاش در ناحیه شرقی ساحل زندگی می‌کنن. (کین‌فولک یعنی اعضای یک خانواده بزرگ.)

    علاوه بر این، فولک به سبکی از موسیقی، هنر و ادبیات گفته می‌شود که توسط مردم عادی خلق شده یا نشان‌دهنده آرزوها و خواسته‌های آنان است:
    آهنگ‌های محلی رو دوست دارید؟

    باب دیلن یک موزیسین فولک است. او به خاطر ترانه‌های محلی‌ای که در دهه ۱۹۶۰ نوشت و اجرا کرد، معروف شده است.
    رقص محلی، نوعی رقص سنتی است که مردم به عنوان بخشی از فرهنگشان یاد می‌گیرند و انجام می‌دهند.
    هنرهای محلی ساده و پررنگ و لعاب هستند. این آثار را معمولاً هنرمندان غیرحرفه‌ای خلق می‌کنند.
    حتی وسایل کاربردی مثل لیوان‌های حکاکی‌شده با دست هم جزو هنرهای عامیانه به حساب می‌آیند.
    افسانه‌های محلی، داستان‌هایی هستند که بین مردم یک منطقه یا یک فرهنگ رایج و شناخته‌شده هستند.
    یک قهرمان محلی، کسی است که علیه حکومت‌ها یا پادشاهان ستمگر می‌جنگد و از مردم دفاع می‌کند.
    رابین هود یک قهرمان محلی است.

    (این یک اصطلاح است که نشان می‌دهد چیزی به نتیجه رسیده یا تمام شده است.)

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.
     

  • معنی کلمه Foot به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Foot به فارسی با چند مثال

    امروز می‌خواهیم با هم یک واژه تازه انگلیسی آشنا شویم

    ترجمه کلمه Foot به فارسی با مثالهای کاربردی

    دو کاربرد اصلی برای واژه «فوت» وجود دارد.

    اولین کاربرد، مربوط به بخشی از بدن است. افراد معمولاً کفش به پاهای خود می‌کنند. اگر کفش نپوشند، پابرهنه راه می‌روند. مثلاً من خودم دوست دارم با پاهای برهنه در خانه راه بروم.

    دومین کاربرد این کلمه، به عنوان یک واحد اندازه‌گیری است. بسیاری از مردم در آمریکا با سیستم متریک آشنایی کاملی ندارند و به جای آن از واحدهایی مانند اینچ، فوت و یارد استفاده می‌کنند. هر فوت برابر با ۱۲ اینچ (حدود ۰.۳ متر) است و هر یارد نیز شامل سه فوت می‌شود. برای مثال، قد من تقریباً شش فوت است (یعنی نزدیک به ۱.۸ متر).

    نکته مهم در استفاده از این واحدهای اندازه‌گیری این است که وقتی آن‌ها را با عدد به کار می‌بریم تا طول، ارتفاع یا فاصله را بیان کنیم، اگر قبل از اسم بیایند، معمولاً به صورت جمع به کار نمی‌روند.

    مثلاً:
    – طول میز، هشت فوت است.
    – می‌گوییم: یک میز هشت‌فوت (در اینجا بین عدد و واحد خط فاصله می‌آوریم).
    – ارتفاع سقف، هشت فوت است.
    – می‌گوییم: یک سقف هشت‌فوت.
    – آب دریاچه ناگهان تا عمق ۲۰ فوت پایین می‌رود.
    – می‌گوییم: یک افت ۲۰‌فوت در این دریاچه وجود دارد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست همهٔ واژه‌هایی را ببینید که با حرف A آغاز می‌شوند، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر اساس حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه Fool به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه Fool به فارسی با چند مثال

    بیایید امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد بگیریم

    ترجمه کلمه Fool به فارسی با مثالهای کاربردی

    کلمه “fool” به کسی گفته می‌شود که به سادگی فریب می‌خورد و چیزهایی را باور می‌کند که واقعی نیستند. چنین فردی معمولاً در تشخیص درست از نادرست مشکل دارد و به اصطلاح، “ساده‌لوح” یا “زودباور” است. در زبان فارسی معمولاً به این شخص “احمق” می‌گوییم.

    اسم فعل صفت قید
    fool

    احمق

    fool

    احمق

    foolish

    احمقانه

    foolishly

    احمقانه

    تاد ساده‌لوح است که فکر می‌کند مری قبول می‌کند با او قرار بگذارد. (در این جمله “Fool” به عنوان اسم به کار رفته است.)
    دوستانش او را گول زدند تا باور کند که مری به او علاقه دارد. (در این جمله “Fool” به عنوان فعل استفاده شده است.)
    بعد از اینکه از مری درخواست قرار کرد و جواب رد شنید، احساس کرد رفتارش احمقانه بوده است. (کلمه “Foolish” یک صفت است.)
    تاد به طور احمقانه‌ای باور کرده بود که دوستانش راست می‌گویند. او باید بیشتر فکر می‌کرد. (کلمه “foolishly” یک قید است.)

    این کلمه خوبی برای یادگیری است چون معمولاً در حرف زدن روزمره استفاده می‌شود:

    با آن ور نرو. (دست نزن به آن.)
    کوین گرفتار شد که داشت با زن دیگری رابطه داشت. (او خارج از ازدواجش با کس دیگری ارتباط برقرار کرده بود.)
    احمق نباش! (این کار را نکن. این فکر را نکن. برای چنین چیزی برنامه‌ریزی نکن.)
    من شوخی نمی‌کنم. / من بازی نمی‌کنم. (دارم حقیقت را می‌گویم. جدی می‌گویم.)
    یک بار مرا فریب بده، تقصیر توست. دو بار مرا فریب بده، تقصیر خودم است. (اگر کسی دو بار فریب بخورد، تقصیر خودش است.)

    توجه: امروز اول آوریل است. در این روز مردم سعی می‌کنند همدیگر را گول بزنند و کاری کنند دیگران چیزهای غیرواقعی را باور کنند.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    برای دیدن فهرست همهٔ واژه‌هایی که با حرف A آغاز می‌شوند، می‌توانید به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین، اگر می‌خواهید به فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین دسترسی داشته باشید، به صفحهٔ «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه معنی و مثال بر پایهٔ حروف الفبا» مراجعه کنید.

  • معنی کلمه For به فارسی با چند مثال

    معنی کلمه For به فارسی با چند مثال

    امروز با هم یک واژه تازه انگلیسی یاد می‌گیریم!

    ترجمه کلمه For به فارسی با مثالهای کاربردی

    او در حال ژست گرفتن برای یک عکس است.
    کاشت گل در جعبه‌های پنجره بسیار مناسب است.
    خوردن بروکلی برای سلامتی مفید است.
    او برای دوستانش مشغول درست کردن غذاست.
    او در یک بانک کار می‌کند و برای شغلش باید کت و شلوار بپوشد.
    این مورچه‌خوار در جستجوی غذاست.
    او به دنبال دستشویی می‌گردد.
    لازم است برای ماشینت روغن بخری.
    او برای پسرش آب‌نبات پنبه‌ای می‌خرد.

    فرهنگ لغت ضروری انگلیسی

    اگر می‌خواهید فهرست کاملی از واژه‌های انگلیسی که با حرف A آغاز می‌شوند را ببینید، به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی با حرف A» سر بزنید. همچنین برای استفاده از فرهنگ لغت انگلیسی مجله آنبین، می‌توانید به صفحه‌ی «واژه‌های پرکاربرد انگلیسی همراه با معنی و مثال، بر پایه‌ی حروف الفبا» مراجعه کنید.